بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

جدیدترین تصمیم انتخاباتی اصلاح طلبان

جدیدترین تصمیم انتخاباتی اصلاح طلبان

عناصر برجسته اصلاح طلب بر حضور فعال خود در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی تاکید کرده اند.

این عناصرکه شامل موسوی خوئینی ها،سید محمد خاتمی و بهزاد نبوی و بویژه اعضای مجمع روحانیون مبارز می باشند،در جلسات مختلف خود تاکید کرده اند که سال 90 با توجه به شرایط خاص آن می تواند به روزنه ورود اصلاح طلبان به حاکمیت منتهی شود.


این افراد در توجیه دلایل خود به 2 دلیل عمده اشاره کرده و دلیل اول را تلاش های سازمان یافته برای ایجاد اختلاف میان اصولگرایان عنوان کرده و گفته اند،با تلاش هایی که انجام شده قرار است در سال 90 ایجاد اختلاف و تعمیق اختلافات میان اصولگرایان و قوای سه گانه شدت بگیرد که این مساله نهایتش به روی آوردن مردم به سوی ما منتهی خواهد شد!
این افراد همچنین دلیل دوم را تحریم ها و عواقب طرح هدفمندی یارانه ها ! عنوان کرده و در این خصوص گفته اند فشارهای اقتصادی سال 90 موجب شکل گیری اعتراض هایی خواهد شد که با برنامه ریزی می توان روی موج آن سوار شد!


گفتنی است این اقدام در حالی صورت می پذیرد که بسیاری از اصلاح طلبان به دلیل حمایت از فتنه88 و نقش داشتن در آشوب ها و اغتشاشات و عبور از مبانی اصیل انقلاب اسلامی صلاحیت خود را از دست داده و برای دور جدید فعالیت های سیاسی خود نیز باردیگر سیاه نمایی و توطئه را در دستور کار خود قرار داده اند.
شایان ذکر است این تصمیم اصلاح طلبان در حالی اتخاذ شده که پیش از این سید محمد خاتمی برای نظام شرط و شروط تعیین کرده و بازی انتخاباتی اصلاح طلبان را در لایه ای دیگر کلید زده بود.

مشاهده یک انقلاب از نزدیک

مشاهده یک انقلاب از نزدیک
به عنوان یک خبرنگار بین‌الملل امروز مانند گذشته لازم نیست برای دیدن وقایع بزرگ و تحول‌ساز در تاریخ کشورها پا به آنها بگذاری. کلمه: مطمئن هستی که تعداد زیادی از همکارانت از رسانه‌های مختلف در سطح جهانی چنین کاری می‌کنند و تو به مدد تکنولوژی حاصل کار آنها را همزمان با وقوع تحولات مشاهده می‌کنی. با این حال خبرنگاری بین‌الملل هنوز کار سختی است مخصوصاً اگر بخواهی براساس خبری که هنوز مطمئن نیستی درست باشد تا دیر وقت پای تلویزیون بنشینی و با چشمان خودت چهره رو به زوال یک دیکتاتور را ببینی که برای اینکه چند صباحی بیشتر در قدرت بماند، به مردمش امتیاز می‌دهد و آنها را با کلام می‌نوازد، در حالی که دستور داده تا تانک‌های ارتش برای مقابله با مردم در خیابان‌ها صف‌آرایی کنند و همین نشان روشنی از دروغگویی است. بالاخره مبارک با تأخیر عمل کرد و ساعات پایانی شب در قاهره و حدود ساعت دو بامداد به وقت تهران شنبه 9 بهمن شروع به سخنرانی کرد.

برایم سخت بود که چشمانم را باز نگه دارم. اما شور و شوق دیدن چهره درمانده حسنی مبارک هنگام سخنرانی برای مردم مصر صحنه‌ای بود که نمی‌خواستم آن را از دست بدهم. به خصوص که او دیکتاتوری بسیار متفاوت از همتای تونسی خود است و به نظر می‌رسد نمی‌خواهد به این سادگی صحنه را خالی کند. در توانایی او همین بس که 30 سال توانسته است کشوری که عنوان رهبر فکری جهان عرب را یدک می‌کشد زیر یوغ خود نگه دارد و حتی کارش به جایی کشیده که به دنبال جانشینی پسرش است. همچنین حامیان او از نوع پشتیبانان بن علی نیستند. مهم‌ترین حامیان بن علی در دولت فرانسه مستقر بودند که این روزها دولت در آنجا اصلاً حال و روز خوشی ندارد و خودش چنان گرفتار بی‌اقبالی افکار عمومی است که نمی‌خواهد هیچ مشکلی در سیاست خارجی بر حجم مشکلات ناشی از بحران مالی افزوده شود. اما مبارک به شدت مستحضر به حمایت امریکا و اسرائیل است. او شریک مهم اسرائیل در محاصره کشنده مردم غزه محسوب می‌شود. او همچنین تکنسین بیهوشی اتاق عملی است که هر از گاهی چند پزشکان امریکایی پروژه مذاکرات سازش را به درون می‌برند تا روی چهره آن عمل جراحی کنند و به اعراب به عنوان نشانه عنایت امریکا‌ بفروشند.

