بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

ماجرای انتشار نامه اخیر موسوی و کروبی

ماجرای انتشار نامه اخیر موسوی و کروبی

شیمون پرز در نشست گروهی از نمایندگان پارلمان اروپا که از رژیم صهیونیستی حمایت می کنند، گفت: مبارک دوست دیرینه و شجاع ماست که پیمان صلح را محترم شمرد اما در مقابل اخوان المسلمین در صورت قدرت گرفتن، پیام آور صلح نخواهند بود. در حالی که حتی سران آمریکا و انگلیس نیز از حمایت علنی از مبارک گریزانند، پرز در اظهاراتی صریح گفت: «من دهها سال است که آقای مبارک را می شناسم. هرچه که اکنون در مورد ایشان بگویند و هر انتقاد و اعتراضی که مطرح کنند، نمی تواند نقش بی بدیل ایشان را از خاطرها ببرد؛ اینکه از بروز جنگ هایی جلوگیری کردند که می توانست جان انسانهای بسیاری را بویژه از میان خود اعراب بگیرد.»
پرز با وجود این سخنان متعرض جنایات و نسل کشی رژیم متبوع خویش در جنگ های ۳۳روزه لبنان و ۲۲روزه غزه نشد. او همچنین برگزاری انتخابات را در وضعیت جاری مصر خطرناک دانست و گفت: «در چنین انتخاباتی ممکن است اخوان المسلمین برنده شوند که آنها پیام آور صلح و دموکراسی نخواهند بود.»

ستایش های بلندبالای رئیس کودک کش رژیم صهیونیستی از حسنی مبارک تداعی کننده اظهارات وی در سال گذشته است که فتنه گران و آشوبگران را پیاده نظام رژیم اسرائیل خوانده و تصریح کرده بود جنگ با رژیم اسلامی از داخل مرزهای ایران آغاز می شود و اپوزیسیون سبز به نیابت از ما با جمهوری اسلامی می جنگد. فتنه گران نیز در همین فرآیند مزدوری در روز قدس شعار نه غزه نه لبنان را که سفارش رسمی سایت وزارت خارجه اسرائیل بود، سر داده و در اقدامی بی سابقه در روز قدس، به نفع اشغالگران قدس به خیابان آمدند.

با وجود این سوابق روشن، روز گذشته دو تن از دست اندرکاران فتنه (موسوی و کروبی) با انتشار نامه ای سرگشاده خواستار صدور مجوز راهپیمایی «به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه به ویژه مردم تونس و مصر» شدند. این در حالی است که رژیم دیکتاتوری و دست نشانده مبارک- که مردم مصر علیه آن انتفاضه به راه انداخته اند- از فتنه سبز حمایت می کرد. موسوی و کروبی نگفته اند که چگونه می توان به تعبیر نتانیاهو سرمایه اسرائیل و مورد حمایت دیکتاتورهایی چون حسنی مبارک و ملک عبدالله و... بود و در صف مزدورانی چون زین العابدین بن علی قرار گرفت و در عین حال مدعی حمایت از مردم تونس و مصر شد؟

به نظر می رسد تقلای اخیر بازیگران میانی جریان فتنه (موسوی و کروبی) که تحت فشار آمیخته با اهانت و تحقیر رسانه های زنجیره ای ضدانقلاب انجام گرفته، تحرکی برای کاستن از بدبختی های اسرائیل و آمریکاست، ضمن اینکه آنها می دانند امکان احیای فتنه و آشوب را ندارند و صرفا با صدور نامه و بیانیه می خواهند به «جریان فشار» پیام دهند که تحرک مورد نظر آنها را به اجرا گذاشته اند تا اندکی از بار تحقیرها مبنی بر اینکه موسوی و کروبی بی عرضه و بی خاصیت هستند، کاسته شود.

