بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

پیام هاشمی رفسنجانی بمناسبت ۱۲بهمن

پیام هاشمی رفسنجانی بمناسبت ۱۲بهمن

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه امام ، بی‌نظیرترین رهبر جامعه اسلامی پس از صدر اسلام، شجاع‌ترین فقیه شیعه در تاریخ فقه اسلامی بود، تاکید کرد: امام یادگاری که همه ما باید آبرو و هستی خویش را برای حفظ و نگهداری آن فدا کنیم و نگذاریم تاریخ مشروطه در این سرزمین تکرار شود
 آیت الله هاشمی رفسنجانی به مناسبت۱۲ بهمن، سالروز ورود امام به میهن اسلامی به بیان دیگاه خود پرداخته است.
متن این دیدگاه در ادامه می‌آید:
واژه «تبعید» در فرهنگ زبان فارسی و عربی به معنای «دور کردن» است، اما اگر بر اساس اتفاقات تاریخ معاصر ایران، بخواهیم امام خمینی(ره) را بارزترین مصداق عینی و کاربردی این کلمه در ادبیات سیاسی بدانیم، این اصطلاح معنایی کاملاً معکوس می‌یابد. چون تا قبل از ۱۳ آبان ۱۳۴۳ که رژیم پهلوی از ترس مرگ، خودکشی کرد! و آیت‌الله روح‌الله را به تبعید فرستاد و ایشان را از مردم و مردم را از ایشان دور کرد، نامش شهره آفاق وانفس شد و نزدیکی و قرابتش با مردم چنان فزونی گرفت که رساله علمیه‌اش به همه خانه‌ها و خانواده‌ها رفت و محبوبیتش در دل خاص و عام و شهری و روستایی، حتی تا دورافتاده‌ترین نقاط جغرافیایی این سرزمین پهناور نشست. سئطلب بعد الدار منکم لتقربوا.

رژیم پهلوی که تار و پود ساختار قدرت نامشروعش را با حمایت‌های استکباری و حماقت‌های استبدادی تنیده بود و تمام تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌هایش بر پایه شعور سیاسی به بلوغ نرسیده و براساس اندیشه‌های متروک و فرتوت سلطنت‌طلبی بود، مانند همه برنامه‌هایش که نتایج وارونه می‌گرفت، درباره امام(ره) نیز فکر می‌کرد «از دل برود، هر آنکه از دیده برفت.»

اما تابش انوار وجودی امام که پیش از آن حتی در مقطعی در حوزه‌های علمیه و در وطن خویش نیز غریب بود، در قالب بیانیه‌ها و نوارهای سخنرانی‌ها، ابرهای فاصله را درمی‌نوردید و «تبعید» را «تقریب» می‌کرد تا جایی که آن حکیم دینی و آن طبیب اجتماعی که قبل از آن برای حاکمان نسخه نصیحت و اصلاح می‌پیچد، در کلاس‌های حوزه نجف، جلسه به جلسه اصل ولایت فقیه را درس می‌داد تا کتابی برای چگونگی ترسیم ساختاری سیاسی و حاکمیتی جامعه‌ای باشد که می‌خواست تمام برنامه‌های فردی و اجتماعی‌اش بعد از ۱۴۰۰ سال، به عنوان اولین حکومت اسلام واقعی براساس تشیّع و بر پایه تعالیم متعالی مکتب اهل بیت علیهم‌السلام باشد که پیش از بعد حکومتی مهجور و محدود به حسبیّات و عبادات و احوال شخصیه بود.

سال‌های متمادی گذشت، امام که علاوه بر مرجعیت عام، سنگین‌ترین مسئولیت‌ها را به عنوان رهبر مطالبات به حق مردم بر دوش می‌کشیدند، براساس توافقات باج مانند سردمداران حزب بعث و رژیم پهلوی در عراق و ایران، در تبعید نیز تهدید و تحدید می‌شد. شاگردان امام که زبرالحدیدهای مبارزه بودند، به جرم نابخشودنی تلاش برای رشد آگاهی مردم!! چوبه دار خویش را به دوش گرفته و از این زندان به آن زندان ییلاق و قشلاق می‌کردند! و اگر پس از پایان محکومیت‌های خویش اعتراض می‌کردند که چرا رهایمان نمی‌کنید، صراحتاً طعنه می‌شنیدند که «آن‌قدر باید بمانید تا موهای سرتان نیز مانند دندان‌هایتان سفید شود.»

