بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

تکذیبیه یک خبر

تکذیبیه یک خبر

پیرو درج خبری با عنوان «دیدار یکی از مشاوران ارشد رییس جمهور با هاشمی» در یکی از پایگاه های خبری بدینوسیله بر کذب و به دور از واقعیت بودن این خبر تاکید می شود.
به گزارش صراط نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ، همچنین با تکذیب خبر منتشر شده در این سایت اینترنتی، گردانندگان آن پایگاه به رعایت حداقل اخلاق و اصول مرسوم رسانه‌ای دعوت می‌ شوند.

دفتر امور رسانه ها و پایگاه های اینترنتی در عین حال حق خود را برای پیگیری‌های حقوقی این موضوع محفوظ می‌داند.

پیش‌بینی یک عارف درباره رهبر شدن "آقا"

 پیش‌بینی یک عارف درباره رهبر شدن "آقا"
"پیر مرشدمان گفتند: آقا سید علی آقا با شما کاری داشتم. آقا سید علی آقا آنجا ماند و بقیه آمدیم بیرون. [پس از آنکه آیت الله خامنه‌ای هم بیرون آمد] آن موقع یک برافروختگی در سیمای آقای خامنه‌ای مشاهده کردم. گفتم: سید، آقا چه فرمودند؟"

کلمه: گرچه امروزه، عظمت علمی و سیاسی و معنوی رهبر معظم انقلاب بر هر انسان حق طلبی آشکار است، اما کسانی که دید الهی داشته‌اند، علاوه بر آنکه سال‌های سال پیش از این، چنین مواردی را در ایشان می‌دیدند، با خبر دادن از مطالب آیندهٔ ایشان، تأییدی بر سیر الهی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و انقلاب نیز عرضه کرده‌اند. استاد حمید سبزواری، در همین رابطه خاطره‌ای از یکی از دوستان مشترک خود و رهبر فرزانه انقلاب نقل کرده‌اند که خواندنی است:

«صحبت در این مقال [فضایل اخلاقی آیت الله خامنه‌ای] بود که دیدم قدسی چیزی می‌خواهد بگوید.... [قدسی] گفت: «ما که جوان بویم، من و آقای خامنه‌ای و چند جوان هم سن و سال، عربی می‌خواندیم، درس طلبگی می‌خواندیم و در هفته هم یک روز پنج شش نفر بودیم دسته جمعی می‌رفتیم خانه یک پیرمردی؛ پیری بود که سالی از او گذشته بود. پیر، منظور اینکه بتواند هادی و راهنمای انسان شود، یک آدم دانشوری که آدم از او درس بگیرد. به این قصد ما هفته‌ای یک روز آنجا می‌رفتیم و شعری نیز که گفته بودیم می‌خواندیم و ایشان هم یک صحبتی می‌کردند.... یک روز آنجا رفتیم... موقع بیرون آمدن خداحافظی کردیم از پیر مرشدمان، ایشان گفتند: آقا سید علی آقا با شما کاری داشتم. آقا سید علی آقا آنجا ماند و بقیه آمدیم بیرون. [پس از آنکه آیت الله خامنه‌ای هم بیرون آمد] آن موقع یک برافروختگی در سیمای آقای خامنه‌ای مشاهده کردم. گفتم: سید، آقا چه فرمودند؟

گفتند که آقا مرا نصیحت کردند راجع به عمامه‌ای که سرم است که این عمامه این جوری است. گفتم: خب اگر واقعاً همین بود ما هم بهره می‌بردیم، اینکه حرف محرمانه‌ای نیست که آقا بگوید صبر کن فقط با تو کار دارم. گفت: آن چیزی است که حالا وقت گفتن آن نیست.... در خلوت ایشان را دیدم. گفتم این را باید بگویی.

[آیت الله خامنه‌ای] گفت: والله ایشان یک چیزی فرمودند که من در خودم یک چنین مسئله‌ای را نمی‌بینم [که اصلاً دنبال آنجور مسائل باشم]، ایشان به من فرمودند خودت را بساز، یادت باشد تو یک روزی در این مملکت باید حرف اول را بزنی و مضمونی به این قریب.»

همین که این حرف را گفت، من [استاد سبزواری] به خاطرم گذشت مگر نه اینکه حرف اول را امام می‌زند، آقای خامنه‌ای [که رئیس جمهور است] نمی‌زند! امام حضور داشتند، زنده بودند. ولی این گفتار در یاد و نظرم بود، تا شب ارتحال امام.... یک دفعه حرف قدسی به یادم افتاد. گفتم آیا آقای خامنه‌ای [رهبر] خواهد شد؟... صبح رادیو را باز کردم دیدم قرآن می‌خواند. بعد اعلام کردند که هیئتی تشکیل شده و امر رهبری به آقای خامنه‌ای تعلق گرفته است. آن وقت فهمیدم و پیش خودم گفتم خدایا تو چه بندگانی داری، ما چه غافل هستیم، این‌ها چه کسانی هستند و از ورای پرده‌ها آینده را می‌بینند.»

تشابه ماجرای "بتول خانم" با رفتار سران داخلی فتنه!

 تشابه ماجرای "بتول خانم" با رفتار سران داخلی فتنه!
"وقتی مردم استقبال نمی‌کردند می‌گفتند مردم ناآگاه، نفهم و نادان. اینها با بنی‌صدر بد بودند، هی زیر عکسش می‌نوشتند بتول خانم. هی بتول خانم، بتول خانم. بعد با بنی‌صدر رفیق شدند تا جایی که بنی‌صدر دخترش فیروزه را به مسعود رجوی داد." کلمه: حجت الاسلام شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی در گفت وگویی که با یکی از ارگان های شهرداری تهران داشته، خاطره جالبی را از برخورد گروهک منافقین با رای و نظر مردم و تشابه آن با رفتار سران داخلی فتنه بیان کرده است.

