بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

تشریح جنایت میدان کاج از زبان قاتل: پلیس داشت ما را تماشا می کرد

 
تشریح جنایت میدان کاج از زبان قاتل: پلیس داشت ما را تماشا می کرد!
من کاره‌ای نبودم، پلیس حاضر بود و خودشان محمدرضا را نبردند شاید زودتر می‌بردند زنده می‌ماند! پلیس آنجا بود و می‌توانست وی را ببرد اما هیچ اقدامی نکرد. من دیوانه شده بودم و خودم را تهدید به خودزنی می‌کردم همین.
مهدی قاتل حادثه هولناک میدان کاج تهران جزئیاتی از آن حادثه را تشریح کرده است.
  روز پنح شنبه ششم آبان فاجعه دلخراشی در میدان کاج تهران رخ می دهد که در اثر آن مهدی با ضربات چاقو فردی به نام محمدرضا را به قتل می رساند. مهدی بعد از واردن کردن ضرباتی به محدرضا چاقو را روی سینه خود می گیرد و دیگران را تهدید می کند که اگر کسی به آنها نزدیک شود خودش را می کشد.
در این حادثه ، نه مردم به کمک مصدوم می آیند و نه پلیس کاری می کند تا آن که کار از کار می گذرد و مصدوم ، مقتول می شود!


متن مصاحبه روزنامه ملت ما با قاتل را در ادامه بخوانید:


وقتی به یک زن علاقه‌مند شدی تصور داشتی چه عاقبتی خواهی داشت؟

اصلاً، الان که در تنهایی فکر می‌کنم می‌بینم از همان ابتدا بازی خوردم.

مگر بچه‌یی که بازی خورده باشی؟

وقتی دل به کسی می‌بندی انگار بچه‌ شده‌ای، این همه بلا آمد به سرم اما باز اصرار می‌کردم با کیمیا باشم.

نحوه آشنایی‌ات با کیمیا؟

کیمیا در حرفه مسکن بود. من نیز در خرید و فروش خانه، زمین و ملک فعالیت می‌کردم که با وی آشنا شدم.

از چند سال پیش؟

اون موقع 28 ساله بودم حدود 3 سال پیش بود که با کیمیا آشنا شدم و به هم ابراز علاقه کردیم.

تو ازدواج نکرده‌ بودی؟

هنوز ازدواج نکرده‌ام و مجرد هستم.

اما در محله‌تان می‌گویند تو زن و بچه داری؟

شایعه است!

کیمیا که شوهر و بچه داشت، اینکه دروغ نیست؟

طوری رفتار کرده بود که من نمی‌دانستم. یکسال طول کشید تا فهمیدم کیمیا شوهر و بچه دارد. همین موجب شد با وجود علاقه زیادی به وی تصمیم به ترکش بگیرم، اما کیمیا گفت در حال طلاق هستند و واقعاً هم اینطوری بود و از شوهرش طلاق گرفت.

خانواده‌ات چه نظری در این باره داشتند؟

کاملاً مخالف بودند. آن‌ها تا زمان حادثه هم اطلاع نداشتند کیمیا بچه هم دارد تنها می‌دانستند مطلقه است باز مخالفت می‌کردند و اگر می‌فهمیدند بچه دارد که دست از سرم برنمی‌داشتند الان نمی‌دانم در چه وضعی هستند.

می‌گویند تو بنگاه مسکن را 220 میلیون تومان خریدی و بعد کیمیا تو را به زندان انداخت؟

این هم دروغ است، در بازار مسکن فکر نمی‌کنم کسی این سرمایه را برای خرید بنگاه از بین ببرد، آنجا اجاره‌ای بود.

6 ماه زندانی بودن کافی نبود کیمیا را فراموش کنی؟

اصلاً نتوانستم، مقصر خودم بودم هر وقت من و کیمیا با هم دعوا می‌کردیم با پای خودم نزد پلیس می‌رفتم، آخرین بار هم این کار را کردم و رفتم آب خنک خوردم.

