بهنود: خواهش میکنم علیه ما افشاگری نکن! |
بهنود: خواهش میکنم علیه ما افشاگری نکن! چند روز بعد از آنکه محمدعلی ابطحی در پاسخ به یک مطلب در روزنامه کیهان، اعلام کرد که کماکان به اعترافات خود در دادگاه پایبند است و هر چه در دادگاه بیان کرده، حقیقت محض است، مسعود بهنود از ابطحی خواست تا دیگر در وبلاگش مطلب نویسد. افشاگریهای یکی از سران حوادث سال گذشته که در وبلاگ شخصیاش منتشر میشود، واکنش تند اتاق فکر تلویزیون دولتی انگلیس را به دنبال داشته است. چند روز بعد از آنکه محمدعلی ابطحی در پاسخ به یک مطلب در روزنامه کیهان، اعلام کرد که کماکان به اعترافات خود در دادگاه پایبند است و هر چه در دادگاه بیان کرده، حقیقت محض است، مسعود بهنود از ابطحی خواست تا دیگر در وبلاگش مطلب ننویسد. بهنود که چند سالی است به انگلستان مهاجرت کرده و با بیبیسی همکاری میکند، در یادداشتی که در وبلاگش نوشته، با اشاره به مطلب جدید ابطحی، اظهار داشته است: به سرم افتاد به رعایت عهد قدیم به شما توصیه کنم برای مدتی شما چیزی در وبلاگ ننویسید. سخت است اما یک چند میل جذاب و وسوسه کننده نوشتن در وبلاگ را در خود بکشید. تلاشی برای به یاد ماندن نکنید. این اظهارات مسعود بهنود در حالی مطرح شده که روزنامه کیهان چند روز پیش، نسبت به یکی از مطالب وبلاگ ابطحی واکنش نشان داد و آن را تغییر موضع بر اثر فشار دوستان سابق دانست. البته ابطحی هم در پاسخ به کیهان اعلام کرد که هیچگونه تغییری در عقایدش وجود ندارد و کماکان معتقد به حرفها و اعترافاتش در دادگاه است. گفتنی است ارائه تحلیلها و مطالب عجیب از سوی مسعود بهنود به یک رویه ثابت تبدیل شده است |
خطر ظهور جریانی خطرناک در اصولگرایان |
خطر ظهور جریانی خطرناک در اصولگرایان ظهور جریان اصولگرایی منهای روحانیت مدیر مسئول روزنامه رسالت مهمترین دغدغه خود را پدید آمدن جریان انحرافی در اصولگرایان میداند که خود آنها را «جریان اصولگرایی منهای روحانیت» مینامد.ما استنباط و برداشتمان این است که ظاهرا آقای احمدینژاد احساس خطر نمیکند و ما داریم میگوییم که باید احساس خطر بکند. گویا متوجه این خطر نیستند و ما به ایشان تذکر میدهیم که این را ببینند. به گزارش البرز سید مرتضی نبوی مدیرمسئول روزنامه باسابقه جریان اصولگرا و از اعضای اصلی جامعه مهندسین در یک گفتگوی مفصل با هفتهنامه پنجره در تشریح آیندهشناسی جریانهایی سیاسی اصولگرا با اظهار نگرانی ایئولوژیک نسبت به شکلگیری جریان اصولگرایی منهای روحانیت میگوید: «این جریانی است که خود را اصولگرا میداند، به ولایت آقا امام زمان (عج) اعتقاد دارد لکن به نظر میآید که به نقش روحانیت در تاریخ تشیع و در جریان انقلاب خیلی اعتنایی ندارد.» - در نظر این طیف نقشی که روحانیت همیشه داشته و فقاهت و ولایت فقیه در طول تاریخ داشته، کماهمیت بوده و این جریان احساس استغنا میکند از اینکه با تکیه بر روحانیت اصیل و انقلابی شیعه کار خود را به پیش ببرد. - اعتقاد ما این است که در زمان غیبت به سفارش خود آقا امام زمان ما باید برویم برای رهبری جامعه و برای حفظ دینمان سراغ فقهایی که «قادر به نگهبانی از نفسشان، حافظ دینشان، مخالف هوای نفس و مطیع امر خدایشان» هستند. مبنای نظریه انقلاب، ولایتفقیه است و آن نقشی که امام راحل برای روحانیت و فقاهت قائل بودند و توصیهای که