بی شک یکی از بزرگترین جنایات ریگی شهادت شهید نورعلی شهید شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه به همراه دیگر سبزپوشان سپاه و سفید پوشان بلوچ در حادثه خونین و تروریستی پیشین سرباز بود.
به گزارش زاهدان پرس، نورعلی شوشتری در حالی در سیستان و بلوچستان شهید شد که طی مدت حضور چند ماه خود در این استان محروم مرزی منشا خدمات فرهنگی ، عمرانی ،درمانی و امنیتی فراوانی در منطقه شد.
وی اعتقاد فراوانی به مرزداران بلوچ داشت و معتقد بود امنیت پایدار در سیستان و بلوچستان زمانی تحقق خواهد یافت که به خود مردم واگذار شود.
مجموع اقدامات فرهنگی و امنیتی شوشتری تا به آنجا موثر و مفید بود که پس از دستگیری عبدالمالک بعضی از کارشناسان در مصاحبه با رسانه های ضد انقلاب اذعان کردند که مجموع اقدامات امنیتی و مردمی ریگی منجر به دستگیری ریگی و منزوی شدن گروهکش شد.
در ذیل قسمتی از اظهارات فرج الله شوشتری فرزند ارشد این شهید بزرگوار راجع به دیدار وی با عبدالمالک به نقل از خبر آنلاین که از هفته نامه سرنخ نقل کرده آمده است:
ما شب دستگیری ریگی خانه و محله را آذین بستیم چون یکی از دشمنان کوردل انقلاب دستگیر شده بود .
شاید اگر اعدام ریگی زودتر اتفاق می افتاد خیلی بیشتر خوشحال می شدم چون وقتی که فرصتی در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم از نزدیک مردی را که این همه شرارت ایجاد کرده بود ، ببینیم ، واقعا متوجه شدن که او حتی ارزش تقاص پس دادن را هم ندارد .
او یک موجود خوار و بدبخت بود .یادم می آید آن روز که او را از نزدیک دیدم ، حالم خیلی بد بود . به قول معروف خون جلوی چشمهایم را گرفته بود .
من و پدرم جدای از رابطه پدر و فرزندی ، رابطه مرید و مرادی هم داشتیم . از دست دادت پدرم با آن مظلومیتی که من از پدر سراغ دارم ، داغ بزرگی است که هیچ وقت از دلم پاک نمی شود .من با این پیش زمینه و با این احساس جریحه دار ریگی را دیدم.
دروغ نمی گویم اگر ادعا کنم دوست داشتم با دستهای خودم خفه اش کنم اما وقتی از نزدیک او را دیدم با آن جثه لاغر و نحیف که به 60 کیلو هم نمی رسید و بسیار ریزه میزه بود ، همه کوه کینه ای که در دلم مانده بود ، آب شد .
ریگی صدایش می لرزید و به شدت ترسیده بود . آن آدمی که من از نزدیک ملاقات کردم و با او حرف زدم ، حتی ارزش تقاص پس دادن هم نداشت .
ریگی در دادگاه درست و حسابی به سوالات پاسخ نمی داد . در جلسه اول دادگاه چنان تلگرافی به سوال قاضی پاسخ می داد که خشم خانواده ها را برانگیخت اما بالاخره همه چیز را گردن گرفت و قبول کرد اشتباه کرده است .
فرصت دیدا ر ما با ریگی اندک بود اما در همان فرصت کوتاه من مجابش کردم یک وهابی متعصب است که کروکورانه دستورات را اجرا می کرده است .
ریگی باعث شد تا پدرم به آروزیش که شهادت بود برسد .شهادت برای پدرم رسیدن به آرزویی بود که همیشه آن را به زبان می آورد .
دیگر خانواده ها از ریگی سوال می کردند که حالات عزیزانشان در لحظه شخهادت چگونه بوده و در آن لحظه ها چه درخواست هایی داشته اند . خانواده ها حتی درباره اینکه چه کسی تیر خلاص را به عزیزانشان زد هم از ریگی سوال کردند.
