از گسترش گردنبندها و زیورآلات فرقههای انحرافی گزارش میدهد
خودنمایی برای شیطان!
کنسرت و کلیپهای او پر از نکات غیراخلاقی و گاهی اوقات تهوعآور است.
شاید مهم نباشد، اما با کمی دقت متوجه میشویم که بسیار مهمتر از آن چیزی است که فکرش را میکنید. منظور این گردنبندها و انگشترها و زیورآلات عجیب و غریب است که همه ما این روزها به وفور آنها را در گردن و دست و گوش جوانان به ویژه پسران مشاهده میکنیم. این پدیده نه اتفاقی است نه قابل اغماض.
جوانان که بخش زیادی از جمعیت جامعه ما را تشکیل میدهند کانون مناسبات و رخدادهای اجتماعی به شمار میروند. اهمیت این موضوع روشن میسازد که برای برآورده کردن صحیح نیازهای آنان برنامهریزی دقیق، جزئی و کلان انجام داد تا مبادا اغفال از آنها و درنظر نگرفتن آنان باعث انحراف این قشر بزرگ جامعه که شاکله جمعیتی ما را تشکیل میدهند شود در غیر این صورت باید منتظر بحرانهای اجتماعی زیادی باشیم.
دربین یکی از نیازهای جوانان در هرجامعهای برآوردن حس اعتماد به نفس و فراهم آوردن شرایطی برای شکوفایی استعدادهای آنها و به نوعی شرایط بروز استعدادها برای آنهاست. این یکی از مهمترین ویژگی دوران جوانی است که دراین دوران جوان علاقه زیادی به مطرح شدن و به نوعی دیده شدن دارد و همین موضوع هم باعث شادابی وتحرک او میشود. حال این موضوع به تدبیر یک جامعه بستگی دارد که چگونه از علاقه جوانان و انرژی آنها استفاده کند و اگر این عمل انجام نشود باید منتظر پدیدهها، ابزار آلات و فعالیتهای کاذب خودنمایی منفی باشیم که جوانان در نبود وسایل و الگوهای مثبت از آنها استفاده میکنند. برای درک بهتر این موضوع کافی است که کمی به ظاهر بعضی از افراد نگاه کنیم تا ببینیم جوانان در جامعه امروز از چه چیزهایی برای خودنمایی یا به نوعی شخصیت سازی برای خود استفاده میکنند.
وقتی گردنبند و زیورآلات نشان آدمیت میشود!
شاید به علت مطرح شدن مکاتب انحرافی تمام اذهان به این معضل مشغول باشد، اما این روزها ظاهر بعضی جوانان هم به نوعی به ابزاری برای خودنمایی تبدیل شده است که در بعضی موارد میتوان آن را از نمونههای خاموش تهاجم فرهنگی دانست؛ به ویژه زیور آلات مختلفی که بعضی جوانان چه پسر و چه دختر بر خود میآویزند تا به نوعی خود را از دیگران متمایز نشان دهند. با دقت کمی به این گردبندها ومچبندها وگوشوارهها به این نکته پی میبریم که بسیاری از این زیور آلات وارداتی هستند و مهمتر از آن اینکه درغرب وکشورهای دیگر این وسایل تزئینی نشان دهنده تفکر خاصی و به نوعی گروههای خاصی است که با این وسایل از دیگران متمایز میشوند و متأسفانه در بسیاری از موارد جوانان بدون آگاهی از تفکر پنهان و پشت پرده این گروهها از این زیور آلات استفاده میکنند. پنتاگـــرام (ستاره پنج ضلعی وارونه)آدجت، عدد 666 وFFF، بافومت(Baphomet)، ابلیسک(obelisk)، علامت جمجمه و استخوان و علامتx، اینها همه تنها بخشی از علامتهای معناداری است که جوانان ما بدون آگاهی از معنی و پشتوانه فکری آنها از آن استفاده میکنند. اگر کمی به این علامتها و ارتباط آن با بعضی جریانهای فکری غربی نگاه کنیم موضوعات قابل توجهی دستگیرمان میشود.
کفرگویی و خوردن مدفوع با علامتهای مخصوص!
