سخنی عجیب از سوی محمد خاتمی در تیر ماه 88 که یکی از فتنه گران اغتشاشات بود از مهره ی جدیدی پرده برداشت که خاتمی به صورت کاملا نمایان از آن برای حضور در صحنه و همیاری فتنه گران دعوت می کند.

"مجمع تشخیص مصلحت نظام" ارگان بی طرفی بود که محمد خاتمی در دیدار با خانواده های متهمان اغتشاشات از آن خواست تا رفراندوم سراسری را برگزار کند.
در همان تیرماه بود که سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در نماز جمعه امید دل فتنه گران برای امید اغتشاشات تا دی ماه شد. با توجه به فرار سیدن ایام تأسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بازخوانی فعالیت های این ارگان در ایامی که فتنه گران به دنبال اغتشاش آفرینی بودند ؛ قابل تأمل است.
آب مجمع به آسیاب فتنه گران
در ایام فتنه گری سکوت مجمع تشخیص و رئیسش به مانند آبی بود که به آسیاب اغتشاش طلبان ریخته می شد و بیش از حد معمول انها را همراهی می کرد. در ایامی که نزدیکترین افراد به فتنه گران در حال نمایش بیش از حد خود در عکس های منتشر شده از جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند، رئیس این ارگان هم نه تنها درصدد بود که از این افراد برائت بجوید بلکه به شواهد اسناد و مدارک موجود وی حتی سر دسته فتنه گران یعنی موسوی را به جلسات دعوت می کرده اند.
جالب آنکه پس از اثبات فتنه گری موسوی در سال 88 بر همه همچنان هاشمی بر حضور وی در جلسات مجمع تأکید می کرده و حضور وی را مثبت ارزیابی می کرده است.برای نمونه دبیر کمیسیون علمی، فرهنگی و اجتماعی مجمع تشخیص مصلحت نظام در نامهای از میرحسین موسوی برای حضور در جلسه مورخ 27 شهریور 89 این مجمع دعوت به عمل آورده بود.
در این دعوتنامه که حسن واعظی آن را امضاء کرده، تصریح شده است "این دعوت، حسب نظر رئیس مجمع صورت گرفته است ".قرار بوده در جلسه مورخ 27 شهریور ماه درباره موضوع مهم سیاستهای کلی برای ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور بحث و تبادل نظر صورت گیرد.اما کار به اینجا ختم نشد و هاشمی بارها نقش پدر معنوی اصلاح طلبان را با مشورت و راهنمایی های بی بدیل خود به فتنه گران اثبات و مجمع به پاتوق بازآرایی تبدیل شد.محمد خاتمی بارها با حضور در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام با آقای هاشمی رفسنجانی درباره برون رفت اصلاحات از وضعیت بغرنج با وی مشورتهایی انجام داده است.
مجمع تشخیص پایگاه خانوادگی هاشمی
در ایام فتنه و پس از آن که خاندان آقای هاشمی به عنوان یکی از صحنه گردانان فتنه و اغتشاش در صحنه بودند دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم به پایگاه دفاع از وی و خانواده رئیس تبدیل شد.روز 14 دی ماه 89، روزنامه شرق به نقل از وکیل خانواده هاشمی رفسنجانی خبر داد که مدیران مسئول دو روزنامه ایران و وطن امروز برای پاسخ به شکایت اکبر هاشمی رفسنجانی به دادگاه مطبوعات میروند، اما کمتر از 24 ساعت بعد دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام این خبر را تکذیب کرد.دیدار آقای هاشمی رفسنجانی با متهمان آشوب های سال گذشته و اظهارات وی در این دیدار که حمایت از متهمان تعیبر شده، اعتراض بخشی از فعالان سیاسی را به دنبال داشته است.این خود دلیلی شد تا اخباری که از این دیدار ها توسط سایت شخصی هاشمی منتشر شده بود توسط مجمع تشخیص تکذیب شد و این نشان از آن داشت که دفتر مجمع به جای بررسی وظایف خود به تکذیب فعالیت های واقع و فتنه گرانه هاشمی و خاندانش می پرداخت.البته به نظر اکثر تحلیل گران واکنش های روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نه از سر رد کردن اساسی امور باشد بلکه به دلیل اعتراض ها به آقای هاشمی صورت گرفته و چنانچه اگر اعتراضی به این رفتارها صورت نمی گرفت، تکذیبیه ای هم در کار نبود.
