بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

و اینگونه انقلاب اسلامی بر خاورمیانه تأثیر گذاشت


پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و آشنایی مردم منطقه با انسان  بزرگی چون امام خمینی (ره)،سر آغاز حرکت‌های اسلامی و بیدار شدن مسلمانان بود. استعمارگران با تجویز داروهای خواب‌آور همچون ابتذال فرهنگی، التقاط سیاسی و مشغول کردن ملت‌ها به امور کم ارزش،‌ مسلمانان را از درک حقیقت و منطق قرآن باز داشتند، اما ظهور عالمان روشن ضمیری چون آیت‌الله شیخ فضل الله نوری، آیت‌الله مدرس و حضرت امام خمینی (ره) زمینه بیداری اسلامی را فراهم آورد.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تهران به عنوان ژاندارم امریکا در منطقه محسوب می‌شد. پس از انقلاب این وظیفه خطیر به عراق صدام واگذار شد. با این حال پس از شکست‌های سنگین ارتش بعث عراق، آن هم با ادوات و تجهیزات پیشرفته و کمک مستشاران نظامی زبده غربی و شرقی در مقابل رزمندگان کم امکانات ایران اسلامی، واشنگتن احساس کرد دیگر از راه دور قادر به کنترل حساس‌ترین منطقه جهان نیست و باید باحضور مستقیم از منافع خود و رژیم صهیونیستی محافظت کند. وقتی در سال 1982 حمله رژیم صهیونیستی به لبنان با مقاومت جانانه شیعیان جنوب این کشور مواجه شد، آگاهان و خبرگان مسائل استراتژیک فهمیدند که دوران ژاندارم‌ها پایان یافته است. البته پنج سال طول کشید تا این حقیقت را به درستی درک کنند و وارد عمل شوند.


آغاز شکست از ورود به خلیج‌فارس

در تابستان 1987 با فرمان امام خمینی (ره)، انتفاضه مردم فلسطین آغاز شد. نبرد سنگ با گلوله وقتی همزمان شد با مشت کوبیدن ایران به دیوارهای بصره و عملیات‌های کوچک اما مؤثر حزب الله لبنان، امریکا را ناگزیر کرد در منطقه حضور مستقیم داشته باشد. هدف قرار دادن ناوچه‌ها و سکوهای نفتی ایران در کنار کمک مستقیم به صدام برای باز پسگیری فاو و جنایت علیه هواپیمای مسافربری ایران در خلیج‌ فارس چند نمونه از نتایج حضور مستقیم امریکا بود. با این حال همین که امریکا مجبور شد خود به منطقه بیاید، اولین نشانه شکست هیمنه این ابر‌قدرت به حساب آمد.

فروپاشی شوروی، دو سال پس از فرار فضاحت‌بار از افغانستان، شاید تا حدودی خیال امریکا را از بابت شرق راحت کرد اما انقلاب اسلامی، مشکل بزرگ‌تری به نظر می‌آمد. این انقلاب علاوه بر حمایت از قشر مستضعف آنها را به دینداری دعوت می‌کرد و رهبر آن فردی بود که مانند مستضعفان زندگی می‌کرد و کلامش بین ملت‌های منطقه نافذ بود.

