بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

موسیقی مبتذل آمار طلاق را افزایش داده

موسیقی مبتذل آمار طلاق را افزایش داده
بعضی از این موسیقی‌های سطحی و مبتذلی که بین جوانان رواج یافته است، بسیار غیراخلاقی و نامناسب هستند و ترویج عشق‌های خیابانی، کلمات بد و موارد مشمئز کننده است که وقتی جوانانی در رده سنی 13 تا 18 سال اینها را می‌شنوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و پیرو همان مواردی که در آن موسیقی ذکر شده، می‌شوند.

خانم دکتر سیما فردوسی در وبلاگ خود نوشت:

سبک‌های موسیقی مختلف نشأت گرفته از آن چیزی است که در اجتماع می‌گذرد و به جنبه هنری اجتماع مربوط می‌شود و همین طور این موسیقی بر محتویات جامعه نیز تأثیر متقابل می‌گذارد و حتی ممکن است این تأثیر شدیدتر باشد.

بعضی از این موسیقی‌های سطحی و مبتذلی که بین جوانان رواج یافته است، بسیار غیراخلاقی و نامناسب هستند و ترویج عشق‌های خیابانی،  کلمات بد و موارد مشمئز کننده است که وقتی جوانانی در رده سنی 13 تا 18 سال اینها را می‌شنوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و پیرو همان مواردی که در آن موسیقی ذکر شده، می‌شوند.

 هم اکنون هم در موسیقی‌هایی که در سطح جامعه رواج دارد و ما آن را با عنوان «موسیقی مبتذل» نام می‌نهیم، مواردی این‌چنین دیده می‌شود و هم این نوع موسیقی‌ها نیز بر روی جامعه تأثیر منفی‌ می‌گذارد و به طور کلی این نوع موسیقی، اثرات منفی بر روی زندگی جوانان را تشدید می‌کند.

 پیام‌های انواع مختلف موسیقی بر روی مخاطب، تاثیر می گذارد زیرا هر نوع موسیقی، پیامی در بر دارد. اما متأسفانه این نوع سبک‌های رواج یافته، محتوای اخلاقی ندارد. یعنی اگر سبک‌های جوان پسند امروزی هم با محتوای مثبت و اخلاق‌گرا به بازار بیاید، در وضعیت زندگی جوانان تأثیر مثبت خواهد گذاشت. موسیقی های جدید جوانان را به عشق های چند روزه و گاه حتی ازدواج هایی می کشاند که نتیجه آن طلاق است. برای همین آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است.

برخی از دختران و پسران جوان با این انگیزه به سوی دوستی های متقابل کشیده می شوند که فکر می کنند اگر در زندگی نسل گذشته (والدین آنها) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشته باشند، میتوانند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی برسند. دختران و پسرانی که بر اثر یک عشق زودگذر یا یک هوس خیالی، در کوچه و خیابان با یکدیگر به اصطلاح دوست می شوند، نمی دانند که سرانجام عشق آنها شکست و جدایی است، زیرا احساسات و غرایز بر این گونه آشنایی ها و ازدواجها حاکم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعی، حتی در دوستی هایی هم که هر دو طرف با نیت و هدف ازدواج پای در این راه می گذارند کمتر دیده شده که به سرانجام خوبی برسند. این دختران و پسران با همه مخالفت هایی که به طور معمول از سوی والدین شان ابراز می شود، زندگی مشترک را آغاز می کنند، اما غافل از این واقعیت هستند که زیر یک سقف زندگی کردن و با هم بودن اصل مهم زندگی نیست.