این دو به همراه سایر فتنه گران در گذشته برای راه اندازی آشوب و اغتشاش به نفع آمریکا و اسرائیل هرگز نیاز به مجوز نمی دیده اند و هرگاه واشنگتن و تل آویو در خاورمیانه به چالش جدی برخورد کرده اند، این جماعت بی اختیار را فعال کرده اند. به همین دلیل هم درست این بود که فتنه گران نیابتی در نامه به اصطلاح درخواست مجوز راهپیمایی به جای ادعای «اعلام همبستگی با حرکت های مردمی منطقه به ویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر»، می نوشتند «بنا بر امریه موساد و در راستای همبستگی با سران رژیم صهیونیستی و رژیم مبارک که پایه های قدرت خود را لرزان می بینند.»

غرب و غربگرایان از آشکار شدن ماهیت اسلامی قیام ملت مصر هراس دارن




غرب و غربگرایان از آشکار شدن ماهیت اسلامی قیام  

 

ملت مصر هراس دارند

حرکت بزرگ مردم مصر به روزهای اوج خود نزدیک می شود. حالا همه مردم آزاده دنیا چشم به میدان تحریر قاهره دوخته‌اند تا شاهد سرانجام این حرکت بزرگ مردم مسلمان مصر باشند، اما در کنار این مردم آزاده، برخی دیگر هم هستند که وقایع میدان تحریر برایشان بسیار اهمیت دارد.

عده‌ای که در حال مشاهده از دست رفتن منافع خود در میان این میدان معروف قاهره هستند و به هر شیوه‌ای متوسل می‌شوند تا این روند نابودی منافع خود را به تاخیر بیاندازند. از اعزام مزدوران خود به میان انقلابیون مصری برای ایجاد انحراف در حرکت گرفته تا اعزام کماندو و نیروی سرکوب برای مقابله با تظاهرات کنندگان.

حالا هم تلاش می‌کنند تا لقب انقلاب رنگی را به این حرکت بچسبانند تا علاوه بر تقلیل این حرکت عمیق مردم مصر به یک حرکت براندازانه پوچ، نقش خود در میان معترضان تقویت کنند.

اما به راستی تفاوت یک انقلاب مردمی با یک انقلاب رنگی در چیست؟

قطعا با درک این مطلب که حرکت‌های مردمی در مصر و سایر کشورهای عربی الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران است، ویژگی‌های انقلاب اسلامی کشورمان به عنوان پایلوت انقلاب‌های مردمی در جهان را مورد بررسی قرار می‌دهیم و در مرحله دوم مدل‌های انقلاب رنگی در جهان مورد بررسی قرار می‌گیرد تا با مقایسه ویژگی‌های این دو سیستم، بتوان مدل حرکت مردمی مصر را نام گذاری کرد.

ویژگی‌های انقلاب اسلامی

برای پاسخ به سوال طرح شده در قسمت قبل در خصوص تفاوت یک انقلاب مردمی با یک انقلاب رنگی، بخش کوتاهی از نظر میشل فوکو فیلسوف فرانسوی در خصوص انقلاب اسلامی ایران را که در کتاب "ایرانی‌ها چه رویایی در سر دارند" با هم مرور می‌کنیم. فوکو برای درک انقلاب ایران مستقیما" به سراغ مردم انقلابی در خیابان ها رفته است.به نظر وی از نگاه مردم حکومت اسلامی از یک سو حرکتی برای ارائه نقشی دائمی و تعریف شده به ساختار های سنتی جامعه اسلامی و از سوی دیگر راهی برای ورود ابعاد معنوی به زندگی سیاسی بود.

مفهوم معنویت گرایی سیاسی بن مایه تحلیل فوکو از انقلاب ایران را تشکیل میدهد.به این ترتیب فوکو انقلاب اسلامی ایران را انقلابی فرامدرن خوانده است. وی معتقد است که این انقلاب نمی تواند با انگیزه های اقتصادی و مادی صورت گرفته باشدزیرا جهان شاهد قیام و انقلاب مردمی بود که مشکلات اقتصادی حکومت (پهلوی) ان در حد بزرگ نبود که در نتیجه ان میلیون ها ایرانی به خیابان ها بریزند وقیام کنند.ازاین رو ریشه این انقلاب را باید در جای دیگری جستجو کرد....

