ناگفته های محسنی اژه ای از فتنه 88 |
| ناگفته های محسنی اژه ای از فتنه 88 حجتالاسلام و المسلمین محسنی اژهای، دادستان کل کشور درباره مسائل انتخابات ریاست جمهوری، حادثه کهریزک و عملکرد خودیها در جریان اتفاقات سال 88 اظهارات مهمی را بیان کرد. حجتالاسلام و المسلمین محسنی اژهای، دادستان کل کشور درباره مسائل انتخابات ریاست جمهوری، حادثه کهریزک و عملکرد خودیها در جریان اتفاقات سال 88 اظهارات مهمی را بیان کرد. گفتوی وی را با پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری بخوانید: ******** - مدلهای حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژههای خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف میکنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان میتوان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیمسازیهای یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است؟ اجازه دهید تا با ذکر نکتهای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سالهای قبل - یعنی اینکه مخصوص امروزشان نیست- در همهی انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات بوجود آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش - مشخصاً از دورهی دوم ریاستجمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم- رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویهای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیسجمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایینتر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت میکردند. البته همانطور که اشاره کردم، این اختصاص به سال قبل ندارد و سنوات قبل هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. لذا به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانیها میگفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است. اما نکتهی قابل تأمل دیگر، اعتماد رهبر انقلاب به حضور و مشارکت مردم است. بسیاری از مسئولین در دورههای مختلف نظام، نگران بودند که مثلاً ایندفعه مردم کمتر شرکت میکنند، اما رهبر انقلاب جزء کسانی بود که در دورههای مختلف میگفتند که من مطمئن هستم مردم ما به صحنه میآیند، چون کشورشان را دوست دارند، اسلام را دوست دارند، نظام را دوست دارند، چون به مسئولین اطمینان دارند. بنابراین حتماً هم مردم شرکت میکنند، اینبار هم شرکت میکنند و شرکتشان بیش از دفعهی قبل است و باز هم دشمنان را ناامید میکنند. این واژهها و جملات در کلام رهبر انقلاب چه به خاطر انتخابات و چه مناسبتهایی مانند بیست و دوم بهمن بارها تکرار شده است. در همین مناسبتهای هرساله میبینیم که تا چهار روز تعطیلی متوالی میشود که ممکن است مثلاً از تهران خیلیها بیرون بروند، یا مثلاً بحث دخالتهای دشمن و یا بحث مسائل داخلی مطرح شده، برخی تردید داشتند که مردم شرکت می-کنند یا نه؟ یکی از کسانی که با اطمینان کامل میفرمودند که مردم با حد نصاب بالا شرکت میکنند رهبر انقلاب بوده است. - این نقطهی قوت نظام اسلامی همیشه مورد انکار یا تردید دشمنان نظام بوده که تمام سعی خود را برای مخدوش کردن این ویژگی نظام به کار بردهاند. نمونهی بارز آن، حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم بود. رهبر انقلاب اشاره داشتند: «هر طرف اگر پیروز میشد، هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم میشد، بنده به طور اطمینان میتوانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده میشد، باز این حوادث پیش مىآمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفتهاند...» شما این اشراف بر ترفندهای دشمنان را چگونه میبینید؟ یکی از مسائلی که نشان داد رهبر انقلاب جامعتر و عمیقتر از همه، نقشههای دشمن را بررسی میکنند، جریان فتنهی سال قبل بود. اما میخواهم برای روشن شدن این موضوع، از زاویهی دیگری به این موضوع بپردازم. رهبری در صحبتهای ابتدای سال 88 در مشهد فرمودند که بالأخره ما این دست چدنی را زیر دستکش مخملی میبینیم. برخی از مسئولین بلندپایهی نظام وقتی که امریکا یک نرمش وچراغ سبزی نشان داد - البته آن چراغ سبزشان هم از روی استیصال بود- به رهبر انقلاب گفتند که چرا مذاکره نکنیم؟ بگذارید درهایمان را به سوی غرب و آمریکا باز کنیم، بگذارید ویزای یک هفتهای بدهیم هرکسی میخواهد بیاید وغیره. رهبری گفتند که اینها برنامه است، شاید گفتن این حرفها از سوی مسئولین آمریکایی تاکتیک باشد. ![]() حالا شما چقدر به قول آن ضربالمثل معروف از حول حلیم توی دیگ میافتید؟! یک مقداری صبر کنید، یک مقداری اندیشه کنید. آن روز که رهبر انقلاب تعبیر دست چدنی را به کار بردند که آن موقع حتی برخی مسئولین به سخن آقا اعتراض داشتند ولی علنی به زبان نمیآوردند که دست چدنی دیگر چیست و این حرفها چه معنایی دارد؟ این جریانهای اخیر نمونهای از همان دست چدنی بوده و هست که میبینیم. نگاه رهبر انقلاب در ژرفنگری نسبت به توطئههای دشمن و مسائل خارجی، بیبدیل است و این موضوع را شما در قبل و بعد از انتخابات و در نماز جمعهی تاریخی 29 خرداد میبینید. - نقش مؤثر دیگری که رهبر انقلاب در روند خنثیسازی جریان فتنهی سال گذشته ایفا کردند، بصیرتدهی و روشنگری بود. این نقش رهبری را چگونه میبینید؟ به نظر بنده شاید بتوان گفت تنها شخصی که به معنای واقعی کلمه یکّه و تنها - دیگران هم کمک کردند، دیگران هم تلاش کردند - ولی کسی که توانست ابعاد واقعی فتنه را بشناساند و اصلاً عنوان فتنه را بر آن بگذارد، رهبری بودند. فتنه خصوصیاتی دارد. تا آن موقع افراد مختلف تحلیلهای متفاوتی از جریان پس از انتخابات داشتند اما در چگونگی شناساندن این جریان و ابعاد آن برای خواص و تودهی مردم، رهبری بالاترین نقش را ایفا کردند و اولین پرچم را ایشان در طول این یکسال و اندی یعنی از قبل از انتخابات تا به امروز بر عهده داشتهاند. شما ببینید رهبری در این مدت چند سخنرانی روشنگرانه داشتهاند و چقدر دیگران را به روشنگری و بصیرتبخشی توصیه کردهاند! خیلیها در این مدت زحمت کشیدند اما وزنی که در رهنمودهای آقا در جهت روشنگری و آگاهیبخشی به مردم بوده، بینظیر است. نکتهی حائز اهمیت دیگر، نگاه جامع ایشان به اطراف قضیه است، یعنی توجه به یک موضوع، ایشان را از موضوعات دیگر غافل نکرده است. گاهی وقتها انسانها با توجه به حجم بالای کار، یک موضوع یا موضوعاتی اینها را از موضوعات دیگر غافل میکند و یا اگر مسائل مهمی پیش بیاید، از مسائل کوچک غفلت میکنند. رهبری در خلال این جریان به تودهی مردم، به نیروهای دستاندرکار حکومت از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، قضایی، انتظامی و سایرین که در این حوادث درگیر بودند، نسبت به معترضین، نسبت به اپوزیسیون، نسبت به فریبخوردگان، نسبت به دشمن و ضد انقلاب غفلت نکردهاند. در خصوص همهی این موضوعات انسان میتواند کدهای متعدد ارائه دهد. آنجایی که باید برای هوشیاری و حضور در صحنه از مردم تقدیر کنند، تقدیر و حمایت کردند، ولی در عین حال نسبت به مشکلاتی که امکان دارد توسط مردم بوجود آید بیتوجه نبودند؛ آنها را سفارش به تقوا کردند و گفتند که مراقب باشید تا افراط نکنید، مراقب باشید زمانی که متعرض به ارزشهاتان، به اموالتان، به نظامتان شدهاند و احساساتتان برانگیخته میشود، دست به کارهایی نزنید که خود آن عمل شما برای نظامتان در مورد نیروهای اجرائی اعم از نظامی، انتظامی و امنیتی مشکلاتی را بیافریند. بخشهایی را به صورت عمومی میفرمایند، اما یک بخشهایی را به صورت خصوصی که حالا بعضی از آنها را بنده خبر دارم به جد به بعضیها سفارش میکردند که مواظب باشید به دلیل اینکه اینها به نظام ظلم کردند، این همه غائله آفریدند، این همه آب به آسیاب دشمن ریختند و در شرایطی که ما توانستیم با این مردمسالاری دینی و مشارکت حدود 85% جایگاه و اعتبار بالاتری را در دنیا کسب کنیم، خدشه بر آن وارد کردند و با حیثیت نظام بازی کردند، اما گفتند که نکند با همهی این وجود و نیز دلسوزی که شما نسبت به نظام دارید، کاری کنید که در حق آنها ظلم بشود. من شاید مکرر بیش از دو، سهبار از زبان حضرت آقا شنیدم که به شدت تأکید به این نکته داشتند که شما نیروی انتظامی و شما قاضی نسبت به متهمین حواستان جمع باشد. یک وقت نکند مثلاً نسبت به یک متهم غافل بشوید و بیش از آنچه که حقش است، مجازات شود. اگر واقعاً این مقدار که رهبری حساسیت داشتند دیگران نیز به این شکل بودند، مشکلی پیش نمیآمد. به بچههای وزارت اطلاعات در مقطعی که خودم وزارت اطلاعات بودم و به نهادهای مربوط دیگر تأکید داشتند به کسانی که در خیابان هستند، به کسانی که شما دستگیر کردید حواستان باشد، به کسانی که محاکمه کردید حواستان باشد. اگر به بازرسی منزل میروید، رفتار شما با خانوادهی فرد مجرم باید متفاوت باشد. یعنی سفارشهای مکرر نسبت به دستاندرکاران مقابله با این فتنه که باید مواظب و مراقب باشید و از حد و مرز الهی خارج نشوید. البته این دستورات در صحبتهای عمومی هم بوده ولی در صحبتهای خصوصی خیلی شفافتر، روشنتر و با تأکید بیشتر بیان شده است. حتی در ذهنم هست که گفتند اگر جاهایی شما مرتکب این اشتباهها شدید، شماها کمتر از آنها نیستید. باید مؤاخذه شوید و نقل به این مضمون که شما توبیخ و تنبیه میشوید. ![]() حتی برخی افراد اتهاماتی به اشخاص میزدند. میگفتند آقا ایشان جاسوس است، ایشان وابسته به خارج است، ایشان ضد انقلاب است. رهبر انقلاب نهایت احتیاط را در این صحبتها دارند. حتی در مقابل حرف دیگران که تذکر میدهند شما نباید به فلانی جاسوس بگویید. گاهی وقتها به مدیران مسئول بعضی از نشریات تذکر میدهند چرا شما گفتید فلانی جاسوس است؟ دلیل دارید؟ بعضی از افراد دیگری که بعضی جاها یک صحبتی میکردند، جایی قلم میزدند، میگفتند شما واقعاً دلیل شرعی دارید و میتوانید حرفتان را ثابت کنید؟ میگفتند که ما میگوییم این کار، کار بدی بود، کاری بود که به اسلام ظلم شد، به نظام ظلم شد، ظلم عظیمی به نظام کردند، اما اینکه ما به کسی نسبت بدهیم که این به خارج وابسته است یا جاسوس است، نیاز به دلیل و اثبات شرعی و قانونی دارد و لذا هم خودشان با نهایت احتیاط در مقابل انتساب یک مسألهای به یک فرد که ظلمی با قصد خیانت انجام شده و... ایشان نه تنها نسبت نمیدادند بلکه دیگران را نیز از این کار نهی میکردند. اینها به نظر من آموزههای اخلاقی جامعهی بشری امروز است. - در جریان فتنهی پس از انتخابات، نقش دو گروه از خودیها پررنگ شد: اول خودیهای معترض که به تدریج برخی از آنها از حالت اعتراض به حالت عناد و قانونشکن درآمدند. گروه دوم خودیهای متخلف بودند که حوادثی نظیر کهریزک و کوی دانشگاه حاصل عملکرد آنهاست. رفتار و نحوهی برخورد رهبر انقلاب با متخلفین گروه دوم که علیرغم توصیهها و دستورات مؤکد ایشان، موجب بروز این تخلفات شدند، چگونه بود؟ خبرهایی به رهبر انقلاب رسیده بود که در کهریزک شرایط نامساعد است که آقا دستور دادند بسته شود. اما این تمام ماجرا نبود. قبل از آن هم که آقا متوجه شدند وضع کهریزک مناسب نیست، دستور دادند که دیگر به آنجا زندانی نبرید. یعنی اولین کسی که دستور دادند که افراد بازداشتی به کهریزک نروند، رهبر انقلاب بودند. حتی ظاهراً از ایشان پرسیده بودند- با واسطه شنیدم- که ممکن است فلان بازداشتگاهمان جا نداشته باشد، گفتند اگر جا ندارید، آزاد کنید. افرادی که شما در خیابان میگیرید حتی به نظر شما متهم یا مجرم هستند، ولی اگر قرار است جایی ببرید که نامناسب باشد، آزاد کنید. یا به ایشان گفته بودند که فلان بازداشتگاه گفته که جا نداریم، رهبری گفتند که آنجا نبرید، بروند خانهشان. از طرف دیگر اولین شخصی هم که برای تخلفات قضیهی کهریزک گفتند باید جدی پیگیری شود، باز شخص خود آقا بودند. ایشان اولین شخصی بودند که پیغام دادند آنهایی که در کهریزک هستند، باید از آنجا بروند. من یادم هست که نوزده تیر 1388 یکی از مسئولین دفتر آقا تماس گرفتند که این افرادی که الآن در کهریزک هستند، حتماً بگویید به جایی به غیر از کهریزک منتقل کنند. اتفاقاً ما همان شب جلسه داشتیم. آن زمان دادستان کل وقت، دادستان کل تهران، بعضی از افراد دیگر در وزارت اطلاعات وغیره بودند که در دفتر من جلسه داشتیم. من هم چون در آن جلسه با آن آقایان صحبت کرده بودم و خواستار این بودم که دادستان تهران آنها را هرچه زودتر منتقل کند و از آنجا ببرد و آنها هم قول داده بودند که ما این کارها را میکنیم، به همین دلیل به فردی که از طرف آقا تماس گرفته بودند، اطمینان دادم و گفتم که جلسه پایان یافته و اینها قول دادند که حتماً همین امشب همه اینها را منتقل میکنند. در این مورد نیز جامعیت نگاه رهبری مشهود است. اینطور نبوده که توجه به یک موضوع، موجب غفلت ایشان از موضوع دیگری بشود. - در دیدار اساتید دانشگاه در ماه رمضان سال گذشته، رهبر انقلاب گفتند که اگر جنایتی شده باشد ما پیگیری میکنیم. بعد از جریان کهریزک نیز به نوعی این جریان و حادثهی کوی دانشگاه برای مردم معیاری شده که ببینند واقعاً نظام در مقابل خطاهایی که برخی مرتکب شدند، چه برخوردی میکند؟ باید بگویم که ما در پیگیری آن کوتاهی کردیم یعنی ما دستگاههای قضایی، انتظامی و اطلاعاتی باید با آن حساسیتی که آقا داشتند، سریعتر کار میکردیم. من نمیخواهم بگویم که این کوتاهی، تقصیر هست یا نیست، ممکن است بالأخره آن افرادی که مسئول مستقیم بودند توجیهاتی داشته باشند که قانعکننده هم باشد، ولی در هر صورت به خاطر آن تأکیدی که آقا داشتند ما باید خیلی زودتر از این رسیدگی به پروندهها را انجام میدادیم و به سرانجام میرساندیم. واقعاً باید برای مردم مشخص میشد که اگر کسی تقصیری داشته یا ظلمی کرده باید به میزان جرمی که مرتکب شده مجازات شود. البته این امر انجام شده ولی باید زودتر از اینها انجام میشد. ![]() دادگاه کهریزک تشکیل شد و حکم اولیهی آن صادر شد. فکر میکنم بهمن ماه بود که در خصوص پروندهی کهریزک، دادگاه تعیین وقت کرد و کارش را از اسفند شروع کرد. اما پروندهی کوی، متأسفانه تا آنجا که من خبر دارم، هنوز تکمیل نشده است. ولی برای پروندهی تخلفات کهریزک، افراد نظامی و غیرنظامی را دعوت کردند؛ شاکیان هرکدامشان وکیل تعیینی گرفتند که بعضیهاشان انصافاً وکلای خیلی بدی بودند. وکلایی که با رادیوی بیگانه مصاحبه میکنند و سابقهی کیفری دارند اما نظام تحمل کرد. کسی هست که مرتب با رادیوهای بیگانه علیه نظام مصاحبه میکند و تخلفات مختلفی دارد - نه در خصوص این پرونده - سابقه کیفری دارد و با جریانهای ضد نظام و اپوزیسیون کاملاً مرتبط است، ولی در خصوص این پرونده نظام ابایی ندارد. رویهی خیلی از کشورها به این شکل نیست. اجازه نمیدهند که هر وکیلی وارد هر پروندهای شود و به هر نحوی که میشود کنارشان میزنند، ولی ما در خیلی از پروندههایی که برای نظام شاید حساس باشد این وکلا را راه دادیم، وکیل پرونده را خوانده، لایحهی دفاعیه تنظیم کرده، در دادگاه شرکت کرده، با موکلش یا بدون موکلش در جلسات مختلف شرکت کرده و هرچه دلش خواسته گفته است. - اما در مورد آن خودیهایی که در ابتدا به نتیجهی انتخابات معترض بودند که متأسفانه با لجاجت آنها رفتار و عملکرد آنها زمینه را برای جریان فتنه هموار کرد، نحوهی رفتار رهبر انقلاب چگونه بود؟ در مورد این گروه باید بگویم که سعهی صدر و صبر و تحمل ایشان در برابر آنها حائز اهمیت است. رهبری در مقابل افرادی که با هر انگیزهای حرف مخالف میزدند، میدان دادند تا حرفشان را بزنند. افراد خودشان آمدند، نمایندگانشان را فرستادند، حرفهایی که خیلی از مسئولین نمیتوانستند تحمل کنند ولی رهبر انقلاب با سعهی صدر تمام، میدان میدادند. رهبری فرمودند مگر شما اعتراض ندارید؟ در خیلی از انتخابات که افراد اعتراض میکردند چه مسیری را طی میکردیم؟ مسیر قانونی دارد. حتی اگر میگویید یک مقداری فراتر از روشهای متعارف هم عمل بشود، میگوییم اشکالی ندارد، وزارت کشور و غیره هست، میگوییم اگر یک سؤالی دارید که رفع بشود، ما هم مشکلی نداریم، واقعاً اگر سؤالی دارید و میخواهید ابهامی رفع بشود مشکلی نیست. من سفارش میکنم اگر شما اشکال و ابهام واقعی دارید، بنشینید تعدادی از صندوقها را به صورت رندمی و غیررندمی از یک شهر یا از چند شهر بررسی کنید. آقا تأکید داشتند کاری نکنید که بدعتگذاری کنید و در کشور یک خلاف قانونی را برای همیشه بگذارید. این کار صحیحی نیست و من باشم و شما باشی و هرکسی باشد، باید در مقابل او بایستیم. یک مَثل معروفی است که میگوید اگر کسی خواب است میشود بیدارش کرد، اما اگر کسی خودش را به خواب زده، نمیتوان بیدارش کرد. - اما باز هم حرف خودشان را زدند. بیان اینها واقعاً درد است. خبر دارم که گاهی در جاهایی واقعاً رهبری با تواضع به برخی از این افراد میگفتند که این کار را نکن، این کار مصلحت نیست. اول انقلاب حضرت امام (ره) یک وقتی در مقابل منافقین که از یک طرف دست به اسلحه برده و تقریباً اقدامات نظامی-شان را با سلاح سرد شروع کرده بودند، قانون اساسی را هم که قبول نداشتند، تحریم هم کرده بودند، بعد هم درخواست ملاقات با امام کرده بودند، فرمودند: من اگر یک در هزار احتمال داده بودم که تأثیر داشته باشد، چرا شما بیایید؟ من میآمدم پیش شما! من واقعاً در این مدت مشابه این را از رهبر معظم انقلاب دیدم. رهبری یک جاهایی به دیدار برخی از اینها رفتند، بعضی از کسان را پذیرفتند، کسانی که واقعاً از لحاظ حقوقی مجرم بودند، کسانی که به نظام، به امام و به ولایت فقیه بد کردند ولی آقا با آغوش باز اینها را میپذیرفتند. بعضی وقتها خودشان و نمایندگانشان حرفهای دور از منطق میزدند، باز آقا خیلی متواضعانه، خیلی مهربانانه، خیلی دلسوزانه میشنیدند، خیلی دقت میکردند، سفارش میکردند. اما از طرف دیگر رهبر انقلاب به لحاظ اتمام حجت و به لحاظ روشن شدن مسائل برای مردم و به خاطر اینکه فردا ابهامی باقی نماند و کسی نتواند مظلومنمایی کند، به این خواص نسبت به اشتباهاتشان به اَشکال مختلف و به صراحت گوشزد میکردند، یعنی رودربایستی نمیکردند. اینطور نبود که رهبری با کسانی که جزو شخصیتهای مهم این کشور بودند، رودربایستی کنند. آن جایی که هم نسبت به خودش و هم نسبت به کار دیگری که او به یک نحوی از آنها داشت حمایت میکرد و یا به نحوی از آنها تبری نمیجست، آقا به او گفتند که شما چرا تبری نمیجویید؟ اینها ظلم کردند یا نه؟ چرا در رفع ظلم اینها کمک نمیکنید؟ حداقل تبری بجویید. توجه میکنید که اصلاً در مقابل اسلام و نظام و انقلاب، بحث رودربایستی، رفاقت و سوابق گذشته و غیره مطرح نبود. البته رهبر انقلاب ابتدا به خود طرف اول میگفتند، بعد اگر لازم بود به کسی دیگری میگفتند که به او بگوید. بعد از آن، یک بخشی از آن صحبتها و توصیهها را علنی میکردند. میخواهم بگویم اگر جایی مصلحت عمومی نظام بوده رعایت کردند. اینجا نیز جامعنگری را در رفتار ایشان مشاهده میکنیم که توجه به یک جنبه، غفلت از طرف دیگر را به همراه نداشته است. ![]() اما آنجایی که احساس شد یک جریانی در کار هست که میخواهد به هر قیمتی انتخابات را باطل کند و دیگر نیاز به صلابت و قاطعیت بود، در مقابل هیچیک از این فشارها کوتاه نیامدند. معتقد بودند که در مقابل خودی و افراد فریبخورده و کسانی که سؤال داشتند، همهی راهکارها باید طی شود. هر مقداری که حتی باید از حق خودشان یا حق زیرمجموعهی حکومت کوتاه بیایند تا اینکه مسأله روشن شود انجام دادند. اما آنجایی که احساس کردند چیز دیگری در این بین هست، کوتاه نیامدند. حالا تمام خواص و سیاسیون باشند، اصولگرا یا اصلاحطلب باشد، داخل و خارج باشد، تهدید کنند که چنین میکنیم، چنان میکنیم، نتوانستند عملی بکنند والا این تهدیدات بلوف نبود؛ واقعاً میخواستند یک کشور را به هم بریزند ولی رهبر معظم انقلاب محکم ایستادند. یک وقت ایستادگی کورکورانه است، این خیلی ارزش ندارد. اما ایستادگی ایشان مبتنی بر رصد کردن روزانهی همهی مسائل، اشراف و تسلط کامل بر اوضاع و مسائل سیاسی و مسائل غیرسیاسی منطقه و جهان و کشور خودمان، قدرت جمعبندی و تحلیل همهی مسائل و با آگاهی تمام و با اولویتبندی کارها، اصل و فرع کردن مسائل است. رهبری بارها گفتند که مسائل اصلی اینهاست، مسائل فرعی اینهاست، سرتان کلاه نگذارند یا فریب نخورید و یا غفلت نکنید و مسائل دست چندم را بیایید و با آن به عنوان یک مسألهی اولی برخورد کنید، هزینه کنید، وقت صرف کنید، بعد از مسائل اصلی غافل شوید که ضربه کاری بخورید. در همهی انتخابات یکی رأی می-آورد، یکی رأی نمیآورد. آن کسی که رأی نمیآورد معترض است، همیشه هم داشتیم. اصلاً در دنیا همین است و کشور ما مستثنی نیست. کافی بود اگر ایشان یک کلام کوتاه میآمد، آنها ده قدم پیش میآمدند. چون بعداً روشن شد که اینها چه برنامهای داشتند و چه هدفی داشتند و اصلاً بحث تقلب مطرح نبود و رسماً تهدید میکردند. - به عنوان سؤال آخر، برخی از مسئولین و اشخاص اصرار بر برخورد و اقدامات عملی شدیدتری با سران فتنه داشتند که رهبر انقلاب مخالفت کردند. میخواهیم دلیل این مخالفت را از زبان شما بشنویم. نظر آقا این بود که تا آنجایی که ممکن است صحبت بشود، اتمام حجت بشود، مسائل بیان شود، شاید طرف گول خورده، شاید طرف نمیداند، شاید طرف واقعاً غافل است که شاید نحوهی این حرفها سبب هوشیاری او شود و شاید توبه کند. نکتهی دیگر اینکه رهبری معتقد بودند که طوری نشود تا مردم نفهمند که علت تصمیمی که گرفتید چیست. یک وقت تصور نکنند که یک برخورد سیاسی است، فکر نکنند که این برخورد شما در این حد مجازات و برخورد نبوده است. بنده چندی پیش به قم رفتم و با برخی از مراجع دیدار کردم. میگفتند که ما الآن احساس میکنیم که چه تدبیر بسیار خوبی نسبت به برخی سران فتنه انجام شده است. ما روزهای اول فکر میکردیم که باید به نحو دیگری برخورد شود، اما امروز که زمان گذشته و برخی از مسائل واقعاً روشن شده میفهمیم که تدبیر صحیح عین همین بوده که انجام شده و اگر غیر از این بود ایراد داشت. |
جندالشیطان؛حمایت از فتنه سبز تا جنایت در زاهدان |
نگاهی به اقدامات عبدالمالک ریگی و گروهک تروریستی اش اقدامات تروریستی و جنایات های گروهک جندالشیطان به سرکردگی عبدالمالک ریگی بر کسی پوشیده نیست و حمایت از این گروهک توسط آمریکا و انگلیس و همچنین گروههای تروریستی دیگر منطقه نقطه تاریک دیگری بر اقدامات کشورهای حامی تروریست است و به طورقطع در چند روز آینده هم با مطرح شدن ابعاد جدیدی ازپشت پرده حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان ودخالت دشمنان نظام بسیاری از حقایق نا گفته در این زمینه روشن خواهدشد. اما موضوعی که نه تنها در جریان دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی و برادرش عبدالحمید بلکه در تحلیل حادثه تروریستی اخیر هم مغفول ماند ه مربوط به جریان فتنه به اصطلاح سبز پس از انتخابات و حمایتهای ریگی و گروهک جند الشیطان از این جریان می شود که در این گزارش به ابعاد مختلف این حمایتها می پردازیم: *برداشت اول /آغاز فتنه یکی از ابعاد اصلی که باید در حمایتهای ریگی از جریان فتنه مورد توجه قرار گیرد، چگونگی آغاز جریان فتنه