| مستندات تکان دهنده از نمایش «هدا گابلر» |
شاید وقتی «هنریک ایبسن» در تئاتر رزیدنز (Residenz) مونیخ صدای سوت و تمسخر مردم را در اعتراض به نمایشنامه اش می شنید،(1) فکرش را هم نمی کرد که روزی همان نمایشنامه، با همان مختصات و مشخصات در کشوری اسلامی به روی صحنه رود و این بار عده ای اندک برای تماشای آن لحظه شماری کنند و به نشانه احترام کلاه از سر بردارند. متن، همان متن است و «ایبسن» همچنان گستاخانه به اصول اخلاقی و انسانی می تازد، اما آقای کارگردان اصرار دارد که شخصیت اصلی نمایش را زنی اخلاقی و مثبت ببیند،(2) شخصیتی که حتی نویسندگان و منتقدین غربی هم او را یک «نابغه شیطانی، فاسد و یک هیولای مونث» می نامند.(3)یک کارگردان ایرانی مقیم کانادا (وحید رهبانی) این روزها نمایشی به نام «هدا گابلر» را در تئاتر شهر روی صحنه برده است که وقتی «کلمنت اسکات» در لندن به تماشای آن نشست، در روزنامه «دیلی تلگراف» نوشت: «چه داستان وحشتناکی! چه نمایشنامه کریهی!» (4) نمایشی در قلب یک کشور اسلامی و در سالن چهار سوی تئاتر شهر تهران مجوز اجرا می گیرد که منتقد دیگر انگلیسی نیز در تفسیر آن می نویسد: «هدا گابلر، نمایشی پیش پا افتاده و معمولی با فضایی بد و اخلاقیات کثیف و آلوده ]...[ است. روح هدا یک روح ظالم با تأثیری ناپاک روی انسانیت است.(5) و عجیب تر آنجاست که کارگردان این نمایش چنین شخصیت ناپاکی را که به قول «آلفرد سیندینگ لارتین»: «یک هیولای مونث است» (6) با زنان و دختران پاک دامن ایرانی مقایسه می کند! او هدا (شخصیت زن اصلی داستان) و شیوه زندگی ناپاک و ازدواج او را بسیار نزدیک به بانوان ایرانی می داند (7) و به نظر می رسد این توهین و گستاخی علیه هم وطنانش را از «هنریک ایبسن» آموخته باشد؛ کسی که آنچنان بی مهابا به سنت ها و ارزش ها و اصول اخلاقی حمله می کرد که هیچکس حاضر به حمایت از او در برابر واکنش های انتقادی مردم نبود. (8) این هنرمند(!) سابقاً ایرانی و مقیم کانادا فرسنگ ها راه را دوان دوان طی کرده تا برای مردم شریف کشورمان نمایشی را به روی صحنه ببرد که جز تعارض و ضدیت با اصول اخلاقی و انسانی دستاورد دیگری به ارمغان نمی آورد! نمایشی که هیچ سنخیتی با فرهنگ اسلامی و بومی ما ندارد. البته این اولین اثر وی در ستیز با ارزش های اسلامی نیست. او پیش از این نمایش «در انتظار گودو» اثر «بکت» را در سال 1377به روی صحنه برده بود. داستانی که حتی مرحوم دکتر «علی شریعتی» در باره آن می گوید: «بکت در ] داستان[ در انتظار گودو، انتظار را امری پوچ معرفی می کند» (9) و همین نمایش است که مورد توجه سفیر وقت فرانسه قرار می گیرد و از او و اعضای گروه برای اجرای آن در جشنواره «نانتز » دعوت به عمل می آورد. (10) او همچنین علاوه بر فیلم «سیزده» که در سال 1382 بدلیل نداشتن حجاب اسلامی بازیگر اصلی (هدیه تهرانی) توقیف شد در سال 1386 نیز نمایش دیگری در تورنتو به نام «ناموس پرستان» نوشته «غلامحسین ساعدی» (نویسنده فراری ضد انقلاب و عامل ساواک ستم شاهی) را به روی صحنه برد و در آن از نشان دادن هرگونه اعمال خلاف عفت و ترویج همجنس گرایی دریغ نکرد. (11) «وحید رهبانی» این نمایش را با بازی دوستان خود «لوون هفتوان» مقاله نویس نشریه گذار و «ساسان قهرمان» سردبیر نشریه اینترنتی «گذار» به اجرا درآورد؛ نشریه ای که تحت حمایت مستقیم و همه جانبه «خانه آزادی» Freedom House است و این روزها ارتباط «خانه آزادی» و نشریه «گذار» با سرویس جاسوسی آمریکا (CIA) حتی برای ایرانیان خارج از کشور هم آشکار و علنی شده. (12) کارگردان نمایش سخیف «هدا گابلر» که با یک جستجوی ساده می شود نام او را در کنار نام های مطرودی چون محسن مخملباف، شهرنوش پارسی پور، عباس میلانی و اسماعیل خویی و زیر بیانیه ای ضد ایرانی دید، 10 روز پس از برگزاری انتخابات باشکوه 22 خرداد 1388، نظام جمهوری اسلامی را «تهدیدی برای صلح جهانی» می خواند.(13) حالا این ایرانی سابق برایمان از فرنگ سوغات آورده! سوغات او، نمایش «هدا گابلر» نوشته «هنریک ایبسن» است، نویسنده ای که سازمان های اطلاعاتی غرب آثارش را بسیار می پسندند، چنانکه سرویس جاسوسی OSS (سازمان سلف (CIA) آثار او را در لیست کتاب های مطلوب نظام لیبرال سرمایه داری قرار داد. (14) آنها این آثار را به خورد مردم جهان می دهند تا آنان را در دام غرایز حیوانی اسیر کنند و بعد از «مسخ انسانیت» راه را برای تسلط سرمایه داران جهانخوار باز کنند. و البته انتشاراتی مثل «پنگوئن» آثار این نویسنده را منتشر می کند؛ (15) ناشری که وابستگی اش به سرویس جاسوسی M16 انگلستان زبانزد خاص و عام است. رهبانی نمایش «هدا گابلر» را در تئاتر شهر به روی صحنه برده است تا رفتارهای قبیح و زننده را برای مردم ما عادی جلوه دهد و چشم ها را به بی شرمی و بی عفتی بنوازد. کاری که امثال «ایبسن» با جامعه نروژ و اروپا کردند و اخلاق زدایی به جایی رسید که