من در جلسه اعدام ریگی حضور نداشتم و ساعت 11صبح از اخبار شنیدم . واقعا بهت زده شدم . فکر نمی کردم به این زودی اعدام شود . در چشم من که بسیار حقیر آمد .
مهره جدید حلقه کیان برای فرقه سبز
افول خورشید«حسین حاج فرجدباغ»، معروف به «عبدالکریم سروش» در میان حامیان اصلاحات، رهبران این جریان را برای معرفی یک تئوریپرداز دینی جدید برای القای تفکرات سکولاریزه خود، به صرافت انداخته است. تئوریپرداز جدیدی که او نیز سر در «حلقه کیان» داشته است.
آغاز افول سروش ابتدای امر در حمایت او از یکی از کاندیداهای دوگانه اصلاحطلبان آغاز شد، چرا که تکنوکراتها و سینه سپردگان به مرام و مسلک لیبرال دمکراسی چندان خوش نداشتند که استاد شیرین بیان آنان و مظهر روشنفکری شان از مهدی کروبی حمایت کند.
اما اختلاف در این بین زمانی اوج گرفت که سروش و همراهانش تحت عنوان اتاق فکر سبز و معروف به لندننشینان سازی دیگر برای رهبری جنش سبز و القائات ناهمخور خود تئوریزه کردند.
از سوی دیگر مخالفت اصلاحطلبان با این بهره گیری بیپروا، به دلیل تاکید مکرر میرحسین موسوی بر دینی بودن حرکت سبز و همچنین بدنامی سروش به خاطر نظریههای نمایان ضد اسلامیاش، همراهی وی با حرکت سبز را نکتهای منفی برای اصلاحات میپنداشتند.
سروشی که حتی دوستانش به دلیل زمینی خواندن منشأ قرآن بار ذلت و خفت حمایت از او را بر دوش خود و لندننشینان افکندند و اینگونه شد که رهبران سبز در جلسات اتاق فکر خود تصمیم گرفتند با کنار گذاشتن عبدالکریم سروش از بدنه رهبری حرکت سبز، فرد مناسبتری را برای جایگزین کردن در سمت تئوریپرداز دینی حرکت سبز انتخاب کنند.
جلسات مکرر اتاق فکر حرکت سبز، آنها را به این نتیجه رساند که هنوز حلقه کیان میتواند منبع خوب و مورد اعتمادی برای انتخاب یک تئوریپرداز دینی باشد. اما کدام یک از مهرههای حلقه کیان میتواند بار این سمت را به دوش بکشد؟ ماشاءالله شمسالواعظین، محمد مجتهدشبستری، سعید حجاریان، محسن آرمین،.... اینها گزینههایی از حلقه کیان بودند که قابلیت تصدی این سمت را داشتند، اما هرکدام بنا به دلایل امنیتی و یا دارا بودن سابقه سیاسی نمیتوانستند عهدهدار این مسئولیت شوند. تنها در این میان یک نام باقی میماند و آن نام «مصطفی ملکیان» بود؛ فردی که سابقه به نسبت خوبی در زمینه مسائل دینی و فلسفه اسلامی به واسطه حضور در جلسات درس آیتالله مصباح یزدی، آیتالله جوادیآملی و آیتالله سیدرضا بهاءالدینی داشت که در ادامه به علت حضور در حلقه کیان دچار استحاله فکری شده و به عنوان یک نیروی ذخیره مناسب، فعالیتهای فرهنگی برای القای نظریات کیانی خود را بدون هیچ مانعی تاکنون ادامه داده است.