پس از انتخابات و حمایتهای گسترده اپوزیسیون خارج از کشور از این جریان است. از زمان مخابره رمز آشوبها در شب انتخابات جریانهای مختلفی برای ایجاد بلوا و آشوب در کشور دست در دست یکدیگر دادند که این جریانات در درون و خارج از کشور با حمایتهای رسانههای بیگانه همچون BBCو صدای آمریکا توانستند برای مدت کوتاهی با اقداماتی که توسط عوامل داخلی رهبری می شد، فضایی غبار آلود و نا آرام را در کشور به وجود آورند. اما این جریانات پس از مدت کوتاهی با تدبیر حکیمانه رهبری و سخنان تاریخی در نماز جمعه 29 خرداد ماه تهران کمی فروکش می کند و جریان فتنه از روز بعد به آگاهی ملت ایران و پشتیبانی ضعیف خود پی می برد، اما از همان روز فاز دوم فعالیت جریان فتنه در سناریویی تازه آغاز می شود. *برداشت دوم/ ایجاد بی اعتمادی در مردم جریان فتنه در دومین فعالیت خود برای ایجاد ناآرامی بی اعتمادی مردم نسبت به مسئولان را در دستور کار خود قرار می دهد و با ایجاد شایعه با حمایت جریانهای خارج از کشور و تشویق جوانان به تجمعات مناسبی به دنبال برآورده شدن اهداف خود در فاز دوم فتنه است. پخش شایعاتی در رابطه با کشته شدن افراد در تجمعات و تهمتهای دروغین به نظام توسط سران فتنه برای ایجاد بی اعتمادی در افکار عمومی نسبت به نظام از یک طرف و جو سازی شبکههای بیگانه برای برگزاری تجمعات ایرانیان خارج از کشور در حمایت از جریان سبز ابعاد دیگری از این مرحله فتنه را نشان می دهد. در این بخش از سناریوی فتنه است که به تدریج پای عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک موسوم به جندالله هم به بازی خطرناک جریان فتنه باز می شود و به تدریج عبد المالک ریگی به شخص اول مصاحبه ها ی صدای آمریکا و بی بی سی فارسی تبدیل می شود. *برداشت سوم/اشکها و لبخندهای ریگی برای جریان فتنه ریگی همان مرد قداره کش و تروریست سابقه داری که سالهامردم مناطق جنوب شرق کشور به علت اقدامات این تروریست آسایش ندارند، اینبارعلم حمایت خود را برای حمایتهای همه جانبه از جریان فتنه به اصطلاح سبز بلند می کند و با همکاری جریانات اپوزیسیون و رسانههای بیگانه در صدد ایجاد ناآرامی و حمایت از تجمعات در کشور بر می آید. ریگی و گروهک ترورستی تحت فرمانش در اولین اقدام خود برای حمایت همه جانبه از جریان فتنه پس از اقدام وقیحانه آشوبگران در روز عاشورای امسال، با صدور اطلاعیه ای ضمن حمایت از آشوبگران اعلام آمادگی می کند که آموزشهای لازم برای انجام عملیاتهای تروریستی را در اختیار اغتشاشگران حامی جنبش سبز قرار دهد. در بخشهایی از این بیانیه که برای اولین بار توسط صدای آمریکا و بنگاه خبر پراکنی BBC منتشر می شود، آمده است: جنبش مقاومت از احساسات پاک جوانان ایرانی تشکر و قدردانی نموده و اعلام می دارد که آماده همکاری کامل با همه مبارزان ایران در هر نقطه ای از ایران می باشد و همچنین جنبش آمادگی خود را برای آموزش جوانان ایرانی در زمینههای جنگ چریکی و بمب سازی و عملیاتهای انفجاری و تشکیل هستههای مقاومت و روش مبارزه چریکی شهری اعلام می دارد؟!! اما حمایتهای ریگی از جریان فتنه در ایران به همین بیانیه ختم نمی شود و مصاحبههای پی در پی با صدای آمریکا و صحبتهای تلفنی با نوری زاده وابسته ضدانقلاب خارج از کشور از یک طرف و دریافت مبالغ هنگفت از طریق وابستگان بیگانه از طریق کشورهای آمریکا و انگلیس از جمله حمایتهای این تروریست سابقه در دفعات مختلف برای جریان فتنه در ایران است. اما این مرحله از سیاستهای خصمانه دولتهای غربی نسبت به ایران برای حمایت از یک تروریست سابقه دار با هوشیاری مردم انقلابی ایران و حضور همه جانبه درتجمعات ضد استکباری و اعلام انزجار برعلیه سران فتنه و استکبار جهانی در دفعات مختلف باعث می شود که این اقدامات هم به زباله دان تاریخ سپرده شود. *ریگی هم آنلاین می شود؟! گروهک تروریستی موسوم به جندالله درآخرین سیاست حمایتی خود از جریان فتنه با تقویت و به روز رسانی پایگاه اطلاع رسانی خود در آشوبها و ناآرامیهای بعد از انتخابات به خصوص در روزهایی که از طرف اپوزیسیون خارج از کشورفراخوان تجمع اعلام می شود، به انتشار اخبار رهبران فتنه به صورت لحظه به لحظه می کند و حتی در مواردی با ارسال ایمیل های مشکوک برای برخی از کاربران اینترنتی در صدد حمایت های اینترنتی و سایبری از جریان فتنه بر می آید. در مواردی هم اعلام فراخوان عضویت در فیس بوک و زیر شاخههای گروه مقاومت از طرف گروه تروریستی جندالله اعلام می شود. انفجارهای تروریستی 26 مهر 88 تیر خلاصی برای ریگی انفجار تروریستی در سیستان و بلوچستان در تاریخ 26 مهرماه و شهادت جمعی از سرداران سپاه از جمله سردار شوشتری به عنوان تیرخلاصی برای عبدالمالک ریگی در کارنامه فعالیتهای تروریستی در شرق کشور به حساب می آید. اپوزیسیون خارج از کشور بعد از شکستهای پی در پی برای ایجاد فتنه پس از انتخابات اینبار دست به اقدامی خطرناک و غیر انسانی می زند که این اقدام موج اعتراض داخل و خارج از کشور را در پی دارد. فعالیتهای تروریستی با به شهادت رساندن جمع کثیری از مردم و مسئولان از جمله ترور شهید محمدی دانشمند هسته ای ایران به اوج خود می رسد و همزمان با این اقدامات حمایتهای کشورهایی همچون آمریکا و انگلیس برای حمایت از ریگی با اختصاص اعتبارات و تجهیزات و سلاح دو چندان افزایش پیدا می کند. به موازات این حمایتها بود که ارگان اینترنتی حزب مشارکت که از حامیان سرسخت جریان سبز است، همانند موضع رسانههای آمریکایی و انگلیسی از شهدای حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان با عنوان "کشته " یاد می کند. از طرف دیگر همزمان با این اقدامات "جنیو عبدو " مدیر برنامه ایران در بنیاد سنچری (قرن)، در مجلس سنای آمریکا، با حمایت از سیاست پشتیبانی