حملات رسانه‌ای در کنار تقویت حضور نظامی برای خاورمیانه در طول دهه 90 گسترش یافت. تهاجم فرهنگی علیه ملت‌های مسلمان به ویژه ایران، به شکل فزاینده‌ای افزایش یافت با این حال برآوردها نشان می‌داد مسلمانان از ثبات انقلاب اسلامی با وجود موانع بسیاری که غرب ایجاد می‌کرد و مشاهده برخی پیشرفت‌ها در ایران، انگیزه‌های لازم برای خیزش علیه حکومت‌های دست نشانده را در آنان افزایش می‌داد. سال 1999 در ایران، فتنه‌ای برپا شد که غربی‌ها را برای سرنگونی نظام ایران و به تبع آن انقلاب اسلامی امیدوار کرد. عبور مقتدرانه ایران از این خطر، ثمرات بزرگی داشت که اولین آن در سال 2000 با فرار ارتش رژیم‌صهیونیستی از جنوب لبنان همراه بود. رزمندگان حزب الله که اقتدار انقلاب اسلامی را دیده بودند بردامنه حملات خود علیه اشغالگران افزودند و آنها را وادار به فرار کردند. تحرکات پنهان در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای مسلمان، نگرانی امریکا و به ویژه رژیم صهیونیستی را بیشتر کرد. به این ترتیب برای تسلط کامل بر منطقه، اشغال عراق و افغانستان که عمق استراتژیک ایران در سال‌های بعد شد، در دستور کار قرار گرفت. امریکایی‌ها نگران عراق پس از صدام و افغانستان پس از نجیب‌الله بودند. البته در این زمان ربانی حاکم افغانستان بود و امریکا نگران تسلط ایران بر این کشور. سال 2001 به بهانه مبارزه با تروریسمی که طالبان در افغانستان به نیابت از امریکا به وجود آورده بود ارتش ایالات متحده و متحدانش به این کشور حمله کرد. دو سال بعد عراق زیر چکمه اشغالگران قرار گرفت. با این حال خیلی زود ورق برگشت. عراق در اشغال امریکا تحت نفوذ گروه‌های معارض حزب بعث درآمد و طولی نکشید که دولت تحت حاکمیت نخست وزیر شیعه بر سر کار آمد. یعنی آن چیزی که امریکا و رژیم صهیونیستی نمی‌خواستند شکل گرفت. این یک اشتباه محاسباتی از سوی امریکا بود که می‌اندیشید می‌تواند به جای صدام یک حاکم نظامی امریکایی را در عراق بر سر کار بیاورد و سپس دموکراسی مورد نظر خود را پیاده کند. اما وقتی با گروه‌های معارض عراقی مواجه شد، قافیه را باخت.

معارض‌سازی تقلبی در کشورهای اسلامی

در افغانستان هم وقتی ظرفیت مجاهدان افغان و اهل تسنن خارج از طالبان و القاعده در مقابل اشغالگران قرار گرفت، محاسبات تیم ورزیده خانم رایس را بر هم ریخت. تجربه عراق و افغانستان به امریکا فهماند که برای تغییر حکومت‌ها ابتدا باید یک گروه معارض تقلبی در مقابل خود بتراشد و جنبش‌ها و انقلاب‌ها را منحرف سازد. این روش ابتدا در ایران و در فتنه 88 خود را نشان داد که برخی با شعارهای امام(ره) به صحنه آمدند اما زمانی نگذشت که چهره واقعی خود را نشان دادند. شکست فتنه 2009 در ایران، افقی ناامیدکننده در برابر امریکا و خروشی عظیم در ملت‌های منطقه ایجاد کرد. امریکایی‌ها که به فکر امنیتی‌سازی منطقه تا سال 2012 بودند و می‌خواستند کمربند امنیتی رژیم صهیونیستی را محکم کنند به فکر تعویض نیروهای سیاسی منطقه با نیروهای امنیتی افتادند غافل از اینکه گروه‌های معارض در مصر، تونس، الجزایر و دیگر ممالکت عربی از نیات امریکا مطلع شده و آماده باز شدن فضای سیاسی و امنیتی منطقه‌اند. با این حال امریکا در میانه تولید نیروهای معارض تقلبی، خطر منطقه شمال افریقا را حس کرد و کمی زودتر از موعد که (ابتدای 2012 بود) در ابتدای 2011 تغییرات را کلید زدند. این اشتباه از آنجا نشأت گرفت که متوجه فعالیت‌های گروه‌های معارض برای خروج علیه حکومت‌های مستبد عربی شدند.

