خطای تحلیلی جریان فتنه در اعلام راه پیمایی 25 بهمن و عواقب آن
در تحلیل یک پدیده، رویداد، گفتمان، حرکت اعتراضی، جنبش اجتماعی، انقلاب و... میبایست به مجموعه شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، منطقهای و بینالمللی که زمینهی وقوع آن را مهیا نموده است، ارتباطات و رابطه ساختار، بخشها و اجزاء مختلف پدیده و بستری که پدیده در آن به وقوع پیوسته نگریسته شود.
عدم توجه به نکات ظریف فوقالذکر موجب خطا در تحلیل و به تبع خطا در تصمیمگیری، سیاستگذاری، تدوین تاکتیکها، اجراء عملیات و در نهایت عدم حصول نتایج مدنظر خواهد شد.
در پی انتشار اخبار و تصاویر خبری مربوط به قیام مردم تونس و مصر علیه حکام ظالم و سرسپردهی خود، دستاندرکاران و سردمداران جریان فتنه با مشاهده این اخبار و تصاویر خبری، دچار خطای در تحلیل شده و وضعیت جامعه مصر را با جامعه ایران یکسان فرض کرده و با این تصور شتابزده اقدام به صدور بیانیهای نموده و طی آن به بهانهی حمایت از حرکت مردم مصر و تونس برای روز 25 بهمن ماه اعلام راهپیمایی نمودند.
این درحالی است که حامیان غربی جریان فتنه که به درستی از اوضاع و احوال منطقهی خاورمیانه و حکومتهای موجود در آن آگاهی دارند، با توجه به ایجاد فضای انقلابی در سطح منطقه به ویژه کشورهای عربی و تمایل ساکنین این کشورها برای ایجاد تغییر در حکومتهای دستنشانده غرب و رهایی از سلطهی آمریکا، سعی نمودند با بهرهگیری از این فضا، سردمداران و حامیان جریان فتنه در داخل ایران که به دلیل عدم اقبال مردم به آنها، دچار رخوت، یأس و سرخوردگی شدهاند را، مجاب نمایند که جامعه ایران نیز همانند جامعه مصر آماده تحول و تغییر است، صرفاً به یک محرک، یک جرقه و یک گروه پیشتاز نیاز دارد. کافی است بیانیهای صادر شود و در آن از طرفداران جنبش به اصطلاح سبز خواسته شود تا در یک روز خاص، در یک مکان خاص و در یک ساعت خاص تجمع نمایند. بقیه مراحل این خیزش توسط مردم پیگیری خواهد شد.
متأسفانه طرفداران و سردمداران جریان فتنه به ویژه کروبی و موسوی که مدعی هوشمندی، شعور و درایت بالای سیاسی هستند، این بار نیز فریب تبلیغات القائی حامیان خارج نشین جریان فتنه را خورده و درست همانگونه که بیگانگان طراحی کرده بودند، نعل به نعل اقدام به اجرایی نمودن طرح آنان نمودند.(یکی از روزنامه نگاران اصلاح طلب در ایران به جرس می گوید : مسلما پیروزی جنبش اعتراضی مصر تاثیر مستقیم بر جنبش سبز خواهد گذاشت. حالا عطش مردم برای مشاهده تغییرات در کشورشان بیشتر می شود. حالا آنها می دانند که تنها نیستند. می دانند که جهان چشم انتظار اعتراض آنها خواهد بود. می دانند که خاورمیانه در حال تحول است و زلزله دموکراسی پایه های سست حکومت های اقتدارگرا را فروخواهد ریخت")،
آنها حتی یک لحظه به این نیندیشیدند که شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی جامعه مصر با جامعه ایران متفاوت است، بیش از 90 درصد جامعه مصر از حکومت حسنی مبارک به دلایل مختلف از جمله ارتباط با اسرائیل متنفر بودند و هستند، این حکومت را مایهی ننگ خود در میان اعراب و مسلمان میدانند.
این درحالی است که در جامعه ایران به رغم وجود برخی نارساییها و اشکالات، بیش از 90 درصد مردم طرفدار نظام اسلامی هستند، این مطلب را در راهپیمایی روز 22 بهمن ماه سال جاری نشان دادند.
حکومت مبارک محصول یک کودتا بود که توسط انورسادات انجام و توسط حسنی مبارک تداوم یافت. اما نظام ج.ا.ا محصول یک انقلاب اسلامی و مردمی با دهها هزار شهید و جانباز است.
حکومت مصر در میان کشورهای جهان به ویژه کشورهای عربی و به خصوص کشورهای اسلامی به یک حکومت آمریکایی، اسرائیلی و خائن به آرمانهای مردم فلسطین اشتهار دارد. این در حالی است که حکومت ج.ا.ا در میان کلیهی کشورهای جهان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان به یک کشور مستقل، حامی ملل آزاده، مخالف دول استعمارگر به ویژه آمریکا و اسرائیل شهرت دارد.
حامیان و سردمداران داخلی جریان فتنه در تحلیل اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران، دچار یک خطای استراتژیک شدهاند که نتیجهی آن را در چند محور میتوان پیشبینی کرد:
1ـ اضمحلال بیش از پیش جریان فتنه؛
2ـ تشدید سرخوردگی اندک طرفدارانی که هنوز امید به بازگشت این جریان در قالب جنبش سبز به عرصهی سیاسی، اجتماعی کشور دارند؛
3ـ یأس و ناامیدی حامیان خارجنشین سردمداران فتنه و رویگردانی آنها از این مردگان سیاسی؛
4ـ ایجاد انگیزه در مسئولان نظام برای تسریع در برخورد قانونی با سردمداران و عوامل اصلی جریان فتنه به اتهام خیانت به کشور و نظام ج.ا؛
5ـ کاهش احتمال پذیرش مجدد چهرههای حامی جریان فتنه (حتی چهرههای معتدل و میانهرو) از سوی مردم؛
در خاتمه باید به این نکته اشاره کرد که مردم فهیم، هوشمند و مؤمن ایران اسلامی، همانند یکسال و نیم گذشته، با عدم توجه به فراخوان سردمداران فتنه به انجام راهپیمایی در حمایت از مردم تونس و مصر در روز 25 بهمنماه، مهر خفت و ننگ ابدی را بر پیشانی آنان و حامیان خارجنشیننشان خواهند زد.
طنز: میرحسن موسوی طی بیانیه جدیدی مردم را به راهپیمایی امروز فرا خواند. متن کامل بیانیه او بدین شرح است:
به نام سبزی
ملت بزرگ و شریف ایران!
آیا نمی بینید عده ای از هم میهنان «صلح طلب» شما در برخی از خیابان های تهران دست به شورش زده اند؟
آیا نمی بینید جوانان تیتیش مامانی و جیگر بالای شهر پایتخت، دست در دست هاپی جان هاشان به خیابان ها ریخته اند؟
آیا نمی بینید تعدادی از وطن پرست ترین ایرانی های مقیم خارج از کشور، که در نیویورک و لس آنجلس و لندن و… زندگی می کنند این روزها آرام و قرار ندارند؟ درست است که آنها در ایران زندگی نمی کنند اما قلب هاشان تنها و تنها به عشق «وطن» تالاپ و تلوپ می کند.
پس کجایید شما؟!
ای مردم لرستان ! خوابید یا بیدار؟
بابا ناسلامتی داماد شماییم ها!
مردم غیور آذربایجان!
شما دیگر چرا؟ من که دیگر فرزند همان آب و خاکم!
ای مرده شور ریخت تان را ببرید که هیچ دوست و فامیل و آشنا سرتان نمی شود.

