بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

قرآن سوزی به بهانه روز دانشجو!




طی روز های اخیر فعالیت های مشکوک برای به تشنج کشیدن محیط دانشگاه ها به بهانه روز دانشجو افزایش یافته است.

در جدیدترین این تحرکات از دانشگاه یاسوج خبر می رسد که افرادی به صورت شبانه اقدام به توزیع قرآن های نیم سوخته ای در 4 خوابگاه دخترانه دانشجویان این دانشگاه نموده اند که درون هر یک از این قرآن ها یک کارت تبریک که بر روی آن عبارت"روز دانشجو گرامی باد" و عباراتی در توهین به قرآن مجید و حمایت از فرقه ضاله سبز نوشته شده، قرار گرفته است.

دانشجویان یاسوجی در پی این توهین آشکار به ساحت کلام الله مجید با تجمع در حیاط دانشگاه یاسوج اعتراض خود را به این هتک حرمت نشان دادند.

به نظر می رسد پس از وقایع تلخ اهانت به تمثال بنیانگذار کبیر انقلاب در 16 آذر سال گذشته که از سوی مقام معظم رهبری به "گناهی بزرگ و نابخشودنی"تعبیر گردید و متأسفانه همین اقدام  زمینه ساز اعمال بی شرمانه فتنه گران در روز عاشورا گردید، منافقین سعی دارند با جریحه دار کردن عواطف مذهبی دانشجویان در سراسر کشور، زمینه را برای  به تشنج کشاندن دانشگاه ها فراهم نمایند.


افزایش جلسات طیف غیرقانونی علامه در دانشگاه تربیت معلم

تعدادی از فعالان طیف غیرقانونی علامه در دانشگاه تربیت معلم تهران موسوم به انجمن 49، اقدام به برگزاری جلساتی در جهت بررسی ظرفیت خود برای برهم زدن دانشگاه در آستانه 16 آذر ماه کرده اند.

 
بر اساس این گزارش «ه.ب»، «ف.م» و «ا.ر» از جمله افرادی هستند که به دنبال جذب نیرو و آماده سازی فضا و بهانه جویی برای ایجاد ناآرامی در مجتمع حصارک دانشگاه تربیت معلم هستند.
 
متأسفانه افراد مذکور که در سال های گذشته نیز در جهت تهیه سوژه برای رسانه های بیگانه و ارائه تصویری جعلی و جنجالی از فضای دانشگاه های ایران فعالیت می کردند، تا کنون از جانب مسئولان دانشگاه مورد بازخواست قرار نگرفته اند و همین امر موجب شده تا در تجهیز نیرو و تقویت عقبه تشکیلاتی خود حرکت هایی را انجام دهند.
 
این افراد همچنین رهبری بسیاری از تجمعات غیرقانونی و ساختارشکنانه این گروهک غیرقانونی در فضای دانشگاه، ایجاد اختلال در برنامه های آموزشی و سیاسی دانشگاه و اهانت به مسئولان نظام را در کارنامه خود دارند.
 
حلقه مذکور در سال گذشته به دنبال جمع آوری امضا برای حمایت از سازمان مجاهدین خلق در مجتمع حصارک این دانشگاه بود که با مخالفت شدید دانشجویان دانشگاه مواجه شد.
 

بنا بر اخبار ارسالی، تعدادی از بستگان افراد فوق از فعالان در اردوگاه اشرف در عراق به عنوان پایگاه اصلی گروهک منافقین حضور دارند.


