بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

تاج زاده: معتقد به سرکوب سازمان منافقین نبودیم

تاج زاده: معتقد به سرکوب سازمان منافقین نبودیم
مصطفی تاج‌زاده پس از اخذ دیپلم در سال 1354، برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد. او به همراه تنی چند از دوستان خود در انجمن اسلامی دانشجویان هم‌زمان با گسترش نهضت اسلامی، گروه فلق را پایه‌گذاری می‌کنند. وی در زمان اقامت حضرت امام‌خمینی(ره) در فرانسه به جمع همراهان ایشان در نوفل‌لوشاتو پیوست. تاج‌زاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تأسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عضویت سازمان در آمد و به نمایندگی از سوی سازمان مجاهدین انقلاب، در شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و در ستاد برگزاری نماز جمعه‌ی تهران حضور داشت. وی زندگینامه‌ی سیاسی خود را چنین بازگو می‌کند:
«من قبل از انقلاب در آمریکا تحصیل می‌کردم. در واقع بعد از اخذ دیپلم در سال 1354 به آمریکا رفتم و اوایل مهرماه 1357 به ایران بازگشتم. در آمریکا در انجمن اسلامی دانشجویان فعالیت داشتم. براساس فضای آن دوره با تعدادی از دوستان، مشی مسلحانه را پذیرفته بودیم. من هم در جمعی فعال بودم که بعدها یکی از هفت گروه تشکیل‌دهنده‌ی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شد. تا سال 1360 سمت دولتی نداشتم و به فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی مشغول بودم. اردیبهشت 1361، مدیر کل مطبوعات و نشریات وزارت ارشاد شدم و یک سال هم مدیرکل رایزنی‌های فرهنگی در خارج از کشور بودم. در دوران وزارت آقای خاتمی، معاون امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدم. پس از خاتمه‌ی جنگ به تحصیلات خود ادامه دادم و هنوز هم موفق نشده‌ام رساله‌ی دکترای خود را ارائه دهم».


تاج‌زاده‌ حرکات ‌قبل ‌از انقلاب و اوایل انقلاب خود را تک بعدی و تحت‌تأثیر گفتمان مارکسیستی ارزیابی می‌کند:
«نسلی تک‌بعدی بودیم... بنابراین اصلاً ما تحت تأثیر گفتمان بین‌المللی بودیم و تا حدودی هم گفتمان چپ مارکسیستی».
وی علاقه‌ی افراطی به شریعتی داشت و تحت تأثیر سازمان مجاهدین خلق نیز بود: «به شدت تحت تأثیر شریعتی بودیم و همین طور تحت تأثیر مجاهدین خلق».
تاج‌زاده در دفاع از سازمان مجاهدین خلق و سرزنش «برخورد با این گروهک تروریستی» می‌گوید:
«معتقد به سرکوب آنها نبودیم؛ به یک رقابت سیاسی جدی معتقد بودیم».


وی بعد از استعفای خاتمی از وزارت ارشاد از مسئولیت‌های اجرایی خود کناره‌گیری کرد و به تحصیل در رشته‌ی علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد و پس از آن در مقطع دکترای همین رشته در دانشگاه تهران پرداخت:
«پس از یکی دو سال چاره‌ای دیگر جز درس خواندن نداشتم. چون با تغییر دولت تعداد زیادی از مدیران برکنار شدند. جالب اینکه یک وقت دیدیم در دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران آقایان حجاریان، امین زاده، اصغرزاده، خسرو تهرانی، نصیری، منفرد و... در یک دانشکده جمع شده‌ایم که برای خیلی‌ها تعجب‌آور بود. از سوی دیگر این افراد در کنار آقایان بهزاد نبوی، عباس عبدی، آرمین، آغاجری و تعدادی دیگر از دوستان در مرکز مطالعات استراتژیک، کار تحقیقاتی انجام می‌دادیم».


علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دولت رفسنجانی، درباره‌ی تاج‌زاده می‌گوید:
«تاج‌زاده را من آدم خوبی می‌دانستم. تا شاگرد «شیخ الاسلامی» شد در دانشگاه؛ بعد تحت تأثیر او قرار گرفته بود. او هم به شدت طرفدار رضا شاه بود و علناً هم اظهار می‌کرد. بعد از آن من به «تاج‌زاده» به دیده‌ی شک نگاه می‌کنم».