از این رو مصطفی ملکیان با گرفتن تأییدیه از اتاق فکر حرکت سبز به عنوان جانشین عبدالکریم سروش برای تئوریپردازی دینی سبزها انتخاب و قرار شد که رسانههای حامی جریان سبز مانور تبلیغاتی خود برای معرفی هرچه بیشتر این فرد را آغاز کنند. نمونه این مانور تبلیغاتی را میتوان در پخش کوتاه سخنان وی هنگام حمله به ولایت فقیه درشبکههای بی بی سی فارسی و صدای امریکا مشاهده کرد. از سوی دیگر برخی روزنامههای اصلاحطلب نیز با اختصاص دادن پروندههای ویژه خود به تفکرات ملکیان در حال بسط و گسترش این تفکرات در سطح جامعه هستند. ملکیان ابتدا در رشته مکانیک دانشگاه تبریز تحصیل میکرد اما این رشته را نیمه تمام باقی گذاشت و به سراغ فلسفه رفت و در سال 65 لیسانس فلسفه گرفت و سپس تحصیل خود در کارشناسی ارشد فلسفه اسلامی را ادامه داد اما با نیمهکار گذاشتن دفاع پایان نامه خود به حوزه علمیه رفت و تحصیلاتی نیز در آنجا داشت. وی با شکلگیری حلقه کیان به این حلقه پیوست و تحت تاثیر تفکرات نفراتی همچون سروش و گنجی قرار گرفت اما در تمام طول این مدت سعی در بروز این تفکرات نداشت. این موضوع تا اینجا ادامه پیدا کرد که بروز اختلاف میان عبدالکریم سروش و اصلاحطلبان فرصتی را برای معرفی وی به حامیان اصلاحات مهیا کرد و او با سخنرانیهای مکرر از این فرصت کمال استفاده را برد. نظریات وی بیشتر در زمینههای جهان مادی است و تلاش میکند با سخنان خود مادیگرایی را به عنوان عنصر موفقیت و رسیدن به آرامش انسان معرفی کند. وی در سخنرانی خود با عنوان عقلانیت و معنویت پس از 10 سال، که در 28 اردیبهشت 1389 در دانشگاه تهران ایراد شد، گفته است: عقلانیت و معنویت هم نباید بت جدیدی بشوند. همه چیز باید در استخدام انسان، برای کاستن از درد و رنجهایش باشد.
ملکیان که در سالهای نه چندان دور، معنویت و اخلاق را پایهای برای سخنرانیهای خود میکرد اینک با ابتلا به استحاله و قرین و همنشین با رهایی از سایه سنگین عبدالکریم سروش چنان مستانه میتازد که برای او چندان تفاوتی نمی کند که همچون سروش به مخالفت با برخی آرای بنیانگذار جمهوری اسلامی بپردازد و یا اینکه قرآن را تجربه عرفانی پیامبر بنامد. این روزها باید دقت جست که آیا ضلع دیگری از اضلاع تئوریسینهای سکولارسازی به رهبری سبزها رسیده و یا اینکه نه، رهبر جدید معنوی در تمنای رهایی از سایه سنگین سروش به ترکتازی بسنده کرده است.
گزارش ناجا از ترکیب زنان بدحجاب دستگیر شده نشان می دهد که بسیاری از آنها بدون سازماندهی و صرفا به این دلیل که نظارتی بر پوشش آنها در جامعه نمیشود به خیابان آمدهاند.
بر اساس گزارش ناجا ترکیب سنی زنان دستگیر شده بدحجاب بدین شرح است: در بین افراد دستگیر شده 9/46 درصد 16 تا 20سال،5/31 درصد 21 تا 25سال،8/13 درصد 26 تا 30سال و8/0 درصد زیر 15 سال و بالای 30 سال بودند.
یعنی 80 درصد آنها بین سن 16 تا 30 سال بودند و از بین آنها 6/84 درصد مجرد و 1/13 متاهل و 3/2 درصد نیز مطلقه بودند.