بعد از زندان چه شد؟

کیمیا می‌گفت هنوز من را دوست دارد اما سرو کله محمدرضا پیدا شده بود و چنین اتفاقی افتاد.

کیمیا چه مزیتی داشت که حاضر شدی به خاطر او قاتل شوی؟

هیچ چیز، شاید خیلی‌ها بگویند کیمیا ویژگی‌ای ندارد اما دیدید که علاقه ربطی به شکل و شخصیت ندارد. شاید کسی دلباخته یک زن پیر و عیب و ایراددار شود من هم این شرایط را داشتم.

مطمن بودی که محمدرضا سر راه تو و کیمیا قرار داد؟

بله، خودش در تماس تلفنی به من گفت.

حقش مرگ بود؟

اصلاً قرار نبود کسی کشته شود. روز حادثه کیمیا زنگ زد و گفت که محمدرضا خواسته من جلوی بنگاه او را ببینم و با هم حرف بزنیم، وقتی به آنجا رفتم و محمدرضا قسم خورد با کیمیا قصد ازدواج دارد جنون آنی به من دست داد و این کار را کردم.

مطمئنی که کیمیا هم می‌خواست با او ازدواج کند؟

صددرصد! خود محمدرضا قسم خورد و گفت!

جنون آنی هم شده بهانه دیگه؟

باور کنید جنون بود.

کیمیا هم در قرارتان حاضر بود؟

نه، من و محمدرضا تنها بودیم که زد به سرم.

معلومه روزنامه زیاد می‌خوانی؟

بله، من علاقه زیادی به مطالب روزنامه‌ها خصوصاً حوادث دارم.

فکر می‌کردی روزی خودت تیتر صفحه حوادث شوی؟

اصلاً، اتفاقاً به هم سلولی‌هایم می‌گفتم که چقدر راحت قاتل شدیم و فکرش را نیز نمی‌کردیم.

تلخ ترین حادثه‌ای که در روزنامه‌ها خواندی چه بود؟

الان حضور ذهن ندارم اما همه حادثه‌ها که کسی در آن کشته می‌شد مرا ناراحت می‌کرد.

اما خودت به چنین جنایتی دست زدی.

گفتم که جنون آنی بود.

جنون، چقدر 45 دقیقه. اجازه ندادی محمدرضا که هنوز زنده بود را به بیمارستان ببرند؟

من کاره‌ای نبودم، پلیس حاضر بود و خودشان محمدرضا را نبردند شاید زودتر می‌بردند زنده می‌ماند!

تو چاقو را روی سینه‌ات گذاشته و تهدید می‌کردی اگر کسی محمدرضا را به بیمارستان ببرد، خودت را خواهی کشت؟

من کاری با انتقال محمدرضا به بیمارستان نداشتم، پلیس آنجا بود و می‌توانست وی را ببرد اما هیچ اقدامی نکرد. من دیوانه شده بودم و خودم را تهدید به خودزنی می‌کردم همین.

محمدرضا به تو التماس می‌کرد اجازه بدهی او را ببرند و تو با لگد به صورتش زدی؟

من یادم می‌آید با لگد به سرش زدم اما نشنیدم چه چیزی از من می خواست هیچ چیز نمی‌شنیدم.

در فیلمی که در اختیار ما است زنی فریاد می‌زد اجازه بدهی محمدرضا را به بیمارستان ببرند و تو این کار را نمی‌کنی؟

من نشنیدم آن زن چه می‌گوید تصورم این بود می‌پرسد چرا این کار را کرده‌ام و من علتش را گفتم.

پس تو می‌گویی مخالف انتقال محمدرضا به بیمارستان نبودی؟

اصلاً این مورد به من ربطی نداشت حتی بازپرس شهریاری هم از عملکرد ماموران پلیس تعجب کرده بود.

چطور مگه؟

بازپرس با ناراحتی به مأموران گفت که چرا فقط تماشاچی بودند، چرا یک گلوله هوایی شلیک نکرده‌اند من بترسم و حرف‌های دیگر که به من ربطی ندارند.

