بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

روز قدس ثابت می کند ایران موثرترین حامی فلسطین است

روز قدس ثابت می کند ایران موثرترین حامی فلسطین است 

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام:مردم در روز قدس ثابت می کنند همچنان موثرترین حامی فلسطینیان هستند. 

مردم ایران ثابت خواهند کرد که آماده مقابله با فتنه گران و آشوبگران در هر کجای جهان هستند.

 

 takmahfel.com-عکس های روز قدس

 

 دکتر ایروانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:همگان با شرکت در راهپیمایی روز قدس به ندای امام خمینی(ره)و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی لبیک می گوییم. 

وی در ادامه درباره حق بازگشت فلسطینیان به موطن ابا و اجدادی خود گفت:حق بازگشت به سرزمین خویش از بدیهی ترین حقوق انسانی و از نظر اسلامی نیز حق استقرار در سرزمین و سکونت در ان روشن است. 

دکتر ایروانی افزود:البته زمان به سرعت به نفع ملت مسلمان فلسطین پیش می رود و قبح جنایات صهیونیستها که روی فاشیست ها و نازی ها را سپید کردند بیش از پیش اشکار شده است. 

وی در ادامه گفت:این جنایت ها موجب سرافکندگی و شرمساری دولتهای غربی حامی صهیونیسم و از طرفی موجب بیداری هر چه بیشتر مسلمانان و آزادیخواهان جهان است که خود نوید فردای روشن برای ملت مظلوم فلسطین است.

اذعان سایت ضدانقلاب به منافق بودن جریان اصلاحات

سایت همکار سابق اصلاح‌طلبان فاش کرد: اذعان سایت ضدانقلاب به منافق بودن جریان اصلاحات

این سایت، تلاش برای تغییر ایمان مردم را موجب ایجاد تصور "دورویی و نفاق" اصلاحات در نزد ملت دانسته و هشدار داده است که "با قبول اصول انقلاب اسلامی به سکولاریسم نمی‌رسیم."

 سایت همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب، به نفاق شدیدی که در جریان اصلاحات وجود دارد، اذعان کرد.

سایت ضد انقلاب خودنویس در مطلبی با عنوان "آیا اصلاح‌طلبان واقعا منافق هستند؟"، به بررسی عقاید و افکار سران این جریان سیاسی پرداخته است.

این سایت با اشاره به عقاید انحرافی فعالان اصلاحات، با لحنی عامیانه نوشته است: از یک طرف وقتی‌ با سکولار‌ها هم‌سخن می‌‌شوند، اصلاح‌طلبان همه‌ی حرفشون این است که خب! قبول داریم سکولاریسم چیز خوبی‌ است ولی‌ مردم و عوام نمی‌فهمند که چقدر چیز خوبی‌ است. اجازه بدید به قدرت برسیم، بعد یواش یواش اصلاحش می‌‌کنیم تا برسه به سکولاریسم. از اون طرف وقتی‌ می‌‌خواهند با اون طرفی‌‌ها صحبت کنند، می‌‌گویند ملتزم به اصول انقلاب اسلامی هستیم و این خط قرمز ماست.

خودنویس در ادامه اعلام کرده که "مشکل اصلاحات- اگر راست بگوید و در نهایت هدفش چیزی شبیه به سکولاریسم باشد- این است که در پی‌ اصلاح چیزی از جنس عقیده و ایمان است. یک ساختار و سیستم را می‌توان ذره ذره اصلاح کرد. اما نمی‌توان اعتقادات را یواش یواش اصلاح کرد!"

این سایت، تلاش برای تغییر ایمان مردم را موجب ایجاد تصور "دورویی و نفاق" اصلاحات در نزد ملت دانسته و هشدار داده است که "با قبول اصول انقلاب اسلامی به سکولاریسم نمی‌رسیم."

خودنویس در پایان هم کنایه‌ای به دوستان این جریان سیاسی هم زده و خطاب به آن‌ها نوشته است: بر عکس نظر اصلاح‌طلب‌ها، مردم خیلی‌ هم خوب می‌‌فهمند!

آرزوی سرنگونی نظام توسط کارگردان یک سریال تلویزیونی

آرزوی سرنگونی نظام توسط کارگردان یک سریال تلویزیونی

 اخیراً کارگردان یکی از سریال‌های مناسبتی ماه مبارک رمضان در یک کارگاه نقد سینمایی سخنان تأمل‌برانگیزی را درباره نظام مطرح کرده است.
  این کارگردان در سخنان خود از آرزوی دیرینه‌اش برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی برای شاگردانش سخن به میان آورده است.
وی در ادامه این نکته را نیز اضافه کرده که در صورت تحقق آرزویش! تمام تلاش خود را معطوف به این موضوع خواهد کرد که فیلمی با موضوع پشت پرده این نظام و نحوه سرنگون شدنش بسازد.
سخنان این آقای به اصطلاح کارگردان البته تازگی ندارد و موضع‌گیری های اینچنینی وی پیش از این نیز در سخنان و فیلم‌هایش نیز به وضوح قابل پیگیری است.
اما صرف‌نظر از سخنان موهوم این فرد باید از مسئولان رسانه ملی سؤال کرد آیا شخصی با این سابقه که در حال حاضر یکی از فیلم‌هایش به دلیل طرح مسائل خرافی در خصوص امام زمان(عج) و منجی در توقیف به سر می‌برد و در دیگر فیلم‌هایش نیز مواردی نظیر سیاه‌نمایی علیه نظام، طرح مسائل فمینیستی، ابتذال کلامی و اخلاقی شدید موج می‌زند، چگونه برای ساخت سریالی آن هم به مناسبت ماه مبارک رمضان انتخاب شده است.

