عیار هر نوع جنبش دانشجویى در جهان با استناد به عقبه آن سنجیده می شود. اگر در عقبه این جنبش نگاه هاى ابزارگرایانه حاکم باشد، در آن صورت دانشجو به مثابه یک ابزار در مسیرى از پیش تعیین شده تعریف مى شود. اما اگر در ماوراى جنبش هاى دانشجویى “مدنیت” و ”استقلال” وجود داشته باشد، دانشجو با اراده خود مسیرى را خلق مى کند که فرجام آن تعالى و رشد هر کشور مى باشد. واکاوى حادثه 18 تیر هیچ گاه خالى از عبرت و اندرز نبوده است. حادثه اى که تحت تاثیر نگاه ابزارگرایانه طرفداران سکولاریسم در ایران نسبت به جنبش دانشجویى شکل گرفت و در نهایت با خفت دشمنان نظام اسلامى پایان یافت.
در این خصوص نکات قابل تاملى وجود دارد که به آنها اشاره مى نماییم:
1- حادثه 18 تیر 1378 را مى توان از ابعاد و زوایاى مختلفى مورد بحث و بررسى قرار داد. خاستگاه نظرى این حادثه، برداشت ناصحیح سکولارها و دشمنان نظام نسبت به آراى مردم در انتخابات دوم خرداد سال 1376 بود. در حالى که رهبر معظم انقلاب اسلامى از حضور مردم در این انتخابات با عنوان حماسه یاد کرده بودند، وامداران لائیسیته در داخل و خارج از کشور، بدون توجه به اینکه راى مردم متضمن بقاى ساختارهاى سیاسى به شمار مى آید تلاش عجولانه اى را جهت سرنگونى نظام جمهورى اسلامى صورت دادند. خاستگاه عملى حادثه 18 تیر 1378 را نیز باید در عرض دیگر تلاش هاى عملى ضدانقلاب در تقابل با نظام مورد تفسیر قرار داد.
در هر صورت، خمیرمایه و اساس مشترک هر دو خاستگاه نظرى و عملى وقوع حادثه 18 تیر “توهم سکولارها” و ”خطاى محاسباتى آنها در خصوص انتخابات سال 1376"بود. سرایت این توهم به روزنامه هاى زنجیره اى و برخى احزاب و گروههاى غافل سبب شرکت مخالفان نظام در آزمونى شد که مردودى آن از ابتدا مشخص بود.
2- انقلاب اسلامى ایران، نه یک واقعه یکباره، بلکه نهضتى برخاسته از یک سیر تاریخى و سیاسى است.طى جریان 18 تیر،وامداران تفکر میرزاملکم خان و تقى زاده ، همان خطاى اسلاف خود در عصر مشروطه را در مقیاسى محدودتر تکرار نمودند.قرائت رفرمیستى از فرهنگ ،تاریخ و سیاست در ایران بعضا مولد جریانات و تحرکاتى بوده که همواره با عدم استقبال ازسوى توده مردم روبه رو گردیده است.این قاعده در خصوص حادثه 18 تیر ماه 1378 نیز صدق مى کند.جریان سکولار و تندروى دوم خرداد تصور مى کرد که مردم به بازیگران نقش اول پروژه 18 تیر تبدیل خواهند شد،اما در روز 23 تیرماه کلاف رویاهاى آنها در هم پیچید. این در حالى بود که نخبگان جریان دوم خرداد که مقام معظم رهبرى از آنها به عنوان اصلاح طلبان اصولگرا یاد کردند،از همان ابتدا با جریان افراطى دوم خرداد همراهى ننموده و مسیر خود را از افراد لائیک و سکولار جدا نمودند.
3- با گذشت ١١ سال ،کارگردانان اصلى حادثه 18 تیر به خارج از کشور گریخته و در رسانه هاى بیگانه به همان روزمرگى همیشگى خود دچار شدهاند. بازماندگان این حادثه در داخل نیز در مسیر خروج از حاکمیت به بن بست رسیده و به نوعى سرخوردگى سیاسى دچار شده اند.
این در حالیست که جنبش دانشجویى موفق شده است خود را در ذیل فرامین و راهنمایىهاى مقام معظم رهبرى و با جایگزینى دغدغه هایى مانند عدالت محورى و تولید علم و فناورى بازتعریف نماید.طى این فرآیند در عرض کمتر ازیک دهه، نمایانگر این حقیقت است که سوزنبانان سکولاریسم در ایران اساسا قطار خود را بر روى ریلى حرکت مى دادند که وجود خارجى نداشت.نگاه ما نسبت به حوادث 18 تیر ماه بایداز جنس “عبرت”و”آینده نگری”باشد.عبرت نسبت به حادثه اى که غرب سعى داشت از آن به عنوان مصدر وسترنییزه کردن ایران یاد کند.البته نصف خواسته هاى غرب دراین خصوص تعبیر شد،یعنى حادثه 18 تیر در تاریخ ایران به یک مصدر تبدیل شد،اما مصدرى جهت تداوم حیات موفق نظام جمهورى اسلامى ایران.
4- در ابتداى هزاره سوم میلادى ،زمانى که مردم گرجستان به رهبرى میخاییل ساکاشویلى و مردم اوکراین به رهبرى ویکتور یوشچنکو انقلابهاى گل رز (درسال 2003 میلادی) و انقلاب نارنجى (در سال 2004 میلادی)را به ثمر رساندند،سست بنیانى نظامهاى غربى بیش از پیش نمود پیدا کرد.اما حادثه 18 تیر ماه 1378،به مجالى جهت استحکام نظام جمهورى اسلامى ایران تبدیل شد.به راستى کدام خصلت ملت ایران است که ضریب آسیب پذیرى و هدایت احساسات آنها از سوى بیگانگان را به صفر مى رساند؟ واقعیت امر این است که ملت ایران میان”دفاع از انقلاب اسلامى ایران”و”نقد درون گفتمانى حاکمیت”تفکیکى عاقلانه و آگاهانه قائل شده اند.بر این اساس ملت ایران انتقادات و مطالبات خوداز مسئولین نظام را در مدار و چارچوب حمایت از کلیت نظام جمهورى اسلامى مطرح مى نمایند.همین مقوله به اصلى ترین رمز پایدارى و صلابت ایران در برابر انواع تهدیدات بین المللى و داخلى تبدیل شده است.
