بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

مترو نمادهای فراماسونی را جمع آوری می‌کند

مترو نمادهای فراماسونی را جمع آوری می‌کند


مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه گفت: اگر مسجل شود نماد نصب شده در ایستگاه مترو چهاره‌راه ولی‌عصر نماد شیطان‌پرستی است به سرعت جمع‌آوری می‌شود.

هامون نیوز به نقل ازفارس، در پاسخ به این پرسش که نماد فراماسونری در ایستگاه مترو چهارراه ولی‌عصر نصب شده است، گفت: گزارش‌های در این زمینه به دست بنده نیز رسیده است.

وی ادامه داد: به طراح این کار اعلام کرده‌ایم؛ در صورتی که مسجل شود این نماد، همان نماد شیطان پرستی است حتما از ایستگاه‌ها آنها را جمع‌آوری می‌کنیم.

مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه اظهار داشت: تا آخر هفته جاری درباره این موضوع تعیین تکلیف می‌کنیم.

هاشمی با بیان اینکه طراح این اثر پرویز حیدرزاده است، گفت: به مشاور اعلام کرده‌ایم تا این موضوع را بررسی کند.

مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه در خصوص هزینه‌های صرف شده برای این طرح‌ها گفت: خیلی هزینه نکرده‌ایم شاید زیر یک میلیون تومان باشد و چون این اثر با کاشی ساخته شده به راحتی آن را تغییر می‌دهیم.

نماد فراماسونری در ” ایستگاه مترو حضرت ولیعصر(عج) ” ، که یکی از شلوغ‌ترین مکان‌های تهران به حساب می‌آید، نصب شده است.

بالای نماد چشم 11 خط قرار دارد که عدد 11 یکی از اعداد مورد علاقه ماسون‌هاست.

 

دو توطئه جریان فتنه در مقابل هیئات مذهبی دل‌ها را متوجه مدیریت ا

متن کامل سخنرانی آیت‌الله علم‌الهدی در اجتماع عظیم نخبگان هیئات مذهبی؛

اجتماع عظیم نخبگان هیئات مذهبی در مهدیه تهران با حضور آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی امام جمعه مشهد مقدس، دکتر حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حاج منصور ارضی مداح اهلبیت علیهم السلام، شب گذشته (جمعه) در مهدیه تهران برگزار شد.


آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی که به‌عنوان سخنران این مراسم دعوت شده بود، نکات مهمی را خطاب به مداحان اهلبیت در زمینه چگونگی جذب مردم به معارف الهی و بصیرت دهی در محافل مذهبی مطرح کرد.


 متن کامل این سخنرانی مهم را در آستانه محرم حسینی(ع) جهت استفاده گردانندگان جلسات مذهبی و دوستداران اهلبیت علیهم السلام منتشر می‌کند.

عید سعید غدیر عیدالله اکبر را خدمت همه عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنم. فاصله زمانی بین عید غدیر و محرم یک موقعیت حساسی از نظر دلدادگی ارادتمندان اهل‌البیت علیهم‌السلام به ولایت است. جریان مباهله سند عظیم ولایتمداری اهل‌البیت علیهم‌السلام سال‌روز نزول آیه مبارکه تطهیر و نزول سوره مبارکه "هل‌اتی" در همین فاصله زمانی بین غدیر و محرم است. کانه جریانات تکوینی دست به دست هم دادند تا شیعه و دلدادگان اهل‌البیت علیهم‌السلام را برای یک عشق‌بازی کامل با سالار شهیدان سرشاخه کلیدی مقام ولایت آماده کند. اصلاً این ولایت که غدیر به عنوان سرآغازش مطرح است، چیست؟ آیا صرف دلدادگی به امیرالمؤمنین صدیق اطهر عزیزان اهل البیت علیهم السلام که در دوران گذشته 1400سال قبل زندگی می‌کردند عشق به آن‌ها، یاد آنها، دلدادگی نسبت به آنهاست؟ آیا ولایت صرفاً یک توده باورمندی و اعتقادی است نسبت به حقانیت رهبری امیرالمؤمنین و ائمه معصومین علیهم السلام آنهم در گذشته‌ای که به ما ارتباطی ندارد و تنها تحقق ولایتمداری در حوزه فکر و اندیشه اثبات یک حقانیت قاطع برای امیرالمؤمنین و ابطال جریان مدیریت 1400 سال گذشته است و اگر کسی به خوبی بتواند حقانیت مولا را ثابت کند و نظام حکومتی انحرافی سقیفه بنی‌ساعده را به اثبات برساند، آیا واقعاً ولایتمدار است؟ اگر ولایت این است پس اول ولایتمدار درجه یک قبل از ما، مأمون عباسی است؛ چون مأمون با تمام علمای عامه و اهل سنت درباره خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حقانیت غدیر بحث می کرد.

آنچه که پیغمبر اکرم در روز غدیر مردم را به آن دعوت کردند، آیا دعوت پیغمبر به یک عشق بود؟ دعوت پیغمبر به یک اعتقاد و فکر خشک و غیرقابل اجرا بود که پیغمبر مردم را دعوت کردند یا دعوت پیغمبر به یک واقعیت اجرایی در زندگانی اجتماعی سیاسی امت اسلام بود؟ این حقیقت را ما باید امروز مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. پیغمبر اکرم در روز غدیرخم به مردم گفت فقط علی را دوست داشته باشید و فقط اعلام کرد که اللهم وال من والاه و عاد من عاداه خدایا مردم علی را دوست بدارند و یا به مردم گفت امامت بعد از نبوت است و علی امام اول است فقط به اعتقاد مردم را دعوت کرد و یا مردم را به عشق دعوت کرد. واقعیت دعوت پیغمبر به هیچ‌کدام از آنها نبود. پیغمبر مردم را به حکومت علی به مدیریت اجرایی علی علیه‌السلام به زمامداری سیاسی و اجتماعی امامت علی علیه‌السلام دعوت کرد و تنها دعوت به امامت اجرایی امیرالمؤمنین نبود بلکه دعوت به بیعت با امامت اجرایی همه ائمه بود. در خطبه غدیریه پیغمبر اکرم این نکته را تصریح می کند "فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَالصَّفْقَةَ لَکُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فى عَلِىٍّ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّى وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدىُّ إِلى یَوْمٍ یَلْقَى اللَّهَ الَّذى یُقَدِّرُ وَ یَقْضی"

این عبارت، عبارت خطبه پیغمبر است پیغمبر می فرماید "و أمرت" من مأمور شدم برای اینکه از شما بیعت بگیرم به شما دست بدهم که شما آنچه را از جانب خدا آوردم، قبول کنید در مورد شخص علی‌ابن‌ابیطالب امیرالمؤمنین و در مورد امامان بعد از علی که از آن امامان بعد از علی مهدی است که تا روز قیامت حکم به حق می کند.

