بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

میرماسون در زمین صهیونیسم

میرماسون در زمین صهیونیسم
یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به نگرانی های آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص وقوع انقلاب های اخیر در کشورهای اسلامی از تاکتیک صهیونیست ها برای فرافکنی و خروج از محاصره انقلاب های اسلامی ،با شیوه فعال کردن سرپل های خود در کشورهای عضو جبهه مقاومت از جمله فلسطین(غزه) ،ایران و سوریه خبر داد.
وی با بیان اینکه مجموعه رصدها بیانگر نگرانی رژیم صهیونیستی و حامیان آن از تحولات صورت گرفته در مصر و تونس می باشد،گفت:عناصر این رژیم در تخمین و برآوردهای خود نسبت به انتقال پیام انقلاب ایران به کشورهای اسلامی احساس نگرانی عمیقی از خود بروز داده و تاکیدکرده اند که دومینوی انقلاب ایران موجب شده که انقلاب اسلامی در کنار ما خیمه زده و ما در محاصره ایران قرار بگیریم.
این منبع آگاه در ادامه افزود:استراتژیست های رژیم صهیونیستی در تحلیل های خود تصریح کرده اند که ایران در برابر تکی که در سال 88 برنامه ریزی شد(فتنه88)، پاتک سنگینی را بر ما وارد کرده و به مدیریت شرایط پرداخته است.
وی ادامه داد:در تحلیل های عناصر این رژیم، ایران به عنوان نقطه کانونی تحولات منطقه ای مطرح شده و تاکید شده است که مهار تحولات منطقه ای تنها در مهار ایران و ارتباط بیشتر با نیروهای مخالف نظام در درون پذیر خواهد بود.
این منبع آگاه همچنین به فعال شدن حلقه ارتباطی میرحسین موسوی با رژیم صهیو نیستی طی ماه های گذشته اشاره کرد و گفت : اقدامات اخیر موسوی در راستای جدیترین راهبرد رژیم صهیونیستی قابل تعریف است.
وی درتوضیح بیشتر در این زمینه گفت:رژیم صهیونیستی تلاش دارد که برای خروج خود از محاصره انقلاب اسلامی یک خط انحرافی را فعال کرده و در این خط ، محورهای معارضرا در ایران،سوریه و فلسطین(غزه) فعال سازد.
این منبع آگاه دراین زمینه، به مطلب سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی اشاره کرد و گفت:این سایت بر اساس همین سناریو از برپایی یک راهپیمایی در روزجمعه راهپیمایی 22 بهمن در منطقه غزه و علیه دولت حماس اشاره کرده و مدعی شده است که تظاهرات علیه حماس با شعار«نان،آزادی ،پایان سرکوبگری» برگزار خواهد شد.
وی ادامه داد:با توجه به این حرکت و نیز تلاش جریان فتنه برای راهپیمایی 25 بهمن کاملا مشخص است که این جریان بنا دارد تا ضمن پیگیری خط انحرافی، به خارج کردن رژیم صهیونیستی از تنگنا کمک نماید.مضاف بر اینکه اولین جایی که درآستانه روز قدس سال 88 شعار «نه غزه،نه لبنان،جانم فدای ایران را » مطرح کرد سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی بود.
«جوان» بزودی در رابطه با حلقه واسط میرحسین موسوی با سرپل های سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) و تاکتیک این رژیم برای خروج از بحران و محاصره گزارشی منتشر خواهد کرد.

خاتمی:به دنبال توسعه روابط همه جانبه با مبارک هستیم

خاتمی:به دنبال توسعه روابط همه جانبه با مبارک هستیم
انقلاب اسلامی مردم مصر دلیلی شد تا افراد دیکتاتور صفتی چون خاتمی و موسوی و کروبی که در سال 88 مقابل جمهوریت نظام ایستادند اکنون داعیه حمایت از جریان انقلابی مردم مصر را دارد.

http://iusnews.ir/image.php?pageid=topnews&file=uuuuu(1).jpg

اما حقیقت آن است که سردمدار و پیشبر فتنه 88 یعنی محمد خاتمی در موارد حساسی چون قبل از انتخابات دست به دامن مصر می شده و حتی راغب به برقراری ارتباط با مصر بوده است.

محمد خاتمی در 6 فروردین 86 در حالی که هیچ مقام حقوقی در حکومت جمهوری اسلامی نداشته است در سفری به مصر خواهان رابطه کامل با حکومت نامبارک بوده است.