 برای ساختن زندگی پر از مهر و محبت و تربیت فرزندانی سالم، پذیرفتن واقعیات زندگی و این که بتوان با آنها کنار آمد، از زندگی زیر یک سقف و در کنار هم بودن مهمتر است. این قبیل همسران بعد از گذشت مدتی کوتاه از زندگی و فروکش کردن تب و تاب عشق های ظاهری، تازه با حقایق زندگی روبه رو می شوند و هرکدام از آنها چهره واقعی خود را نشان می دهند. تمام آن مسائلی که در روزهای دوستی برای آنان قابل تحمل بود و شاید هیچ کدام از آن موارد اصلاً جلوه ای برایشان نداشته به یکباره مهم می شوند و تازه درمی یابند که نمی توانند با فردی که دارای چنین رفتاری است زندگی کنند. به این ترتیب شک و بدبینی در دل هایشان خانه می کند و مرد به خودش می گوید مبادا زنی که روزی پنهانی با من دوست شده، قبلاً با شخص دیگری هم رابطه داشته، نکند با اشاره پسری غریبه، عشقش را به پای او بریزد و زن نیز در اندیشه این فکر که مرد او دیروز تنها با یک نگاه و خنده عاشق من شد، نکند با نگاه زن دیگری دلش را به او بدهد.

در این گونه روابط فقط دخترها نیستند که متحمل ضرر و خسارت های جبران ناپذیری می شوند، پسرها نیز به نوبه خود زیان های عاطفی، روحی و گاه جسمی مشابهی را متحمل می شوند. اما در چنین مواقعی به دخترها بیشتر صدمه وارد می شود. ازاین رو دختران جوان باید قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنند و به این گونه دوستی ها یا عشق های سراب گونه و بی اساس پاسخ منفی دهند. فریب حرف های عاشقانه، ظاهر آراسته یا پیام های احساسی را نخورند تا با احساساتشان بازی نشود.

همچنین در ظاهر امر رابطه پنهانی میان دختر و پسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع میشود و ناشی از احساسات زودگذر است شاید امر ساده ای به نظر بیاید اما آمار جرایم در این شرایط موضوعی جدی و قابل بحث است. دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخوردار هستند. زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می گیرند که همه آبروی خود و خانواده را به باد می دهند.

سایت حزب اعتماد ملی لو داد

سایت حزب اعتماد ملی لو داد

سایت رسمی حزب اعتماد ملی که با حوادث انتخابات به یک سایت ضد انقلاب تبدیل شده است امروز با انتشار نامه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به وزیر کشور مبنی بر درخواست صدور مجوز برای دعوت راهپیمایی مردمی در جهت حمایت از قیام مردم مصر و تونس پس از ماه ها یکبار دیگر سوژه رسانه ای سبزها را فراهم کرد.

مهدی کروبی و میرحسین موسوی در نامه به وزیر کشور خواسته‌اند تا طبق اصل بیست و هفت قانون اساسی از میدان امام حسین تا میدان آزادی آنهم در روز دوشنبه 25 بهمن راهپیمایی کنند.

معلوم نیست سران فتنه چرا الان به فکر درخواست مجوز افتاده اند و پیش از این برای اقدامات غیرقانونی خود درخواست مجوز قانونی نمی کردند؟!

با نگاهی به فرافکنی دیگر رسانه های ضد انقلاب در ساعاتی پس از انتشار این نامه مشخص شد که چرا سران فتنه به فکر افتاده‌اند تا درخواست مجوز برای راهپیمایی کنند.


به تیترهای زیر که شبکه های رسانه ای ضدانقلاب منتشر کردند توجه کنید.

*آقای موسوی و کروبی طبق قانون اساسی احتیاجی به مجوز نداریم.

بالاترین در این باره نوشت:

"آقای موسوی  و کروبی
سپاس از شما که با جسارت تقاضای یک راهپیمایی در روزی غیر از روز 22 بهمن کردید اما اشتباه 22خرداد 89 را نکنید و منتظر مجوز نباشید  چون اصلا احتیاجی به مجوز نیست.

من از شما عزیزان تقاضا دارم با شجاعت و دلاوری یک بیانیه بدهید و بگویید که احتیاجی به مجوز هم نخواهیم داشت. پس ما منتظر مجوز وزارت کشور نخواهیم شد و همه گان روز دوشنبه 25 بهمن به خیابان خواهیم امد."