اما برگردیم به سخنرانی‌ مبارک. دیکتاتور مصر ضمن ابراز تأسف به خاطر کشته شدگان اعتراضات مردمی اعلام کرد که دولت مصر را برکنار کرده و دولت جدیدی را معرفی خواهد کرد. این در حالی بود که تصاویر زنده‌ای که از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شد ‌ مردمی را نشان می‌داد که بدون توجه به این سخنان همچنان در خیابان‌ها حضور داشتند و شعار مرگ بر مبارک سر می‌دادند. همچنین گزارش‌ها پس از پایان سخنرانی نشان می‌داد که دقایقی پس از شنیدن سخنان مبارک، مردمی که احتمالاً به خاطر خستگی به خانه رفته دوباره به خیابان‌ها ریختند و شعار مرگ بر مبارک شدت گرفت.

مبارک ساعاتی قبل از سخنرانی خود حدود ساعت 12 شب خبر بدی هم از خارج از مرزهای خود شنیده بود. رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید در کنفرانسی مطبوعاتی در پایان اعلام کرد که امریکا درصدد است کمک‌های مالی خود به رژیم مبارک را که به سالی 5/1 میلیارد دلار می‌رسد مورد بازنگری قرار دهد. سخنانی که احتمالاً مبارک را بسیار بیشتر از خبر کشته شدن معترضین نگران کرده است.

اما صرف نظر از روند وقایع مصر و اهمیت آن در معادلات منطقه‌ای، جذاب‌ترین موضوع این سخنرانی مشاهده از نزدیک رفتار تقریباً مشابه دیکتاتورهاست. دیکتاتور مصر در حالی از اعلام همدردی با فقرا سخن می‌گفت و قول حل مشکلاتی چون بیکاری، مبارزه با فساد و بهبود وضعیت آموزش و بیمه درمانی از طریق گفت‌وگوهای ملی را داد که بیرون از مقر امن او تانک‌های ارتش درخیابان‌های قاهره به دستور وی رژه می‌رفتند تا در برابر معترضین مانور قدرت دهند. مانوری که بوی گفت‌وگو از آن بلند نمی‌شد. همچنین اخباری که از شهر سوئز مخابره می‌شد بیانگر شدت درگیری و حتی تیراندازی با هلیکوپتر به معترضین بود به گونه‌ای که لحظاتی قبل از سخنرانی مبارک اعلام شد که یک نفر دیگر به تعداد کشته‌شدگان اضافه شد.

محمدرضا پهلوی هم در روزهای آخرش درحالی که گاردی‌ها مردم را در خیابان می‌کشتند از اینکه پیام مردم را شنیده است، گفت و ظاهراً زین‌العابدین بن علی هم در روزهای آخرش از درک تونسی‌ها سخن به میان آورده بود و حالا هم نوبت مبارک شده که به طریق مشابه از فهم فقر مردم مصر و طرفداری از فقرا صحبت کند.

همچنین ‌نکته جالبی که در سخنان مبارک مشهود بود بخش‌هایی از متن سخنرانی‌اش بود که خود را با همان لحنی دیکته شده از طرف امریکایی تنظیم کرده بود. او از حق آزادی تظاهرات و بیان و احترام به این حقوق سخن گفت که به نظر می‌رسید به گونه‌ای ناشیانه در حال عمل کردن به توصیه واشنگتن و تکرار سخنان گیبس و کلینتون بود که قبل از وی درباره مصر سخن گفته بودند.