سید محمد خاتمی در ضیافت صبحانه ای که در کاخ ریاست جمهوری برگزار شده بود علاوه بر رضایت از حضور در مصر به ایرادت عجیبی در دل خوشی مبارک می پردازد.

رئیس جمهور بیکار آن زمان و فتنه گر طرد سال 88 اینگونه اوج ارادت را به نامبارک نشان می دهد: «ایران خواهان توسعه‌ روابط همه‌جانبه و از سرگیری کامل روابط دیپلماتیک با مصر است.»

البته مبارک هم دلخوشی و ابراز رضایت خود را از خوش خدمتی محمد خاتمی به نوکری از نوکران آمریکا اینگونه می گوید:«دو طرف توافق کردیم که با اراده مشترک در جهت بهبود روابط دو کشور گام برداریم، به طوری که این توسعه روابط در همه زمینه ها ایجاد شود. چرا که در غیر این صورت روابط دو کشور تنها در چارچوب روابط سیاسی خواهد بود. از آن زمان تا به حال پیشرفت‌های قابل توجهی در همه زمینه‌ها ایجاد شده و امیدواریم که این روابط به از سرگیری کامل روابط دیپلماتیک میان قاهره و تهران منجر شود. »

آنچه که در ابراز نظر مبارک مشخص است آنکه وی تنها امیدش برای توسعه روابط سیاسی با ایران تنها توسط نقطه عطفی به نام محمد خاتمی صورت می گیرد.

جالب آنکه دیکتاتور مصری خواهان برقراری روابط کامل میان دو قطب متضاد و متناقض جهان اسلام در خصوص رابطه با اسرائیل یعنی ایران و مصر است تا برای خود توسط خاتمی آبرو جلب کند.

البته رایزن فرهنگی زمان خاتمی هم به پیگیری برقراری رابطه میان ایران و مصر توسط دولت وی تأکید داشته و آن را افتخاری برای دولت اصلاحات قلمداد می کرد.

حجت‌الله جودکی رایزن فرهنگی ایران و مصر در دوران اصلاحات با اشاره به دیدارهای بسیار اینگونه این امر را تشریح می کند:«در زمان آقای خاتمی دیدارهایی بین سران دو کشور در ژنو صورت گرفت و بسیاری از مسائل حل و فصل شد آقای خاتمی و آقای مبارک با هم دیدار کردند و قرار شد که تداوم یابد قبل از آن وزرای خارجه با هم مذاکره کردند و من خودم شاهد این ترافیک دیپلماتیک بودم.»

اما این ها خود مقدمه ای برای این بود که محمد خاتمی در سال 88 برای بررسی اوضاع منطقه به تونس و مصر سفر می کند.

یازدهم خردادماه 88 هنگامی که خاتمی برای شرکت در کنفرانس بین المللی "گفت و گوی تمدن‌ها و تنوع فرهنگی" به تونس رفت، همگان گمان کردند که وی صرفاً جهت بیان دیدگاه شخصی درباره یک موضوع فرهنگی تهران را ترک کرده است.

شنیده ها اما حاکی از آن بود که خاتمی علاوه بر تونس برای سفر 5 روزه خود مقصد دیگری نیز در نظر داشته است؛ "قاهره" پایتخت مصر، شهری است که منابع آگاه، از سفر خاتمی به آن پس از ترک تونس خبر داده بودند.

قصد خاتمی از سفر به مصر البته اگرچه مانند اصل سفر وی اعلام نشد اما همزمانی آن با سفر رئیس جمهور آمریکا و یک تیم از مقامات عالی‌رتبه همراه وی به مصر می توانست مشخص کند که خاتمی از این سفر چه هدفی داشته است

باراک اوباما پنج شنبه 2 هفته پیش از سفر وی در صدر یک هیئت عالی‌رتبه به قاهره رفته بود. در این زمینه شنیده ها حاکی از آن بود که خاتمی پس از ورود به قاهره، شخصاً ملاقات هایی با یک تیم عالی‌رتبه از مقام های امریکایی حاضر در قاهره داشته است.
حال سئوال اینجاست که با وجود این نزدیکی خاتمی با دیکتاتور مصر آیا وی و هم دستانش به راستی
به دنبال حمایت از مردم مصر هستند؟ آیا کسانی که دوستان نامبارکشان چون زالو خون مردم مظلوم مصر را مکیدند این روزها به دنبال حمایت از انقلاب اسلامی مردم مصر هستند؟