برای لمس بهتر این مسئله کافی است به در دسترسترین پلهای ارتباطی این جریانها یعنی رسانههای تصویری همچون شبکههای ماهوارهای و کلیپهای تصویری نگاهی بیندازیم، در تمام برنامههای این رسانهها علامتهای این گروهها به انواع مختلف تبلیغ میشود به ویژه در کلیپهای تصویری گروههای موسیقی متال و رپ وهیپهاپ که خوانندگان آنها که وابسته به این جریانهای فکری هستند از این علامتها استفاده میکنند. یکی از همین خوانندگان مشهور مرلین منسون است؛ او که خود را کشیش اعظم کلیسای شیطانپرستی میداند در اغلب کنسرتها وکلیپهای تصویری خود از این علامتها به ویژه صلیب شکسته استفاده میکند. از سوی دیگر تمام کنسرت و کلیپهای او پر از نکات غیراخلاقی و گاهی اوقات تهوعآور است. رفتارهای او به حدی توهینآمیز و زشت است که مورد اعتراض بسیاری از خانوادههای امریکایی قرار گرفته است؛ رفتارهایی مثل تجاوز، خوردن مدفوع، پاره کردن کتب مقدس دینی و کفرگویی در تمام برنامههای او وجود دارد. دیگر خوانندگان گروههای متال مانند جیمز هلفیلد در تمام برنامههای خود از نمادهای مختلف استفاده میکنند و آنان را بر گردن و دستان خود میآویزند تا به این وسیله اثبات کنند که آنها جزو کدام جریان فکری هستند. شیطان پرستی، پانکها و جینها بخشی از فرقههایی هستند که این افراد به عنوان نماینده آنها به انجام این اعمال میپردازند؛ به عنوان مثال گردن بند all seeing eye که تا چند وقت پیش در بین گروهی از جوانان ما هم باب بود در بین گروهها و جریانهای شیطان پرستی، هم نشانه نفرین و جادوست و هم نشانه تعلقخاطر آن فرد به شیطان. علامت akhe نشانه شهوت و آزادیهای جنسی است که گروههای فمنیستی هم از این گردنبند استفاده میکنند، همچنین علامت x یا حتی سربز شاخدار (بز مندس) که به عنوان گردنبند در بین جوانان استفاده میشد از نشانههای اصلی فرقههای شیطانپرستی است که در کشورهای غربی آنها برای تمایز خود از دیگران از آن استفاده میکنند، اما متأسفانه در کشور ما جوانان بدون اطلاع از این مسائل از آنها استفاده میکنند. البته این ناآگاهی بحث تازهای نیست چرا که تا قبل ازترویج و گسترش این گردنبندها در بازار ابزار آلات تزئینی، لباسهایی در بازار پوشاک وجود داشت که روی آنها کلمات زشت و ناپسند حک شده بود و درهمان مورد هم جوانانی که از آن استفاده میکردند از معنای این متن یا مارک آگاه نبودند!
از سوی دیگر نباید فرام وش کرد که ماهوارهها که امروز به آسانی قابل دسترس هستند، محیط بسیار مناسبی برای تبلیغ این نمادها و علامتهاست، کانالهایی هستند که به صورت شبانه روزی کلیپهای تصویری پخش میکنند که در آنها به صورت مداوم تمام این نمادها به همراه صحنههای مستهجن به نمایش گذاشته میشود؛ به گونهای که استفاده از این نمادها به همراه این تصاویر خاص در ذهن مخاطبان که اکثراً هم قشر جوان هستند نقش میبندد و حتی بسیاری از این نمادها را به نام خوانندهای که از آن استفاده میکند، میشناسند.
دراین بین یکی از موضوعات قابل بحث، تأثیری است که این گردنبندها در مرحله اول بر شکل ظاهری افراد میگذارد؛ یکی از این نمادها که تا چند سال پیش بسیار مورد استفاده قرار میگرفت، علامت صلیب برعکس بود.
جای تعجب است که چرا این علامت توسط جوانان ما مورد استفاده قرار گرفته است زیرا جوانانی که از این علامت استفاده میکنند مسلمانند. این علامت نشانه ضدیت با مسیح و هرگونه ادیان آسمانی است و جالبتر این است که کسانی که در غرب از این علامت استفاده میکنند جزو افرادی هستند که به عنوان لمپنهای جامعه شناخته میشوند. افراد طبیعی که از لحاظ روانی سالم هستند در خود غرب هم از این علامتها استفاده نمیکنند، در حالی که متأسفانه در کشور ما حتی جوانان
19 ،20 ساله هم این علامتها را به خود آویزان میکنند. حتی گاهی اوقات این موضوع را شاهد هستیم که بسیاری از آنها این علامتها را به صورت علنی روی لباسهای خود آویزان کرده و با این ظاهر به محل تحصیل خود میروند. بیتردید، این مسئله نگران کننده است زیرا اینگونه نمادها و رفتارها با هویت یک جوان ایرانی در تضاد آشکار است.