مصطفی تاج‌زاده پس از ریاست جمهوری خاتمی به عنوان معاونت سیاسی وزارت کشور در زمان تصدی عبدالله نوری برگزیده شد و پس از استیضاح عبدالله نوری به عنوان سرپرست وزارت کشور انتخاب شد. در زمان وزارت آقای موسوی لاری نیز او همچنان معاونت سیاسی وزارت کشور را عهده‌دار بود. سرانجام وی به علت تخلفات متعدد و گسترده در برگزاری انتخابات مجلس ششم و مخدوش ساختن آرای مردم تهران، از سوی دادگاه از مسئولیت‌های دولتی خود کنارگذاشته شد. باید اضافه کرد که وی داماد آقای سیدمحمود محتشمی‌ پور می‌باشد.

جلسه اضطراری درباره خمینی جوان

جلسه اضطراری درباره خمینی جوان
در این جلسه چند ساعته که با حضور حدود 60 نفر از اصلاح طلبان درمنزل خاتمی برگزار شد، افرادی نظیر مهدی کروبی، سید حسن خمینی، سید یاسر خمینی، مجید انصاری، موسوی لاری، قدرت الله علیخانی، علی یونسی، موسوی بجنوردی، محمد علی ابطحی، نظام زاده و ... حضور داشتند.

پس از حضور سید علی خمینی در مراسم 9 دی در مهدیه تهران، برخی سران اصلاحات و حامیان جریان فتنه پنجشنبه شب (غروب 9 دی) جلسه ای اصظراری برای بررسی پیامدهای این اقدام در منزل سید محمد خاتمی در منطقه جماران برگزار کردند.
 
به گزارش البرز هفته نامه 9 دی در این باره نوشت: در این جلسه چند ساعته که با حضور حدود 60 نفر از اصلاح طلبان و حامیان جریان فتنه برگزار شد، افرادی نظیر مهدی کروبی، سید حسن خمینی، سید یاسر خمینی، مجید انصاری، موسوی لاری، قدرت الله علیخانی، علی یونسی، موسوی بجنوردی، محمد علی ابطحی، نظام زاده و ... حضور داشتند.

اگرچه ظاهرا بررسی چگونگی برخورد با پیامدهای حضور سید علی خمینی در مراسم پاسداشت 9 دی علیه جریان اصلاح طلب و فتنه از جمله دلایل مهم تشکیل این جلسه‌ بود، اما تبعات روشنگری رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی علیه جریان فتنه در ایام سالگرد حماسه 9 دی بر روی افکار عمومی و نحوه برخورد سران این جریان با افشاگری‌ها مذکور هم در این جلسه مورد بحث و جمع بندی قرار گرفت.


گفته می‌شود تکذیب فوری دفتر امام درباره حضور سید علی خمینی در مراسم پاسداشت 9 دی و نیز ادعای اخیر کروبی در رد افشاگری رسانه‌ها علیه خود و دیگر سران فتنه و اعلام آمادگی برای محاکمه از جمله جمع بندی‌های این جلسه بوده است.

وقتی که قطب دراویش بلد نیست قرآن بخواند!

از جمله مواردی که وابستگان به فرقه های طریقتی به آن مدعی هستند آگاهی از مسائلی در هستی می باشد که از آن به ماورای طبیعت تعبیر می گردد این در حالی است که این سخنان چیزی جز گزافه گویی نمی باشد.

نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد ........ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد(لینک دانلود فیلم)

 

«... البته مواظب باشید توی دام عنکبوتهای دنیادار وارد نشوید. الان این روزها از این چیزها زیاد است و دکان دارهایی که به اسم معنویت ادعا میکنند امام دیدیم فلان دیدیم هیچ واقعیتی هم ندارد. حواستان باشد که اسیر آنها نشوید».(مقام معظم رهبری - اردیبهشت ۸۶ در جمع دانشجویان بسیجی)

 


سفر پر برکت رهبر انقلاب به شهر قم طلیعه مباحثی شد که مدتها بود کارشناسان میان رشته ای فرق بر بررسی بیشتر در این خصوص تامید داشتند اما همواره وقتی بحث از عرفان کاذب می شد با مخالفتهایی که گاهی لباس علم به تن داشت و بیشتر اوقات لباس لجاجت مواجه می گردیدند.
اما سخنان رهبر معظم انقلاب و اشاره به سه گانه های انحراف راه را برای محققین این حوزه هموار نمود تا بتوانند بهتر از گذشته به عقاید احرافی این طیف داز مدعیان بپردازند.

البته پر واضح است که ظهور این گروه‌ها، حقیقتی است اجتماعی ـ فرهنگی که در جامعه ما وجود داشته و دارد؛ جامعه‌ای که چون همه جوامع انسانی طی سالیان سال با تحولات بزرگی در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی روبه‌رو بوده و هر یک به سهم خود، اثرات بسیاری بر چگونگی تفکر و زندگی افراد درون جامعه داشته و خواهد داشت.