به محض فرار زین‌العابدین بن علی و باز شدن فضا در تونس، گروه‌های اسلامی به خیابان‌ها آمدند و معارضان تقلبی را در خود هضم کردند. در مصر نیز همین اتفاق افتاد و گروه‌های پیرو امثال البرادعی در میان سیل مردم مسلمان و آزادیخواهان حقیقی مصر، غرق شدند. بلافاصله امریکایی‌ها وارد فاز تغییر شدند و عمر سلیمان را به عنوان معاون رئیس‌جمهور و در حقیقت به عنوان حاکم آینده به مبارک تحمیل کردند(مبارک تا قبل از فرار پسرش به لندن، موافق حاکم شدن سلیمان پس از خودش نبود) در تونس اما آمدن راشد الغنوشی که می‌خواهد راه امثال اردوغان را برود، با استقبال امریکایی‌ها مواجه نشد. آنها مجبورند که فردی چون او را بپذیرند؛ چرا که مردم آمدن افراد امنیتی به جای بن علی را نپذیرفتند. اکنون این نگرانی برای مردم مسلمان تونس و مصر وجود دارد که راشد الغنوشی و البرادعی به عنوان سوپاپ اطمینان حکومت‌های امنیتی بر سر کار آیند که البته این بحث در تونس آنچنان قوی به نظر نمی‌رسد، اما با توجه به سابقه البرادعی، احتمال قرار گرفتن او در سناریوی امریکا بالاست ولو اینکه ظاهراً به حکام واشنگتن و عمر سلیمان فحش هم بدهد.

شکست معارض‌سازی تقلبی با انقلاب مصردر چنین شرایطی رژیم صهیونیستی نگران است که مصر به عراق دیگر تبدیل شود ولو اینکه حاکم آن اهل تسنن باشد. نسل زیر 50 سال مصر بیش از آنکه تحت تأثیر ناصری‌ها و لیبرال‌ها باشند از حماس و حتی حزب الله لبنان الگو می‌گیرند. بنابراین باز شدن فضای مصر می‌تواند در طول کمتر از یک دهه، این کشور را به چالشی بزرگ برای تل‌آویو تبدیل کند. آثار شکست طرح امریکا و رژیم صهیونیستی در مصر هویدا شده است با اینکه معارضان تقلبی با تغییر شعارها از اسلام‌خواهی به نان و بیکاری تلاش دارند، نقش سوپاپ اطمینان را در دوران انتقال قدرت ازمبارک به سلیمان بازی کنند اما حضور سازمان‌یافته گروه‌های معارض واقعی، کوشش آنان را به شکست کشانده است. در این شرایط اگر سلیمان مستقر هم شود نمی‌تواند به طرح امنیتی‌سازی منطقه کمک کند و باید بیشتر انرژی‌اش را صرف کنترل اعتراضات کند این یعنی اینکه غرب باز هم اشتباه کرد. در واقع انقلاب اسلامی، کمترین اثرش به اشتباه انداختن غرب به صورت مکرر است. به باز شدن فضای مصر از هر زاویه‌ای که نگریسته شود شکست امریکا و پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی معلوم می‌شود. امریکایی‌ها از ترس مرگ به خودکشی دست زدند و این ترس را انقلاب اسلامی به جانشان انداخت. آمدن سلیمان، دردی را از امریکا دوا نمی‌کند و آینده مصر و به تبع آن، کل جهان عرب از آن گروه‌هایی است که با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی، برای تحقق اسلام حقیقی و به تبع آن بهتر شدن اوضاع زندگیشان جهاد خواهند کرد. بنابراین انقلاب مصر، شکست امنیتی‌سازی در اطراف رژیم صهیونیستی و تشدید سرعت این رژیم در سراشیبی اضمحلال است.

فراخوان سراسری امت حزب الله برای راهپیمایی 22 بهمن

 فراخوان سراسری امت حزب الله  

 

برای راهپیمایی 22 بهمن

 

22 بهمن امسال را همچون 9 دی و 22 بهمن سال گذشته و پر افتحار تر از هر زمان دیگری برگزار خواهیم کرد تا افکار فتنه گون سران فتنه برای تحرکات بهدی در نطفه خشکانده شود.

