بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

متن کامل کیفرخواست

متن کامل  کیفرخواست

بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با ارائه کیفر خواستی فهرست خیانتها و جنایتهای سه خائن به ملت و کشور را تشریح کرد و خواستار  محاکمه و مجازات این جرثومه های فساد شد.
متن کامل این کیفرخواست به این شرح است:

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

متن کامل کیفرخواست مسئولان فتنه

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ

سوره مبارکه بقره، آیات 11 و  12

انتخابات دهم ریاست جمهوری "پتک جمهوریت"  بر سر دشمنان قسم خورده نظام اسلامی بود و حماسه 40 میلیونی ایرانیان در این انتخابات بیش از پیش پیوند عمیق ملت و حاکمیت را آشکار نمود اما در این میان برخی اتفاقات تلخ آن چنان بر مذاق دشمنان این مرز و بوم شیرین بود که تا ماه ها بعد از آن با ترفندهای تبلیغاتی خاص خود سعی بر تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع را داشته و با بزرگنمایی حواشی خودساخته در این میان، به قصد انتقام از ایران و ایرانی وارد عرصه شدند.

اما بدون تردید در این میان باید به جای شناسایی معلول، به سراغ علت ها رفت.  دروغ بزرگ "تقلب در انتخابات" در حالی مطرح شد که با گذشت قریب به 18 ماه از 22 خردادماه 88، همچنان سندی دال بر این ادعا ارائه نشده است و از سوی دیگر عدم همکاری کاندیداهای معترض با شورای نگهبان و حتی سر باز زدن از همکاری با شورای منتخب، بیش از پیش بر شعله های این آتش کور افزود تا جایی که به تبع حوادث بوجود آمده از این فضای احساسی، ده ها تن از هموطنانمان کشته شده و ماه ها کشور با تحمیل فشارهای غیر ضروری، از بسیاری از برنامه های بلند مدت خود بازماند.

از سوی دیگر برگزاری دادگاه های متهمان حوادث پس از انتخابات اگرچه حاکی از عزم جدی دستگاه قضا نسبت به برخورد با عوامل این فتنه بزرگ بود لکن اکتفا به برگزاری دادگاه های محاکمه عوامل دست چندم و بعضا عناصر فریب خورده جریان کودتای سبز، پیام ناخوشایندی برای ملت ایران داشت و آن هم عدم اراده دستگاه قضایی جهت برخورد با عوامل و مسببین این حوادث تلخ بود.

اگرچه گذر زمان و رویدادهایی همچون روز قدس 88، 13 آبان88، 16 آذر 88 و اهانت به تمثال حضرت امام (ره) و رهبر فرزانه انقلاب و از همه اسفناک تر، افتضاح روز عاشورای عمال کودتا، حجت را بر همگان تمام کرد و مشخص شد دیگر موضوع اصلی، انتخابات و ریاست جمهوری نیست، لکن اهمال بیش از اندازه قوه قضاییه در این زمینه دیگر نه تنها توجیه عقلی، شرعی و منطقی ندارد بلکه نتیجه ای جز دلسردی آحاد مردم مسلمان و انقلابی ایران عزیز در پی نخواهد داشت چرا که بنا بر قاعده "العدل اساس الملک" حداقل انتظاری که از دستگاه قضا می رود رعایت عدالت در برخورد با متهمان حوادث پس از انتخابات است نه آنکه محاکمه عناصر دست چندم و فریب خورده این فتنه، مبدل به حلقه مصونیت برای سران فتنه باشد.

