سایت فارسی زبان وزارت خارجه رژیم صهیونیستی از اقدامات جدید مرکز مطالعات ایران شناسی دانشگاه تلآویو گزارشی منتشر کرد.
در این گزارش که گفته می شود تنها بخشی از اطلاعات اقدامات اسرائیلی ها درباره ایران است نوشته شده "به روی کار آمدن حکومت دینی در ایران، که سران آن اسرائیل را علنا به نابودی تهدید می کنند، لزوم شناخت این همسایه اسرائیل را برای دانشجویان و دانش پژوهان این کشور دو چندان می کند."
بخش های مهم این گزارش به شرح زیر است:
* دانشگاه تل آویو که پس از دانشگاه عبری اورشلیم، دومین و مهمترین دانشگاهی بود که در اسرائیل برپا شد، یکی از پیشگامان برپائی مرکز مطالعات ایران شناسی بود که هدف از آن شناساندن فرهنگ ایران زمین و پیشینه تاریخی این سرزمین پهناور و مناسبات باستانی ملت یهود با آن کشور و مردمان آن می باشد.
*نخستین گام دانشگاه تل آویو برای شناساندن ایران به دانش پژوهان اسرائیلی، با برپائی کرسی ایران شناسی برداشته شد. ایجاد این کرسی، با کمک سخاوتمندانه پرویز نظریان از شخصیت های ایرانی ساکن لوس آنجلس امکان پذیر گردید – و کوتاه مدتی پس از آن، مرکز مطالعات ایران شناسی، با یاری مالی خانواده معراج برپا شد که به یاد دکتر حبیب لوی نامگذاری شده است که یکی از شخصیت های علمی و پزشکی برجسته جامعه یهودیان ایران بود و تالیفات او در زمینه شناخت پیشینه یهودیان ایران و جهان، یکی از آثار پیشاهنگ در این زمینه بود. کتاب پنج جلدی تاریخ یهودیان ایران مهمترین اثر جاودان این پژوهشگر است.
*هدف اصلی برپا کنندگان این مرکز پژوهشی و علمی در دانشگاه تل آویو، که یکی از آرمان های دکتر حبیب لوی در راه اعتلای فرهنگ یهودیان ایرانی بود، پژوهش درباره تاریخ یهودیان ایران، آشنائی با گذشته آن سرزمین و شناخت فرهنگ و تمدن این کشور باستانی و انجام تحقیقاتی در رابطه با مکان و مقام ایران در میان کشورهای خاورمیانه و جهان، و همچنین بررسی تاریخ معاصر و بازتاب سیاست های ایران بر منطقه و دنیاست.
*این مرکز، علاوه بر شماری از درس های دانشگاهی که در برنامه تحصیلی دانشجویان رشته های خاورمیانه و علوم سیاسی گنجانیده شده، انجام پژوهش های علمی درباره ایران را تشویق می کند و به دانشجویان علاقمند، به ویژه در رشته دکترا بورس تحصیلی می دهد.
*انجام پژوهش درباره پیشینه تاریخی یهودیان ایران در این مرکز مطالعاتی از اولویت برخوردار است، زیرا با آن که نخستین گروه از یهودیان حدود دو هزار و هفتصد سال پیش به ایران رسیدند و یکی از قدیمی ترین اقوام ساکن ایران محسوب می شوند، به علت مصیبت هائی که در طول تاریخ بر این سرزمین رفته، بسیاری از آثار و مدارک نابود شده و نگارش فرهنگ ملت ها بسیار دشوار گردیده، زیرا اسنادی که تاکنون به دست آمده ناچیز است.
*شادروان پروفسور امنون نتسر از پایه گذاران پژوهش در تاریخ یهودیان ایران زمین بود و شادروان خانم دکتر سرور سرودی نیز در راه شناخت فرهنگ یهودیان ایران تلاش بسیار کرد.
*مرکز مطالعات ایران شناسی دانشگاه تل آویو با ابتکار و کوشش پروفسور داوید منشری پای گرفت. پروفسور منشری نه تنها یک شخصیت علمی و دانشگاهی و یکی از ایران شناسان بنام اسرائیل است، بلکه سالیان دراز در راس تلاش های اجتماعی یهودیان اسرائیل نیز قرار داشته و خدمات بسیار کرده است. چندی پیش دوران فعالیت پروفسور منشری در ریاست این مرکز پایان گرفت و پروفسور لیتواک جانشنی او گردید.