برای اولین مرتبه نام "مهدی" از زبان گهربار پیغمبر اکرم در بیابان غدیرخم طنین انداخت و اولین مرتبه‌ای که بشر کلمه مهدی را شنید، از زبان رسول الله در غدیر بود. پیغمبر می‌گوید من تنها بیعت برای علی نمی‌گیرم، بیعت برای امامان بعد از علی و برای مهدی می گیرم. پیغمبر برای چه نسبت به امامان بعد از علی و نسبت به مهدی بیعت گرفت. پیغمبر فقط بیعت گرفت تا مردم معتقد به امامت شوند و مردم امام را دوست داشته باشند یا پیغمبر بیعت گرفت بر اینکه امامت علی علیه‌السلام مدیریت اجرایی امت اسلام به دست بگیرد؟ بیعت گرفت تا تمام ائمه یکی پس از دیگری مدیریت اجتماعی وسیاسی امت را در دست داشته باشند و مردم بپذیرند و پیغمبر بیعت گرفت در حاکمیت اجرایی ولایت مهدی انسان‌هایی که در زمان امامت مهدی زندگی می کنند، این حاکمیت و ولایت اجرایی مهدی را بپذیرند. مردم آن روز زمان ائمه بعد از امیرالمؤمنین را درک نکردند و زمان مهدی را درک نمی کردند چرا پیغمبر از آنها بیعت گرفت از آن 120هزار نفری که در بیابان غدیرخم جمع شده بودند به خاطر اینکه آنان نسل اول امت اسلام بودند به عنوان نماینده نسل‌های بعد امت اسلام پیغمبر از آن‌ها بیعت گرفت. یعنی پیغمبر به جای آن‌که از من و شما بیعت بگیرد برای امام زمان به نمایندگی از ما آن نسل با پیغمبر اکرم بیعت کردند آن بیعت پیغمبر در مدیریت اجرایی و حاکمیت حکومت امیرالمؤمنین و حکومت ائمه و حکومت مهدی بود. حکومت مهدی نه در زمان ظهورش بلکه حکومت مهدی در همه دوره‌ها، امامت مهدی از لحظه ولایت تا آن نقطه نهایی فرج و ظهور مهدی از همه مردم بیعت گرفت. از جمله پیغمبر از ما در روز غدیرخم بیعت گرفته است حکومت و ولایت و مدیریت اجرایی امام زمان علیه‌السلام را بپذیریم و اطاعت کنیم. بنابراین سالروز یک حادثه گذشته نیست عید غدیر برای یک جریان قبل نیست. غدیر مربوط به امروز ماست، یعنی وقتی که ما امروز روز غدیر را جشن می گیریم، یعنی روز بیعت با امام زمان علیه‌السلام را روز پذیرش حکومت اجرایی و مدیریت اجرایی وجود اقدس امام زمان علیه‌السلام امام زمان در دسترس ما که نیستند، به‌خاطر رسالت جهانی سازی که امام زمان دارند، نمی توانند در دسترس واقع شوند، در غیبت قرار دارند مدیریت اجرایی و حاکمیت اجرایی ولایت امام زمان برای ما مردمی که در زمان غیبت هستیم و امام ما امام زمان است به چه وسیله‌ای ممکن است؟ حضرت در ابتدای غیبت‌شان در توقیع شریف‌شان اعلام کردند: "و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله" امامت اجرایی امام زمان به وسیله حجت امام زمان در جامعه اجرا شدنی است که امام زمان مجتهد جامع‌الشرایط و ولی فقیه است. کسی که رهبری ولی فقیه و مجتهد جامع‌الشرایط را نشناسند و اطاعت نکند، امام زمان را قبول نکرده است، با امام زمان بیعت نکرده و بیعت غدیر پیغمبر را نقض کرده است. آن روز پیغمبر برای امامت امام زمان است. طبق این جمله و فرازی که در خطبه غدیریه فرموده‌اند، پیغمبر برای امامت امام زمان هم بیعت گرفتند. ببینید عزیزان، قصه، مسائل سیاسی روز یا مسئله یک نظام حاکم با مسئله یک جناح و یا جریان و اعتقاد سیاسی نیست مسئله، مسئله ناموس دینی است. ناموس اعتقاد شیعه است. یعنی انکار مسئله ولی فقیه انکار غدیر است چون انکار ولی فقیه انکار مدیریت اجرایی امام زمان علیه‌السلام به وسیله مجتهد جامع‌الشرایط حجت امام زمان و انکار مدیریت اجرایی امام زمان چون پیغمبر روز غدیر بر این مسئله بیعت گرفته انکار خود غدیر است. کسی که امروز ولایت فقیه را قبول ندارد یا از ولایت فقیه اطاعت نمی‌کند یا التزام به تبعیت از ولی فقیه ندارد، اصلاً شیعه نیست ولو قائل به خلافت بلافصل امیرالمؤمنین باشد، چون منکر غدیر است. بیعت پیغمبر را در روز غدیر برهم زده است. امامت اجرایی و حاکمیت و مدیریت اجرایی امامت ائمه و پیغام امام زمان به چه وسیله باید ابلاغ شود. فرق بین حاکمیت و رهبری اجرایی امامت با همه حکومت‌ها و قدرت‌ها و نظام‌ها این است. قدرت‌ها حاکمیت‌شان مبتنی بر زور است و اگر یک جریانی و نظامی با تزویر هم مسلط شود، در عین حال وقتی با تزویر مسلط شد قدرت پیدا کرد با تکیه بر زور حکومتش را ادامه می‌دهد. اما امامت یک جریان سیاسی است که حاکمیتش و مدیریت اجرایی‌اش با تکیه بر عشق مردم است. روزی که پیغمبر، امیرالمؤمنین را بر سر دست بلند کردند و فرمودند "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" هرکه من مولای او هستم علی مولای اوست، بلافاصله سخن عشق علی مطرح شد. پیغمبر فرمودند "اللهم وال من والاه و عاد من عاداه" اهرم اجرای امامت علی و ائمه و امام زمان عشق و دالدادگی مردم است. اهرم اجرایی، زور نیست چون اگر زور بود، آن روزی که ریختند در خانه صدیقه اطهر و امیرالمؤمنین را به مسجد کشیدند، در روی کره زمین قدرتمندتر از علی پیدا نمی‌شد. اصلاً شمشیر کجا ذوالفقار کجا! علی علیه‌السلام اگر یک چوبدستی نیم‌متری به دستش می‌گرفت، همه مردم مدینه را از شهر بیرون می‌ریخت. اما بنا نیست که امامت با تکیه بر زور مسلط شود و قدرت پیدا کند، امامت اهرمش عشق مردم است، دل مردم اهرم اجرایی امامت است. برادران عزیزان بالاترین خدمتگذاری اهل بیت علیهم السلام خدمتگذاری و نوکری عشق مردم نسبت به اهل بیت است. امتیازی که شما عزیزان دارید، شما نوکر و خادم عاشق شدن مردم نسبت به اهل بیت هستید.

