چرا نظام کروبی را در حبس خانگی قرار می دهد
این سوالی است که شاید برای همگان پیش آید ،مگر مهدی کروبی چقدر ممکن است برای نظام خطر ناک باشد که نظام برایش اینقدر هزینه می کنند و به هر مناسبتی وی را در محدودیت های مختلف ،منجمله حصر خانگی قرار می دهد ؟
آیا نظام مقدس جمهوری اسلامی اینقدر ضعیف است که از فردی همچون مهدی کروبی می ترسد و وی را این چنین محدود می کند .
و آیا نظام اینقدر ظالم شده است فردی ضعیف و سالخوردهای را مورد آزار و اذیت قرار دهد و موجب بروز مشکلات برایش شود .
این سوالاتی است که هر شخصی ابتدا به آن فکر می کندو البته ممکن است برایش جوابهایی هم پیدا نماید.
ولی جواب قاطعی که به سوالات وارده می شود داد این است که
1- با توجه به ارتباط با افراد مشکوک و مشاوره های غلط و هنجار شکنی های مختلف و اظهارات بی پایه و اساس و بیانیه های مورد دار خشم امت حزب الله را بر انگیخته است / بطوریکه با حضور در هر اجتماعی با عکس العمل مردم روبرو می شود . نمایشگاه مطبوعات و بهشت زهرا یکی از خاطرات بدی است که خود کروبی به آنها اشاره می کند و جالب اینکه هرگونه برخورد این چنینی نیز به گردن نظام می اندازد .
2- یکی دیگر از دلایل حصر خانگی سوءاستفاده دشمنان از وضعیت کروبی است و احتمال دارد با هدف قرار دادن کروبی و حذف وی مجددا تقصیر به گردن نظام بیافتد و دور جدیدی از فتنه را رقم بزنند .
با این وجود بهترین گزینه برای نظام حفظ جان وی می باشدکه همین امر موجبات تحمیل وقت ونیرو و هزینه می هرچند آنهم دستاویزی برای دشمن است ولی به صلاح شخص کروبی می باشد ایام پایانی عمر خود را تحت مراقبت های خاص قرار گیرد.
هذیان های موسوی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
هذیان های موسوی
یکی از حالاتی که معمولاً به آدمهای گناهکار هنگام جان دادن و نفس های آخر دست میدهد پریشان گویی و هذیان گویی است. اما گویا این حالت منحصر به مرگ های جسمانی نیست و برای انسانهایی که در حالت احتضار هویتی و شخصیتی نیز قرار می گیرند ظهور و بروز پیدا میکند.میرحسین موسوی که از 9 دی سال گذشته تا کنون در حباب خوش خیالی یا به تعبیر دقیق تر خیال بافی مزمن برای ایجاد آرامش روانی کاذب برای خودش به سر می برد، هر از گاهی به مناسبتی توهمات و خوش خیالی های خود را به شکل هذیان های سیاسی بر زبان و قلم جاری می کند و موجبات انبساط خاطر و خنده دیگران را فراهم می کند.وی چندی پیش گفته بود مردم ایران از ترس حضور نیروهای انتظامی نمی آیند و اگر نیروهای انتظامی نبودند مردم به شکل گسترده به فراخوان های ما پاسخ مثبت می دادند! این هذیان گویی باعث خنده نخبگان و توده های مردم ایران گردید چرا که همه می دانند که مردم در صورتی که در موضع حق جوئی و حق طلبی باشند از نیروی نظامی و انتظامی و زندان واهمه ای ندارند واین را در طی مبارزات خود با رژیم ستم شاهی ثابت کردند و با این خصوصیت که برخاسته از روح حق طلبی ، آزادگی ، شهادت طلبی و ولایت مداری است ، پیروزی انفلاب اسلامی را شکوهمندانه رقم زدند. البته موسوی نیز در ضمیر ناخودآگاهش این حقیقت را می داند اما چون نمی خواهد برائت و بی توجهی هواداران سابقش را قبول کند و شکست و سقوط را بپذیرد لذا سعی دارد با خیال بافی و ارائه تحلیلهای بی اساس حداقل آرامش کاذب روانی را برای خود فراهم کند و در واقع او به بیماری خودفریبی روانی مبتلا شده است. اما هنگامی که این خوش خیالی ها را ظهور وبروز میدهد بدلیل بی پایه و غیر واقعی بودن اظهارات ، هذیان بودن آنها معلوم می شود. موسوی اخیراً هذیان دیگری را از خود بروز داده است. او گفته « بدون هیچ شکی!! نقطه آغازین آنچه در خیابانهای تونس ، صنعا ، قاهره ، اسکندریه وسوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی 25و28و30 خرداد جستجو کرد!» بدون شرح مشخص است که این هذیان برخاسته از همان نس