وقتی تحکیمی‌های حامی خاتمی علیه منتظری بیانیه دادند

وقتی تحکیمی‌های حامی خاتمی علیه منتظری بیانیه دادند


فعالان دانشجویی دهه 60 تمایل بیدا می‌کنند به سمت ایدئولوژیهای جایگزین زیرا آن ایدئولوژیها را فاقد کارآمدی می‌دانند واز اینجا هسته سخت فکری جنبش دانشجویی اندک اندک دچار تغییر و استحاله می‌شود.جنبش دانشجویی از آرمانگرایی سیر نزول واقع گرایی عمل گرایی را طی میکند . حلقه کیان و بعدها انتشار کیهان فرهنگی تا سال 1369 و چاپ مقالات جنجالی دکتر سروش با عنوان"قبض و بسط شریعت" در حکم تغذیه و ایدئولوژی جریانی از دفتر تحکیم وحدت شد که بعدها به کنفرانس ننگین برلین نماینده فرستاد .قصد سروش این بود که بر اساس مبانی معرفت شناختی لیبرالی،نسبی گرا و پلورالیستی،فهم دینی را فهم تاریخی معرفی کند.

امام خمینی (ره)؛ رهبر یا کاریزما؟!

برخی از افراد حلقه کیان مثل حجاریان،علوی تبار،گنجی و باقی در دوره هایی مرتبط و وابسته به نهادهای جمهوری اسلامی بودند و حتی در تسخیر لانه جاسوسی امریکا بیش از سایرین نقش داشتند.موسوی خوئینی ها و سعید حجاریان برای دانتشجویانی که لانه را تسخیر کرده بودند در درون سفارت کلاس سیاسی می گذاشتند.

آنها به مرور زمان از مواضع اصولی و دینی جمهوری اسلامی فاصله گرفته و با سر دادن شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی به سوی تمدن و تفکر غرب و لیبرالی حرکت کردند. پیشینه پیوند تجدیدنظرطلبان علاوه بر محافل و حلقه های ذکر شده در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران هم بر قرار شده بود و آنها جلسات منظم همفکری برگزار می کردند.

جلساتی با حضور رییس دانشکده دکتر نجفقلی حبیبی و دکتر بشیریه و سید جواد طباطبایی و نقی زاده.حاصل این جلسات این سرفصلها میشود:1-جدایی نهاد دین از سیاست2-اسلام منهای روحانیت3-نفی شعارهای ضدآمریکایی و ... این جریان به دلیل ارتباط تنگاتنگ با دانشگاه و دانشجویان توسط اشخاص شاخص خود و به دلیل خلا تئوریک و ضربه حاصل از فقدان حضرت امام  به خوبی توانستند سالها از گرده دانشجو سواری بگیرند و برای نظام هزینه تراشی کنند.

به نظر میرسد کاری ترین ضربه به دفتر تحکیم وحدت ارتحال حضرت روح الله بود چرا که آنها که آن روز علم بدست گرفته بودند امام را کاریزمایی میدانستند شاید مثل چه گوارا! و از جایگاه رهبر  و نظام اسلامی درک درستی نداشتند لذا با فقدان امام نتوانستد رهبری آیت الله خامنه ای را بپذیرند و نقطه تاریک در پرونده تحکیم وحدت_گرچه بخشی از بدنه تحکیم که بعدها نام "اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل" راه خود را از بیراهه اینها جدا کردند_دقیقا نقطه جدایی از انقلاب است.

ناگفته نماند تغییر فاز 180 درجه ای طی پروسه طولانی انجام شد و حاصل یک استحاله به تمام عیار بود. در ادامه اختلافات دهه ۶۰ تحکیم جریان نزدیک به شاخه دانشجویی حزب جمهوری از آن خارج شد. شاخص ترین چهره حشمت الله طبرزدی بود که با استفاده از فضای ضد تحکیم و چپ دولت هاشمی به شدت از طرف دولت هاشمی حمایت شد و سریعا رشد کرد. بعدها با نشریه پیام دانشجوی بسیجی به صورت جدی به سراغ گفتمان ولایت پذیری و عدالت خواهی رفت و رفته رفته حمایت های دولت هاشمی به ویژه با انقادات شهردار تهران از بین رفت و نوعی معارضه با این جریان شکل گرفت که به دستگیری طبرزدی انجامید.