نقش موسوی در نوشاندن جام زهر به امام (ره)

 نقش موسوی در نوشاندن جام زهر به امام (ره)
یکی از مهمترین دلایل پایان جنگ عدم تأمین مالی آن ذکر گردیده است. در سال 68 پانصد میلیارد تومان طرح نیمه کاره داشتیم که تقریباً 8 برابر بودجه سالیانه بوده یعنی آغاز بی دلیل بسیاری طرحها و عدم تأمین مالی آنهم برای سالهای آینده هم به اقتصاد ضربه زد و هم به جنگ ولی چرا؟

هدف از نگارش این نوشتار ، تحلیل شرایط داخلی قبول قطعنامه یا همان نوشیدن جام زهر توسط امام است. در این خصوص شرایط بسیار عجیبی ملاحظه میگردد که نیاز به نگاهی موشکافانه دارد. شناختن چهره برخی شخصیتها راهگشای مسائل مهمی در آینده خواهد بود.

در ابتدا شایان ذکر است که:

1- نگارنده از طرفداران سابق جناب آقای مهندس میر حسین موسوی بوده همچنین هیچ خصومت شخصی با ایشان نداشته و خود او از منتقدین جدی سیاستهای اقتصادی آقای احمدی نژاد نیز بوده و هست. مؤید این مطلب انتشار بیش از 30 مقاله ، یادداشت و تحلیل اقتصادی در انتقاد از فعالیتهای دولت نهم همچنین دولت دهم در بخشهای اقتصاد خرد و اقتصاد کلان و درج نام این حقیر بعنوان یکی از طرفداران آقای میرحسین موسوی در سایتهای حامی ایشان می باشد.

2- امام ، پایان جنگ را نوشیدن جام زهر عنوان کرد و در زمانی کمتر از یکسال فوت نمودند یعنی واقعاً امام جام زهر نوشید و بزرگترین شخصیت تاریخ معاصر ما با جام زهر بعضی ها از دنیا رفت.

در خصوص نقش جناب آقای میر حسین موسوی در زمان جنگ و تأثیر ایشان در پذیرفتن قطعنامه هم اکنون و پس از انتخابات بالاخص پس از حوادث خیابانی ، کشته شدن بسیاری از افراد ، اعترافات و ... به سادگی میتوان صحبت کرد. مطالبی که در گذشته یا خریدار نداشته یا جناحی محسوب میگردید. اینجانب متأسفانه پس از وقایع اخیر و تردید جدی نسبت به شخصیت جناب آقای مهندس موسوی مجدداً نسبت به بررسی شخصیت و اقدامات ایشان بالاخص در زمان پایان جنگ که به نوشیدن جام زهر توسط امام انجامید شدیداً مشکوک شده و نگارش این مطالب نتایج بررسی ها و تحلیلهای یک روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی است که تاکنون حتی یک ریال نیز از بخشهای دولتی دریافت نکرده و امید است دریافت ننماید.

نقش میرحسین در نوشاندن جام زهر به امام (ره)

پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس را امام جام زهر معرفی نمود و یعنی به هیچ وجه مورد رضایت ایشان نبوده است. این اقدام پس از ارائه گزارشی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی بعنوان جانشین امام بعنوان فرمانده کل قوا که شامل 4 بند بود اتخاذ گردید.

1- نظامی: توسط محسن رضایی فرمانده کل سپاه که احتمالاً در آن از مشکلات اداره جنگ یاد شده بود.

2- اقتصادی: توسط میر حسین موسوی نخست وزیر وقت که در آن عنوان شده بود کشور به دلیل مسائل مالی توان ادامه جنگ را ندارد.

3- سیاسی: توسط علی اکبر ولایتی که شرایط سیاسی جهانی را برای صلح یا ادامه جنگ تحلیل کرده بود.

4- فرهنگی: توسط سید محمد خاتمی وزیر ارشاد دولت و رئیس جمهور اصلاحات که شرایط فرهنگی را یادآور شده بود.