در همین راستا بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان تشکلی که همواره در امور مختلف پرچمدار مطالبه از مسئولین قوای 3 گانه بوده است و پیش از این نیز بارها با صدور بیانیه ها و نامه های سرگشاده پیرامون مباحث مختلف از جمله رسیدگی به پرونده متهمان حوادث کوی دانشگاه حساسیت خود را در این زمینه به اثبات رسانده است، نسبت به طرح کیفرخواست سران فتنه (میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی) اقدام می نماید تا بلکه دستگاه قضایی حداقل اقدام لازم در این زمینه را انجام دهد و بیش از این موجب عدم اعتماد توده های مردم به این قوه نگردد:

1.    میرحسین موسوی؛ فرزند میر اسماعیل:

طبق بند 9 ماده 33 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، تقلب در انتخابات جرم به شمار می‌رود و طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامی «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را‌صریحاً نسبت دهد یا آن‌ها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید... .»، خود این اقدام جرم و افترا است، و نامبرده بحث عمل تقلب را مستقیما و صراحتاً به وزارت کشور، شورای نگهبان و دولت نسبت داده که این قطعاً افترا است و وی باید برای اثبات مدعای خود به دادگاه احضار گردد.

از سوی دیگر با توجه به رأی مشورتی قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر افترا یا توهینی نسبت به یک شخصیت حقوقی باشد، اما شواهد و قرائن دلالت به این داشته باشد، این نسبت دادن به یک شخصیت حقوقی در واقع به یک شخصیت حقیقی بر می‌گردد که حق شکایت با عنوان افترا برای شخصیت حقیقی موجود در شخصیت حقوقی که ناظر به اوست، ثابت است، یعنی در مورد اخیر شواهد و قرائن موجود دلالت بر این دارد که تقلب در انتخابات را به وزیر کشور و اعضای شورای نگهبان نسبت داده‌اند لذا وزیر کشور دولت نهم می‌تواند در این خصوص اقامه دعوا کند که البته طبق ماده 727 قانون مجازات اسلامی این جرم حتماً باید یک شاکی خصوصی داشته باشد.

هم چنین بر هم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی، تبلیغ علیه نظام موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامی و تحریک مردم به جنگ و کشتار و هشدار موضوع ماده 512 قانون مجازات اسلامی، از دیگر جرائمی است که نقش میرحسین موسوی در آنها غیرقابل انکار است و نگاهی به بیانیه های وی طی ماه های پس از انتخابات به خوبی بر این نکات صحه می گذارد.

و در نهایت اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور موضوع ماده 610 قانون مجازات اسلامی، اخلال در نظم عمومی موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامی، مزاحمت برای زنان و اطفال موضوع ماده 619 و تخریب، نهب و غارت، موضوع مواد 675، 676، 677، 683،687 و 689 قانون مجازات اسلامی است که به وفور در پرونده این مخل امنیت ملی به چشم می خورد و طبق ادله و شواهد موجود با توجه به علم متهم به نتایج تجمعات غیرقانونی، تظاهرات و اختلال عرفی که بین علت و معلول یعنی بین تجمعات و تخریب‌ها موجود است، موسوی با اغتشاشگران وحدت قصد داشته و این وحدت قصد محرز است. لذا با توجه به اینکه اگر کسی به تجمع تحریک کند در واقع به تخریب تحریک کرده است، به همین دلیل وی طبق ماده 619، 618، 675، 676، 677،683، 687، 689 قانون مجازات اسلامی که این موارد غالباً با موضوع تخریب، نهب و غارت، مزاحمت برای زنان و افراد و اخلال در نظم عمومی است، معاونت در جرم محسوب می شود و بدون تردید خون های ریخته شده در این میان همچون شهدا؛ امیرحسام ذوالعلی، غلام کبیری، داوود صدری، فاطمه رجب پور، سرور برومند و... همگی حاصل علت اصلی است که همان تحریک مردم برای حضور در خیابان ها و در نهایت سو استفاده اوباش از فرصت بدست آمده و قتل و غارت و کشتار مردم بی گناه است. و از همین دست است "خداجوی" خواندن اوباش روز عاشورای حسینی که با حمله به اماکن عمومی، شعار مرگ بر جمهوری اسلامی سر داده و عزاداران سالار شهیدان را با سنگ، چاقو و قمه مضروب ساختند و مضاف بر اینها، نامبرده در تاریخ 10 بهمن ماه 88  ضمن دیدار با کروبی، با محکوم کردن اعدام 2 تروریست (آرش رحمانی پور و محمد علی زمانی) علنا اعدام این 2 عضو گروهک تروریستی پادشاهی را محکوم می نماید.