امروزه «ازدواج همجنس گرایان» در نروژ و برخی کشورهای اروپایی، «قانونی» تلقی می شود! اما داستان از این هم فراتر می رود؛ رهبانی در سال 1387 با نشریه «چکاوک هفته» به سردبیری «خسرو شمیرانی» (از رابطان سیامک پورزند با CIA و از بهائیان سرشناس و مدافع سینه چاک این فرقه ضاله) به همکاری پرداخت. (16) و «شمیرانی» نیز در نشریه «هفته» (چاپ کانادا) سخن به مدح و ثنای (وحید رهبانی) می گشاید و او را از بهترین کارگردانان تئاتر و درخششی دیگر در آسمان مونترآل معرفی می کند! (17) اجرای نمایش «هدا گابلر» در ایران آنقدر برای رسانه های اپوزیسیون برانداز مقبول افتاده که وقتی فریادی در اعتراض به آن بلند می شود، سایت «صدای آمریکا» (VOA) خود را ملزم به دفاع و حمایت از این نمایش و کارگردان آن می بیند! (18) از 15 دی ماه «تئاتر شهر» و سالن «چهارسو» جولانگاه تفکرات انحرافی «هنریک ایبسن» و اهداف ضد دینی نمایش «هدا گابلر» بود؛ تفکراتی که «هان دان کوت»، منتقد ادبی، درباره آن می گوید: «به نظر می رسد ] پیام آثار ایبسن[ فقط ناامیدی باشد. نه معنی، نه هدف، یک خودکشی ساده در پایان، یک زندگی مطلقاً بی هدف...»(19) هدا (شخصیت اول نمایش) همانطور که «بردو مورگن» می گوید: «نامتعارف، گنگ، روانشناسی غیرطبیعی، تاثیری پوچ و عبث» (20) است و مانند اغلب آثار ایبسن آنقدر «سنت ستیز» است که همه را علیه خودش می شوراند(21) و نمایش آن حتی در مونیخ، برلین، استکهلم، گوتنبرگ، کپنهاگ و لندن با اعتراضات گسترده مردم و مطبوعات و در نهایت با شکست مواجه شد. (22) پس چرا این روزها علیرغم توقیف نمایش با هوشیاری مسئولان عالی نظام و قوه قضائیه، باز هم جناب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون محترم هنری ایشان سنگ حمایت از آن را به سینه می زنند و در برابر سیل انتقادات، صدور مجوز اجرایش را توجیه می نمایند؟! انگار ما به خواب زمستانی رفته ایم که مجوز اجرای چنین نمایشی به کارگردانی چنین فردی را صادر می کنیم! و انگار قصد بیدار شدن هم نداریم که مقامات عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از استمرار اجرای چنین نمایشی حمایت می کنند. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی که ما در اعتقادات اسلامی و شخصیت انقلابی ایشان تردید نمی کنیم، کجای این نمایش سراسر پوچ را مطابق با ملاحظات شرع اسلام و در راستای اهداف انقلاب دیده اند و مگر امام خمینی(ره) در «پیام هنر متعهد» ما نفرمود: «تنها هنری مورد قبول اسلام است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام ائمه هدی- علیهم السلام- اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. (23) کاش به وصیت حضرت روح الله گوش جان می سپردیم که فرمودند: «وصیت این جانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصاً عصر حاضر که ویژگی خاص دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند» (24) امامی که راه را نشانمان داد و ما این روزها قدر نعمت نمی دانیم که افکار و سخنانش در کنج گنجه هامان خاک می خورد! اما امروز هم برای شروع، دیر نیست و مسئولین مؤمن و مذهبی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می توانند به این آقایان سابقاً ایرانی بفهمانند که آدرس را اشتباه آمده اند: اینجا ایران است، سرزمینی که با خون هزاران شهید زنگارهای کفر و وابستگی شرق و غرب را از چهره شست و به مکتب اسلام ناب محمدی(ص) رسید. اینجا ایران است و مردم و مسئولین غیرتمند آن اجازه نمی دهند هر تازه از غرب رسیده ای برای ما سوغات فرنگ بیاورد؛ آن هم با طعم پوچ آمریکایی! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ¤ منابع در آرشیو «دفتر پژوهش های موسسه کیهان» موجود است. |
| نفوذ منافقین در بیت شیخ ساده لوح |
| مهدی هاشمی فرزند سید محمد در سال 1323 در اصفهان و در خانواده ای مذهبی بدنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی بنا به اصرار پدرش راهی حوزه علمیه اصفهان شد و پس از شش سال تحصیل در آنجا به دعوت برادرش هادی که در قم سکونت داشت رهسپار این شهر شده و ادامه تحصیلات خود را در مدرسه حجتیه پی گرفت. حضور مهدی هاشمی در قم مقارن با اوج گیری نهضت امام خمینی بود که وی نیز در این دوران فعالیت های محدودی با الهام از تفکرات مارکسیستی انجام می دهد و در سال 1346 به اتهام تکثیر و پخش اعلامیه توسط ساواک دستگیر می شود و پس از سپردن تعهد آزاد شد. اما در اواخر همان سال مجددا دستگیر و برای خدمت سربازی به جهرم اعزام شد. در این زمان است که وی از طریق ضد اطلاعات ارتش دعوت به همکاری شد و پس از پذیرفتن و دادن تعهد همکاری از جهرم به مرکز منتقل، و سمت نویسندگی دادرسی کل ژاندارمری به او واگذار می شود. پس از آن نیز وی همکاری اطلاعاتی با رژیم شاه را از طریق ساواک با رابطهای خود به نام میرلوحی و رضوی در استان اصفهان استمرار می دهد.
