بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

افشای نحوه جاسوس‌پروری و آموزش های تروریستی

افشای نحوه جاسوس‌پروری و آموزش های تروریستی

در روزهای آینده، فیلمی از شبکه اول سیما پخش خواهد شد که از راز طراحی پیچیده اطلاعاتی امنیتی موساد برای جذب جاسوس و اقدامات تروریستی پرده برمی‌دارد.

 مستند «برای جاسوسی» که توسط گروه مستند شبکه اول سیما با همکاری ضدجاسوسی وزارت اطلاعات در دو بخش حدود سی دقیقه‌ای ساخته شده، قرار است در شب‌های پایانی هفته جاری از شبکه اول سیما پخش شود.

این مستند تکان‌دهنده و جنجالی، به تشکیلات عظیم و امنیتی سازمان جاسوسی رژیم اسرائیل می‌پردازد که زیر پوشش یک بنیاد به ظاهر بشردوستانه بین‌المللی فعالیت می‌کند.

«به دنیا آمده برای آزادی»، نام بنیادی به ظاهر بشردوستانه بین‌المللی است که با طراحی موساد و عوامل این تشکیلات ضدبشری و ضدانسانی به اجرا درآمده و هدفش، فریب جوانان جهان اسلام، به ویژه ایران و کشاندن آنان به ورطه جاسوسی است.

این بنیاد که به ظاهر برای یافتن اطلاعات درباره وضعیت سربازان ناپدیدشده رژیم اسرائیل، به ویژه «رون آراد» ایجاد شده، درواقع به کار جذب جاسوس و جاسوس‌پروری و تربیت تروریست مشغول است که از جمله مهمترین کارهای آن، می‌توان به جذب و آموزش عامل اصلی ترور دانشمند شهید کشورمان، مسعود علیمحمدی اشاره کرد.

موساد برای طمع انداختن و فریب طعمه‌های خود و جذب آنان، مبلغ ده میلیون دلار جایزه تعیین کرده که در ظاهر برای ارایه اطلاعات درباره «رون آراد» پرداخته خواهد شد، ولی درواقع نه جایزه‌ای در کار است و نه رون آرادی، بلکه هدف اصلی که همان مجبور به همکاری کردن فریب‌خوردگان با موساد است، محقق می‌شود؛ «رون آراد» کمک خلبان ناپدیدشده اسرائیلی است که بیش از بیست سال پیش، در حالی که به بمباران مناطق جنوبی لبنان مشغول بود، هواپیمایش سقوط کرد.

در این زمینه، یک منبع آگاه به خبرنگار «تابناک» گفت: مجید جمالی فشی که یکی از عوامل اصلی ترور شهید علیمحمدی است، از راه دام‌هایی همچون بنیاد «به دنیا آمده برای آزادی» فریب موساد را خورده و گرفتار شده که سرانجام نیز به عنوان مزدور صهیونیسم، نقشه آنها را به اجرا درآورده است.

گفتنی است، این فیلم افزون بر افشای طراحی این تشکیلات جاسوسی با پخش اعترافاتی، پشت پرده طراحی پیچیده و دقیق آن را نیز آشکار می‌کند و در این فیلم همچنین تصاویری از اعترافات چند نفر از عوامل فریب‌خورده و مرتبط با این بنیاد صهیونیستی وابسته به موساد و نیز مصاحبه‌هایی با چند کارشناس مطرح از جمله مصطفی دیرانی، یکی از مسئولان سابق جنبش امل در لبنان پخش خواهد شد.

محبوبیت بی‌نظیر رهبر انقلاب و متوهمان جدید

محبوبیت بی‌نظیر رهبر انقلاب و متوهمان جدید
"آیت‌الله خامنه‌ای محبوب‌ترین سیاستمدار در میان ملت ایران است" این جمله را نه یکی از مسئولان ایران گفته است و نه راهپیمایان 9 دی خطاب به دوربین‌های تلویزیونی. این عبارتی است که "فرید زکریا" سردبیر مجله معروف نیوزویک و از مشاوران ارشد دولت آمریکا که دشمنی خاصی با جمهوری اسلامی دارد، بیان کرده. این اذعان به گستره گسترده محبوبیت رهبر انقلاب در میان مردم، فارغ از تمام تفسیرها و تحلیل‌هایی که به دنبال دارد، یک نشانه و چراغ راه برای تمام سیاستمداران ایرانی نیز هست؛ سیاستمدارانی که پیش از این، هم اکنون و بعد از این سکان برخی مسئولیت‌های کشور را برعهده گرفته و به عنوان مسئول اجرایی معرفی می‌شوند.