5- اخیرا سیمور هرش، گزارشگر معروف نشریه نیویورکر(Newyorker)ازطرح 400 میلیون دلارى ایالات متحده آمریکا جهت ناامن نمودن اوضاع داخلى جمهورى اسلامى ایران پرده بر داشته است.
مسلما اگر استراتژیستهاى دو حزب دموکرات و جمهوریخواه ایالات متحده آمریکابه مروردقیق پرونده 18 تیر 1378 بپردازند، متوجه مى شوند که ملت ایران دربرابر پرهزینه ترین تلاشهاى صورت گرفته در مقابل انقلاب اسلامى انسجام خود را به خوبى حفظ نموده و کنش دشمن را با واکنشى دقیق، سریع و آگاهانه پاسخ مى دهد.حال تصویب بودجه هاى چند صد میلیون دلارى جاى خود رادارد. ”استحکام بنیانهاى نظام جمهورى اسلامی”حداقلى ترین نتیجه ایست که غرب باید در خلال30 سال تقابل باایران به آن رسیده باشد.حقیقتى که دشمنان داخلى و خارجى نظام اسلامى چاره اى جز پذیرش آن ندارند.
عیار هر نوع جنبش دانشجویى در جهان با استناد به عقبه آن سنجیده می شود. اگر در عقبه این جنبش نگاه هاى ابزارگرایانه حاکم باشد، در آن صورت دانشجو به مثابه یک ابزار در مسیرى از پیش تعیین شده تعریف مى شود. اما اگر در ماوراى جنبش هاى دانشجویى “مدنیت” و ”استقلال” وجود داشته باشد، دانشجو با اراده خود مسیرى را خلق مى کند که فرجام آن تعالى و رشد هر کشور مى باشد. واکاوى حادثه 18 تیر هیچ گاه خالى از عبرت و اندرز نبوده است. حادثه اى که تحت تاثیر نگاه ابزارگرایانه طرفداران سکولاریسم در ایران نسبت به جنبش دانشجویى شکل گرفت و در نهایت با خفت دشمنان نظام اسلامى پایان یافت.
در این خصوص نکات قابل تاملى وجود دارد که به آنها اشاره مى نماییم:
1- حادثه 18 تیر 1378 را مى توان از ابعاد و زوایاى مختلفى مورد بحث و بررسى قرار داد. خاستگاه نظرى این حادثه، برداشت ناصحیح سکولارها و دشمنان نظام نسبت به آراى مردم در انتخابات دوم خرداد سال 1376 بود. در حالى که رهبر معظم انقلاب اسلامى از حضور مردم در این انتخابات با عنوان حماسه یاد کرده بودند، وامداران لائیسیته در داخل و خارج از کشور، بدون توجه به اینکه راى مردم متضمن بقاى ساختارهاى سیاسى به شمار مى آید تلاش عجولانه اى را جهت سرنگونى نظام جمهورى اسلامى صورت دادند. خاستگاه عملى حادثه 18 تیر 1378 را نیز باید در عرض دیگر تلاش هاى عملى ضدانقلاب در تقابل با نظام مورد تفسیر قرار داد.
در هر صورت، خمیرمایه و اساس مشترک هر دو خاستگاه نظرى و عملى وقوع حادثه 18 تیر “توهم سکولارها” و ”خطاى محاسباتى آنها در خصوص انتخابات سال 1376"بود. سرایت این توهم به روزنامه هاى زنجیره اى و برخى احزاب و گروههاى غافل سبب شرکت مخالفان نظام در آزمونى شد که مردودى آن از ابتدا مشخص بود.
2- انقلاب اسلامى ایران، نه یک واقعه یکباره، بلکه نهضتى برخاسته از یک سیر تاریخى و سیاسى است.طى جریان 18 تیر،وامداران تفکر میرزاملکم خان و تقى زاده ، همان خطاى اسلاف خود در عصر مشروطه را در مقیاسى محدودتر تکرار نمودند.قرائت رفرمیستى از فرهنگ ،تاریخ و سیاست در ایران بعضا مولد جریانات و تحرکاتى بوده که همواره با عدم استقبال ازسوى توده مردم روبه رو گردیده است.این قاعده در خصوص حادثه 18 تیر ماه 1378 نیز صدق مى کند.جریان سکولار و تندروى دوم خرداد تصور مى کرد که مردم به بازیگران نقش اول پروژه 18 تیر تبدیل خواهند شد،اما در روز 23 تیرماه کلاف رویاهاى آنها در هم پیچید. این در حالى بود که نخبگان جریان دوم خرداد که مقام معظم رهبرى از آنها به عنوان اصلاح طلبان اصولگرا یاد کردند،از همان ابتدا با جریان افراطى دوم خرداد همراهى ننموده و مسیر خود را از افراد لائیک و سکولار جدا نمودند.
3- با گذشت ١١ سال ،کارگردانان اصلى حادثه 18 تیر به خارج از کشور گریخته و در رسانه هاى بیگانه به همان روزمرگى همیشگى خود دچار شدهاند. بازماندگان این حادثه در داخل نیز در مسیر خروج از حاکمیت به بن بست رسیده و به نوعى سرخوردگى سیاسى دچار شده اند.