با توجه به عبارت جام زهر و سخنان امام به احتمال بسیار قوی تمامی این موارد ادامه جنگ را ناممکن تلقی ساخته بود.
در خصوص شرایط نظامی ماجرا به سمتی پیش میرفت که با این هزینه‌ای که نظام جمهوری اسلامی و دولت آقای مهندس موسوی پای جنگ هزینه می‌کرد ، ایران قادر به پایان جنگ نبوده و البته دشمن در 28 فروردین سال 67 برای دومین بار به ایران آفند زد و شرایط بسیار نامساعد گردیده بود. به احتمال قوی شرایط کلی به گونه ای بود که با توجه به حجم تزریق بودجه به جنگ توسط میر حسین موسوی حتی ادامه جنگ نیز غیر ممکن جلوه می نمود اما در صورت تأمین مایحتاج میتوان با یک حمله گسترده بصره را تصرف و جنگ را به پایان رسانید.

در خصوص مسائل فرهنگی و تمایل مردم به جهاد و شهادت همچنین تأمین نیروی مردمی به احتمال قوی تردیدهایی وجود داشت که باز احتمالاً در گزارشها ذکر گردیده بوده است. با توجه به بسیج صدها هزار نفری مردم به سمت جبهه ها پس از پذیرش قطعنامه ، عملیات مرصاد و محاصره مجدد جاده خرمشهر این مطلب نیز با تردید جدی مواجه است. در صحت گزارش جناب حجه الاسلام سید محمد خاتمی که در برهه ای از زمان مسئولیت تبلیغات جبهه و جنگ را به عهده داشتند میتوان شک کرد یا خیر؟ به قول شهید همت مطبوعات ما جنگ را درشت می نویسند درست نمی نویسند !

در خصوص مسائل سیاسی همیشه ما با تهدید و تطمیع و ارعاب مواجه بوده ایم و تقریباً میتوان گفت اجماع جامعه جهانی بر علیه ما فشار را افزایش می داد ولی باعث تسلیم ایران و بالاخص حضرت امام قطعاً نمیگردید.

یکی از مهمترین دلایل پایان جنگ عدم تأمین مالی آن ذکر گردیده است. در خصوص اوضاع اقتصادی سالهای پایانی جنگ ، تحلیلها و آمارهای بسیار بدی ذکر گردیده تا جاییکه عنوان شده دوسوم خسارتها مربوط به سه چهارم پایان جنگ بوده است. کسری بودجه نزدیک به 50% ، کاهش شدید ارزش نفت صادراتی ، عدم توانمندی تأمین مالی جنگ توسط دولت و بسیاری مسائل مشابه. نکته جالب آن است که تمامی این موارد توسط مدیران اقتصادی زمان جنگ یعنی همفکران آقای موسوی منتشر و درج گردیده که در کنار 600 مورد تخلف در زمان نخست وزیری ایشان جالب به نظر میرسد. نکته جالبتر حجم سرمایه گذاری های دولت در زمان جنگ بالاخص در سالهای پایانی آن بوده که بسیار بالا است. در این خصوص هیچگونه مراجعه ای به آمار و ارقام نمیگردد بلکه تنها شواهد عینی و غیر قابل انکار ذکر میگردد. فولاد مبارکه بزرگترین کارخانه ایران پس از انقلاب است که در زمان اتمام جنگ چیزی نزدیک به 85 تا 90% پیشرفت فیزیکی داشته ، غالب فعالیتها در سالهای پایانی جنگ بوده و در سال 70 افتتاح شد.(1) راه آهن بافق – بندر عباس نیز در همین زمان آغاز شد. اسکله ها و باراندازهای بنادر همچنین طرحهای گسترده بهداشت عمومی از این قبیل طرحهاست. شرایط کلی به گونه ای بوده که عدم وجود پول آنهم با توجه به موارد ذکر شده اندکی بعید به نظر میرسد. در سال 68 پانصد میلیارد تومان طرح نیمه کاره داشتیم که تقریباً 8 برابر بودجه سالیانه بوده یعنی آغاز بی دلیل بسیاری طرحها و عدم تأمین مالی آنهم برای سالهای آینده هم به اقتصاد ضربه زد و هم به جنگ ولی چرا؟

