خشونت و زنان
و بارها شاهد این بوده ام که مردی همسرش را آماج توهین و ناسزا می کند، برادری خواهرش را زیر ضربات مشت و لگد می گیرد، جوانکی با دستان هرزه اش تن دخترکی را در تاکسی و اتوبوس و خیابان لمس می کند، چند پسر جوان که سر نبش کوچه ای ایستاده اند هر زن عابری را متلک باران می کنند و یا عاقله مردی با قیافه ای موجه از کنار هر زنی که می گذرد با بوق و چراغ ماشینش و گاه توقف و حتی پیاده شدن او را آزار می دهد و در اغلب این مواقع پاسخ زنانی که آماج این خشونت ها بوده اند فقط سکوت است و سکوت است و سکوت. و گاهی اشکی و هق هقی که نشان از درد التیام ناپذیر این خشونت ها دارد.
اما به راستی چرا؟
چرا بسیاری از زنان در خانه ، در خیابان و در محل کار و ... در مقابل مردانی که جسم و روح شان را آزار می دهند سکوت می کنند؟
شاید یکی از دلائل این سکوت، فرهنگی باشد که همواره زن خوب، را زنی سر به زیر و مطیع و بساز تعریف کرده که اگر از این دایره پا را فراتر نهد مستحق مجازات است، بر طبق این فرهنگ اگر زن در محیط خانه مورد خشونت قرار بگیرد باید برای حفظ آبروی خانوادگی سکوت کند و خشونت مرد را که گاه پدر است، گاه برادر و گاه شوهر به حساب خستگی او و فشار کار بیرون بگذارد و با سکوت و بزرگواری خود مرد خاطی را شرمنده کند _ که البته اغلب این شرمندگی و پشیمانی دیری نمی پاید و بعد از گذشت مدتی خشونت از سر گرفته می شود_ و اگر خشونت در خارج از خانه و در خیابان یا محیط کار باشد باز هم این زن خشونت دیده است که باید سکوت کند و گاه حتی این موضوع را با اعضای خانواده خود هم در میان ننهد چرا که در این گونه مواقع هم بر طبق این کلیشه رایج که" کرم از خود درخته و حتما کاری کرده که مزاحمش شده اند " آنکه مقصر شمرده می شود زن است و حتی اگر بی گناهی او مسلم باشد ، زنی که مورد هتک حرمت قرار گرفته به هر حال مایه ننگ و آبرو ریزی است و تا آنجا که ممکن است باید مسئله را به سکوت برگزار کرد.
متاسفانه بسیاری از زنان نه تنها تسلیم این فرهنگ شده و در مقابل اعمال خشونت لب به شکایت نمی گشایند بلکه گاه تحت تاثیر کلیشه های رایج به جای سرزنش اعمال کننده خشونت، خودشان را سرزنش می کنند و به دنبال خطایی می گردند که بخاطر آن مستحق این خشونت گشته اند.
در حالی که هیچ انسانی استحقاق اعمال خشونت های جسمی و روحی را ندارد و خشونت گران صرف نظر از آن که قربانیانشان خطایی کرده باشند یا نه بهانه هایی برای اعمالشان خواهند تراشید.
در رابطه با خشونت های خیابانی یا خشونت هایی که در محل کار اعمال می شود نیز تجربه های شخصی زنان نشان می دهد که نوع پوشش و آرایش زنان هیچ تاثیری در کاهش یا افزایش اینگونه خشونت ها ندارد و چه چادر سرت باشد یا مانتوی کوتاه بر تن داشته باشی، چه آرایش داشته باشی ویا از فرط خستگی رنگ بر صورت نداشته باشی در هر صورت زن بودن تو برای شنیدن انواع متلک و لمس های شهوانی و نگاه های هیز و تقاضا های آنچنانی کفایت می کند و این آزار و اذیت ها هیچ ربطی به نحوه پوشش وضعیت ظاهری فردی خشونت دیده ندارد.in jomhorie eslami yani bi edalati bi rahmi va...