سر غیب

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل ره درین حرم دارد
از جمله مواردی که وابستگان به فرقه های طریقتی به آن مدعی هستند آگاهی از مسائلی در هستی می باشد که از آن به ماورای طبیعت تعبیر می گردد این در حالی است که این سخنان چیزی جز گزافه گویی نمی باشد زیرا عارفان حقیقی و متشرع با وجود وصال به درک چنین فضایلی هرکز ادعایی در این خصوص نداشته و مدعی امورات غیبی نشده اند .
سال هاست که این شیاطین با خرقه های صوفیانه به قلندری پرداخته و در لباسی از فرهنگ، وقت و توان جوانان این مملکت را که سرمایه های انسانی این مرز و بوم هستند، وحشیانه به تاراج می برند و آنان را در حیرتی عمیق فرو می برند و با این کار، سال ها بر کرسی ریاست و مرشدی خویش نشسته و بر اهداف پلید خویش دست می یابند و هیچ کس نیست که بر آنها نظارت کند!
بسیاری از آنان، با وجود پرونده های بسیاری که از اغفال دختران و زنان و ایجاد روابط نامشروع و اختلاس های کلان مالی در دادگاه های مختلف کشور دارند، هممچنان به تدریس و تشویق جوانان پرداخته و سوابق سال های زندان خویش را به مسائل سیاسی نسبت می دهند و خود را جزو آزادی خواهان قرار می دهند و از این راه خود را به شخصیت های بزرگ اجتماعی تبدیل می کنند تا اذهان جوانان پر شور و شوق این مملکت را شستشو دهند و به اهداف خود که همان تبلیغ بنده پروری و نفی آزادی بشر است دست یابند. در این میان بسیاری از جوانان به دلیل وجود مشکلات مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی موجود در کشور به این گروه ها گراییده و عمر و وقت خویش و گاهی جان خویش را از دست می دهند.
به نظر می رسد سکوت در برابر چنین گروه ها و فرقه هایی نه تنها موجب به وجود آمدن دین زدگی و عرفان زدایی در نسل جوان این مرز و بوم شده بلکه موجب از بین رفتن سرمایه هایی می شود که شاید دیگر جبران نشود. نسل جوان هر کشوری سرمایه های انسانی است که باید بر روی آنها سرمایه گذاری کرد تا برای آینده کشور مفید باشند و در صورت فراموشی این نسل، چیزی جز نابودی برای کشور نخواهند ماند.
صوفی و صوفی گری همواره در سالهای اخیر بعنوان یکی از شاخه های مهم جریان های شبه عرفانی مطرح بوده است .
فیلمی که در زیر منتشر شده است گوشه هایی از انحرافات یکی از همین مدعیان دروغین دین فردی به نام نورعلی تابنده می باشد که با استفاده از سادگی مخاطبین به سوءاستفاده از آنها و ارضای منویات درونی خویش مشغول می باشد. باید بر سادگی این افراد که مدعی پیروی از این فرقه هستند گریست. فردی که عاجز از خواندن دو آیه از قرآن کریم می باشد چگونه شایسته رهبری جماعتی نادان و فریب خورده است؟

