بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

تودهنی 20 سال پیش امام خمینی(ره) به موسوی

یکی از عناصر زمینه ساز فتنه 88، ضمن دفاع مجدد از حرمت شکنان عاشورای سال گذشته، مدعی خطای حضرت امام در دفاع مقدس شد!

میرحسین موسوی که عناصر بهایی هتاک و منافقین دستگیر شده در حرمت شکنی عاشورای سال گذشته را مردان خداجو خوانده بود، در مقاله ای به بهانه محرم مدعی شد حرمت شکنان، عزاداران معترض بودند و سینه شان مالامال از عشق بود و حسین حسین می گفتند.
وی که بارها به خاطر خیانت به کشور و ملت مورد پشتیبانی سران آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس قرار گرفته، برای نهضت عاشورا قلمفرسایی کرده و سپس در حالی که به نقش حضرت امام در دفاع مقدس می پرداخت نوشت: کیست که از یاد ببرد همه جای ایران میدان حماسه بود و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنج دیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قد علم کردند و بدین گونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بی اعتقادی، که از سر درایت و آینده بینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی می دانند و اعتراف به خطا]؟![ نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمی کاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر می کند.
این مهره جریان سبز اموی همچنین در ادامه و با روش نخ نمای فرار به جلو مدعی شد: اقتدارگرایان هنگامی که از شیوه معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رای گیری طرفی نبستند چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند. شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزی شان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهره های فعال پرداختند.
موسوی همچنین مدعی شد: برماست که در این دوران بحران زده کاری زینبی بکنیم.
ادعای اخیر موسوی درباره خطای امام در جنگ، رونویسی از ادعای گروهک هایی نظیر نهضت آزادی و سایر گروهک های نفاق است که در زمان دفاع مقدس با استخبارات صدام همکاری می کردند و تلاش داشتند دل مردم را در مقابله با متجاوزان و مستکبران خالی کنند و پس از آن هم مدعی شدند ادامه جنگ از سوی حضرت امام(ره) خطا بود. گزافه گویی اخیر موسوی در حالی است که حضرت امام به اعتبار انتشار برخی تحلیل های غلط از سوی کسانی نظیر منتظری و... اعلام کردند که «ما در جنگ حتی برای یک لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم» و صراحتا به خاطر انتشار برخی تحلیل ها از این دست، از مردم به ویژه خانواده شهدا عذرخواهی کردند. مردادماه امسال نیز هاشمی رفسنجانی و رفیقدوست فاش کردند موسوی در دفاع مقدس کارشکنی می کرد.
این عنصر لجوج که به خاطر جاه طلبی هایش آلت دست سرویس های جاسوسی غرب قرار گرفت، اگرچه سعی کرده خود را مخالف گروهک منافقین نشان دهد که پس از پذیرش قطعنامه 598 به ایران هجوم آوردند، اما اشاره ای به این حقیقت نمی کند که گروهک تروریستی منافقین یکی از سازمان دهندگان آشوب و حرمت شکنی عاشورای سال گذشته بود، به نحوی که علنا برای آشوب و حرمت شکنی بیانیه صادر کرده و به نیروهای خود فراخوان داده بود. مرور هویت برخی عناصر دستگیر شده نشان می دهد که آنها از مرتبطین گروهک منافقین و همچنین گروهک استعمارساخته بهائیت بودند. البته امسال هم منافقین و سایر گروهک ها خواستار تکرار حرمت شکنی سال گذشته شده اند. با این اوصاف میرحسین موسوی طی یک سال گذشته توضیح نداده که چگونه «مردان خداجو و عزاداران معترض» مورد نظر وی، وابستگان به گروهک ها بوده اند و چگونه جرئت یافته اند به پرچم ها و تکیه های عزاداری آتش بزنند و به عزاداران حمله کنند؟ آنها چگونه عزادارانی بودند که با تحریک صدای آمریکا و بی بی سی و صدای اسرائیل و سایت صهیونیستی بالاترین و... آتش افروزی و آشوب برپا کردند و بلافاصله هم از سوی رژیم های استکباری و رسانه های آنها مورد تمجید قرار گرفتند. یعنی اوباش آشوبگر و وابستگان گروهک ها، می توانند هم حسینی باشند و هم پروژه یزیدیان روزگار را اجرا کنند؟
درباره تقلب و کودتای انتخاباتی و کنارگذاشتن شمارش آرا هم، تنها ماندن فتنه گرانی چون موسوی و کروبی با گروهک های نفاق در عاشورای سال 88 به اندازه کافی نشان می دهد که چه کسی دنبال کودتا بودند. همچنین باید گفت بیش از 18ماه از انجام کودتای مخملین فتنه گران نگذشته که همین عنصر جاه طلب مجبور شد برای راه انداختن آن کودتا از بازشماری تصادفی 10درصد آرا شانه خالی کند در حالی که یک ساعت پس از اخذ آرا به خبرنگاران خارجی گفته بود براساس آرای ریخته شده در صندوق ها قطعا من پیروز هستم!
شایان ذکر است مقاله منافقانه موسوی بازتاب های جالب توجهی در محافل ضدانقلاب داشت به نحوی که سایت ضدانقلابی بالاترین نوشت: مهندس موسوی گرامی، میرحسین عزیز! چرا ما باید هنوز هم از افسانه ها و اسطوره های مذهبی الگو بگیریم؟ من می خواهم الگوی من ایرانی و کسی مثل تو باشد. وقتی شما به دیگران توصیه می کنید که بمانند و کار زینبی بکنند تکلیف آنها که نه به اسلام، نه به شیعه، نه به زینب و نه به حسین اعتقاد ندارند، چیست. چرا با این تعابیر که برای بسیاری از سبزها خوشایند و دلنشین نیست دایره طرفداران و دوستان خود را کوچک می کنید؟ ما خسته شدیم از این آویزانی به فرهنگ و زبان عربی(!)