نظر سنجی های مشکوک مجمع تشخیص مصلحت
گرم شدن بازار داغ نظر سنجی ها عاملی شده تا مجمع تشخیص مصلحت برای آنکه از ارائه ـمار احتمالا بر ضد دولت عقب نیافتد نظر سنجی را در سطح دانشگاه تهران انجام می دهد.
"بررسی علل اپوزیسیون سازی در فرهنگ سیاسی ایران و سنجش تأثیر آن بر تحقق اهداف سند چشم انداز" عنوان این پرسشنامه است که به صورت وسیع در دانشگاه تهران پخش شده است.
گذشته از آن که عنوان مذکور نشان از شیطنت طراحان سئوال های این پرسشنامه است اما سئوال اینجا است پرسش نامه های مطروحه که توسط کمیته نخبگان، قیومت ها و خرده فرهنگ های کمیسیون موارد خاص مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده چرا و چگونه در دانشگاه تهران پخش شده است.
البته این پرسش نامه سئوال های عجیب و غریبی نیز در داخل خود همراه دارد که بعضی از آنها را باز نویسی و مورد بازخوانی قرار می دهیم.
س:"چون حکومت های ایرانی قبل و بعد از اسلام عموما برای خود مشروعیت الهی (و نه مردمی) قائل بودند بنابر این بریا رسیدن به قدرت نیازی نیازی به ایجاد نهادهای گسترش دهنده مشارکت و رضایت عمومی احساس نکرده و برای به دست گیری قدرت صرفا به راههای غیر قانونی و خشونت آمیز متوسل شده اند"
سئوال فوق به خودی خود حکومت جمهوری اسلامی را نیز در میان حکومت های خشن معرفی می کند و البته نشان و علاقه زائد الوصف مجمع تشخیص مصلحتی ها به تشکیل نهادهای به اصطلاح مردمی "NGO" ها برای ابراز نارضایتی مدنی در کف خیابان ها است.
البته پرسش نامه مجمع تشخیص مصلحت نظام به محل دفاع از تفکرات حجتیه تبدیل شده است و در سئوالی اینگونه می پرسد:«به چالش کشیدن مشروعیت حکومت ها در عصر غیبت امام زمان (عج) باعث شده تا شیعیان در طول تاریخ بعد از اسلام حکومت های ایران را غاصب تلقی کرده اند و با ان سازگاری نداشته اند."
فضای پر از ابهام در سئوالات این پرسش نامه مخاطب را به اشتباه می اندازد که طراحان از اعضای یک ارگان داخل حکومتی مانند مجمع تشخیص مصلحت هستند یا رسانه هایی چون "بی بی سی فارسی".
البته این سئوال که "در ایران شخص حاکم مستبد مالک جان و ناموس مردم بوده و اوضاع مملکت بستگی به روحیات او دارد...." را می توان همگامی مجمع تشخیص مصلحت با شعارهای جریان فتنه در زمان انتخابات دانست.
تاکید بر عرق ناسیونالیسم ایرانی ها در این نظر سنجی یکی دیگر از شگفتی های عجیب و غریب مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
البته سایت شخص آقای هاشمی چندین بار به نظر سنجی مبادرت کرده بود که اتفاقا ان نظر سنجی ها هم بی شباهت به نظر سنجی های بی بی سی فارسی است.