هذیان های موسوی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
هذیان های موسوی
یکی از حالاتی که معمولاً به آدمهای گناهکار هنگام جان دادن و نفس های آخر دست میدهد پریشان گویی و هذیان گویی است. اما گویا این حالت منحصر به مرگ های جسمانی نیست و برای انسانهایی که در حالت احتضار هویتی و شخصیتی نیز قرار می گیرند ظهور و بروز پیدا میکند.میرحسین موسوی که از 9 دی سال گذشته تا کنون در حباب خوش خیالی یا به تعبیر دقیق تر خیال بافی مزمن برای ایجاد آرامش روانی کاذب برای خودش به سر می برد، هر از گاهی به مناسبتی توهمات و خوش خیالی های خود را به شکل هذیان های سیاسی بر زبان و قلم جاری می کند و موجبات انبساط خاطر و خنده دیگران را فراهم می کند.وی چندی پیش گفته بود مردم ایران از ترس حضور نیروهای انتظامی نمی آیند و اگر نیروهای انتظامی نبودند مردم به شکل گسترده به فراخوان های ما پاسخ مثبت می دادند! این هذیان گویی باعث خنده نخبگان و توده های مردم ایران گردید چرا که همه می دانند که مردم در صورتی که در موضع حق جوئی و حق طلبی باشند از نیروی نظامی و انتظامی و زندان واهمه ای ندارند واین را در طی مبارزات خود با رژیم ستم شاهی ثابت کردند و با این خصوصیت که برخاسته از روح حق طلبی ، آزادگی ، شهادت طلبی و ولایت مداری است ، پیروزی انفلاب اسلامی را شکوهمندانه رقم زدند. البته موسوی نیز در ضمیر ناخودآگاهش این حقیقت را می داند اما چون نمی خواهد برائت و بی توجهی هواداران سابقش را قبول کند و شکست و سقوط را بپذیرد لذا سعی دارد با خیال بافی و ارائه تحلیلهای بی اساس حداقل آرامش کاذب روانی را برای خود فراهم کند و در واقع او به بیماری خودفریبی روانی مبتلا شده است. اما هنگامی که این خوش خیالی ها را ظهور وبروز میدهد بدلیل بی پایه و غیر واقعی بودن اظهارات ، هذیان بودن آنها معلوم می شود. موسوی اخیراً هذیان دیگری را از خود بروز داده است. او گفته « بدون هیچ شکی!! نقطه آغازین آنچه در خیابانهای تونس ، صنعا ، قاهره ، اسکندریه وسوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی 25و28و30 خرداد جستجو کرد!» بدون شرح مشخص است که این هذیان برخاسته از همان نسخه های آرامبخشی است که موسوی برای فریب وجدانش در روان خود تجویز کرده است. وی برای اینکه این دارو تأثیر عمیقی بر روان او داشته باشد باب تحلیل و احتمال (که معمولاًمناسب نگاه منطقی و عقلایی به وقایع و رخدادهای سیاسی و اجتماعی است) را کاملاً بسته و با بکار گیری لفظ "بون هیچ شکی" تاثیر خیانت ها و افتضاهات سیاسی سال گذشته خود را فرامرزی تصور کرده و یک حباب،حبابی بزرگتر ساحته است. باید پرسید آخر چه تشابهی بین فتنه شما با حرکت مردم تونس و مصر و ... وجود دارد، که حتی برای لحظه ای بتوان تصور کرد حرکتهای حق طلبانه، عدالت خواهانه، شجاعانه و اسلام گرایانه مردم تونس و مصر بدون هیچ تردیدی!! متأثر از چند حرکت محدود و گذرای بخشی از مردم تهران در سال 88 بوده است؟
اولاً تحرکات سال گذشته،حرکت اکثریت مردم ایران نبود بلکه عده ای از هواداران (نه همه آنها) به علاوه مشتی منافق، ضد انقلاب، بهایی و دیگر زخم خورده های انقلاب و امام(ره)بودند. ثانیاً انگیزه آن عده از هواداران به نتایج انتخابات و تلقی غلط از اینکه تقلب صورت است انجام گرفت که آن را هم شما با دروغ؛ و نیرنگ در ذهن آنها القاء کرده بودید.