ایران 92 بعد از احمدی نژاد

"مطلبی که در اینجا آورده ام یکی از پست های وبلاگ « ایران حامی » است که در سال 1386 نوشتم و بیش از 400 کامنت مختلف در خصوص این مطلب در آن وبلاگ ثبت شد. حال این نوشته را بعد از سه سال بدون هیچ کم و کاستی می آورم. فقط به خاطر جالب بودنش نه به عنوان پیش گویی. هر چند تا اینجایش درست از آب درآمده"

با هم به بهار سال 1392 می رویم.

سال ۱۳۹۲ شروع شده ، مردم از مسافرتها و سیزده بدر برگشته اند ، روزنامه ها پس از ۱۵ روز تعطیلی دوباره روی دکه ها به ردیف چیده شده اند.

هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رو به اتمام است.

انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری پیش روست. گروهها در حال تدارک مقدمات برای انتخاب کاندیدای مورد نظر خود و شروع تبلیغات هستند.

موضوعاتی مانند انرژی هسته ای  ، توزیع سهام عدالت ، خود کفایی در تولید بنزین ، طرح تحول اقتصادی ، افزایش صادرات ، آزاد راه شمال و  یارانه ها و دهها موضوع دیگر با تمام فراز و نشیبها سالهاست که حل شده ، بحران مسکن از تب و تاب افتاده، ولی تورم کماکان وجود دارد.

گروههای مخالف مراقب هستند که از اقدامات مثبت دولت سخنی گفته نشود،

اصولگرایان مخالف و مسئولان حزب کارگزاران متمایل به آنها به جنب و جوش افتاده اند و پس از هشت سال در یک برنامه حساب شده ادعا می کنند که دولت تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است . آنها ح - ر و ع- ل و قالی... را به عنوان کاندیداهایی مورد نظر خود انتخاب نموده اند. بزرگان این حزب نسبت به گروههای دیگر به نتایج انتخابات امیدوارترند و به موفقیت خود یقین دارند.

اصلاح طلبان در این مدت سعی کرده اند شعارهای پیچیده خود را بومی سازی کنند و با چراغ خاموش حرکت کنند. آنها سعی نموده اند تمام توجهات را بر نقاط ضعف دولت متمرکز نمایند. آنها بیشتر روی طرح ها و مباحث و مشکلات اقتصادی و موضوعاتی مانند تحجر و پوپولیسم و ... مانور می دهند. طرفداران آنها این تخریب های چند ساله را کاملا از حفظ شده اند.

پس از شکست کاندیدایشان در انتخابات قبل اصلاح طلبان به شدت دست به عصا می روند.

آنها برای انتخاب نامزد خود هنوز به اجماع نرسیده اند. فقط خاتمی برایشان باقی مانده است.