تیترهای تند،‏ زدن همه اشخاص و انتظارات بی جا از جایگاه ولایت بعدها تشکلی که حول کاریزمای طبرزدی شکل گرفتاه بود را به خروج از نظام کشاند. بعدها از پی آن،‏ جنبش اعتدال و توسعه شکل گرفت.

خدا لعنت کند آن دستهایی را که می‌خواهد دانشگاه غیر سیاسی باشد

نوعی سیاست زدگی که به نوعی در دوران پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاهها ریشه دوانده بود که سیاستهای وزارت فرهنگ و آموزش عالی  آقای هاشمی نیز بی تاتیر نبود و کار به واکنش علنی مقام معظم رهبری میکشد.چرا که رکود در دانشگاهها و دانشگاه غیر سیاسی محل رشد میکروب است. برخوردهای بسته دولت سازندگی با تشکل ها و علی الخصوص تحکیم، حذف جریان چپ از دولت، مجلس و قوه قضاییه و تصمیم آن جریان به خانه نشینی بعد انتخابات مجلس چهارم و برخوردهای امنیتی، زمینه ساز رکود تحکیم شد. از سویی تحکیم چهارچوبه فکری منسجم وجود نداشت.

روابط سیاسی که با تغییر بعضی انقلابیون دهه ۶۰ با مشکل در عدم پذیرش رهبری ، علوم انسانی خواندن جمع زیادی از تحکیمی های دهه ۶۰ و بازگژشت آن ها به تحکیم به صورت مستقیم یا ایفای نقش پدربزرگ، تحکیم را به دامن جریان های لیبرال و حتی نهضت آزادی برد.

تبدیل شدن به تریبون تجدیدنظرطلبان آغاز روند استحاله فکری و اخلاقی تحکیم بود. روندی که همه جریان های معارض چه مدافعین انقلاب اسلامی و چه مخالفین جناح چپ را به اتحاد علیه ساختارشکنی سیاسی و معرفتی فراخواند. گرچه جایگاه تحکیم و پشتوانه های آن با انتخابات دوم خرداد ۷۶ و مجلس ششم احیا شد. اما این روند به ویژه در پیوند با جناح چپ وجریانات روشنفکری درون آن ادامه یافت.شعار عدالتخواهی به حاشیه رفته و شعار آزادیخواهی وارد متن شعارها و مطالبات میشود.

این سالها مصادف با دوره تصدی کرباسچی برشهرداری تهران و افزایش چشمگیر فاصله های طبقاتی بود.در سالهای دولت کارگزاران به دلیل روحیه شخص آقای هاشمی که سیاست زدایی از دولت و دانشگاه بود فضای سنگینی بر دانسشگاهها حاکم گردید.

البته موثر ترین دلیل شکست لیست تحکیم در انتخابات مجلس بود. پیش از انتخابات انجمنها به طرز افراطی پیگیر هماهنگی لیست جداگانه بودندکه گرچه موفق نشدند و لیست مشترکی با ائتلاف گروههای خط امام دادند که به دنبال شکست در انتخابات کم کم رویکردهای اعتراضی و انتقادی آغاز شد و به مرور به تمام نهادها رسید.

منطق تکنوکراتها: درست را بخوان تا مدرک بگیری و پولدار شوی

آغاز دهه هفتاد را می توان به عنوان مقطعی قابل توجه در تاریخ جنبش دانشجویی ایران دانست زیرا سرمنشأ تحولات جدی آینده می شود. در این دوره با چند جریان در دانشگاه مواجهیم. یکی جریانات خنثی که پس از سال 68 به علت قدرت گرفتن تکنوکرات ها تقویت می شوند.

علت هم منطق معاش تکنوکرات هاست. منطق آنها آرمان گرایی نیست. درست را بخوان تا مدرک بگیری و پولدار شوی!جریان دیگر آنهایی که ادعای انقلابی بودن دارند ولی توسط افرادی چون سروش به سمت لیبرالیسم می روند.در عرصه عمل سیاسی و اجتماعی نیز کارگزاران بر راهبردهایی چون مصلحت اندیشی‌ و عمل گرایی و پراگماتیسم تأکید داشتند.