در همین اوضاع و در اوج مبارزات انقلابیون علیه شاه است که وی با توجه به ارتباط با مامورین ساواک با وسطهای وارد جلسات محمدجواد غروی می شود که در آن زمان امام حضور در مجالس و محافل او را حرام میشمرد. مهدی با الهام از تفکرات به اصطلاح شاذ این روحانی منحرف اقدام به تاسیس گروه «هدفی ها» می کند و در خلال این شبکه سازی اقدام به حذف مخالفین خود می کند. این روحانی منحرف به جز تشکیلات عمومی، جلسات خصوصی را هم با استفاده از روش سازمانی مجاهدین خلق تشکیل داد. به نام هسته امربه معروف و نهی از منکر که بیشتر جنبه عملیاتی داشت. خشونت و بی رحمی یک اصل غیر قابل انکار در این مجموعه بود. در همان زمان هادی هاشمی برادر مهدی با نزدیک شدن به بیت آقای منتظری با دختر وی ازدواج می کند. از مهمترین اقدامات قبل از انقلاب مهدی هاشمی می توان به غائله کتاب شهید جاوید و شهادت آیت الله شمس آبادی اشاره کرد. این فتنه از آنجا آغاز می شود که کتاب شهید جاوید توسط صالحی نجف آبادی چاپ می شود و آقای منتظری و آیت الله مشکینی بر آن تفریظ می نویسند. با توجه به اینکه منتظری از طرفداران مهم انقلاب بود و از سوی دیگر مخالفت های فراوانی از سوی علمایی چون آیات عظام شمس آبادی، صافی گلپایگانی، علامه طباطبایی، فاضل لنکرانی و ... صورت گرفت این تضاد باعث اختلافاتی میان روحانیت شد. ساواک هم از این فرصت تاریخی استفاده کرده و با استفاده از رابطان خود در بیت آقای منتظری و چاپ و پخش کتاب و نقدهای آن بر آتش این اختلاف افزود. دوشادوش اقدامات ساواک، گروه ضربت متعلق به مهدی هاشمی در حوزه علیمه قم و اصفهان و نیز هسته امر به معروف و نهی از منکر وی به دفاع از آقای منتظری برخاست و اقدام به قتل حجت الاسلام حسنی از وعاظ نجف آباد و مخالف با آقای منتظری و آیت الله شمس آبادی از علمای بزرگ حوزه اصفهان که مخالف جدی کتاب یادشده بود می کنند.
به دلیل فضای سنگینی که علیه شاه ایجاد شده بود ژاندارمری و ساواک این قتل را پیگیری کرده و مهدی هاشمی و 22 تن از افراد همدست با وی را دستگیر می کنند و در دادگاه جنایی اصفهان اغلب اعضای باند به اعدام محکوم می شوند. خود مهدی به 3بار اعدام محکوم می شود. اما با تلاشهایی که صورت گرفت حکم اعدام وی در واپیسین روزهای عمر رژیم به حبس ابد تقلیل می یابد و در روزهای ابتدایی انقلاب پس از باز شدن در زندانها این باند جنایتکار به عنوان زندانی سیاسی وارد سیل جمعیت انقلابیون می شوند.