*راهپیمایی را لغو شده اعلام نکنید

یک سایت سبز دیگر نوشت:

"مدتها بود منتظر بودیم صدایی از رهبران جنبش بشنویم،دستکم یک تایید ساده از آنچه می اندیشیم. آقای موسوی آقای کروبی! برای 25 بهمن مجوزی صادر نخواهد شد،ما هم منتظره چنین مجوزی نخواهیم بود؛ خواهش می کنم در این صورت راهپیمایی را لغو شده اعلام نکنید!"

*این درخواست مجوز نیست فراخوان است-دیگر بهانه ای نداریم

"همه در یک سال و نیم گذشته دیده ایم که گرفتن مجوز راهپیمایی از وزارت کشور دولت کودتا یک شوخی بیشتر نیست و حرکت موسوی و کروبی در مورد خواستن مجوز, صرفا دعوت و فراخوان به تظاهرات است.


دیگر بهانه ای ندارم که: ما رهبر نداریم…یا رهبران ما کوتاهی می کنند: این گوی و این میدان

رهبران فراخوان تظاهرات دادند و اکنون نوبت ماست که به عنوان اولین کشور خاورمیانه که حرکت به سوی دموکراسی را آغاز کرد, قدم نهایی را برداریم: انقلاب سبز و برچیدن بساط ظلم و جور نظام ولایت فقیه"

*حجت تمام شد، موسوی و کروبی دعوت کردند، دست بکار شویم


"موسوی و کروبی تکلیف را بجا آوردند و ما را دعوت کردند، این است وعده ما: ۲۵ بهمن ماه، به سمت آزادی درخواست مجوز پیامی بود به حاکمیت و صد البته به ما، که این مگر نه آنچیزی است که از مدت ها قبل میخواستید؟ که مگر نمی خواستید روزی دیگر به مانند ۲۵ خرداد تنها برای خودمان و اهداف مان بیافرینیم؟ این همان روز است.

تبلیغ کنیم، نامه بنویسیم، دیوار نویسی کنیم، پچ پچ کنیم، زمزمه هایمان را سراسر شهر پخش کنیم، این روز شاید روز خشم مان نباشد، ولی روز حضور مان خواهد بود.

این برنامه حتا ممکن است ظاهرا از طرف این دو عزیز به بهانه "ندادن مجوز" لغو شود، ولی یقین داشته باشد این پیام لغو به معنای لغو حضور ما نخواهد بود، بازی است که دست های حاکمیت را ببندد. پس بی هراس از کنسل شدن آنها تبلیغ کنیم."

با این اوضاع مشخص است که نوشتن نامه به وزارت کشور و درخواست مجوز بهانه ای بیش برای صدور فرمان اغتشاش مجدد در روز 25بهمن نیست.

اولین سخنرانی متکی بعدازبرکناری

اولین سخنرانی متکی بعدازبرکناری
وزیر خارجه سابق کشورمان به تشریح خیانت‌هایی پرداخت که رژیم مبارک در حق ملت مصر، مردم فلسطین و جهان اسلام مرتکب شد.

منوچهر متکی وزیر خارجه سابق کشورمان شنبه شب در ادامه سخنان خود در مسجد امام زین العابدین شهر قم به دعوت مجمع هماهنگی جبهه پیروان امام و رهبری استان قم، با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص جمال عبدالناصر، گفت: جمال عبدالناصر از ظرفیت مصر برای ارتقای جایگاه و عزت این ملت استفاده کرد.
وی خیانت‌هایی که رژیم سادات و رژیم حسنی مبارک در طول قریب چهار دهه گذشته مرتکب شدند را در سه حوزه خیانت به ملت مصر، خیانت به فلسطین و خیانت به جهان اسلام برشمرد و با بیان اینکه این خودکامگی‌ها دو علت اساسی دارد،‌ اظهار داشت: اول اینکه گمان می‌کنند به هیچ کس پاسخگو نیستند.
متکی با طرح این سؤال که چرا بلافاصله اولین اعترافشان این است که ما پیام شما را دریافت کردیم؟ اظهار داشت: این به طور روشن بیان می‌کند که ما به نظرات شما توجه نمی‌کردیم و این نظرات برای ما اهمیت نداشت.
وی با اشاره به خاطرات درباریان محمدرضا شاه گفت: زمانی این خاطرات را می‌خوانید تهی بودن‌ و تعفن وابسته بودن را حس می‌کنید.
متکی با اشاره به فرمایشات روز جمعه مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه شاه برای هر کاری باید تایید سفیر انگلیس و آمریکا را می‌داشت، ادامه داد: برخی از اینها واقعا خفت بار است.
به گفته وزیر خارجه سابق کشورمان، انقلاب اسلامی سهم بالایی در ایجاد این نگاه در منطقه و جهان دارد مبنی بر اینکه حکمرانان گمان نکنند که هر کاری می‌خواهند، می‌توانند انجام دهند و یله رها شده‌اند.

