بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

بازگشت مهره های سفید با راهبرد سیاه نمایی

 بازگشت مهره های سفید با راهبرد سیاه نمایی

 

علامات سوالی که پس از حوادث ساختارشکنانه سال گذشته، جریان اصلاحات را به زیر گرفت و اقدامات این خط سیاسی را در افکار عمومی با ابهام و نوعی حیرت تاسف آمیز همراه کرد، نتیجه ای بود که اصلاح طلبان شاخص با رفتار ناصوابشان در فضای پیش و پس از انتخابات 88 به تصویر کشیدند. گرچه آنان هیچ گاه حاضر نشدند که پای در میدان صداقت بگذارند و در دادگاه افکار عمومی، سوالات مردم درباره خویش را پاسخ دهند، اما مردم تا حدود زیادی پاسخ سوالاتشان را درک کرده و فهمیده اند. پاسخ هایی که از عملکرد نسبتا عیان اصلاح طلبان سرآمد دریافت شده و کمتر حاجتی به بیان است. خروج از اعتزال سیاسی به هر وسیله و بازگشت به قدرت از هر مسیر یکی از آن مواردی است که کمابیش سوال مردم از چرایی اعمال خارج از عرف این جریان حزبی را پاسخ داده است. در ادامه برای تشخیص  صحت و سقم و میزان استحکام این پاسخ، یکی از تحرکات اخیر در زمین اصلاحات را بررسی و تحلیل می کنیم.

حرکت به سمت سفید کردن فضا
دور کردن اذهان عمومی از واژه فتنه و تلاش برای تغییر نام تحرکات ساختارشکنانه از «فتنه» به «اصلاح» گرچه پیشتر نیز بروز داشته است اما اخیرا این موضوع در جلسات عناصر برجسته اصلاح طلب تکرار و موکدا تاکید شده است که «فضای سیاسی و رسانه ای کشور آکنده از فتنه و فتنه گران شده و هرگونه فعالیت اصلاح طلبان خواه ناخواه در گردونه این واژه تعریف می شود؛ بنابراین ما باید خود را از سایه سنگین فتنه خارج کنیم و به سمت سفید کردن فضا حرکت کنیم.» این تاکیدات البته به این معنا نبوده که باید کاملا خطوط اصلاحات را از دایره فتنه ای که پس از انتخابات 88 به راه افتاد خارج کرد و نسبت «تساوی» میان این دو مفهوم که در افکار عمومی متصور است را به نسبت «تباین» تبدیل کرد بلکه این برنامه ریزی به نوعی تحقق نسبت «عموم و خصوص من وجه» را پیگیری می کند. به عبارتی عناصر برجسته اصلاح طلب در پی آنند تا تصور عمومی را به این سمت پیش برند که «برخی از اصلاح طلبان فتنه گرند» و «برخی از اصلاح طلبان فتنه گر نیستند»؛ «برخی از فتنه گران اصلاح طلبند» و «برخی از فتنه گران اصلاح طلب نیستند». گرچه القای این تصویر از «اصلاحات» و «فتنه» و مصادیق آن منطقی و صحیح است اما زمانی مشکوک به نظر می رسد که با این واقعیتی مواجه شویم و دریابیم که اصلا پس از انتخابات 88 کسی از مقامات و مسئولان رسمی نظام جمهوری اسلامی ادعا نکرد که تمامی اصلاح طلبان فتنه گرند و تمامی فتنه گران نیز اصلاح طلب و اصلا کسی در پی حذف جریان اصلاحات نبوده است. اگر در افکار عمومی هم این تصویر و نسبت تساوی میان «فتنه» و «اصلاحات» شکل گرفته ناشی از بی صداقتی و اقدامات غلط و همراهی بسیاری از اصلاح طلبان با فتنه ای بوده است که بذرهای آن را هم البته برخی از سران و سردمداران اصلاحات در زمین ایران اسلامی کاشتند. بنابراین طبیعی است که در این شرایط اگر اصلاحات به راستی و درستی قصد تبری از فتنه و بهبودی اوضاع سیاسی خود را داشته باشد نیازی به تقلا برای جایگزینی واژگانی اصلاح به جای فتنه و سپس تکاپو برای ایجاد نسبت «عموم و خصوص من وجه» میان «اصلاح طلب» و «فتنه گر» نیست. اینگونه اقدامات تنها بر ضخامت علامات سوالی که در اذهان عمومی نسبت به اصلاحات شکل گرفته می افزاید و سوالات تازه ای را شکل می دهد که چرا در شرایطی که مسیر برای ورود به میدان صداقت باز است و راه بازگشت و عذرخواهی در نظام مردم سالاری دینی بسته نیست، عده ای به جای آنکه خود را از فتنه گران دور کنند و اعلام برائت خود از قانون ستیزان را فریاد زنند، درصددند تا ذهن مردم را از واژه فتنه دور کنند و اشتباهات خود را در زمین دیگران چال کنند؟