2.    مهدی کروبی، فرزند احمد:

افزون بر اتهامات متهم قبلی که در مورد عملکرد مهدی کروبی نیز صدق می کند، ادعاهای شاذ و سراسر کذب نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات از جمله تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی که علیرغم گذشت بیش از 15 ماه از زمان این ادعا هنوز یک سند نیز در این رابطه ارائه نشده است، از لحاظ حقوقی می‌تواند توهین، افترا یا تشویش اذهان عمومی محسوب ‌شود و به نظر می‌رسد این ادعاها بیشتر به افترا نسبت به دستگاه‌های امنیتی و قضایی کشور نزدیک باشد.

لذا با توجه به اینکه وی نتوانست این "دروغ بزرگ" را ثابت کند به نظر می‌رسد از نظر حقوقی قابل پیگیری ذیل جرم افترا می باشد. بر طبق ماده 697 و 698 قانون مجازات اسلامی اگر به یک شخصیت حقوقی تلویحا اعمالی که بر خلاف حقیقت بوده و کذب محسوب می‌شود، نسبت دهند و قصد تشویش اذهان عمومی اثبات شود، شخص مدعی مجرم شناخته شده و دادستان با توجه به عمومی بودن جرم می‌تواند راسا اقدام کند.

از سوی دیگر از آنجایی که مسئولیت برگزاری هرگونه تجمع غیر قانونی با ترتیب دهندگان تجمع است، در روز دوشنبه 25 خرداد ماه سال جاری به دعوت نامبرده و دیگر بانی اصلی فتنه (میرحسین موسوی) راهپیمایی غیر قانونی و فاقد مجوزی در خیابان آزادی تهران برگزار شد که دنباله آن به بروز آشوب و اشتهار سلاح و درگیری مسلحانه و حمله به مراکز نظامی، تخریب اموال عمومی و خصوصی و تاسف بارتر از همه مرگ و جراحت تعدادی از هموطنان مان انجامید.

از آنجا که نقش نامبردگان در برپایی و حضور در این تجمع بدون مجوز و همچنین ادبیات به کار رفته در سخنرانی آنان آشکارا در ارتکاب این جرایم نقش داشته و بیانیه های پی در پی آنها در تکوین و تداوم آشوب ها و ریخته شدن خون فرزندان این کشور تاثیر فراوان داشته اند، عناوین «تحریک و ترغیب وقوع جرم» در بند یک و «تسهیل وقوع جرم» در بند 3 ماده 43 قانون مجازات اسلامی تحقق یافته، در معاونت ایشان به صورت تعدد معنوی در ارتکاب جرایم قتل عمدی (ماده 206) جنایت عمدی نسبت به عضو (ماده 269) ، احراق و تخریب اموال غیر (ماده 675و 677) و تخریب اموال عمومی (ماده 687) مذکور در قانون مجازات اسلامی نمی توان تردیدی داشت، طبق ماده 43 قانون مذکور اقدامات ایشان بدون شک تحت عنوان معاونت در این جرایم قابل پیگیری است.[1] همچنین بنا بر حکم ماده 44 همان قانون، حنی اگر عاملین اصلی و مباشران جرایم فوق به هر علتی محاکمه و مجازات نشوند، معاونین جرایم فوق قطعا به صورت مستقل قابلیت محاکمه و مجازات را دارند.