به جوانها میکردند که از جامعه مدرسین فاصله نگیرید و با روحانیت باشید. - یک وقتی منافقین عدم اعتقاد خود به روحانیت را علنی کردند و به مسیر التقاط و انحراف رفتند و یا نهضت آزادی و اینها که برایشان مرجعیت و روحانیت مطرح نبود و گمراه شدند. - این را میتوانیم بهعنوان یک نگرانی از جنبه ایدئولوژیک درون جریان اصولگرا داشته باشیم و این را بهویژه من علاقه دارم که جوانهای اصولگرای ما خیلی مراقب و مواظب باشند که در این دام نیفتند. این یک جریانی است که انحرافش از حالا پیداست و مسیرش نمیتواند بر صراط مستقیمی باشد که شیعه توانسته با اتکا بر آن اسلام ناب محمدی را در همه این سالها حفظ کرده و تا به امروز برساند. این جریان با آن حرکت اصیل سازگاری ندارد و وقتی بر ادامه آن اصرار شود، زاویهاش با انقلاب زیاد شده و خدای ناکرده در یک مقطعی به مقابله میانجامد. یعنی اگر این جریان احساس استغنای بیش از حد کند، ممکن است خدای ناکرده کارش به مقابله بکشد و اینجا بر جوانان متدین و انقلابی ما فرض است که به این مسئله توجه داشته باشند. - این جریان میگوید که میتوان با مرجع ارتباط مستقیم گرفت و لازم نیست که آدم به مبانی فقه و فقاهت اطلاع و اشراف داشته باشد و میتواند خودش مستقیم ارتباط بگیرد. این آدمها میگویند که ما مستقیم با آقا امام زمان(عج) ارتباط میگیریم و به شما راه را نشان میدهیم. صرف مخالفت با تصدی امور اجرایی توسط روحانیت نیست و مسئله عمیقتر است. - صریحتر بفرمایید که منشا این نگرانی، شخص یا جریان خاصی است؟ حداقل آدرس آنها را بدهید. چون این نگرانی، نگرانی کوچکی نیست. - در جریان اصولگرایی یکسری نسلهای اولیه را داریم که در تشکلهایی بودهاند ولی بعضی از نیروها جدیدا به اصولگرایان پیوستهاند و این نسل جدید خیلی پر تحرکتر و مؤثرتر هستند و متأسفانه نسلهای قدیمی امروز کمی منفعل هستند. نسلهای قدیمی مبانی دستشان هست. مخاطب من این نسل جدید است که اتفاقا به اینها بیشتر هم علاقه دارم. چراکه اینها را بیشتر موثر میدانم در سرنوشت انقلاب، چون نقشآفرینان انقلاب امروز اینها هستند، اینها باید با هوشیاری بیشتری به مسئله نگاه کنند و مراقب باشند که رهبری حرکاتشان به دست این جریانی که مدعی ولایت امام زمان است منتها نه از کانالی که خود امام زمان تأکید کردهاند که کانال فقاهت و ولایت است، نیفتد. - من سخنان اخیر جناب آقای پناهیان را نخواندم و فقط تیتر برخی رسانهها را دیدم، ولی میگویم شاید منظور ایشان هم که گفتند فتنه آینده با شعارهای انقلابی و ارزشهای اسلامی رخ میکند، همین جریانی باشد که گفتم. - این جریان به خودش اجازه میدهد به خاطر آن مشروعیتی که برای خودش دست و پا کرده بقیه اصولگرایان را کاملا طرد و انگهای خیلی خطرناک به آنها بزند و آنها را حتی ضد انقلاب تلقی کنند. باید مراقب باشیم، همین روزها هم شاهد نشانههایی از آنها هستیم. این جریان حرکات تفریطی هم دارد و ارزشهای مسلم اسلامی را مثل امر حجاب که در قرآن صراحتا به آن تأکید شده را مورد تسامح قرار میدهد. - من میخواهم هشدار بدهم که این جریان یادش نرود که یکی از ارکان اتکا و یکی از اصلیترین پشتوانههایش آیتا... مصباح یزدی بوده است و امروز این جریان چند هشدار اساسی از ایشان دریافت کرده است. اینها نشانه است و این جریان فکر نکند که میتواند بدون اتکا بر جریان