حضرت موسی‌ابن جعفر علیه‌السلام در روایتی فرمودند "حببونا الی الناس و لاتبغضونا الیهم، جروا الینا کل مودة " عشق ما را در دل مردم قرار دهید مردم را عاشق ما بکنید هرچه مردم عشق دارند خاطرخواهی دارند، دلدادگی دارند، آن دلدادگی و خاطرخواهی مردم را به طرف ما بکشانید، چون اگر عشق مردم طرف اهل‌بیت آمد، اهرم اجرایی حکومت اهل بیت و مدیریت اجرایی اهل بیت خواهد شد و ارزشمندترین نوکر در خانه‌ی اهل بیت آن است که برای عشق مردم در خانه‌شان نوکری می‌کند. هنر دارد، استعداد دارد، قدرت دارد، عشق مردم را جلب و جذب می‌کند. آن لحظه‌ای که شما برادر عزیز من مرثیه می‌خوانی و تشبیه می‌کنی و مظلومیت اهل بیت را در برابر چشم دوستان اهل‌بیت ترسیم می‌کنید، برق اشک در صورت این مرد و زن تشعشع پیدا می‌کند، این گلفام صورتشان غرقاب اشک می‌شود، آن لحظه است سیمت به خانه‌ی اهل بیت بسته است.

امام صادق علیه‌السلام با همه اصحاب نشسته‌اند. اصحاب امام صادق علیه‌السلام  بزرگانی مثل زکریا‌بن‌آدم، یونس بن عبدالرحمن، محمد ابن ابی عمیر، زرارةبن اعین، محمد بن مسلم، علما، فقها و شخصیت‌های برجسته‌ای که اگر امروز بیایند یک درس بگویند، جای مجتهدین ما در کفش‌کن درس‌شان هم نیست، اینها در محضر امام صادق نشسته‌اند، یک مرتبه دیدند یک آقا پسر جوانی از در وارد شد، عرض کردند یابن‌رسول‌الله این آقا مداح و مرثیه‌سرای سید الشهدا است. امام صادق علیه‌السلام حرکت کردند، این جوان را آوردند کنار خودشان بالادست همه فقها و شاگردان و اصحاب نشاندند، بلافاصله دستور دادند یک پرده‌ای نصب کنید، پرده‌ای را نصب کردند فرمودند خانم‌ها بیایند، مخدرات پشت پرده بنشینند، فرمودند یک کرسی بیاورید. امام صادق بر روی زمین نشستند، علما روی زمین نشستند، به او فرمودند بنشین روی کرسی و شروع کرد به روضه‌خوانی کردن. این مداح دید در محضر امام صادق حجت خدا مگر می‌تواند آن‌گونه برنامه اجرا کند هیبت امام صادق گرفته بود نشسته بود، شروع کرد شمرده شمرده شعری را خواندن. دو سه مصرع از شعر را خواند. امام صادق فرمود: اینگونه نگو، عرض کرد: پس چگونه بخوانم. فرمودند: آنگونه که دور هم جمع می‌شوید نوحه خوانی می‌کنید به سر و سینه می‌زنید، همانگونه بخوان. شروع کرد با همان وضع مرثیه‌سرایی کردن در وسط مرثیه حضرت فرمودند: "بس  است دیگر چون خانم‌ها غش کردند."

این‌گونه نوکری ارزش دارد. یک آقایی از وعاظ زبردست کشور بود، خطیب بسیار فناوری بود. گفت اولین سفری که کربلا حرم حضرت ابوالفضل رفتم، خدمت حضرت عرض کردم من چیزی نمی‌خواهم فقط یک چیز می‌خواهم، بعد از 30 سال منبر رفتن، از شما می‌خواهم روضه‌خوانی به من یاد بدهید، بتوانم برای شما روضه بخوانم. سواد دارم، درس خواندم، حوزه رفتم، فناور خطابه هستم، همه اینها قبول، اما از شما می‌خواهم کاری کنید روضه خوان باشم. می‌گفت از کربلا آمدم یک ساعت حرف می‌زنم تا می‌گویم السلام علیک یا اباعبدالله مجلس به لرزه می افتد؛ ابوالفضل علیه‌السلام عنایت کردند؛ گفت می‌خواهم روضه خوان باشم چون این را دوست دارند این نوکری در خانه‌شان ارزش دارد چون با این عشقی که شما ایجاد می‌کنید اهرم ایجاد می‌کنید برای اجرای حکومت امام زمان علیه‌لسلام دل‌ها وابسته به اهل‌بیت می‌شود مظهر اهل بیت امام زمان ما مهدی هست آن هم که در دسترس ما نیست این دل‌ها همه دلداده حجت مهدی می‌شود انسان‌ها با همه وجود می‌روند پای علم حجت امام زمان و نمونه‌اش را شما در این انقلاب دیدید.