ثالثاً آن دسته از هواداران نیز به تدریج به اشتباهات خود و خیانت، فریب و دوروئی شما پی برده و در روزهای 9 دی و22 بهمن سال 88 درکنار دیگر مردم شریف ایران علیه شما به خیابان ها آمده و برائت خود را از سران آنها اعلام و بیعت خود را با نظام و رهبری نظام با ایمانی راسخ تر تجدید نمودند.
جناب موسوس آنچه اکنون در کشورهای مسلمان خاورمیانه رخداده است با حرکت مردم ایران در زمان حکومت ستم شاهی از جهات مختلف شباهت دارد که البته اگر از شما بپرسند انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 57 به کدام حرکت شباهت داشته و تأثیر گرفته است؟ خواهید گفت بدون هیچ شکی از ما در سال 88 .
خه های آرامبخشی است که موسوی برای فریب وجدانش در روان خود تجویز کرده است. وی برای اینکه این دارو تأثیر عمیقی بر روان او داشته باشد باب تحلیل و احتمال (که معمولاًمناسب نگاه منطقی و عقلایی به وقایع و رخدادهای سیاسی و اجتماعی است) را کاملاً بسته و با بکار گیری لفظ "بون هیچ شکی" تاثیر خیانت ها و افتضاهات سیاسی سال گذشته خود را فرامرزی تصور کرده و یک حباب،حبابی بزرگتر ساحته است. باید پرسید آخر چه تشابهی بین فتنه شما با حرکت مردم تونس و مصر و ... وجود دارد، که حتی برای لحظه ای بتوان تصور کرد حرکتهای حق طلبانه، عدالت خواهانه، شجاعانه و اسلام گرایانه مردم تونس و مصر بدون هیچ تردیدی!! متأثر از چند حرکت محدود و گذرای بخشی از مردم تهران در سال 88 بوده است؟
اولاً تحرکات سال گذشته،حرکت اکثریت مردم ایران نبود بلکه عده ای از هواداران (نه همه آنها) به علاوه مشتی منافق، ضد انقلاب، بهایی و دیگر زخم خورده های انقلاب و امام(ره)بودند. ثانیاً انگیزه آن عده از هواداران به نتایج انتخابات و تلقی غلط از اینکه تقلب صورت است انجام گرفت که آن را هم شما با دروغ؛ و نیرنگ در ذهن آنها القاء کرده بودید.
ثالثاً آن دسته از هواداران نیز به تدریج به اشتباهات خود و خیانت، فریب و دوروئی شما پی برده و در روزهای 9 دی و22 بهمن سال 88 درکنار دیگر مردم شریف ایران علیه شما به خیابان ها آمده و برائت خود را از سران آنها اعلام و بیعت خود را با نظام و رهبری نظام با ایمانی راسخ تر تجدید نمودند.
جناب موسوس آنچه اکنون در کشورهای مسلمان خاورمیانه رخداده است با حرکت مردم ایران در زمان حکومت ستم شاهی از جهات مختلف شباهت دارد که البته اگر از شما بپرسند انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 57 به کدام حرکت شباهت داشته و تأثیر گرفته است؟ خواهید گفت بدون هیچ شکی از ما در سال 88 .