به هر حال جا دارد که این نویسنده معلوم الحال و عاشق و دلسوخته مهدی هاشمی بداند که برای ملت ایران جای بسی خرسندی است تا جناب آقای مهدی هاشمی به کشور بازگشته و همچون دیگران به اتهامات ایشان نیز رسیدگی شود و در فرض بی گناه بودن، تمامی کسانیکه به ایشان اتهام زدند حداقل به مجازات دنیوی خود برسند و در صورت اثبات غیر آن، مردم شاهد اجرای عدالت و مجازات سران فتنه و غارتگران اموال بیت المال توسط مسئولین مربوطه و بصورت قاطع باشند. ملل نیوز به نقل از بی باک » سایت طرفدار مهدی هاشمی در مطلبی عجیب و با انتشار چند تصویر از جناب آقای دکتر احمدی نژاد که در کنار آقای مهدی هاشمی است، با نادیده گرفتن شعور ملت ایران ادعا کرده است این تصاویر که فعلا برای نمونه منتشر می شود ، نشانگر چگونگی ارتباط مهدی هاشمی با مسئولین دولت آقای احمدی نژاد می باشد! |
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: کیفرخواست دانشجویان علیه موسوی، کروبی و خاتمی باید بر مبنای این نکته باشد که این افراد از مناصبی که در نظام اسلامی در اختیار داشتهاند به پای آمریکا نثار کردند.
محمدحسین صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم گرامیداشت 16 آذر و روز دانشجو که از سوی بسیج دانشجویی این دانشگاه از ظهر امروز در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد، در سخنانی گفت: در ابتدا باید به سه نکته حاشیهای اشاره کنم اول اینکه باید از روحیه حقگرا و حقپوی دانشجویی که پس از سخنان من در خصوص تقلب در انتخابات به جنوب کرمان سفر کرد تا این حقیقت برایش روشن شود، تشکر کنم.
وی افزود: این دانشجو به جنوب کرمان سفر کرد و حتی مشاهدات خود را در گفتوگو با سایتها اعلام کرد از این دانشجو تشکر میکنم و این دانشجو در سخنان خود اعلام کرد در جنوب کرمان میزان رأیدهندگان به رئیس جمهور صددرصد بود و شما آقای صفار هرندی دروغ گفتید که میزان رأیدهندگان در جنوب کرمان 90 درصد بوده است و خدا را شکر میکنم که دروغ ما از این دست است.
صفار هرندی ادامه داد: همچنین از دانشجویانی که جلسات سال گذشته را گرم میکردند و از این بابت دچار آسیب شدند تشکر دارم. این دانشجویان از سوی عناصر بیتحمل مورد آسیب قرار گرفتند و حتی میخواستند در جلساتی که من حضور داشتم با کفش مرا هدف قرار دهند که در همین دانشگاه تهران این کفش به سر یکی از خواهران برخورد کرد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: در یکی از جلسات نیز اطلاع پیدا کردیم که یک گونی لنگه کفش آوردهاند و پس از تحقیقات مشخص شد این کفشها را از خوابگاهها دزدیدهاند و باید به آنان گفت که ای کاش توان خبرنگار عراقی را داشتند که بر علیه جرج بوش اقدام کرد و به سمت وی لنگه کفش پرتاب کرد و ای کاش وجود داشتید و از کفشهای خود استفاده میکردید نه کفشهای دوستانتان را از خوابگاهها میدزدیدید.
وی افزود : حتی این عناصر بیتحمل در جلسات نیز سنگپراکنی میکردند و حتی کیف نیز به سمت سخنرانان پرتاب میکردند که من به خاطر آسیبهایی که به برخی از دانشجویان وارد شده معذرتخواهی میکنم.
وی به سومین نکته حاشیهای خود اشاره کرد و گفت: باید از حسین قدیانی که چند سال گذشته قلم و زبانش هیچگاه تعطیل نشده و کنایههای وی در مطالبش ستودنی است تشکر کنم.
صفار هرندی به بحث فلسفه عاشورا اشاره و تأکید کرد: در ایام محرم به سر میبریم و بیان فلسفه عاشورا در این جلسات موضوعیت دارد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خاطرنشان کرد: در قرآن کلمه انقلاب به کار گرفته شده و برداشت و مفهوم انقلاب در قرآن کریم چند معنی دارد.انقلاب ناظر به تعبیر قرآن نعمت و فضل است و سمت و سوی آن به فضل خداست.