این مساله که پس از رخ دادن حوادث سال گذشته مطرح شده، نشانگر عمق رابطه قلبی و عاطفی رهبر انقلاب با مردم است؛ مردمی که فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی و قومیتی، تنها یک نفر را به عنوان "فصل‌الخطاب" قبول دارند و ملاک‌شان برای انتخاب سایر مسئولان هم میزان نزدیکی فرد موردنظر به این حبل‌المتین است. با این حال، در ماه‌های اخیر برخی اظهارات و سخنان از سوی برخی مسئولان شنیده می‌شود که مدعای استقلال رأی و محبوبیت دارند و در تلاش هستند تا همان رویکرد ناکام اصلاحات را در پیش بگیرند. تئوریسین‌های اصلاح‌طلب در دوران تسلط خود بر قوه مجریه، صریحا از حاکمیت دوگانه سخن گفتند و به دنبال ایجاد تقابل میان جایگاه رئیس جمهور منتخب با جایگاه ولی‌فقیه بودند. تئوری فتح سنگر به سنگر نظام هم با همین رویکرد از سوی سعید حجاریان ارائه شد؛ نظریه‌ای که البته در اولین گام، سرنوشت تلخی پیدا کرد و در راهپیمایی 23 تیر 78 عیار آن مشخص شد. غرور و خودمحوربینی مساله‌ای بود که اصلاحات را توهم‌زده کرد که دیگر به پشتیانی رای مردم می‌توانند هرکاری که خواستند انجام دهند و زمینه را برای تغییر و استحاله ماهیت انقلابی انقلاب اسلامی فراهم کنند؛ در صورتی که نظریه‌پردازان این جریان متوجه نشدند آرای ریخته شده به نام رئیس جمهور وقت، پیش از هرچیزی تایید نظام و لبیک به رهبر انقلاب بود.

به نظر می‌رسد این موضوع اکنون نیز در میان برخی افراد و مسئولان دیده می‌شود. این افراد با دنبال کردن راهی که جریان دوم خرداد در پیش گرفت، به دنبال خودنمایی در عرصه سیاست هستند؛ غافل از آنکه در صورت ادامه این رویکرد، سرنوشت محتوم اصلاح‌طلبان در انتظار این جریان هم خواهد بود. بررسی شعارها و پلاکاردهایی که توسط مردم در راهپیمایی تاریخی 9 دی سر داده و حمل شد هم تایید می‌کند که اگرچه بسیاری از این افراد احساس قلبی نسبت به فرد موردنظر خود در انتخابات داشتند و در یک رقابت سیاسی به نامزد موردنظر خود رای دادند اما پس از خطبه‌های رهبر انقلاب در نمازجمعه 29 خرداد، تمامی گرایش‌های خود را کنار گذاشتند و به فرمان "ولی" به فضای عادی جامعه بازگشتند. در واقع اینگونه نیست که برخی افراد و مسئولان گمان کنند که مردم جایگاه رهبری را به عنوان یک مسئولیت صرفا سیاسی ارزیابی کنند که در زمان‌های مختلف، گرایش‌های مختلف سیاسی خواهد داشت و به حمایت از فلان گروه می‌پردازد؛ بلکه رابطه قلبی میان مردم و رهبر انقلاب موضوعی است که ارتباطی به سیاسیون و جناح‌ها ندارد و این افراد نمی‌توانند خود را با اینگونه تحلیل‌ها فریب دهند که خارج از این رابطه "مردم - رهبر" دارای جایگاه و یا ارزشی در میان مردم هستند.

