شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا علیهالسلام و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازهای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسینعلیهالسلام میگریند و عزاداری میکنند.
ارامنهی ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت میکنند و صدها عزادار اقلیتهاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم میآیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینهزنى میپردازند. در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار میکنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (ع) اشک میریزند. دانشجویان مسیحی ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (ع)
به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (س)، گریه در سوگ آزادهترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (ع) را ندارند. اما سال گذشته و در عاشورای 88، حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی که از سوی این افراد به عنوان "مردان خداجو" معرفی شدند، در راستای "اسلام رحمانی" که قرار بود آقای موسوی مروج آن باشد، دست به اقداماتی زدند که حتی بودائیان را هم شرمنده کردند. حمله به دستهجات عزاداری و آتش زدن خیمه سالار شهیدان از جمله اقداماتی بود که توسط این افراد صورت گرفت؛ آن هم با موسیقی هلهله و کف و سوت. مردان خداجوی آقای موسوی اینگونه به استقبال عزای سیدالشهدا (ع) رفتند
|
در دوره های فامیلی که آخر هر ماه برگزار می شود،حظور همیشگی دارد. همسرش کمونیست بوده (شما بخوانید هست!). از آنهایی بوده که ظاهراً توبه کرده اند. به شدت تحت تأثیر همسرش است.به نظر من خودش هم کمونیست است! در مهمانی ها همیشه بحث های غیرعادی می کند. از هر آب گل آلودی ماهی می گیرد. کافیست یکی ناخودآگاه کلمه ای که به مذهب و دین مربوط است بر زبان بیاورد، آنگاه است که ایشان سریعاً با جملاتی ساده، مخالفت خود را اعلام می کنند. یکبار که حرف از مَحرم و نامحرم شد، ایشان حرف جالبی زد. گفت: "من نمیدانم موی سر من با موی بدن حیوان چه فرقی دارد، که من باید موی سرم را بپوشانم؟" یا همین اواخر بعد از عید غدیر، می گفت: "مگر ما همه از نسل آدم و حوا نیستیم؟ پس چطور شد که این وسط یک عده جدا شدند و «سید» نام گرفتند؟ من با عقل خودم این موضوع را قبول نمی کنم." * هیچ گاه سعی نمی کند بحثی اساسی را آغاز کند و دست آخر به نتیجه برسد.زیرا او نتیجه گفتارش را در آینده خواهد دید! وظیفه او تلنگر زدن به افکار عده ایست که پایه دین و مذهبشان سست است، آنهایی که برای افکارشان به دنبال دلیل نگشته و فلسفه عقاید مذهبیشان را نمی دانند. او انتظاری هم ندارد که همان لحظه یکی با سخنش موافقت یا مخالفت کند و اگر مخالفی هم داشته باشد ترسی ندارد! او می نشیند، تا تو در تنهایی خود، وقتی که سختی ها آسوده ات نمی گذارند، وقتی که فکرت پیش گناه است، آنگاه که مستعد پذیرفتن فکری نو و عاری از قید و بند هستی، ناگهان به فکر حرف او بیافتی. با خودت بگویی راست می گوید. بعد بنشینی با عقل مغلول در توهمات و دین نیم بندت سخنانش را بررسی کنی، این وسط شیطان هم به تو امداد غیبی می رساند ... و ناگهان نفس اماره ات فریاد می زند: "یافتم،یافتم ...! راه رهایی از دین را یافتم!" و اوی کمونیست، بی دین و فرصت شناس(!!!) به هدفش برسد، همین! به همین راحتی او در یک مهمانی ساده، بدون اینکه دست سیاه و صدای کلفتش او را لو بدهند، شکارش را روی هوا زده است! * کمونیست ها و منافقین هیچگاه توبه نمی کنند. هیچگاه از افکار و مهم تر از آن از اهدافشان دست نمی کشند. مطمئنم که تا روز مرگ، افکار مسمومشان را در فضای بسته ذهن جوانان پخش می کنند. از عقلی سخن می گویند که شنوندگان فکر می کنند در لابلای دین بازی هایشان گمش کرده و با سخنان آن منجی منافق(!) پیدایش کرده اند. بی خبر از آنکه همان سجده های نیمه شب و همان زیارت عاشورای بعد از نماز مغرب است که آخر عقلانیت است، نه این افکار پوچ که اینها تحویلش داده اند. اشکال بعضی از ما این است که تنها دین را با دل قبول کرده و راه را بر عقل بسته ایم. همین می شود که یکی مثل اوی کذا، همین را می کند راه نفوذ در فکرمان، دینمان و عقایدمان! |
ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد. به گزارش کلمه ( اینبار استثنائا طنز بخوانید)، یکی از سایتهای فتنه که از بیانیه های بی خاصیت و پیاپی سران زن ذلیل فتنه و پشت کردن مردم به آنان خسته شده است در طرحی عجیب و به نوبه خود شاهکار از طرفدارانشان در خواست نموده است تا در روز عاشورا لباس سیاه بپوشند و با انداختن شال سبز به گردنشان، بدون هیچ شعاری یا هزینه ای در هیئات و مراسمات مذهبی حاضر شوند! این سایت که طرح ابداعی خویش را کم هزینه ترین روش مخالفت با نظام دانسته است، چنین استدلال کرده که در این روز طرفداران نظام نمی توانند به خاطر بستن شال سبز و لباس سیاه به کسی گیر دهند چون روز عاشوراست و بسیاری از عاشقان امام حسین(ع) شال سبز می اندازند. به هر حال از اینکه این مطرودین فتنه گر کمی سرعقل آمده و امسال دیگر همچون سال گذشته قصد آتش زدن پرچمهای عزای امام حسین(ع) و هتک حرمت مقدسات را بدلیل رسواییهای مکرر و از دست دادن جایگاه مردمیشان ندارند، جای شکر دارد امّا اینکه این طرح شاهکار از کدام مغز متفکر جنبش فتنه فوران کرده است و چند سال فکر و تلاش برده، خود جای محاسبات پیچیده دارد! البته ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد. امّا فقط این طرح یک اشکال کوچک دارد و آن اینکه.... خودتی! این طرح مثل این می ماند که بگوییم روحانیون مخالف نظام ، عمامه به سر بگذارند و در خیابان حاضر شوند! خب قطعا عقلا تایید می کنند که عمامه بخشی از لباس روحانیت است و همه روحانیون ( البته به جز آقای کروبی که معمولا در اجتماعات مردمی عمامه به دست دیده شده است، سایرین ) در ملا عام عمامه را روی سرشان می گذارند و قطعا در حالت طبیعی کسی عمامه را به دست نمی گیرند پس تبریک به دشمنان نظام که چه بسیار بیشمارند! حال همانطور که خود این طراح جنبش فتنه اعتراف کرده با وجود خیل عظیم عزادارنی که طبق سنوات گذشته در روز عاشورا با لباس سیاه و شال مقدس سبز علوی حاضر می شوند و سادات و برخی از عزداران هیئات مذهبی نیز طبق رسوم گذشته با شال یک دست سبز به عزاداری می پردازند، البته سایرین نیز که لباس سیاه می پوشند و شال سبز ندارند. نوجوانان فتنه گر با فتوشاپ زحمتش را خواهند کشید لذا جای هیچ نگرانی نمی باشد و از هم اکنون ملت به طرح نوین جنبش فتنه تبریک می گوید و فتنه گران آمار معترضین روز عاشورای امسال را نزدیک به هفتاد میلیون اعلام بفرمایند و بی بی سی هم تحلیلهایش را آماده کند تا آنروز به زحمت نیفتد و موسوی و کروبی هم سفارش بیانیه شانصدم خود را برای تشکر و قدردانی از مردان خداجو به دوستان خارج نشین بدهند که مردان خداجو بسیار احساساتی و زود رنجند. گفتنی است ازجنبشی که پدر معنویشان شیخ یوسف صانعی و رهبران سیاسی شان کروبی و موسوی باشد، اینچنین نبوغهای به وفور زائیده خواهد شد و اگر دولت اصلاحات علی رغم میل مردم در آن ایام به درخواست بیگانگان لبیک گفت و درب سایتهای هسته ای و تحقیقاتی را تخته کرد چون به ظهور چنین نوابغی از دامن خود یقیین داشته است که اینگونه طرحها خود کار بمب اتم را می کند! |
موسوی در بخشی از یادداشت اخیر خود که بمناسبت ایام محرم نوشته شده، با اشاره به موضوع پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی، نوشته است: همین مردم رنجدیده اما پایدار، نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند... امام در پیام سال 67 خود به حجاج، به صراحت از پذیرش قطعنامه با عنوان "نوشیدن جام زهر" یاد کرده اند. بنیانگذار جمهوری اسلامی همچنین در منشور روحانیت خاطرنشان کردهاند: «ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند.» |