صفار هرندی در ادامه بیان داشت: در قرآن حتی در خصوص انقلاب بازگشت به عقب نیز اشاره شده است در این انقلاب نور و اعتلا مشاهده نمیشود و انقلاب به سمت عقب ارزشهای جاهلی را در پی دارد.
این وزیر دولت نهم در ادامه تصریح کرد: در جنگ احد دشمن قصد داشت جنگ روانی ایجاد کند و اعلام کردند پیامبر (ص) شهید شده است که عناصر سست عنصر شمشیرها را رها کرده و فرار کردند و با این اقدام خود دوباره به عصر جاهلیت بازگشتند.
وی در ادامه بیان داشت: پیامبر اکرم (ص) هنگامی که رحلت کردند برخیها به ارزشهای جاهلی بازگشتند اما باید توجه داشت که اسلام مقابل اشرافیت و جاهلیت ایستاده اما پس از رحلت پیامبر عدهای مرتکب اعمال جاهلی شدند و کار به جایی رسید که پس از شهادت امام حسین (ع) یزید سرمست از این توفیق و در حالی که باده مینوشید شعر میخواند و اعلام میکرد اینها همه بازی است و پیغمبر و وحی وجود ندارد و توهم است.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: یزیدیان کسانی هستند که ارزشهای انقلاب را ملاک قرار نداده و به سمت و سوی رفتارهای پیش از انقلاب پیش میروند.
وی در خصوص فتنههای موجود در انقلاب اسلامی نیز تأکید کرد: رویکرد انقلاب اسلامی به سمت امام (ره) بود و کانون اصلی شکلگیری انقلاب دلهای آماده بود که این انقلاب همهگیر شد حتی آنهایی که در ته دل خود مبانی جاهلی داشتند انقلاب اسلامی آنان را محکوم کرد و در نهایت تسلیم شدند.
وزیر دولت نهم خاطرنشان کرد: با رحلت امام (ره) برخی افراد ارزشهای جاهلی خود را رو کردند و یکی از کسانی که در دوران امام (ره) سنگ خود را به سینه میزد پس از رحلت امام اعلام داشت ولایت مطلق فقیه را قبول ندارد و در زمان امام نیز رو نداشت تا مقابل ولایت فقیه بایستد.
صفار هرندی تصریح کرد: امام در این خصوص مواضعی داشتند و اینگونه افراد غلط میکنند که خود را منتسب به امام میدانند و غلط میکنند که حکم خود را از ولی فقیه میگیرند و در این جایگاه مینشینند اما علیه ولایت فقیه میایستند.
وی افزود: در نهادهایی چون تشخیص مصلحت نظام احکام یا انتسابی است و یا موارد دیگر است و در اینگونه نهادها برخی به انتخاب رهبری فعالیت میکنند اما باید به آنان گفت شما که ولایت فقیه را نپذیرفتید بیجا میکنید با حکم رهبری در کرسیها تکیه میزنید.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: اکبر گنجی در سخنانی که در رسانههای غربی منتشر شد گفت من تا سال 61 گمان میکردم که میتوانیم از داخل انقلاب اسلامی دموکراسی استخراج کنیم اما وقتی فهمیدیم این کار نشدنی است از درون انقلاب خارج شدیم در صورتی که وی دروغ میگوید و اکبر گنجی تا سال 63 در سپاه پاسداران بود و تا سال 71 در وزارت فرهنگ و ارشاد خاتمی فعالیت داشته و در دستگاه رایزنی فرهنگی ایران نیز فعالیت داشت و مشغول روزیخواری از خوان جمهوری اسلامی بود.
صفار هرندی با بیان این که شما دانشجویان روز گذشته کیفرخواستی را علیه خاتمی، کروبی و موسوی ارائه کردید، گفت: در حقیقت کیفرخواست اساسی اینافراد این بوده که آنان متهمند از مناصبی که در نظام اسلامی داشتهاند به پای آمریکا نثار کردند که کیفرخواست کنونی شما باید بر مبنای این اتهام باشد.
| بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با ارائه کیفر خواستی فهرست خیانتها و جنایتهای سه خائن به ملت و کشور را تشریح کرد و خواستار محاکمه و مجازات این جرثومه های فساد شد. متن کامل این کیفرخواست به این شرح است:
بسمه تعالی متن کامل کیفرخواست مسئولان فتنه وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ سوره مبارکه بقره، آیات 11 و 12 انتخابات دهم ریاست جمهوری "پتک جمهوریت" بر سر دشمنان قسم خورده نظام اسلامی بود و حماسه 40 میلیونی ایرانیان در این انتخابات بیش از پیش پیوند عمیق ملت و حاکمیت را آشکار نمود اما در این میان برخی اتفاقات تلخ آن چنان بر مذاق دشمنان این مرز و بوم شیرین بود که تا ماه ها بعد از آن با ترفندهای تبلیغاتی خاص خود سعی بر تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع را داشته و با بزرگنمایی حواشی خودساخته در این میان، به قصد انتقام از ایران و ایرانی وارد عرصه شدند. اما بدون تردید در این میان باید به جای شناسایی معلول، به سراغ علت ها رفت. دروغ بزرگ "تقلب در انتخابات" در حالی مطرح شد که با گذشت قریب به 18 ماه از 22 خردادماه 88، همچنان سندی دال بر این ادعا ارائه نشده است و از سوی دیگر عدم همکاری کاندیداهای معترض با شورای نگهبان و حتی سر باز زدن از همکاری با شورای منتخب، بیش از پیش بر شعله های این آتش کور افزود تا جایی که به تبع حوادث بوجود آمده از این فضای احساسی، ده ها تن از هموطنانمان کشته شده و ماه ها کشور با تحمیل فشارهای غیر ضروری، از بسیاری از برنامه های بلند مدت خود بازماند. از سوی دیگر برگزاری دادگاه های متهمان حوادث پس از انتخابات اگرچه حاکی از عزم جدی دستگاه قضا نسبت به برخورد با عوامل این فتنه بزرگ بود لکن اکتفا به برگزاری دادگاه های محاکمه عوامل دست چندم و بعضا عناصر فریب خورده جریان کودتای سبز، پیام ناخوشایندی برای ملت ایران داشت و آن هم عدم اراده دستگاه قضایی جهت برخورد با عوامل و مسببین این حوادث تلخ بود. اگرچه گذر زمان و رویدادهایی همچون روز قدس 88، 13 آبان88، 16 آذر 88 و اهانت به تمثال حضرت امام (ره) و رهبر فرزانه انقلاب و از همه اسفناک تر، افتضاح روز عاشورای عمال کودتا، حجت را بر همگان تمام کرد و مشخص شد دیگر موضوع اصلی، انتخابات و ریاست جمهوری نیست، لکن اهمال بیش از اندازه قوه قضاییه در این زمینه دیگر نه تنها توجیه عقلی، شرعی و منطقی ندارد بلکه نتیجه ای جز دلسردی آحاد مردم مسلمان و انقلابی ایران عزیز در پی نخواهد داشت چرا که بنا بر قاعده "العدل اساس الملک" حداقل انتظاری که از دستگاه قضا می رود رعایت عدالت در برخورد با متهمان حوادث پس از انتخابات است نه آنکه محاکمه عناصر دست چندم و فریب خورده این فتنه، مبدل به حلقه مصونیت برای سران فتنه باشد. در همین راستا بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان تشکلی که همواره در امور مختلف پرچمدار مطالبه از مسئولین قوای 3 گانه بوده است و پیش از این نیز بارها با صدور بیانیه ها و نامه های سرگشاده پیرامون مباحث مختلف از جمله رسیدگی به پرونده متهمان حوادث کوی دانشگاه حساسیت خود را در این زمینه به اثبات رسانده است، نسبت به طرح کیفرخواست سران فتنه (میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی) اقدام می نماید تا بلکه دستگاه قضایی حداقل اقدام لازم در این زمینه را انجام دهد و بیش از این موجب عدم اعتماد توده های مردم به این قوه نگردد: 1. میرحسین موسوی؛ فرزند میر اسماعیل: طبق بند 9 ماده 33 قانون انتخابات ریاستجمهوری، تقلب در انتخابات جرم به شمار میرود و طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامی «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری راصریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب میشود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید... .»