از معترضان در ایران،می گوید: پشتیبانی قاطع از جنبش سبز، برگ برنده غرب علیه نظام ایران است؛ به همین دلیل ضروری است دولت آمریکا به مردمی که در ایران برای اصلاحات تلاش میکنند، کمک کند. *دستگیری و اعدام ریگی و ابعاد جدیدی از حمایتها دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی در یک عملیات ماهرانه توسط نیروهای اطلاعاتی و سربازان گمنام امام زمان و اعترافات و در نهایت اعدام این تروریست سابقه دار به طور قطع ابعاد جدیدی ازحمایتهای استکبار جهانی از این شخص و متعاقبا حمایت ریگی از جریان فتنه را برای آحاد مردم آشکار کرده است. صحبتهایی که در قالب اعترافات تا به امروز از طرف این تروریست سابقه دار مطرح شده است گوشه ای از این حمایتها را نشان می دهد. سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله در بخشی از این اعترافات می گوید: یکی از افسران سیا به من گفت که حمله نظامی به ایران برای آمریکا بسیار دشوار است اما ما بر آن هستیم که از گروههای ایرانی که دارای توانایی برای ایجاد جنگ و دشواری علیه نظام ایران هستند، در بالاترین سطح حمایت کنیم. همین بخش از صحبتهای ریگی کافی است تا هر مخاطب به عمق حمایتهای استکبار جهانی از جریان فتنه برای ضربه به نظام جمهوری اسلامی پی ببرد. به گفته وزیر اطلاعات اسنادبه دست آمده از طریق فعالیت های اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان نشان دهنده این است که این شروربا برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا رابطه داشته و به تعدادی از این کشورها سفر کرده و در آوریل 2008 با فرمانده ناتو در افغانستان مذاکره کرده که فرمانده مذکور علاقه زیادی به ایده بلوچستان بزرگ نشان داده بود. ارتباط تنگاتنگ ریگی با دولت آمریکا و انگلیس و اپوزیسیون خارج نشین نظام جمهوری اسلامی، در کنار جهتگیری این جریان در قبال وقایع سیاسی اخیر کشورمان کاملا تاملبرانگیز است وبدون شک این موضوع در ابعاد مختلف بایدمورد بررسی قرار گیرد و با اعدام این تروریست سابقه دار نباید ابعاد مختلف جنایت هایش به فراموشی سپرده شود. *آخرین تیردر ترکش جند الشیطان درشرایطی که با اعدام عبدالمالک ریگی وبرادرش منطقه مرزی سیستان و بلوچستان به سمت آرامش می رفت و مردم این منطقه بعد ازمدت ها روزها و شب هایی را با آرامش و آسایش سپری می کردند،گروهک موسوم به جند الله که با اعدام سرکرده خود به خشم آمده بود، با انجام اقدام تروریستی تازه ای در این منطقه و کشته و مجروح شدن تعداد زیادی ازهموطنان آخرین تیردرترکش خود راعلیه ملت ایران به کار برد وموجی ازانزجارو خشم راعلیه اقدامات تروریستی و حمایت های کشورهای استکباری را درپی داشته است. این گروهک تروریستی که در کمتر ازچند ماه دو شکست بزرگ یکی در حمایت از جریان فتنه و دیگری در اقدامات تروریستی را متحمل شده بود ،بار دیگردرصدد استقاده از تمام توان خود برای ایجاد التهاب در منطقه سیستان و تفرقه بین شیعه و سنی بود،اما نه تنها با انفجار تروریستی در سیستان به اهداف خود دست پیدا نکرد،بلکه با این کار باعث آگاهی بیشترافکار عمومی دررابطه با اینگونه اقدامات و حمایت های جریانات بیگانه از گروهک های تروریستی شد. افراد باقی مانده از گروهک جند الشیطان به همراه جمع قلیلی که هنوزهم نسبت به اقدامات این گروه درابهام و تاریکی به سرمیبرند، باید به این موضوع توجه داشته باشند،که پایان راه ایستادن درمقابل موج خروشان مردم ایران، جزنابودی و بدنامی در تاریخ نخواهد بود و تجربه 31 سال انقلاب نشان داده که اقداماتی از این دست باعث اتحاد و انسجام بیشتر ملت ایران خواهد شد. |
هاشمی:اجرای قطعنامه ها ننگ بود |
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل ـ که سایه شوم «وتو» را هنوز نیز بر سر خویش دارد ـ در طول 8 سال دفاع مقدس بهگونهای بود که اگر اجرا میشد، ننگی بر دامان تاریخ ایران بود و معلوم نبود نسلهای بعدی چه قضاوتی درباره مسوولان جمهوری اسلامی میکردند. به گزارش جوان آنلاین به نقل از سایت اطلاع رسانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، آیتالله هاشمی رفسنجانی در سخنانی به مناسبت 27 تیر؛ روز اعلام پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی ایران یادآور شد: از نخستین ماههای پس از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در 31 شهریور 1359، صدام و ارتش بعث که خوب درک کرده بودند، محاسبات آنان از وضعیت سیاسی ایران و اوضاع ارتش به خاطر تسویه و تصفیه امرا و قطع لجستیک اشتباه بود، دست به دامان میانجیها شدند، اما در همان حال میخواستند با در اختیار داشتن بخشی از خاک ایران اسلامی، توجیهی برای ملت خویش داشته باشند. وی افزود: امام امت که به واسطه تبعید چندین ساله در عراق، از روحیات حزب بعث آگاهی داشتند، در واکنش به نخستین صلحجوییهای ظاهری آنان و در پاسخ به میانجیهای فراوانی که میآمدند، سوابق زیادهطلبی صدام را یادآوری میکردند و همه را در مقابل سؤالهای بیپاسخ میگذاشتند که «چه تضمینی برای عدم تکرار تجاوز میدهید؟» و «برای کیفر یک دیکتاتور متجاوز که این همه خونریزی کرده و خرابی به بار آورده، چه میکنید؟!» وی همچنین یادآور شد: در همان ماههای آغازین جنگ مرحوم یاسر عرفات که به ایران آمده بود، در یک دیدار به من گفت؛ « در اتاق جنگ ارتش عراق نقشهای دیدم که سه هدف را برای خود ترسیم کردهاند؛ سقوط انقلاب اسلامی با تسخیر پایتخت و یا با محروم کردن ایران از نفت جنوب، تجزیه خوزستان و الصاق آن به عراق، پیشرفت در خوزستان تا مسجد سلیمان و بهبهان». رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: زمینگیر شدن ارتش عراق در همان سرزمینهای اشغال شده در روزهای نخستین و عدم توانایی آنها در عبور از جاده