درآمدهای هنگفت کمپانیهای فرصت طلب ازترویج فساد
کمپانیهای فرصت طلب از این موقعیت سوء استفاده میکنند و مدلهای تزئینی خود را به فروش میرسانند، کمپانیهایی مانند پلی بوی از این دست هستند. این کمپانی نام آشنا که درتمام دنیا به تولید فساد و ابتذال مشهور است یکی از بزرگترین شرکتهای تولید مد و وسایل تزئینی به شمار میرود. علاوه بر این پلی بوی ناشر مجلات جنسی و مستهجن است. به نظر میرسد که این شرکت برای فروش مدلهای خود درقالب دستبند و گردنبند و دیگر محصولاتش ایران را بازار مناسبی یافته است؛ چرا که ما شاهد فروش مارکها و مدلهای متعدد این شرکت هستیم؛ به ویژه گردنبندهای پلی بوی که به تازگی زیاد به چشم میخورد.
حال باید به این نکته توجه کرد که آیا شایسته یک جوان ایرانی است که از گردنبندهای شرکتی استفاده کند که به تجارت بدن مشهور است و از طریق مسائل جنسی به بهرهکشی اقتصادی و فرهنگی میپردازد؟! میزان استهجان پلیبوی و محصولات آن به قدری زیاد است که استفاده از آن در بسیاری از مکانهای فرهنگی و حتی در خانوادهها توسط والدین منع شده است؛ برای نمونه در بسیاری از کشورهای آسیا شامل هندوستان، جمهوری خلق چین، میانمار، مالزی، تایلند، سنگاپور و برونئی، مجله پلیبوی حق انتشار و پخش ندارد و داشتن یا خرید و فروش آن جرم محسوب میشود. ممنوعیت فروش مجله این شرکت منحرف در این کشورها به این علت است که آنان به اثرات مخرب روانی و ذهنی محتوای واقف شدهاند.
فروش آزادانه ادکلنهای محرک در مغازههای ایران!
این کمپانی در کنار فروش گردنبندهای خود به تازگی اقدام به فروش عطرها و ادکلنهایی با عنوان تقویتکننده میل جنسی پرداخته است که متأسفانه این محصولات در کشور ما وجود دارد و قابل دسترس است. از سوی دیگر باید به این نکته هم توجه کنیم که این شرکت باترویج این گردنبندها و مدلهای تزئینی خود دربین جوانان آنها را به مانکنهای متحرکی برای تبلیغ بیشتر محصولات خود تبدیل کرده است، به گونه ای که بسیاری از افراد از این اینکه این گردنبند را به خود آویزان کردهاند اظهار خوشحالی میکنند! درحالی که نمیدانند چه پشتوانه فکری منحرفی پشت این مارک خوابیده است. البته این موضوع تنها محدود به پلی بوی نیست بلکه شرکتهای دیگری چون نایک و آدیداس و بولگاری هم دراین ماجرا سهیم هستند چرا که تمام خوانندههای معلوم الحال ارتباط مشخصی با این شرکتها دارند و بسیاری از آنها قبل از اینکه علامت و نشان جدید خود را در کلیپ یا کنسرت خود به تصویر بکشند با این شرکتها جلسه تشکیل میدهند.
بسوزد پدر خودنمایی!
دکتر اقلیما یکی از علتهای اصلی استفاده از این گردنبندها را میل جوانان به خودنمایی میداند؛ چرا که به اعتقاد وی جوانان در این سنین نیاز به خودنمایی دارند و برای همین سعی میکنند از چیزهایی استفاده کنند که آنها را از دیگران متمایز کند وبه نوعی آنها را در دسته و گروه خاصی قرار دهد. به همین دلیل با استفاده از این گردنبندها ودستبندها سعی میکنند که به دیگران این موضوع را اثبات کنند که آنها با دیگران متفاوت هستند.
این جامعه شناس درپاسخ به این سؤال که آیا مسئله موضوع نگرانکنندهای خواهد بود؟ معتقد است از آنجا که این مسئله فعلاً در جامعه در حد مد است و جوانان تنها به دلیل مد بودن از آنها استفاده میکند خیلی نگرانکننده نیست هر چند که این مسئله هم باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد. تا زمانی که این مسئله در حد مدگرایی باقی بماند میتوان به راحتی با راهکارهای اجتماعی به آسانی آن را حل و جوانان را به این مطلب آگاه کرد که این نوع پوشش و استفاده از این نوع گردنبندها با هویت اجتماعی آنها همخوانی ندارد. البته برای این موضوع باید کارهای فرهنگی وسیعی انجام داد.