انقلاب ما که به پیروزی رسید، رئیس جمهور وقت آمریکا به رئیس سازمان سیا نامه نوشت و او را استیضاح کرد. گفت کشوری که 25 سال در قدرت ما بود، 40هزار مستشار آمریکایی تمام سرشاخه‌های مدیریتی این مملکت را در دست داشتند، شبکه ارتباطی و اطلاعاتی ما در تمام منطقه آسیا و خاورمیانه این کشور بود، در طی 25 سال، زمینه پیدایش یک انقلاب را نتوانستید پیش‌بینی کنید و این انقلاب آمد و ریشه ما را از میان این مردم کند. رئیس سازمان سیا آن استیضاح را جواب داده بود، آن روز تمام رسانه‌های دنیا این مکاتبه را اعلام کردند، منتهی چون مطالب رسانه‌ای در کشور ما در سال‌های اول انقلاب در دست منافقین و چپی‌ها بود، آن‌ها در صفحه آخر روزنامه‌ها در یک کادر کوچک نوشتند؛ رئیس سازمان سیا جواب داد، درست است ما 25 سال بر این کشور مسلط بودیم، از تمام جریان‌ها و جزئیات اقتصادی، سیاسی، حزبی، جناحی و جریانی این کشور مطلع بودیم اما یک چیز برای ما قابل پیش بینی نبود نه تنها برای ما قابل پیش‌بینی نبود بلکه برای هیچ جریان سیاسی دنیا قابل پیش‌بینی نیست. یک آدمی که سیزده سال از این مملکت اخراج شده است، اسمش قاچاق است، عکسش‌ قاچاق است، کتابش قاچاق است، هیچ امکانات ارتباطاتی با این مردم ندارد، تمام سرشاخه‌های او که به افراد بودند، همه را گرفتند در زندان‌ها یا زیر شکنجه جان دادند و یا در سلول‌ها نگهداری می‌کنند، تمام روابط اجتماعی او با این مردم از بین رفته است، فقط با یک خودکار و یک صفحه کاغذ بردارد 36میلیون آدم را از دل‌ها به هم بدوزد و یک همچنین انفجاری به وجود بیاورد. این قابل پیش بینی نبوده است. این از کجا شد؟ امام رضوان‌الله تعالی علیه فرمود: هرچه داریم از محرم و صفر است، دل‌ها را آورد. دل‌ها عاشق حسین شد، شوریده‌ی حسین شد، مظهر حسین چه کسی است، پسر حسین کیست؟ او که در دسترس ما نیست و امام زمان را هم که نمی بینیم، پس حجتش را پیدا کنید، دامان حجتش را بگیرید، همه عشق‌ها متوجه حجت شد. او گفت راه بیافتید، سینه خشک مقابل گلوله‌ی داغ به عشق اهل بیت مردم راه افتادند، ریشه استکبار و شاه و طاغوت و همه جنایت‌ها را از این مملکت کندند. این نتیجه مداحی شما بود، این نتیجه مرثیه‌سرایی‌های شما بود، این نتیجه یا حسین گفتن‌ها و سینه زدن‌ها بود. در جریان فیضیه وقتی که محرم شد، هیئت‌های سینه‌زنی راه افتادند، "علم" نخست وزیر آن زمان بود. در یک مصاحبه‌ای گفته بود در فیضیه عده‌ای زخمی شدند، مشکوک هم هست آیا یک نفر کشته شده یا نه. اما ما فکر نمی‌کردیم یک فیضیه‌ای که فقط یک عده زخمی شدند و معلوم هم نیست یک نفر کشته شده است یا نه، دراین مملکت به یک سرزمین کربلا تبدیل شود و هستی ما را برهم بزند. چون عاشورا که شد، هیئت‌های سینه‌زنی راه افتادند در بازار و زمزمه می‌کردند "قم گشته دشت کربلا، فیضیه گشته قتلگاه شد موسم یاری مولانا خمینی" سینه‌زدند، راه افتادند، 15 خرداد به‌وجود آمد.

رمز یا حسین گفتن‌ها چیست؟ مدیریت اجرایی امام زمان را باید از این طریق پی بگیریم. چون پشتوانه مدیریت زور و قلدری و اسلحه و تجهیزات نیست. اهرم آن، دل‌ها و عشق مردم است سی و یک‌سال استکبار نتوانسته‌ با ما کاری کند، امروز از روز اول قوی‌تریم، به‌خاطر اینکه پشتوانه این نظام و رهبری و ولایت، تجهیزات و قلدری نیست، دستاوردهای نظامی نیست، پشتیبان اصلی، دل مردم است. با دل مردم نمی‌توانند کاری کنند، چون حسین در دل مردم است. لذا در فتنه سال88  دشمنان خوب فهمیدند کجا را بزنند، در روز عاشورا به سراغ امام حسین آمدند و به عنوان انتقام از امام حسین شروع کردند با حسین جنگیدن. به خاطر اینکه فهمیدند ریشه تمام مشکلاتشان حسین است. برادران عزیزان این نکته قابل تأمل است، روی آن فکر کنید. در این جریان فتنه 88 از هر قشری و از هر نخبگانی عده‌ای از اینها به علت نبود بصیرت جذب فتنه شدند. در جریان این فتنه از هر جناحی و هر قشری و هر دار و دسته‌ای شما چند سر می دیدید اما تنها کسی که در جریان این فتنه پیدا نمی‌شد، یک مداح، یک مرثیه‌سرا، یک یا حسین‌گو بود. در کل این جریان فتنه یک یا حسین‌گو پیدا نمی‌کنید و همه آمدند این طرف، چون نوکر اهل‌بیت هستند. یعنی این عشق و نوکری، بصیرتی ایجاد کرد که حتی از بسیاری از نخبگان سیاسی، نخبگان حتی روحانی و نخبگان علمی گول خوردند یا به قصد و غرض رسیدن به مطامع در عرصه فتنه وارد شدند اما در همه آنها یک مرثیه‌خوان نبود، یک یا حسین‌گو نبود. و این به خاطر این بود که "برکت یا حسین" این است که مغز را روشن می‌کند و دل را نور می‌دهد. دل را به ساحت مقدس خداوند و اهل بیت وصل می‌کند.