پیگیری خلاف شرع در مجمع تشخیص
هاشمی رفسنجانی همچنان بر وقف اموال دانشگاه آزاد از هر مسیری و حتی ارگان فراجناحی مجمع تشخیص تاکیدداشت. یکشنبه مصادف با 25رمضان، یکصد نفر از کارمندان دانشگاه آزاد در مراسم افطاری که در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام به میزبانی هاشمی رفسنجانی تدارک دیده شده بود، شرکت کردند.
دراین مراسم افطاری که بدون حضور عبداله جعفرعلی جاسبی برگزار شد، هاشمی رفسنجانی که پیش ازاین عنوان کرده بود اموال دانشگاه آزاد متعلق به ما و فرزندان ماست، در سخنان بین نماز مغرب و عشا بر وقف اموال دانشگاه تاکید کرد. هاشمی در سخنان خود گفته است: مسئله وقف دانشگاه آزاد خیلی مهم است و باید ادامه پیدا کند. و یک ه قبل تر نیز مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را غیرشرعی دانسته بود، پیگیران مسئله وقف را تلویحا گناهکار خواند و در کنایه ای معنادار تاکیدکرد: خدا گناهان آن کسانی که جلو وقف را میگیرند ببخشد.
پاتوق یاران غار هاشمی
اما مجمع تشخیص به محل حضور یاران غار چپ و راستی هاشمی چون حسن روحانی و مجید انصاری تبدیل شده است.حسن روحانی که در دوران تصدی وی بر شورای عالی امنیت ملی بیشترین وادادگی را در مقابل شرکت های غربی نشان داده این روزها به عنوان رئیس مرکز استراتژیک مجمع به دنبال ضربه به دولت و موج انتقاد علیه دولت است.
برای نمونه روحانی در قبال بیانیه تهران که می توان آن را به درمان زخم نشست سعد آباد دانست اینگونه ابراز نظر می کند: «ازپیشنهاد مسئولان کشورمان وقتی غرب به طمع افتاد آمد دنبال اینکه چقدر اورانیوم بدهیم، کجا آنها را تحویل بدهیم، کی اینکار انجام شود. این اشتباهی که در داخل رخ داد من دلیلش را هم هنوز نمیدانم که چیست و چرا این پیشنهاد شد؟»
| اصل 27 قانون اساسی و سوء استفادهی باغیان از رأفت نظام |
دو نفر از سران فتنه طی نامه ای به وزارت کشور به منظور اعلام همبستگی با حرکتهای مردمی در منطقه بهویژه قیام آزادی خواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی، درخواست صدور مجوز برای برگزاری راهپیمایی مردمی! کرده اند. ![]() این در حالی است که در طی 20 ماه گذشته، آنقدر تناقضات فکری این افراد و عملکرد معارض سابق و لاحق آنها شفاف و عیان شده که دیگر نیاز به بازخوانی پروندهی آلوده، سنگین و غیرقابل دفاع آنها نیست. در عین حال، این دو فتنه گر همانند گذشته در این نامه نیز به اصل 27 قانون اساسی استناد کرده و خواستار صدور مجوز برای راهپیمایی! شده اند، در حالی که با توجه به اصل 27 قانون اساسی "تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است." اما هر عقل سلیمی که آشوب طلبی و دنائت اشراف آشوبگر را در جریان اغتشاشات 88 دیده باشد، به خوبی می داند قیود "بدون حمل سلاح" و "به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد" در اصل 27 قانون اساسی، راه سوء استفاده از این اصل برای اتهام ممانعت از تجمعات به نظام اسلامی را بسته است، چرا که بانکها و خودروهای سوخته، منافقین دستگیر شده در خلال آشوبها، جوانان بسیجی جانباز و مصدوم، فحاشی به مبانی نظام و اصل ولایت فقیه و... همه از مصادیق بارز دو شرط اصل 27 قانون اساسی هستند. قانون مجازات اسلامی ایران در باب هفتم کتاب حدود، مطابق ماده 183 محاربه را اینگونه تعریف می