به زعم تحلیلگران غربی، انقلاب مردم مصر نه یک انقلاب توییتری است و نه یک انقلاب رنگی؛ و با مسدود شدن شبکه های اجتماعی، از مولفه های اسلامی موثرتری هممچون نماز جمعه بهره می برد.
در جریان نا آرامی های اخیر کشور مصر، این دومین روزی است که به منظور جلوگیری از انقلاب توییتری شبکه های اجتماعی، اینترنت، پیام کوتاه و... بر روی انقلابگران مصری بسته است. این در حالی است که کارشناسان اذعان داشته اند که این انقلاب از جنس "انقلاب های توییتری" نیست. ضمن انکه انقلاب رنگی هم نیست.
گواه این موضوع این است که پس از مسدود شدن رسانه های جمعی و فلج سایبرنتیکی معترضان، آتش اعتراض مردم مصر شعله ور تر شده و فروکش نکرده است. پرسش اینجاست که قیامی که نه رهبر دارد، نه از رسانه های جمعی برای هدایت اعتراضات خیابانی بهره می برد چگونه به حیات خود ادامه می دهد؟ پاسخ این موضوع را در نماز جمعه مردم مصر باید یافت.
در حالی که قیام مردم مصر فاقد رهبری و نیز هدایت توییتری است، در جمعه خشم، نماز جمعه مصر تبدیل به رسانه ای شد که به مراتب موثر تر از توییتر و فیس بوک ظاهر شده است. آنچنانکه آتش خشم مردم مصر پس از اقامه نماز جمعه، جان گرفت و به اعتراض در ابعادی فراقاعده بدل شد.
البته با توجه به اهمیت نقش این شبکه ها در کنش های اجتماعی نمی توان ادعا کرد که شبکه های اجتماعی هیچ نقشی در این سلسله اعتراضات نداشته اند اما پس از مسدود شدن توییتر و فیس بوک و اینترنت و یا سرویس های ارسال پیام به تلفن همراه این اعتراضات، شبکه های اجتماعی نقش خود را به ابزارهای جمعی اسلامی، یعنی نماز جمعه و تکبیر های عمومی و... داده اند. این امر نشان می دهد که کنترل تظاهرات و سرکوب حرکت های اسلامی از این جنس، برای سرویس های امنیتی غرب به ویژه آمریکا پدیده ساده ای نیست و فرمول های متفاوتی از آنچه در زمین بازی غرب اتفاق می افتد دارد.
مرگ داریوش همایون از سران سلطنت طلبان و حامی فتنه سبز، طیف های ضد انقلاب را عزادار کرد. همایون در 82 سالگی و در ژنو سوئیس درگذشت.
منابع خبری گزارش داده اند همایون از چندی پیش بر اثر زمین خوردن دچار ضربه مغزی شده و به کما رفته بود و دیگر به هوش نیامد. وی سال گذشته وقوع انقلاب اسلامی ایران را بزرگ ترین کابوس زندگی خود توصیف کرده بود و به همین دلیل نیز علی الدوام به ستایش های مبالغه آمیز نسبت به برخی دست اندرکاران فتنه سبز (موسوی و خاتمی و کروبی) می پرداخت. او حتی از گروهک های مقیم خارج خواسته بود خود را با این سه نفر و اصلاح طلبان تنظیم کنند چرا که اپوزیسیون توانسته از این طیف، افراد و شخصیت های جدیدی در تناقض با هویت انقلابی سابقشان بسازد.
صاحب نظران تاریخ به اعتبار کارنامه سیاسی همایون از وی به عنوان فردی بی ثبات و فرصت طلب یاد می کنند و سیر تطور گرایش های سیاسی وی از سوسیالیسم به سلطنت طلبی دو آتشه و سپس شعار دموکراسی خواهی و حقوق بشر را در طول 60 سال زندگی سیاسی او را شواهد متعدد این ادعا بر میشمارند.
همایون در سال 1326 جزء مؤسسان حزب ضد اسلامی "پان ایرانیست" بود، سال 1329به "گروه نجات ملی" پیوست و سال 1330 از حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران (سومکا) سر درآورد. اما در جریان کودتای 28 مرداد، در زمره چماقداران و چاقوکشانی بود که با شعار "خدا، شاه، میهن" و با هدایت سیا و M16 به خیابان ریختند و نهضت ملی شدن نفت را ساقط کردند.
داریوش همایون پس از کودتای 28 مرداد مورد اعتماد رژیم کودتا قرار گرفت. او عضو شبکه مطبوعاتی وابسته موسوم به "بدامن" بود و مورد اعتماد آمریکا قرارگرفت.
اعتماد سرلشکر زاهدی عامل کودتای 28 مرداد 32 به همایون باعث شد تا دختر خود "هما" را به عقد وی درآورد. رژیم کودتایی پهلوی همچنین از همایون برای راه اندازی سندیکای وابسته "نویسندگان و خبرنگاران" کمک گرفت تا مطبوعات را به طور کامل مدیریت کند.