اما آیا موارد ذکر شده درست است یا نه؟ اگر به یکی از صحبتهای رهبر انقلاب اشاره کنیم پاسخ به روشنی قابل درک است. رهبر معظم انقلاب در دیداری که با مسئولان برنامه و بودجه دولت آقای رفسنجانی اشاره کردند: "پذیرش قطعنامه به خاطر ترس نبود... به خاطر هجوم امریکا نبود... به خاطر عده ای از مسئولین اقتصادی در کشور بود که به امام ارائه دادند که ما نمی توانیم هزینه جنگ را بپردازیم... شما مراقب باشید گزارش غلط ندهید. !"۱۳۷۵/۰۳/۱۴

به سادگی مشخص شد که مسئول جام زهر نوشانده شده به امام که بوده است. کسی جز شخص آقای م م ؟ امام در کمتر از یکسال و چیزی نزدیک به 11 ماه پس از پذیرش قطعنامه فوت کردند یعنی واقعاً جام زهر کار خود را کرد. اما هنوز مطلب به پایان نرسیده است. با نهایت احترام و پایبندی به مواضع و توصیه های مقام معظم رهبری امید است مردم در انتخابهای آتی خود مراقب ارکان و پایه های جام زهر امام باشند. پایه های دیگر این جام را نیز فراموش نکنیم.

اگر به تجربه تاریخی خود نظری بیفکنیم شاهد مطالب عجیبی خواهیم بود. یک وزیر ارشاد مستعفی رئیس جمهور میشود. با وجود حمایت اکثریت این جمع یکی دیگر از این افراد رئیس جمهور نشد. پایه اصلی جام زهر امام مورد تأیید اکثریت دیگر این افراد قرار گرفته ولی به حول و قوه الهی ناکام می ماند. باز هم اگر به گفتار مقام معظم رهبری باز گردیم شاهد مواردی مشابه خواهیم بود. ایشان در خصوص دولت آقای احمدی نژاد فرمودند:
کشور برای اولین بار در سالهای گذشته در مسیر درست و انقلابی خود قرار گرفته است.

نکته پایانی آنکه به لطف آقای موسوی مشکلات اقتصادی توانست جنگ را به پایان برساند یعنی احتمال موفقیت این تجربه باز هم موجود است بنابراین اگر ایران باز هم با این قبیل مشکلات مواجه شود از مواضع خود کوتاه خواهد آمد. پس خیلی عجیب نیست که ایران در خصوص مسائل هسته ای بیشتر با تحریمهای اقتصادی مواجه است تا جنگ واقعی یا سایر ابزارها و نگارنده این مطلب را نیز به لطف آقای موسوی می داند.

امام فرموده بود جوانان ما در آینده شرایط قبول قطعنامه را خواهند دانست.

---------------------------------------
(1) شرکت فولاد مبارکه اصفهان عظیم ترین واحد صنعتی کشور جمهوری اسلامی ایران است که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ساخته وراه اندازی شد . در اجرای این پروژه عظیم نزدیک به 18 میلیون و 700 هزار متر مکعب خاکبرداری و بالغ بر یک میلیون و 845 هزار متر مکعب بتن ریزی ، یک میلیون و 800 هزار متر مربع قالب بندی ، 80 هزار تن آرماتور ، حدود 150 هزار تن اسکلت فلزی ، یک میلیون متر مربع نصب پوشش و بالغ بر 500 هزار تن تجهیزات و ماشین آلات نصب گردیده است . این شرکت بزرگ صنعتی کشور در چهارم مهر ماه 1370 اولین کوره قوس الکتریکی واحد فولاد سازی خود را راه اندازی و در 23 دی ماه سال 1371 آخرین خط نورد سرد آن توسط حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسلامی وقت افتتاح گردید و از ابتدای سال 1372 وارد مرحله بهره برداری شد.

آخرین سوال کاخ سفید از سالیوان در سال 57

آخرین سوال کاخ سفید از سالیوان در سال 57
وقایع انقلاب آن قدر سریع بود که حتی مقامات امریکایی در آخرین روزها نمی‌دانستند انقلاب پیروز شده است.

 با تلاش برخی از دوستان بختیار و نیز نزدیکان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌ای با حضور بازرگان، بختیار و قره‌باغی تشکیل گردد. عباس امیرانتظام درباره این جلسه می‌گوید: قبل از جلسه، بختیار به من تلفن زد و گفت استعفای خود را در جلسه تسلیم خواهد کرد. لیکن بختیار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را برای جلسه فرستاد. واحدهای نظامی چند شهر، از جمله لشگر زرهی قزوین، به سوی تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ کرج را به منظور جلوگیری از ورود واحدهای نظامی، مسدود کردند. نبرد شدید مردم با نیروی گارد در خیابان‌های تهران شدت بیشتری پیدا کرد.

