بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

اصلاح طلبان در روزنامه نزدیک به محسن رضائی چه می کنند؟

اصلاح طلبان در روزنامه نزدیک به محسن رضائی چه می کنند؟

روزنامه تازه تاسیس «ملت ما» (نزدیک به محسن رضایی) شماری از روزنامه نگاران زنجیره ای را دعوت به همکاری کرده است.
در این روزنامه که با صاحب امتیازی عبدالحسین روح الامینی و مدیرمسئولی امیرحسین مردی منتشر می شود برخی همکاران نشریات و سایت های زنجیره ای که در جریان فتنه سال گذشته، از فتنه گران در قالب مقاله و امضا حمایت کردند (از جمله «علیرضا-خ، سجاد-س، فروزان-الف، محمد-ب، مهناز-ش، نعمت-الف و...) همکاری دارند.
 
این روزنامه اگرچه مدعی «موج» سوم است اما گارد اصلی خود را تخطئه دولت قرار داده و این در حالی است که کوچکترین مرزبندی با افراطیون مدعی اصلاح طلبی که پای فتنه و آشوب سال گذشته بودند، از خود بروز نداده است و با این حساب معلوم نیست این چه جریان سوئی است که از افراطیون برای تخطئه یکجانبه دولت اصولگرا بهره می گیرد و هیچ موضعی علیه همان افراطیون ندارد.
 
برخی گزارش ها حاکی از صبغه انتخاباتی روزنامه مورد اشاره است. در کنار این روزنامه ظاهرا اصولگرا، روزنامه های دیگری نیز با همین پوشش فعالیت می کنند که از شماری از عناصر زنجیره ای دعوت به همکاری کرده اند .
 
برخی از همکاران چنین نشریات و رسانه هایی پس از ارتکاب انواع خیانت ها، از کشور گریختند که آخرین آنها احمد جلالی فراهانی همکار نشریات ایران (دوره اصلاحات)، همشهری، تهران امروز، اعتماد و خبرگزاری مهر بود.

«آیات شیطانی» به زبان کردی و عربی

«آیات شیطانی» به زبان کردی و عربی
ماموران امنیتی رژیم صهیونیستی در نظر دارند طی دیدار با شخصیت های معارض کردی به ترجمه کتاب موهن آیات شیطانی اقدام کنند.


سلمان رشدی کتاب موهن "آیات شیطانی" را در سال 1367 و با دریافت دستمزد قابل ملاحظه ای از دولت انگلیس به نگارش درآورد و طی آن به تحریف مبانی طرح شده در قرآن، توهین به ساحت پیامبر اسلام(ص)، اصحاب آن حضرت و ... پرداخت.

پس از انتشار این کتاب موهن، امام خمینی(ره) طی حکمی نویسنده این کتاب را مرتد دانست و حکم اعدام سلمان رشدی را صادر فرمود. از آن زمان تاکنون نامبرده تحت حفاظت شدید انگلیس و آمریکا قرار گرفت.

انتشار این کتاب به زبان های مختلف در رومانی، باکو، آلمان و سایر کشورها خشم مسلمانان را در پی داشت اما اخیرا نیز شنیده شده است یک هیئت پنج نفره از ماموران امنیتی رژیم صهیونیستی (موساد) با هدف ترجمه کتاب موهن (‌آیات شیطان) به زبان‌های کردی و عربی به اربیل عراق عزیمت کرده‌اند.

دیدار محرمانه با تعدادی از شخصیت‌های ادبی، فرهنگی و احزاب معارض کردی از جمله برنامه های این هیأت در توزیع افکار نادرست طرح شده در این کتاب موهن است.

گفتنی است، هزینه هنگفتی برای انتشار مطالب این کتاب در پاورقی نشریات و یا رمان صرف شده است.

رسانه‌هیچ‌است‌وبیش‌نیست!!

رسانه‌هیچ‌است‌وبیش‌نیست!!

شاید آن هنگام که در کشورهای توسعه یافته، رسانه را به عنوان رکن چهارم دموکراسی دانسته و چگونگی فعالیت آنها از اهداف دستیابی به مردم سالاری قرار داده شده بود، گمان نمی کردند که زمان به سرعت گذشته و شرایطی ایجاد خواهد شد که در سرزمینی به نام ایران، حیثیت رسانه به عنوان چشم بیدار جامعه در سازمانی چون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به سخره گرفته خواهد شد و با انتساب انواع و اقسام اتهامات ریز و درشت و هتاکی به اهالی رسانه در قالب انتشار جوابیه، تا صدور حکم قطعی علیه رسانه نیز پیش خواهد رفت!