پس از انقلاب با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید محمدمنتظری به عنوان مسئول آموزش و تبلیغات برگزیده می شود و مهدی نیز جانشین وی. به دلیل عدم حضور شهید منتظری در جلسات، بخاطر مشغله در «نهضتهای آزادیبخش»، جانشین او یعنی مهدی هاشمی در شورای 12 نفره فرماندهی سپاه حاضر می شود. این شخص کمال استفاده را از فرصت بدست آمده برد و اعضای باند خویش در اصفهان را با نام جدید حزب الله احیا و همچنین برخی از نزدیکان باندی خود را وارد سمت های مهم سپاه کرد. تشکل جعلی حزب الله در اصفهان اقدام به ایجاد یک سپاه خودمختار با مرکزیت مهدی هاشمی می کنند و تحت لوای نام سپاه اقدامات جنایتکارانه خویش را ادامه می دهند. از جمله این جنایات قتل مهندس بحرینیان، رییس کمیته اصفهان، ترور حشمت و دو فرزندش که زنده به گور شدن، آیت الله ربانی املشی، زهره بنیانیان... است. از ترورهایی که با این جریان ارتباط داشته مربوط به تیر و شهریور سال 60 است. برای نمونه به ماجرای ششم تیر و ترور آیت الله خامنه ای می توان اشاره کرد که «جواد قدیری»، جزو اعضای مرکزی منافقین و شوهر خواهر «محمد عطریانفر» همراه همسرش زهره عطریانفر عملیات تروریستی را انجام داده و خود از کشور گریخته و همسرش نیز پس از پناه گرفتن نزد برادرش توسط وی فراری داده می شود. مهدی هاشمی در این باره می گوید: «می توانم بگویم یکی از اهدافی که آقای هادی (برادرش) تعقیب می کرد در رابطه با بیت آقای منتظری و خود ما هم در رابطه با ایشان بودیم و اینها همین بود که یک چراغ سبزی به منافقین داده بشود که مثلا در تحولات آینده و اینها مثل چراغ سبز کارساز باشد...» پس از انفجار دفتر حزب جمهوری و شهادت محمد منتظری که مسئولیت واحد نهضتهای آزادی بخش سپاه را عهدهدار بود مهدی هاشمی توسط حسینعلی منتظری جانشین آن شهید می شود. وی در این بخش نیز دست به جنایات سنگینی می زند و با خودسری هایش در امور خارجی، نهضتهای مقاومت شیعی در افغانستان و بحرین و ... به کلی از بین رفت.
آنچه که در اقدامات تشکیلات مهدی هاشمی در زمینه نهضتها بسیار برجسته بود نوع ارتباط خاص با لیبی و شخص معمر قذافی است. مهدی هاشمی در این باره تصریح می کند: «ما چه در زمانی که در سپاه بودیم بطور خفیف تر، بعدش هم بطور جدی تر یک سری مشکلات داخلی نظام و بن بست ها و اشکالات و نارضایتی هایی که وجود دارد با سعد مجبر نماینده قذافی در ایران مطرح کردیم. این قول را هم به ما داده بودند بالاخره اگر شما و طیف و تفکر شما به حاکمیت برسد ما حمایت صددرصد می کینم از شما». اما امام (ره)این جریان نفوذی را فهمیدند و در جلسه شورای مرکزی فرماندهان سپاه در سال 61 تاکید کردند که مراقب مهدی هاشمی باشید. مهدی هاشمی با توجه به همان پشتوانه ی خود اقدام به سرمایه گذاری و برنامه ریزی وسیع در حوزه های علمیه قم و میان طلبه های جوان برای جذب آنان نمود. وی با انتشار شبنامهها، نامه پراکنی ها، ارائه تحلیلهای وارونه و جوسازی به ایجاد تفرقه و بدبین کردن مردم و برخی علما نسبت به انقلاب و دولت پرداخت. سرانجام امام(ره) با درایت و دورنگری خود عمق انحراف را درک کردند و دستور پیگری جریان او را به مسئولین وقت صادر نمودند و در نهایت مهدی هاشمی لب به سخن گشود و درباره همه جرایم قبل و بعد از انقلاب اعتراف کرد. در فاصله دستگیری تا اعتراف مهدی هاشمی او که به حمایت آیت الله منتظری و هواداران خود در بعضی سمتهای دولتی امیدوار بود سعی کرد که با فریب دادن بازجوها و ارائه اطلاعات دروغ به مامورین و نامه پراکنیهای زیرزمینی به همفکران خود شرایط را به نفع خود تغییر دهد. اما با پافشاری حضرت امام (ره)و جدیت ماموران بازپرس چهره منافقانه وی نیز افشا شد و در پایان به اعدام محکوم شد و حکم وی در تاریخ 6/7/1366 اجرا شد. |
استادمان همیشه میگفت هر وقت دیدید دشمنان و ضد انقلابها در مورد یک موضوعی که در این کشور میخواهد اتفاق بیفتد میگویند که این کار بر ضرر مردم ایران است و عواقب بدی دارد، بدانید که دقیقا خلاف آن موضوع درست است و اتفاقا باید آن کار را با قدرت و جدیت و اردهی بیشتری انجام داد. این همان مسألهای است که رهبر انقلاب هم به آن اشاره کرده و گفتهاند که از دشمن انتظار دوستی نمیرود و «دشمن، دشمنی میکند». ادعای دوستی از کسانی که به خون این ملت تشنهاند و همواره رویای تسلط بر این ملک را در سر دارند به یقین سرابی بیش نیست. آنها به دنبال منافع خود هستند نه منافع ملت ایران. تاریخ ایران پر است از گرگصفتی دشمنان که علی الظاهر در لباس دوستی و با ژست خیرخواهانه وارد شده اند.