۱۵ سال طول کشید و در این مدت کارنامه استعمار چون تبار نامه استبداد که مانند لبه‌های قیچی با همه تضادهای صوری، برای انقطاع منابع و منافع ایران و ایرانی به هم می‌رسیدند، سیاه سیاه بود و در آن دوران ظلمانی بی‌نظیر، از یک سو ادعاهای گشودن دروازده‌های تمدن بزرگ جهانی و از سوی دیگر شعار فضای باز سیاسی غرب، گوش‌ها را کر می‌کرد. نواب‌ها، واحدی‌ها، بخارایی‌ها، ذوالقدرها، سعیدی‌ها و غفاری‌ها تیرباران می‌شدند و یا در شکنجه‌گاه‌ها به شهادت می رسیدند و بسیار هم در صحنه‌های درگیری شربت شهادت می‌نوشیدند و مبارزین زیر سبعانه‌ترین شکنجه‌ها در زندان‌ها و کمیته ضد خرابکاری ساواک بودند و دریغ از انعکاس کمترین خبرهای اختناق در رسانه‌های جهان که در کلاس‌های دانشگاهی و اجتماعات سیاسی آنها، رکن چهارم دمکراسی بود.

تطمیع رژیم پهلوی و تعمد حامیان بین‌المللی‌اش برای کتمان اخبار مبارزاتی مردم ایران در تمام این سالها مشهود بود، به‌گونه‌ای که در بررسی‌های پس از پیروزی دیدیم که به اندازه عدد سالهای مبارزه هم اخبار پیش لرزه‌های زلزله سیاسی ایران را پوشش ندادند.

خدای بزرگ را شکر که دشمنان داخلی و خارجی ایران را چنان مست صهبای قدرت و غرور کرده بود که تا سالهای پایانی بر بستر تغافل و تجاهل خویش غوطه می‌خوردند و قطره، قطره را نمی‌دیدند تا روزی که سیلابی عظیم شد و آب در خوابگاه مورچگان افکند.

آری، سرچشمه شاید گرفتن به بیل»، اما «چو پر شد نشاید گذشتن به پیل» و این تحقق آن وعده الهی است که می‌فرماید: «ان تنصروالله ینصرکم»
مردم ایران که در سال‌های مبارزه به تدریج رشد سیاسی یافتند، در نیمه دوم سال ۵۶ به چنان مرحله‌ای از بلوغ مبارزاتی رسیدند که خیابان‌ها به ندرت خالی از مشت‌های گره کرده و گام‌های استوار آحاد آنان می‌شد. رژیم پهلوی که پس از ۱۵ خرداد ۴۲ تسمه از گرده مردم کشیده بود، دست‌های دسیسه‌هایش را در زنجیر آگاهی مردم دید و به جای شعارهای مردم فریب، چمدان‌های سقوط خویش را بست و در سایه خیانت‌های مکرر دولت‌های مستعجل منتهی به بهمن ۵۷، به ویژه دولت دست پرورده بختیار، گریز را تنها راه نجات دید.

وقتی نوای خشم‌آگین «ذهق الباطل» در ۲۶ دی در کشور پیچید، صدای پای بهار، آن هم در زمستانی‌‌ترین فصل سال به گوش نشست و بستن فرودگاه‌ها هم مانع از طلوع خورشید انقلاب از غرب نشد.

همان جایی که پیرمردی صبور در اوج تلاطم روحی رژیم پهلوی و محاسبات غلط کارشناسان و مستشاران غربی، متین و صبور از زیر درخت سیب به مردم نوید روزهایی را می‌داد که بعدها در بهشت زهرا فریاد برآورد که «من به کمک این ملت مشت به دهن این دولت می‌زنم» شب‌ها با همه سیاهی خویش یکی پس از دیگری گذشتند و شورای انقلابی که پیش از این، امام در آذرماه هسته مرکزی اش را انتخاب کرده بود، با انتخاب اعضایی دیگر، کمیته‌های گوناگون، از جمله کمیته استقبال از امام تشکیل داد تا بی‌برنامگی‌های متأثر از شور انقلابی بر برنامه‌ها سایه نیندازد.