این در حالیست که جنبش دانشجویى موفق شده است خود را در ذیل فرامین و راهنمایىهاى مقام معظم رهبرى و با جایگزینى دغدغه هایى مانند عدالت محورى و تولید علم و فناورى بازتعریف نماید.طى این فرآیند در عرض کمتر ازیک دهه، نمایانگر این حقیقت است که سوزنبانان سکولاریسم در ایران اساسا قطار خود را بر روى ریلى حرکت مى دادند که وجود خارجى نداشت.نگاه ما نسبت به حوادث 18 تیر ماه بایداز جنس “عبرت”و”آینده نگری”باشد.عبرت نسبت به حادثه اى که غرب سعى داشت از آن به عنوان مصدر وسترنییزه کردن ایران یاد کند.البته نصف خواسته هاى غرب دراین خصوص تعبیر شد،یعنى حادثه 18 تیر در تاریخ ایران به یک مصدر تبدیل شد،اما مصدرى جهت تداوم حیات موفق نظام جمهورى اسلامى ایران.
4- در ابتداى هزاره سوم میلادى ،زمانى که مردم گرجستان به رهبرى میخاییل ساکاشویلى و مردم اوکراین به رهبرى ویکتور یوشچنکو انقلابهاى گل رز (درسال 2003 میلادی) و انقلاب نارنجى (در سال 2004 میلادی)را به ثمر رساندند،سست بنیانى نظامهاى غربى بیش از پیش نمود پیدا کرد.اما حادثه 18 تیر ماه 1378،به مجالى جهت استحکام نظام جمهورى اسلامى ایران تبدیل شد.به راستى کدام خصلت ملت ایران است که ضریب آسیب پذیرى و هدایت احساسات آنها از سوى بیگانگان را به صفر مى رساند؟ واقعیت امر این است که ملت ایران میان”دفاع از انقلاب اسلامى ایران”و”نقد درون گفتمانى حاکمیت”تفکیکى عاقلانه و آگاهانه قائل شده اند.بر این اساس ملت ایران انتقادات و مطالبات خوداز مسئولین نظام را در مدار و چارچوب حمایت از کلیت نظام جمهورى اسلامى مطرح مى نمایند.همین مقوله به اصلى ترین رمز پایدارى و صلابت ایران در برابر انواع تهدیدات بین المللى و داخلى تبدیل شده است.
5- اخیرا سیمور هرش، گزارشگر معروف نشریه نیویورکر(Newyorker)ازطرح 400 میلیون دلارى ایالات متحده آمریکا جهت ناامن نمودن اوضاع داخلى جمهورى اسلامى ایران پرده بر داشته است.
مسلما اگر استراتژیستهاى دو حزب دموکرات و جمهوریخواه ایالات متحده آمریکابه مروردقیق پرونده 18 تیر 1378 بپردازند، متوجه مى شوند که ملت ایران دربرابر پرهزینه ترین تلاشهاى صورت گرفته در مقابل انقلاب اسلامى انسجام خود را به خوبى حفظ نموده و کنش دشمن را با واکنشى دقیق، سریع و آگاهانه پاسخ مى دهد.حال تصویب بودجه هاى چند صد میلیون دلارى جاى خود رادارد. ”استحکام بنیانهاى نظام جمهورى اسلامی”حداقلى ترین نتیجه ایست که غرب باید در خلال30 سال تقابل باایران به آن رسیده باشد.حقیقتى که دشمنان داخلى و خارجى نظام اسلامى چاره اى جز پذیرش آن ندارند.
حادثه کوی دانشگاه از جمله حوادثی است که ممکن است در کشورهای دیگر هم اتفاق بیفتد، یا حتی اتفاق افتاده باشد، اما آنچه اهمیت دارد، این است که ایران هر کشوری نیست و مردم آن هم هر مردمی نیستند.
باید روشن شود که اینگونه حوادث در ایران چرا باید اتفاق بیفتد؟ دلایل اصلی ایجاد اینگونه بحرانها چیست؟ چرا برخی از جریانهای سیاسی داخل کشور با بحران سازان همنوایی میکنند و بسیاری پرسشهای دیگر که به نظر میرسد پس از گذشت ۹ سال هنوز پاسخ مناسبی به آنها داده نشده است.
در این میان بررسی برخی از روزنامههای کشور، در هنگامهی بحران تیر ماه سال 1378 شاید بتواند به برخی از پرسشهای مطرح شده پاسخ دهد.
روزنامه جمهوری اسلامی در واکنش نسبت به این حادثه در تاریخ 22/4/78 مینویسد؛ «چرا مسئولین به ویژه آنهایی که برای هر نارسایی و مشکلی، دهها تجمع و گردهمایی تشکیل میدهند، در برابر حرمت شکنی عدهای اوباش نسبت به مقدسات نظام از جمله بسیجیان، سکوت اختیار کردهاند و دم بر نمیآورند؟»
جمهوری اسلامی در ادامه تحلیل خود اعلام میکند:«هم اقدام دانشجویان در راهپیمایی و تجمع بدون مجوز و غیرقانونی، خلاف بوده است و هم یورش افراد به محوطه خوابگاه» و سپس این پرسش را مطرح میکند که «چرا برخی با برخورد یکسویه با این مسئله اصرار دارند که خطای اول را نادیده بگیرند و فقط خطای دوم را محکوم کنند.»
روزنامه جمهوری اسلامی در مقالهای دیگر در تاریخ 30/4/78 چنین نتیجهگیری میکند که «هدف اصلی تمام اقدامات و تشنجات اخیر، ختم انقلاب بوده است»، در مقابل روزنامه تعطیل شده «خرداد» نیز با انتخاب تیتر «کوی دانشگاه تهران به خون کشیده شد» جنجال بر انگیزترین تیتر را برای صفحه اول خود برمیگزیند.