* بهترین نوکری، نوکری مردم است نه بیگانگان

وی اضافه کرد: نکته دوم این است که اگر کسی می‌خواهد در کشوری نوکری کند، بهترین نوکری، نوکری مردم خود است نه نوکری بیگانه.
متکی در خصوص آنهایی که دل به آمریکا و فرانسه بستند، اظهار داشت: فرانسه در قصه تونس و مصر خطاهای استراتژیک جدی مرتکب شد و انگلیس و آمریکا نیز تعزیه گردان هستند.
وی ادامه داد: آنهایی که دیروز به اینها می‌گفتند ما ارباب شما هستیم و هوای شما را داریم دیگر هوای آنها را ندارند. این قصه در ایران، تونس و مصر و بسیاری کشورهای دیگر اتفاق افتاد و این درس دیگری است. تراز حکومت کردن به ویژه در منطقه ما یک تفاوت ماهوی پیدا می‌کند که همه حواسشان را جمع می‌کنند.

* فکر می‌کردیم دیپلمات بودن باید جان، جک و فیلیپ باشد

وزیر خارجه سابق کشورمان با بیان اینکه آنچه که در محیط بین‌الملل به واسطه انقلاب اسلامی رخ داد برآمده از فقه سیاسی بین‌المللی امام راحل بود،‌ گفت: نگاهی که ایشان به جهان اسلام داشتند، نگاه ایجاد موج بود. امام معتقد است موجی باید به وجود آید که آن موج در فرصت مناسب، جرقه‌هایش کار خودش را بکند.
وی با ذکر این نکته که امام دو حوزه را تحت توجه دارد، یکی جهان اسلام و دیگری جهان مستضعفان، خاطرنشان کرد: ایشان در مورد جهان اسلام معتقدند که بیداری اسلامی، بیان شعارهای اسلامی و نگاه اسلام به آنچه که در جهان می‌گذرد می‌تواند منشاء تحول باشد. دیگر اسلام در آسیا،‌ آفریقا و خاورمیانه خجلت و احساس حقارت و ارتجاعی بودن و عقب‌گرد کردن نیست، بلکه آرام آرام مسلمان بودن موجب افتخار و تحول جدی در فکر و اندیشه نسل جوان امت اسلامی ‌شد.
متکی ادامه داد: در 30 سال گذشته دیپلمات‌های مسلمان به ما می‌گفتند ما تا قبل از انقلاب شما خجالت می‌کشیدم نام اسلامی خود را در محافل دیپلماتیک بگوییم و فکر می‌کردیم دیپلمات بودن باید جان، جک و فیلیپ باشد، اما امام تحولی ایجاد کرد که ما به نام مسلمان خود افتخار می‌کنیم و ضمنا می‌بینیم به واسطه انقلاب ایران به ما مسلمانان نگاه جدیدی پیدا می‌کنند.
به گفته وی این تحول به واسطه امام در جهان اسلام ایجاد شد.
متکی افزود: این‌ها بذرپاشی‌هایی در کشت انقلاب اسلامی بود که امروز در جای جای جهان اسلام شاهد محصول آن هستیم.