محرم می‌خواهد شروع شود، این‌ها یک توطئه دوبعدی دارند، حواس‌تان جمع باشد، شما را نشانه گرفته‌اند، به سراغ شما آمدند. اینها دو برنامه دارند؛ یک برنامه اینکه شما را نسبت به نظام دل‌سرد کنند، برنامه اول آنها این است که جریان مرثیه‌سرا در برابر بینش کارگزاران ارشد نظام نقاط ضعف را به رخ بکشانند. نتیجه‌ی برخوردهای نسنجیده‌ی برخی کارگزاران نظام موجب شود شما نسبت به رهبری و نظام دلسرد شوید، از جریان اهل بیت جدا شوید. اینها شما را نشانه گرفتند. توطئه هم دارند با رسانه‌ها و سایت‌ها و روزنامه‌های کثیف‌شان کاری کنند که شما را دلسرد کنند. اخلاص و نوکری برای اهل بیت باید جهت‌دار باشد. جهت‌دار شدنش رفتن پشت سر رهبری و ولایت است. عزاداری‌ها و سوگواری‌ها باید مروج حاکمیت اجرایی و مدیریت اجرایی امام زمان به وسیله حجت امام زمان باشد. بعضی از عزیزان در آن اوج توجه و دلدادگی مردم و در آن اوج شور جمعیت، برای مردم تولید بصیرت می‌کنند، روشنگری سیاسی برای مردم دارند، قدرت و عظمت رهبر را در کنار ولایت اهل بیت در میان مردم ترویج می‌کنند، این عظیم‌ترین و اصلی‌ترین حرکت و جهت‌دار شدن عزاداری‌هاست. اگر عزاداری‌ها از یک همچون جهتی برخوردار نباشد، نوکری خالصانه در خانه اهل بیت نیست.

دوم اینکه حواس‌تان باشد در هیچ موردی با رهبری زاویه پیدا نکنید، ارتباط شما با احساسات و عواطف است. آدم‌هایی که با احساسات و عواطف ارتباط دارند، خودشان هم آدم‌های احساسی و عاطفی هستند. منتهی این عاطفی بودن جوری نشود که زاویه به‌وجود بیاورد و این احساسی بودن خدای ناکرده شما را به یک نقطه‌ی اغراقی برساند که چند قدم از مقام ولایت جلو بیفتید. جهت‌تان پشت سر رهبری محفوظ بماند. اگر بنا شد عزاداری‌ها فاقد روشنگری‌های سیاسی شود و در عزاداری‌های موضع‌گیری‌های قاطعانه با جریان‌ها و اشخاص انحرافی وجود نداشت، این عزاداری بی‌چاشنی است. در جامعه ما جریان‌های مزورانه‌ای پیش می‌آید، عناصر اهل تزویری در برخی مواقع نفوذ می‌کنند که فقط شما می‌توانید با آن بیان عاطفی و احساسی خودتان افشاگری و روشنگری داشته باشید و شاید آن روشنگری که شما انجام می‌دهید، کسی دیگری مثل بنده نتواند در آن حد انجام دهد. چون آن لحظه‌ای که شما شور و هیجان در مردم نسبت به اهل بیت به وجود می‌آورید، کلید دل مردم در دست شماست. قلب مردم در روضه شماست. آنجاست که باید آن قلب‌ها و دل‌ها را متوجه مدیریت اجرایی امام زمان علیه‌السلام یعنی ولایت حجت امام زمان علیه‌السلام کنید و آنجاست که شما می‌توانید با آن نفوذی که در دل مردم کردید، خیلی از حقایق را افشاگرانه و روشنگرانه مطرح کنید. این چاشنی نوکری خالصانه در خانه‌ی اهل بیت است که ان‌شاءالله شما در نوکری‌تان این چاشنی را از دست نخواهید داد.

بنده سال گذشته همین نکته را تذکردادم، عزیزان در همین جا گفتم این فتنه امام حسین را هدف قرار گرفته است و این فتنه به سراغ شما و جریان ابی‌عبدالله هم می‌آید، بنده این تذکر را دادم نمونه‌اش در روز عاشورا عملی شد و شما دیدید با همه وقاحت آمدند مقابل سیدالشهدا قرار گرفتند. ادعای تقلب در انتخابات کجا پرچم "یا حسین شهید" را آتش زدن کجا؟ عزاخانه‌ی امام حسین را به آتش کشیدن کجا؟ دیدید که جریان فتنه به اینجا کشیده شد، امسال هم عرض می‌کنم عزیزان در جریان فتنه شما هدفید و شما نشانه گرفته‌ شده‌اید، حواستان باشد خیلی قاطع و قهرمانانه موقعیت خود و پایگاه خودتان را در این عرصه نوکری در خانه اهل بیت انشا‌ءالله نشان دهید.

برادران! دیروز علی سر دست پیغمبر بلند شد. دو نقطه اوج در زندگی امیرالمؤمنین بود؛ یک نقطه اوج امیرالمومنین زمانی بود که در فتح مکه پیغمبر وارد مسجدالحرام شدند. در کعبه بسته بود و امیرالمؤمنین قدمش را روی شانه‌ی پیغمبر گذاشت، از دیوار کعبه بالا رفت و بت‌های داخل کعبه را شکست. این نقطه‌ی اوج علی بود؛ علی آن‌قدر بالا رفت که قدم‌های علی روی شانه پیغمبر قرار گرفت، این قدم علی روی شانه‌ی پیغمبر خیلی معنا می‌دهد.