45 دقیقه بعد از مبارک هم اوباما سخن گفت و سخنانی شبیه مبارک درباره لزوم احترام به حقوق اعتراض و آزادی بیان به میان آورد و خطاب به مبارک گفت که او مسئول معنا بخشیدن به وعده‌هایی است که داده است تا نمایش مبارک - اوباما برای حفظ ظاهر حقوق بشری امریکا فراهم شود اما اوباما فراموش کرده است که دیگر فضایی نیست او تنها با سخنرانی و ژست گرفتن بتواند همان سیاست‌های سنتی امریکا را در حمایت از دیکتاتورهای مردمی ادامه دهد. به ویژه آنکه مردم مصر بهتر از هر کسی می‌دانند که اوباما یک مغلطه‌گر درجه یک است. آنها وعده‌های احترام و صلح او که طی ‌ سخنرانی‌اش در سفر‌ به مصر در اوایل سال 2009 ارائه شد، را به یاددارند. وعده‌هایی که یک دوره مذاکرات بی‌نتیجه سازش و تداوم شهرک‌سازی صهیونیست‌ها را به ارمغان آورد.

تقلای امریکا هم برای حفظ این دیکتاتور‌ دیدنی است. آنها مدام این دیکتاتورها را توصیه به اصلاحاتی که منجر به آزادی‌های سیاسی و اقتصادی شود می‌کنند (نظیر آنچه که کندی و کارتر در مورد ایران کردند و نتیجه آن به اصطلاح انقلاب‌ سفید در دهه 40 و باز شدن دیرهنگام فضای سیاسی در اواخر دهه 50 یعنی چند ماه قبل از انقلاب اسلامی ایران بود) اما فساد ناشی از ذات دیکتاتوری اصولاً با ماله‌کشی‌ اصلاح‌طلبانه حل شدنی نیست و تنها به تشدید تنش‌ها و گسترش طبقات آگاه می‌انجامد که همچون سمی برای دیکتاتوری‌ها عمل می‌کند. مبارک شنبه صبح چند ساعتی پس از سخنرانی‌اش عمر سلیمان رئیس دستگاه اطلاعاتی خود را به مقام معاونت و در حقیقت جانشینی خود برگزید که عملاً نوعی توصیه امریکایی – صهیونیستی محسوب می‌شود. گفته می‌شود عمر سلیمان مورد وثوق‌ترین مهره امریکایی‌ها در حکومت مبارک پس از خود مبارک است به گونه‌ای که تعداد دیدارهای وی با مقامات امریکایی و اسرائیلی بسیار بیشتر از دیدارهای احمد ابوالغیط وزیر امور خارجه رژیم مبارک است.
این انتصاب یادآور چندین انتصاب نخست‌وزیر پس از کودتای 28 مرداد است که محمدرضا به توصیه امریکایی‌ها انجام داد تا آنها را حایل میان خود با مردم کند و سیل انقلاب را به مسیل اصلاحات بکشاند. ظاهراً خوی دیکتاتوری و در عین حال بلاهت موجود در دیکتاتورها آن را به تکرار کلک‌های قدیمی و مشابه می‌کشاند.

احتمال فرار مبارک از مصر به آلمان

احتمال فرار مبارک از مصر به آلمان

 

نیویورک تایمز از سفر احتمالی قریب الوقوع حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر به آلمان خبر دادند.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز اعلام کرد که حسنی مبارک به بهانه امور درمانی در اواخر هفته جاری به آلمان سفر خواهد کرد.

بنابر این گزارش، قرار است مبارک از شرم الشیخ به آلمان سفر کند و این گامی است که مقدمات خروج آبرومندانه مبارک از صحنه سیاسی مصر را فراهم می‌کند.

نیویورک تایمز افزود: سفر قریب‌الوقوع مبارک به آلمان بر اساس ایده اتاق‌های فکر آمریکایی برای خروج مصر از بحران جاری طراحی شده است.

مردم مصر امروز شنبه در دوازدهمین روز اعتراض عمومی علیه حسنی مبارک،‌ خواستار کناره‌گیری وی از قدرت شدند.

معترضین روز جمعه 16 بهمن را پایان مهلت او برای کناره‌گیری از قدرت اعلام کرده بودند.

 

سردارانی که به خاطر سهم خواهی سربار شدند

 

 

می‌گویند که سرنوشت را نمی‌توان از سر نوشت؛ اما می‌توان آن را با سر نوشت و خطوط پایانی‌اش را بی‌سرنوشت و به سرنوشت سینه‌سرخان مهاجر و نخل های بی سر تعالی یافت.

