بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

گاف مشترک خاتمی و بهاءالله مهاجرانی

گاف مشترک خاتمی و بهاءالله مهاجرانی



سایت جرس- حلقه ماسونی لندن- نامه ای از خاتمی خطاب به یکی از بازداشت شدگان آشوب های سال گذشته را منتشر کرد که تاریخ آن مربوط به ماه آینده است!

 

گاف یکی از سران فتنه در ارسال نامه برای یکی از بازداشت شدگان آشوب های خیابانی سال گذشته، روند صدورنامه و بیانیه در میان این طیف را مشخص کرد.
سایت جرس- حلقه ماسونی لندن- نامه ای از خاتمی خطاب به یکی از بازداشت شدگان آشوب های سال گذشته را منتشر کرد که تاریخ آن مربوط به ماه آینده است!
این نامه در حالی دیروز منتشر شده که تاریخ امضا شده توسط محمد خاتمی روز 17 مرداد امسال را نشان می دهد.
این نامه که نمونه های مشابه دیگری نیز داشته است، تأکید چند باره ای بر این نکته است که بسیاری از نامه ها و بیانیه های منتسب به سران فتنه، پیشاپیش از سوی محافل دیگری تهیه و به آنان دیکته می شود.

 


چند ماه قبل سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد که به انگلیس پناهنده شده و با بی بی سی همکاری می کند، پیش نویس یک بیانیه را که برای مهدی کروبی تهیه کرده بود اشتباهاً به آدرس دیگری ایمیل زد که انتشار خبر آن، رسوایی گسترده ای را در پی داشت.
و یا شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل طراحی و به فتنه گران تجویز شده بود.

 


گفتنی است رسواترین نمونه ها از این دست، بیانیه های حزب مشارکت بود. این بیانیه ها در حالی با نام حزب مشارکت منتشر می شد که دبیر کل، مسئول دفتر سیاسی و تقریباً تمامی اعضای شورای مرکزی حزب در بازداشت به سر می بردند!!

ردپای یانکی‌ها در عملیات تروریستی زاهدان

ردپای یانکی‌ها در عملیات تروریستی زاهدان



پایگاه اینترنتی شبکه ای‌بی‌سی نیوز آمریکا، در فروردین‌ماه سال 1386 در گزارشی با اشاره به کمک پاکستان به گروه عبدالمالک ریگی تصریح کرد: «یک قبیله پاکستانی که مسؤول حملات مرگبار در خاک ایران هستند، از سوی مقامات آمریکایی به صورت مخفیانه مورد تشویق و مشاوره قرار گرفته‌اند.» در ادامه این گزارش آمده است: «گروه سنی مذهب جندالله با همدستی برخی از افراد بلوچ، بیرون از مرزهای پاکستان علیه ایران دست به عملیات می‌زند». این گزارش به نقل از منابعی که آنها را از افراد قبائل پاکستانی خوانده، می‌افزود...

 

تروریست های جانی که از کمترین هوش و قدرت برخوردارند، در عملیاتی انتحاری و نه اطلاعاتی، مسجد جامع شهر زاهدان را به آتش کشیدند و خود نیز به هلاکت رسیدند.در همین رابطه همانطور که پیش بینی می شد بلافاصله گروهک شیطانی جند الله با صدور اطلاعیه ای مسئولیت این انفجار و عملیات تروریستی را برعهده گرفت.

 برکسی پوشیده نیست که این جنایت پلید، مستقیم و غیرمستقیم تحت نظارت و حمایت آمریکائی ها بوده است.هرچند اوباما و هیلاری کلینتون در پیامهای جداگانه تلاش کردند با محکومیت این عملیات ها دست شان را از خون جوانان این کشور پاک کنند اما شواهد روشن تاریخی اجازه نمی دهد که سهم آنها از این عملیات تروریستی دیده نشود.

 

 

در همین رابطه چند نکته حائز اهمیت است:
1-مدتی پیش بعد از دستگیری ریگی،وی در بخشی از اعترافات خود صریحا به ملاقاتش با مقامات آمریکایی اشاره کرد و گفت که یکی از عوامل بلندپایه سیا -CIA- به وی گفته است حمله نظامی به ایران مشکل است و سیا روی عملیات تروریستی گروهک ریگی حساب باز کرده اند و آماده اند هر نوع کمکی به آنها بکنند.

وی علاوه بر اعتراف به این که سیا حامی مالی این گروهک تروریستی بوده اضافه می کند که سیا آموزش های نظامی و امنیتی از جمله آموزش شنود تلفنی، رایانه و روش های چگونگی به کارگیری ابزار و فن آوری لازم در سطوح وسیع را به گروهک جندالله تعلیم داده است.
 
2-سایت شناخته شده «نیوز استیس من» انگلستان، روز دوشنبه 27 مهرماه 1388 مقاله افشاگرانه ای از یک مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIAانتشار داده که در مقام یک "رابط " می نویسد :"‌سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس در تجهیز و پشتیبانی عبدالمالک ریگی دست داشته‌اند...هنگامی که «دیک چنی»، معاون وقت (بوش ) رئیس‌جمهوری آمریکا با پرویز مشرف، رئیس‌جمهوری پاکستان، در ماه فوریه سال 2008 دیدار کرد، ایجاد ستاد محرمانه‌ای در برابر ایران به وسیله جندالله، در دستور کار قرار گرفت (زیرا) گروههای مشابه جندالله، برای پیگیری برنامه‌های آمریکا در منطقه، جایگزین مناسبی به جای القاعده هستند و همکاری با این گروه‌ها برای آمریکا مطلوب است."