اصیل انقلابی روحانیت مسیر خود را پیش برده و موفق شود. این یک کژراهه جدید است که به اصطلاح ره به ترکستان میبرد. - اینجا نسلهای قدیمیتر اصولگرا باید به خودشان آمده و از محافظهکاری فاصله گرفته و با تأمین نیازهای نسل جوان اصولگرا مانع از این شوند که این جوانان به دامن آن طیف و جریان منحرف بیافتند. - جریانی که آقای احمدینژاد در سطح اول سیاسی آن را نمایندگی میکند، چند مسئله را پیشرو دارد. در انتخابات آتی ریاستجمهوری این جریان دیگر نمیتواند آقای احمدینژاد را کاندیدا کند. از سوی دیگر، کسی را هم ندارد که بتواند در این سطح مطرح و معرفی کند، هر چند درباره کاندیداتوری احتمالی آقای رحیمی معاون اول رییسجمهوری صحبتهایی میشود و این روزها حتی گلایههایی مبنی بر آغاز فعالیتهای انتخاباتی وی مطرح میشود اما وی را احتمالا در سطح رقبای احتمالی اصولگرا نظیر آقایان قالیباف و رضایی و لاریجانی نمیبیند. این جریان موضع ضد اصلاحطلبیاش خیلی قویتر از بقیه اصولگرایان بود؛ از ابتدا هم اینطور بود و حالا که تقریبا خیالش از بابت از میدان خارج کردن اصلاحطلبان راحت شده، شاید به فکر این است که رقبای اصولگرای آقای رحیمی را از میدان به در کند. - این جریان که برای خودش یک جایگاه ویژه نسبت به آقای احمدینژاد قائل است؛ میخواهد دوباره یک احساس استغنایی بکند و برای آینده، مستقل از دیگر اصولگرایان وارد عرصه رقابتهای ریاستجمهوری شود. اینکه درباره اشخاص الان بحث کنیم، خیلی زود است اما احتمال اینکه جریانی که خودش را بهطور ویژه حامی آقای احمدینژاد میداند احتمالا به صورت مستقل در انتخابات ریاستجمهوری شرکت میکند، وجود دارد. پس ما لااقل یک انشعاب در جریان اصولگرایان انتظار داریم ولی در عین حال باید تدبیر کنیم که اینگونه نشود. - نمیدانم این جای خوشبختی است یا تاسف که تجربه چند انتخابات ریاست جمهوری قبلی نشان داده که برای انتخاب شدن بهعنوان رییس جمهور حتما نباید فرد خیلی مشهور باشد و این در انتخاب آقای خاتمی و خود آقای احمدینژاد دیده شد. به نظرم خیلی روی شخصیت و چهره بحث نکنیم. به نظرم باید روی جریانها و گفتمان آنها بحث کنیم. انتخاب آقای خاتمی و آقای احمدینژاد هم انتخاب یک گفتمان بود نه شخص. منتها دوستان ما باید مراقب باشند که اگر این خدشههای اعتقادی انحرافی غالب شود، بهشدت پایگاه ایشان را در بین مردم خراب میکند. ما به بدنه جوان جریان اصولگرایی اعتقاد داریم که خیلی هم معتقد و متدین هستند و اینها را کاملا میبینند و رصد میکنند. - نسل جوان و جدید اصولگرا که در بدنه برخی تشکلهای قدیمی اصولگرا هم حضور دارند، اینها جزو طرفداران و حامیان آقای احمدینژاد هستند. چراکه گفتمان وی پرتحرک و انقلابی است. برای اینکه همین هم حفظ شود، آقای احمدینژاد و دوستانشان مثل آقای رسایی باید یک هوشیاریهایی به خرج دهند. ما نگران استمرار و توفیق این جریان نیستیم بلکه نگران این هستیم که آن جریان انحرافی بیاید و سوار این جریان شود. - بدنه جریان حامی آقای احمدینژاد یا همه کسانی که در هر جایی طرفدار آقای احمدینژاد هستند، عمدتا جوانان پرشور و انرژیک هستند که خیلی جاها حتی از آقای احمدینژاد هم جلوتر حرکت میکنند. من این را به استناد سابقه دوستی و همکاری با خیلی از این دوستان میگویم. اگر این بدنه بیاید و احساس کند که برای استمرار خط فکری