 

امت حزب الله همیشه در صحنه بار دیگر پاسخ دندان شکنی به فتنه گران لجنی خواهد داد و خواهند دید که با تحریکات گوشه و کنار خود هرگز بجایی نرسیده و نخواهند رسید.

وعده دیدار ما در روز تاریخی 22 بهمن 1388

 

 

 

 

 

مسیرهای راهپیمایی 22 بهمن در تهران

مسیرهای دهگانه راهپیمایی مردمی یوم‌الله بیست و دوم بهمن سال 1389تهران اعلام شد.

به گزارش کمیته ارتباطات و اطلاع‌رسانی ستاد مرکزی دهه فجر انقلاب اسلامی، در آستانه فرارسیدن سی و دومین سالگرد پیروزی شکوه‌مند انقلاب اسلامی در سال همت مضاعف، کار مضاعف و ورود به سومین سال از دهه پیشرفت و عدالت، راهپیمایی مردمی یوم‌الله بیست و دوم بهمن، پرشور‌تر از سال‌های گذشته با حضور گسترده و انبوه مردم مؤمن و انقلابی در بیش از 850 شهر از شهرهای سراسر کشور، برگزار می‌شود.
این راهپیمایی مردمی در تهران از ساعت «9 صبح» جمعه همراه با نمایش همبستگی ملی و عشق به ارزش‌های الهی و حمایت از خواسته‌های به حق ملت‌های مسلمان، از مسیرهای دهگانه به سمت میدان بزرگ آزادی، میعادگاه انقلابیون، آغاز می‌شود. ‌
مراسم رسمی یوم الله 22 بهمن ماه از ساعت 10صبح با قرائت آیاتی از کلام الله مجید آغاز و با سخنرانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در میدان آزادی به پایان می‌رسد.
ستاد مرکزی دهه فجر انقلاب اسلامی ابراز امیدواری کرد که تمامی آحاد، اقشار و گروه‌های مختلف مردمی و گرایش‌های وفادار به آرمان‌های انقلاب اسلامی، که در رسیدن به قله رفیع و عبور از گذرگاه‌ها و گردنه‌های سخت حوادث انقلاب به خود هیچ تردیدی راه نداد، امسال نیز پرشور‌تر و با صلابت‌تر از سال‌های قبل با حضور مبتنی بر بصیرت و آگاهی انقلابی، پاسخ کوبنده و تاریخی به دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی بدهند.
مسیر شماره یک: مسجد امام حسین (علیه‌السلام)، میدان امام حسین، خیابان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره دو: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید آیت‌الله سعیدی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره سه: مسجد امام هادی (علیه‌السلام)، خیابان شهیدحیدری، میدان معلم، خیابان تختی، خیابان شهید آیت‌الله سعیدی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره چهار: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان شهید معیری، خیابان کارگر، میدان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره پنج: مسجد الجواد (علیه‌السلام)، میدان هفتم تیر، خیابان شهید آیت الله دکتر مفتح، خیابان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره شش: مسجد نور، میدان فاطمی، خیابان فلسطین، خیابان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره هفت: مسجد المهدی (عج الله تعالی الشریف)، خیابان ستارخان، خیابان شادمهر، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره هشت: مسجد حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام)، خیابان ستارخان، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره نه: مسجد امام سجاد (علیه‌السلام)، خیابان آیت‌الله اشرفی اصفهانی، فلکه دوم صادقیه، خیابان محمدعلی جناح، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره ده: مسجد امام جعفر صادق (علیه‌السلام)، فلکه دوم صادقیه، خیابان محمدعلی جناح، میدان بزرگ آزادی