اصلاً گلوله‌ای شلیک نشد؟

نه، منتظر بودند تا اینکه آمدند و محمدرضا را بردند.

خیلی طول کشید؟

نمی‌دانم چند دقیقه شد اما خودم هم تعجب کرده بودم چرا آن را نمی‌بردند. بپرسید اصلاً مخالفتی نکردم.

اما فیلم، سناریوی دیگری دارد.

نمی‌دانم، من در حال خودم نبودم اگر هم چیزی گفتم در همان حالت جنون بود.

اگر خودت این فیلم را ببینی چه تصوری از شخصیت خودت داری؟

بدون اینکه آن فیلم را ببینم، از خودم متنفر شده‌ام، از آن روز مرتب کابوس می‌بینم. کیمیا هر دوی ما را بازی داد.

پس چرا سعی نکردی فراموشش کنی؟

سعی کردم، حتی با دختری به نام «ندا» در کرج طرح دوستی ریختم اما نتوانستم کیمیا را فراموش کنم.

الان اگر اعدامت نکنند باز کیمیا را دوست داری؟

من در همان صحنه حادثه کیمیا را فراموش کردم. من باید اعدام شوم. مرگ را با آغوش باز می‌پذیرم. دروغ نمی‌گویم، تنها نگرانی‌ام خانواده‌ام هستند که بارها به من تذکر داده بودند و گوش به حرفشان نداده بودم.

حرف آخر؟

پشیمانم. مثل همه قاتل‌هایی که بارها ماجرایشان را در روزنامه‌ها خوانده‌ام و همیشه می‌گفتم پشیمانی دیگر سودی ندارد!

می خواهند پرونده مهدی هاشمی را از دست وزارت اطلاعات خارج کنند

می خواهند پرونده مهدی هاشمی را از دست وزارت اطلاعات خارج کنند

حاج منصور ارضی در مراسم زیارت عاشورا با تاکید بر اهمیت سفر مقام معظم رهبری به شهر مقدس قم گفت: دشمن هم به اهمیت این سفر پی برد و فهمید که چقدر اهمیت دارد، به همین خاطر از مدت ها قبل فریاد می‌زد که نگذارید ایشان به قم برود.
 
 الحمدالله دشمن به هدفش نرسید و در مقابل آقا زانو زد.
این مداح اهل بیت (ع) در ادامه به بیانات ارزشمند رهبر معظم انقلاب در این سفر اشاره کرد و افزود: 
فرمایشات گرانقدر آقا علاوه بر مراجع، علما، جامعه مدرسین و ... ( حفظهم الله) خطاب به قوه قضائیه و قوه مجریه و قوه مقننه هم هست. این سه قوه باید از این بیانات درس بگیرند و بدانند که روی سخنان آقا با آنها هم هست. البته خطاب به همه هیئت های مذهبی هم بود چرا که دشمن می خواهد هیئتی ها را با هم بد کند و اختلاف بیندازد لذا همه باید مراقب باشیم. 

کربلایی منصور ارضی در ادامه در خصوص مهدی هاشمی گفت: قوه قضائیه باید مراقب باشد چرا که طرح در این است که پرونده مهدی هاشمی را از دست وزارت اطلاعات بیرون آورده و به قوه قضائیه بکشانند و عنوان وی را از مجرم بودن به متهم بودن تبدیل کنند تا بتوانند از مسیر نیروی انتظامی و دادگاه دنبال کنند و بعد هم زندان و مرخصی او بعد هم فرار به کانادا و ... لذا قوه قضائیه باید نسبت به این طرح مراقب باشد.

کروبی در آستانه برکناری

 کروبی در آستانه برکناری

تا زمانی که کروبی دبیر کل حزب باشد امکان کوچکترین تحرک سیاسی و اقبال مردم متصور نیست. لذا اولین گام برای ایجاد اعتماد میان مردم و عناصر سیاسی این است که دبیر کل که در واقع تابلوی حزب در جامعه محسوب می‌شود تغییر کند.