آقای احمدینژاد باید دیگران را از میدان به در کند... - اکثریت این افراد، افراد متدینی هستند که هم نسبت به برخی تسامحهای فرهنگی علیرغم حمایت از آقای احمدینژاد، منتقد و نگران هستند. ببینید، کسانی که از حضرت علی در زمان خودش عقب افتادند یا جلو زدند، همه منحرف و هلاک شدند جز کسانی که ملازم و همراه حضرت امیر بودند. - این جریان متأسفانه قائل به ولایت فقیه آنطور که امام راحل تبیین کرده و ما به آن معتقدیم، نیستند. اینها میگویند آدم میتواند از طریق یک پیرزن بیسواد هم ارتباط برقرار کرده و نیازهای دینی خود را تأمین کند و نیازی به روحانیت نیست. البته من یک نکتهای را روشن کنم. اینها نباید به معنای آن باشد که ما در مقام تضعیف آقای احمدینژاد هستیم و نکند که این حرفها آثار سوئی داشته باشد. در انتخابات سال گذشته من خیلی واضح از ایشان حمایت کردم و الان هم از مواضع سیاست خارجی ایشان خیلی قاطعانه حمایت میکنم؛ چراکه علاوه بر قاطعیت و شجاعت به مواضع انقلاب و رهبری خیلی نزدیک است و از موضع عزت است و چنان است که امام و رهبری میخواسته و میخواهند. از سوی دیگر، آقای احمدینژاد در رفع مشکلات مردم کوشاست، شبانهروزی تلاش میکند و با مردم تماس نزدیک دارد که اینها نقاط قوت ایشان است. - اما اینها نباید مانع از اظهار نگرانی ما از این صحبتها ورفتارهایی شود که باعث شده ایشان تا به حال چندین اخطار بگیرد، آن هم از شخصیتهایی مثل آیتا... مصباح یزدی که از پشتوانههای اصلی روی کار آمدن این جریان بوده است. اگر در بدنه کشور، ایشان طرفدارانی دارد و یک نسل جدید از طلاب علوم دینی و نیروهای جوان انقلابی پشت سر آقای احمدینژاد حضور دارند، ناشی از جایگاهی است که ایشان برای احیای گفتمان انقلاب و حضرت امام دارند. لذا خود ایشان و دوستانشان باید مراقب باشند که این نگرانی خدایناکرده تبدیل به نگرانی نشود که برای دولت نگرانکننده و آسیب زننده باشد. - ما استنباط و برداشتمان این است که ظاهرا آقای احمدینژاد احساس خطر نمیکند و ما داریم میگوییم که باید احساس خطر بکند. گویا متوجه این خطر نیستند و ما به ایشان تذکر میدهیم که این را ببینند. |
مخملباف به کدام مقصد میرود؟ |
مخملباف به کدام مقصد میرود؟ گاه مرور تاریخ خود نمایانگر برخی اتفاقات خوب و زشت و حتی روشن شدن چهرهای متناقض از افراد است که روزی در آن چهره و روزی در شخصیتی دیگر جلوه میکنند. زمانی داعیه دین و حفظ آن را چنان عَلم میکنند که نگو و نپرس و با گذشت زمان چهرهای دیگر و شاید واقعی خود را به نمایش میگذارند. همانطور که جریان فتنه سبز از عناصر اصلی آن گرفته تا حامیان ریز و درشت آن، که جز، فریبخوردگان و بازیچههایی در دست دشمن این مرز و بوم، چیزی بیش نیستند این امر را به خوبی نشان داد و مایه تمسخر همگان نیز شدند و میشوند. زمانی محسن مخملباف مدعی سینمای اسلامی و هنر متعهد بود. همان انقلابی دیروز و البته وطنفروش امروز! فیلمساز ایرانی که در حوادث بعد از انتخابات سخنگوی جنبش سبز شد و علم دشمن را به دست گرفت! همان که حتی عذرخواهی از دولت آمریکا را به خاطر تسخیر لانه جاسوسی هم بر گمراهیهای خود افزود. مخملباف نزدیک 20 سال پیش طی یک مصاحبه در تحلیل و تبیین هنر اسلامی گفته بود: فیلمسازی که امروز خود اثری چون "فریاد مورچهها" را میسازد و وقاهت را به حد کمال میرساند!