حکایت سیگار کشیدن کروبی و پیپ کشیدن خاتمی

حکایت سیگار کشیدن کروبی و پیپ کشیدن خاتمی

محمدعلی ابطحی در جدیدترین مطلب "وب نوشت" خود به خاطراتی از گذشته وبلاگ نویسی خود اشاره کرد و نوشت: یکبار من بیرون دفترم بودم. آن موقع ها هم خیلی که وضعمان خوب بود، با dialup وصل میشدیم. کلی مکافات داشت. یکی از دوستانم پسورد من را داشت که تلفنی گاهی باهاش هماهنگ میکردم که راس ساعت 4:30 دقیقه صفحه را up کند. صبحیه مطلب را نوشته بودم. هر روز هم عکس جدید میگذاشتم. عکسها آن موقع تو آرشیوم شماره داشت.

شماره عکسی از آقای کروبی که توی جلسه مجمع نشسته بود را یادداشت کردم و عصری تلفنی به همکارم گفتم این عکس را بگذارد. آخرم نفهمیدم اشتباه از من بود یا از او. هر دو مون نیم من بودیم.زیر بار نرفتیم. اتفاقی که افتاد این بود که آفای کروبی دریکی از جلسات سیگار بغل دستی اش را گرفته بود که پکی بزنه که عکس گرفته بودم. این عکس اشتباهی پابلیش شد. به قول تهرونی ها ادد فردایش هم روزنامه اعتماد این عکس را به نقل از سایت من منتشر کرد.

کلی رابطه مون با آقای کروبی گل آلود شد. رئیس مجلس بود. هرچی آمدیم قسم و آیه بخوریم که تصادفی بوده، کسی باور نمیکرد. ما هم اون روی فلانمون بالا آمد و شروع کردیم به دفاع کردن که اصلا خیلی هم کار خوبیه. مردم باید مسئولانشان را بی روتوش ببینند و از این حرفا.

خانم کروبی بعد ها پیغام داده بود که اگر راست میگی، چرا تا حالا عکس آقای خاتمی را با پیپ نگذاشتی؟ راست میگفت البته ولی به روی مبارکمون نیاوردیم.تا اینکه خوشبختانه تو ماجرای انتخابات دیگه روابطمون با آقای کروبی خیلی خوب شد.

حالا که صجبت عکس شد این پشت صحنه را با خاطرات عکسی ادامه دهیم. روم به دیوار. یکبار چه افتضاح یکی دو ساعته شد. توی آرشیوم دوتا عکس با یک شماره رفته بود. نمیدانم چرا. من عکس دو تن از وزرا را انتخاب کردم که عکس روزم باشد. با همان شماره یک عکس هم در آرشیو مربوط به یک سگ گله بود که با فاصله زیادی از گوسفنداش نشسته بود. به نظر خودم کلی برایش هنر خرج کرده بودم و روی زمین خوابیده بودم و از این هنری بازیها. عکس آن دو وزیر محترم را که از دوستان صمیمی ام بودند up کردم و زیرش نوشتم آقایان فلان و فلان، وزرای فلان و فلان و با عجله در لب تاپ را بستم و رفتم. نیم ساعتی گذشت دیدم پشت سر هم sms میاد.باز کردم همه نوشته بودن به داد وبلاگت برس. منم دسترسی نداشتم. مجبور شدم رفتم یک کافی نت. دیدم ای دل غافل. اون عکس سگ گله آمده بالا با زیر نوشت آقایان فلان و فلان، وزرای فلان و فلان. زود عکس را عوض کردم و یک عکس طبیعت گذاشتم. دست بر قضا شب جائی مهمانی بودیم که هر دو وزیر محترم هم بودند. خیلی نزدیکشان نمی رفتم. ولی دیدم انگار نه انگار. تا مطالب اینترنت برای آنها پرینت گرفته شود و بهشان بدهند کلی زمان طول میکشه.خدارا شکر کردم برای آن لاین نبودن وزرای محترم. وگرنه چیزی بود که باید می آوردیم و باقالی بار میکردیم.

اینم بگم تموم کنم. تو اطاق بغلی جلسات هیئت دولت، اطاقی هست که وزرا برای تلفن های مهمشون میان اونجا. یکبار یکی از وزرا، داشت با تلفن سیاسی خیلی حرف سری را میزدو تازه عادت کزده بودم با دوربین عکس بگیرم. از این آفاهه که خیلی حرفهای سری می زد، عکس گرفتم. برای یک لحظه قاطی کرد و گفت نمی بینی داریم سری حرف میزنیم!