چند روز پیش «معصومه طرفه» حرف های تکان دهنده ای در مورد ماجرای ملی شدن صنعت نفت و نقش روباه پیر در عدم تحقق آن اضهار داشت. او که یکی از عناصر ضدانقلاب مقیم لندن است و به مدت 12سال با بیبیسی همکاری کرده و سپس برای مدتی هم به رادیو آزادی (وابسته به سازمان سیا) پیوست اظهار داشت:
«دولت انگلیس در مورد ملی شدن صنعت نفت مجادله شدید با دولت ایران داشت و نمی خواست صنعت نفت ملی شود؛ زیرا ضررهای اقتصادی آن متوجه بریتانیا می شد. بنابراین شروع کرد به در افتادن با دولت ایران. در آن دوره هم با وجودی که تعداد زیادی خبرنگارهای بین المللی به ایران رفته بودند تلاش کردند که این موضوع را جا بیاندازند که ملی شدن صنعت نفت به ایران صدمه می زند. براساس مدارک موجود، در همین زمان مطالبی را که در واقع از وزارت خارجه به بیبیسی پیشنهاد می شود، شخصی که نام ندارد به عنوان خبرنگار دیپلماتیک بیبیسی مینویسد و تحلیل میکند. تحلیلها همان تحلیلی است که وزارت خارجه مطرح میکرده است. حتی در داخل بیبیسی هم ایرانی هایی که کار می کردند می گفتند که ما تحصن می کنیم و حاضر نیستیم برخلاف نهضت نفت بنویسیم؛ اما این گزارشها از راههای دیگر و استودیوهای دیگری فرستاده می شد. اینها مسائلی است که بسیاری از بریتانیاییها هم راجع به آن نوشتهاند و بسیاری از افراد هم که خودشان در بیبیسی کار می کردهاند، تایید کردهاند.
طرفه اضافه می کند: یک شب پیش از آنکه موضوع ملی شدن صنعت نفت در مجلس ایران به رای گذاشته شود، بی بی سی گزارشی پخش می کند که در آن به شدت از ملی شدن نفت انتقاد می کند و این که این موضوع چه ضررهایی برای مردم ایران خواهد داشت و چگونه ایران را منزوی خواهد کرد]![ دولت انگلیس آنچه در توان داشت انجام داد تا ایران را متقاعد کند. این گزارش در واقع حرف هایی بود که دولت به بی بی سی پیشنهاد کرده بود تا در گزارشها و تحلیل های خود جا دهد. مدارک وزارت خارجه به روشنی این موضوع را نشان می دهد. موارد دیگری هم هست که وقتی شرایط بین ایران و بریتانیا بحرانی می شود در آن شرایط سفارت انگلیس در تهران کنترل می کرده که چه اخباری پخش بشود و چه چیزهایی گفته شود. در واقع دولت خط می داده که چه گفته شود و چیزهایی که قرار بوده گفته شود از صافی دولت می گذشته است.» (روزنامه کیهان/ 14 دی 89)
موضوع فوق را ما بارها و بارها در حوادث و جریانات مختلف در طول تاریخ حیات انقلاب اسلامی هم به چشم دیدهایم. فیالمثل در جریان پروندهی هستهای ایران. دهها بار با انواع و اقسام مقالات و برنامهها و شوهای رادیویی و تلویزیونی سعی در القاء این موضوع داشتند که اگر ایران در مقابل پیشنهادات غرب کوتاه نیاید، پروندهی هستهای ایران به شورای امنیت فرستاده خواهد شد و بعد از آن هم قطعنامه علیه ایران صادر میشود و سپس تحریم پشت تحریم کمر ایران را خواهد شکست. اما امروز بعد از گذشت چندین سال از شروع مجدد این پرونده که با سیاست فعال و رو به جلوی دولت نهم آغاز شد ملاحظه میکنیم که نه تنها جمهوری اسلامی روز به روز در حال پیشرفت و پیشروی در زمینهی مسائل هستهای است، که حتی تحریمها هم نتوانسته تاکنون ایران را از مسیر پیشرفتی که برای خود ترسیم کرده است باز دارد.
نمونهی دیگر، همین بحث هدفمند کردن یارانهها است. از ماهها قبل تمام توان خود را گذاشتند تا به مردم و مسئولین چنین وانمود کنند که انجام این کار در این شرایط بر ضرر ایران است و باعث ایجاد تورم لجام گسیخته و تورم فزاینده خواهد شد و در نتیجه اقتصاد ایران فرو پاشیده و مردم هم روز به روز ضعیف و ضعیفتر خواهند شد. برای مثال فاکس نیوز طی مقالهای با عنوان «نشانه های وخامت در اقتصاد ایران» نوشت:
«حذف یارانه ها یک توهم است زیرا هزینه را آنچنان که دولت میپندارد پائین نمیآورد بلکه سبب افزایش بیکاری و فقر میشود، آن هم در حالیکه دولت در حالت ساخت زرادخانه تسلیحاتی خود است.
نرخ بالای تورم ایران که چیزی بین 12 تا 22 درصد تخمین زده میشود، در حال اعمال فشار بر اقتصاد است و به اعتقاد اقتصادانان دیگر، حذف یارانه ها منجر به افزایش سریع تورم خواهد شد. اینها در زمانی که تحریمهای بین المللی هم اقتصاد ایران را تهدید می کند شگفتی آور است.»