چه تلخ و مخوف است داستان سردارانی که سربار شدند. طلحه طلوع کردند و زبیر از بین رفتند. فرشته۲ خطاب شدند و ابلیس ادامه یافتند. صالح و طلحة الخیر۳ بودند و طالح و شرّ شدند. اهل بیعت شجره۴ بودند و اولین کسانی که با علی بیعت کردند۵ و اولین کسانی که آن را انکار کردند۶ و شکستند و اولین جنگ را به علی (ع) تحمیل کردند. و ۱۵۰۰۰ کشته، پشته کردند. امام و یارانش بر کشتۀ گریستند و فرمودند: «کاش ۲۰ سال پیش مرده بودم و چنین نمی‌دیدم»۷ . زبیر پسر عمۀ علی و پیامبر بود و بر پسر عموی پیامبر شمشیر کشید و علی و یارانش بر کشته‌اش آمدند، شمشیر زبیر را در دست گرفتند و مدتى بر آن گریستند و فرمودند: «با این شمشیر چه بسیار اندوه‌ها که از پیامبر دفع گردید!»۸ زبیر در ۱۲، ۱۵، ۱۶ و یا ۱۸ سالگى چهارمین یا پنجمین کسى بود که مسلمان شد۹. از مهاجرین به حبشه و مکه بود. جزو ۴نفری بود که علیه غصب خلافت همراه علی بود و سلمان فارسى می‌گوید: «زبیر در یارى رساندن به امیرمؤمنان(ع) از همه ما آگاه تر بود.»۱۰ و فاطمه فرمود: «یا علی اگر تو محذوری در عمل به و وصیت کفن و دفن شبانۀ من داری به پسر عمّه‌ام زبیر وصیّت کنم». در تمام جنگ‌ها شرکت داشت۱۱ و نقطه نقطۀ تنش مجروح بود۱۲. و ...

«شما زمان رسول خدا چقدر مقرّری می‌گرفتید؟ به اندازۀ سایرین. به نظر شما علی باید مثل پیامبر رفتار کند یا به شیوۀ عمر و عثمان‌هزار فامیل؟ طلحه و زبیر گفتند ولی ما سوابقی داریم و خدماتی!! مولا فرمود اما به اعتراف خودتان سوابق و خدمات من بیشتر است۱۳». و چنین بود که سرداران سپاه در جستجوی ویژه‌خواری، غلتیدند در دامن رقیب رهبر نظام. و معاویه اما بدش نمی‌آمد که رئیس جمهور علی در شام باشد، یا از اعضای شورای رهبری! اما چون علی نپذیرفت او هم لابد بنا به تشخیص مصلحت نظام اسلامی به سرداران سابق که به سهم وزارت و ولایت کوفه و بصره نرسیدند، اشارت کرد۱۴ و آنان هم به سر دویدند. و مجمعی از مخالفان علی در آنجا جمع شدند و حتی قتل عثمان را به امام علی نسبت دادند!۱۵ و سرانجام به جرم قتل عثمان به توطئۀ مروان به قتل رسید.۱۶ البته پیامبر اعظم و امام علی از بدعاقبتى طلحه و زبیر آگاه بودند و چنین فرجام بدی را هم به خود آنان و هم به دیگران خبر داده بودند.۱۷

شمر بن ذی‌الجوشن از سرداران امام علی ع در جنگ صفین بود و به مقام جانبازی نائل شده بود و ای کاش آن ضربه کاری‌تر بود و شمر هم می‌شد سردار شهید امام علی، اما نشد و شد قاتل امام حسین ع . چون در دوران توسعۀ اقتصادی و جغرافیایی و تجمل‌گرایی جناب عثمان، چرب خورده بود و حرام زیر پوستش جمع شده بود. و البته که حرام‌خواری زرد و سرخ نیست. وقتی نظام اقتصادی غیر اسلامی و عدالت‌گریز شد ... .

عمر سعد در پی آن همه نصیحت امام زمانش می‌دانست که فرزند رسول خدا را می‌کشد و با حجت زمانش مخالفت و مقاتلت می‌کند اما دنیا ! دنیا !

به قول سلمان فارسی دیگر چه کسی بلندمرتبه‌تر از زبیر؟ نه هاشمی سردار سازندگی، نه شاهرودی سردار قضایی، نه رضایی سردار نظامی، نه زارعی سردار انتظامی و نه سردار بزرگ اندیشه، آقای مصباح، همه‌شان بدون اطاعت محض از مولا خامنه‌ای ، از طلحه هم طالح‌ترند و از زبیر هم از بین‌رفتنی‌تر.

اینان اگر قرار باشد دچار نخوت شوند، هرگز گذشته‌شان در سطحی نیست که خدا به آنان خطاب ملک کند و اگر خود را در سطحی بدانند که در برابر حرف ولی امر، حرفی و اعتراضی داشته باشند به شرک در ربوبیت تشریعی دچار شده‌اند، مثل شیطان: «و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا إ لی رواة أحادیثنا فإنّهم حجتی علیکم و أنا حجةالله علیهم الرادّ علیهم کالرادّ علینا و الرادّ علینا کالرادّ علی الله و هو علی حدّ الشرک.»