اهواز- اندیمشک، حزب بعث را عملاً در آرزوهای خویش ناکام گذاشت، اما نامگذاری شهرهای ایران با اسامی عربی، مانند الاهواز، محمّره و عبّادان برای اهواز، خرمشهر و آبادان و کشف نقشه جدیدی از خوزستان به نام عربستان در سنگرهای عراقیها، نشان از اهداف شوم آنان بود، اهدافی که برای ایرانیان از هر قوم و قبیله و زبان ناخوشایند بود و خواهد بود. به همین جهات و همچنین تحت تأثیر انفاس قدسیه حضرت امام(ره) بهعنوان رهبر انقلاب و مرجع تقلید و فرمانده کل قوا، مردم ایران از سراسر کشور به سوی جنوب و غرب کشور به حرکت درآمدند و به دفاع از کیان جمهوری اسلامی پرداختند. وی گفت: مقاومت 32 روزه در برابر مجهزترین لشکر عراق برای اشغال خرمشهر درس و الهام امکان مقاومت داد و شکستن حصرآبادان نمونه روشنی از امکان در هم شکستن دشمن در مهمترین نقطه هدف و آمادگیاش شد. اگرچه حمله دشمن به خاطر عدم آمادگی ارتش و بعضی ندانمکاریها و مشکلات سیاسی در مرکز و غافلگیری در قدم اول موفقیتهای سریعی به دست آورد، ولی همان فرهنگ ایثار، فداکاری و شهادتطلبی که ریشه در فرهنگ تشیّع و کربلا دارد، اقیانوس ژرف نیروهای داوطلب مردمی را به جبهه کشاندند و نیروهای مسلح را با تقویت روحیه امیدوار کرد. وی افزود: پس از حل مشکلات و رفع موانع و شکلگیری جدید نیروها و ایجاد هماهنگی بین ارتش و سپاه و نیروهای مردمی، شاهد سلسله پیروزیهای ایران از دارخوین، ثامن الائمه، فتح بستان و فتحالمبین تا والفجرها، بیتالمقدسها و کربلاها بودیم. پیروزیهایی که علاوه بر ارتش عراق، حامیان آنها، یعنی غرب، شرق و ارتجاع منطقه را به وحشت میانداخت تا علاوه بر تجهیز عراق به سلاحهای غیرمتعارف، رژیم حزب بعث را ترغیب به انجام کارهای غیرانسانی و جنایتهای جنگی مانند موشکباران شهرها و بمبارانهای شیمیایی نمایند. اقداماتی که با هیچ یک از مفاد قوانین بینالمللی که خود نوشتهاند، سازگاری نداشت، اما ترس از موفقیتهای ایران هر کاری را برای آنها توجیه میکرد. هاشمی رفسنجانی گفت: بازپسگیری بسیاری از سرزمینهای اشغال شده و ورود به خاک عراق به اذن امام راحل در بعضی از مناطق سوقالجیشی و خالی از سکنه عراق، مانند فاو و جزایر مجنون در جنوب و ماووت و حلبچه در شمال غرب، ارتش بعث و حامیانش را به تکاپو انداخت که با هر وسیله ممکن ایران را وادار به قبول قطعنامههای پایان جنگ کنند. تشدید تحریمها، جنگ نفتکشها، حمله به هواپیماهای مسافربری، بمباران شهرها، بمباران زیربناهای اقتصادی، جلوگیری از صدور نفت، تقویت منافقین برای تشدید کارهای تخریبی در داخل و مناطق جنگی وارونه جلوه دادن پیروزیهای ایران، استفاده از امپریالیسم خبری، مظلومنمایی برای حزب بعث و سرانجام قتلعام مردم مظلوم عراق در حلبچه با استفاده از خطرناکترین سلاح شیمیایی تاریخ از جمله کارهای دشمنان برای تقویت روحیه متلاشی ارتش عراق بود که وقتی دیدند هیچ یک از این توطئهها جواب نمیدهد، خودشان از پشت پرده بیرون آمدند و وارد کارزار شدند. همزمانی مداخله آمریکا برای رویارویی با ایران و آغاز دور جدید پیشروی ارتش بعث نشان از استراتژی مشترک آنها برای ممانعت از پیروزی ایران داشت تا از این طریق خواستههای نامشروع خویش را در قالب بندهای قطعنامه بر ملت ایران تحمیل نمایند. وی خاطرنشان کرد: شورای امنیت سازمان ملل ـ که متأسفانه سایه شوم «وتو» را هنوز نیز بر سر خویش دارد ـ در طول 8 سال دفاع مقدس کارنامه نه چندان موفقی از خویش بر جای گذاشت و همیشه سعی میکرد منافع عراق را که با منافع بعضی از کشورها گره خورده بود، حفظ نماید. قطعنامههایش بهگونهای بود که اگر اجرا میشد، ننگی بر دامان تاریخ ایران مینشست و معلوم نبود نسلهای بعدی چه قضاوتی درباره مسوولان جمهوری اسلامی میکردند. وی گفت: اگرچه همه ما بهعنوان مسوولان ردههای مختلف سیاسی و نظامی تحت لوای فرماندهی امام راحل عمل میکردیم، اما مسوولیت من در میدان جنگ و میدان سیاست بهگونهای بود که بعضی از اتفاقات چون کوهی بر دوشم سنگینی میکرد و اگر نبود امداد الهی، تلاشها هرچند صادقانه در مقابله دشمنی با بن دندان مسلح کارایی لازم را نداشت. مثلاً شبی که همه مسوولان سیاسی و فرماندهان نظامی از عدم موفقیت عملیات کربلای چهار در قرارگاه سر در جیب غم و اندوه فرو برده بودند و نعرههای شوم عراقیها برای پیروزی از همه جا بلند بود، تا سپیده سحر مذاکره کردیم که چه کنیم و وقتی تبادلنظرها به نتیجهای نرسید، همه چیز به من موکول شد که تصمیم بگیرم. رییس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: چه تصمیم سختی بود!! براساس معادلات نظامی آماده کردن نیروهایی که همرزمان خویش را آنگونه از دست داده بودند، برای عملیاتی دیگر سخت است. میدانستم که بسیاری از کارهای نیروهای ایران در طول جنگ برخلاف معادلات نظامی بود. مانند زدن پل در جزایر مجنون برای عملیات خیبر، گذشتن از خیزابهای خطرناک اروند در عملیات والفجر هشت که برای فتح فاو، زدن پل بعثت روی رودخانه خروشان اروند و عبور از کوههای سر به فلک کشیده در مهران، دهلران، میمک، پل ذهاب، پاوه، مریوان، بوکان، بانه و نهایتاً حلبچه. وی ادامه داد: آن شب با توکل بر خدا و با ایمان به قدرت نیروهای ایرانی، عملیات کربلای 5 را آغاز کردیم، عملیاتی که علاوه بر فتح بسیاری از سرزمینهای اشغال شده و ورود به خاک عراق، معادلات سیاسی را نیز به هم زد، بهگونهای که میگفتند مشاوران نظامی غرب و شرق برای تقویت روحیه بعثیها به ستادهای جنگ آنها آمده بودند. از قطعنامهها میگفتم که علاوه بر محتوا، حتی ترتیب بندهای آن نیز شیطنتآمیز بود. مثلاً در همین قطعنامه 598 ماهها تلاش کردیم که ترتیب دو بند آتشبس و برگشت به مرزهای بینالمللی را عوض کنیم؛ چراکه اگر آتشبس قبل از برگشت به مرزها بود، چه بسا سالها عراق در