ابونواس یک شعری دارد می‌گوید "قل لی قل فی علی مدحا، ذکره یخمد ناراً موصده" به من می‌گویند برای علی مدحی بگو مدح علی آتش دوزخ را فرو می‌نشاند؛ " قلت لا اقدر فی مدح امرء ضل ذواللب الی ان عبده" من توانایی ندارم مدح کسی را بگویم که خیلی از عقلا اینقدر در او متحیر شدند گمراه شدند و عبادتش کردند "و النبی المصطفی قال لنا /لیلة المعراج لما صعده"، "وضع الله بکتفی  یده، فاحس  القلب ان قد برده "، در مدح علی همین قدر بس که پیغمبر به ما گفت در شب معراج که من رسیدم به آن اوج عالی و اعلایی که جبرئیل هم نتوانست با من بیاید، احساس سردی کردم دست خدا به شانه‌ی من خورد، خدا که دست ندارد، خدا که جسم نیست، دست خاصی را به عنوان تقدیر رسول‌الله خداوند خلق کرد و آن دست به پشت و شانه پیغمبر خورد به عنوان تکریم پیغمبر تعارف پیغمبر در آن نقطه اوج، فراز حجاب‌های نور؛

بعد ابونواس می‌گوید:  "و علی واضع اقدامه،  فی  محل وضع الله  یده" این را پیغمبر در شب معراج گفت اما در شب فتح مکه علی پاهای خود را گذاشت همانجایی که دست خدا آنجا بود. این یک نقطه اوج علی بود، نقطه دیگر اوج علی، دیروز بود که پیغمبر امیرالمؤمنین را سر دست بلند کرد، در نقطه اوج اول، علی بت‌ها را شکست در نقطه اوج دوم قدرت‌های اهریمنی شکسته شدند، اما دشمنان برای انتقام از آن بت شکنی و اهریمن‌شکنی در مقابل دو نقطه بالا دست به کار شدند. علی یک جا روی دست پیغمبر و یک جا پا رو شانه‌ی پیغمبر در مقابل این دو نقطه، عزیزترین عزیزان پیغمبر و عزیزترین عزیزان امیرالمؤمنین یعنی حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را زیر پا انداختند. این انتقام از این بالارفت‌ها بود؛ لذا مقام معظم رهبری در روز دیدارشان با بسیجی‌ها فرموند بسیجی بودن مهم نیست، بسیجی ماندن مهم است. بنده هم عرض می‌کنم عزیزان نوکر امام حسین بودن مهم نیست، نوکر امام حسین ماندن مهم است. زود آدم را اخراج می‌کنند، زود پرونده‌اش را زیر بغل می‌گذارند، خیلی این دستگاه ظریف است.

آقایی از وعاظ درجه یک زمان قدیم بود، ما طلبه‌ای جوانی بودیم خیلی به منبرش علاقه داشتیم، یک حادثه‌ای برای او اتفاق افتاد و سقوط کرد. ایشان رفیق برادر من بود. برادر من رفته بود پیش او گفته بود تو آدم به این خوبی چرا اینگونه شدی؟ کار تو به جایی رسید که حتی کسی به تو سلام هم نمی‌کند، ایشان گریه کرد، گفت: ارباب نوکرش را زد، یک خرده در نوکری در خانه‌ی آقا خلل وارد شد، غش داشتم. آقا اخراجم کرد، بیرونم کرد، بیرون که می‌کنند به این سادگی نیست که برو بیرون یک پوست خربزه جلویش می‌گذارند، لیز می‌خورد می‌خیزد و یک مرتبه از جای دیگر سر درمی‌آورد، نوکر بود مداح بود مرثیه‌سرا بود چیزی زیر پای او می‌گذارند پول و مقام و قدرتی می‌گیرد، به جایی می‌رود که دیگر بلد نیست روضه بخواند، روضه هم می‌خواند یک قطره اشک نمی‌تواند بگیرد. نوکر شدن آسان است، همان اول که بیایید، ممکن است قبولتان کنند اما نوکر ماندن سخت است. سعی کنید ان‌شاء‌الله نوکر بمانید و مخصوصاً از ساحت ولایت‌مدار قمر بنی‌هاشم تقاضا کنید هروقت روضه ابوالفضل را خواندید متوسل به ابوالفضل شدید، اول خودتان را یادتان بیاید، بگویید آقا چند سال است دارم از مردم اشک می‌گیرم، چند سال است دارم می‌خوانم گریه می‌کنم، بعد از این همه اشک گرفتن‌ها از مردم، هنوز گزینش نشدم، هنوز قبول نشدم، ممکن است ردم کنید؟ هروقت روضه‌ ابوالفضل خواندید، به یاد خودتان باشید.


ناطق نوری،کروبی،خویینی ها و سیدحسن خمینی در یک عروسی


ناطق نوری،کروبی،خویینی ها و سیدحسن خمینی در یک عروسی
محمد خاتمی از حضور در مراسم عروسی فرزند قدرت الله علیخانی نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی به دلیل حضور مهدی کروبی امتناع ورزید.


در این مراسم که شب عید غدیر و در تالار سیاره واقع در میدان بهارستان برگزار شد، چهره هایی چون موسوی خوئینی ها، مهدی کروبی، علی یونسی، علی اکبر ناطق نوری، سید حسن و سید علی خمینی، مجید انصاری،عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، سراج الدین موسوی، محمد علی ابطحی، سید علی و سید مصطفی محقق داماد ،موسوی بجنوردی و برخی از نمایندگان مجلس حضور داشتند.