در این گزارش با اشاره به وضعیت تحصیلی دستگیر شده ها آمده است :47 درصد دستگیرشده ها دارای سطح تحصیلی متوسطه و دیپلم، 28 درصد فوق دیپلم و لیسانس و 26 درصد زیر دیپلم و بالای فوق لیسانس بودند و از نظر نوع شغلی آنها 4/25 درصد محصل 2/19 دانشجو و 4/15 آزاد 5/11 کارمند( عمدتا بخش خصوصی) 17 درصد کارگر و بی کار بودند .
مطابق گزارش ناجا، 88 درصد اولین سابقه دستگیری آنها بوده است و 7 درصد برای بار دوم دستگیر شده اند.
در این گزارش درباره دوستی با جنس مخالف آمده است: 52 دوستی با جنس مخالف داشتند،33 درصد دوستی نداشتند و 15 درصد اظهاری نکردند و میانگین سن شروع دوستی 16 تا 17 سال بوده وکمترین سن شروع دوستی 8 سال و بیشترین تا 25 سال بوده است.
در این گزارش در رابطه با نحوه زندگی این افراد آمده است: 39 درصد افرادی که دستگیر شده اند با دو والد خود زندگی می کردند و 18 درصد با یکی از والدین. 44 درصد اظهار نظر نکردند و همچنین 58 درصد والدین آنها نظارت زیاد و خیلی زیاد بر فرزندانشان داشتند و 24 درصد نظارت متوسط و 11 درصد کم و خیلی کم نظارت داشته و 7 درصد اظهار نشده است .
در مورد نوع برخورد والدین با این افراد آمده است: 51 درصد اعضای خانواده با بدحجابی فرزندانشان همفکر هستند، 23 درصد خانواده ها سخت گیر و سلطه طلب هستند و 8/10 آسان و سهل گیر و 14 درصد هم اظهارنظر نکرده اند و همچنین در مورد نحوه پوشش فرزندن از نظر والدین گفته می شود که 21.5 درصد با پوشش فرزند خود مخالف بودند، 24 درصد موافق و 46 درصد اظهار نظری ندارند.
در این گزارش درباره مطلع بودن دوستی فرزندان با جنس مخالف آمده است: 60درصد مادران مطلع بودند، 31 درصد هر دو والدین مطلع بودند، 9 درصد هیچ یک مطلع نبودند و از افرادی که دستگیر شده اند 5/18 می دانستند که پوششان متناسب با قوانین کشور نیست و 63 درصد نمی دانستند .
دربخش دیگری از این گزارش در خصوص علت بدحجابی آمده است:30 درصد علت خاصی برای انتخاب این پوشش نداشتند،16.6 درصد تنوع طلبی و دوست داشتن و 33 درصد هم موارد دیگر را مطرح کرده اند.
این گزارش در مورد نظر دستگیر شدگان در مورد مصونیت یا محدودیت حجاب آورده است: 60 درصد افراد حجاب را مصونیت و 8/23 درصد محدودیت دانستند و در مورد اینکه مدل لباس ها را از کجا انتخاب کرده بودند؛ 70 درصد مغازه ها و مراکز خرید و10درصد مشاهده مدل لباس دیگران 23 درصد سایر موارد را مطرح کرده اند.
در نخستین هفته فتنه پس از انتخابات فایلی صوتی منتشر شد از تحلیلهای فائزه هاشمی درباره انتخابات و حواشی آن. انتساب این فایل صوتی به فائزه هاشمی تاکنون تکذیب نشده است. آنچه میخوانید متن پیاده شده فایل صوتی11دقیقه و 9 ثانیهای است که برای پاسداری از حافظه تاریخی ملت ایران منتشر می شود.در بخش هائی از این مطلب توهین هائی به مسئولین نظام است که حذف شده است و نسبت به باقی مطلب نیز پیشاپیش از محضر خوانندگان محترم عذر خواهی می کنیم.
فائزه هاشمی: این تظاهرات آرام باید ادامه پیدا کنه.(صدای همهمه جمعیت)
ناشناس: خیلیا سؤال می کنن حالا واقعا تو انتخابات تقلب شده یانه؟
فائزه هاشمی: آره... نه ببینین مدرکی که ...
