بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

عوامل خیابانی فتنه منشعب می شوند


عوامل خیابانی فتنه منشعب می شوند
جمعی از سر شبکه های جریان فرقه تصمیم گرفته اند با انتشار یک بیانیه به همکاری خود با فرقه سبز خاتمه بدهند .

به گزارش جوان آنلاین این جمع که از ارکان برنامه ریزی و سازماندهی  اغتشاشات و حرکتهای آشوب طلبانه سال گذشته می باشند معتقدند ، سوء مدیریت و عافیت طلبی ، بی برنامگی وعدم تمرکز در رهبری جنبش (فرقه) موجب اضمحلال و سقوط الین جریان گردیده است و ادامه این روند را دور باطل و آب در هاون کوبیدن توصیف نموده اند.

پیام گنجی و نصیحت خاتمی


پیام گنجی و نصیحت خاتمی

سرانجام اکبر گنجی که ننگ اعتصاب غذای سبز را در کنار یک رقاصه و خواننده کوچه‌بازاری برای حمایت از فتنه رنگی در کارنامه خود به ثبت رسانده، با اعتراف به در کار نبودن تقلب در انتخابات به عقب‌نشینی از ادعاهای گذشته دست زد و اسباب گله و انتقاد دوستان سبز خود را فراهم ساخت. این عصبانیت از آن رو است که بسیاری از سناریوهای طراحی شده در اتاق‌های فکر خارج از کشور و کنشگران جنگ نرم که به پیاده‌سازی مدل انقلاب رنگی در ایران دل خوش کرده بودند، بر پایه همین دروغ و ظلم بزرگ سران فتنه پایه‌ریزی شده بود که حتی ماه‌ها قبل از انتخابات با القای آن به افکار عمومی‌، ابزار تأثیرگذاری بر ادراک و ذهنیت جامعه را با برپایی کمیته صیانت از آرا فراهم ساختند.
با برپایی انتخابات هم، قبل از پایان انتخابات و شروع نشدن شمارش آرای میرحسین موسوی خود را برنده انتخابات نامید و به بهانه جشن پیروزی به اردوکشی و اغتشاش خیابانی فراخوان داد تا شاید با تحمیل ابطال آرا و حمله به اعتبار و مشروعیت نظام، با متقلب معرفی کردن آن زمینه بی‌ثباتی و تغییر ساختار را که از سالیان قبل با مدل اصلاحات دنبال می‌‌شد، با فتنه رنگی محقق سازند. اما ایستادگی رهبری و مردم و دفاع جانانه مدافعان نظام مقدس جمهوری اسلامی از میراث گرانقدر امام (ره)‌و شهیدان، چنین رؤیایی را بی‌تعبیر گذاشت. سناریویی که از دید طراحان خارجی و داخلی آن کاملاً‌ حساب شده و دقیق به نظر می‌آمد و لذا نه تنها مدافعان نظام لیبرال دموکراسی اعم از امریکا و اروپا و حتی متحدان منطقه‌ای آنان ریسک حمایت علنی از آن را پذیرفته و دیپلماسی رسمی، عمومی و پنهان خود را برای آن به کار گرفتند، بلکه برخی مقدمات تشکیل دولت موازی را نیز فراهم کرده بودند.
اما اینک پس از یأس و ناامیدی از ادامه و احیای آن که بی‌توجهی افکار عمومی به شعارها و دعوت‌های سران فتنه برای بازتولید شورش در سالگرد انتخابات هم آخرین میخ را بر تابوت آن کوبید، نه تنها اختلاف و شکاف بین بدنه و رهبران، بلکه شکاف عمیق در بین خود رهبران فتنه را هم رقم زده است. لذا موجی از فاصله و جدایی و گله و انتقاد در بین آنان پدید آمده که عقب‌نشینی امثال گنجی را می‌توان برخاسته از این شرایط سخت فتنه‌گران دانست. او که سابقه الصاق به برخی شخصیت‌های چپ گذشته و لیبرال- دموکرات‌های امروزی را دارد، از گذشته به سفارش‌نویسی برای جنجالی‌ترین مواضع، شهرت داشته که نمونه آن تخریب آقای هاشمی رفسنجانی در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان است. در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی که خود زمانی وزیر فرهنگ هاشمی بوده، اکبر گنجی با دریافت اطلاعاتی از حلقه‌های جنگ روانی درون دولت اصلاحات که بخشی از آن مخدوش و دستکاری شده بود، آقای هاشمی را عالیجناب سرخپوش نامیده و با نوشتن کتاب‌های شبه رمان درباره تاریکخانه اشباح و بازی با حیثیت آقای هاشمی، فضای رقابت وی در انتخابات مجلس ششم را بسیار سنگین و تیره‌ کرد که در عمل منجر به عدم راهیابی ایشان به مجلس شد.
امروز هم در میان گزینه‌های احتمالی مربوط به انگیزه و هدف گنجی می‌توان این سابقه او و نوع ارتباطات و حرف شنوی وی از حلقه‌های متصل به سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون مبارز را یک متغیر تعیین‌کننده در رفتار و مواضع وی در نظر گرفت. به ویژه اینکه با از دست رفتن اعتبار و وجاهت کروبی و میرحسین موسوی، مدعیان اصلاحات که مدتی است سرگردانی و بی‌رأس بودن را تجربه کرده‌اند رو به امثال خاتمی آورده‌اند که روزگاری او را گورباچف نامیده و از وی عبور کرده بودند. اما گویا براساس ضرب‌المثلی که می‌گوید: جایی که مرد نباشد، خروس هم کدخداست، اصلاح‌طلبان چاره‌ای جز بازگشت به این گزینه را ندارند و البته در این میان یک متغیر مزاحم، لجاجت بچگانه کروبی و میرحسین است که به تعبیر احتمالی آقای خاتمی خودخواهی و منیت آنها جنبش‌شان را به کما برده و اگر این وضع ادامه یابد تشییع کننده‌ای هم نخواهد داشت. لذا در چنین شرایطی که این آقایان (کروبی و میرحسین) در خلأ زندگی می‌کنند و به شدت گرفتار فضای مجازی هستند، پیام امثال گنجی آن هم از آن سوی مرزها شاید از نصیحت خاتمی بیشتر اثر کند.