شکاف بین اصولگرایان عمیق شده و عده ای سعی در جمع کردن آنها را دارند ولی معلوم نیست این حرکت نتیجه بخش باشد.

سایر گروههای فرعی نیز در تکاپو هستند ...

- چند روز بیشتر به موسم انتخابات باقی نمانده است.

کارگزاران ، اصلاح طلبان ، برخی اصولگرایان و سایر گروههای همفکر و متمایل به آنها به اجبار و اقتضا برای معرفی یک کاندیدای واحد به اجماع می رسند.

گروههایی از اصولگرایان به ائتلاف می رسند و کاندیدای مشترک خود را انتخاب می کنند و عده ای دیگر نیز مجددا راه خود را جدا می کنند.

تبلیغات گروههای مخالف بسیار گسترده تر می شود و نوک پیکان تبلیغات آنها حمله به دولت است.

برجسته نمودن نقاط منفی دولت های نهم و دهم استراتژی تبلیغاتی گروههای رقیب شده است.

گروههای مخالف بعد از هشت سال تلاش و هجوم بی وقفه، به این دوره کاملا امید بسته اند.

نظر سازی های متعدد تولید می شود. در اکثر آنها محبوبیت مخالفان بالا و محبوبیت اصولگرایان متمایل به دولت در حداقل است. این نظرسنجی ها بر عده ای بی تاثیر نبوده است.

اصلاح طلبان برای بعضی دولتهای غربی پیغام می فرستند و به آنها التماس می کنند که آشکارا و علنی از آنها اعلان حمایت نکنند.

کاندیداها و نمایندگانشان راهی سفرهای تبلیغاتی استانی می شوند.

آنها در بین حامیان و استقبال کنندگان خود  وعده های فراوان می دهند.

- انتخابات برگزار می شود.

مخالفین با اختلاف اندک پیروز می شوند. جو جامعه احساسی می شود. شواهد حاکی از آن است که دولت یازدهم با رویه ای متفاوت با دولت قبل حرکت خواهد نمود.  جشن و شادی در جبهه مخالفین برپاست.

هنوز چند ماه دیگر به مراسم تحلیف و تنفیذ رئیس جمهور جدید باقی مانده است.

احمدی نژاد کماکان تا پاسی از شب در پاستور مشغول است.

رایزنی ها و جنب و جوش طرفداران نامزد پیروز شروع میشود.

توافقات محرمانه اولیه برای تقسیم پست های کلیدی بین گروههای چند گانه انجام می شود.

گمانه زنی ها برای تصدی وزراتخانه ها تیتر روزنامه ها می شود.

احمدی نژاد به چند استان و منطقه محروم سر می زند.

تصمیم گرفته می شود هر کجا و هر کس که کوچکترین تمایلی به دیدگاههای دولتمردان قبل داشته است خلع ید شده حتی اگر راننده یا آبدارچی باشد.

احمدی نژاد همچنان پیگیر امور مردم است.

- و سرانجام  مراسم تحلیف و تنفیذ برگزار می گردد.

سعد آباد را دوباره آب و جارو می کنند. هواپیمای اختصاصی از آشیانه خارج می شود. پاستور تنها و افسرده می شود.

در مدت زمان کمتر از چند ماه تمام مدیران جابجا می شوند و آب هم از آب تکان نمی خورد. جواب هر مخالفت و اظهار نظر متفاوت، مشت آهنین و شانتاژ تبلیغاتی است.

تمام حرکات دولتمردان قبلی به زشتی یاد می شود.

هنوز هیچ برنامه عملیاتی ارائه نشده است.

دولت جدید قبل از ارائه هر برنامه ای تمام مشکلات را به گردن دولتمردان قبل می اندازد. از ترافیک و آلودگی هوای تهران گرفته تا شوری آب قم و کاهش کوچ پرندگان به تالاب انزلی و....

برخی از مدیران رنگ عوض کرده اند و خود را هماهنگ با شعارهای جدید کرده اند.

خبرگزاری های خارجی نمی توانند خوشحالی خود را پنهان کنند.

در هفته اول، مدیر مسئولان تمام خبرگزاری ها و رسانه های دولتی عوض می شوند و کسی مخالفت و اظهار نظر نمی کند. شاید جرات نمی کنند.