بنابراین با دریافت این مطلب از میشل فوکو می‌توان مهمترین شاخصه انقلاب ایران را عمق و ریشه مردمی آن عنوان کرد. عمقی که ناشی از آرمانهای مشخص و بلند مدت مردم ایران برای رسیدن به استقلال و آزادی بود. بخش دیگری از انقلاب ایران نیز ناشی از وجود روح مبارزه با استکبار و دیکتاتوری در میان مردم انقلابی بود و از طرف دیگر این انقلاب در یک بستر تاریخی روی داد که ناشی از مطالبات مردم از نظام حاکم بود. مطالباتی که اکثر آنها ریشه‌ای اسلامی داشت.

و در نهایت از دیگر مصادیق انقلاب اسلامی کشورمان می توانیم به ماهیت ضد فساد آن اشاره کنیم. بنابراین قرار گیری تمامی این ویژگی‌ها و خواستهای مردمی در کنار یکدیگر باعث وقوع بزرگترین انقلاب قرن بیستم شد که نقطه تائید آن را می‌توانیم در دشمنی استکبار جهانی با آن جستجو کنیم. چراکه استکبار با وقوع این انقلاب تمامی منافع خود در داخل ایران را از دست داد.

ویژگی‌های انقلاب‌های رنگی

اما در نقطه مقابل انقلاب اسلامی و مردمی ایران، مدل انقلاب های رنگی ساخته شده در لابراتورهای جاسوسی غربی است که دقیقا تفاوتی 180 درجه‌ای با مدلهای انقلابهای مردمی به ویژه انقلاب ایران دارد. واقعیت انقلاب‌های رنگی این است که اگرچه بخشی از آن برای تظاهر از مدل‌ انقلاب‌های مردمی گرفته شده است، اما با مرور دقیق تر آن خواهیم فهمید که انقلاب‌های رنگی بیشتر کاریکاتوری از انقلاب‌های مردمی هستند.

اصطلاحی که رهبر انقلاب در تعبیر وقایع پس از انتخابات به کار برد. بنابراین با بررسی مدل‌های رنگی انقلاب به این نکته خواهیم رسید که این مدلها درون‌مایه و عمق مردمی ندارد و تمامی اهداف آن در راستای برنامه‌های استعمار گران طراح این مدلها خلاصه می شود. از طرف دیگر انقلاب‌های رنگی هیچ آرمان و هدف بلند مدتی ندارد و از همین رو انقلابیون خیلی زود به نقطه‌ای بن بست می‌رسند و خواستار برگشت به شرایط قبل هستند.

نگاهی به بروز و افول انقلاب‌های رنگی در اوکراین و قرقیزستان موید همین مطلب است. همچنین مدلهای رنگی انقلاب، بر خلاف مدلهای مردمی نه تنها رویکرد استکبار ستیزانه و استقلال طلبانه ندارد بلکه با وقوع و به ثمر رسیدن انقلاب‌های رنگی پایگاه نیروهای خارجی در کشور هدف بیش از پیش محکم می‌شود. علاوه بر این به دلیل حضور سرویس‌های جاسوسی و فعالیت پر رنگ آنها در به ثمر رسیدن انقلاب‌های رنگی، اکثر رهبران این مدلها، افرادی معامله گر از آب در می‌آیند که تنها به فکر موج سواری و منافع خود هستند و به هیچ وجه مطالبات مردمی را نمایندگی نمی‌کنند.

و در نهایت شاخص ترین دلیل برای تمایز انقلاب‌های رنگی از انقلاب‌های مردمی، سر دادن شعارهای لیبرالی توسط مردم است که این با ذات و معنی انقلاب که دشمن ستیزانه است، تفاوت فاحشی دارد.