3. سید محمد خاتمی؛ فرزند سید روح الله:

نامبرده اگر چه نسبت به دو متهم دیگر کمتر ورود شفاف داشته است، لکن عملکرد و مواضع وی طی فتنه پس از انتخابات به خوبی روشن می سازد که ضلع سوم این فتنه را هدایت و راهبری می کرده است. از جمله اظهارات وی در 19 مهر88 در دیدار با جمعی از همفکرانش، دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را که تعداد بسیار زیادی از آنها با گروهک های تروریستی پژاک و انجمن پادشاهی در ارتباط بودند "انسان های بزرگ" می نامد که می توان همین امر تبلیغی به نفع گروهک های تروریستی های مخالف نظام را به عنوان جرم مصرح در ماده 500 قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار داد.

هم چنین صدور بیانیه های تحریک آمیز (31 خرداد 88) به همراه ادعاهای کلی فاقد سند و هم چنین سخنرانی در شب عاشورای حسینی در حسینیه جماران که با بند بند صحبت های وی حضار سوت و کف می زدند و عملا با هتک حرمت مراسم عزای سالار شهیدان آن را به مراسم سوت و هلهله مبدل کردند از دیگر اقدامات نامبرده است. بنابراین اقدام نامبرده مصداق بارز معاونت در جرم موضوع ماده 726 ناظر به ماده 498 و 500 قانون مجازات اسلامی می باشد.

رونوشت به:

آیت ا... آملی لاریجانی؛ ریاست محترم قوه قضاییه

حجت الاسلام محسنی اژه ای؛ دادستان کل کشور

دکتر جعفری دولت آبادی؛ دادستان عمومی و انقلاب تهران

سینه‌زنی زیر علم دلار؛دلسوزی برای مردم ایران

سینه‌زنی زیر علم دلار؛

 دلسوزی برای مردم ایران

اینها عباراتی است که محمود دلخواسته از عناصر اپوزیسیون مقیم لندن (از طرفداران بنی صدر) در واکنش به درخواست اخیر «کاتب فراری خاتمی» از اوباما نوشته است. بابک داد اخیرا از اوباما خواسته اموال بلوکه شده ملت ایران را به جمهوری اسلامی پس ندهد و آن را در اختیار اپوزیسیون اصلاح طلب قرار دهد.

حمود دلخواسته در واکنش به گدایی علنی اصلاح طلبان از رئیس جمهور آمریکا نوشت: وقتی یک اصلاح طلب برای ادامه مبارزه از وطن خارج می شود، اولین اصلی را که زیر پا می گذارد، اصل استقلال داشتن در مبارزه می باشد. روشنفکران اصلاح طلب، با مقوله وطن، از منظر تئوری جهانی شدن و از بین رفتن استقلال ملی و برداشته شدن مرزها، که امثال آقای مرتضی مردیها از مروجان آن بوده اند، برخورد می کنند.

این اپوزیسیون لندن نشین در توجیه دلیل دیگر رفتار خیانت آلود اصلاح طلبان می نویسد: زندگی در غرب، عدم آشنایی به این نوع از زندگی و نداشتن تخصصی که امکان امرار معاش در این جوامع را بدهد، فشار مالی را نیز بر آن می افزاید و در این رابطه است که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی غرب، به سرعت وارد عمل می شوند و در پوشش استخدام در بنیادهای مختلف تحقیقی و مطالعاتی و یا، در مورد آقای اکبر گنجی، با دادن جوایز همراه با پولهای هنگفت خبرنگاری، از طریق سازمانهای دست راستی این افراد را جذب خود می کنند. البته وابستگی مالی، خواهی نخواهی وابستگی فکری و سیاسی را نیز به دنبال خواهد داشت.