تفاوتهای اساسی فتنه ایران و انقلاب مردم مصر

تفاوتهای اساسی فتنه ایران و انقلاب مردم مصر
نقطه شروع دو حرکت ادعای وقوع تقلب در انتخابات است.اما در ایران مردم در انتخاباتی شرکت کردند که با ثبت رکورد 85 در صدی حضور؛آن را جاودانه ساختند./دو نظام موجود در دو کشور نیز که انتخابات در چارچوب آن برگزار شد با هم تفاوتهای اساسی دارند./اعتراضات در ایران متمرکزدرتهران بود و سیاهی لشگر آن رای دهندگان به فرد بازنده انتخابات بودند./واکنشهای بین المللی نیز از نقاط افتراق این دو حرکت است
 در پی خیزش گسترده مردمی در مصر که به عقیده بسیاری از تحلیلگران نقطه آغازین آن انتخابات اخیر مجلس مصر است و بر اثرنقلاب مردم تونس به خیزش گفته شده تبدیل شد و استفاده انقلابیون در مراحل اولیه این خیزش ازوسایل ارتباطی مانند اینترنت و تلفن همراه و اقدام ر‍‍‍ژیم حاکم در ایجاد محدودیت برای دسترسی به این وسایل ؛ از سویی بعضی به مقایسه این خیزش مردمی با حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در کشور پرداختند و این دو حرکت را از یک جنس دانستند و از سوی دیگر بقایای فتنه سبز نیز با الهام بخش خواندن حوادث سال گذشته کشور برای مردم مصر و تونس ؛ زمینه را برای سواستفاده و دادن تنفس مصنوعی به جسد بی جان فتنه مناسب دانستند اما بنظر می رسد تفاوتهای بنیادینی بین این دوحرکت وجود دارد که ماهیت و جنس آنها را از هم متمایز می سازد که صراط نیوز ذیلا به بعضی از نقاط مهم تفاوت اشاره می کند.
1.نقطه شروع دو حرکت ادعای وقوع تقلب در انتخابات است.اما در ایران مردم در انتخاباتی شرکت کردند که با ثبت رکورد 85 در صدی حضور؛آن را جاودانه ساختند.فرد پیروز؛ رییس جمهور دور قبل است که طی 4 سال دوره اول ریاست خود با کارو تلاش مستمرحداقل دو بار به تمام شهرهای کشور سفر کرد و با مردمی در اقصی نقاط کشور که بعضا از دسترسی به یک مسوول درجه چندم نیز محروم بودند ارتباطی چهره به چهره بر قرار کرد و از نزدیک در جریان مشکلات آنها قرار گرفت وبرای حل آنها اقداماتی نیز انجام داد. همه قراین و شواهد نیزحاکی از پیروزی قاطع او در انتخابات بود. ازطرفی رقیب اصلی او بعد از 20 سال غیبت از صحنه سیاسی کشور پای به عرصه رقابتهای انتخاباتی می گذاشت و با توجه به تغییر اساسی ترکیب رای دهندگان؛ جز بخش اندکی؛ بقیه ذهنیتی از سوابق او نداشتند و همان بخش نیز با توجه به ائتلافها و حمایتهای گروههایی که همخوانی با سابقه و افتخارات وی نداشتند، نسبت به رای به او دچار تردید شدند.از سویی وی فرصت چندانی برای تبلیغات و معرفی برنامه های خود نداشت و غیر از تعداد اندکی از مراکز استانها فرصت سفر انتخایاتی چندانی نیز پیدا نکرد. لذا پیروزی رییس جمهور فعلی در انتخابات امری قابل پذیرش بود. رقیب اصلی و همکارانش نیز علیرغم فرصت موجود رسیدگی به شکایات انتخاباتی و تمدید کم سابقه آن وهمکاری بیدریغ شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات، نتوانستند دلیلی برای وقوع تقلب ارائه کنند و حتی ازهمکاری و طرح شکایت و پیگیری موضوع از مجرای قانونی طفره رفتند و با توجه به خالی بودن دستشان از ارائه دلیل به نظریه های مضحک و تاریخی "داماد