*از جمله وظائفی که این مرکز برای خود تعیین کرده، گردآوری و نگاهداری اسناد و مدارک و عکس ها و آثار مربوط به زندگی یهودیان در ایران است تا شاید بتواند یک آرشیو غنی برپا سازد که در اختیار پژوهشگران تاریخ ایران در سراسر جهان قرار گیرد.
*زنده نام دکتر حبیب لوی، خود دارای کتابخانه بزرگی بود که فرزندانش آن را در اختیار دانشگاه تل آویو قرار دادند.
*مرکز مطالعات ایران شناسی دانشگاه تل آویو، همانند هر کانون تحقیقاتی معتبر دیگر در دانشگاه های جهان، هر سال کتاب هائی نیز در رابطه با ایران انتشار می دهد و نتایج پژوهش های استادان و دانشیاران خود درباره ایران را نیز به صورت مقاله های علمی منتشر می سازد.
*همچنین هر سال چند کنفرانس بین المللی توسط این مرکز درباره امور مختلف ایران برگزار می شود که شماری از ایران شناسان و از جمله استادان ایرانی از سراسر جهان برای سخنرانی در آن دعوت می شوند.
*این مرکز مطالعاتی، استادان برجسته بین المللی در امور ایران را نیز برای تدریس در دانشگاه تل آویو و یا برگزاری سخنرانی دعوت می کند. آخرین استادی که به تل آویو آمد، پروفسور روبرت گلیو Prof. Robert Gleave, استاد دانشگاه اکستر University of Exeter, بود که در 25 نوامبر 2010 در همایش علمی این مرکز شرکت جست.
*مرکز مطالعات ایران شناسی دانشگاه تل آویو گاهنامه ای نیز با نام Iran-Pulse (نبض ایران) انتشار می دهد که به اوضاع آن کشور اختصاص دارد و آخرین شماره آن درباره سنگسار در ایران است که موضوع روز می باشد.
داستان «فرقـه سـبز» و «اصـلاحطلبـان» ماجرایی است که روایتها از آن شده است. از«تقسیم کار» تا «اختلاف میان سران این دو جریان»، خبرها و تحلیلهای مختلفی ارائه شده است. اما آنچه شاید کمتر به آن پرداخته شده تلاشهای زیرکانهای است که اهداف پنهانی را نشانه گرفته و نوع نگاه اصلاحطلبان به فرقه سبز را به نمایش میگذارد. 
شاید در این خصوص پاسخ به پرسشهای زیر بتواند اندکی اهداف مستتر در این تلاشها را برجسته نماید. پرسشهایی همچون:
1 - نسبت اصلاحطلبان با فرقه سبز چیست؟
2 - چه اشتراکاتی میان فرقه سبز و اصلاحطلبان وجود دارد؟
3 - اصولاً این دو جریان چه تداخل گفتمانیای با هم دارند؟
4 - در سپهر سیاسی – اجتماعی کشور و در نزد گروههای دوم خردادی اصالت با کدامین گروه است؟
بیگمان برای پرداختن به این پرسشها، نگاهی به گذشته و پیگیری تحولات و اقدامات تا به امروز لازم و ضروری به نظر میرسد. نقطه آغاز این روایت را شاید باید از پیش از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دنبال کرد.
اصلاحطلبان که برای پایان دادن به چند دوره شکست انتخاباتی خود و احیای مجدد اصلاحات، به انتخابات دهم ریاست جمهوری چشم دوخته بودند، تلاشهای فراوانی را فراهم آورده و عده و عده تشکیلاتی – فکری خود را فعال ساخته بودند. همه چیز برای حضور سید محمد خاتمی فراهم بود اما وسوسه موسوی برای حضور در انتخابات و تأملات و تزلزلهای خاتمی موجب شد که موسوی برای حضور مصممتر شود به گونهای که وی پس از شنیدن دوگانه «یا من یا میرحسین» از سوی سید محمد خاتمی، مصمم تر از پیش و در پیامی به خاتمی تصریح کرده بود که اگر من تصمیم به حضور داشته باشم حتماً کاندیدا خواهم شد.
عزم موسوی برای حضور در انتخابات گرچه به نارضایتی اصلاحطلبان درلایههای پنهان و سرانجام انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انجامید اما موجب شد تا اصلاحطلبان طی یک قمار تمهیدات و تشکیلات خود را در اختیار موسوی قرار داده و ستادهای وی را برای پیروزی شکل دهند.