مصر پایگاه انقلاب‌های مردمی

حال با روشن شدن تفاوت‌های انقلاب های مردمی و انقلاب‌های رنگی و تطبیق آن با وقایع مصر به راحتی می توان جنس حرکت مردم مسلمان مصر را تشخیص داد. مردمی که برای مبارزه با حکومت مستبد حسنی مبارک که پشتیبانانی غربی دارد به میدان تحریر قاهره رفته‌اند و شعارهای ضد استکباری می‌دهند.

مردمی که حتی زیر حمله پلیس از اقامه نماز خود دست نمی‌کشند و شعائر دینی خود را خواستار هستند. از سوی دیگر مرور مدل‌های انقلاب رنگی نشان می دهد نظام‌های حاکمی که به وسیله این انقلاب‌ها سقوط کرده‌اند، نظام‌هایی سست بودند که هیچ پشتوانه بین المللی نداشتند اما امروز در مصر، آمریکا و اسرائیل تمامی تلاش خود را برای متوقف کردن حرکت مردم مصر و حفظ حکومت مبارک به کار بسته‌اند.

درست همانند آنچه که در انقلاب سال 57 ایران روی داد و دولت آمریکا از هیچ طرحی برای توقف انقلاب اسلامی ایران فرو گذار نکرد. بی شک آن چیز که امروز در مصر در حال روی دادن است، برخواسته از بطن خواسته‌های مردمی است که 14 روز است در میدان تحریر قاهره برای برداشتن حکومت نامبارک اردو زده‌اند.

آقای هاشمی! این جملات تاریخی شماست !!!

آقای هاشمی! این جملات تاریخی شماست !!!
این روزها سکوت آیت الله هاشمی رفسنجانی در برابر موج اهانت به نظام و مقدسات، وی را در برابر این پرسش قرار داده است که چرا حاضر نیستند حداقل از مواضعی قبلی خودشان دفاع کنند و چرا با سکوتشان همه دلسوزان و علاقه مندان به این نظام را منتقد خود ساخته اند. آیا این انتظار زیاد و بعیدی است که آیت الله هاشمی همچون سالهای اصلاحات در مقابل این جریان فاسد سیاسی مواضع شفاف بگیرند؟


نهضت سبزنبوی به نقل از"عماریون"- آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دوران اصلاحات بارها و بارها در مقابل تهاجم فرهنگی، لیبرال‌ها، سکولارها، نهضت آزادی، بخش‌هایی از جبهه‌ی دوم خرداد، مطبوعات فاسد و منحرف، انقلابیون مسخ شده، مخالفان ولایت فقیه و گروه‌هایی از این قبیل موضع شفاف و قاطع داشت. چنانچه روزنامه‌های منتشر شده (به خصوص روزنامه‌ی جمهوری اسلامی) را در طول این هشت سال بررسی اجمالی نماییم با موارد فراوانی از این دست مواجه خواهیم شد که در ادامه به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود.هرچند جای این سوال وجود دارد که سایت آیت الله هاشمی که هر از گاهی سخنان تاریخی ایشان را منتشر می کند چرا از کنار این مواضع آیت الله هاشمی می گذرد و آنها را در این برهه تاریخی و پر اهمیت در معرض دید مردم قرار نمی دهد؟


آنچه در ادامه می آید سخنان قاطع و روشن آیت الله هاشمی در مقابل جریان منحرف دوران اصلاحات است:


راهپیمایی و حمایت پت و مت (موسوی و کروبی) از انقلاب تونس و مصر

راهپیمایی و حمایت پت و مت (موسوی و کروبی) از انقلاب تونس و مصر

روز گذشته دو تن از دست اندرکاران فتنه (موسوی و کروبی) با انتشار نامه ای سرگشاده خواستار صدور مجوز راهپیمایی «به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه به ویژه مردم تونس و مصر» شدند.