کروبی از دبیر کلی حزب اعتماد ملی کنار گذاشته می‌شود.

کروبی در آستانه برکناری



هامون نیوز به نقل از جهان
،  شنیده‌های موثق از برخی اعضای شورای مرکزی این حزب حاکی است تعدادی از اعضا که هفته گذشته در منزل یک عضو مرکزی حزب اعتماد ملی جلسه داشتند، درباره چگونگی آغاز فعالیت‌های حزب و تلاش برای تحرکات سیاسی در آستانه انتخابات آینده بحث و تبادل نظر کردند. در این جلسه اعضای حزب بر روی یک نکته اتفاق نظر داشتند؛ که عملکرد کروبی طی ماه‌های پس از انتخابات - که در مواردی ساختار شکنانه و در بعضی مواقع اسباب تمسخر و مضحکه مردم بوده - در نهایت باعث تنزل جایگاه حزب در میان فعالان سیاسی و مردم شده، و تا زمانی که کروبی دبیر کل حزب باشد امکان کوچکترین تحرک سیاسی و اقبال مردم متصور نیست. لذا اولین گام برای ایجاد اعتماد میان مردم و عناصر سیاسی این است که دبیر کل که در واقع تابلوی حزب در جامعه محسوب می‌شود تغییر کند.

در این جلسه برخی اعضا که منتقد و معترض به عملکرد ساختارشکنانه کروبی بودند، اعتقاد داشتند کروبی با گره زدن سرنوشت خود به میرحسین و جنبش سبز، ملعبه دست ضد انقلاب خارج نشین قرار گرفته و موجب بی‌اعتمادی مردم و عناصر سیاسی به خود و حزب اعتماد ملی شده است. لذا باید با تشکیل کنگره اقدام به عزل کروبی و جایگزین کردن فرد مناسبی برای دبیر کلی حزب باشیم. از سوی دیگر برخی اعضای این جلسه که جزء دوستان سابق کروبی هستند، برای حفظ احترام و سوابق گذشته وی پیشنهاد کردند که با کروبی به طور خصوصی صحبت کنیم تا خود وی اقدام به استعفا و کناره‌گیری نماید.

به گزارش رسالت، با توجه به مباحث مطرح شده در سطوح مختلف حزب اعتماد ملی پیش‌بینی می‌شود طی هفته‌های آینده وضعیت کروبی در حزب اعتماد ملی روشن شده و این حزب اصلاح طلب با مدیریت فردی عاقل و دور اندیش و متعهد به مبانی نظام به عرصه سیاسی کشور باز گردد.

حدس بامزه سایت مهاجرانی درباره طرح هدفمندی یارانه‌ها

حدس بامزه سایت مهاجرانی درباره طرح هدفمندی یارانه‌ها

سایت وزیر ارشاد دولت اصلاحات در خبری بامزه مدعی شده که هدف دولت از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، حذف جریان اپوزیسیون از جامعه است.

 سایت متعلق به عطاالله مهاجرانی، در مطلبی که آن را بیانیه "جمعی از دانشگاهیان دانشگاههای تهران" خوانده، مدعی شده است که تلاش دولت برای اجرای طرح "هدفمندی یارانه ها" به این دلیل است که "حکومت، قشر متوسط جامعه را دشمن بقای خود می داند و می خواهد تا با اجرای این طرح، آنان را به لیست فقرا الحاق کند ... تا این خیل فقرا، اندیشه ای جز سیر کردن شکمشان نداشته باشند و نتوانند به حکومت بیندیشند."

در ادامه مطلب جالب این سایت آمده است که جمهوری اسلامی می خواهد تا از این راه با فشار بر بازار از توان آنان در حکومت کاسته و قرارگاههای خاتم الانبیا و .. را جایگزین بازار کند!

پیش از این، بخشی از فعالان سیاسی و مسئولان درباره تلاش برخی محافل برای اخلال در اجرای طرح "هدفمندی یارانه ها" به بهانه های مختلف، سخن گفته اند.