در انتخابات مجلس پنجم (1375) کارگزاران موفق به اخذ اکثریت کرسی ها شدند.به نحوی که در دور اول در حومه تهران فائزه هاشمی شانه به شانه نفر اول جناح راست سنتی_ناطق نوری_ ایستاد.آسیب شناسی آرای فائزه حاکی از این بود که شعارهای او و نمادهای مورد استفاده وی مورد استقبال قرار گرفته است.در آن دوره فائزه هاشمی نماد یک زن مدرن محسوب می شد .

اهتمام به ورزش بانوان در حد افراط، دوچرخه سواری بانوان در اماکن عمومی ، طرح مسائل فمینیستی جهت دار، استفاده از رنگ های نامتعارف وهنجارشکنی هایی ازاین دست.

از طرفی 3000 دانشجویی که در دوره سازندگی بورس تحصیلی خارج از کشور به آنها تعلق یافته بود اکنون بازگشت خیل دانشجویان غرب زده ای که با کوله بار تهاجم فرهنگی وارد دانشگاهها شدند البته اینبار در کسوت استادی.

یک هفته پس از این انتخابات چهره های شاخص چپ گرا مثل حجج اسلام کروبی،موسوی خوئینی ها و خاتمی به همراه عده ای از سازمان مجاهدین انقلاب درباره معرفی میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری با وی به مذاکره پرداختند.

در این مقطع یعنی تابستان 1375 روزنامه سلام به مدیرمسئولی موسوی خوئینی ها تنها نشریه ای بود که اخبار مربوط به آمدن میرحسین موسوی را پوشش می داد.  پیام میرحسین موسوی در آبان 1375 مبنی بر امتناع قطعی از نامزدی در انتخابات ، شک گیج کننده ای به جناح چپ وارد کرد و در مقابل جناح راست را که بر ناطق نوری به قطعیت و رسمیت رسیده بودند به پیروزی امیدوارتر کرد.تلاش نیروهای چپ پس از عدم استقبال کروبی و موسوی خوئینی ها از کاندیداتوری منوجه سید محمد خاتمی شد.

سرانجام سید محمدخاتمی در مراسم روز دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف اعلام کاندیداتوری کرد. اولین گروههای حامی خاتمی مجمع روحانیون،گروههای خط امام ،انجمن اسلامی مدرسین و تحکیم وحدت بود. کارگزاران نیز با تأخیر در فروردین ماه 1376 حمایت خود از خاتمی را اعلام کرد.برای مثال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برای دعوت از میر حسین از دانشگاه تهران تا منزل موسوی راهپیمایی کردند.مقایسه تطبیقی این راهپیمایی با راهپیماییهای سالهای اول انقلاب نمایانگر زاویه ای بود که به مرور زمان این جریان دانشجویی با گفتمان اصیل انقلاب و شعارهای اساسی جنبش دانشجویی یعنی عدالت و آزادی پیدا کرده بود.

بر خلاف آنچه بعدها گفتمان اصلاح طلبی نامیده شد و مواردی چون گذر از ولایت فقیه و قانون اساسی ویژگی آن بود ، گفتمان سید محمد خاتمی و آنچه دفتر تحکیم وحدت در ابتدای حمایت بی چون و چرایش(!) از وی اعلام کرده بود که به هیچ وجه موازی با نظام و یا در مقابل آن فرار نمی گرفت.شعارهایی مانند زنده باد مخالف من حتی رقبای او را تحت تأثیر قرار می داد. شعاری که شاید یکی از سرآغازهای ابتذال در گفتمان جنبش دانشجویی آن سالها باشد.{گرچه در اثنای سالهای 68 تا 76 دانشجویان ارزشی در دانشگاه حضور داشتند و تحرکاتی هم داشتند اما جریان محسوب نمی شدند و  تابلوی جنبش دانشجویی در این سالها در دستان مروجان اسلام آمریکایی بود} جنبش دانشجویی متاسفانه در میانه این سالها شاهد استحاله نرمی بود که امروز پسماندهای آن جریان مبتذل منحرف نفس های آخر خود را میکشد.