خودنمایی بکنیم، اما از نوع مثبت
اقلیما به این نکته اشاره دارد که برای حل این مشکل به صورت ریشه ای باید سعی کرد در ابتدا الگوی مناسب در اختیار آنان قرار داد و سپس شرایط را برای بروز استعدادها و تواناییهای آنان فراهم کرد تا بتوانند خودنمایی مثبت و سالم داشته باشند؛ چرا که در غیر این صورت باید منتظر انجام واکنشهایی به مراتب بدتر از استفاده از چند گردنبند باشیم؛ چرا که بسیاری از جوانان ناآگاهانه و تنها به دلیل زیبایی از اینها استفاده میکنند، اما در بعضی موارد ممکن است دست به رفتارهای خطرناکی برای نمایش خود بزنند که دراین صورت تبعات آن برای جامعه و خود جوانان بسیار منفی خواهد بود.
با توجه به نظرات این جامعه شناس باید به این نکته توجه کرد که در مقابل این نوع از تهاجم فرهنگی باید با برنامه ریزی صحیح اجتماعی مقابله کرد. این برنامه اجتماعی میتواند دو محور اصلی داشته باشد: جامعه و خانواده.
بار مسئولیت اول به دوش دولت و دومی به عهده خانواده است. دولت باید در درجه اول سعی کند با فراهم آوردن شرایطاشتغال جوانان زمینه بروز استعدادهای آنها را فراهم آورد و از سوی دیگر باید برای جوانان الگوی جذاب و مناسب برای پوشش ارائه دهد. از سوی دیگر نقش نظارتی خانوادهها هم بسیار مهم است چرا که والدین میتوانند با برقراری ارتباط مناسب با جوانان خود در درجه اول به آنان هویت واقعیشان را بشناسانند و در درجه دوم آنها رابه سمت پوشش درست و استفاده از زیور آلات متناسب با شأن جوان ایرانی هدایت کنند؛ به ویژه در مورد پسران که استفاده از گردنبندهای نامناسب در بین آنها به صورت قابل توجهی در حال افزایش است و این نمیتواند اتفاقی باشد.
یک شبکه تلویزیونی اماراتی برای تبرئه فتنه گران، به مصاحبه با مهدی و فائزه هاشمی پرداخت.
شبکه «الان» امارات مصاحبه با مهدی هاشمی را هفته گذشته پخش کرده و مصاحبه با فائزه هاشمی را نیز پخش می کند. نامبردگان طی ماه های اخیر بارها به امارات و دوبی سفر کرده اند. در این میان مهدی هاشمی میان دوبی و لندن در تردد بوده است. علاقمندی طرف اماراتی به مشارکت در جنگ روانی فتنه گران از آن جهت قابل تأمل است که سازمان سیا از چند سال پیش دفتری را در دوبی برای مدیریت فعالیت های ضد انقلابی و هماهنگی برخی آمد و شدها به داخل و خارج تأسیس کرده اند. این دفتر با پیگیری دختر دیک چنی- الیزابت چنی- معاون بوش راه اندازی شد.
فائزه هاشمی در برخی اغتشاشات خیابانی مشارکت داشت و در حین هتاکی علیه نظام جمهوری اسلامی بازداشت شد اما پس از مدت کوتاهی با لابیمخصوص و همیشگی اش آزاد گردید. مهدی هاشمی نیز متهم به پولشویی و مشارکت در طراحی و سازماندهی فتنه آمیخته با آشوب سال 88 است.