در حقیقت قسمت عمده تشکیلات و حامیان موسوی از سوی اصلاحطلبان تأمین شد.
از دیگر سو شکست در انتخابات و ماجرای حوادث بعد از انتخابات نیز که به وقوع پیوست، اصلاحطلبان برای اینکه شکست به پای اصلاحات نوشته نشود به همراهی با موسوی در طرح تقلب در انتخابات پرداخته و در مسیر اقدامات ضدامنیتی خود برخی از نیروهای خود را در محکمه و سپس زندان مشاهده کردند. به عبارت دیگر بخشی از زندانی رفتههای برجسته این ماجراها نیز از اصلاحطلبان بودند.
اما ادامه رویه رادیکال موسوی و عبور قطعی وی از نظام و انقلاب موجب شد که سران اصلاحات در یک برنامه ریزی از موسوی و کروبی زاویه گرفته و تا به امروز کجدار و مریز به پیش آیند.
در حقیقت میتوان گفت تا به این جای کار
الف- اصلاحطلبان بدنه اجتماعی و تشکیلاتی فرقه سبز را شکل دادند و فرقه سبز متأخر از اصلاحات بوده است.
ب- طرح تقلب در انتخابات، نه به احمدینژاد، اعتراض به سیاستهای نظام و تلاش برای برانداختن
گفتمان انقلابی موجود از اشتراکات و تداخل گفتمانی این دو جریان بوده است.
ج- رادیکالیسم موسوی که موجب شد جبهه وی مبتنی بر لایههایی از منتقدین تا معترضین از یکدیگر تفکیک و جدا شوند و سرانجام هرکدام به خاستگاههای خود بازگردند.
در این میان اما در شرایط کنونی آنچه اصلاحطلبان نسبت به فرقه سبز دنبال میکنند، چیست؟
آنچه در این خصوص قابل جمعبندی است، عبارت است از:
- جداسازی بدنه خود از فرقه سبز
- تلاش برای عدم ثبت فعالیتهای خود در چارچوب فعالیتهای رادیکال و ضد نظام و انقلاب این فرقه
- سعی در مصادره زندانیان حوادث بعد از انتخابات برای اسطورهسازی برای اصلاحات و تأکید بر زندهبودن اصلاحات.
وهابیون در ایام حج نیز از اقدامات خود برای ایجاد اختلاف میان برادران اهل تشیع و تسنن ایرانی دست برنداشتند.
اخیراً بزرگان و علمای فرقه انحرافی وهابی در عربستان سعودی به حجاج اهل تسنن کشورمان که جهت برگزاری مناسک حج به آن کشور مسافرت می نمایند توصیه می کنند تا عمده تلاش های خود را برای خرید اموال غیر منقول از قبیل زمین های مسکونی ، تجاری و کشاورزی و همچنین قنات و چاه های آب و ... از شیعیان متمرکز نمایند.
گفته می شود هدف وهابیون از این اقدام نفوذ و قدرت بیشتر در بین اهالی و شهرها و روستاهای شیعیان عنوان شده است.
شایان ذکر است دراین خصوص برادران اهل تسنن کشورمان ضمن مخالفت با این مساله زیست آِزادانه و بدون مشکل در ایران را مورد تاکید خود قرار داده اند.
کشور آذربایجان به پایگاهی برای برخی گروه های ضد ایرانی تبدیل شده است.
کشورآذربایجان که چند سالی است تحت سیاستهای کشورهای غربی شیطنت هایی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده ،اخیرا بر شدت اقدامات خود افزوده است.
این اقدامات عبارتند از:
1- تشکیل گروه های ناسیونالیست علیه جمهوری اسلامی ایران
2- آموزش ،تجهیز و حمایت از عوامل جدایی طلب
3- تامین تریبون ورسانه برای عناصر جدایی طلب
4- تحریک اقوام به وسیله گروه های اعزامی تحت پوشش طلبه ، بازرگان ، رایزن فرهنگی و موسسات مشترک و......
5- قاچاق انبوه مشروبات الکلی و بسیاری از مفاسد فرهنگی به داخل ایران از مرزهای آذربایجان
6- ترویج وتبلیغ بی بند وباری در جداره های مرز با ایران
7- اجازه به اسرائیل وآمریکا برای بهره گیری از امکانات این کشور وبرقراری مناسبات جاسوسی علیه ایران