در ماه اول، هیئت مدیره جدید تیم های پیروزی و استقلال مشخص می شوند.اصولگرایان جدید تعدادی از اعضای خود را برای تیم استقلال و  کارگزاران و اصلاح طلبان هم مدیریت تیم پیروزی را برای اعضای خود انتخاب می کند.

در تفسیرها و تحلیل ها دوباره مردم عزیز و متمدن و دارای شعور و آگاهی سیاسی می شوند و دیگر از داستان رقص دلفینها و قصه زاغ و پنیر و ... خبری نیست.

و...

-  دو سال از مراسم تحلیف می گذرد:

تورم هنوز وجود دارد.

فساد دوباره تشدید شده است.

نزاع گروه های پیروز برای تقسیم قدرت شدت گرفته است.

کار به جاههای باریک کشیده شده است و گاهی در انظار عمومی به جان هم می افتند.

مجوز دهها روزنامه و خبرگزاری جدید که با یک هئیت تحریریه اداره می شوند داده شده است.

دیگر کسی سر به سر بانکها نمی گذارد.

دولت جدید وام بلا عوض به دوستان خصوصی می دهد تا بدینوسیله دین خود را نسبت به آنها و به پاس سالها خدمات بی شائبه در زمینه خرید و فروش زمین و سکه و مسکن ادا کرده باشد.

دیگر به جز کیهان کسی جرات انتقاد کردن ندارد.

واردات دست چند نفر است اما صحبت از مافیا نیست.

دلالها مجددا اقتصاددان و یکه دار میدان اقتصادی می شوند.

دوباره اخبار اختلاس از بانکها و ... تیتر روزانه خبرگزاری ها و روزنامه ها می شود.

اعتماد به نفس اوباش بالاتر رفته و خیابانهای شهر  .... شده است.

مجددا دانشگاهها جولانگاه احزاب پیروز و دانشجویان سیاهی لشکر آنها می شوند.

تولید تئوری های جدید و عموما ضد دین و فرهنگ دینی مردم رونق گرفته است.

بهره وامها به صورت دستوری محاسبه و بالا می رود.

قیمت دلار دستوری مصوب و ابلاغ می شود.

بازار کتاب ها و کلاسهای آموزش هیبنوتیزم و خواب درمانی پر رونق است.

اختلاف کارگر و کارفرما حل نشده.

کار کارشناسی کیلویی چند؟ هر چه حزب و پدر خوانده ها بگویند.

شهرام جزائری کلاس آموزش اقتصادو تجارت گذاشته است

در تبلیغات و صحبت های دیپلماتیک , دوباره اروپائیان دوست و عزیز و چاوز و کاسترو بدجنس می شوند.

لباسها شیک و سفرهای تفریحی به اروپا زنده می شود.

دیگر کسی حرفهای بزرگ نمی زند.

ولی تنهای تنها شده است.

حالا دیگه کسی درباره فلسطین چیزی نمی گوید.

اما با این وجود ایران هنوز مورد غضب رئیس جمهور ینگه دنیا و رفقایش است.

تورم در سبد هزینه خانوار هنوز خودنمایی می کند.

مردم دوباره نامحرم می شوند اما نوشتن عبارت «دانستن حق مردم است » در کنار لوگوها دوباره پیدا می شود!

سفرهای استانی مسئولین، تابستانها به شمال و زمستان هم یک سفر به جنوب می باشد.

درب اتاق مسئولین بسته می شود.

دیگر  هیچ رئیس جمهوری در میان مردم محروم دیده نمی شود.

ولی آنها چه ساده و صادقانه هنوز چشم به راهند.

و....

و مردم، از شنیدن عبارتهای غریب بیزارند،

و آنها دوست دارند دوباره ذکر مانوس الهم عجل لولیک الفرج را بشنوند و رایحه ی خوش خدمت را استشمام کنند.

 



صدای امریکا هم از میرحسین موسوی قطع امید کرد تمسخر میرحسین موسوی

میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس که رسانه های خارجی معاند از او بعنوان فردی انقلابی، دو آتیشه در دهه هفتاد و هشتاد میلادی رسانه از او بعنوان فردی که در سکوت بسر برده و دارای نقطه نظرات نو و شنیدنی است و شخصی اصولگرا و انقلابی معرفی می کردند، اکنون به این نتیجه رسیده اند که از آتش میرحسین موسوی آبی برای آن ها گرم نخواهد شد و از وی قطع امید کرده اند.