نوشتهای در کتاب «تاریخ سینمای ایران» به قلم جمال امید یافت میشود که ماهیت دیروز و امروز شخصی چون محسن مخملباف را به خوبی نشان میدهد و البته وضع حالش نیز که نیاز به ایماء و اشاره ندارد. مخملباف سال66 درنامهای خطاب به معاونت سینمایی میرحسین موسوی به فیلم اجاره نشینهای مهرجویی اعتراض میکند و میگوید که میخواسته خود و مهرجویی را منفجر کند. محسن مخملباف در همین ارتباط و در واکنش به اکران فیلم سینمایی "اجارهنشینها" ساخته داریوش مهرجویی (که برخی از جمله او آن را یک هجویه سیاسی میدانستند) در نامهای خطاب به سید محمد بهشتی معاونت سینمایی وقت آورده است: خیلیها میگویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب میگویم؛ حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجارهنشینها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیدهاید، ببینید. اگر دیدهاید یک بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکلیف کسی چون من با شما چیست؟ ارجگذاریتان به جنگ را باور کنم یا اغماضتان را در مورد امثال اجارهنشینها، امیدوارم که همچنان ما را متحجر ندانید که مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین میشود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. میتوانید بنشینید با هم اجاره نشینها را ببینیم. من باب ثواب گفتم، گناه که نکردهام؟ واقع قضیه این است که دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. ادای وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید". و حال مضمون این نامه را و اینکه " آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید" و ادعای دینداری و انقلاب و سخنانی اینچنین را با شخصیتی بسنجید که امروز و در جریان فتنه سبز تقلبی و توهمی، حتی حاضر شد به هتاکی علیه جمهوری اسلامی بپردازد! با خوشحالی ادعا کند با اقدامات موسوی، براندازی جمهوری اسلامی آغاز شده است و حتی با وقاهت تمام به ساخت "فریاد مورچهها" اقدام کند! |
آغاز پروژه "تقصیر تو بود" در میان سران اصلاحات |
آغاز پروژه "تقصیر تو بود" در میان سران اصلاحات فعالان سیاسی معتقدند سناریوی "چه کسی مقصر است؟" که در سال 84 آغاز شد و انتقادات شدیدی از سوی احزاب و گروههای مختلف جبهه اصلاحات برای مقصر نامیدن یکدیگر شکل گرفت، اکنون و بعد از گذشت یک سال از انتخابات ریاست جمهوری دهم مجددا آغاز شده است؛ با این تفاوت که این بار شدت اختلافات به سران بالای این جریان و اصطکاک شدید این افراد رسیده است. انتشار خبر انتقادات شدید یکی از سران طیف اصلاحات از رئیس دولت اصلاحات، فعالان سیاسی را به ارزیابی جدیدی از وضعیت این جریان سیاسی انداخته است؛ وضعیتی که بیشباهت به اوضاع اصلاحطلبان در نیمه سال 84 نیست. از هجده تیر 78 تا هجده تیر 89؛ از آشوب تا آرامش کامل جمعهای که گذشت 18 تیر بود؛ سالگرد روزی که حدود 11 سال پیش با همراهی برخی ارکان دولت تبدیل به یک چالش جدی برای امنیت ایران تبدیل شد و دستاویزی برای رسانههای اپوزیسیون تا فضای کشور را