جالبی ماجرا در این است که این حرف از زبان اشخاص و دولتهایی زده میشود که خود چنین الگویی را در کشور خود پیاده کرده و نتیاج مثبت آن را سالها است که به چشم دیدهاند! این روزها که تقریبا یک ماه از انجام این طرح بزرگ و جراحی عظیم اقتصادی در ایران میگذرد شاهد آنیم که با کار و تلاش شبانهروزی دولت محترم و حمایت مادی و معنوی همه جانبهی مردم عزیز و بزرگ ایران، این طرح با کمترین آسیب و هزینهای، مرحله به مرحله در حال جلو رفتن است. و باز جالبی ماجرا از رو نرفتن این حضرات است. تا تاکیتیک قبلی خود را با شکست مواجه میبینند با یک تاکتیک جدید وارد میشوند. با شکست تاکتیک قبلی، این روزها ژست متخصصانه و پز عالمانه به خود گرفته و دست به پیشبینی و آیندهنگری زدهاند که بله، اگر چه فعلا شاهد جوی آرام و پایدار در سطح مناسبات اقتصادی و اجتماعی کشور هستیم اما به نظر میرسد ماههای آینده، روزهای بدی در انتظار مردم ایران خواهد بود! سایت «آینده نیوز» در یادداشتی با عنوان «جشن زودهنگام رسانههای دولتی دربارهی تورم حاصل از یارانهها» نوشت:
«در حالی که کمتر از سه هفته از آغاز اجرای طرح هدفمندی یارانهها می گذرد، رسانههای دولتی برای رخ ندادن جهش تورمی جشن گرفتهاند و منتقدان را که تورم 30 درصدی ناشی از این طرح را پیش بینی میکردند، مورد توهین و تمسخر قرار دادهاند و بدون آینده نگری و بررسی روزنه های اقتصادی این طرح و ارائه راهکارهای بهبود جراحی اقتصادی دولت، با دیدگاه هایی دارای عقبه فکری ضعیف، تحلیل های خام به مسئولان دولتی ارائه می دهند که در تصمیماتشان اثر منفی می گذارد.
به گزارش سرویس اقتصادی آینده، با توجه به روشهای زیرکانه بکارگیری شده توسط دولت، بخش قابل توجهی از تورم روانی ناشی از اجرای طرح هدفمندی یارانهها مهار شد اما این به معنای عدم رخ دادن تورم اقتصادی ناشی از اجرای این طرح نیست و البته تورم اقتصادی را نباید در فاصله چندروزه یا چندهفته ای مشاهده کرد، بلکه دست کم یک فاصله زمانی به اندازه گردش یک دور کالا از تولید به مصرف آثار کوتاه مدت این طرح را بر تورم نشان می دهد.»
با اینکه در این مقاله تلویحا به هوشیاری و بیداری دولت محترم اشاره شده است اما برای اینکه شیرینی این تحول عظیم را به کام ملت تلخ کنند سعی در سیاهنمایی و وارونه جلوه دادن حقایق دارند.
این قلم منکر بروز برخی مشکلات و معایب کوتاه مدت ناشی از انجام این طرح نیست. اصلا بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که این امر غیر منطقی است که تصور کنیم انجام یک عمل، باید صد در صد سود داشته باشد. حتی در حوزه ی تصمیم گیری های شخصی که دایره ی محدود و کوچکی دارد هم وقتی هر کدام از ما مبادرت به اتخاذ تصمیمی می کنیم، می دانیم که صد در صد سود نخواهیم داشت و مسلما در قبال انجام آن تصمیم، هزینه هایی متحمل ما خواهد شد. حال چه برسد به تصمیم گیری های کلان و ملی! آن هم در حوزه هایی چون اقتصاد و سیاست که هزار و یک عامل و متغیر تاثیرگذار بر روند اجرای آن هستند. تنها کاری که باید انجام داد این است که با بحث های کارشناسی و عملیات های میدانی تحقیقاتی، طرح را با کمترین مقدار هزینه انجام داد. موضوعی که به نظر می رسد دولت محترم دهم تا به حال به خوبی از عهده ی آن بر آمده است.
به هر حال به فضل الهی و با کمک همه مردم و مسئولین، انقلاب اسلامی یکی دیگر از مراحل رشد و پیشرفت خود را پشت سر خواهد گذاشت و چشم همه دشمنان این نظام و مردم را کور خواهد کرد انشاء الله.