تحصن علما و روحانیون و بزرگان مبارزه در مسجد دانشگاه تهران، تصمیم شجاعانه و انقلابی بود که پیوستن آشکار استادان و دانشجویان به طلبه‌های مبارز و در ادامه پیوستن این دو قشر به صفوف مردم در خیابان‌های اطراف، علاوه بر تأثیرات فراوان سیاسی و اجتماعی در داخل، هشداری به بلندگو به دست‌های امپریالیسم بود که دست از دروغ‌های خبری بردارند و واقعیت‌ها را بگویند.

و سرانجام روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ که مردم تهران به آسمان و مردم ایران به تهران خیره شده بودند که کی هواپیمای حامل امام بر خاک وطن و قلوب مردم می‌نشیند.
یاد همرزمان شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و آیت‌الله دکتر باهنر و بزرگانی چون آیت‌الله طالقانی را گرامی می‌دارم که در آن لحظات به همراه آیت‌الله موسوی اردبیلی گوشه‌ای در امواج مردمی به اتفاقاتی می‌نگریستم که اگر وعده خداوندی در «انا له لحافظون» نبود، هر حادثه‌ای پیش می‌آمد.

اعتراف می‌کنم که با همه برنامه‌ریزی‌هایی که در شورای انقلاب داشتیم، روند امور در اختیار ما نبود و وقتی از کاروان مردمی که به همراه قافله‌سالار خویش به بهشت زهرا می‌رفتند، جا ماندیم به منزل آیت‌الله موسوی اردبیلی در حوالی میدان توحید رفتیم و دلهره‌ترین ساعات زندگی را به خصوص بعد از خبر گم شدن امام در مسیر برگشت. گذراندیم تا اینکه اواخر شب خبر آوردند ایشان در سلامت کامل مهمان برادر خویش می‌باشند.

و فردای آن روز، وقتی پس از فراق طولانی، در مدرسه رفاه به خدمت ایشان رسیدیم، هنوز شیرینی آن کلام همراه با عتاب و عطوفتشان را در دل دارم که «کجایی؟! دو روزه اینجاییم و شما را نمی‌بینیم؟» و من مؤدبانه جواب دادم کارهای زیاد و خطیر است و مسئولیت‌ها سنگین.

این‌گونه بود که امام آمد و پس از سالها بی پناهی در مبارزات نفسگیر، پناهگاه مردم و مبارزان شد. آثار وجودی ۱۰ سال رهبری مستقیم ایشان در ایران چنان تا عمق جان جامعه نفوذ کرد که پس از ۲۱ سال از رحلت جانسوزشان، هنوز و تا همیشه خاطرات، سخنان و مهمتر از همه مدیریت شبه آسمانی‌شان گره‌گشا در تنگناهاست.

امام در واقع، بی‌نظیرترین رهبر جامعه اسلامی پس از صدر اسلام، شجاع‌ترین فقیه شیعه در تاریخ فقه اسلامی، نوآورترین مرجع تقلید در اجتهاد، بانفوذترین استاد حوزه‌های فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق، ادیب‌ترین سیاستمدار، سیاستمدارترین مؤمن، جامع‌ترین انسان‌ها در همه ابعاد شخصی و شخصیتی و مهمتر از همه بهترین هدیه خداوند در بهترین شرایط زمانی و مکانی هستند که انقلاب اسلامی را به عنوان ارزنده‌ترین میراث خویش برای جوامع اسلامی و همه ملت‌های آزاده به یادگار گذاشتند.

یادگاری که همه ما باید آبرو و هستی خویش را برای حفظ و نگهداری آن فدا کنیم و نگذاریم تاریخ مشروطه در این سرزمین تکرار شود که «من جرّب المجرّب حلت به الندامه»

آقای موسوی، این کجا و آن کجا!

 آقای موسوی، این کجا و آن کجا!

 

خیلی وقت است آقای موسوی که از جریان معادلات سیاسی جامعه خارج شدی. اگر تا دیروز به مانند شیخ اصلاحات به عنوان نقل محافل مردم در لطیفه ها اسمی از شما برده می شد امروز حتی از آن هم خبری نیست!