روزنامه خرداد در نخستین موضعگیری خود در قبال این مسئله، وقوع حوادثی از این دست را دلیلی بر این مدعا میداند که فضای سیاسی کشور به هیچ وجه تحدید آزادی مصرح در قانون اساسی از جمله آزادی مطبوعات را پذیرا نیست.
یکی دیگر از محورهای مورد توجه روزنامه «خرداد» تاکید و بازگویی خواستههای گروهی از دانشجویان معترض به ویژه درخواست عزل فرمانده نیروی انتظامی بود.
روزنامه خرداد با طرح این مسئله به تجمع و ایجاد جو ناامنی توسط این گروه از دانشجویان در شب حادثه و غیرقانونی بودن اقدام آنان هیچ اشارهای نمیکند و تنها به خواستههای دانشجویان توجه دارد و به این پرسش هم پاسخی نداده است که آیا عدهای که خاتمی در22/4/78 آنها را آشوب طلب خواند، با ایجاد ناامنی و اغتشاش می توانند باعث تغییر قانونی یا عزل مسئولی شوند؟!
روزنامه «خرداد» در ادامه تحلیلهایش می نویسد؛ «شبیخون نظامی به دانشجویان با همراهی انصار خشونت، چیزی جز ادامه خط سعید امامی در قتلهای سال گذشته (زنجیرهای) تحت عنوان مبارزه با تهاجم فرهنگی و ارائه طرح ساماندهی فرهنگی نیست.»
در تاریخ 22/4/78 روزنامه خرداد باز هم در تحلیلهایش وقوع این آشوبها را به نیروهای شبه نظامی که آنها را «گروه فشار» مینامد نسبت داده و نوشته است:«طی دو روز گذشته فضای شهر به ویژه خیابانهای انقلاب، جمهوری و خیابانهای مرکزی شهر به گونهای بیسابقه، غیر منتظره و اسراسر آمیز شاهد حضور نیروهای شبه نظامی با لباسها و ظواهر یک دست ولی مشخص شده است. این مسئله حکایت از حضور نیروهای آشوب طلب و قانون ستیزی دارد که حاکمیت قانون و برقراری امنیت را مرگ خود میپندارند.»
سیاستگذاران روزنامه خرداد در ادامه تحلیلهای خود حوادث کوی دانشگاه و تبعات بعدی آن را به گردن نیروهای حزب اللهی میاندازند.
تیتر اول روزنامه پس از 18 تیر روزنامه خرداد جالب توجه است، این روزنامه در 19 تیر 78 صفحه اول خود را با این تیتر درشت به چاپ میرساند، «کوی دانشگاه تهران به خون کشیده شد» و تعداد دیگری از روزنامههای موسوم به زنجیرهای آن زمان از کشته شدن 3 تا 5 نفر و همچنین مجروح شدن صدها تن از دانشجویان خبر میدهند.

«قتل حداقل 2 دانشجو در حمله نیروی نظامی به خوابگاه قطعی است.» این مطلبی است که در روزنامه 20/4/78 صبح امروز چاپ شده بود. این روزنامه در تاریخ 19/4/78 همچنین نوشت؛«برخوردهای خشونت آمیز لاجرم واکنشهای خشن نیز در پی خواهند داشت و در نهایت جو جامعه به ناآرامی و التهاب کشیده خواهد شد و اعمال خشونت علیه دانشجویان آن هم در حریم دانشگاه از یک سو جنبش دانشجویی را به اتخاذ شیوههایی وادار میکند که موجب گسترش فضای خشن در بخشهای دیگر جامعه میشود و از سوی دیگر راه را برای فرصت طلبانی باز میکند که از آب گل آلود خشونت و ناامنی، ماهیهای دلخواه خود را میگیرند.»
روزنامه صبح امروز معتقد بود که جریانات کوی دانشگاه تنها برای به خشونت کشاندن کشور طراحی شده و اصلاحات خاتمی را هدف قرار داده بود.
این روزنامه از مرحله جدید تهاجم سیاسی به دولت خاتمی خبر میدهد و در تاریخ 78/04/28در مطلبی مینویسد؛« تضعیف خاتمی و راه حلهای او یعنی اوجگیری مجدد بحرانها.»
روزنامه «نشاط» هم همچون روزنامههای هم طیف، در تحلیلهای خبری خود، بیشتر به تحریک دامن زدن به تشنجات اقدام میکرد.
این روزنامه در سرمقاله خود در 21 تیر ماه 1378 خود نوشت؛ «جنبش دانشجویی که علاوه بر اوصاف کلاسیک خود یعنی صراحت صداقت و فداکاری اینک به یک تجربه گرانبهای 20 ساله نیز مجهز است میرود تا بعضی را از خواب جزمیت بیدار کند. زیرا این بار عقدههای متراکم سر ریز کرده و فشارها به حدی رسیده که جان ارزان شد، این بار رعب به جای این که نصر آفریند رسوایی آفرید.».
روزنامهی نشاط در یک تحلیل دیگر از روند پیگیری پرونده حمله به کوی دانشگاه انتقاد میکند و مینویسد؛«افکار عمومی حق دارد بپرسد چگونه است که نیروی انتظامی و گروههای فشار به کوی دانشگاه حمله میکنند و در این هجوم فرد یا افرادی کشته و مجروح میشوند و ما نمیدانیم چه کسی این کار را کرده است و یا میدانیم و آن را جزو اطلاعات سری قرار میدهیم، اما از آن سو وقتی منوچهر محمدی به عنوان یکی از عوامل آشوبهای اخیر دستگیر میشود، بلافاصله اطلاعاتی تا این حد دقیق و وسیع از فعالیتها و ارتباطات ریز و درشت داخلی و خارجی او منتشر میشود، چرا تمام حقیقت را نمیگوییم.» 30/4/78
تلاش برای بزرگ نمایی حادثه رخ داده، آمار غیر واقعی از تلفات حادثه ، نپرداختن به همه ابعاد حادثه از جمله اقدامات غیر قانونی و آشوب طلبی از جمله رویکردهای این دسته از مطبوعات کشور در آن رویداد است و اما رسانه های بیگانه.