، خود این اقدام جرم و افترا است، و نامبرده بحث عمل تقلب را مستقیما و صراحتاً به وزارت کشور، شورای نگهبان و دولت نسبت داده که این قطعاً افترا است و وی باید برای اثبات مدعای خود به دادگاه احضار گردد. از سوی دیگر با توجه به رأی مشورتی قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر افترا یا توهینی نسبت به یک شخصیت حقوقی باشد، اما شواهد و قرائن دلالت به این داشته باشد، این نسبت دادن به یک شخصیت حقوقی در واقع به یک شخصیت حقیقی بر میگردد که حق شکایت با عنوان افترا برای شخصیت حقیقی موجود در شخصیت حقوقی که ناظر به اوست، ثابت است، یعنی در مورد اخیر شواهد و قرائن موجود دلالت بر این دارد که تقلب در انتخابات را به وزیر کشور و اعضای شورای نگهبان نسبت دادهاند لذا وزیر کشور دولت نهم میتواند در این خصوص اقامه دعوا کند که البته طبق ماده 727 قانون مجازات اسلامی این جرم حتماً باید یک شاکی خصوصی داشته باشد. هم چنین بر هم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی، تبلیغ علیه نظام موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامی و تحریک مردم به جنگ و کشتار و هشدار موضوع ماده 512 قانون مجازات اسلامی، از دیگر جرائمی است که نقش میرحسین موسوی در آنها غیرقابل انکار است و نگاهی به بیانیه های وی طی ماه های پس از انتخابات به خوبی بر این نکات صحه می گذارد. و در نهایت اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور موضوع ماده 610 قانون مجازات اسلامی، اخلال در نظم عمومی موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامی، مزاحمت برای زنان و اطفال موضوع ماده 619 و تخریب، نهب و غارت، موضوع مواد 675، 676، 677، 683،687 و 689 قانون مجازات اسلامی است که به وفور در پرونده این مخل امنیت ملی به چشم می خورد و طبق ادله و شواهد موجود با توجه به علم متهم به نتایج تجمعات غیرقانونی، تظاهرات و اختلال عرفی که بین علت و معلول یعنی بین تجمعات و تخریبها موجود است، موسوی با اغتشاشگران وحدت قصد داشته و این وحدت قصد محرز است. لذا با توجه به اینکه اگر کسی به تجمع تحریک کند در واقع به تخریب تحریک کرده است، به همین دلیل وی طبق ماده 619، 618، 675، 676، 677،683، 687، 689 قانون مجازات اسلامی که این موارد غالباً با موضوع تخریب، نهب و غارت، مزاحمت برای زنان و افراد و اخلال در نظم عمومی است، معاونت در جرم محسوب می شود و بدون تردید خون های ریخته شده در این میان همچون شهدا؛ امیرحسام ذوالعلی، غلام کبیری، داوود صدری، فاطمه رجب پور، سرور برومند و... همگی حاصل علت اصلی است که همان تحریک مردم برای حضور در خیابان ها و در نهایت سو استفاده اوباش از فرصت بدست آمده و قتل و غارت و کشتار مردم بی گناه است. و از همین دست است "خداجوی" خواندن اوباش روز عاشورای حسینی که با حمله به اماکن عمومی، شعار مرگ بر جمهوری اسلامی سر داده و عزاداران سالار شهیدان را با سنگ، چاقو و قمه مضروب ساختند و مضاف بر اینها، نامبرده در تاریخ 10 بهمن ماه 88 ضمن دیدار با کروبی، با محکوم کردن اعدام 2 تروریست (آرش رحمانی پور و محمد علی زمانی) علنا اعدام این 2 عضو گروهک تروریستی پادشاهی را محکوم می نماید. 