به عنوان مثال می‌توان به مراسم یادبود سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در خردادماه امسال اشاره کرد که شعار جمعیت حاضر در مراسم به هنگام سخنرانی رئیس جمهور، "احمدی دلاور، پیرو خط رهبر" بود؛ شعاری که سال پیش و پس از مناظره تلویزیونی دو نفر از کاندیداها هم در همین مراسم از سوی مردم سر داده شد. نباید اینگونه تصور کرد که باید به تبلیغات و جنجال رسانه‌ای درباره رابطه جریانات سیاسی با رأس نظام اهمیت داد و این موضوع را برجسته‌سازی کرد و بر اساس آن دست به سخنرانی‌های نامأنوس و تأویل‌پذیر زد؛ چرا که این مساله دقیقا در راستای خواست دشمنان انقلاب و ولایت‌فقیه است که این جایگاه حساس را وارد عرصه‌های سطحی نظیر گروه‌بندی‌های سیاسی کنیم. چه الزامی وجود دارد که با استفاده از جملات به ظاهر فلسفی و سخت فهم به دنبال "ماله‌کشی" دروغ‌های رسانه‌های غربی باشیم و در این میان، نظرات ناصواب خود را هم با این جنجال‌های دروغین بی‌آمیزیم و به دنبال ارائه رویکردی اشتباه و خلاف واقع از مقهوم جذب حداکثری باشیم؟ بیان مطالبی همانند اینکه "برای ما سخت است که برخی گمان کنند راس نظام حامی یک جریان خاص سیاسی است" با چه هدفی صورت می‌گیرد؟ آیا اینگونه اظهارات، بازی رسمی در زمین دشمن و در نقش پیاده نظام رایگان آن نیست؟

"جذب حداکثری" که از موضوعات مورد اشاره خود رهبر انقلاب بوده است، در انتخابات ریاست جمهوری دهم عینیت پیدا کرد و 40 میلیون نفر با حضور در پای صندوق‌های رأی نشان دادند که اهمیتی به اینگونه تبلیغات که به منظور مصادره کردن جایگاه رهبری است، نمی‌دهند. در واقع این حضور 85 درصدی و رأی‌هایی که درون صندوق‌ها ریخته شدند، بیشتر از آنکه حاوی نام و اسامی کاندیداها باشند، مهر تأیید بر همان رابطه "مردم - رهبر" بود. چرا برخی افراد و مسئولان اصرار بر جداسازی و تقسیم مردم به دو گروه و دسته دارند و بعد از این تقسیم‌بندی خیالی، می‌خواهند تا به قول خودشان گروه مقابل را هم جذب کنند! رویکردی که کاملا در تعارض و تناقض با واقعیت‌های جامعه است؛ واقعیتی که پس از نمازجمعه 29 خرداد خود را نشان داد و به قول "داریوش سجادی" اصلاح‌طلب ساکن آمریکا، جمعیت معترض به نتیجه انتخابات را آرام کرد و "جریان معترض به یکباره آب شد؛ چرا که از رهبر خود شنید که جمهوری اسلامی اهل خیانت به آرای مردم نیست." در واقع این تاکیدی است بر نقش محوری و اساسی رهبر انقلاب در خاموش کردن آتش فتنه که فقط توسط شخص ایشان صورت گرفت. رهبر انقلاب در 8 ماه، خود به بصیرت‌بخشی پرداختند و با سخنان شفاف و صریح، مرز میان انتقاد و فتنه‌گری را عیان کردند که نهایتا به حماسه شیرین 9 دی ختم شد؛ حماسه‌ای که این تاثیرگذاری رهبر انقلاب در آن هم دیده شد و در دستان مردم فقط پرچم عزای حسین (ع) بود و عکس‌هایی از امام و رهبری.