لرستان" متوسل شدند. ضمن اینکه مردم نیز به نظام درحفظ و حراست از رایشان اعتماد داشتند و علامت آن هم همان حضور 85 در صدی در انتخابات است. اما در مصر رژ‍یم حاکم برای نمایش مشروعیت خود به افکارعمومی داخلی و بین المللی از چندی قبل از انتخابات مجلس این کشور، با استفاده از همه ابزارها سعی در ترغیب مردم به شرکت در انتخابات می کرد و به انواع ترفندها برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای متوسل شد که علیرغم همه این اقدمات به خاطر بی اعتمادی مردم به برگزاری انتخاباتی سالم و حفظ آراء خود که نشات گرفته از روند برگزاری انتخابات در این کشور است، استقبال مناسبی از انتخابات نشد؛ گروههای مخالف با سردی با آن برخورد کردند و در جریان فرایند آن نیز اشکالات متعدد که باعث خدشه به آرا می شد بروز کرد و سرانجام بر خلاف تمام پیش بینی ها از سوی ناظران مستقل وبی طرف و علیرغم نارضایتی گسترده مردم از حزب حاکم که در جریان خیزش اخیر شکل عینی به خود گرفته است؛ نتیجه به طرز باورنکردنی قاطعانه به نفع حزب حاکم اعلام شد و در حقیقت هیچ ناظر بی طرفی نتوانست این نتیجه را بپذیرد.
2.دو نظام موجود در دو کشور نیز که انتخابات در چارچوب آن برگزار شد با هم تفاوتهای اساسی دارند.در ایران مردم در سال 1357 با انقلاب اسلامی به مقابله با رژیمی برخواستند که علیرغم وجود اکثریت متدین و مذهبی در کشور؛ سیاست اسلام ستیزی و گسترش فساد سرلوحه سیاستهای داخلی آن بود و دست آن درسایر زمینه ها برای ارئه دستاورد مهمی که برای مردم قابل افتخار باشد خالی بود. درعرصه بین المللی نیز رژیم حاکم با دنباله روی محض سیاستهای آمریکا و دوستی و نزدیکی با رژیم صهیونیستی به یکی ازکشورهای منفور نزذ آزادیخواهان دنیا و بالاخص مردم مسلمان منطقه تبدیل شده بود. با سقوط این رژیم فاسد، نظامی در ایران روی کار آمد که مسئولین آن برخواسته از دل مردم و مورد اعتماد آنها هستند و در فرایندی مردم سالارانه که هر سال در کشور تکرار می شود انتخاب می شوند، این نظام مطابق با خواست عمومی ارزشها را در داخل درحد امکان احیا کرد؛ در زمینه اقتصادی علیرغم همه تحریمها و جنگ 8 ساله؛ با برداشتن گامهای مهم کشور را از مرحله وابستگی مطلق به مرحله ایی رساند که اکنون در بسیاری از زمینه ها خودکفا بوده و نیازی به خارج از کشور ندارد. شکوفایی علمی نیز دراکثرعلوم و تکنولوژیهای پیشرفته از دستاوردهای مهم این نظام است.درعرصه بین المللی نیز با بدست آوردن استقلال سیاسی ، ایران به یکی از بازیگران مهم منطقه ایی و حتی بین المللی تبدیل شده است لذا مردم نظام خود را با اینهمه خدمات که موجب غرور و افتخار آنهاست دوست دارند و براحتی حاضر به دست کشیدن از آن نبوده ونیستند. اما درمصر نظام فعلی در هیچ زمینه ایی دستاوردی برای عرضه به مصریان ندارد. فساد گسترده در وابستگان حزب حاکم و به طور ویژه در خانواده مبارک ، گسترش فساد در جامعه توسط این رژیم و اسلام ستیزی از ویژگیهای این رژیم است. به علاوه رژیم مبارک؛ مصربا سابقه تمدنی چندهزارساله ومصرعبد الناصر را که پیشرو؛ رهبر و الهام بخش جهان عرب بود و برای دفاع از حقوق ملت فلسطین با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شد