وی افزود: آخرین سفیر ایران در ایتالیا قبل از حوادث خرداد 1360، که استعفا داده بود، نقل می کرد که بعد از استعفا، سازمان سیا، آگاه از در مضیقه مالی قرار گرفتن او، با او تماس گرفته بودند و پیشنهاد کمک مالی، تحت عناوین مختلف را کرده بودند. منظور این است که این سیاستی می باشد که غرب، به ویژه دولت آمریکا همیشه به گونه ای سیستماتیک از آن استفاده کرده است. از مثال های واضح و مشخص آن، خارج شدن آقای محسن سازگارا از وطن، نوشتن آن قانون اساسی کذایی و بعد تکذیب کردن! و بعد از استقبال باشکوه از طرف ثروتمندان ایرانی در هتل هیلتون لندن، آخر به بهانه معالجه به آمریکا رفتن و زود در کنار سلطنت طلبها، فرقه رجوی، دخیل به امامزاده کاخ سفید بستن و حالا هم که علنا حقوق بگیر موسسه مطالعاتی جورج بوش شده اند. و یا اینکه آقای ابراهیم نبوی نامه سرگشاده به اتحادیه اروپا بنویسد و از آنها تقاضای دریافت پول برای راه انداختن تلویزیون دیگری برای مبارزه! با رژیم حاکم بر ایران. و آخرین آن که آقای بابک داد که در مقاله اخیر خود به اوباما پیام می دهد که دوازده میلیارد دلار ضبط شده توسط دولت آمریکا را نه به دولت احمدی نژاد، بلکه به ایشان و همفکران ایشان بدهد تا با رژیم ایران مبارزه کنند.

دلخواسته از بابک داد پرسید: ملت ایران از کی به شما و دوستانتان وکالت داده که پول متعلق به ایران را به امثال شماها بدهند و شما تبدیل به حقوق بگیر حرفه ای شوید؟ آقای داد وقتی بعد از پنهان شدن و با شجاعتی قابل تقدیر آن مقالات پرشور را بر علیه کودتا نوشتند، احترامی عمیق در میان امثال من ایجاد کردند. ولی وقتی از ایران خارج شدند و ایشان را در مصاحبه ای مطبوعاتی در کنار آقای مخملباف با آن سابقه و بی اخلاقی دیدم، برایشان پیامی فرستادم که بهتر است حال که وارد محیط ناشناخته ای شده اند، مدتی فقط به مطالعه محیط خود مشغول باشند. متاسفانه پیام اخیر ایشان نشان داد که ایشان نیز پیش از اینکه مبارز راه آزادی باشند، برای قدرت مبارزه می کنند.

دلخواسته خطاب به کاتب ویژه محمد خاتمی نوشت: اگر توان مبارزه ندارید، اصلا وارد مبارزه نشوید؛ زیرا در این برهه فعالان سیاسی وابسته، متاسفانه فراوانند و شما اگر به راه آنها بروید، فعلا از نظر اعتماد در خط سرسپردگی به سلطه خارجی و بیگانگان در آخر صف این کوتوله های وابسته قرار خواهید گرفت.

یادآور می شود این اپوزیسیون لندن نشین 9 اسفند سال گذشته هم در مصاحبه با رادیو زمانه (رادیو بردگان) گفته بود: کم نیستند مخالفانی هم در داخل و هم در خارج که پذیرفته اند نقش احمد چلبی را بازی کنند اما مردم ایران به استقلال کشور اهمیت می دهند و نیروهای مخالف رژیم باید به این عنصر حساس باشند. در فرهنگ ایرانی، هر حرکتی به سوی کشورهای غیر ایران و استفاده از آنها، مترادف خیانت است و بس. در تاریخ بعد از انقلاب، اولین بار آقای بختیار به چنین عملی دست یازید و با تشویق عراق برای حمله به ایران سعی کرد به قدرت بازگردد و بدین وسیله ننگ خیانت را برای همیشه بر خود خرید. او باور کرد که کسی از پیروز سؤال نمی کند! و همین باور سبب شد که مجاهدین مرتکب خودکشی سیاسی شده و عامل صدام شوند.