کند: هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد فی الارض می باشد. همچنین در ماده 185، سارق مسلح و قطاع الطریق را به دو دلیل محارب می داند؛ یکی سلب امنیت با اسلحه و دیگری ایجاد رعب و وحشت. اگرچه قانونگذار در نص قانون مستقیما از کلمهی بغی استفاده نکرده، اما با دقت و ریزبینی در ارتباط مفاهیم محاربه و بغی، در مواد 186 تا 188 قانون مجازات اسلامی هرگروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کنند یا در طرح براندازی حکومت اسلامی اسلحه و مواد منفجره تهیه کنند یا فردی که در طرح براندازی حکومت اسلامی خود را نامزد یکی از پستهای حساس کند، محارب و مفسد فی الارض است. جالب اینجاست که در ذیل مادهی 186 به نحو اخص به مفهوم بغی اشاره شده است: «تمام اعضا وهواداران آن که موضوع آن گروه یاجمعیت یا سازمان را می دانند و به نحوی در پیشبرد آن فعالیت و تلاش موثر دارند محاربند، اگرچه در شاخه نظامی فعالیت نداشته باشند.» در عین حال، با وجود مستندات قویم فقهی و حقوقی در مورد برخورد قاطعانه با باغیان و محاربین در یک سطح، مصادیق این انحراف و جرم خانمان سوز که شیرازهی جامعهی اسلامی را به چالش می کشد و طمع دشمنان حکومت اسلامی را بر می انگیزد، بدون هیچ اغماض در زمرهی باغی و محارب محسوب شده و به نحو مقتضی باید محاکمه شده و مورد اصدار حکم قرار گیرند. حرکت جماعتی در تهران در روزهای پس از انتخابات و مناسبتهایی مانند 13 آبان و روز عاشورا و نماز جمعهی معروف تیرماه که در طی آن بانکها و خودروها را به آتش می کشیدند و خصوصا به مراکزی مانند پایگاه بسیج و خودروها حمله می کردند و به اذعان شاهدان، سلاح سرد و بعضا گرم در این میان مشاهده می شد، حداقل از مصادیق بارز ذیل ماده 186قانون مجازات اسلامی است و قضات محترم دادگاه انقلاب می توانستند همه دستگیر شدگان را مستند به این ماده و باچشم پوشی از اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی به محاربه محکوم کنند. اما این وسعت نظر و پیامبرصفتی رهبرانقلاب که خط مشی نظام در برخورد با طایفهی باغی را صبر و روشنگری ترسیم کردند و پس از گذشت 20 ماه از این ظلم بزرگ، هنوز در جهت رویش ریزش ها و نهی از منکر و هشدار به سران فتنه گام بر می دارند، حاکی از برخورد رحیمانه و با اغماض انقلاب نسبت به این گروه است. گروهی که اگر بنابود تصمیمات قاطعانه بر تدبیر ولی زمان پیشی گیرد، اکنون موجودیت و مجالی برای اتهام به انقلاب و برنامه ریزی برای آینده ی سیاسی خود نداشتند. از سوی دیگر، مرور مواضع قبل و بعد از انتخابات این دو سر فتنه داخلی نسبت به سیاست نظام در حمایت از ملتهای مظلوم فلسطین و لبنان و جسارت تاریخی آنان در روز قدس سال 88 که شعار نه غزه نه لبنان سر دادند و تایید رسمی این شعار با موضعگیری موسوی که گفت: "خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم، هنوز وجود ندارد"و "روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد، با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز میکند و به زودی بالغ میشود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا میدارد"، به خوبی روشن می سازد که این دو فتنه گر اساساً به مقولهی دفاع از مبارزین علیه استبداد و استعمار به عنوان ابزار تحقق نفسانیات خود نگاه می کنند و باز هم به دنبال