| انتقاد کوچک زاده به بیانیه 19دی هاشمی |
نماینده مردم تهران خطاب به هاشمی گفت: آقای هاشمی آیا امروز متوجه شدید که به روحانیت و مرجعیت توهین میشود؟ چرا در دوره اصلاحات که به مرجعیت و علمای راستین اسلام توهین شد، بیانیه صادر نکردید؟ به گزارش فارس، مهدی کوچکزاده نماینده مجلس شورای اسلامی که شب گذشته در نشست هفتگی انصار حزبالله سخن میگفت، در ابتدا به سالروز شهادت نواب صفوی اشاره کرد و اظهار داشت: جریان شهید نواب صفوی کاملاً دینی بود و هیچ شباهتی با جریانهای خودمدار آن روزگار نداشت، چراکه شهید نواب با مکاتبه و حضوراً به "کسروی " اخطار داده بود که حرفهای باطل تو، حکمش اعدام است. وی خاطرنشان کرد: طبق فتوای امام خمینی (ره) هر کس به ائمه اطهار (علیهمالسلام) اهانت کند، واجبالقتل است و این حکم شرعی است بنابراین اقدامات مسلحانه نواب و گروهش بعد از سپری کردن مراتب، اتمام حجت و با اجازه مرجع تقلید انجام شد، بنابراین باید همچون او با پیروی از دین در همه ابعاد، راه آنان را ادامه داد. این نماینده مجلس در مورد جنجالهایی که علیه نظام جمهوری اسلامی در فتنه ۸۸ انجام شد، گفت: انسان ذاتاً و فطرتاً حقطلب است، اما سؤال این است که چگونه در طول تاریخ انسانهای حقجو در جبهه باطل قرار گرفتند، تا جایی که حق مسلّم را دیدند اما با این وجود با حق مبارزه کردند. کوچکزاده از جمله این افراد حقجو اما گمراه را "خوارج " عنوان کرد و افزود: امیرالمؤمنین در خصوص آنها فرمود «بعد از من خوارج را نکشید زیرا کسی که به دنبال حق میرود ولی اشتباه میکند، با کسی که اساساً به دنبال باطل است، متفاوت است». وی تأکید کرد: جمعیت ۱۳ میلیونی که به موسوی رأی دادند، به طلب حق به او رأی دادند، اما با روشن شدن حق و حقیقت، اکثریت برگشتند و این را در حماسه ۹ دی به صراحت نشان دادند. نماینده مردم تهران در مجلس در ادامه با طرح این پرسش که پیشوایان کفر و باطل چه ابزار و روشهایی ر ا به کار گرفتند که توانسته چنین جماعتی را بفریبند؟ پاسخ داد: اگر به این دلایل و روشها توجه شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. کوچکزاده «خداترسی» را مهمترین عامل پیدایش بصیرت عنوان کرد و گفت: اگر همه علوم و دانایی در فردی جمع شود و دکتر و آیتالله هم شود اما خداترس نباشد و پیرو هوای هوس شود، فاقد بصیرت میشود و آن میشود که در این هشت ماه فتنه مشاهده شد. "شهید مطهری در کتابش میگوید «حقیقت سرایی است آراسته، هوی و هوس گرد برخواسته؛ نبینی که هر جا که برخواست گرد، نبیند نظر گرچه بیناست مَرد». " *ریشه فتنه ۸۸ پیروی از هوی و هوس و دنیاطلبی بود وی ادامه داد: اگر هوی و هوس غلبه کرد، آیتالله منتظریها را روبروی امام خمینی (رحمتالله علیه) علم میکند و اگر هوی و هوس غلبه کرد، سیفالاسلام زبیر و طلحه الخیر در مقابل کوه عدالت یعنی امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میایستند، بنابراین ریشه فتنه ۸۸ در این هشت ماه، پیروی از هوی و هوس و دنیاطلبی بود. نماینده مردم تهران در مجلس با طرح این پرسش که اصحاب فتنه چه کرده که افراد را به خود جلب میکنند؟ تصریح کرد: روش اول آنها این است که «فعالیت سازمان یافته و تشکیلاتی» میکنند، هر چند در باطن پنجه به صورت یکدیگر میاندازند، اما در مقابله با جبهه حق، کاملاً با هم متحد میشوند لذا از معاویه با مشاوران مسیحی تا طلحه و زبیر برای تخریب علی (علیهالسلام) متحد میشوند. کوچکزاده با بیان اینکه امروز همان فتنه صدر اسلام در فتنه پس از انتخابات به وضوح مشاهده میشود، یادآور شد: از رقاصهها، سلطنتطلبها، منافقین، ریگی جنایتکار، حزب مشارکت ایران اسلامی تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، فتنه را راهاندازی کردند. * آمریکا برای امثال موسوی و خاتمی تره هم خورد نمیکند وی در ادامه تأکید کرد که استکبار جهانی و آمریکا برای امثال خاتمی و موسوی و کروبی، تره هم خورد نمیکند، تصریح کرد: دشمن برای رسیدن به اهداف اصلی خود از این افراد حمایت کرد. * شباهت بیانیه ۱۹ دی هاشمی با نامه قبل از انتخابات وی؛ چراغ سبز دوبارهای بر ادامه فتنه این نماینده مجلس همچنین با اشاره به اینکه آمریکا از سکوت هاشمی خرسند شد، خاطرنشان کرد: چگونه است که هاشمی بعد از ۳۰ سال به یادش افتاده است که برای سالگرد (۱۹دی) اطلاعیه دهد؛ او در این اطلاعیه خدمتگزاران ملت را به عنوان دشمن روحانیت و مرجعیت معرفی میکند، بنابراین این حرکت چراغ سبز دیگری بر ادامه فتنه و شبیه همان نامه قبل از انتخابات است. کوچکزاده تأکید کرد: اگر در طول این فتنه، همه سران فتنه بودند، ولی هاشمی نبود، مسیر جریان فتنه بسیار متفاوت میشد. عضو کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراهای مجلس اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب برای خود چیزی نمیخواهند و در مسیر انقلاب با فردی مسئله شخصی ندارند اما از آنجا که همه مستضعفان عالم چشم امید به نظام جمهوری اسلامی دوختهاند، خون دلهای فراوان در این زمینه