اولین انتقاد وارد بر جنبش دانشجویی آن سالها تک صدایی بودن و حذف صدای مخالف در عین ادعای آزادی اندیشه وبیان و زنده باد مخالف من بود. تحکیم وحدت آن سالها خود را تنها نماینده دانشجویان می نامید در حالیکه پس از ارتحال ملکوتی حضرت امام اندک اندک اختلاف دانشجویان با این جریان سیاست زده التقاطی زیاد شد اما تنها بلندگوی دانشجویان ، تحکیم بود. اینها نه بدان معناست که جریان دانشجویان ارزشی زنده نبود اما میشود به استناد اسناد گفت که جریان ارزشی در دانشگاهها اعتمادد به نفس ابراز وجود نداشت.

سالهای 68 تا 76  آبستن اتفاقات بزرگی بود از جمله: پذیرفتن قطعنامه 598 ، عزل منتظری از قائم مقامی رهبری ، ارتحال ملکوتی امام ، انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری ، جنگهای بین المللی منطقه ای ، شهرداری کرباسچی ، میکونوس ، انتخابات مجلس پنجم ، تولد حزب کارگزاران ، هفتمین انتخابات ریاست جمهوری و...

دفتر تحکیم در آبان 76 در نشست اراک در بیانیه پایانی خود ضمن بیعت مجدد با رهبر انقلاب به سخنان منتظری پیرامون تفکیک مرجعیت از رهبری که در 13 رجب در مسجد اعظم قم ایراد شده بود حمله کرد و انکار نقش رهبری و فقط قائل شدن صرف نقش نظارتی برای رهبر را تعرض آشکار به قانون دانستند.

در سالهای 72 و 73 تقریبا تنها جریان متفاوت با جریان حکومت(دولت و مجلس و شهرداری و ...)انجمنهای اسلامی بودند که به حمایت از فرمایشات رهبری مبنی بر اعلام انزجار از سیاست زدایی از دانشگاه ها وخط سازش با استکبار جهانی در مسجد دانشگاه تهران 18آبان72مراسمی برگزارکردند.

بیانیه سال 74 دفتر تحکیم وحدت به مناسبت یوم الله 13 آبان: "میان ما و آمریکا فاصله ای به عظمت تمامی آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی وجود دارد و اصل استراتژیک مبارزه با آمریکای جهانخوار به هیچ وجه قابل خدشه نبوده و نیست."



پس از پایان دولت سازندگی و با روی کار آمدن دولت محمد خاتمی رویکرد تازه ای بر فضای جریان دانشجویی حاکم شد و می توان گفت دوم خرداد 1376 سرآغاز پیاده نظامی و نردبان به قدرت رسیدن و احزاب شدن جریان دانشجویی در دهه 70 بود.

در این دوره آرمان خواهی و عدالت خواهی و استقلال طلبی که از اصلی ترین و مبنایی ترین ویژگی های جنبش دانشجویی هستند به فراموشی سپرده می شوند و ساختارشکنی و تسامح و تساهل و وابستگی به احزاب و گروه ها جای آن ها را می گیرند.

به طور کلی این دوران، فصل خوبی برای جنبش دانشجویی نبود و در واقع اتفاقاتی در این برهه زمانی در حوزه جنبش دانشجویی روی می دهد که برخی ازآن ها لکه ننگی در تاریخ جریان دانشجویی هستند.