به مرحله ایی از خفت و خواری رساند که دنباله رو آمریکا ودوست وهم پیمان اسراییل است ودستانش با تکمیل محاصره غزه به خون کودکان فلسطینی آلوده است. در زمینه اقتصادی علیرغم دریافت سالیانه دو میلیارد دلار کمک مالی از امریکا طی سی سال گذشته که مصر را در رتبه دوم دریافت کندگان کمک مالی از آمریکا بعد از رژ‍یم صهیونیستی قرار می دهد طبق آمار 40 درصد مردم زیر خط فقر زندگی می کنند و سطح معیشت بسیار پایین بوده و رکود تورمی از مشکلات اساسی اقتصاد این کشور است و دست آن از علوم و تکنولوژیهای پیشرفته نیزخالی است و در این زمینه جز کشورهای عقب مانده محسوب می شود و مردم شاهد تحقیر و از دست دادن کرامت خود در طول دوره مبارک هستند و در حقیقت مصر فعلی شباهت زیادی با ایران قبل از انقلاب اسلامی پیدا کرده است.لذا در مجموع با قاطعیت می توان گفت که انگیزه ها در این دو نظام برای اعتراض یکسان نیست.
3.اعتراضات در ایران متمرکزدرتهران بود و سیاهی لشگر آن رای دهندگان به فرد بازنده انتخابات بودند که با توجه به داشتن اکثریت درتهران تصور می کردند باید درکل کشور نیز فرد مورد نظر آنهاحایز اکثریت می شد.آنها ابتدا با تعداد قابل توجهی در صحنه ظاهر شدنداما بتدریج با روشنگری انجام شده ازسوی مسولین ؛ رسیدگی به شکایات وخالی بودن دست مدعیان و مهمتر از همه درایت و مدیریت موید به تاییدات الهی توسط رهبری از تعدادشان کاسته شد.وجهه مردمی اولیه آن نیز تدریجا از دست رفت و با ورود فعال گروههای معاند نظام مانند منافقین ؛ سلطنت طلبان و بهاییان و دست زدن به اقدامات رادیکال و ساختار شکنانه در بعد سیاسی-مذهبی و تخریب و اوباش گری در بعد میدانی ؛مشروعیت احتمالی که در نگاه اول و نگاه از نزدیک برای اعتراض ایشان قابل تصور بود از بین رفت.اوج این فقدان مشروعیت در روزعاشورا به منصه ظهور رسید که اندک افراد باقی مانده در این فتنه با عبور از تمامی خط قرمزهای سیاسی و مذهبی و عرفی جامعه خود را مقابل قاطبه مردم قرار دادند.اما درمصر بدلیل نفرت عمومی از رژیم حاکم که دلایل آن در گزینه قبلی مطرح شد؛ اعتراضات پراکنده در قاهره بتدریج کل قاهره و تمام مصر را دربرگرفت و تبدیل به یک خیزش سراسری وعمومی شد و مردم از تمام اقشار و طبقات یکصدا فریاد می زنند که ما خواستار رفتن مبارک و سقوط رژیم اوهستیم.خبری از تخریب و اوباش گری نیز بین معترضان نیست و مردم با برگزار کردن تظاهرات آرام ؛پیگیر استیفای حقوق خود هستند.
4.در ایران مردمی که نتیجه انتخابات را پذیرفتند ابتدا با صبر و حوصله منتظر رسیدگی دستگاههای مسئول به شکایات معترضان شدند و در مراحل اولیه شکل گیری حوادث بعد از انتخابات و تا چند ماه بعد ازآن حضور مردمی در دفاع از نظام مورد علاقه مردم چندان چشمگیر نیست اما تدریجا با جهت گیری معترضین و افراد صحنه گردان به سمت و سوی اصل نظام؛ قانون شکنی گسترده و زیر پا گذاشتن شعایر مذهبی مانند روزه خوری آشکار در روز قدس و بعد از آن حرمت شکنی روزعاشورا ؛دست زدن به اقدامات غیر قانونی و سلب امنیت عمومی و ورود گروههای معاند به صحنه ؛اکثریت مردم با محبت و عشق وعلاقه به نظامشان وارد صحنه شده وبا حضور گسترده خود