بهره برداری سیاسی از خیزش عظیم ملت مصر و تونس علیه حاکمان مستبد و وابسته هستند. این در حالی است که اساس قیامهای کشور های عربی، نفی وابستگی حاکمان و تحقق استقلال ملی کشورشان است. درخواست مجوز برای راهپیمایی مردمی! آن هم توسط دو عنصری که در هر جمع مردمی که حاضر می شوند، با قدرت اسلحهی محافظان از خشم مردم فرار می کنند و در زندان قهر مردم محبوسند، مضحک است. این دو بازی خوردهی دنیاطلب باید بدانند خیزش مردمی و جنبش اجتماعی به زور بیانیه و درخواست مجوز وارد محاجه با حاکمیت نمی شود، بلکه اگر جریانی نه زاییدهی تبلیغات رسانه های استکباری و توهم چند عنصر بازی خوردهی سیاسی که ریشه در بدنه مردم داشته باشد، مانند ایام انقلاب و حرکتهای عظیم مردم مصر و تونس و نماز جمعهی 15 بهمن 89 و 29 خرداد 88 در سرما و گرما و در برابر گلوله و... به خیابان می آید و آرمان خود را محقق می کند، همانطور که مردم در نهم دیماه به خیابانها آمدند و نسخه آشوب را به هم پیچیدند. |
| درخواست خائن به آرمان ملت فلسطن از داسیلوا برای فشار به احمدینژاد |
بر اساس اطلاعاتی که سایت ویکیلیکس به تازگی منتشر کرده، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان از رئیسجمهور برزیل خواسته است که به احمدینژاد برای توقف کمکهای ایران به حزبالله و حماس فشار وارد کند.
بر اساس این سند که مبدا آن، سفارت امریکا در برزیل و مربوط به سفرهای ماه نوامبر شیون پرز و محمود عباس به برزیل (آبان و آذر 88) است، محمود عباس از رئیسجمهور برزیل خواسته تا احمدینژاد را برای توقف چنین کمکهایی تحت فشار قرار دهد. همچنین موضوع ایران، ایران، یکی از محورهای اصلی بحث در ملاقات پرز با مقامات، تجار و سیاستمداران برزیلی بوده است. محمود عباس در حالی از رئیسجمهور برزیل برای تحت فشار قرار دادن رئیسجمهور ایران درخواست کمک کرده است که براساس اسنادی که الجزیره دو هفته پیش از مذاکرات سازش منتشر کرد، صائب عریقات نماینده تشکیلات خودگردان در گفتوگو با دو مقام ارشد امریکایی از انجام مأموریت محوله از طرف امریکا برای کمک 50 میلیون دلاری به موسوی برای تأسیس شبکه رادیوییاش خبر داده بود. این مذاکرات نیز مربوط به مهر ماه 88 یعنی حدود کمتر از دو ماه قبل از سفر محمود عباس به برزیل بوده است. نکته قابل توجه شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" است که حامیان جریان فتنه درست در همان روزهایی که رئیس تشکیلات خودگردان بودجه رادیویی موسوی را تأمین میکرد، در روز قدس تهران سر دادند. موج خشم و نفرت از محمود عباس پس از انتشار اسناد الجزیره فراگیر شده و او در اغلب مناطق سرزمینهای اشغالی بهعنوان خائن به آرمانهای ملت فلسطین شناخته میشود. |
ما در رفتیم، شما لنگش کن
خاتمی در دیدار شماری از اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اضافه کرد: کسی که از جمهوری اسلامی دفاع کند، انقلابی واقعی است و کسی که به آن لطمه بزند ولو به نام دین یا هر نام دیگری، اوست که از انقلاب فاصله گرفته است ولو ادعای انقلابی گری کند. وی همچنین گفت: آن چیزی که ما می گوییم اصلاحات، خدا و پیغمبر و همه اینها هم قبول و نظامی را می خواهیم که ارزش های الهی در آن حاکم باشد احکام الهی در آن اجرا شود البته باز هم اینجا تاکید می کنم، امام هم فرمودند احکام باید با توجه به