البته باید بگوییم که بسیاری از اتفاقات ناگواری که در طول این سال ها روی داد از سوی بخشی از جریان دانشجویی یعنی همان دفتر تحکیم وحدت بود و علاوه بر این طیف از دانشجویان، بخش دیگری از دانشجویان هم بودند که اتفاقا تعدادشان هم کم نبود و بخش وسیعی از دانشجویان را در برمی گرفتند که به دلیل حرکت در مسیر گفتمان انقلاب اسلامی و پایبندی به ارزش ها، در این دوره مظلوم واقع شدند و مورد بی مهری قرار می گرفتند، در حالی که دفتر تحکیم وحدت که مواضعی ساختارشکنانه در قبال نظام و ارزش های اسلامی داشت توسط  وزارت علوم وقت مورد حمایت قرار می گرفت و اتصال آنها به مسئولین وزارت تاحدی بود که آن ها که داعیه مخالفت جدی و نفی نظام جمهوری اسلامی را داشتند - و این موضوع بصورت آشکار در بیانیه ها و مواضع آن ها مشخص بود- حتی کمترین نقدی را هم نسبت به وزارت علوم و مسئولین آن نداشتند.

پدید آمدن تنش و تشنج در دانشگاه ها و ساختارشکنی علنی، اعمال نظر و نفوذ آشکار احزاب و گروههای افراطی و ساختارشکن و سودجو در داخل دانشگاه ها و استفاده ابزاری از دانشجویان و به تبع آن سهم خواهی از قدرت و درگیری بر سر آن، هجمه شدید و بی محابا به ارزش های اسلامی و تمایل به سازمان ها و قدرت های بین المللی از جمله ویژگی های این دوره از تاریخ جنبش دانشجویی در ایران بود که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

حمله به ولایت توسط حسینعلی منتظری

یکی از اتفاقاتی که در این برهه زمانی و حدود 6 ماه بعد از 2 خرداد در 13 رجب سال 76 رخ داد، سخنرانی حسینعلی منتظری در مسجد اعظم قم علیه ولایت فقیه بود که طی آن وی بحث تفکیک مرجعیت از رهبری و انکار نقش رهبری و فقط قائل شدن صرف نقش نظارتی برای رهبر مطرح شد. وی پس از ایراد این صحبت ها انتظار حمایت از دانشجویان بویژه دفتر تحکیم وحدت را داشت اما آن ها با صدور بیانیه ای این نوع موضع گیری را توسط منتظری محکوم کردند و آن را تعرض آشکار به قانون اساسی معرفی کردند.
13 آبان جزو معدود حرکتهایی بود که تحکیم در هر شرایطی آنرا برگزار میکرد. در بیانیه سال 73 دفتر تحکیم در یوم الله 13 آبان درباره ولایت فقیه و رابطه با آمریکا چنین آمده است: " ضمن بیان مجدد اعتقاد قبلی به اصل ولایت فقیه و رهبری خلف صالح امام امت حضرت آیت الله خامنه ای ،بیعت خویش را با معظم له تجدید کرده و اجرای دقیق فرامین ایشان را خواستاریم....


مشایی: کاندیدا نمی شوم



مشایی: کاندیدا نمی شوم


رئیس دفتر رئیس جمهور در پاسخ به این سؤال که در انتخابات ریاست جمهوری آینده به عنوان کاندیدا حضور خواهید داشت؟ تصریح کرد: به عنوان یک رای دهنده حتما شرکت می‌کنم و ملت بزرگ ایران خیلی بزرگتر از آن است که خود را به عنوان کاندیدا معرفی کنم.
اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور در حاشیه مراسم یادبود شهید مجید شهریاری که پیش از ظهر امروز دوشنبه در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد در پاسخ به سؤال خبرنگاری که پرسید هدیه خبرنگاران چه موقع واریز خواهد شد، گفت: هدیه خبرنگاران زودتر از پایان سال به خبرنگاران پرداخت خواهد شد.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه در جلسه‌ای که اصولگرایان برگزار می‌کنند حضور خواهید داشت یا خیر؟ خاطرنشان کرد: من از این جلسه مطلع نیستم و اطلاعی ندارم.