سازمان میراث فرهنگی که از همان روزهای نخستین روی کار آمدن دولت نهم، شعار ارتباط با رسانه ها و معرفی چهره واقعی ایران به جهان از طریق رسانه ها و تغییر مدیریت جهانی از شعارهای اصلی آن بود و در این هدف، آنچنان پیش رفت که پا از مرز فراتر نهاده و خبرنگاران خارجی را نیز به درون کشور دعوت کرده و با تعامل با آنان برای معرفی هر چه بهتر ایران تلاش می کرد، اما به یک باره سیاستگذاری این سازمان به این سمت پیش رفت که امروز خبرنگاران کشورهای دیگر را دوست و خبرنگاران داخلی ـ و البته منتقد ـ را دشمن خویش خطاب می کند، که این هم خود جای تأمل دارد!

با این حال، سازمان میراث فرهنگی که خود بخشی از بدنه دولت است، همواره با اتهاماتی برخی از رسانه ها از جمله پایگاه های خبری منتقد را خطاب قرار داده و همواره با الفاظی سخیف و دور از ادب تأکید کرده است که این سایت ها، جزو رسانه ها به شمار نمی آیند و همگی تنها به واسطه مخالفت هایی که با دولت دارند، انتقاداتی به عملکرد سازمان میراث فرهنگی دارند.

البته این رفتار دور از انتظار و خلاف ادب و منطق رسانه ای، به ویژه در دولت دهم و با وجود ریاست این سازمان در دوره جدید، دیگر به امری عادی تبدیل شده، به گونه ای که هرگونه انتقادی را تأویل به باج خواهی، معاندت با نظام و... ـ که البته کافر همه را به کیش خود پندارد ـ می کنند تا شاید از این رهگذر سرپوشی بر سوء مدیریت خود بگذارند.

در این رابطه کافی است نگاهی کوتاه به پایگاه خبری این سازمان بیاندازیم. این پایگاه تقریبا هر دو روز یک بار در هفته، تکذیبیه ای را خطاب به رسانه ای منتشر می کند و در آن علاوه بر اتهامات و هتاکی های بسیار، با هدف در رفتن از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی به افکار عمومی، رسانه مذکور را به مخالف و معاند بودن با نظام خطاب می کند. این هم در حالی است که تعداد ارسال اخبار این حوزه و برنامه های این سازمان هم آن چنان نیست که بتوان این گونه تحلیل کرد که به دلیل وسعت زیاد اخبار، این حوزه مورد توجه رسانه ها قرار گرفته و رسانه ها توجه شان به این حوزه جلب شده است.

تقریبا در صورت نبود برنامه یا پوشش خبری، می توان این تحلیل را داشت که هیچ خبری از حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در رسانه نیست! و رسانه ها با توجه به اوضاع و احوال این سازمان، تقریبا دست از این حوزه شسته و دست ها را بالا برده اند که هر چه در توان داشته اند، به کار بسته، اما در این حوزه افاقه ای نکرده است! چرا که گوش شنوا و دل سلیم النفس و منصفی در این سازمان نبوده که به انتقادات گوش سپرده و در پی درمانی باشد.

ایجاد محدودیت و موانع ارتباطی میان خبرنگاران و کارشناسان خبره این حوزه ها و همچنین قطع ارتباط سازمان با برخی از رسانه ها، به نظر می رسد، نتیجه ای جز منزوی شدن این سازمان و سرانجام کاهش توجه و فرهنگ سازی در این حوزه ها نداشته است؛ کاهشی که نخستین تیرهای آن بر پیکره این سازمان و سرانجام به میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری این کشور نشسته است.

در همین باره، علیرضا نادعلی، عضو شورای سیاستگذاری و مدیر مسئول «جهان نیوز» با اشاره به نحوه تعامل رسانه ای این سازمان با سایت های خبری می گوید: در مقایسه با سازمان ها، بلکه وزارتخانه های بسیار عریض و طویل تری که از تنوع کاری بیشتری نیز برخوردار هستند، باید گفت تعامل این سازمان با رسانه ها در حد صفر است. هنگامی که حجم کاری وزارتخانه ها را می بینیم، نسبت به این سازمان و میزان ارتباط گیری آن وزارتخانه های عریض و طویل و نحوه تعامل مدیران روابط عمومی و مسئولان ارشدشان را می بینیم و جایگاهی که برای رساندن پیام کمی و کیفی خود به رسانه ها قایل هستند، طبیعتا از سازمان میراث فرهنگی ناامید می شویم. از آن حداقل های ارتباطی که باید میان رسانه هایی چون ما و دیگر رسانه ها انجام می شده به نظر می رسد این سازمان در این حوزه در وضعیت مطلوبی به سر نمی برد.