فتنه را مهار کردند که اوج این حضور 9 دی و سپس 22 بهمن است. اما در مصر نه تنها کسی حاضر به دفاع از نظام مبارک نیست بلکه دامنه اعتراضات مردمی روز به روز در حال گسترش است و رنگ مردمی تری به خود گرفته است و همه طبقات و گروهها در آن شرکت کرده و یکصدا رفتن مبارک را خواستار شده اند و جز اندکی مزدور رژیم حاکم آنهم بصورتی محدود از نظر زمانی و مکانی و با توسل به اقدامات وحشیانه کسی برای دفاع از این نظام فاسد واردعرصه نشده است.
5.واکنشهای بین المللی نیز از نقاط افتراق این دو حرکت است. اولا با توجه به قراین و شواهد گسترده و تحلیلهای مبتنی بر این شواهد اصل حرکت سال گذشته ریشه در خارج دارد و به قول رهبری مدیریت آن با جریانات خارجی بود. اما بر اساس ظواهر نیز غربیها علیرغم ادعاهای گسترده خود در دفاع از دموکراسی و رای مردم به جای پذیرش نتیجه انتخابات با رسانه های خود تمام وقت در خدمت فتنه گران و ترویج ادعای دروغ تقلب قرارگرفتند و با تمام ابزار وامکانات خود به پشتیبانی از آنها پرداختند و در این راه کوتاهی نکردند و با هدف ساقط کردن نظام در بهترین حالت وارد صحنه شدند.دولتهای دست نشانده منطقه ایی نیز از این مسئله مستثنی نبودند وکمک های مختلف خود را در خدمت فتنه گران قرار دادند.از سویی تمام آزادیخواهان عالم و ملتهای مسلمان منطقه با نگرانی شاهد و نظاره گر اوضاع بودند و با تمام وجود برای مهار فتنه سال گذشته و موفقیت نظام در دفع آن دعا می کردند. اما در مصر حرکت کاملا خودجوش و دار نزوا بوده و از پشتیبانی هیچ ابرقدرتی بهره نمی برد و اساسا دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به خاطر ضعف در پیش بینی این خیزش در داخل آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته اند.غربیها و خصوصا آمریکاییها درتناقض دفاع از ارزشهای مورد استنادغربی مثل دموکراسی و حق انتخاب از سویی و از دست دادن منافع مهم و استراتژیک در منطقه از سوی دیگر گرفتار آمده و با سردرگمی هر روز یک موضع اتخاذ می کنند و با رسانه های خود برای ایجاد تفرقه در صفوف انقلابیون مصری بهره می گیرند و سعی در ربودن انقلاب مصریها و سوار شدن بر امواج آن جهت تحقق منافع نامشروع خود را دارند.رژیمهای دست نشانده نیزبا نگرانی نظاره گر اوضاع بوده و با رژیم حاکم ابراز همبستگی می کنند وبا ترس و دلهره به انتظار تحقق سرنوشت محتوم خود نشسته اند و یکی یکی از ترس فراگیر شدن دامنه اعتراضات به کشورهای خود به انجام اصلاحات سطحی پرداخته اند.از طرفی ملتهای مسلمان منطقه وآزادیخواهان جهان نیز با ابراز همبستگی با مردم مصر برای موفقیت انقلاب انها دعا کرده و همه برای رفتن مبارک و جایگزینی آن با نظامی که در جهت منافع ملتهای منطقه گام بردارد دست به دعا نشسته اند.
لذا در مجموع به نظر می رسد جنس این دو حرکت یکی نبوده و نهایت ساده اندیشی است که با اتکا به وجود چند شباهت ظاهری این دو را یکی و دارای ماهیت واحد بدانیم و البته بنظرمیرسد این موضوع بیشتر از فرصت طلبی فتنه گرانی که اخیرا در وضعیت احتضار بسر می برند و به مصداق "الغریق یتشبث بکل حشیش" به هرچیزی برای دمیدن روح در کالبد بی جان فتنه متوسل می شوند؛ نشات گرفته است.