در پی درگیری‌های اخیر، پزشکی قانونی مملو از شهدایی است که در چند روز اخیر کشته و شناسایی نشده‌اند. تسلیحات ارتش، زندان اوین، ساواک سلطنت‌آباد، مجلسین سنا و شورا،‌ رادیو و تلویزیون، نخست وزیری، ژاندارمری و شهربانی، به دست مردم تصرف شد. نصیری، رئیس ساواک، سالار جاف، قاتل مردم کردستان و سپهبد رحیمی، توسط مردم بازداشت شدند. همچنین سپهبد بدره‌ای، فرمانده نیروی زمینی، محمد امین و بیگلری، جانشین فرماندهان گارد، به هلاکت رسیدند. فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خمینی، استعفای خود را تقدم کردند. با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌های مسلح پشتیبانی خود را از امام اعلام کردند.

حضرت امام به دنبال سقوط نهادهای اصلی رژیم شاه و عقب‌نشینی ارتش از مردم خواستند که آرامش و نظم را مجدداً برقرار کنند. رئیس ستاد کل ارتش از جمله مواردی که موجب شد ارتش اعلام بی‌طرفی کند، اینها بود: رییس ستاد شهربانی به کلانتری‌ها گفته بود مقاومت نکنند؛ در حالیکه این خلاف دستور بود. اعزام نیروهای زبده کمکی برای افسران محاصره شده در مسلسل‌سازی به جهت تمرد آنها بی‌نتیجه ماند. سربازان به طور دسته جمعی فرار می‌کردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌می گشتند. نیروهای زرهی به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تیر خوردن سرلشکر ریاحی، موفق به کار نشدند. نیروی هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بی‌نظمی عمومی، نافرمانی و اعلام همبستگی افسران عالی رتبه با کمیته امام خمینی همه‌گیر شده بود.

انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را سرنگون کرد. امام خمینی طی پیام دیگری خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشید که انقلاب ما از نظر پیروزی بر دشمن هنوز به پایان نرسیده است. دشمن از انواع وسایل و دسایس بهره‌مند است و توطئه‌ها در کمین است. تنها هوشیاری و انضباط انقلابی و اطاعت از فرمان‌های رهبری و دولت موقت اسلامی است که توطئه‌ها را نقش بر آب می‌سازد ... با دولت موقت اسلامی همکاری نمایید تا با حول و قوه الهی هر چه زودتر با همکاری یکدیگر ایران اسلامی آباد و آزاد را مورد غبطه جهانیان بسازیم.

مهندس بازرگان طی یک نطق تلویزیونی، ضمن تشکر از آحاد مختلف مردم و خصوصاً از اعلام بیطرفی ارتش در مسائل سیاسی گفت: تیمسار قره‌باغی در ملاقات حضوری، همکاری خود را با دولت موقت اینجانب اظهار نموده است. از سوی حضرات آیات مرعشی نجفی و شیرازی، اعلامیه‌های جداگانه‌ای خطاب به ملت ایران منتشر گردید و پیروزی انقلاب اسلامی تبریک گفته شد. پس از سقوط رژیم سلطنتی، همافران نیروی هوایی که در حرکت نظامی مردم نقش مهمی داشتند‌، از همکاری و مدد رسانی به موقع مردم تشکر کردند.

به مناسبت سقوط رژیم شاه، از سوی یاسر عرفات پیام تبریکی خطاب به حضرت امام فرستاده شد. آیت‌الله خویی با ارسال تلگرافی برای حضرت امام، ورود ایشان را به ایران تبریک گفت. در همه شهرها و بخش‌های کشور، مردم با رهبری روحانیان مبارز محلی، مراکز اداری و دولتی مانند شهربانی، ساواک، استانداری‌، فرمانداری و غیره را به تصرف خود در می‌آورند و کمیته‌های مسلح انقلابی تشکیل می‌دهند. وقایع انقلاب آن قدر سریع بود که حتی مقامات امریکایی در آخرین روزها نمی‌دانستند انقلاب پیروز شده است. اتاق عملیات کاخ سفید از طرف برژینسکی، تلفنی از سالیوان می‌پرسید: آیا هنوز امکان کودتا وجود دارد؟