رادیو آمریکا در تاریخ 20/4/78 خبر میدهد؛ «در پی درگیریهای خون بار بین دانشجویان ایرانی و نیروهای امنیتی آن کشور، دست کم سه نفر از دانشجویان کشته شدند و کشور دست خوش ناآرامی شدید شده است.»
رادیو رژیم صهیونیستی هم در 19/4/78 در خبرهای خود اعلام کرد؛ «در جریان حملات خشونتباری که گروه موسوم به انصار حزب الله و نیروهای ضد شورش حکومت اسلامی شب گذشته علیه دانشجویان در تهران انجام دادند؛ دست کم 5 تن از دانشجویان کشته شدند و دهها نفر هم زخمی که حال چند تن از آنان وخیم است.»
راستی بین محورهای رسانه های آمریکایی و صهیونیستی همسویی و قرابت در چه حد است؟ و این همسویی چه پیامی در خود دارد.
این بزرگ نمایی و متهم کردن نیروهای حزب اللهی و انتظامی در حالی صورت گرفت که در این چند روز شوم گروهی از دانشجویان به همراهی اراذل و اوباش هر آنچه خواستند کردند و حتی حریم خانه خدا را هم شکستند اما حتی یک نفر از آشوبگران کشته نشد.
این واقعه را میتوان با بسیاری از وقایع دیگر که در دنیا اتفاق میافتد، مقایسه کرد. برخورد شدید و خشونت آمیز پلیس ترکیه با دانشجویان مسلمان، قتل عام دانشجویان معترض چین توسط پلیس آن کشور در میدان معروف «تیان آن من»، کشته شدن چندین دانشجوی معترض کره جنوبی توسط پلیس آن کشور و نمونههای دیگر که نشان دهنده برخورد قهر آمیز و شدید با اینگونه اعتراضات غیر قانونی است.
... و اما پایان حادثه که به یک حماسه بزرگ ختم شد. همه کسانی که در این غائله نقش داشتند، چه عوامل داخلی سرسپرده و چه عوامل خارجی که آن را رهبری کردند، در 23/4/78 با بهت و حیرت وصف ناپذیری روبرو شدند.
حضور آگاهانه و میلیونی مردم نقاط مختلف کشور به ویژه مردم تهران در واقع به یک هفته آشوب و التهاب پایان داد.
دم مسیحایی رهبر فرزانه و دلسوخته انقلاب آب زلالی بود بر آتش بر افروخته شده توسط شیاطین، سخنان مقام معظم رهبری در اوج بحران بازتاب مثبت و مطمئنی در جامعه داشت به طوری که باعث کنترل و مهار بحران و حضور میلیونی و به یاد ماندنی مردم در 23 تیر ماه سال 1378 داشت.
مطبوعات فوق الذکر اما در ماجرای 23 تیر رویکردی متفاوت ولی باز همسو با بیگانه داشتند. نپرداختن به حضور میلیونی مردم و یا در حاشیه قرار دادن آن محور مواجهه این گروه رسانه ها با رویداد بزرگ 23 تیر بود که خوانندگان را به مراجعه به این روزنامه ها در آن تاریخ دعوت می کنیم.
*اصلاحیه قانون مطبوعات
در تیرماه 1378، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم ، طرحی را با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از:
الف ) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه ، اعضای گروهک های تروریستی و ضدانقلاب ، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و...
ب ) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه
ج ) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله ای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات ، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیز خواهند شد.»
د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
¤ بازی خطرناک چگونه کلید خورد
همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیأت رئیسه مجلس ، مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه ای که در روزنامه ایران 12 تیر 78 به چاپ رسید، اعلام کرد: «طرحی توسط تعدادی از نمایندگان مجلس در دستور کار مجلس قرار گرفته که فقط تحدید کننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان طور که در گذشته نتیجه ای مطلوب در پی نداشته ، اینک نیز چنین دستاوردی نخواهد داشت .»
همچنین روزنامه نشاط در تاریخ 13 تیر با انتشار بیانیه شورای شهر تهران و سردبیر 10 نشریه دوم خردادی نسبت به طرح این اصلاحیه در مجلس هشدار داد.
روزنامه سلام هم در 15 تیر یعنی یک روز مانده به مطرح شدن اصلاحیه در صحن علنی مجلس ، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود
انتشار این نامه توسط روزنامه سلام ، تعجب همگان را برانگیخت . روزنامه نشاط ـ ارگان غیررسمی نهضت آزادی ـ در واکنش به انتشار این نامه نوشت : «خطر ریسک (انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات ) به اندازه ای بود که حتی سعید حجاریان نیز صلاح را در آن دانست که چنین بازی خطرناکی را به موسوی خوئینی ها بسپارد. سعید حجاریان به سردبیرانش توصیه کرده بود که فتیله را پایین بکشند و اگر خبری یا نامه ای افشاگرانه در دست دارند، آن را به همکاران دیگری که احتمالاً حاشیه امنیتی قوی تری دارند، بسپارند.»
به صحنه آوردن مدیر مسئول روزنامه سلام ـ آقای موسوی خوئینی ها ـ با هدف ایجاد هزینه ای غیرقابل پرداخت و در نتیجه عدم تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات صورت پذیرفت اما با شکایت وزارت اطلاعات و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، پرونده اتهامی وی به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع داده شد و با احتساب حکم تعلیقی سال 1372، روزنامه سلام تا تعیین تکلیف نهایی تعطیل شد.