نورعلی تابنده کیست؟نور علی تابنده فرزند محمد حسن تابنده صالح علیشاه، قطب دراویش گنابادی است که پس از برادرش سطان حسین ملقب به رضا علیشاه و پسر برادرش یعنی علی تابنده معروف به محبوب علیشاه به عنوان قطب سی و نهم سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی رسید.
نور علی تابنده تحصیلات خود را تا دریافت دکترای حقوق در خارج از کشور ادامه داد. در مقطعی پس از بازگشت به کشور گرایش شدید روشنفکری پیدا کرده و دارای تفکرات لیبرالی شده و به عضویت تشکیلات «جبهه ملی» که در اول انقلاب به دلیل مخالفت صریح با لایحه قصاص توسط امام خمینی (ره) حکم به ارتداد آنها صادر شد، می شود. به دلیل آنکه گرایشات روشنفکری او، از طرف خانواده اش به نوعی مخالفت با رژیم شاه تعبیر می شد، مورد مخالفت خانواده تابنده و جریان تصوف که پیوند تنگاتنگی با دربار پهلوی داشتند، واقع شد، به طوری که برادرش رضا علیشاه به عنوان قطب فرقه، فرزند خود نور علی تابنده را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند و اعتنایی به بر ادرش نور علی نمی گذارد.
وی پس از پیروزی انقلاب و تحت تأثیر تفکرات لیبرالی و به دلیل همراهی با جبهه ملی و نهضت آزادی که پرونده آنها مخصوصاً در دوران ۸ ساله دفاع مقدس بسیار سیاه و تاریک است، با نظام جمهوری اسلامی نیز سر ستیز پیدا می کند، به طوری که یک بار در اوایل دهه ۷۰ شمسی به دلیل بعضی از اقدامات، دستگیر و به اتفاق بعضی از سران نهضت آزادی مدت کوتاهی در زندان نظام اسلامی به سر می برد.
همچنان نور علی تا بعد از آزادی، هنوز مراحل صوفیانه را در سلسله خانوادگی خود شروع نکرده بود. در این زمان برادرش رضا علیشاه فوت می کند و قطبیت به پسرش علی تابنده ملقب به محبوب علیشاه می رسد و در این مقطع در اواسط دهه ۷۰ محبوب علیشاه (پسر برادرش) نیز بر اثر عارضه قلبی می میرد و از قضا، قطبیت به نور علی تابنده ای که عاری از تعالیم صوفیانه و درویشی بود، می رسد!!! او هنوز به عنوان قطب این فرقه درویشی به حیات خود ادامه می دهد. وی به گواهی سوابق تحصیلاتی و خانوادگی و اقرار دروایش گنابادی، از سواد اولیه دینی نیز برخوردار نیست، چنانکه در فیلم زیر ناتمبرده در قرائت هر خط از قرآن، چند غلط فاحش اعرابی دارد!!
برادر وی یعنی سلطانحسین تابنده یا رضا علیشاه گنابادی در زمان ریاست خود بر این فرقه، رابطه بسیار حسنه ای با دربار پهلوی داشت. محمد رضا پهلوی دوبار رسماً به بیدخت رفت و شب را به اتفاق اسدالله علم، وزیر سفاک خود و از دوستان تابنده، در منزل او بیتوته کرد. در این رابطه عکس های از ملاقات محمدرضا پهلوی با رضا علیشاه و تعظیم او به شاه پهلوی، موجود است. ارتشبد نصیری رئیس سفاک ساواک که دست او به خون بسیاری از جوانان انقلابی و متدین این مرزو بوم آلوده بود، از دوستان تابنده و از مریدان این فرقه درویشی بود. البته اسناد وابستگی و همراهی اقطاب این فرقه با شاهان ظالم قاجار و پهلوی بسیار زیادتر از این اجمال است؛ چنانکه می توان تنها برای نمونه چند مورد دیگر را اشاره کرد، جمله اینکه میرزا آغاسی از شیوخ فرقه نعمت اللهی و عامل تابلودار استعمار بود که پس از دسیسه چینی در قتل صدر اعظم باکفایت و دانشمند ایران یعنی قائم مقام فراهانی، چندی به نخست وزیری شاگرد سابق خود یعنی محمد شاه قاجار رسید. اسناد رابطه نامشروع این رئیس خانقاه صوفیه با مهد علیاء زن محمد شاه، در تاریخ ثبت است. ظهیر الدوله ملقب به صفا علیشاه، داماد ناصرالدین شاه و وزیر دربار نیز از اقطاب یکی از این فرقه های نعمت اللهیه بود که با بنیانگذاری انجمن اخوت، مایه پیوند رسمی دراویش صوفی با لژهای فراماسونری استعمار شد. عبدالحسین تیمور تاش وزیر دربار رضا خان پهلوی و جاسوس پرونده دار روسیه در ایران که داعیه سلطنت را نیز در سر داشت و عاقبت الامر به این جرم مورد تصفیه حساب خونین رضا خان واقع شد و به قتل رسید، از دراویش نعمت اللهی بود. منوچهر اقبال رئیس شرکت ملی نفت ایران نیز گرایش شدید به تصوّف گنابادی داشت. او یکی از دختران خود را به خانواده تابنده می دهد و یکی دیگر را به خانواده شاه؛ یعنی خاندان پهلوی با خانواده تابنده عجین شده و به همین دلیل در زمان محمد رضا شاه، قدرت اقبال از وزرا هم بیشتر بود.
نورعلی الان چه می کند؟