وی با اشاره به نبود برگزاری حتی یک نشست از سوی مدیران روابط عمومی این سازمان با رسانه ها اعلام می کند: معمولا مسئولان روابط عمومی ها با رسانه ها ارتباط گرفته و جلساتی را برگزار می کنند. از رسانه ها دعوت به کار می کنند یا خود با جلساتی بر نحوه تعامل دو سویه میان رسانه و سیستم اداری تأکید می کنند. سازمان میراث فرهنگی با جهان نیوز تا کنون یک چنین نشست هایی را برگزار نکرده است. البته شاید این موضوع زیاد هم برای ما مهم نباشد، ولی خوب متأسفانه تا به حال با جهان نیوز اتفاق چندانی در این مورد نیفتاده و بیشتر از طریق تکذیبیه ارتباط پیگیری می شود.

وی تأکید می کند: به هر روی، ما به عنوان رسانه چند کار را باید با هم انجام بدهیم؛ آن هم رسانه ای که بخواهد خود را مولود نگاه انقلاب بداند و نخواهد به صورت آکادمیک و کلاسیک از فرهنگ غرب وام گرفته باشد. اگر بخواهیم خود را رسانه ای حاصل از نگاه انقلاب بدانیم، وظیفه داریم از حق مردم دفاع کرده و از وجود کژی ها ناله سر کنیم و روشنگری و پاسخ را از مسئولان بخواهیم و طبیعتا برای برخی از مسئولان این سنگین است و البته نه برای همه شان.

آن کسی که کمر زیر بار کار اجرایی می دهد، می داند که پاسخگویی به مردم و نمایندگان آنان جزو الفبای این کار است و به همین دلیل، تلاش می کند این حس را در خود تقویت کرده و بلکه افزونتر از آن در برابر نقدهایی که حتی با بی انصافی مطرح می شود، با شرح صدر پاسخ داده و نقاط کور را روشن کند و از این فرصت استفاده کرده، برای بیان نقاط قوت و ضعف دستگاه ذینفع خود بهره گیرد. ما مجبوریم که نسبت به خیلی از چیزهایی که به نظرمان می رسد بر پایه نشانه ها و برهان ها واکنش نشان داده و نسبت به آن از مسئولان طرح مسأله کنیم که لزوما، ممکن است همه آنها هم درست نباشد؛ اما این مفاهمه و این سه طرف بودن مطلب بین ما و دستگاه ها و مردم می تواند کمک کند به دسترسی مخاطب به خدمات اینها و به رفع آن دیدگاه های منفی نسبت به آنها که متأسفانه برخی سازمان ها در این زمینه مثل سازمان میراث فرهنگی سخت عمل می کنند.

وی با اشاره به نحوه تنظیم تکذیبیه ها از سوی ارگان های دولتی می افزاید: در سابقه کاری خود در این چند سال، ندیده ام که سازمانی با انواع تهمت ها، تهدید ها و فحش ها موردی را تکذیب کند! من در تکذیبیه هایی که از سوی برخی دستگاه هایی که خیلی مورد نقدمان بودند، مثل دانشگاه آزاد اسلامی و ... که ما نقدهای تندی نسبت به آنها داشتیم ـ به خاطر اینکه جایگاهی که آنها دارند برای جامعه بسیار موثر است و اگر ایراد در آنجا باشد طبیعتا خیلی باید مورد سوال قرار گیریم ـ ولی وقتی نکته ای به درستی یا نادرستی مطرح می شود، تکذیبیه و جوابیه هایی که آنها می فرستند یا دستگاه های دیگر، معمولا با ادبیات رسانه ای همراه است. یک کار کاملا روتین! متنی را روابط عمومی یا بخش حقوقی آنجا آماده می کند که در آن، کمترین میزان بروز احساسات و هیجانات عاطفی اتفاق می افتد و در چند پاراگراف و در کوتاهترین میزان ممکن، خبر را طرح کرده و نقطه نظرات خود و مطالباتشان را نسبت به رسانه بیان می کردند که برای نمونه، به این دلیل نباید این کار را می کردید یا باید این کار را می کردید و سرانجام اینکه پیگیری این موضوع مثلا برای سازمان ملحوظ و باقی است.