جریان دوم خرداد که بخش هایی از آن تجدیدنظرطلب نام گرفته بودند با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام دچار غافلگیری شدند و به هشدار و تهدید روی آوردند.
روزنامه های موسوم به زنجیره ای در اقدامی هماهنگ ، تعطیلی روزنامه سلام را مهمترین سوژه خبری خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامی غیرقانونی »، «مقابله با دولت » و «مخالفت با توسعه سیاسی » یاد کردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیر مسئول روزنامه سلام نوشت : «آیا محافظه کاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی ها را محاسبه کرده اند؟» و روزنامه صبح امروز با مدیر مسئولی سعید حجاریان ، در نخستین روز توقیف روزنامه سلام تصریح کرد: «باید به یاد داشته باشیم که بازی دموکراسی ، اگرچه بازی نامیده می شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم ، دیگر بازی نیست . رأی مردم به جمهوری اسلامی ، رأی به دموکراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود، آنگاه سیاست ورزی به پایان می رسد.»
نویسنده مذکور سپس با تهدید تلویحی مبنی بر افشای اسناد دیگری ، نوشت : «آیا اگر کسی توانست اسناد دیگری از طرح های سعید اسلامی به دست آورد، آیا باید به مجازات هشدار دادن به مردم ، به خاطر آن از ادامه فعالیت سیاسی باز ماند. به سهم خود از مردم می خواهیم هر اطلاعاتی که از سعید امامی و محافل سراغ دارند به روزنامه بفرستند.»
هماهنگی روزنامه های پنجشنبه 17 تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله های خود به عواقب غیرقابل پیش بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام ، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد؛ چرا که خبر توقیف روزنامه سلام ساعت 10 شب اعلام گردید و آن زمانی بود که اکثر روزنامه می بایست با انجام مراحل نهایی ، صفحات روزنامه ها را به چاپخانه می فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشکل نشوند. روز پنجشنبه 17 تیر، 10 روزنامه زنجیره ای با تیترهایی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است »، «نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست »، «ورود به قلعه چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است »، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی » و «پایان سیاست ورزی »، درصدد القای فضای بحرانی و ناآرامی به جامعه برآمدند تا در همان شب علیرضا نوری زاده ، مفسر رادیو بی بی سی در تقدیر از عملکرد مطبوعات اصلاح طلب بگوید: «ما باید سرافراز باشیم که پرچمداران جامعه مدنی در ایران یعنی نشریات نشاط ، صبح امروز، خرداد، همشهری و ایران ، مراکز قدرت را نشانه رفته اند و با زیر سؤال بردن مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامی ، چالشی جدی فراروی حاکمان اسلامی گشوده اند.»
¤ آتش تهیه مقامات و رسانه های غربی
حادثه 18 تیر در حالی رقم خورد که رسانه های غربی از هفته ها قبل آتش تهیه خود را ریخته بودند. نشریه آمریکایی «میدل ایست اکونومیک دایجست » در هفتم تیر نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه کار و اصلاح گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یک تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه کار را از میدان مبارزه خارج نمایند.»
و «گری سیک »، مشاور امنیت ملی در دولت های کارتر و ریگان و از مسئولان سازماندگی عناصر ضدانقلاب و تجدیدنظرطلب ایرانی ، در اظهاراتی اعلام کرد: «برای آنها که خواستار توسعه سیاسی هستند زمان بسیار خطرناک است . در طی دو سال گذشته علی رغم وجود حمایت تبلیغاتی و فیزیکی ، این افراد در نگاه داشتن خود، شجاعت به خرج داده اند و شجاعت آنها در روزهای آینده به نمایش گذاشته خواهد شد.»
و «ایلینا روزلهتین »، عضو جمهوری خواه مجلس نمایندگان آمریکا در جمع مراسم راهپیمایی منافقین در 31 خرداد اعلام کرده بود: «تنها راه حل باقیمانده برای تغییر در ایران ، تغییر حکومت مذهبی است . شما هدفی درست ، یعنی سرنگونی حکومت اسلامی را دنبال می کنید.» و «گری هاکرمن » سخنران دیگر این مراسم خاطرنشان کرد: «زمان آن فرا رسیده که وزارت خارجه آمریکا با حمایت مستقیم از نهضت ملی ایران ، سرنگونی حکومت اسلامی را پیگیری کند.»
¤ پرده اول سناریو
اولین تجمع در اعتراض به توقیف روزنامه سلام ساعت 21 در برابر خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران شکل گرفت .
برپاکنندگان این تجمع دو فرد غیر دانشجو یعنی منوچهر محمدی و اکبر محمدی بودند که پس از دستگیری ، درباره چگونگی دریافت کمک مالی و ارتباط با عناصر خارجی و طراحی تجمعات اعتراض آمیز اعترافات قابل تأملی داشته اند. این دو نفر با ورود به خوابگاه دانشجویان ، جلسه ای را با تنی چند از اعضای دفتر تحکیم برگزار می کنند و سپس با فراخوان تعدادی از دانشجویان در محوطه خوابگاه با شعار «طرح سعید امامی ملغی باید گردد» دست به تظاهرات می زنند.