ناشناس: چون همین دیروز آقای احمدینژاد گفتش که حتی یه دونه از نماینده های کاندیداها شکایت نداشته...
فائزه هاشمی: چرا امروز شورای نگهبان اعلام کرد دو تا از کاندیداها شکایت کردن...
ناشناس: نه نه نه آقای محسن رضایی و آقای کروبی رو که می دونم. نماینده کاندیداها سر صندوقها...
فائزه هاشمی: نه. چرا. ببینید قضیه اینه. اینا همه ناظرین رو بیرون کردن سر شمارش آراء سر تجمیع آراء. اینها از سیزده خرداد باید تو هیاتهای اجرایی می بودن اما راهشون ندادن. یعنی تو تمام مراحلی که قانون گفته ناظرین باید حضور داشته باشن راهشون ندادن. دوم، خود کارت ناظرین رو بخش عمدهایش رو ندادن همه رو اعلام کردن بیاین سر صندوقا بگیرین . اینا همه خلافه. بعد مثلا من ایشون رو معرفی کردم برای این صندوق فرستادنش اون ور شهر. خب اسم آدما رو صندوقاس. کل سیستم رو به هم ریختن بخاطر این که افراد تازه بیان جاهاشونو پیدا کنن که کجا باید برن. بعد پیامکا قطع شد. ناظرین تمام برنامهریزیشون رو این پیامکها بود. یعنی کلی نشسته بودن سیستم داده بودن و اینها که هر کدوم رو یک کد داده بودن از طریق این با هم ارتباط برقرار کنن. اصلا رابطه بین ناظرین قطع شد. این خلافایی که در مورد ناظرین بود. بعد الان صندوقا پر از احمدی نژاده یعنی اگر برن بازشماری کنن، چیزی گیر کسی نمیاد. چون اینا پر کردن یعنی سندسازیشون کامله. مطلب بعدی تعرفههاست. تعرفهها نبود. یعنی از ساعت ۱۲ظهر به بعد بسیاری از شهرستانها تعرفه تموم کردن. بعد تعرفه هم نمیرسوندن.. یک دو جا مثلا تعرفه رسوندن. دیگه نرسوندن. بعد ده شب به بعد محصولی تو تلویزیون اعلام کرد که گفتیم تا آخرین نفر رای بگیرن. کسی نمونه.[درحالی که] ده شب تمام صندوقا بسته شد. بعضی جاها هم تازه نه شب بسته شد. مردم تو صفهای طولانی پشت درها موندن. بعد سایتهای خبری رو بستن. پیامکها قطع شد. ستادای اطلاعرسانی ستادا رو مختل کردن. خوب اگر تقلب نبوده پس این کارا برای چی شده؟ چرا این کارا رو کردن؟ اینا همه خودش... پایه انتخابات مخدوشه. چون پایه انتخابات مخدوشه اینا نمیگن برین بازشماری کنین رأیا رو. یعنی اینا هرچی رأی داشتن...ببینین ۵۷ میلیون تعرفه چاپ شده یعنی ۱۷ میلیون بیشتر از جمعیت رأیدهنده. اینا کجاست؟ اینها رو پر کردن ریختن تو صندوقا، صندوقا کامله همون آرایی که اعلام میکنن توش هست. اینا اصلا دنبال بازشماری آرا نیستن. ناظرین بیچاره ها اصلا گزارش ندارن چون بیرونشون کردن. صورت جلسههایی که باید امضا میشد بعد از شمارش آرا، اصلا همونایی هم که بودن سر صندوقا، صورت جلسه امضا نشده. سندی اصلا اینا ندارن که بتونن بر اساس اون سند... آقای کروبی اومد؟ (دو ثانیه نامفهوم)
ناشناس: با اون همه تخلف!