حال این جملات با کلمات و جملات تهدید آمیز و پر طمطراق و سخنان کشدار و ... فرستاده می شود که گاه ممکن است رخدادی که بین یک دستگاه و رسانه روی داده است، آن اندازه مهم باشد که بار آبرویی و کاری در اذهان مردم برای یک دستگاه ایجاد کند و فوق العاده تخریب شوند، ولی از این مورد عدول نمی کنند و حتی ممکن است، کارشان را در دادگاه هم پیگیری کنند، ولی خود را هیچ گاه درگیر متن شبیه بیانیه و اعلامیه حقوق بشری نمی کنند.

شاید اصلا برای آنها واژه ها اصلا بار حقوقی آنچنان نداشته باشد، به ویژه منفی نگاه کردن به رسانه در امروز که بحث آزادی بیان در مملکت و نظام ما امری به رسمیت شناخته شده است که برای جاهایی که در واقع حسن نیت دارند و به عنوان چشم بینای مردم و نظام به قضایا نگاه می کنند و کارها را رصد و گوشزد می کنند، بسیاری از ایرادها را با حسن نیت، بیان می کنند، اما اینقدر این امر را منفی نگاه نمی کنند که با کلماتی که در حد سخن گفتن با دشمن و جاسوسان برخورد و موضع گیری کنند.

نادعلی به بار حقوقی داشتن بسیاری از تکذیبیه های سازمان میراث فرهنگی اشاره کرده و ادامه می دهد: ما آنقدر مطلب حل نشده و کارهای انجام نشده و ایرادها داریم که باید برایش حرف بزنیم و آن قدر کارهای قوی و خدمت های خوب داریم که اگر ما راجع به آن صحبت نکنیم، شاید هیچ گاه کسی درباره آن کاری انجام ندهد.

اگر کسی بخواهد کلمه به کلمه با نگاه حقوقی به این قضیه نگاه کند چه بسا بتواند مدعیات حقوقی نسبت به این تکذیبیه ها داشته باشد. با کنار هم چیدن تکذیبیه های گوناگون به رسانه های مختلف در کنار هم و بررسی آن جز اینکه لبخندی از روی کنایت نه از روی رضایت به لب آدم بنشیند، اتفاقی نمی افتد.

به هر صورت ما مانند دوستان میراث فرهنگی به قضایا نگاه نمی کنیم که اگر کسی حرف درشتی به ما زد، باید سریع واکنش نشان بدهیم و چون احساس می کنیم که آنها هم می خواهند روشنگری کرده و دفاع کنند، از کاری که کردند برای ما عادی است.

اما ادبیات این سازمان، ادبیاتی است که خدای نکرده تبدیل به بدعت در این عرصه شده و شاید دستگاه های دیگر هم چنین تصور کنند که اگر رسانه ای با حسن نظر در واقع مطلبی را گوشزد و یا حتی نقد کند؛ نقد تندی هم بکند، دیگران حق دارند که با تهدید و یک لحن ارعابی و فحش و فضیحت با آن برخورد کنند که این مظلومیت رسانه را در این فضا می رساند.

وی خاطرنشان می کند: سازمان میراث فرهنگی، به هر صورت، بخشی از حاکمیت یا دولت است که با اندوخته فرهنگی هزاران ساله ما سر و کار دارد. با اینکه ما نگاه های ناسیونالیستی یا شعبه گری به معنای تام نداریم و با آن مخالفیم، ولی هر کسی برای وطنش و خواسته ها و داشته های قبلی خود، عرق خاصی دارد و طبیعتا اگر با دیدگاه اسلامی خودمان به آن نگاه کنیم، با آن دیدگاه عبرت پژوهی که امیرالمومنین سفارش می کند (نگاه کردن در سرگذشت و استخراج آینده)، به باور بنده، همه اینها حساسیت خاصی ایجاد می کند.