بیانگیزگی جریان "نه غزه نه لبنان" برای حضور خیابانی پس از سرنگونی مبارک
جریان فتنه که سال گذشته با سردادن شعار "نه غزه نه لبنان" در روز قدس تهران طمع زیادی را در میان رژیم صهیونیستی برانگیخت، بهطوری که برابر اسناد منتشر شده، محمود عباس به فاصله کوتاهی پس از این اتفاق مأموریت حمایت از تأسیس شبکه رادیویی موسوی با پرداخت 50 میلیون دلار از طریق یک تاجر فلسطینی را عهدهدار شد،
از شب گذشته و پس از سرنگونی دیکتاور مصر بهعنوان بزرگترین حامی استراتژیک رژیم صهیونیستی در منطقه برای حضور خیابانی بیانگیزه شده است.
موسوی و کروبی هفته گذشته در نامهای به وزیر کشور برای راهپیمایی در زمینه آنچه که آن را حمایت از مردم مصر میخواندند، درخواست مجوز کردند. ارائه این درخواست که با پیشنهاد کروبی بوده و موسوی نیز آن را پذیرفته است، در جلسه لایه دوم جریان فتنه مورد بحثهای زیادی قرار گرفت، بهطوری که برخی اعضای این جلسه اظهار عقیده کردند چگونه علیرغم اینکه در طول 20 ماه گذشته ادعای نامشروع بودن دولت بارها تکرار شده، اکنون برای حضور در خیابان از همین دولت درخواست مجوز میکنیم.
در عین حال، سقوط دیکتاتور مصر همزمان با روز 22 بهمن، انگیزه جریان فتنه و مبدع شعار "نه غزه نه لبنان" را برای حضور در روز 25 بهمن تا حد قابل توجهی از بین برده است، چرا که این جریان در نظر داشت، با حضور خیابانی و مخابره تصاویری از درگیریهای احتمالی مشابهسازی نظام سیاسی ایران با مصر را به دنیا مخابره کرده و مبارک را از نقطه کانونی توجه افکار عمومی دنیا نجات دهد.
ادعای حمایت از مردم مصر برای کسب مجوز حضور خیابانی در حالی است که موسوی و جریان فتنه هم در تبلیغات انتخاباتی و هم پس از آن بارها از گره زدن سیاست خارجی ایران به مسأله فلسطین و لبنان انتقاد کرده بودند اما پس از تحولات اخیر بهمنظور همافزایی پنهان مبارک و انتقال دادن مرکز توجهها از مصر به ایران، شعار "نه غزه نه لبنان" را به "هم مصر هم تونس" تغییر دادند.
در عین حال، برخی معتقدند علاوه بر اینکه موسوی و مبارک هر دو بهشدت مورد حمایت امریکا و رژیم صهیونیستی بودند، در تعدادی از ویژگیهای دیگر شخصیت و رفتاری نیز مشترک هستند.
حسنی مبارک در حالی خود را رییس جمهور مادامالعمر میدانست که بنا بر گزارشهای رسمی از محبوبیت کمتر از 10 درصدی مردم برخوردار بود و 90 درصد خواهان برکناری وی از قدرت بودند. دقیقاً همین وضعیت در سال گذشته در جریان یک انتخابات پرشور و با مشارکت 85 درصدی مردم انقلابی ایران اسلامی برای موسوی پدید آمد. در آن انتخابات رقیب وی با رأی قاطع پیروز شد اما او حاضر به تمکین در برابر رأی مردم و تن دادن به قانون (علیرغم ادعاهای قانونگرایی) نشد و با اتخاذ روشهای غیر دمکراتیک و مستبدانه، رفتارهای ساختارشکنانه را در پیش گرفت که طومار آنها در 9 دی و 22 بهمن 88 برچیده شد اما مردم به او لقب "دیکتاتور" دادند.
همچنین هر دو نفر مورد حمایت کاخ سفید و برخودار از پشتیبانیهای پنهان و آشکار رژیمهای مرتجع و خود فروخته منطقه بودند و با یکدیگر پاسکاری داشتند. در واقع همانطور که در جریان فتنه سال گذشته حسنی مبارک، اقدامات ضدانقلابی و فتنهگرانهی موسوی و اطرافیانش را مورد پشتیبانی قرار داد، اکنون نیز در ادای دین و جبران بدهی خود، البته با نعل وارونه زدن و برای فروکش کردن قیام مردم مصر و نجات حسنی مبارک و انحراف افکار عمومی، در یک ترفند آمریکایی دیکته شده خواستار راهپیمایی به اصطلاح حمایتی از مردم مصر آنهم بعد از راهپیمایی گسترده مردم در 22 بهمن شده است.