خبرنگاری از مشایی پرسید با توجه به فعالیت‌های انتخاباتی اصولگرایان برای مجلس نهم آیا شما آغاز این فعالیت‌ها را در وضعیت کنونی مناسب می‌بینید که وی پاسخ داد: آیا منظور شما فعالیت‌های تبلیغاتی است؟ اگر کسی هر موقع در این خصوص برنامه ریزی کند مناسب است اما فضای کشور در حال حاضر فضای کار و فعالیت است نه فضای تبلیغات.

مشایی در پاسخ به این سؤال که در انتخابات ریاست جمهوری آینده به عنوان کاندیدا حضور خواهید داشت؟ تصریح کرد: به عنوان یک رای دهنده حتما شرکت می‌کنم و ملت بزرگ ایران خیلی بزرگتر از آن است که خود را به عنوان کاندیدا معرفی کنم.

رئیس دفتر رئیس جمهور در خصوص ترور اساتید و نخبگان کشورمان گفت: این ترورها نشان دهنده و سندی آشکار برای جامعه جهانی است که دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی و ملت ایران یقین دارند که توانمندی ایران در زمینه فناوری هسته‌ای بومی است و لذا دشمنان به طور طبیعی به سراغ دانشمندانی که این توانمندی را به ملت ایران هدیه کرده‌اند می‌کنند.

وی افزود: اما باید توجه داشت که دشمنان انقلاب اسلامی اشتباه بزرگی کرده و فکر می‌کنند دانش هسته‌ای ایران محدود به فعالیت چند دانشمند انگشت شمار است این طور نیست توانمندی هسته‌ای ایران محدود به چند استاد نیست.

مشایی خاطرنشان کرد: دشمنان فکر می‌کنند که می‌توانند با ترور به مقابله با پیشرفت کشور ایران بپردازند در حالی که این طور نیست و ظرفیت علمی کشورمان با داشتن جوانان برومند و دانشمندان فراوان در بخش‌های مختلف به راه خود با جدیت و سرعت ادامه خواهد داد.

رئیس دفتر رئیس جمهور در ادامه گفت: هر روز که می‌گذرد شاهد پیشرفت کشور در بخش‌های مختلف هستیم و انشاالله اخبار بسیار امید بخش دیگری در راه است که افق درخشانی را برای ملت ایران و جامعه اسلامی و ایرانی به همراه خواهد داشت.

وی با بیان اینکه دانشمندان ایرانی اهل علم بوده و در جمهوری اسلامی ایران علم و دین در کنار یکدیگر هستند، تصریح کرد: هنگامی که به دانشمندان خود نگاه می‌کنیم مشاهد می‌کنیم که در اوج هستند و اعتقاد به و باور عمیق به آرمانی‌های امام (ره) و انقلاب اسلامی دارند.

مشایی تاکید کرد: امروز بسیجی بودن با دانشمند بودن یکی است و به این نتیجه رسیدیم که برای تغییر آرمان‌های امام(ره) و تحقق اهداف بلند انقلاب اسلامی باید در کنار روحیه انقلابی به سلاح اصلی که همان علم و دانش است مجهز شویم و خوشبختانه امروز ظرفیت دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی و پیگیری پیشرفت‌های علمی و توسعه دانش در کشور درآمیخته و انجام می‌شود و این امر آینده روشن را برای ایران می‌سازد.

در حاشیه این مراسم و پس از پایان مراسم یاد بود شهید شهریاری هنگامی که مشایی از مسجد دانشگاه تهران خارج شد و در جمع خبرنگاران سخن گفت جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران رئیس دفتر رئیس جمهور را احاطه کرده و سؤالات مختلفی را از وی پرسیدند که یکی از این سؤالات بحث اعتقاد به تمدن ایرانی بود که در این خصوص اسفندیار رحیم مشایی به دانشجویان پاسخ گفت.