زمان و مکان که دو عنصر تعیین کننده در اجتهاد اسلامی هستند باشد و به گونه ای که بتواند مشکلات انسان امروز را حل کند، همچنان که امام مواضع بسیار شجاعانه ای در مورد زنان، فرهنگ و هنر و مسائل اقتصادی گرفتند و گره گشایی کردند. خاتمی می گوید: اتفاقا یکی از رسالت های اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است تا بیگانگان با روح انقلاب، با هر عنوان و تبلیغاتی نیایند محور کارها شوند. تظاهر خاتمی به دفاع از انقلاب و «جمهوری اسلامی» تناقض کامل با عملکرد جریان متبوع به ویژه در حوادث پس از انتخابات سال 88 قرار دارد، چه این که فتنه گران تحریک شده توسط کسانی چون خاتمی و موسوی و کروبی- صرفا به عنوان یک مثال از صدها حقیقت- در روز قدس بر روی نام اسلام در شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی خط کشیدند و تا امروز که بیش از 16 ماه از آن اقدام رسوا می گذرد هیچ یک از این منافقین حاضر نشده اند ولو در لفظ، حمله به «جمهوری اسلامی» از سوی آشوبگران وابسته به گروهک ها را محکوم کنند. بدین ترتیب و براساس اظهارات اخیر خاتمی، او و هم قطارانش مصداق واقعی ضدانقلابی گری هستند و از انقلاب فاصله گرفته اند «ولو ادعای انقلابی گری کنند». اما این تعبیر نیز که «آنچه ما می گوییم اصلاحات، خدا و پیغمبر و همه اینها قبول و نظامی را می خواهیم که ارزش های الهی در آن حاکم باشد»، منافقانه و در تناقض با عملکرد مدعیان اصلاح طلبی و فتنه گران سبز است. اوج خیانت این جماعت را در حوادث روز عاشورای 88 می شد که با مساعدت گروهک های منافقین، تندر، بهائیت و... عملی شد اما نه تنها از سوی خاتمی و موسوی و کروبی محکوم نشد، بلکه حرمت شکنان لقب «مردان خداجو» هم گرفتند در حالی که امثال خاتمی صم بکم نشسته بودند یا اوباش سیاسی را تحریک می کردند. آیا ملاقات رسوای خاتمی با راسموسن نخست وزیر سابق و هتاک دانمارک که از کاریکاتورهای اهانت آمیز علیه پیامبر اعظم(ص) دفاع کرد، از جنس دفاع از انقلاب و آرمان های آن بود؟ تدارک و زمینه چینی آشوب و اردوکشی خیابانی طبق نقشه سرویس های جاسوسی موساد و سیا و ام آی 6 چطور؟ آیا می توان طبق نقشه خبیث ترین و جنایتکارترین مستکبران جهان عمل کرد و هنوز دم از اصلاحات زد؟ تفاوت اصلاحات شما با اصلاحات رضاخانی و محمدرضایی- لعنت الله علیهما- چیست؟ اما درباره مقایسه سراسر نفاق آلود اصلاحات آمریکایی با شجاعت حضرت امام(ره) نیز باید پرسید آیا سر دادن شعار نفی حجاب در اغتشاشات، حذف اسلام، حمایت از آمریکا و رژیم صهیونیستی در ازای شعار نه غزه، نه لبنان، و ضدیت علنی با اصل ولایت فقیه و آتش زدن تصویر حضرت امام خمینی توسط اوباش سیاسی و خیابانی، چه نسبتی جز «دشمنی» با خط امام خمینی و انقلاب اسلامی می تواند داشته باشد؟ ما در رفتیم، شما لنگش کن اقدام تبلیغاتی دو تن از دست اندرکاران فتنه مبنی بر درخواست مجوز راهپیمایی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس، داغ دل جریان ضد انقلاب خارج نشین و فعال در عرصه مجازی را تازه کرد. اگرچه برخی از این عناصر هیاهوی «لنگش کن» را از خارج کشور به راه انداخته اند اما اغلب آنها معتقدند که سازمان اغتشاش و آشوب که در انتخابات سال 88 فعال شد، کلاً منهدم شده است. مهاجرانی- کدیور (جرس) در مطلبی که با اسم مستعار «سارا زرتشت» منتشر شد. |