در برنامه موسوم به "پارازیت" با نمایش بخشی از پیام ویدئویی میرحسین موسوی که به مناسبت 16 آذرماه امسال انتشار داده باعث گردید که بعنوان مضحکه مجری برنامه او را به تمسخر گرفته و وضعیت و حال و روز کنونی او را مورد مضحکه قرار بدهند.

این برنامه با پخش بخشهایی از سخنان امام خمینی در هنگام ورود به ایران در بهشت زهرا که اعلام کرده بودنند "من توی دهن این دولت می زنم" و همچنین بخشهایی از سخنان مارتین لوترکینگ فعال جامعه مدنی امریکا که با صلابت و استواری خواهان کسب حقوق مساوی بین سیاهان و سفیدپوستان امریکایی بوده و همچنین بخشهایی از سخنرانی آتشین "ارنستو چه گوارا" مبارز آزادیبخش امریکای لاتین در جنگ بین امریکا و کوبا خواهان ادامه جنبش مسلحانه مبارزان امریکایی لاتین بوده اند، به مقایسه سخنرانی این افراد با پیام میر حسین موسوی، پرداخت.

مجری برنامه پارازیت با نشان دادن چندین باره سخنان میرحسین موسوی و سوال از بینندگان که آیا صدای او را کسی می تواند بشنود و ایا او اساسا با این لحن صحبت منفعلانه می تواند فردی انقلابی باشد و نظام جمهوری اسلامی ایران را با چالش مواجهه نماید، وضعیتی اسفبار برای آنها و همراهان آنها ترسیم کرد.

گفتنی است، این نخستین بار نیست که خارج نشینان و رسانه های معاند نظام به انتقاد و تمسخر موسوی و کروبی می پردازند چرا که بارها همین انتقادها و تمسخرهایی که از سوی این افراد صورت گرفته باعث جنجال و دعوا میان حامیان فرقه سبز شده است.

منافقی به نام موسوی

إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا(سوره النساء- 142)

منافقان با خدا نیرنگ مى‏کنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند ، با مردم ریا مى‏کنند و خدا را جز اندکى[آن هم برای بهره برداری ]یاد نمى‏کنند .

alt

تاریخ اسلام آمیخته است با سرگذشت منافقانی که با ظاهر سازی مردم را می فریفتند و خود را دیندار معرفی می کردند و در عمل بزرگ ترین ضربات بر پیکر اسلام از جانب همین افراد بود. امثال معاویه و عمروعاص و مامون در تاریخ کم نیستند .منافقانی که دم از اسلام می زدند ، برای اقداماتشان ظاهرا دلیل اسلامی می آوردند ، آیه قرآن می خواندند و مردم رامی فریفتند.منافقان دیروز و امروز اگرچه در ظاهر متفاوتند ، اما نوع عملکرد هر دو یکسان است.

امروز میرحسین موسوی این خائن به اسلام و ایران اسلامی هم  در بیانیه های خود آیات قرآن را می نویسد و نام مقدس امام حسین را با دست و قلم آلوده اش می نگارد . برای اینکه خود را متدین و شیعه اهل بیت معرفی کند. در حالی دم از 22 خرداد می زنند که گویی رای 24 میلیونی مردم به دولت را ندیدند. چنان دم از تجمعات محقر خود می زنند که گویا چشم خود را برحماسه عظیم 9 دی و 22 بهمن بسته اند. چنان از مزدوران و منافقانی که روز عاشورا به جان مردم عزادار افتادند ، دم می زنند که گویی حتی تصاویری که از سایت ها و شبکه های طرفدار فتنه منتشر شد را ندیدند.چنان دم از صداقت می زنند که گویی بیانیه هایی که پر از دروغ است را خود نمی نویسند . چه دروغی از این بزرگ تر که موسوی در بیانیه آخر خود حتی شمارش آراء که توسط خود مردم انجام گرفت را هم منکر شده است.

اما مردم دروغ و دغل موسوی وامثال او را به خوبی می شناسند. آری ، سوء استفاده موسوی از آیات قرآن هم نمی تواند چهره نفاق او را پنهان کند. موسوی و کبروبی و فتنه گران لندن نشین همگی مشمول آیه شریفه ای که در بالا ذکر شد هستند. بسیار نقشه می کشند و نیرنگ می رنند اما خداوند مکرشان را به خودشان باز می گرداند و روز به روز رسوا تر می شوند.