از سوی دیگر خاتمی با احتمال حضور کروبی در مراسم، ابتدا یکی از همراهان خود را به مراسم می فرستد تا از حضور یا عدم حضور کروبی و موسوی مطمئن شود که با مطلع شدن از شرکت کروبی در این مراسم ، خاتمی که در نزدیکی میدان بهارستان بود از حضور در مراسم منصرف و به منزل باز می گردد.
به گفته یکی از میزبانان این مراسم خاتمی ضمن عذرخواهی برای عدم شرکت در این مراسم گفته بود؛ چون به من گفته بودند که موسوی و کروبی حضور ندارند به این مراسم آمدم اما فعلا بنا ندارم در مراسمی که کروبی و موسوی حضور داشته باشند شرکت کنم و این به صلاح همه است!
از حاشیه های این مراسم می توان به بی اعتنایی و بایکوت ابطحی توسط طیف مجمع روحانیون اشاره کرد که وی مجبور می شود در میان مهمانان عادی بنشیند.
از دیگر حاشیه های این مراسم صحبت نکردن ناطق نوری و خوئینی ها با کروبی علی رغم اینکه توسط میزبان سر یک میز نشسته بودند اشاره کرد به نحوی که بعد از دقایقی موسوی خوئینی ها جای خود را عوض کرد!
همچنین صاحبان مجلس با کنترل شدید حاضران مانع از گرفتن هرگونه عکس و فیلم توسط میهمانان می شدند.
از نکات قابل توجه این مراسم عدم دعوت خانواده عروس(موسوی بجنوردی) و داماد(علیخانی) از میرحسین موسوی برای شرکت در مراسم بود که بارها از سوی برخی مهمانان مورد سئوال قرار گرفت که میزبانان اعلام کردند موسوی دعوت نشده است.


علل انحلال دو حزب در توشتار دادستان تهران




دادستان عمومی و انقلاب تهران معتقد است که فقدان رویه‌ی قضایی منسجم در مقابله با جرایم و تخلفات احتمالی احزاب و گروه‌های سیاسی دارای پروانه یک چالش عمده است که با تعریف جرم سیاسی و تفاوت آن با جرم امنیتی، به اعتقاد او این مناقشه حل خواهد شد.

عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران در مقاله‌ای با موضوع "فعالیت احزاب و رویه قضایی" که در شماره‌ی ششم دوماهنامه علمی آموزشی دادسرای عمومی و انقلاب منتشر شده، به بیان دیدگاه‌ها خود در خصوص فعالیت احزاب و عملکرد دستگاه قضایی درخصوص تخلفات احتمالی آنها پرداخته است. او در این نوشتار به بررسی قضایی چگونگی ممنوع‌الفعالیت شدن احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی می‌پردازد.

هامون نیوز به نقل از ایسنا، متن کامل این مقاله به این شرح است:" یکی از ویژگی‌های انتخابات دهم ریاست جمهوری، قضایا و حوادثی بود که پس از آن رخ داد، حوادثی که قوه قضاییه را با چالش‌های مختلف مواجه ساخت. یکی از این چالش‌ها، مواضع و اقدامات برخی احزاب سیاسی در قبال این حوادث و نقش آنان در قضایای پس از انتخابات است. اعلام نتیجه انتخابات و نارضایتی برخی کاندیداها و جریانات سیاسی از این نتیجه، منجر به اقداماتی با هدف مقابله با نظام از طریق برگزاری تظاهرات خیابانی و اغتشاشات شد. ادامه‌ی اغتشاش‌ها سبب شد دستگاه‌های اجرایی، نهادهای انتظامی، امنیتی و مراجع قضایی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم با مشکلات ناشی از آن دست و پنجه نرم کنند. تدارک برگزاری تظاهرات خیابانی و درگیر کردن نظام اسلامی با بحران اجتماعی و نقش برخی احزاب سیاسی در شعله‌ور کردن اعتراض‌ها، موجب شد دادستان وقت در کیفرخواست صادره علیه اعضای دو حزب مشارکت اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ضمن تقاضای تعقیب اعضای اصلی، خواستار انحلال این دو حزب شود، از سوی دیگر، کمیسیون موضوع ماده ‌١٠ " قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده" مصوب ‌١٣٦٠، مطابق بند ‌٣ ماده ‌١٧ این قانون، راسا نسبت به توقیف پروانه احزاب یاد شده اقدام نمود. کمیسیون مذکور با ارسال گزارشی به دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران، با توجه به عملکرد این دو حزب به ویژه در جریانات اخیر، خواستار انحلال احزاب مذکور شد. در پی ارسال این گزارش، در رایزنی‌های صورت گرفته درخصوص مرجع صالح برای رسیدگی به این درخواست، اختلاف نظر وجود داشت، این نظرات به شرح زیر بیان و بررسی می‌شود.

‌١- صلاحیت دادگاه کیفری استان

برخی با توجه به ماده ‌١٣ قانون احزاب که مقرر می‌دارد، مرجع رسیدگی به شکایات گروه‌ها از کمیسیون موضوع ماده ‌١٠، محاکم دادگستری با رعایت اصل ‌١٦٨ قانون اساسی می‌باشد و رای صادره قطعی است و نیز تبصره ‌١ ماده ‌٢٠ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب، دادگاه کیفری استان را صلاح به رسیدگی می‌دانند. به این نظر ایراد وارد است، زیرا اولا، قانون، جرم سیاسی را تعریف نکرده است. ثانیا، هیات منصفه سیاسی تشکیل نشده است و آن چه امروزه تحت عنوان هیات منصفه فعالیت دارد، مربوط به پرونده‌های مطبوعاتی است، ثالثا، اگرچه انحلال احزاب ماهیت سیاسی دارد، اما مرتبط با جرم سیاسی نبوده و اقدامی برای جلوگیری از فعالیت احزاب قانونی دارای پروانه است. بنابراین رسیدگی به این درخواست در دادگاه کیفری استان، جای تامل دارد. این استدلال‌ها، رسیدگی به درخواست انحلال احزاب در دادگاه کیفری استان را با اشکال مواجه می‌سازد، زیرا، ‌تشکیل این دادگاه، منوط به تعریف جرم سیاسی و تشکیل هیات منصفه است که تحقق آن موکول به زمان نامشخصی بوده و برای رسیدگی در دادگاه صالح تضمینی نداشت.

‌٢- صلاحیت دادگاه حقوقی

برخی معتقدند با توجه به رویه‌ جاری در رفع توقیف مطبوعات، مبنی بر این که معترض می‌تواند با تقاضای صدور دستور موقت از محاکم حقوقی و تقدیم دادخواست در ماهیت، اقدام کند، در خصوص انحلال احزاب دارای پروانه‌ها نیز با توجه به تبصره ‌٢ ماده ‌١٥ قانون احزاب، می‌توان به صلاحیت دادگاه حقوقی قائل شد. شیوه‌ای که حزب مشارکت با تقدیم دادخواست ابطال تصمیم کمیسیون ماده ‌١٠ اتخاذ کرد، ظاهرا بر همین استدلال استوار است.