همایون روزنامه صهیونیستی آیندگان را به اعتبار ارتباط با کلان سرمایه داران صهیونیست راه اندازی کرد. او همچنین مدت ها وزیر اطلاعات و جهانگردی در دولت های هویدا و آموزگار بود و پس از راه اندازی حزب شاه ساخته رستاخیز، به عنوان قائم مقام دبیرکل حزب معرفی شد.
روایت تاریخی غالب بر آن است که داریوش همایون نویسنده مقاله موهن روزنامه اطلاعات علیه مذهب و مراجع و حضرت امام خمینی(ره) در 17 دی 56 است، مقاله ای که با امضای مستعار احمد رشیدی مطلق (یا به تعبیر شهید والامقام دستغیب احمق رشیدی مطلق) چاپ شد. برخی روایتگران نیز بر آن هستند که مقاله از سوی دربار و با وساطت همایون برای چاپ به روزنامه اطلاعات ارسال شد. این مقاله جرقه انفجار انقلاب اسلامی را در 19 دی 56 و سپس اربعین های زنجیره ای تا پیروزی انقلاب اسلامی زد و تا ابد داریوش همایون را در کنار لعنت ملت ایران، سزاوار ملامت سلطنت طلبان و حامیان خارجی آنها قرار داد.
داریوش همایون 16 آبان 57 در منزلش دستگیر و روانه زندان دژبان پادگان جمشیدآباد می شود. روز 22 بهمن 57 پس از فتح پادگان جمشیدآباد از سوی مردم از زندان فرار کرده و 15 ماه به طور مخفیانه در ایران می گذراند. وی سال 1359از کشور گریخت.
بازگشت امام گونه رهبر اسلام گرای تونس پس از 22 سال به کشور 
رشید الغنوشی، رهبر حزب النهضه، پس از 22 سال تبعید به تونس بازگشت.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، وی به هنگام ورود به فرودگاه تونس اعلام کرد:در انتخابات ریاست جمهوری این کشور شرکت نخواهد کرد و هیچ کدام از سران حزب النهضه نیز برای این انتخابات نامزد نخواهند شد.
الغنوشی در گفتگوی تلویزیونی با بیان اینکه حزب وی بر آزادی مذاهب تاکید می کند، گفت:همه احزاب سیاسی حق حضور در صحنه سیاسی این کشور را دارند و حقوق شهروندی از جمله برابری میان زن و مرد باید از جانب تمام احزاب اسلامی و غیر اسلامی رعایت شود و حزب النهضه نیز به رعایت آزادی بیان و حقوق شهروندی معتقد است.
وی تاکید کرد: جای نگرانی از سوی زنان این کشور در مورد فعالیت حزب النهضه وجود ندارد.
رهبر حزب النهضه که در سال 1989 پس از روی کار آمدن زین العابدین بن علی از تونس تبعید شد همچنین بازسازی این حزب را پس از چندین سال دوری از صحنه سیاسی این کشور در اولویت دانست و افزود حزب النهضه در حال حاضر آمادگی حضور پرقدرت در صحنۀ سیاسی تونس را ندارد.
این حزب در انتخابات سال 1989 توانسته بود با کسب 17 درصد از آرا در مقام دوم پس از حزب تجمع برای دمکراسی متعلق به زین العابدین بن علی، رییس جمهور سابق این کشور قرار گیرد. پس از این پیروزی بود که فعالیت این حزب از سوی زین العابدین بن علی ممنوع شد.
بر اساس اعلام دولت انتفالی تونس، قرار است ظرف شش ماه آینده انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان در این کشور برگزار شود.
پایگاه اینترنتی "هافینگتن پست " در مقالهای با مقایسه قیام مردم مصر با انقلاب اسلامی ایران نوشت: تنها چند هفته قبل از آنکه شاه ایران در میان یک تظاهرات عظیم ملی علیه وی، کشور را برای همیشه ترک کند، از طریق تلویزیون آخرین سخنرانی خود را برای مردم انجام داد و از آنها به خاطر اشتباهاتش عذرخواهی کرد.
شاه ایران روز پنجم نوامبر 1978 با خواهش از مردم گفت: من صدای انقلاب شما را شنیدم. انقلاب ملت ایران نمیتواند مورد تأیید من بهعنوان پادشاه ایران و به عنوان یک فرد ایرانی نباشد. بیائید با یکدیگر بکوشیم تا دموکراسی واقعی را در ایران بنا کنیم. من متعهد میشوم که با شما و انقلاب شما علیه فساد و بیعدالتی در ایران باشم.