در گوشه دیگر خوابگاه یعنی جلوی سینمای کوی دانشگاه ، فردی به نام فرح شفیعی که از افراد مرتبط و نزدیک به مدیریت وقت کوی دانشگاه بود، در حالی که به همراه چند نفر دیگر، تراکت ها و پلاکاردهایی از قبل آماده شده در اختیار داشتند، به بهانه توقیف روزنامه سلام و محکومیت طرح اصلاح قانون مطبوعات در محوطه کوی دانشگاه تجمع می کنند و با سردادن شعارهایی تحریک آمیز خواستار اجتماع دانشجویان در محوطه خوابگاه ها می شوند. در همین حال عناصری از انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران با حضور در خوابگاه گلستان ، دانشجویان را به شرکت در تجمع ترغیب می نمایند. ساعت 22 تجمع فرح شفیعی با منوچهر محمدی در هم ادغام می شود و آماده حرکت و خروج از محوطه خوابگاه می شوند.
در این هنگام خبر بازپس گیری شکایت وزارت اطلاعات علیه روزنامه سلام در جمع دانشجویان اعلام می شود و در حالی که انتظار می رفت تا حدودی موج اعتراضات فروکش نماید، اما تعدادی از اعضای دفتر تحکیم ، این خبر را به منزله عقب نشینی محافظه کاران مطرح کرده و خواستار خروج جمعیت 300 نفره دانشجویان از محوطه خوابگاه شدند. با گذشت دقایقی و در حالی که ممانعتی برای خروج تجمع کنندگان از کوی صورت نمی گیرد، اجتماع کنندگان از کوی خارج شده ، به سمت خیابان کارگر حرکت می کنند و در این میان افرادی مشکوک با شعارهای تحریک کننده و ضدارزش های الهی نظام و پرتاب سنگ ، جو را ملتهب می نمایند. تماس فرماندهان نیروی انتظامی با مسئولان وزارت کشور جهت کسب تکلیف بی نتیجه می ماند و هیچ یک از مدیران ارشد وزارت کشور در دسترس نمی باشند.
پرتاب سنگ به همراه شعارهای توهین آمیز و ساختارشکنی که از سوی برخی افراد نفوذ کرده در جمع دانشجویان در برابر نیروهای انتظامی داده شد، باعث تحریک عوامل انتظامی و وادار کردن آنان به اشتباه و قرار گرفتن در مسیر سناریویی می شود که از پیش طراحی شده بود و آن تعقیب و درگیری با تظاهرات کنندگان و کشیده شدن به داخل خوابگاه دانشجویان بود. در زمانی کوتاه ، تجمع و راهپیمایی به شورش ضدامنیتی تبدیل می شود و در حالی که مدت زمان حضور نیروی انتظامی در محوطه کوی دانشگاه براساس گزارش های وزارت کشور، اطلاعات و نهاد ریاست جمهوری بین 12 تا 20 دقیقه بیشتر نبوده است ، اما معاونت دانشجویی وزارت علوم میزان تخریب را 800 اطاق و 2400 تخت اعلام می نماید و این در حالی بود که قبل از ورود نیروی انتظامی به محوطه خوابگاه دانشجویان، صدای شکستن شیشه و پرتاب اشیا و وسایل دانشجویان از پنجره خوابگاه ها به بیرون شنیده می شد که این حرکت سازمان یافته پس از خروج نیروهای انتظامی هم تا صبح ادامه یافت به گونه ای که بسیاری از اتاق ها، میزها و وسایل مطالعه دانشجویان ، تخت خواب ها، یخچال ها، کیوسک های مطبوعاتی و تلفن و درب و پنجره خوابگاه ها تخریب و دچار آسیب های جدی شدند.
¤ شعله های خشم کور
درگیری های پراکنده که از نیمه شب آغاز شده بود، تا صبح روز جمعه ادامه یافت و افراد نقابدار مستقر در کوی و پشت بام های مشرف به خیابان کارگر با پرتاب سنگ و اشیای سخت و سردادن شعارهایی علیه ارکان نظام ، درصدد تهییج دانشجویان از یک سو و شدت عمل نیروهای انتظامی و امنیتی در برخورد با دانشجویان در سوی دیگر بودند.
حدود ساعت 11 صبح ، بالاخره جلسه شورای تأمین استان در استانداری تشکیل می شود و حادثه شب گذشته را بررسی می نماید. حوالی ظهر روز جمعه به نیروهای انتظامی دستور داده می شود که از صحنه خارج شوند. در این میان برخی چهره های سیاسی جهت ابراز همدردی با دانشجویان وارد کوی دانشگاه می شوند.
مجید انصاری ، موسوی لاری ، دکتر معین ، فائزه هاشمی ، خانم کروبی ، مصطفی تاج زاده ، عبدالله نوری ، درودیان ، اکبر گنجی ، ابراهیم اصغرزاده و... از جمله این افراد بودند. فضای دانشگاه همچنان متشنج است و سخنان برخی از این چهره های سیاسی که به ظاهر برای آرام کردن دانشجویان به داخل کوی رفته بودند، شعله های خشم آنان را شعله ورتر می سازد به گونه ای که بار دیگر گروه هایی سازمان یافته از محوطه کوی خارج شده و در خیابان کارگر ضمن ضرب و شتم مردم و ایراد خسارت به اموال عمومی ، درگیری های پراکنده ای را با نیروهای انتظامی مستقر در اطراف کوی دانشگاه شکل می دهند.