نوشتن این بیانیه ی آخرت خیلی دور از ذهن نیست. محمود عباس پولی را به تو داده که آغشته به خون کودکان غزه است. همان محمود عباسی که دست در دست نتانیو و باراک داده ، همان محمود عباسی که با مبارک ملعون عکس یادگاری دارد! همان محمود عباسی که با چراغ سبزش 22 روز غزه به خاک و خون کشیده شد! اثرات همان پول های می شود در روز قدس شعار نه غزه نه لبنان!

ادعای مضحکت در مقایسه تحولات انقلابی مصر با آشوبگری اراذل و اوباشی که در تهران روانه کردی ،ظلمی است در حق مردم مصر و اخوان المسلمین و شهید خالد اسلامبولی. آیا صرف قطع شدن اینترنت و خطوط تلفن باعث می شود دو اتفاق را شبیه هم کرد؟ همین ظاهربینی اتان باعث شده است که باراک اوباما اسمت را به زبان بیاورد و از تو حمایت کند.

اگر این طور است چون سپاه بزرگ یزید، لشکر اندک امام حسین را از زیر تیغ گذارند، هر کس چنین کند یزیدی است؟ یعنی امام علی که در نهروان و جمل لشکر اندک مارقین و ناکثین را گردن زد هم یزدی است پناه بر خدا!؟ یعنی رزمندگان اسلام هم که در مرصاد، منافقین را به درک واصل کردند یزیدی هستند؟

آنچه مهم است جهت اعمال است. چاقو در دست یک قاتل و یک جراح، چاقو است، ولی هر کدام در جهتی استفاده می کند، یکی می کشد و یکی درمان می کند! بله نظام برای حفظ استقلال خود و برای حمایت از رای مردم در روزهای بعد انتخابات برای جلوگیری از ارتباط گیری منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها سیستم های ارتباطی را چند روزی قطع کرد تا شما غربگرایان نتوانید در راستای سیاست های آمریکا در ایران عمل کنید و مصر سیستم های ارتباطی را قطع کرد تا اسلام گرایان نتوانند بین هم ارتباط برقرار کنند تا مبارک بتواند سیاست های آمریکایی را در کشور پیاده کند. دقیقا صد و هشتاد درجه مقابل هم!

ظاهر هر دو اتفاق یکی است ، فقط یکی برای آمریکا و دیگری بر علیه امریکا! یکی برای اسلام زدایی، یکی برای اسلام گرایی! یکی برای استکبار دوستی، دیگر برای استکبار ستیزی! یکی بر علیه اسلام و دیگری بر ضد اسلام!

استقبال هزاران تونسی از رهبر اسلامگراها

 
هزاران نفر از مردم تونس روز یکشنبه با حضور در فرودگاه شهر تونس از راشد غنوشی، رهبر اسلامگرای این کشور که بعد از بیست سال تبعید به این کشور بازمی گشت، استقبال کردند.
 

به گزارش  واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، غنوشی در لحظه ورود به جمع طرفداران خود در فرودگاه تونس، دستان خود را به علامت پیروزی بالای سر برد و فریاد "الله اکبر" سر داد. جمعیتی که برای استقبال از غنوشی آمده بودند، در حالی که قرآن و نیز شاخه های گل و زیتون را در دست داشتند، شعری را در وصف پیامبر گرامی اسلام (ص) سر دادند.

جمیله غنوشی، خواهر راشد با ابراز خوشحالی از بازگشت برادرش به وطن گفت: "هیچگاه فکر نمی کردم برادرم را دوباره در تونس ببینم."

وی که از سال 1989 در انگلیس در تبعید به سر برده است، زمانی که در فرودگاه گاتویک لندن حضور داشت از بازگشت خود به تونس، ابراز خوشحالی کرد.

غنوشی در فرودگاه لندن به خبرنگاران گفت : "امروز بازگشت من به تونس به معنی بازگشت من به کل جهان عرب است." وی افزود جنبش النهضه وی قصد دارد رسما به عنوان حزبی سیاسی در تونس فعالیت و در اولین انتخابات دموکراتیک این کشور شرکت کند.