* قیمت گازی که به اسرائیل می‌دهند کمتر از قیمت جهانی است

وزیر خارجه سابق کشورمان با اشاره به تحولات اخیر در مصر و تحلیل دقیق، هوشمندانه و اندیشمندانه مقام معظم رهبری در این خصوص، گفت: مصر از زمان سادات و در دوران 30 ساله حسنی مبارک سه خیانت بزرگ را مرتکب شد. اولین خیانت به ملت خودش بود. در 30 سال گذشته نیمی از مردم مصر زیر خط فقر قرار گرفتند و به لحاظ شرایط سیاسی و فرهنگی تحقیر شدند.
متکی به سفر اولش به مصر اشاره کرد که در وزارت خارجه این کشور ابوالغیط وزیر خارجه مصر عکس‌های وزرای خارجه سابق را به وی نشان داده بود و به وزرایی اشاره کرده بود که همزمان با امضای پیمان کمپ دیوید و پس از آن استعفا داده بودند و افزود: ابوالغیط می‌خواست بگوید کمپ دیوید چیزی نبود که به راحتی امضا کرده باشیم.
وی به تعهدات مصر بعد از امضای پیمان کمپ دیوید پرداخت و با اشاره به قرارداد انتقال گاز از مصر به اسرائیل گفت: 12 درصد دیگر این قرارداد متعلق به یک شرکت آمریکایی - صهیونیستی است و قیمت گازی که به اسرائیل می‌دهند به مراتب کمتر از قیمت جهانی است و این خیلی عجیب است و این یعنی خفت و ذلت.

* هر کاری توانستند در ایجاد اختلاف بین جریانات فلسطینی انجام دادند

وزیر خارجه سابق کشورمان در خصوص خیانت رژیم مبارک به ملت فلسطین نیز اظهار داشت: پس از قرارداد کمپ دیوید مکلف و موظف شدند که جلوی انتفاضه فلسطین را بگیرند.
وی با بیان اینکه مصر پای ثابت همه مذاکرات سازش بود البته بدون اینکه به نتیجه‌ای بینجامد، خاطرنشان کرد: مصری‌ها قبل از حمله به غزه و لبنان اطلاع داشتند، البته برخی از کشورهای منطقه نیز مطلع بودند. دو روز بعد از حمله به لبنان وزرای خارجه برخی کشورهای عربی در اردن جمع شدند و من با اکثر این وزرا تماس داشتم که کاری باید کرد. بسیار جالب است که می‌گفتند حزب‌الله در لبنان ماجراجویی می‌کند، چون به آنها گفته بودند یک هفته تحمل کنید ما کار را در لبنان تمام می‌کنیم.
متکی ادامه داد: در اردن جمع شدند و بنا بود تصمیمی علیه لبنان اتخاذ کنند. من در تماس تلفنی به آنها گفتم من الان در یونان هستم ولی آمادگی دارم بیایم و باید جهان اسلام را در حمایت از لبنان بسیج کنیم. وزیر خارجه مصر در آن جلسه گفته بود، ما نمی‌دانیم چرا ایران در کار جهان عرب اینقدر دخالت می‌کند.
متکی خطاب به ابوالغیط گفت: جهان عربی که تو می‌خواهی رهبری آن را برعهده داشته باشی، معلوم است آن را به کجا می‌خواهی ببری.
وی با ذکر این نکته که در اختلافات بین جریانات فلسطینی هر چه توانستند انجام دادند و بعد خودشان شدند داور،‌ گفت: در نشست سران اتحادیه عرب در لیبی که در کمتر از یک سال پیش برگزار شد مطرح شد که یک کشور دیگر عربی که قدری میانه بود حل اختلافات بین حماس و فتح را برعهده بگیرد که شدیدا چند کشور مخالفت کردند و گفتند مصر باید دخالت کند.