تعجب می کنم از شما مردم که راحت نشسته اید و انگار نه انگار است که ما داریم با شما حرف می زنیم. ما الان جمعیت بسیار بسیار زیادی هستیم. خیلی زیاد. خیلی خیلی زیاد. قول می دهم اگر شما چند نفر هم با ما باشید می توانیم این نظام سراسر دروغ را «بارانداز» کنیم. بعد هم فتیله پیچ و ضربه فنی. و نظام، فرت.
سبزی های عزیز!
بدانید راه دراز و پر پیچ و خم «دموکراسی» جز با «آنارشیسم» ممکن نیست. آنارشیسم و هرج و مرج، مقدمه ی رسیدن به دموکراسی است. این شعار مزخرفی که «دموکراسی نیازمند فرهنگ سازی است» از آن مسائلی است که غربی ها به خورد ما داده اند تا ما هیچ وقت دست به شورش نزنیم. ما باید یک تعریف جدید و بومی از دموکراسی تولید کنیم. چه کسی گفته دموکراسی یعنی «اکثریت»؟ دموکراسی یعنی «اقلیت صاحب قدرت و ثروت». دموکراسی یعنی ما. «مردم» هم یعنی طرفداران ما. مابقی جوات موات هایی هستند که هیچ عقل و شعوری از خود ندارند. اگر عقل و شعور داشتند که به احمدی نژاد رای نمی دادند!

جوان های اغتشاش طلب من!
آگاه باشید برای دستیابی به دموکراسی باید هزینه کرد. مگر نشنیدید که پیر ما، سعید حجاریان فرمود «اصلاحات نیاز به خون دارد» ؟! بنابراین برای رسیدن به «مردم سالاری» واقعی چاره ای نیست جز این که عده ای از «مردم» قربانی این راه شوند. «جامعه ی مدنی» سیری چند؟! ما برای رسیدن به قدرت، نیازمند یک «جامعه ی زدنی» هستیم نه مدنی.
طرفداران عزیز و شورشی من!
یقین بدانید روی عهدمان با شما استواریم و تا آخر راه در کنار شما خواهیم ماند. درست است که در خانه های مجلل خود نشسته ایم و از آن جا جنب نمی خوریم، اما این دلیل نمی شود که بیکار باشیم. به شدت در حال فعالیت ایم. بیانیه می دهیم. با خودمان مصاحبه می کنیم. و از همه مهم تر رهبری شما را بر عهده داریم. آیا فکر می کنید ارزش بیانیه دادن ما، کمتر از خیابان ریختن شماست؟ اصلا اگر ما بیانیه ندهیم و مصاحبه نکنیم که شما نمی توانید به خیابان ها بریزید و شورش کنید!

سخن آخر این که ای مردم دموکراتیک سبز!
به خیابان ها بریزید. اعتراض کنید. شورش کنید. و حتی اگر شد بمیرید. چه بهتر. به هیچ وجه نگران مراسم ختم هم نباشید. مردن از شما ، مراسم ختم گرفتن از ما.