غنوشی با نابسامان توصیف کردن اوضاع تونس گفت: "دولت موقت هر روز وزرای خود را تغییر می دهد و هنوز ثبات ندارد و میزان اختیارات آن نیز مشخص نیست."

غنوشی دو سال بعد از به قدرت رسیدن زین العابدین بن علی، رئیس جمهور سابق تونس در سال 1987، مجبور به ترک این کشور شد.

رادان: در رزمایش عاشورای 89 کرمان، 1100 تبعه خارجی را دستگیر کرد

اشرار بدانند که نیروهای نظامی و انتظامی از امروز به بعد برای استمرار فعالیت‌های امنیتی سایه به سایه آنان همانند عقاب هوشیاری خواهند رفت و خواب خوش را از آنان می‌گیرند.


جانشین فرمانده ناجا از دستگیری 1800 تبعه خارجی و متهمان در زمان اجرای رزمایش عاشورای 89 در جنوب کرمان خبرداد.

به گزارش ایسنا، سردار احمدرضا رادان، در اختتامیه رزمایش عاشورای 89 در جنوب کرمان اظهارکرد: شرق و جنوب استان کرمان به دلیل همجواری با استانهای مرزی موقعیت استراتژیک نیازمند امنیت پایداری است و باید به مقوله امنیت در این مناطق اهمیت بیشتری داده شود.

وی اظهار کرد: از آنجا که امنیت سرآغاز آرامش و روال توسعه و توسعه سرآغاز شکوفایی منطقه است این موضوع وظیفه نیروی انتظامی را در منطقه دو چندان کرده است.

رادان تصریح کرد: نیروی انتظامی و سایر دستگاه‌های امنیتی در این رزمایش اقتدار و صلابت خود را نشان دادند که با همین امکانات موجود هم می‌توان خواب خوش را از اشرار و متخلفان گرفت.

جانشین فرمانده انتظامی کشور افزود: ما می‌توانیم با امکانات موجود برای احساس امنیت تلاش بیشتری داشته باشیم و موفقیت‌های به دست آمده در این رزمایش مساوی با ده ماه کار و تلاش است که این مهم در نوع خود بی نظیر است.

به گزارش ایسنا، وی در ادامه با اشاره به دستیابی به تمام اهداف مورد نظر و پیش‌بینی شده در این رزمایش گفت: این حرکت باید استمرار داشته باشد و به فرماندهان انتظامی استان کرمان تاکید شده است که تا این روند را ادامه دهند.

رادان اضافه کرد: نیروی انتظامی و سایر نیروهای امنیتی باید با تحت فشار قرار دادن اشرار و برخورد قاطع با عوامل ناامنی اقتدار نیروی انتظامی را به مردم نشان دهند نه اینکه با سکوت نیروهای امنیتی اشرار به دنبال گسترش فعالیت‌های خود باشند که اگر این رویه اتفاق بیافتد مردم نسبت به نیروی انتظامی احساس ضعف و ناتوانی می‌کنند.

اشرار بدانند، خواب خوش را از آنان می‌گیریم

وی گفت: اشرار بدانند که نیروهای نظامی و انتظامی از امروز به بعد برای استمرار فعالیت‌های امنیتی سایه به سایه آنان همانند عقاب هوشیاری خواهند رفت و خواب خوش را از آنان می‌گیرند.

جانشین فرماندهی انتظامی کشور افزود: بهترین هدیه ناجا به مردم برخورد قاطع، مقتدرانه، پرصلابت و خشن با اشرار است.

رادان از جمله موفقیت‌های بدست آمده در رزمایش عاشورای 89 در جنوب کرمان را دستگیری 1800 نفر اعلام کرد که از این تعداد 1100 تبعه خارجی دستگیر شده‌اند.

وی دستگیری ده متهم به قتل فراری، 440 متهم تحت تعقیب، کشف بیش از 300 قبضه سلاح و کشف نزدیک به 1300 کیلوگرم مواد مخدر را از دیگر نتایج این رزمایش اعلام کرد.

رادان از دیگر فعالیت‌های انجام شده در طول رزمایش 5 روزه عاشورای 89 را اعزام 60 روحانی به جنوب کرمان برای تبلیغ، توزیع اقلام دارویی، بهداشتی و موادغذایی اعلام کرد.