فائزه هاشمی: (پنج ثانیه نامفهوم) [آیت الله] خامنهای احمدینژاد رو میخواست. [آیت الله] خامنهای تو این همه دوره کی رهبر بوده؟ تنها دورهای که رهبر بوده الانه. چرا نخواد؟ احمدینژاد با پشتوانه اون این کارا رو میکنه؟
(۲۲ ثانیه صدا محیط و گفتگوهای نامفهوم)
ناشناس: دوره پیش آقا خودش نگفت هیچکس برای من هاشمی نمیشه؟ همچین چیزی رو گفت آقا دیگه؟ چی شده الآن. این اختلافات چیه؟ چرا اینجوری شد؟
فائزه هاشمی: نه ببینید. آقا حالا اون حرفو زد ولی شما تاریخ رو که نگاه کنید...
ناشناس: این کروبی نیست...
فائزه هاشمی: نه نیست تاریخو که نگاه بکنید آقا در زمانی که رئیسجمهور بود نخستوزیرش، میرحسین تحمیلی بود. آقای خمینی گفت باشه. زمانی که بابا رئیس جمهور شد باز رئیس جمهور رئیس جمهور آقا نبود. خاتمی که رئیس جمهور شد، باز اون نبود. تنها دورهای که رهبر واقعیه الانه. این یکی. دوم، کسانی که از آقا حمایت میکنن بسیجیا و پاسدارا و انصار حزبالله و تو این مایهها هستن که اونا هم منافعشون تو همین کارای احمدینژاده بنابراین آقا باید منافع این بسیجیا رو حفظ کنه. اگه نکنه نگهش نمیدارن. در واقع آقا داره برای خودش این کار رو میکنه. سوم،... یعنی منافع رو که نگاه بکنید... آهان! آقا از سال (یک ثانیه نامفهوم) همینه دیگه تو کشورای جهان سوم همیشه باید دچار رهبرای (یک کلمه نامفهوم) ببینید مردم خودمون هم مقصرن. رأیا رو ببینید. یه آدم یه جریان یه فکر ادامه پیدا نمیکنه نمیتونه بسازه بره. ما یک دموکراسی نیمبندی داریم همین دموکراسی، رایهای مردم گاهی دردسرساز میشه. مثلا یه دوره من میشم نفر اول تهران، یه دوره اصلا رأی نمیارم. این یعنی چی؟ یعنی آدمها... می دونین چیه... تاریخ ما اینجوریه. ما قهرمانساز و اسطورهکشیم. آدمهامونو میبریم بالا بعد از اون بالا پرتشون میکنیم پایین. میکشیم شون. مثلا کی میخواد بسازه؟ کی میخواد بمونه بسازه؟ ما مشکل روانشناسی جامعهخودمون هم هست. یعنی اگر ما سیستم داشتیم، ثبات داشتیم، دموکراسی معنی واقعی پیدا میکرد این طور نمیشد. (دو ثانیه نامفهوم) یه خط رو میگرفتیم ادامه می دادیم (۱۶ ثانیه نامفهوم)
اصلا ببینید یکی از مشکلات اساسی هم مال خاتمی بود. کاره ای نبود یعنی در واقع عرضه کار نداشت. من در واقع عامل اصلی این دیکتاتوریها رو خاتمی می دونم. به این دلیل که سر هیجده تیر اون اومد مسیر رو برد به سمت تندی که همه چهرهها رو، رو کرد، لو داد. دست همه اصلاحطلبان رو شد بعد رسید به هیجده تیر. از اونجا دیکتاتوریا شروع شد. ببینید انتخابات بعدی دیگه اصلاحطلبا دیگه اصلا قدرت نگرفتن. الان هم که می تونستن قدرت بگیرن اینجوری شد، سر بابا اونطوری شد. (سه ثانیه نامفهوم) الان فعلا این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه، نظر منه. اینا بفهمند که تقلب به این وحشتناکی به این آسونی نمیتونن از کنارش بگذرن، مردم کوتاهبیا نیستن.