وی درباره ادعای سران داخلی فتنه که بدون ارائه سندی مدعی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم شدند، می گوید: آقایان سران فتنه هم خدا می‌داند یا از اول باطن سیاهی داشتند یا در این مسائل انتخابات تغییر کردند. مملکت حساب و کتاب دارد. در وزارت کشور 1500 نفر کارمند نشسته. سرتاسر ایران چند میلیون آدم محترم از قشرهای مختلف آوردند پای صندوق برای نظارت. آن‌وقت آدم بگوید تقلب! این آقا جواب این چند میلیون را روز قیامت چطوری می‌تواند بدهد؟ از صبح تا غروب پای صندوق نشستند کار خودشان را انجام دادند، آن‌وقت به آنها می‌گویند خائن و متقلب! جواب اینها را چطور می‌دهند؟ آقا رای نیاورده شلوغ می‌کند.
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز برخورد سران داخلی فتنه و گروه منافقین با رای و نظر مردم را مشابه می داند و با ذکر خاطره ای جالب در این باره می گوید: این منافقین هر وقت رای می‌آوردند می‌گفتند مردم فرهیخته، مردم دانشمند، مردم فلان. وقتی مردم استقبال نمی‌کردند می‌گفتند مردم ناآگاه، نفهم و نادان. اینها با بنی‌صدر بد بودند، هی زیر عکسش می‌نوشتند بتول خانم. هی بتول خانم، بتول خانم. بعد با بنی‌صدر رفیق شدند تا جایی که بنی‌صدر دخترش فیروزه را به مسعود رجوی داد. ما باید مطالعه عمیقی کنیم تا ببینیم چه کسی چرا منحرف شد؟

انتقاد رسانه های فتنه از سیاست جدید و مضحک خاتمی

 انتقاد رسانه های فتنه از سیاست جدید و مضحک خاتمی

سخنان مضحکانه و شرط گذاری ابلهانه خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس، کار را به جایی رسانده است که صدای همسلکان فتنه گر وی  و سایر عناصر بیگانه را نیز در آورده است. گویا نیوز که یکی از رسانه های فتنه محسوب می شود، با انتقاد از  شرط گذاریهای اخیر محمد خاتمی نوشت: اصلاح طلبان از ساختار سیاسی اخراج شده اند. پیش شرط هایی که خاتمی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجلس گذاشته چه گرهی از کار فرو بسته آنان خواهد گشود؟ آیا این اعلام شرایط آغازی خواهد بود برای مذاکره یا هر شکل دیگری از تحمیل پذیرش این شروط (ولو بخشی از آن) به قدرت حاکم؟ یا هرچند امیدی به پذیرش این شرط ها و گشایش راهی برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت از طریق انتخابات نیست، صرف عنوان آنها حمله به بنیان مشروعیت او است؟ پاسخ پرسش های این چنینی منفی و طرح آن شروط بیهوده به نظر می رسد. نه تنها ساختار قدرت و گروه حاکم نشان داده اند که اهل معامله هایی این چنینی نیستند، پیش از آن خاتمی خود ثابت کرده است که جسارت ایستادگی برای دستیابی به امتیازی واقعی را ندارد؛ او در کوتاه آمدن از اصول، آرمانها و حتی اهداف جزیی سیاسی هیچ مرزی نشناخته است.

گویا در ادامه نوشت: سخنان خاتمی بی بارند. امروز با گذشت بیش از سیزده سال از آغاز اصلاحات، زیاده خواهی نیست که یک رئیس جمهور سابق را در مقام چانه زنی واقعی بر سر امتیازی مشخص بخواهیم، به جای اینکه او را پیوسته در حال مکررگویی درباره کلیات دوست داشتنی و تحقق ناپذیری چون آزادی و عدالت ببینیم؟ (که حتی درایت سخن گفتن از این دومی را هم ندارد) اما جز این چه کاری از خاتمی که ما می شناسیم برمی آید؟

روز آنلاین هم با انتقاد از مردم عمل نبودن خاتمی، نوشت: همین که جنبش سبز از عرش به فرش افتاد، ریزش ها شروع شد و جنگ هفتاد و دو قرمز راه افتاد ما مخالف شروط خاتمی نیستیم. اما این حرف همانند حرفهای موسوی حرف جدیدی نیست. آنها هم بارها از این شرطها گذاشته اند. او در طول 8 سال ریاست خود نشان داد خوب سخنرانی می کند اما خط قرمزی در عقب نشینی نمی شناسد. او حتی حاضر نشد خود را در قامت رهبر اصلاحات ببیند. اکنون هم جای سؤال است که خاتمی از چه جایگاهی شرط می گذارد؟ رهبر اصلاحات یا یکی از سران جنبش سبز؟ چرا که حجاریان زمانی گفت اصلاحات مرد. انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم از دل اصلاحات خاتمی جوشید. این هم شد اصلاحات؟

این رسانه اپوزیسیون افزود: وقتی آقای خاتمی اعلام می کند که در صورت عدم برآورده شدن چنین شرایطی، «برای انتخابات تصمیم خواهد گرفت»، به چه معناست؟ البته تلاشهای آقایان موسوی، کروبی و خاتمی برای آنکه در جایگاه اپوزیسیون صرف قرار نگیرند که حاکمیت به راحتی قادر به حذف آنها باشد، قابل تقدیر است، اما ایشان و دیگر یارانشان تاکنون به جز دوگانه تحریم- شرکت بی قید و شرط در انتخابات، هیچ گزینه دیگری به ذهن شان نمی رسد؟