سیاه نمایی برای روشن کردن آسمان تار اصلاحات
در این بررسی ها و برنامه ریزی های اخیر اصلاح طلبان شاخص که پس از شرط گذاری اخیر خاتمی و فعال شدن شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ابراز شده است، بر فعال شدن چهره های مشهور اصلاح طلب و بیان نقطه نظرات مختلف در قالب عضو جریان اصلاحات و نیز طرح مسائلی که این جریان را از چتر فتنه خارج سازد، تاکید شده است. این سناریو که از مدتها پیش طراحی شده است بی شک دنباله راهبردهایی است که از سال گذشته تاکنون، اصلاحات برای سفید کردن فضا در تعقیب آنها است. استراتژی انتخاباتی اصلاح طلبان با عنوان «حرکت چراغ خاموش با مهره های سفید» و «تقسیم نقش ها در تحرکات سیاسی» دو نمونه از مواردی است که همچنان دنبال می شود و تاکید اخیر اصلاح طلبان نیز مبتنی بر این گزینه ها است. اما چرا بدنه اصلی اصلاحات با ورود به میدان صداقت، ابهامات فکری مردم را رفع نمی کند و به طور شفاف سوالات در خصوص عملکرد برخی از اصلاح طلبان را پاسخ نمی دهد تا فضای پیرامونی آنان سفید و روشن شود، پرسشی است که پاسخ آن نهفته در توضیحات و توصیفات مزبور است. در کلامی خلاصه باید گفت که آنان با تاکتیک های سیاسی قصد دارند اقلیت ساختارشکنان موسوم به جنبش سبز را به نفع خویش نگه دارند و از سویی هم فضای فکری اکثریت جامعه را نسبت به خود تغییر دهند. منفی بافی و سیاه نمایی برای آبیاری درخت خشکیده فتنه اما از مسیری و با افراد میانی که مثبت جلوه کند و فضا را در آسمان تار اصلاحات روشن و سفید کند.

نگرانی خانم بازیگر هوادار کاندیدای دیکتاتور از ورود دیکتاتوری به

نگرانی خانم بازیگر هوادار کاندیدای دیکتاتور از ورود دیکتاتوری به عرصه هنر!
لیلی رشیدی حامی میر حسین موسوی که دیکتاتوری هایش در حوادث بعد از انتخابات کشور را برای مدتی به آشوب کشید در برابر مسائل مربوط به نمایش مبتذل هدا گابلر که باعث دل آزردگی دینداران جامعه و مردم انقلابی شد، گفت: نگرانم که خشونت و دیکتاتوری وارد عرصه هنر شود... به گزارش کلمه ، لیلی رشیدی با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با نمایش هدا گابلر، به سبک برخی هنرپیشگان جریان معارض، نسبت به حضور دیکتاتوری فرهنگی در عرصه هنری ابراز نگرانی کرد و گفت: چه دلیلی دارد نمایشی که چندین بار توسط هیات بازبینی دیده شده اینطور مورد خشونت و تعرض قرار گیرد؟

این بازیگر تئاتر در گفت و گو با دی نا، در برابر ابتذال موجود در نمایش هدا گابلر که مورد اعتراض و انتقاد بسیاری از دین مداران جامعه قرار گرفت، گفت: همیشه از چیزی که بدم می آمده و نگرانش بودم این بوده که خشونت و دیکتاتوری فرهنگی وارد عرصه هنر شود.

این هوادار دیکتاتور شکست خورده انتخابات برای توجیه ابتذال این نمایش گفت: چه دلیلی دارد نمایشی که جندین بار توسط هیئت بازبینی دیده شده اینطور مورد خشونت و تعرض قرار بگیرد؟

البته هیئت بازبینی نیز باید در برابر صحنه های غیرعادی، فضای ناپاک و پارادایم فکری حاکم در اینگونه نمایش ها پاسخ گو باشد. چنانکه از اساس تأیید و ارائه مجوز به این دسته از آثار به ظاهر هنری در خور جامعه اسلامی نیست.

این بازیگر که سخنانش مورد استقبال رسانه های ضدانقلاب قرار گرفت، افزود: تئاتر به اندازه کافی مورد هجمه و بی مهری قرار می گیرد، دیگر چه دلیلی دارد چند هنرمند جوان را با دستبند مثل قاچاقچی و تبهکار از سر صحنه به زندان ببریم و این رفتار ناعادلانه را با آنها داشته باشیم؟

لیلی رشیدی که در جریان انتخابات سال گذشته با علائم و دست بند سبز از جریان سیاسی خاصی حمایت کرده بود، در ادامه اظهار داشت: من نقش هیئت بازبینی را این وسط نمی دانم. مگر تمامی صحنه ها جلوی هیئت بازبینی اجرا نشده و هیئت بازبینی اجازه اجرای نمایش را نداده؟ پس اینهمه خشونت و رفتار ناشایست با هنرمندان برای چیست؟

نمایش هداگابلر که برگرفته از یک نمایشنامه غربی است و مبتنی بر نظرات نیست انگارانه و لذت گراست به شکل بسیار سخیف و نامناسبی در یکی از تالارهای تهران به نمایش عمومی گذاشته شد. این نمایش به محلی برای ترویج اباحه‌گری، ابتذال و عادی‌سازی چندشوهری، اختلاط زن و مرد و استفاده از نمادهای یک فرقه انحرافی موسوم به «بردگی جنسی و فراماسونری» و دیگر اقدامات ضدارزشی تبدیل شده بود.