ناشناس: بله خانم هاشمی یعنی هشت سال حاجآقا بودن هشت سال هم اقای خاتمی یعنی ما توسیستم اداری کشورمون جلوی این تفکر رو بگیرن؟
فائزه هاشمی: (دوثانیه نامفهوم) حالا الان که دست اینه. وزارت کشور با اینا بود. ولی دوره آقای هاشمی [خاتمی] از بس بیعرضه بود نتونست یه انتخابات برگزار بکنه. اون همه تقلب شد که (وقتی هاشمی رای نیاورد) اون همه تقلب شد آخرش هم اقای خاتمی آمد اعلام کرد انتخابات سالم و بیعیب بود چون خودش برگزار کرده بود. چون به نام خودش نوشته میشد. نمیتونست بگه اینو هم من برگزار کردم.
ناشناس: ولی خاتمی خیلی خیانت کرد...
فائزه هاشمی: خیلی خیلی. یعنی مایه اصلی اینا رو من خاتمی میدونم.
ناشناس: حالا شما برای ما چه تدابیری اتخاذ میکنین؟ چه کار میشه کرد؟
فائزه هاشمی: ببینید. من که میگم الان به نظر من این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه
ناشناس: فقط سالم درگیری نشه...
فائزه هاشمی : درگیری نشه... اعتراضات آروم و (یک کلمه نامفهوم) این بالاخره خستهشون می کنه. یعنی این تاثیر میذاره تو روابط خارجی. ببینید الان کشورهای (یک کلمه نامفهوم) تبریک به احمدینژاد نگفتن. غیر از چهار پنج تا کشور بی پول. تبریک نگفتن...
ناشناس: اونا هم همشون کشورهای همسایه هستن...
فائزه: غیر از قطر هیچ کس نگفته...
ناشناس: (ده ثانیه نامفهوم)
فائزه هاشمی: یعنی چیزه. این جوریا. بعد همین کارا ادامه پیدا کنه تا ببینیم چی میشه.
ناشناس: بعد خانم هاشمی صدا وسیما هم با اینا یه دسته...
فائزه هاشمی: بله بله. آخه صدا و سیما زیر نظر [آیت الله] خامنهایه دیگه.
ناشناس: بعد خاتمی( سه ثانیه نامفهوم)
فائزه: تاریخ رو پیچوند. مردم رو پیچوند.
ناشناس: نه نه
فائزه هاشمی: بخدا پیچوند. بلاهایی که احمدینژاد( دو ثانیه نامفهوم) ولی به هر حال همینه دیگه متاسفانه.
ناشناس: (پنج ثانیه نامفهوم)
فائزه هاشمی: ضربهشو ملت خورد.
ناشناس: وجهه شما رو خراب کرد.
فائزه: متاسفانه. یعنی ما اصلاح طلبا هرجا فرصتی بوده سوزوندیم. مثل همون دوره دوم خرداد. کلی این همه شیرو شیر... بعد چنان تفرقه افتاد و ...
ناشناس: اصلا بیعرضگی خود خاتمی...
فائزه هاشمی: متاسفانه همین بوده. یا دوره قبل اون پنج تا کاندیدای اصلاح طلب اگه یکی می شدن پشت سرهاشمی، همون مرحله اول تموم شده بود. که چی مثلا؟ خاتمی چه کرده بود که معین میخواست بکنه؟! اون مهرعلیزاده چیکار میخواست بکنه؟ اون یکی دیگه چیکار میخواست بکنه؟ ولی ما میسوزونیم. همیشه دیگه فرصتها رو سوزوندیم. تازه این دفعه ملت خوب اومدن...
ناشناس: الان نمیشه تو این چهار سال قوی شد برای چهار سال بعد؟
فائزه هاشمی: چرا اگر برنامه ریزی باشه چرا...
ناشناس: الان با این برنامهای که اینا درست کردن، ما سه تا ریاست جمهوری رو در یک زمان داریم. اگه میخواستن آقای میرحسین رو بیارن چهار سال سوپاپ بین مردم و روحانیت میشد. سلسله روحانیت هم باقی بود مردم هم متعادل. سوپاپ بین مردم وروحانیت...