حال و با توجه به این مساله، جای سوال است که چرا برخی افراد که در جایگاه‌های حساس هم قرار دارند، اصراری عجیب برای نادیده گرفتن این واقعیت دارند و بر طبل گسست مردم می‌کویند و وظیفه خود را هم جلوگیری از افزایش این گسست و لزوم پیوند زدن آن‌ها معرفی می‌کنند؟! این افراد از کدام گسست سخن می‌گویند؟! گسستی که حتی لس‌آنجلس‌نشینان هم آن را باور ندارند و حتی سردبیر نیوزویک هم آن را یک خیال موهوم می‎نامد؟! چرا باید برای مساله‌ای که وجود ندارد، فلسفه‌بافی کرد و با اظهارات خارج از عرف به دنبال تئوریزه کردن این توهم بود؟

اگر ضدانقلاب شما را با تیر زد شما با توپ و تانک بزنیدش

اگر ضدانقلاب شما را با تیر زد شما با توپ و تانک بزنیدش
«امام در برخورد با گروهک‌ها هم، تقریباً مانند جنگ، حساسیت نشان می‌دادند. ایشان هر مورد را لحظه به لحظه پیگیری می‌کردند.... در خصوص ضدانقلاب کردستان یا مناطق دیگر می‌فرمودند: «مردم را رعایت بکنید ولی در مقابل گروه‌ها هیچ ضعفی از خودتان نشان ندهید. اگر این‌ها از یک جا به شما تیراندازی کردند، شما هم با توپ و تانک آنجا را بزنید.»

از جمله محکمات اندیشه و سیرهٔ عملی امام خمینی، تأکید ایشان بر لزوم برخورد بسیار شدید با ضدانقلاب است که می‌توان آن را جلوه‌ای از «جاهِدِ الکفّارَ و المُنافِقینَ وَ اغلُظ عَلَیهم» (سوره توبه، آیه ۷۳ و سوره تحریم، آیه ۹. یعنی: با کافران و با منافقان جهاد کن و برآنان سخت بگیر) محسوب نمود. البته عده‌ای که دچار استحالهٔ فکری شده‌اند یا اکنون نفاق یا مرض‌های قلبی پنهان خود را آشکار می‌کنند، سعی دارند از امام چهره‌ای لیبرال و غرب پسند بسازند که با وجود شواهد و خاطرات فراوان از سیره و فکر واقعی امام، راه بر آنام بسته شده است. خاطرهٔ زیر که توسط محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه) نقل شده، لزوم برخورد شدید با ضدانقلاب و عکس العمل شدید‌تر از عمل آنان را نشان می‌دهد:

«امام در برخورد با گروهک‌ها هم، تقریباً مانند جنگ، حساسیت نشان می‌دادند. ایشان هر مورد را لحظه به لحظه پیگیری می‌کردند.... در خصوص ضدانقلاب کردستان یا مناطق دیگر می‌فرمودند: «مردم را رعایت بکنید ولی در مقابل گروه‌ها هیچ ضعفی از خودتان نشان ندهید. اگر این‌ها از یک جا به شما تیراندازی کردند، شما هم با توپ و تانک آنجا را بزنید.»

خلاصه آنکه حضرت امام در برخورد با گروه‌ها بسیار قوی و محکم بودند و هیچ تردیدی در درگیری با آنان به خود راه نمی‌دادند.» (پا به پای آفتاب، به کوشش امیررضا ستوده، انتشارات پنجره، جلد چهارم، صفحه ۱۴۵)

نماز آزادی در خیابان پس از 23 سال

 نماز آزادی در خیابان پس از 23 سال

خروش ناگهانی مردم تونس علیه 23 سال دیکتاتوری زین العابدین بن علی با فرار او و سقوط حکومت خودکامه به ثمر نشست و مردم این کشور که سال‏ ها با محدودیت ‏های شدید دینی مواجه بودند، بار دیگر لذت دینداری را چشیدند. مردم مسلمان تونس که در زمان بن ‏علی اجازه انجام آداب و مناسک اسلامی را به طور عمومی نداشتند، اینک فرصت را غنیمت شمرده و با برپایی نماز در خیابان ها به جهانیان نشان دادند که همچنان به آموزه های اسلام پای می‏فشرند.

گفتنی است، روز گذشته نیز پس از 23 سال ضدیت دیکتاتور تونس با مظاهر اسلام، بالاخره بغض مناره ها شکست و ندای دلنشین اذان از آنها بلند شد.