چندی پیش نورعلی تابنده سرکرده فرقه دراویش گنابادی که دیدارهای محفلی خود را در افزایش داده است  در دیدار اعضاء و خانواده های برخی افراد دستگیر شده این فرقه بدلیل فعالیت های غیرمجاز آنها با انتقاد از عملکرد دستگاه قضایی در خصوص احکام صادره آن را ناعادلانه خوانده و گفت: «در زمان شاه دوبار تبعید و یکبار زندانی شدم و مثل الان شما بی گناه بودم شاه  متوجه شد که من بی گناه هستم ولیکن آقایان هنوز به این نتجیه نرسیده اند که دراویش کار خلافی انجام نداده اند و جرمی انجام نداده اند.»
وی همچنین در ادامه سخنانش ضمن حمایت از فتنه سبز گفت: اظهارات آقای کروبی در خصوص برخورد نامناسب با زندانیان در مورد دراویش نیز صادق است و این حکومت با اینگونه رفتارها رو به زوال است.»
گفتنی است نورعلی تابنده که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ازای دریافت مبلغی از کروبی از و ی حمایت کرده بود نیز در  دیدارهایی که پیش ا زاین با برخی از گروههای اپوزیسیون از جمله نهضت آزادی داشت قول هرگونه حمایت مالی و همکاری با جنبش سبز را داده بود. در ایام اغتشاشات پس از انتخابات۸۸ نیز بسیاری از چهره های وابسته به این فرقه و فرقه های دیگر دراویش در کف خیاانها حضور داشتند و بنا به دستور تشکیلاتی فرقه به فتنه افکنی و حمایت از برخی کاندیداهای خاص همراه با اغتشاش گری مشغول بودند. برای مثال فرزند یکی از دراویش فرقه "علویه قادریه" که از اراذل اوباش منطقه لویزان می باشد بنا به دستور تشکیلاتی پدرش که معروف به (منصور.غ) می باشد ضمن حضور در خیابانها و عربده کشی ضمن توهین به مقامات نظام مسئولیت هدایت برخی از اراذل منطقه در ایام اغتشاشات ۸۸را بعهده داشت.

ذکر این نکته ضروری است که  با مرگ محبوبعلیشاه قطب قبلی فرقه وروی کار آمدن مشکوک نورعلی تابنده قطب فعلی ماهیت این فرقه از یک تشکیلات به اصطلاح مذهبی به یک شاخه سیاسی از یک جریان خاص تغییر پیدا کرد.نورعلی تابنده که عضو رسمی واز سران جبهه ملی (مرتد) می باشد با رسیدن به قطبیت ابزار بسیار خوبی برای مخالفت با جمهوری اسلامی پیدا کرد.
ذکر این نکته ضروری است که پس از پایان ریاست جمهوری خاتمی درسال ۸۴ و همچنین همزمان با انتخابات۸۸ و اغتشاشات پس از آن، فرقه گنابادی همچون فرقه ضاله بهائیت  با حرکت در مسیر اربابان خارجی خود فعالیتهای سیاسی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را تشدید کرده اند.

 

لینک دانلود فیلم

باهنر:نظر مجمع می تواند خلاف قانون باشد

 باهنر:نظر مجمع می تواند خلاف قانون باشد
یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تشریح جزئیات جلسه فوق العاده روز گذشته مجمع، گفت: بر اساس اصل ۱۱۲ قانون اساسی مجمع تشخیص مصلحت نظام می تواند در مواردی خاص که به مصلحت نظام است اجازه دهد خلاف قانون اساسی عمل شود.
محمد رضا باهنر عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در گفتگو با مهر در خصوص جلسات فوق العاده روز سه شنبه مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: مجمع در جلسه مذکوربررسی چهار مورد اختلافی بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان از جمله موارد "ترکیب شورای پول و اعتبار، ترکیب هیئت امنای صندوق توسعه ملی، فاینانس، استفاده دستگاهها از منابع مالی خارجی" را به اتمام رساند.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: اما بررسی دو مورد اختلافی "انتخاب رئیس کل بانک مرکزی و ترکیب شورای هماهنگی نهادهای نظارتی" به جلسه روز شنبه هفته آینده مجمع موکول شد.

وی در خصوص انتقاد برخی از مسئولان نسبت به عملکرد مجمع عنوان کرد: بر اساس اصل ۱۱۲ قانون اساسی مجمع تشخیص مصلحت نظام می تواند در مواردی خاص که به مصلحت نظام است اجازه دهد خلاف شرع و خلاف قانون اساسی عمل شود.

این عضو کارگروه حل اختلاف دولت و مجلس اضافه کرد: به عنوان مثال شورای نگهبان دو موضوع "فاینانس و استفاده دستگاهها از منابع مالی خارجی" را به دلیل اینکه ممکن است وام های خارجی ربوی باشند خلاف شرع تشخیص داد اما مجمع و مجلس به نفع دولت و به مصلحت نظام این موارد را تصویب کرد.

گفتنی است، دراصل ۱۱۲ قانون اساسی آمده است "مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آنان ارجاع می دهد و سایر وظایفی که در این قانون ذکر شده است به دستور رهبری تشکیل می شود.