بنابراین، سازمانی که مسئولیتی را در این حوزه بر عهده می گیرد، باید متوجه باشد که با تک تک آحاد مردم ـ که در این وسعت جغرافیایی که ایران نام دارد ـ مطالبه همه این موارد را باید بر خود هموار کند. حال رسانه به عنوان نماینده بخشی از مردم حرف هایی را می زند. شما مطمئن باشید که مثلا نسبت به یک درخت هزار ساله ـ که زیر نظر سازمان میراث فرهنگی هم نباشد و زیر نظر یک سازمان دیگر است و از سوی یک تشکل غیر دولتی مطالبه می شود ـ که چرا به آن رسیدگی نشده است، این دشمنی با سازمان خاصی نیست. این حس مسئولیتی است که مردم نسبت به میراث فرهنگی خود از هر جنس دارند که باید آن سازمان با لحن مناسبی نسبت به حوزه های اینچنینی واکنش نشان دهد.

اینها طبیعتا اگر خودشان اطلاع رسانی به موقع و اندازه می کردند ابهام هم به وجود نمی آمد که پرسیده شود، اما اگر سوال شود، سوال خوب یا بد وظیفه دستگاه های اطلاع رسانی است و اعتقادم این است که قابل حل است. فکر می کنم که این روش برای سازمانی که حدش معاونت رئیس جمهوری است، هزینه گزافی ایجاد کند؛ یعنی اصلا به این معنا نمی تواند باشد که سازمان میراث، لزوما بد کارش را انجام می دهد یا اصلا خدماتی نداشته.

این نوع ادبیات باعث می شود که که زحماتی که پرسنل خدوم سازمان در حوزه های گوناگون می کشند و مثل هر کار اجرایی حتما یکسری ایرادهایی بر آن وارد است یا حسن هایی دارد، همه آنها نادیده گرفته می شود، با این لحنی که بیشتر ادبیات سیاسی و بیانیه است.

دکتر جمالی، قائم مقام مدیر مسئول روزنامه همشهری نیز درباره نقش رسانه ها در فرهنگ سازی برخی از امور معتقد است: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یکی از ثروثمندترین دستگاه چه به لحاظ معنوی و چه به لحاظ مادی در هر کشوری به شمار می آید. به لحاظ معنوی که اصلا نمی توان برای آن قیمت گذاشت و از بعد مادی هم شاهد هستیم که در بسیاری از کشورهای جهان نیز بیشترین درآمد را دارند و به اندازه تعداد جمعیت خود درآمد از طریق گردشگری کسب می کنند.

مهمترین منبع هر کشوری میراث نیاکان است و اینکه چگونه بتوان از آن استفاده کرد مهم است. میراث فرهنگی به دلیل اینکه با خوی و طبیعت آدمیان فارغ از نژاد و گرایش و مذهب سر و کار دارد، امر سهل و آسانی است و از سویی نیز تجربه نسبتا بزرگی در کشورهای دیگر نسبت به این حوزه وجود دارد و برای مایی که می خواهیم در این حوزه سرمایه گذاری کنیم، نباید زیاد سخت باشد. ولی در عمل می بینیم که بر خلاف تمام شعارهای داده شده، نتوانستیم حتی به ازای تعداد توریستی که از ایران خارج می شوند، گردشگر وارد کشور کنیم.

این نشان می دهد که در این حوزه موفق نبوده ایم، چرا که اولین نشانه موفقیت در این حوزه حضور گردشگران خارجی است که نه تنها موفق عمل نکرده بلکه به طرز وحشتناکی گردشگر به کشورهای دیگر می فرستیم. این فرای این است که ما افرادی را داریم که حتی یک بار به یک نقطه از کشور خود نرفته اما همه کشورهای اطراف را بازدید کرده اند. این بر می گردد به فرهنگ سازی! فرهنگ سازی این حوزه در سازمان میراث فرهنگی از سوی رسانه ها اصلا جایگاهی نداشته است. چرا؟!

این امر نه به دلیل نداشتن علاقه و تمایل رسانه ها در بحث فرهنگ سازی در این حوزه است، بلکه به نحوه برنامه ریزی در این حوزه از سوی سازمان برمی گردد. به نظر می رسد این سازمان هیچ اعتقادی به حوزه فرهنگ سازی در این حوزه ندارد و به خصوص به نقشی که رسانه ها در این قضیه می توانند داشته باشند.

معتقدم افرادی که در رأس امور این سازمان هستند، تخصصی نه در حوزه ارتباط گیری های اجتماعی و نه در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری دارند که اگر غیر از این بود، پس از چند سال، باید شاهد اتفاقاتی خوبی در این حوزه بودیم. متأسفانه به دلیل نگاه نادرست برخی از مدیران نسبت به رسانه شاهد هستیم که نه تنها گردشگری و میراث فرهنگی این کشور توسعه نمی یابد، بلکه در جامعه جهانی بسیاری از کشورها میز گردشگری ایران را حذف می کنند و ایران را از لیست تورهای خود خارج می کنند! برای فرهنگ سازی و تبلیغ در این حوزه داشتن ارتباط با رسانه ضروری است؛ چه بخواهیم چه نخواهیم!