* مصر همیشه مخالفت می‌کرد

وزیر خارجه سابق کشورمان در مورد خیانت مصر به جهان اسلام نیز با بیان اینکه سازمان کنفرانس اسلامی در پی آتش زدن بیت المقدس تاسیس شد، خاطرنشان کرد: یکی از مصوبات قوی این سازمان این بود که کشورهای اسلامی رابطه اقتصادی با شرکت‌های صهیونیستی نداشته باشند. هر زمان اجلاسی در مورد فلسطین برگزار می‌شد ما این موضوع را مطرح کردیم ولی کشوری که مخالفت‌ می‌کرد و نگذاشت اجماع حاصل شود، مصر بود.
متکی بیان اینکه حدود 50 درصد گاز وارداتی اسرائیل از مصر تامین می‌شود، اضافه کرد: در جهان اسلام هر تصمیم جدی که قرار بود اتخاذ شود یکی از کشورهایی که با آن مخالفت می‌کرد رژیم مبارک بود.

قابل توجه آقایان موسوی و کروبی: به اموات مجوز راهپیمایی نمی دهند

قابل توجه آقایان موسوی و کروبی: به اموات مجوز راهپیمایی نمی دهند
اعلامیه جدید موسوی و کروبی با موضوع درخواست مجوز برای تجمع  در حمایت از مردم مصر و تونس! بیش از هر چیز تلاش برای نشان دادن علائم حیاتی به جامعه سیاسی ایران از جانب کسانی است که اکنون دیگر اموات سیاسی محسوب می شوند.