2. مهدی کروبی، فرزند احمد: افزون بر اتهامات متهم قبلی که در مورد عملکرد مهدی کروبی نیز صدق می کند، ادعاهای شاذ و سراسر کذب نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات از جمله تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی که علیرغم گذشت بیش از 15 ماه از زمان این ادعا هنوز یک سند نیز در این رابطه ارائه نشده است، از لحاظ حقوقی میتواند توهین، افترا یا تشویش اذهان عمومی محسوب شود و به نظر میرسد این ادعاها بیشتر به افترا نسبت به دستگاههای امنیتی و قضایی کشور نزدیک باشد. لذا با توجه به اینکه وی نتوانست این "دروغ بزرگ" را ثابت کند به نظر میرسد از نظر حقوقی قابل پیگیری ذیل جرم افترا می باشد. بر طبق ماده 697 و 698 قانون مجازات اسلامی اگر به یک شخصیت حقوقی تلویحا اعمالی که بر خلاف حقیقت بوده و کذب محسوب میشود، نسبت دهند و قصد تشویش اذهان عمومی اثبات شود، شخص مدعی مجرم شناخته شده و دادستان با توجه به عمومی بودن جرم میتواند راسا اقدام کند. از سوی دیگر از آنجایی که مسئولیت برگزاری هرگونه تجمع غیر قانونی با ترتیب دهندگان تجمع است، در روز دوشنبه 25 خرداد ماه سال جاری به دعوت نامبرده و دیگر بانی اصلی فتنه (میرحسین موسوی) راهپیمایی غیر قانونی و فاقد مجوزی در خیابان آزادی تهران برگزار شد که دنباله آن به بروز آشوب و اشتهار سلاح و درگیری مسلحانه و حمله به مراکز نظامی، تخریب اموال عمومی و خصوصی و تاسف بارتر از همه مرگ و جراحت تعدادی از هموطنان مان انجامید. از آنجا که نقش نامبردگان در برپایی و حضور در این تجمع بدون مجوز و همچنین ادبیات به کار رفته در سخنرانی آنان آشکارا در ارتکاب این جرایم نقش داشته و بیانیه های پی در پی آنها در تکوین و تداوم آشوب ها و ریخته شدن خون فرزندان این کشور تاثیر فراوان داشته اند، عناوین «تحریک و ترغیب وقوع جرم» در بند یک و «تسهیل وقوع جرم» در بند 3 ماده 43 قانون مجازات اسلامی تحقق یافته، در معاونت ایشان به صورت تعدد معنوی در ارتکاب جرایم قتل عمدی (ماده 206) جنایت عمدی نسبت به عضو (ماده 269) ، احراق و تخریب اموال غیر (ماده 675و 677) و تخریب اموال عمومی (ماده 687) مذکور در قانون مجازات اسلامی نمی توان تردیدی داشت، طبق ماده 43 قانون مذکور اقدامات ایشان بدون شک تحت عنوان معاونت در این جرایم قابل پیگیری است.[1] همچنین بنا بر حکم ماده 44 همان قانون، حنی اگر عاملین اصلی و مباشران جرایم فوق به هر علتی محاکمه و مجازات نشوند، معاونین جرایم فوق قطعا به صورت مستقل قابلیت محاکمه و مجازات را دارند. 3. سید محمد خاتمی؛ فرزند سید روح الله: نامبرده اگر چه نسبت به دو متهم دیگر کمتر ورود شفاف داشته است، لکن عملکرد و مواضع وی طی فتنه پس از انتخابات به خوبی روشن می سازد که ضلع سوم این فتنه را هدایت و راهبری می کرده است. از جمله اظهارات وی در 19 مهر88 در دیدار با جمعی از همفکرانش، دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را که تعداد بسیار زیادی از آنها با گروهک های تروریستی پژاک و انجمن پادشاهی در ارتباط بودند "انسان های بزرگ" می نامد که می توان همین امر تبلیغی به نفع گروهک های تروریستی های مخالف نظام را به عنوان جرم مصرح در ماده 500 قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار داد. هم چنین صدور بیانیه های تحریک آمیز (31 خرداد 88) به همراه ادعاهای کلی فاقد سند و هم چنین سخنرانی در شب عاشورای حسینی در حسینیه جماران که با بند بند صحبت های وی حضار سوت و کف می زدند و عملا با هتک حرمت مراسم عزای سالار شهیدان آن را به مراسم سوت و هلهله مبدل کردند از دیگر اقدامات نامبرده است. بنابراین اقدام نامبرده مصداق بارز معاونت در جرم موضوع ماده 726 ناظر به ماده 498 و 500 قانون مجازات اسلامی می باشد. رونوشت به: آیت ا... آملی لاریجانی؛ ریاست محترم قوه قضاییه حجت الاسلام محسنی اژه ای؛ دادستان کل کشور دکتر جعفری دولت آبادی؛ دادستان عمومی و انقلاب تهران |