وی با اشاره به نحوه تعاملات رسانه ای سازمان میراث فرهنگی تأکید می کند: در گذشته که بنده مدیر مسئول روزنامه جوان بودم و در حال حاضر هم قائم مقام روزنامه همشهری هستم، در این مدت به یاد ندارم دعوتی یا تعاملی برای فرهنگ سازی از سوی مسئولان این سازمان انجام شده باشد. متأسفانه، همه تعاملات در قالب شکایت از رسانه ها یا انتشار تکذیبیه ها بود. در روزنامه جوان شکایتی شد که به دادگاه رفتیم و آنها شکایت را پس گرفته بودند و در روزنامه همشهری کلا تکذیبیه حرف اول را می زد.

کلا فضای مطبوعات برای میراث فرهنگی و گردشگری یک فضای باز است چرا که در مطبوعات نگاه به میراث فرهنگی یک نگاه ملی و کلی است. همه دوست دارند از کشورشان تعریف کنند و با این کار، باعث توسعه این صنعت شده و گردشگری، صنایع دستی و میراث ملی کشورشان را تبلیغ کنند.

در روزنامه همشهری این حس بیشتر از این است، چرا که روزنامه ای است که در داشتن نگاه زیست محیطی، گردشگری و شهری از دیگر رسانه ها جلوتر است؛ اما حتی با این شرایط سازمان نتوانسته تعامل مناسبی با این روزنامه برقرار کند.

وی با اشاره به لحن تکذیبیه های ارسالی سازمان میراث فرهنگی تأکید می کند: رسانه ها در برابر مردم مسئول هستند؛ مانند همه نمایندگان مجلس که در برابر کل کشور مسئول هستند؛ نه تنها در حوزه انتخابی خود! روزنامه ها در همه حوزه ها باید وارد شوند و باید درباره همه موارد صحبت کرده و نظرات و انتقادات را انتقال دهند.

به نظر می رسد پاسخ گفتن به انتقادات یک رسانه با لحن نامناسب دور از شأن دستگاهی باشد که با میراث ملی و باستانی ما سر و کار دارد. متأسفانه لحن جوابیه های سازمان میراث فرهنگی و جنس این جوابیه ها، قدری متفاوت با دیگر سازمان ها و ارگان هاست که در برخی موارد هم به راحتی می توان به دستگاه های قضایی شکایت کرد!

رایزنی گروهک های ضد انقلاب برای گشودن یک جبهه مشترک با سران فتنه

رایزنی گروهک های ضد انقلاب برای گشودن یک جبهه مشترک با سران فتنه

به گزارش اعلام شده توسط سرویس استخبارات عراق به تازگی برخی از گروه های ضدانقلاب در پی درخواست پنهانی سران فتنه حاضر به کمک فتنه گران برای براندازی نظام جمهوری اسلامی  شده اند.

به تازگی سرویس استخبارات عراق در گزارشی اعلام نموده در پی درخواست پنهانی سران فتنهااز این گروه ها، گروهک های ضد انقلاب خلق عرب و کرد ایران در رایزنی برای گشودن یک جبهه مشترک با سران فتنه در ایران برای تغییر نظام به توافقاتی به شرح ذیل رسیده اند:

1- توافق اولیه برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران با همکاری این گروهک ها و سران فتنه و طرفداران آنها در ایران.
2- توافق کامل بین طرفین باید مشروط به شرایطی شود که مصالح ضد انقلاب عرب و کرد در مناطق مورد نظر نیز تأمین شود.
3- تبدیل اعتراضات و تظاهرات به عملیات مسلحانه و منظم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران.
4- توافق با سران فتنه برای پشتیبانی مالی با توجه به اینکه سران فتنه سرمایه های زیادی در اختیار داشته و صاحبان شرکت های بزرگ هستند.  
5- بررسی در خصوص اخذ کمک مالی از کشورهای همسایه ایران بخصوص کشورهای عربی.
گفته می شود این توافقات توسط نمایندگان این گروه های ضد انقلاب و سران فتنه امضاء شده است.