در ادامه این نمایش که مبتنی بر نگره توهم‌افکن و سیاه‌آلود نویسنده نروژی آن یعنی «هنریک ایبسن» Henrik-Ibsen است، زن هوسران همواره به دنبال اجیرکردن عشق مردان برای خود بوده و به راحتی با دوستش - شخصیت قاضی- رابطه نامشروع دارد، اگرچه این رفتار در منظومه تفکرات غرب طبیعی به نظر می‌رسد.
بر این اساس متوقف شدن این نمایش، البته همزمان با اتمام اجرای آن، نگرانی رسانه های متعلق به صهیونیسم، بهائیت و جریان فرهنگی برانداز را در پی داشت.

ماجراهای جوادی فر و دوست دخترش

تصاویری که در زیر مشاهده می کنید مربوط است به امیر جوادی فر از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به همراه دوست دخترش! 
سایت های وابسته به فتنه گران به وی لقب شهید جنبش سبز را داده بودند .

صراط نیوز بابت انتشار این تصاویر از مخاطبین محترم پوزش می طلبد .


تصاویر زیر مربوط به اولین سالگرد فوت جوادی فر!






تصاویر زیر مربوط به اولین سالگرد آشنایی جوادی فر و دوست دخترش!



معصومه ابتکار، زهرا رهنورد، میر حسین موسوی، محمد علی نجفی و احمد مسجد جامعی در منزل جوادی فر

الجزیره" برای من پرونده‌سازی کرده است!

الجزیره" برای من پرونده‌سازی کرده است!
یکی از سران داخلی فتنه اسناد الجزیره را که حتی مورد تایید سران ارشد تشکیلات خودگردان هم قرار گرفته، گزارشی آشفته نامیده که توسط دروغگویان منتشر شده است.

«میرحسین موسوی» طبق روال همیشگی خود، اسناد منتشر شده از سوی شبکه تلویزیونی الجزیره را هم تکذیب کرده و آن را سناریوی جمهوری اسلامی ایران علیه او و جریان حامی‌اش نامیده است!

موسوی در یادداشتی که در سایت رسمی خود منتشر کرده، گزارش مستند الجزیره را که حتی مورد تایید سران ارشد تشکیلات خودگردان هم قرار گرفته است، گزارشی آشفته نامیده که توسط دروغگویان منتشر شده است.

او همچنین بدون اشاره به شعار «نه غزه؛ نه لبنان» حامیان خود در روز قدس سال گذشته و همچنین تقدیر آنان از جریان فتح و شخص محمود عباس در روز قدس امسال به دلیل موضع‌گیری علیه رئیس جمهوری اسلامی ایران، عباس را فردی نامیده که «کوس رسوائی او بر سر هر کوی و برزن زده شده» و حرف‌هایش ارزشی ندارد.

عباس تایید کرد؛ موسوی تکذیب!

البته این رویکرد میرحسین موسوی در برابر اسناد رسمی و مستند مسبوق به سابقه است؛ همانگونه که وی نقش‌آفرینی موثر اعضای گروهک تروریستی منافقین در آشوب‌های روز عاشورای ۸۸ را نیز یک خیال‌بافی از سوی حکومت ایران نامید.

گفتنی است روز گذشته شبکه تلویزیونی «الجزیره» اسناد همکاری تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم صهیونیستی برای تضعیف جنبش حماس را به وسیله حمایت و هدایت آشوبگران ایرانی افشا کرد.

این اسناد نشان می‌دهند که «صائب عریقات» مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین در گفت‌وگو با «جمیز جونز» مشاور امنیت ملی آمریکا در دوازدهم اکتبر سال ۲۰۰۹ تصریح کرده است: «محمود عباس برای همراه کردن جریانی در ایران که حامی سازش با اسرائیل بودند، یک تاجر فلسطینی را راضی کرد تا پنجاه میلیون دلار برای راه اندازی یک شبکه رادیویی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی میرحسین موسوی پرداخت کند.»

چند روز پیش هم «نبیل شعث» یکی از بلندپایگان حکومت خودگردان، در مصاحبه‌ای که ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ از تلویزیون الجزیره پخش شد، تائید کرد که اسناد منتشر شده جعلی نیست و مجموعه‌ای از گفت و شنود‌ها و تبادل اندیشه‌ها در مذاکرات با اسرائیل بوده است.

همچنین افشای این سند در حالی صورت گرفته است که «آیت‌الله جنتی» دبیر شورای نگهبان قانون اساسی مرداد ماه سال جاری در خطبه‌های نمازجمعه تهران خبر داد سران فتنه یک میلیارد دلار با واسطه برخی کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی برای براندازی نظام دریافت کرده‌اند. این اظهارات اگرچه در آن زمان با واکنش جریان رسانه‌ای فتنه مواجه شد و آن‌ها تلاش کردند افشاگری دبیر شورای نگهبان را مخدوش کنند اما افشاگری اخیر الجزیره حکایت از صحت این مدعا دارد.