فراخوان ۱۳ ابان

۱۳ ابان یوم الله 

 

 

 روز استکبارستیزی نسل جوان 

  

روز در هم کوبیدن فتنه گران 

 

جالبترین تصاویر از راهپیمایی 13 آبان 88 ا

گنجی: شما سبزها همان مجاهدین خلقید!

همه ادعاهای تقلب و نامه لاریجانی و لغوسفر رهبری به قم و... دروغ بود!
گنجی: شما سبزها همان مجاهدین خلقید!
شیوه نپذیرفتن خطا شیوه سازمان مجاهدین خلق است که حتی حاضر نیستند خطا بودن عملیات فروغ جاویدان یا انقلاب ایدئولوژیک را بپذیرند. آیا وظیفه سبزها این است که همه کارهای انجام شده به اسم جنبش سبز را درست بخوانند و مانند سازمان های چریکی، حزب توده و دیگران، هر ناقدی را به رژیم وصل کنند؟

  اکبر گنجی ول کن سبزهای مدعی تقلب نیست و می گوید کسانی که وی را به خاطر تردید و ادعای تقلب مورد هجمه و تخریب قرار داده اند، به روش سرکوب سازمان مجاهدین خلق (منافقین) عمل کرده اند. این در حالی است که گنجی از دوره اصلاحات تاکنون خود به همین روش عمل می کند.

گنجی که جزو 5 عضو اتاق فکر فتنه سبز در خارج (حلقه جرس) است، در مقاله ای نوشت: گروهی از سبزها مدعی اند میرحسین موسوی در انتخابات برنده شد حالا اگر کسی بپرسد دلایل این مدعا چیست، گویی اسطوره ای را زیر سوال برده است. اگر چنان قرائن و شواهدی برای اثبات مدعا وجود ندارد، این ادعا اخلاقاً پذیرفتنی نیست. شیوه نپذیرفتن خطا شیوه سازمان مجاهدین خلق است که حتی حاضر نیستند خطا بودن عملیات فروغ جاویدان یا انقلاب ایدئولوژیک را بپذیرند. آیا وظیفه سبزها این است که همه کارهای انجام شده به اسم جنبش سبز را درست بخوانند و مانند سازمان های چریکی، حزب توده و دیگران، هر ناقدی را به رژیم وصل کنند؟ آیا سبزها کمیته مرکزی و دفتر سیاسی دارند که براساس «حقایق محض» بر ساخته حزب پیشرو، افراد را طرد و حذف کنند؟ این مالکیت از کجا آمده است؟

وی همچنین از ماهیت نامه جعلی منتشره در سایت جرس که طی آن ادعا شده بود رئیس قوه قضائیه نامه استعفا و اعتراض به رهبری نوشته، پرده برداشت و نوشت: خطر تکرار روش های شکست خورده غیراخلاقی را نباید دست کم گرفت. چگونه کسانی به خود اجازه می دهند به نام صادق لاریجانی به ]آیت الله[ خامنه ای نامه بنویسند و آن را منتشر سازند؟ آخر صادق لاریجانی دارای کدام سابقه است که توان نوشتن چنان نامه هایی را داشته باشد؟ نکند صادق لاریجانی به آیت الله منتظری دیگری تبدیل شده است؟ مگر غیر از این است که در سرکوب سبزها دقیقاً همان کاری را کرد که نظام میخواست؟

دروغ نوشتن، محدود به نوشتن نامه جعلی برای صادق لاریجانی نبوده و نیست. در سفر رهبری به قم هم دروغ های بسیاری بافته و ساخته شد که یکی تکذیب شد؛ از لغو سفر به قم تا عدم دیدار مراجع تقلید. آخر در حوزه های علمیه چه ظرفیت مخالفت با رژیم اسلامی وجود دارد؟ اگر رژیم جمهوری اسلامی نباشد، وضع روحانیت و حوزه ها بهتر از اکنون خواهد بود؟ پس این چه ادعایی بود؟ چگونه می توان در مذمت دروغگویی نوشت و همزمان ده ها دروغ گفت؟