از حفظ حجاب برای بیت المال تا برهنگی برای پذیرش+تصاویر فریبا داوودی مهاجر، از وابستگان دولت اصلاحات، اخیراً در یادداشتی در مورد خودسوزی زنان در استان های غربی ایران، این آسیب اجتماعی را با استفاده از آمار دورة اصلاحات توصیف کرده و بر اساس آن آمار، دولت کنونی را متهم به بی توجهی به این آسیب نموده است! وی که پس از کشف حجاب در برابر دوربین های تلویزیونی غرب در محافل دست چندم فرنگ پذیرفته شد، در این یادداشت به طرز ناشیانه ای کوشیده است با چنگ زدن به چند رقم و عدد، آن هم ارقام و آمار مربوط به زمانی که با همفکرانش در دولت اصلاحات مشغول ترویج دیدگاه های فمینیستی بوده، احساسات خوانندگان مطلبش را تحریک کرده و از آن برای حمله به دولت کنونی استفاده کند. ![]() وی خودسوزی زنان را در برخی مناطق غربی کشور، به دلیل فقر و مسائل ناموسی عنوان کرده بی آنکه توضیح دهد افراد محروم در دیگر مناطق دورافتاده کشور هم هستند که اتفاقاً بسیار با آبرو و پرهیزگارند و تحت هیچ شرایطی تن به رفتارهای ناهنجاری مانند خودسوزی نمی دهند؛ همان هایی که در طول شانزده سال به اصطلاح توسعه اقتصادی و سیاسی از مدار توجه آن دولت ها خارج بودند و چه توهین هایی را که از همین جماعت غربزده هرهری مذهب نشنیدند. ![]() داوودی مهاجر، که به اعتراف صریح خودش سال ها برای حفظ ظاهر و استفاده از بیت المال حجابش را در داخل کشور رعایت می کرده، این آسیب را ناشی از ترس، خشونت جنسی، احساس بی قدرتی، فقر، ناامیدی از آینده، تهمت های ناموسی، اعتیاد، مشکلات خانوادگی، مشکلات روانی، احساس حقارت و ازدواج های اجباری، تعدد زوجات همسر و موانع دشوار برای طلاق و محدودیت های بی رویه و یا ممانعت از ازدواج با فردی که به او علاقه دارند و یا تاثیرات مهاجرت و تبعات آن و فقر فرهنگی و فرهنگ قبیله ای و تفاوت سنی زیاد میان زن و شوهر عنوان کرده است؛ یعنی هر چه آسیب و رفتار غلط به ذهنش رسیده روی کاغذ آورده است!نکته عجیب اینکه فریبا داوودی مهاجر با این همه مشکلات چرا دست به خودسوزی نزده است !؟ ![]() نیز جای این پرسش هست که چرا با استفاده از آمارهای آسیب های اجتماعی دوران اصلاحات، دولت کنونی جمهوری اسلامی را مورد حمله قرار می دهند؟ آیا این دستوری از طرف همان محافلی که وی برای رضایت خاطر آنها دست به هر کاری می زند نیست؟ ![]() اگر فریبا داوودی و امثال او، درست از مرکز مفاسد اخلاقی، برای خودسوزی زنان در مناطق دورافتاده ایران - که به گواهی آمار علمی و دقیق، امروز بسیار کمتر از هفت سال پیش شده است - دل می سوزانند، برای این نیست که واقعاً دوستدار این مردمند؛ که اگر چنین بود در همان سال هایی که در دولت اصلاحات با ظاهرسازی و ظاهرفریبی در پی استفاده از امکانات بیت المال بودند، کمی هم به این موضوع فکر می کردند و لااقل یکی دو بار به همین مناطق محروم می رفتند. هدف این فرد و همفکرانش تنها این است که عقده های سرکوب شده خود را نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران خالی کنند و برای همین است که در این یادداشت به دولت و نظام اسلامی ایران حمله می کند. ![]() اما این نوشته و از این دست نوشته ها، یک خاصیت و فایده مهم دارند و آن اینکه نشان می دهند چقدر در دوره های گذشته نسبت به مردم کشور و به ویژه مناطق محروم بی توجهی می شده و چقدر معضلات و مشکلات وجود داشته که دست اندر کاران آن زمان هیچ اقدامی برای رفع آنها انجام نداده بودند و امور و مصادر کشور در دست چه افرادی بوده است. کسانی که در آن زمان هیچ قدمی برای اصلاح و بهبود امور جامعه بر نداشتند و با فریب و دغلکاری از بیت المال کندند و بردند و خوردند و اکنون در برابر دوربین ها خود را با ژست های مختلف به نمایش می گذراند و این را نشانه آزادی و رهایی و روشنفکری می دانند! همین ها در زمانی که در دولت اصلاحات حضور داشتند، با وقاحت تمام از «فمینیسم اسلامی» سخن می گفتند که لابد چیزی بود مثل «مارکسیسم اسلامی». ![]() |
تکاپوی سیا برای احیای فتنهگران
یک جــاسوس سیا خـواستار برنامهریزی دوباره برای احیای جریان فتنه شده است.
به گزارش پایگاه خبری رینیو امریکا، سری کلیمن که در جمع مأموران سابق سیا و رضا کهلیلی جاسوس سابق ایرانی در این سازمان سخن میگفت، با ناکارآمد توصیف کردن سیاستهای دولت اوباما و اتحادیه اروپا در قبال ایران، خواستار تغییر این سیاستها و پیریزی برنامههای جدیدی برای احیای مجدد جریان فتنه شد. کلیمن در اظهارنظری مضحک دستیابی ایران به انرژی هستهای را علت شکست جریان فتنه در ایران دانست و از امریکا و جوامع غربی خواست تا نسبت به این موضوع عکسالعمل نشان دهند.