میخورند و همچون مقتدای خویش علی (علیهالسلام) صبوری میکنند. کوچکزاده با انتقاد از نامه هاشمی گفت: هاشمی نامه مینویسد و خود را رفیق و همراه رهبر انقلاب میخواند و این در حالی است که مقام عظمای ولایت رفیق نمیخواهد بلکه سرباز و پیرو ولایت میخواهد. وی در ادامه سخنان خود با اشاره به سخنان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که فرمود «اهل کفر بر سر باطل خود با هم متحدند»، اظهار داشت: نتیجه "اتحاد " براساس قانون طبیعت، پیروزی است، هر چند پیروزی کفار موقتی است چراکه طبق وعده قرآن، باطل و کفر نابود شدنی و رفتنی است. * اتحاد اهل باطل بسیاری از جوانان را به اشتباه انداخت عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس اتحاد اهل باطل را عامل اشتباه بسیاری از جوانان دانست و افزود: برخی از جوانان و افراد کم دانش از اینکه دیدند این افراد با هم در یک جبهه قرار گرفتند، در تصمیمگیری و تشخیص صحیح به اشتباه افتادند اما اکثر آنها اشتباه خود را جبران کردند. وی روش دوم جذب افراد کمدان و ناآگاه را در «طرح شعارهای عامهپسند» خواند و توضیح داد: در ماجرای قتل عثمان، دغلبازان شعار دفاع از خلیفه مسلمانان را سر دادند لذا این شعار عامهپسند برای بسیاری جاذبه داشت و موجب شد بسیاری از مردم با این ترفند معاویه و اهل باطل، مقابل علی (علیهالسلام) بایستند. نماینده مردم تهران در مجلس اظهار داشت: آن مرد فاسد در زمان انتخابات با شعارهای فریبنده و عامهپسند با شعار قانونگرایی، به صحنه وارد شد و با وجود اینکه بیست سال در نماز جمعه دیده نمیشد، در آستانه انتخابات درصف اول نماز جمعه حاضر شد اما بعد از اینکه مردم به او رأی ندادند، با شنیعترین حالت قانون و چارچوبهای نظام جمهوری اسلامی را زیرپا گذاشت. کوچکزاده ادامه داد: آن فاسد بزرگترشان، چندی بیش برای نظام شرط تعیین میکند و با شعارهای فریبنده از مردم، قانون و دموکراسی دم میزند اما مردم و دلسوزان حقیقی نظام به دهانش زدند. * سران فتنه بیشترین توهینها را به مردم کردهاند و هنوز از مردم دم میزنند وی خطاب به سران فتنه، گفت: شما به رأی واقعی مردم هیچ اعتقادی ندارید چراکه در این مدت فتنه با اتهامزنی، بیشترین توهینها را به مردم کردید و گفتید مردم برای سیبزمینی به احمدینژاد رأی دادند اما امروز رأی مردم برای محاکمه شماست و اگر راست میگویید، به رأی مردم گردن بنهید لذا قبل از توبه شخصی، باید محاکمه شوید. این نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به راهاندازی آشوبهای خیابانی توسط سران فتنه، خطاب به آنها تأکید کرد: مسئول مستقیم خونهای ریخته شده در آشوبها شما هستید، چراکه رهبر انقلاب در خطبههای تاریخی نماز جمعه هشدار دادند که عوامل ضدانقلاب مترصد چنین فرصتهایی هستند و شما با این وجود جوانان را بازهم به کف خیابانها کشاندید. * سران فتنه طبق خواست دشمن به آبروی نظام خدشه وارد کردند کوچکزاده با بیان اینکه دشمنان نظام همیشه سعی داشتند با اتهام شکنجه و قتل به آبروی نظام خدشه وارد کنند، خطاب به سران فتنه یادآور شد: این شما بودید که آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی را در این فتنه مورد زشتتریت اتهامات قرار دادید. وی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به هاشمی گفت: آقای هاشمی آیا امروز متوجه شدید که به روحانیت و مرجعیت توهین میشود؟ چرا در دوره اصلاحات که به مرجعیت و علمای راستین اسلام توهین شد بیانیه صادر نکردید؟ "آقای هاشمی، حساب شما ربطی به مهدی هاشمی ندارد. اگر او محاکمه شد، تبرئه و محکومیتش هیچ ارتباطی با شما ندارد، بنابراین چرا از فردی که متهم است، دفاع میکنید؟ " عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی در ادامه سخنان خود روش سوم فریب دشمن را «استفاده از چهرههای مقبول و موجه» برشمرد و افزود: برخی از افراد باسابقه انقلابی و اسلامی در آزمون فتنه سقوط کردند و امام خمینی (رحمت الله علیه) نیز به صراحت تأکید فرمودند "ملاک حال فعلی افراد است ". کوچکزاده با اشاره به فرموده امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مبنی بر اینکه «باید حق را شناخت که در آن صورت اهلش را خواهی شناخت» اظهار داشت: خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت هستند و ارزش خود را به برکت ولایت فقیه کسب کردهاند لذا ارزش شهید همت، زینالدین و باکری و همه شهدای ما به این است که برای اطاعت از ولی فقیه به نبرد با دشمن رفتند، بنابراین تلاش برخی بدخواهان برای سوء استفاده از خانواده شهدا بی ارزش است. وی خاطرنشان کرد: کسانی که در فتنه سعی کردند از خانواده شهدا استفاده ابزاری کردند، چون برخلاف رضای خدا و راه واقعی آن شهیدان عزیز بود، هیچ ارزشی نداشت، چراکه عزت شهیدان به تبعیت محض از ولایت بود. این نماینده مجلس با بیان اینکه خانواده شهدا بسیار برای انقلاب و اسلام زجر کشیدهاند و بسیار عزیز هستند، در خاتمه گفت: همه ما تکلیف خود را از مقام عظمای ولایت میآموزیم. |