سرزمینهای اشغال شده مخصوصاً در حوالی نفت شهر میماند و هرگونه واکنش ایران را نقض آتشبس معرفی میکرد. وی خاطرنشان کرد: به هر حال خواستههای ایران، بهویژه متجاوز شناختن صدام برای آغاز جنگ با درایت سیاسیون و مقاومت نظامیان در قطعنامه گنجانده شد و دشمنان نیز هم صدا شده بودند که نگذارند ایران بیش از این در میدان سیاست و جنگ پیشروی نماید. عقلای قوم در سطح فرماندهان عالی نظامی و مردان تصمیمساز و تصمیمگیر در جلسات متعدد کم و کیف دفاع و حمله را بررسی و بهعنوان امنای صدیق حضرت امام، همه چیز را به فرمانده بزرگ خویش گزارش میکردند. امام عزیزی که به خاطر ویژگیهای منحصر به فرد خویش در رهبری، گاه صخره صمّا بود و گاه لطیف و منعطف. امامی که عقل و عشق دو خصیصه بارز ایشان در 17 سال مبارزه و 10 سال پس از پیروزی بود. امامی که در کنار لطافت شاعرانه و عارفانه طبع، صلابت تصمیمات قاطعانه را نیز داشت. هاشمی رفسنجانی گفت: جلسات متعدد نظامی و سیاسی در حدّ مسئولان میدانی منتهی به چند جلسه مهم با حضور سران قوا و فرماندهان عالیه رتبه در خدمت امام(ره) شد و سرانجام جلسه سرنوشتسازی که امام تاریخیترین تصمیم دوران رهبری خویش را برای قبول قطعنامه گرفتند. به محض قبول قطعنامه و اعلان آن از سوی ایران، آن پیشبینی امام مبنی بر «چه تضمینی برای تکرار تجاوز میدهید؟» عملی شد و صدام که خیال میکرد، پذیرش قطعنامه از موضع ضعف است، با لشکرهای مجهز خویش و با منافقینی که روحیه خیانتپیشگی خویش را برملا کرده بودند، از همان محورهای آغاز جنگ، یورش به خاک ایران را از سر گرفت. نمیدانست که ایران و ایرانی و مسوولان آن هر تصمیمی را براساس سنجش کامل امور میگیرند. وی ادامه داد: هجوم سراسری مردم به خطوط مقدم و وادار کردن ارتش بعث به عقبنشینی و در هم شکستن منافقین در عملیات مرصاد همه دشمنان را برانگیخت تا هر چه سریعتر دست به کار شوند و نگذارند این روزنه رهایی بسته شود. حضور کارشناسان سازمان ملل برای برآورد خسارات ما در جنگ- هرچند خیلی کمتر از خسارتهای واقعی برآورد شد- و متجاوز شناختن صدام و سرانجام برگشت پیروزمندانه فرزندان این آب و خاک ـ که سالها در سیاهچالهای حزب بعث بودند ـ برگ زرینی دیگر بود که علاوه بر پیروزیهای نظامی در کارنامه سیاسی دفاع مقدس ثبت شده است. دستاورد مشعشی که با وادار شدن صدام به قبول رسمی قرارداد 1975 الجزایر بعد از پاره کردن آن در مقابل دوربینها قبل از شروع جنگ بر تارک تاریخ ایران درخشیدن گرفت و پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی را که ماحصل خون بهترین جوانان این سرزمین است، در نقطهنقطه مرز ایران و عراق به اهتزاز درآورد. دستاوردی که نه فقط مربوط به آن دوران، که مربوط به همه دورهها در همه اعصار خواهد بود و دشمنان ایران و انقلاب اسلامی فهمیدند که این آب و خاک با جوانانی که از نسل همان دلاوران می باشند، لقمه گوارای سهلالوصول و سهلالهضمی نخواهد بود. وی اظهار کرد: گرامی میدارم یاد و خاطره همه کسانی را که از نخستین روزهای شروع جنگ تا آخرین روزهای آن با اهدای خون خود و عزیزترین موجودی، یعنی جان و سلامت خویش نگذاشتند وجبی از خاک ایران از مام وطن جدا شود و امروز تا همیشه به عنوان شهدا، مفقودان، جانبازان، آزادگان و ایثارگران عزیز و عزیزتر خواهند بود. هاشمیرفسنجانی گفت: بر خویش فرض میدانم بهعنوان فرمانده جنگ و جانشین فرمانده کل قوا، خدمت همه رزمندگان عرصههای دفاع مقدس، خانوادههای مکرم و معزز شهدا، جانبازان، رزمندگان و بهویژه خانوادههای مظلوم مفقودان عرض کنم که اولاً به خاطر آن سوابق درخشان هیچ احساس غبن نکنید و ثانیاً قصورات را ببخشند. البته باید اعتراف کنم که ایران اسلامی در آن سالها با تمام توان در خدمت جنگ بود و اگر کوتاهیهایی احساس میشد، به خاطر اختلاف سلایق در نوع جنگیدن و چگونگی هزینه کردنها بود که فکر میکنم برای کاری وسیع در آن سطح طبیعی بوده است. |
فعالیت صوفیانه به سبک صهیونیست ها! |
فعالیت صوفیانه به سبک صهیونیست ها! فرقه ضاله صوفیت در یکی از محله های کرج و در دل این شهر در حال انجام فعالیت گسترده ای است. دست اندرکاران این فرقه ضاله وقتی دیدند در شهر مقدس قم جایی برای فعالیت باقی نمانده تصمیم گرفتند مکان خود را تغییر دهند و به مکانی بروند که به پایتخت نزدیک تر باشد که در فتنه های آتی هم حضور موثری داشته باشند. این فرقه در حال حاضر در یکی از محله های کرج که در دل این شهر واقع شده است در حال فعالیت هستند. لازم به ذکر است این اشتباه همان اشتباهی است که مسوولین استان قم در سالهای گذشته انجام دادند و اجازه فعالیت این فرقه را دادند که منجربه یک شورش بزرگ در این شهر شد که اگر مسوولان کرج توجه لازم را نداشته باشند این حادثه با شدت بیشتری در این شهر تکرار خواهد شد. در همین رابطه گزارش خبرنگار ما نشان می دهد این فرقه اخیرا با استفاده از روش های صهیونیستی ، تصمیم به تصرف یک محله در کرج کردند وهمه ساکنین محل را با اذیت وآزار مجبور به فروش منزلشان کردند به طوری که مادر شهیدی که با دختر خود در آن محله سکونت می کرد و حاضر به فروش خانه نبودند چندین بار در شبانه روز مورد آزاد و اذیت قرار گرفتند که نهایتا در یک شب تاصبح که مورد آزار قرار می گیرند مجبور به فروش خانه و ترک آن محل می شوند. مدتی پیش یکی از روحانیون قم نیز که قصد سخنرانی در این محله را داشت با حضور حامیان این فرقه مواجه می شود و پس از درگیری تعدادی از همراهان این روحانی را مورد ضرب و جرح قرار می دهند که موجب مجروح شدن تعدادی از آنها می شود. گفته می شود تا به حال چندین مورد نسبت به وجود این گروهک غیرقانونی به مسئولین شهر هشدار مردمی داده شده است، ولی هیچ توجه ای از سمت و سوی مسوولین به این امر صورت نگرفته است. |