این بیانیه فاقد هرگونه ارزش سیاسی و اجتماعی است و تنها ارزشی که می توان برای آن قائل شد ارزشی بیولوژیک است بدین معنا که فقط بتوانند به این وسیله مرگ خود را تکذیب کنند اما آنها روش ناشیانه ای را برای تکذیب انتخاب کردند که منجر به بی آبرویی بیشتر این جریان فتنه خواهد شد.
درباره درخواست مجوز راهپیمایی که به طور متناوب از سوی این جریان ظرف حدود یک سال گذشته تکرار شده، باید به این نکته اشاره کرد که اولین درخواست مجوز از سوی این جریان برای برگزاری تجمع، در ایام پس از 9 دی سال 88 انجام شد که در این باره گفتنی هایی هست:
1- چرا جریان فتنه تا زمانی که می توانست با دروغ، فریب و عملیات روانی جمعی از مردم را به خیابان بکشاند، هیچگاه به فکر درخواست مجوز نیفتاد؟ چرا درخواست مجوزها دقیقا از زمانی آغاز شد که این جریان متوجه شد توانایی بسیج اجتماعی را از دست داده و دیگر با فراخوانی یا کسی را نمی توانند به خیابان بکشانند و یا آنهایی که به خیابان می آیند مجموعا جمعیت آلوده ای هستند که مانند اتفاق روز عاشورا، منجر به بی آبرویی بیشتر این جماعت خواهند شد؟
نزولی شدن شیب منحنی بسیج اجتماعی توسط سران فتنه آنها را به این نتیجه رساند که باید برای این ریزش عمیق اجتماعی فکری بکنند و اکنون موضوع درخواست مجوز را علم کرده اند؛ وگرنه تا زمانی که جریان فتنه قادر به ایجاد بسیج اجتماعی بود، هرگز به فکر مراجعه به مکانیزم های قانونی و درخواست مجوز نیفتاد.
پس می توان اینگونه گفت که درخواست مجوز برای راهپیمایی از سوی سران فتنه، سند اعتراف این جریان به "صفر" شدن سرمایه اجتماعی اش است.
2- جریان فتنه دائم بر حق قانونی احزاب و گروه های سیاسی برای برگزاری تجمع استناد می کند و عدم ارائه مجوز را نقض قانون اساسی می داند.
در صورتی که قانون اساسی حق "تجمع" را به رسمیت شناخته، نه حق "آشوب"؛ و در هیچ جای دنیا برای آشوب و خشونت به کسی مجوز نمی دهند و هیچ کس نمی تواند از حکومتی توقع داشته باشد امنیت تجمعی را تامین کند که هدفش براندازی آن نظام است.
نظام جمهوری اسلامی قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 به سخاوتمندانه ترین شکل ممکن به درخواست برگزاری تجمعات سیاسی از سوی این جریان پاسخ مثبت داد و اگر 2 ماه منتهی به خرداد 88 را مطالعه کنید خواهید دید که تقریبا هر روز دهها تجمع از سوی جریان اصلاح طلب در داخل تهران و شهرستان ها با مجوز رسمی نظام برگزار شد و در اکثر این تجمعات، این جریان کار را به خشونت و هتاکی کشاند.
پس نظام حداکثر سعه صدر را در مقابل این جریان نشان داد و آنان آزمون بسیار بدی برای دریافت مجوز جهت برگزاری تجمع یا میتینگ پس دادند و حتی خیلی بیشتر از حقشان از ظرفیت های قانونی استفاده کردند.
قاعدتا و به طور طبیعی برای ارائه مجوز به یک گروه جهت برگزاری تجمع، به سابقه آن گروه مراجعه می شود و سابقه این افراد نشان می دهد که آنها اساسا گروه های سیاسی نیستند بلکه گروه های برانداز هستند و هدفشان از تجمع نیز نه فعالیت سیاسی، بلکه عملیات براندازانه است و کاملا بی معناست که نظام جمهوری اسلامی آن چیزی را که در ایام منتهی به انتخابات 88 بارها آزموده، یک بار دیگر امتحان کند.
جریان فتنه باید ابتدا ثابت کند که یک جریان سیاسی داخل نظام است و اگر این ثابت شد آنوقت مشمول آن اصل قانون اساسی خواهد شد که حق دریافت مجوز برای برگزاری تجمع سیاسی داشته باشد.
3- به لحاظ قانونی حق درخواست مجوز برای تجمع، در انحصار احزاب و گروه های قانونی است؛ آقایان موسوی و کروبی از لحاظ قانونی به عنوان یک شخص حقیقی حق امضاء نامه درخواست مجوز را ندارند چرا که این افراد به عنوان روسای هیچ حزب یا جریان قانونی در وزارت کشور شناخته نشده اند.
اعتماد ملی اکنون یک حزب غیرقانونی است و حتی درخواست مجوز انجام شده هم از سوی این حزب نیست.
4- در تمام یک سال گذشته که این جریان کرارا ادعا کرده که درخواست تجمع داده، هیچ وقت یک فرد صاحب صلاحیت از سوی این جریان، به نهادهای قانونی مراجعه نکرده و فرم های مربوطه در این زمینه را تکمیل نکرده و امضا نکرده است.
همانگونه که همگان می دانند درخواست مجوز برای یک تجمع، تشریفات قانونی خاصی دارد که در آن، گروه درخواست کننده باید فرم ها و اسناد مربوطه را تکمیل و تعهدات لازم مندرج در قانون را بسپارد تا مقدمات برای صدور مجوز فراهم شود و قاعدتا نظام هم تعهداتی برای حفظ امنیت تجمع پیدا می کند اما هیچ گاه کسانی که در طول یک سال گذشته مدعی عدم ارائه مجوز برای تجمع بوده اند، تشریفات و مراحل قانونی کسب مجوز را طی نکرده اند.
به طور اجمال، آنچه که به عنوان درخواست مجوز از سوی آن دو نفر منتشر شده، یک درخواست مجوز رسمی نیست بلکه یک اعلامیه سیاسی است که بنا به آنچه گفته شد، نه تنها وجاهت سیاسی ندارد، بلکه وجاهت قانونی و حقوقی نیز نداشته است.
قطعا این بیانیه آقایان موسوی و کروبی، با پیامک هایی که منافقین برای روز 14 بهمن از قرارگاه اشرف ارسال کردند، هیچ تفاوت ماهوی ندارد، و نه تنها حکمشان یکسان است، بلکه حتی نتیجه اش هم یکسان خواهد بود و مردم ما نه تنها کوچکترین اعتنایی به این تحرکات نمی کنند بلکه یک بار دیگر برای چند دهمین بار ظرف یک سال گذشته ثابت خواهد شد که جریان فتنه فاقد هرگونه پایگاه اجتماعی حتی در میان قشرهایی است که ممکن است اعتراضاتی داشته باشند.