 

 

این دومین گزارش منابع غربی پس از گزارش آوریل سال 2007 شبکه تلویزیونی آمریکایی «ای-بی-سی» است که می‌گفت:" دولت آمریکا در منطقه سیستان و بلوچستان، محرمانه از گروههای تروریستی حمایت می‌کند. "

3-پایگاه اینترنتی شبکه ای‌بی‌سی نیوز آمریکا، در فروردین‌ماه سال 1386 در گزارشی با اشاره به کمک پاکستان به گروه عبدالمالک ریگی تصریح کرد: «یک قبیله پاکستانی که مسؤول حملات مرگبار در خاک ایران هستند، از سوی مقامات آمریکایی به صورت مخفیانه مورد تشویق و مشاوره قرار گرفته‌اند.» در ادامه این گزارش آمده است: «گروه سنی مذهب جندالله با همدستی برخی از افراد بلوچ، بیرون از مرزهای پاکستان علیه ایران دست به عملیات می‌زند». این گزارش به نقل از منابعی که آنها را از افراد قبائل پاکستانی خوانده، می‌افزود:« عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه از سوی برخی تبعیدی‌های ایرانی که با کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا پیوند دارند، تغذیه مالی می‌شود».
ای‌بی‌سی نیوز همچنین به نقل از «منابع دولتی پاکستانی» خاطرنشان کرد: دیک چنی، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، در سفر فوریه 2007 خود به پاکستان در دیدار با پرویز مشرف، ایجاد چالش برای ایران از طریق جندالله را در برنامه داشته است. این پایگاه اینترنتی همچنین به نقل از «یک مقام بلندپایه آمریکایی» فاش کرد که «گروه‌هایی مانند جندالله در رهگیری نیروهای القاعده «مفید» بوده‌اند و برای زدوبند با ایالات متحده مناسب هستند».

 

 

4-سازمان جاسوس آمریکا در گزارشی تصریح می کند که فعالیت نظامی آمریکا در منطقه گروه های تروریستی فعالی را در کشورهای اسلامی ایجاد کرده است.در گزارشی که جرج تنت رئیس اسبق سازمان سیا در24 فوریه 2004 به کمیسیون اطلاعات سنا ارائه کرد، نکات جالبی در همین زمینه به چشم می خورد: " حمله آمریکا به افغانستان و بیرون کردن طالبان از آن کشور و به دنبال آن پراکنده شدن سازمان القاعده موجب شده است که گروه های بی شماری به شکل مستقل و خودکفا در سایر نقاط جهان و بخصوص در کشورهای اسلامی با رهبری معنوی القاعده به وجود آیند."

 این گزارش نصریح می کند که " تشکل های تازه تاسیس با انگیزه های بسیار قوی و به شکل بسیار انتقام جویانه به میدان آمده اند و کشورهای اشغال شده زمینه مناسبی را برای آنها بعد از حمله آمریکا فراهم آورده است. "

 

 

حادثه تروریستی پنج شنبه شب زاهدان که موجب تالم عمومی ملت ایران شد مصداق اقدامات سبعانه یکی از همین گروهها است.و اما دهها سند دیگر از حمایت آمریکائیها در ایجاد عملیات های تروریستی توسط جند الله در ایران وجود دارد که همگی حاکی از نقش مستقیم دولت این کشور در ایجاد تفرقه در کشور و ناامن کردن جامعه است.

ناگفته‌های محسنی اژه‌ای از فتنه 8۸

ناگفته‌های محسنی اژه‌ای از فتنه 88



مدل‌های حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژه‌های خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف می‌کنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان می‌توان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیم‌سازی‌های یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است؟

- اجازه دهید تا با ذکر نکته‌ای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سال‌های قبل - یعنی این‌که مخصوص امروزشان نیست- در همه‌ی انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات بوجود آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش - مشخصاً‌ از دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم- رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویه‌ای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیس‌جمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایین‌تر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت می‌کردند. البته همان‌طور که اشاره کردم، این اختصاص به سال قبل ندارد و سنوات قبل هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. لذا به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست‌ اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانی‌ها می‌گفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است.

آقای صانعی از فطری شدن دروغ خبر داد!

آقای صانعی از فطری شدن دروغ خبر داد!



آقای صانعی در اظهارات جدید خود به اهمیت راست گویی در جامعه اشاره کرد و گفت که دروغ گویی برای برخی فطری شده است.
آقای صانعی گفت: مبارزه با ظلم و ظالم باید به عنوان یک هدف و انگیزه اصلی در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی باشد و ملیت‌ها و مذاهب و نوع ادراک‌ها نباید باعث شود که ظالمی را تبرئه و مظلومی را محکوم کنیم.

  آقای صانعی، در دیدار اعضای تحریریه یک هفته‌نامه در مشهد، در بخشی از سخنان خویش به رسالت مطبوعات در بیان واقعیات جامعه و تکیه بر عنصر آگاهی بخشیدن به مردم اشاره کرد و گفت: یکی از مواردی که باید به مردم آگاهی بدهید، این است که درد مردم باید با سخن جامعه و سخن مسئولان یکی باشد، چرا که اگر درد مردم با سخن سخنگویان و مسئولان متفاوت باشد، این مسئله برای ملت بدبختی می‌آورد.

وی افزود: از دیگر مسائلی که مطبوعات باید به آن توجه داشته باشند، بحث دروغ‌گویی و تبدیل آن به یک فرهنگ است که متأسفانه در جامعه ما ریشه دوانده و نسبت به برخی افراد حتی از فرهنگ هم گذشته و فطری آنان شده است و دیگر راست گفتن برای برخی افراد معنا ندارد.