دیروز صدای انقلاب اسلامی بلندتر از هر سال در سرتاسر جهان شنیده شد.
دیروز ملت ایران حضوری حماسی گونه و گستردهتر از هر سال داشت.
دیروز ملت ایران با زدودن غبار فتنهها جوهر واقعی انقلاب را در مرعی و منظر جهانیان به نمایش گذاشت.
همه آمده بودند، پیر، جوان، کودک، مردان و زنان ایران زمین در جای جای ایران حتی روستاها!
مردم آمده بودند با لبخندی از رضایت بر لب و نشاطی زایدالوصف در دل و عزمی استوار در پیمودن ادامه راه انقلاب اسلامی.
مردم آمده بودند تا ثمره بیش از 32 سال پایداری و مقاومت را در وحدت ملی زیر سایه ولایت فقیه به نمایش بگذارند.
مردم آمده بودند تا صدای خود را در جهان اسلام و بویژه فریادهای رهاییبخش در جهان عرب بشنوند.
مردم آمده بودند به مردم مصر بگویند ما با شما هستیم. شمایان یک راه بیشتر ندارید. اسلام و پیمودن راه رسول الله (ص)!
مردم آمده بودند به مردم اردن، الجزایر، لیبی، مراکش، تونس
و ... بگویند به حیات استبداد در کشورتان خاتمه بدهید تا از زیر یوغ استعمار خارجی بیرون آیید.
مردم آمده بودند به جهانیان امید رهایی و رستگاری دهند.
مردم آمده بودند تا نفرت خود را از سران فتنه و فتنهگری اعلام کنند. مردم آمده بودند تا صدای فریب و نیرنگ فتنهجویان را با صدای اللهاکبر خاموش کنند.
مردم آمده بودند تا با فریاد رسا بگویند ما همه سرباز توایم خامنهای، گوش به فرمان توایم خامنهای و بساط سربازگیری آمریکا در ایران را جمع کنند.
مردم آمده بودند تا خدمت مسئولان را ارج نهند و به آنها "خسته نباشید" بگویند.
مردم آمده بودند تا پیشرفتهای کشور در علوم و فنون را قدر بدانند و به شهدای علم و ایمان ادای احترام کنند.
مردم آمده بودند تا به آمریکا و رژیم صهیونیستی بگویند مرگ به نیرنگتان خون جوانان ما میچکد از چنگتان.
مردم آمده بودند تا از امام (ره) آسمانی و خوب خود که بنیانگذار جمهوری اسلامی و الهامبخش آزادی انسان در قرن ماست تجلیل کنند و یاد او را در قلبهای خود زنده نگه دارند.
مردم آمده بودند تا بصیرت و درک خود را از شرایط کنونی ایران، منطقه و جهان و مشعل فروزان انقلاب را پرفروغتر نشان دهند و بالاخره مردم آمده بودند به انسانهای آزادیخواه جهان بگویند زندگی بدون سلطه آمریکا ممکن است. ما اراده کردیم شد، شما هم این راه را بروید. به فضل و مدد الهی حتما خواهد شد.
این حضور در تهران، ام القرای اسلام مضاعف بود. مردم از میدان امام حسین به سوی میدان انقلاب در حرکت بودند و از آنجا تا میدان آزادی همه مسیرها را پر کرده بودند. این حضور عظیم و پرشور این پیام را برای جهانیان بویژه جهان عرب داشت که؛ برای برپایی یک انقلاب تمام عیار و حقیقی حتما باید جان خود را در فرهنگ عاشورا و منطق امام حسین (ع) شستشو داد همچنین محصول یک انقلاب حقیقی مثل انقلاب اسلامی ایران، رسیدن به آزادی واقعی است.