فائزه هاشمی: ولی روی قضیه کار میکرد...
ناشناس: نه نه سوپاپ بین مردم و روحانیت می شد ولی الان نه. الان راحت راحت فهمیدیم قدرت دست کیه و افکارش چیه.
فائزه هاشمی: بله این هست.
ناشناس: خانم هاشمی جمعیتو می بینین...
فائزه هاشمی: بله دارن راه میفتن.
ناشناس: حالا با این تفاسیر یک سوال دیگه.
فائزه هاشمی: آخریه...
ناشناس: آخریه. اگر میرحسین میکشید کنار... خاتمی فن بیان بالاتری داره، می شد کاری کرد؟ یعنی خاتمی می اومد؟
ناشناس: بله.
فائزه هاشمی: نه. ببینید خاتمی مشکلاتش خیلی زیاد بود. بعدش هم اگر میومد کاری نمیتونست بکنه. مگه دوره قبل چیکار کرد؟ ممکن بود فقط رای رو (یک کلمه نامفهوم) اینجا موسوی رای رو آورد. خاتمی دشمانش هم زیادتر بودن. موسوی چون نبوده بیست سال دشمنی هم نداشته اصولگراها هم حامیش بودن. خاتمی نبود. موسوی خیلی چهره بهتری بود.
ناشناس: خاتمی خراب کرد.
ناشناس: چهره بهتری نداشتیم؟
فائزه هاشمی: نیامدن دیگه. مثلا حسن روحانی میتونست میومد. لاریجانی میتونست میومد. اونا چون راست هم محسوب می شدن این اتفاق شاید نمیافتاد. ولی باز بهتر از احمدینژاد بودن. نیومدن. جرات نکردن بیان.
ناشناس: اون حرفایی رو که آقای احمدی نژاد زد نسبت به خونواده شما چه برنامه ای گذاشتین؟
فائزه هاشمی: ما شکایتشون رو کردیم. ما اعلام کردیم به صدا و سیما که میخوایم جواب بدیم؛ صدا و سیما نگذاشت. بعد الان شکایتامون... یعنی من خیلی از شکایتامو دادم احتمالا اول هفته مطرح بشه. آقای هاشمی هم که بیانیه داد.
ناشناس: اگه بپیچونن شما چه تدابیری دارین؟
فائزه هاشمی: نمی تونن بپیچونن چون مدرکی ندارن. ما خیلی مطمئنیم که (سه ثانیه نامفهوم) ببینین چون بخش عمدهای از مردم ما عوامن خوششون اومد از این حرف...
ناشناس: خیلی
ناشناس: ولی خیلی غریبید ها. خیلی کار می کنید. نه خداوکیلی جلوتون نمیگمها...
فائزه هاشمی: نه همینه واقعا.
ناشناس: یعنی این همه توهین و این همه چیز... انصاری... اینا همه خیلی...
فائزه هاشمی: کی اومد؟
ناشناس: مجید انصاری.
فائزه هاشمی: اِ!
ناشناس: آره
ناشناس: نامه پدرتون چی بود؟
فائزه هاشمی: نامه دادن دیگه... سر اون حرفای احمدینژاد. روزنامهها هم همه نوشتن.
ناشناس: تو حرم امام چی گفت حاجآقا به احمدینژاد؟
فائزه هاشمی: بهش گفت تو دروغ گفتی در مورد من، بچههام و دیگران. یا خودت اصلاح کن یا آقای شاهرودی پیگیری میکنن و ما ول نمیکنیم.
ناشناس: ولی هیچکی شما رو نمیشناسه خداوکیلی
فائزه هاشمی: عیب نداره. خداحافظ.
ناشناس: خداحافظ
ناشناس: خداحافظ. مراقب باشید خانم هاشمی.
منبع نشریه راه شماره 47