‌٣- صلاحیت دادگاه جزایی

برخی معتقدند صلاحیت مربوط به انحلال احزاب، تابعی از تخلفات احزاب به شرح ماده ‌١٦ قانون مذکور است. در این ماده، مصادیق تخلفات احصاء شده که حسب مورد می‌تواند در زمره صلاحیت‌های دادگاه‌های عمومی یا انقلاب قرار گیرد. بر پایه این استدلال، اگر تخلفات احزاب مانند تخلفات مندرج در بندهای "د" و "ه" از سنخ جرایم عمومی باشد، صلاحیت رسیدگی با دادگاه‌های عمومی جزایی است و اگر جرایم ارتکابی در صلاحیت دادگاه‌های انقلاب اسلامی باشد، مانند تخلفات مندرج در بندهای "و" و "ی" ، می‌توان درخواست انحلال را به دادگاه‌های انقلاب ارجاع کرد و بر همین مبنا، از آن جا که اعضای اصلی احزاب مذکور، به اتهام جرایم امنیتی تحت تعقیب قرار گرفته و محکوم شده‌اند، می‌توان دادگاه انقلاب اسلامی را مرجع صالح دانست. بر پایه این نظریه، دادگاه انقلاب اسلامی تهران می‌تواند به این درخواست رسیدگی نماید و بدین دلیل که درخواست مذکور از سوی کمیسیون ماده ‌١٠ قانون احزاب ارائه شده و در قانون احزاب نیز برای رسیدگی به درخواست انحلال راهکاری تبیین نشده است، استنباط دادگاه رسیدگی کننده بر این اساس استوار بود که دعوای مطروحه ترافعی نبوده و مستلزم حضور نمایندگان یا وکلای احزاب نمی‌باشد. ضمن آن که، ماده ‌١٣ قانون مذکور، این تصمیم را قطعی اعلام کرده است.

اقدام دیگری که در این زمینه صورت گرفت، تقدیم دادخواست ابطال تصمیم کمیسیون ماده ‌١٠ و صدور دستور موقت برای رفع توقیف بود که از سوی حزب مشارکت به یکی از شعب دادگاه‌ عمومی حقوقی مستقر در مجتمع قضایی شهید بهشتی تقدیم شد، درخواست صدور دستور موقت، از سوی دادگاه رد شد، کمیسیون ماده ‌١٠ نیز با این استدلال که درخواست انحلال به دادگاه انقلاب اسلامی تهران تقدیم شده است، نیازی به دفاع در پرونده‌ مطروحه در شعبه مذکور از مجتمع قضایی شهید بهشتی ندید، در نتیجه دادگاه انقلاب اسلامی تهران، به موجب دادنامه‌های شماره ‌١٤٦٨ و ‌١٤٦٩ -1389 حکم انحلال احزاب مذکور را صادر کرد، به موجب این حکم از آنجا که دادگاه طرف دعوی را کمیسیون ماده ‌١٠ قانون فعالیت احزاب می دانست، دادنامه را به کمیسیون مذکور ابلاغ نمود. استدلال دادگاه رسیدگی کننده بر این مبنا استوار بود که نیازی به ابلاغ دادنامه به احزاب نیست، زیرا، آن‌ها طرف دعوا نبوده‌اند.

موضوع دیگر آن که ، دادنامه صادره از دادگاه انقلاب تهران، پیش از دادنامه‌ صادره از دادگاه شهید بهشتی صادر شد، ‌اما، مناقشه‌ این احزاب که پس از صدور حکم دادگاه انقلاب مطرح شد، موجب شد موجی از تبلیغات منفی علیه قوه قضاییه به راه افتد. آن‌ها با انتشار دادنامه‌ای در فضای مجازی، حکم شعبه دادگاه انقلاب اسلامی تهران را بی‌اثر دانسته و سخنگوی قوه قضاییه را به بیان ادعای کذب متهم نموده و وانمود کردند که چنین حکمی صادر نشده است. احزاب مذکور پس از انتشار بخشی از حکم در برخی روزنامه‌ها و ابلاغ آن به کمیسیون ماده ‌١٠، آن را غیرقانونی تلقی کردند. مقاومت و مناقشه این احزاب در برابر دادنامه صادره از دادگاه انقلاب اسلامی تهران، نشان داد که این احزاب به قوانین و احکام قضایی احترام نمی‌نهند و صرفا احکام و تصمیماتی را می‌پذیرند که به نفع آنها باشد. در مورد غیرقانونی بودن فعالیت‌های برخی احزاب، هم چنین می‌توان به دادنامه شماره ‌٢٨٥٣-2813-1381/‌٢٨/١١ صادره از یکی از شعب دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران اشاره کرد که به موجب آن ادامه فعالیت نهضت آزادی ممنوع و غیرقانونی محسوب شده، اما تاکنون به طور رسمی اعلام نشده است، با این تفاوت که نهضت آزادی فاقد پروانه فعالیت است. در حال حاضر با توجه به صدور انحلال، خاطرنشان می‌شود هرگونه فعالیت احزاب مشارکت و مجاهدین ممنوع است.

صرف‌نظر از این مناقشات، چالش عمده در این زمینه، فقدان رویه قضایی منسجم در مقابله با جرایم و تخلفات احتمالی احزاب و گروه‌های سیاسی دارای پروانه است. انتظار می‌رود این چالش با همکاری حقوق‌دانان و قضات، با حفظ حقوق جزایی که در چارچوب قوانین کشور فعالیت سیاسی می‌کنند، برطرف شود.

به هرحال منشاء اصلی چنین مناقشاتی، چه بسا به عدم تعریف جرم سیاسی باز گردد، در همین راستا باید اظهارات اخیر رییس محترم قوه قضاییه مبنی بر آمادگی ارسال لایحه جرم سیاسی را به فال نیک گرفت. به نظر می‌رسد با تصویب این لایحه، مناقشه‌های موجود در خصوص تفاوت جرم سیاسی و امنیتی مرتفع شود".