ناامن و بحرانی نشان دهند. اگرچه همان زمان درایت رهبر معظم انقلاب و همراهی مردم انقلابی ایران به سرعت غائلهای را که توسط پیاده نظام برخی جریانات سیاسی در دانشگاه شکل گرفته بود، پایان داد اما هر سال 18 تیر به بهانهای برای بروز برخی اقدامات ساختارشکنانه از سوی این جریانات افراطی تبدیل شده بود. بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته و عدم تمکین برخی افراد و جریانات سیاسی به قانون و رای مردم، زمینه برای تحرکات آشوبگرانه در برخی خیابانهای پایتخت فراهم شد. در همین راستا، روز 18 تیر به عنوان یکی از روزهای عطف جریان فتنه درنظر گرفته شده بود تا با تحریک دانشجویان توسط برخی افراد در دانشگاهها، از این روز به عنوان عامل فشار بر نظام برای تن دادن به خواستههای نامشروع سران اصلاحات استفاده شود. با این حال و با وجود برخی اقدامات سران این جریان که نهایتا به هتک حرمت عکس بنیانگذار و توهین به مقدسات در روز عاشورا رسید، حضور گسترده و دهها میلیونی مردم در راهپیماییهای 9 دی و 22 بهمن، این جریان و عوامل خیابانی آن را تا حدی در انفعال و سردرگمی برد که فعالان مسائل سیاسی از این رویدادها به عنوان "دفن تاریخی فتنه" یاد کردند. این مساله باعث شد تا موضوع اختلافات شدید میان سران این جریان که در جریان آشوبهای خیابانی تا حدی پوشیده شده بود، دوباره سر باز کند و این بار با شدت بیشتری خود را نمایان کند؛ اختلافاتی که در آنها، تقصیر انفعال و سردرگمی جریان اصلاحات از سوی هرکسی به گردن دیگری انداخته میشود. البته این جریان تلاش گستردهای را برای احیای آشوبها در سال 89 هم ترتیب داد اما آنچه ریزش شدید هوادار در میان جریان فتنه نامیده میشود و همچنین درگیری و سردرگمی سران این جریان سبب شد تا اغتشاشگران به طور کامل در محاق گوشهگیری فرو رفت. تقصیر من نبود؛ تقصیر تو بود آرامش بیسابقه تهران در روز 18 تیر و سکوت مطلق در خیابانها که حتی با سکوت محض در فضای مجازی هم همراه بود، مجددا این مساله را در افکار عمومی شکل داد که فضای درگیری در میان جریان اصلاحات و اصلاحطلبان مجددا آغاز شده است؛ فضایی که بعد از روی کار آمدن دولت نهم شکل گرفته بود و تا چندین سال پس از آن و حتی در حال حاضر، هنوز بخشهای مختلف اصلاحات یکدیگر را مسبب روی کار آمدن احمدینژاد و شکست اصلاحات میدانند. این موضوع از آنجایی مشخص میشود که اخیرا اخباری مبنی بر انتقاد شدید عباس عبدی از سید محمد خاتمی منتشر شده است. عبدی در یک مراسم که خاتمی هم حضور داشته، نسبت به احوالپرسی با او به شدت واکنش نشان داده و گفته است: "اگر او (خاتمی) پایم را هم ببوسد، حاضر نیستم لحظهای از کنار او رد شود؛ تا چه اینکه در کنار او بنشینم و دیگران از ما عکس یادگاری بگیرند." فعالان سیاسی معتقدند سناریوی "چه کسی مقصر است؟" که در سال 84 آغاز شد، اکنون و بعد از گذشت یک سال از انتخابات ریاست جمهوری دهم مجددا آغاز شده است؛ با این تفاوت که این بار شدت اختلافات به سران بالای این جریان و اصطکاک شدید این افراد رسیده است |