                             به دلیل برخی برداشتهایی که از مقاله شده است، مطالبی را تأکید می‌کنم

خداوند به پیامبرش می‌فرماید: «لئن أشرکت لیحبطنّ عملک زمر ۶۵» اگر شرک بورزی قطعا قطعا اعمال خوب گذشته‌‌ات تباه می‌شود. یا «و لو تقوّل علینا بعض الأقاویل لأخذنا - منه بالیمین - ثمّ لقطعنا منه الوتین حاقّة ۴۴ تا۴۶ اگر مطالبی به ما ببندد قطعا با دست قدرت (دست راست) او را می‌گیریم و قطعا رگ گردنش را می‌زنیم!

شما ببینید چقدر لحن عتاب آلود است! واقعا آدم می‌لرزد. می‌ترسد و گریه‌اش می‌گیرد. آخر مگر پیامبر چه کرده است؟ به آیات دوم نگاه کنید که پیامبر حتی مخاطب هم فرض نشده و انگار خدا این تهدیدها را با دیگران در میان می‌گذارد. راستش دل آدم می‌سوزه :آخه خدای مهربان! چرا به خودش نفرمودید . حالا فرض کنید خدایمان یک عکس هم از محمّد صلّی اللّه علیه و آله می‌زد کنار این مطلب. چه می‌شد؟

 آیا این کار به معنای مشرک خواندن و ابوجهل خواندن پیامبر بود؟ مسأله خطیر است. دلسوزی برای پیامبر هم عین جهل است. دلمان برای خودمان بسوزد!

ما با استناد به همین شیوه و با تمسّک به فرمودۀ حضرت صاحب الزمان عج گفته ایم اگر هر کسی بخواهد مطیع خامنه‌ای نباشد و الراّد - رد کننده- علیهم باشد چه سردار اندیشه، مصباح عزیز باشد ، چه هاشمی و چه ... دچار شرک شده – ... و هو علی حدّ الشرک - امّا ما نگفتیم کسی مشرک است. به بیان منطقی، جملۀ شرطیّه هیچ مسأله‌ای را ثابت نمیکند. بویژه که همین ساختار را خداوند با هزار برابر تهدید و تحقیر نثار پیامبری می‌کند که شرک بورزد یا چیزی را از نزد خود، به خدا نسبت بدهد. و من با هزار برابر ادب!؟! عرض می‌کنم کسی که چیزی را به خدا یا پیامبر یا امام یا حجت خدا ببندد و یا حرف حجت خدا را در عمل یا نظر ولی آگاهانه رد کنند ... . خدایمان به پیامبری چنین عتاب می‌کند که حتی ترک اولی هم نداشت حالا هاشمی و امثال او اگر هم معصومند، ترک اولی که دارند . پس بهتر است به خدا ایراد بگیریم نه نویسندۀ این مقاله. ضمن اینکه مقالۀ بنده هیچ چیزی را علیه کسی اثبات نمی‌کند.

با علی باید خوارج گونه شد؟


ــــــــــــــــــ پاورقیها: ــــــــــــــــــــــــ

۱ . سیّئة تسوؤک خیر من حسنة تعجبک. امام علی ع .

۲. و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبلیس... . بقرة ۳۴

۳. ابن الحسن على بن ابى کرم ابن اثیر، اسدالغابة، ج ۳،ص ۵۹

۴ . آیات ۱۰ و ۱۸ سوره فتح

۵. پیغمبر و یاران، ج ۲، ص ۴۲ و ج ۳، ص ۴۰ به نقل از تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۱۴۷.

۶. نهج البلاغه، خطبه ۳۱

۷. على بن ابى کرم ابن اثیر، اسدالغابة، ج ۳، ص ۶۱

۸. پیغمبر و یاران، ج ۳، ص ۴۸ و ۴۹ به نقل از تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۱۷۲

۹. اسدالغابه، ج ۲، ص ۱۹۶ و ۱۹۷

۱۰. بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۲۹

۱۱. الطبقات الکبرى، ج ۳ص ۱۰۲ و ۱۰۴

 ۱۲ . اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۹۷.

۱۳ . بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۶.

۱۴ . نامۀ خاص معاویه به زبیر:بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۵ و ۶.

۱۵ . نهج البلاغه، نامه 45 و خطبه ۱۷۴

۱۶ . على بن ابى کرم ابن اثیر، اسدالغابة، ج ۳، ص ۶۱

۱۷. بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۵