پرده برداری مشاورموسوی ازفتنه جدید

پرده برداری مشاورموسوی ازفتنه جدید

این جریان در حالیکه جریان ناهنجار فتنه ارتباط و الگو برداری خود را از دولت های غربی انکار می نماید،یکی از مشاوران سرکرده اصلی جریان فتنه در سخنانی به وضوح از نسخه برداری این جریان از روی دست دستگاه سلطنتی انگلیس پرده برداشت.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از یک سایت ضد انقلابی،اردشیر امیر ارجمند ،مشاور حقوقی میرحسین چندی قبل در برلین و در حضور برخی از همراهان جریان سبز به پرده از اهداف شوم این جریان ناهنجار سیاسی برداشت.

بنابر این گزارش،ارجمند در بخشی از سخنانش گفت:ما حضور دیگران را در کنار خود می پذیریم. الگوی حکومتی مورد نظر ما همانند انگلستان و نقش ملکه آن می باشد  . استقرار یک حکومت دینی آن هم از نوع ولایت فقیهی اشتباه بوده است و ما مخالفم آنیم.
ارجمند در جایی دیگر ضد بیان مخالفت خود با رهبری و ولایت فقیه گفت:با رهبری متمرکز مخالفیم.

ارجمند در حالی که خود را مسلمان خطاب می نمود، گفت:ما و موسوی دوست نداریم که دین در امور اجتماعی مردم جایی داشته باشد.
این عنصر مرموز جریان فتنه به طور تلویحی از تمرکز جدید جریان فتنه بر موضوع یارانه ها برای ضربه به نظام پرده برداشته و گفت:ما در این مورد و موارد دیگر کم کار نیستیم و به آن توجه داریم./ عط


وضعیت زندانیان زن امریکا

وضعیت زندانیان زن امریکا



در طول دوازده ماه گذشته از هر ۲۰ زندانی در آمریکا یک نفر قربانی سوء استفاده های جنسی شده است.
     به گزارش خبرگزاری آلمان، دولت آمریکا روز گذشته گزارشی منتشر کرد که نشان می دهد در طول یک سال گذشته ۵/۴ درصد از زندانیان ایالتی و فدرال مورد تجاوز یا سوء استفاده های جنسی قرار گرفته اند.

     اداره آمار دادگستری آمریکا، در این گزارش اعلام کرد: "۱/۲ درصد قربانیان از جانب سایر زندانیان مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند؛ در حالی که ۹/۲ درصد نیز کارکنان زندان را به دخالت در این مساله
” در حال حاضر ۶/۱ میلیون زندانی در بازداشت گاههای ایالتی و فدرال آمریکا به سر می برند که یکی از بالاترین درصدهای افراد زندانی در میان کشورهای جهان را تشکیل می دهد. “
متهم کرده اند."

     این بررسی صرفا براساس ادعاهای زندانیان صورت گرفته و خاطرنشان می کند: "حدود یک چهارم از ادعاهای زندانیان در این خصوص در سال ۲۰۰۶ بی پایه و اساس بوده است."

     در حال حاضر، ۶/۱ میلیون زندانی در بازداشت گاههای ایالتی و فدرال آمریکا به سر می برند که یکی از بالاترین درصدهای افراد زندانی در میان کشورهای جهان را تشکیل می دهد.

     در همین حال، سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد: "این گزارش به صراحت اعلام می کند که مسوولان زندان های آمریکا اقدامات کافی برای پیشگیری از وقوع این جرایم انجام نداده اند."

     "جمی فلنر" یک مقام ارشد در این سازمان، گفت: "تجاوز به زندانی اجتناب ناپذیر است؛ اما زمانی که مقامات زندان از انجام اقدامات کافی در این مورد سرباز می زنند، این مساله کلا قابل پیش بینی می شود."

     این گزارش می افزاید: "نیمی از زندان هایی که بالاترین درصد مربوط به تجاوز «زندانی به زندانی» را گزارش داده اند در تگزاس واقع است و سازمان دیده بان حقوق بشر از مسوولان این زندان ها درخواست کرده که اقدامات بیشتری برای توقف سوء استفاده های جنسی صورت دهند."