روزنامه های شنبه 19 تیر کار هدایت آشوب ها را بر عهده گرفتند. روزنامه خرداد در تیتر درشت صفحه اول خود نوشت : «کوی دانشگاه به خون کشیده شد» و روزنامه نشاط هم افزود: «دفتر تحکیم وحدت یک هفته عزای عمومی اعلام کرد.» و سپس پلاکاردهایی با مضمون پنج شهید به نام های ذاکری ، سهرابی ، امامی ، رهبری و نادری ، در میان دانشجویان توزیع گردید. در دانشگاه های امیرکبیر، علم و صنعت ، صنعتی شریف و شهید بهشتی تجمع هایی صورت گرفته و عوامل بر پا کننده این تجمعات خواستار حرکت دانشجویان به سمت کوی دانشگاه شدند. افراد حاضر در این تجمعات ، در مسیر حرکت خود به سمت میدان انقلاب و دانشگاه تهران اقدام به سردادن شعارهایی چون «می کشم می کشم آن که برادرم کشت »، «توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد»، «عزاعزاست امروز، دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز»، «خاتمی ـ خاتمی واکنش واکنش » و «دانشجوی مبارزه حمایتت می کنیم » کردند که در این میان سینما ملت ، بانک های تجارت و سپه ، چند اتوبوس واحد، پمپ بنزین ، محل برگزاری نماز جمعه ، یک بیمارستان و چند دستگاه خودرو سواری و موتور سیکلت تخریب و یا دچار آتش سوزی شدند.
در این میان پیاده نظام هایی از عناصر نهضت آزادی ، حزب ملت ، نیروهای ملی ـ مذهبی ، سلطنت طلبان و افراد وابسته به کانون نویسندگی خود را به تظاهر کنندگان رساندند و با توزیع اعلامیه ها و بیانیه هایی سعی در تهییج و گسترش دامنه آشوب ها در سطح شهر داشتند. در این روز تعدادی از نیروهای حزب اللهی ، بسیجی و زنان محجبه توسط اوباش با چاقو و سنگ و پنجه بکس مورد هجوم قرار گرفتند. در میدان انقلاب ، چهار راه مخبرالدوله و بلوار کشاورز، چادر تعدادی از خانم ها توسط اوباش برداشته شد و سه تن از این بانوان که مقاومت از خود نشان داده بودند توسط تیغ موکت بری بشدت مجروح شدند.
در دیگر سو، رسانه های بیگانه و اپوزیسیون خارج کشور که در رؤیای «ختم انقلاب » دست افشانی و پایکوبی می کردند، با ارسال اخبار و گزارش های کذب ، سعی در کشانیدن دامنه آشوب ها به شهرهای دیگر داشتند. خبرنگاران و عکاسان روزنامه های دیلی تلگراف ، ال موندو، کیودو، ال پائیس ، لیبراسیون ، فیگارو، پروفیل ، ایشن ایج ، نیویورک تایمز، واشنگتن پست ، کوریره دلاسرا به همراه شبکه های تلویزیونی سی .ان .ان ، ان .بی .سی ، فاکس نیوز، سی .بی .اس ، بی .بی .سی ، الجزیره و خبرگزاری های رویترز، فرانسه ، آسوشیتد پرس ، یونایتدپرس ، فرانس پرس ، در روزهای 20،21و22 تیر بالاترین حجم اخبار، گزارش ها و تصاویر خود را به سراسر دنیا ارسال کردند، به گونه ای که بسیاری از سران کشورهای دنیا خود را آماده فرستادن پیام تبریک برای پادشاه و یا رئیس جمهور آینده ایران نموده بودند. در این میان ، تعدادی از فریب خوردگان اپوزیسیون خارج کشور هم با بستن چمدان هایشان برای ورود به ایران لحظه شماری می کردند.
¤ در انتظار حماسه
حوادث تلخ و عبرت آموز 18،19،20،21و22 تیر به کندی و تلخی می گذشت . روزهایی که فرزندان انقلاب خون دل های فراوانی خوردند و به دستور مقتدایشان سیاست صبر و سکوت و تحمل را پیشی گرفته بودند. در روز 22 تیر، پیام هشدار دهنده و آرامش بخش رهبر معظم انقلاب التیامی بر زخم های ناسوری بود که از حرامیان بر پیکره دوستداران و پیروان خمینی کبیر(ره ) رسیده بود. مقتدای دل مردم ایران در آن روز فرمود: «ملت رشید و غیور ایران ، مردم عزیز تهران . در دو روز گذشته که جمعی از اشرار با کمک و همراهی برخی از گروهک های سیاسی ورشکسته و با تشویق و پشتیبانی دشمنان خارجی در سطح تهران ، به فساد و تخریب اموال و ارعاب و عربده جویی پرداخته و موجب سلب امنیت و آسایش مردم شده اند، دشمنان زبون و حقیر اسلام و انقلاب گمان کرده اند انقلاب و مردم مؤمن و انقلابی به آنان اجازه خواهند داد که با فتنه انگیزی خود راه سلطه آمریکای جنایتکار را بر میهن عزیز ما هموار کنند.گروهک های وابسته و معاند، طبق تحلیل اربابان و معلمان خود، گمان کرده اند مردم ایران از اسلام و انقلاب دست برداشته اند و به خیال باطل خود می خواهند از انقلاب اسلامی انتقام بگیرند ولی غافل از اینکه ملت مؤمن و شجاع و هوشیار به آنان و اربابان و پشتیبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامی ، آنان را بشدت منکوب خواهد کرد... فرزندان بسیجی ام باید آمادگی های لازم را در خود حفظ کنند و با حضور خود در هر صحنه ای که حضور آنان لازم است ، دشمنان زبون را سرکوب و منکوب سازند.»
و سپس در آوردگاه 23 تیر سال 1378، اقیانوسی از یک ملت بیدار دل ، روانه کوچه و خیابان های کشوری به نام ایران شد تا بار دیگر اثبات نمایند که رهبری انقلاب و مردم هوشیار و هوشمند این نظام ، از چه ظرفیت های بی بدیل و شگفت آوری در تبدیل تهدیدها به فرصت ها برخوردارند. راهپیمایی میلیونی و حماسی ملت ایران در 23 تیر نشان داد که از حادثه تا حماسه راهی نیست به شرط آنکه گوش و دل را به امیر کاروان سپرده باشی و برای چنین ملتی سرافراز، هماره چنین بوده و هست و خواهد بود.