*وضعیت مشابه حسنی مبارک با شاه سابق ایران
هماکنون حسنی مبارک رئیسجمهور مصر نیز وضعی مشابه شاه سابق ایران دارد. اما او در سخنرانی خود برای مردم عصبانی مصر از هیچ چیزی عذرخواهی نکرد. و نه تنها از چیزی کوتاه نیامد بلکه بر قدرت و صلاحیت خود تاکید کرد: دستورات من به دولت تاکید دارد که آنها به تودهها فرصتی برای ابراز دیدگاههایشان بدهند.
"دولت متعهد شده است تا دستورات مرا اجرا کند و این مشخص بود که در این راه پلیس تظاهرکنندگان را کنترل کند. "
"من به عنوان رئیسجمهور و با تمام قدرتی که بر اساس قانون اساسی به من واگذار شده است... "
"من امروز نه فقط به عنوان رئیسجمهور کشور شما بلکه به عنوان یک شهروند مصری با شما سخن میگویم. "

* قول مبارک به مردم مصر برای انجام تغییرات
این گزارش میافزاید: مبارک در ادامه از عبارتی استفاده کرد که حتی برای آمریکاییها هم وحشتناک بود: من در حال اجرای اولین مسئولیتم یعنی حفظ امنیت ملی هستم.
البته مبارک نیز مثل شاه ایران قول انجام تغییرات را به مردم داد. او قول داد تا به فکر مردم باشد.
"من همیشه طرفدار مردم فقیر مصر خواهم بود. "
"من همیشه سیاستهای دولت را به سمت انجام اصلاحات اقتصادی به منظور رفع سختیهای مردم هدایت میکنم. "
*فاصلهگیری مبارک از توده مردم بهخاطر سیاستهای دولت وی
گزارش هافینگتنپست ادامه میدهد: مبارک در طول سخنرانی خود پشت سر هم کلماتی را به کار میبرد که تا پیش از نیز به ندرت از او شنیده میشد. کلماتی مثل "تهیدست "، "فقیر "، " افراد کم درآمد "، "بیکاری "، "ارتقای استانداردهای زندگی "، "آزادی بیان "، "بیمه درمانی "، "مسکن " و ...
نویسنده گزارش ادامه میدهد: مبارک نیز مثل شاه ایران که قبرش به خاطر خودداری از به خاکسپاری در وطن، در قلب قاهره قرار دارد، در سخنرانی مهم خود نشان داد که تا چه حد به دور از مردم بوده است و از حقایق زندگی مردم و سختیهایی که بواسطه سیاستهای او بوجود آمده را حس نمیکند.
* تهدیدهای مبارک علیه مردم مصر
مبارک در بخشی از سخنرانیاش گفت: ما به اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود ادامه میدهیم تا یک جامعه آزاد و دموکراتیک در مصر داشته باشیم که اصول مدرن را رعایت میکند. من همیشه سیاستهای دولت را به سمت انجام اصلاحات اقتصادی به منظور رفع سختیهای مردم هدایت میکنم. مشکلاتی که با آنها روبرو هستیم و اهدافی که به دنبالشان هستیم نمیتوانند از طریق خشونت و یا آشوب بدست آیند. بلکه این اهداف را تنها با گفتوگو و هوشیاری ملی و تلاشهای منسجم و خالصانه میتوان بدست آورد.
گزارش هافینگتنپست با تاکید بر آنکه هیچگاه امکان نداشت که مبارک ساعت 1 بامداد برای مردم سخنرانی کند میافزاید: در نهایت تهدیدات مبارک علیه مردم اگرچه با دقت و در لفافه بیان شد اما به قدر کافی شفاف بود: بین آزادی و هرج و مرج خط واضحی وجود دارد. بنابراین همانطور که من طرفدار آزادی ابراز عقاید شهروندان هستم، به دفاع از ثبات و امنیت مصر نیز پایدار خواهم ماند. ما باید نسبت به نمونههای زیادی که اطراف ما وجود دارد و طی آنها مردم غرق در هرج و مرج شدند هوشیار و آگاه باشیم. زیرا آن افراد در نهایت هم به دموکراسی و ثبات دست نیافتند.
*دخالت کشورهای خارجی در اوضاع مصر
در همین حال، خیابانهای مصر همچنان مملو از جمعیت است. در حقیقت سخنرانی مبارک برای مردم مصر بیمفهوم بود و آنها همچنان دولت را به مبارزه میخوانند و حتی شب را هم در تظاهرات به سر میبرند.
این گزارش حاکی است: آخرین سخنرانی شاه ایران نادیده گرفته شد. او هم تلاش میکرد تا خشمش را از نافرمانی مردم پنهان کند. مردمی که شاه فکر میکرد مالک آنهاست.
هافینگتنپست در انتها با هشدار نسبت به امکان دخالت برخی کشورها در اوضاع مصر نوشت : اگر دولتهای خارجی در روند خواستههای مردم برای تغییر مسیر آیندهشان دخالت نکنند ، قطعا مبارک هم به سرنوشتی مشابه شاه ایران دچار میشود.