بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

میان این همه بازیگر چرا تنها از زن تک خوان تقدیر شد؟!

اعتراض ها به اقدام عجیب ضرغامی ادامه دارد
میان این همه بازیگر چرا تنها از زن تک خوان تقدیر شد؟!
چرا می‌خواهید با نادیده گرفتن اصول اسلامی قبح برخی گناهان را صریحاً بریزید؟!! چطور می‌توانید چهره‌ی این تک‌خوان -که علناً مرز گناه را در هم شکسته‌است- را با افتخار در صدا و سیما پخش کرده و از آن هم تقدیر نمائید؟!
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا در نامه ای اعتراضی خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما از دیدار وی با تک خوان زن تیتراژ پایانی سریال مختار نامه انتقاد کرد.
به گزارش صراط در متن این نامه انتقادی که یک نسخه از آن در اختیار صراط نیوز قرار گرفته است آمده:
بسم الله الرحمن الرحیم
مختارنامه؛ سریال موفقی که این روزها زبانزد تمام اقشار جامعه شده است، توانسته با حفظ ظرافت‌های مذهبی، اوضاع و شخصیت‌های تأثیرگذار بر واقعه‌ی کربلا، آن ایام را با تمام جزئیات به تصویر بکشد! این سریال پس از مدت‌ها، جزء یکی از معدود خروجی‌های مثبت و برجسته‌ی صدا و سیما به شمار می‌آید که مخاطبان علی الخصوص مدیران صدا و سیما، تقدیر و تحسین ویژه و منحصر به فردی را به عوامل و سازندگان این اثر؛ بدهکار می‌شوند!
اما نکته‌ای که در کنار تمام برجستگی‌ها اذهان را اسیر ابهامات می‌کند عکس العمل عجیب مسئول صدا و سیماست! همان صدا و سیمایی که همیشه بر ادعای دیانت خود پافشاری می‌کند. اهمال رئیس سازمان صدا و سیما به راستی برایمان ایجاد سوال کرده است که چرا میان این‌همه بازیگر و عوامل موثر من جمله کارگردان و نویسنده و امثال ذلک؛ تنها زن تک‌خوان تیتراژ پایانی فیلم را از تقدیر خویش بهره‌مند ساخته است که ظاهراً عنوان "مرثیه‌سرای اهل بیت" نیز بر این تک خوان زن نهاده‌اند! باتوجه به حکم اکثر مراجع تقلید، بر "حرام" بودن تک‌خوانی و آوازه‌خوانی زن، چگونه این عمل قبیح توجیه می‌شود؟!!
جای تأسف دارد که مخاطب رسانه‌ی ملی جمهوری اسلامی ایران باشیم و مخاطب برنامه‌هایی که دل‌مان خوش است از فیلتر نظارتی صدا و سیما گذر کرده است! اما ما کجای کاریم و صدا و سیمای‌مان کجا! که نشسته‌ایم و شاهد اندیشه‌های متضاد با جمهوری اسلامی‌مان هستیم!
مگر نه اینکه رسانه ی ملی ما انعکاس دهنده‌ی مواضع، عقاید و نوع نگرش انقلاب اسلامی ما به موضوعات مختلف است؟ مگر نه اینکه مسئولین ما در پخش برنامه‌های مختلف سیما با شورای تأمین و نظارت بر صدا و سیما، ژست موجه سختگیری در اجرای برنامه ها را می‌گیرند؟ مگر نه اینکه صدا و سیمای ما در سال گذشته احساس تکلیف کرده و بنا بر مصلحت هایی شعارهای مردم در راهپیمائی عظیم نهم دی را حذف و برخی را سانسور نمود؟!!! پس چگونه با این تفاسیر و اینگونه‌ چهره‌سازی‌های موجه(!)مدیر صدا و سیما در مسیر شفاف اسلامی اینگونه قدم برمی‌دارد؟!!
آقای ضرغامی! انگار فراموش کرده‌اید که تک‌خوانی زن، در فقه اسلامی حرام است و شرعاً جایز نمی‌باشد! مگر نه اینکه وزارت ارشاد ما هم به تک‌خوانان زن مجوزی برای نشر صدای‌شان نمی‌دهد ؟!!! آوازه خوانی زن را نمی‌توان با عناوین مختلف و به بهانه موضوعات مذهبی و مراثی اهل بیت موجه جلوه داد. چطور می‌شود که صدای تک‌خوانی زن توسط وزارت ارشاد ما رد و از جانب دین و شرع اسلامی‌مان هم مردود شناخته شده اما همین که نام مرثیه سرایی برای اهل بیت برخود گرفته، حلال شمرده شده و جایز محسوب می‌شود؟!!!
این تغییر در ظاهر، ذره‌ای از قباحت آن نمی‌کاهد! چرا می‌خواهید با نادیده گرفتن اصول اسلامی قبح برخی گناهان را صریحاً بریزید؟!! چطور می‌توانید چهره‌ی این تک‌خوان -که علناً مرز گناه را در هم شکسته‌است- را با افتخار در صدا و سیما پخش کرده و از آن هم تقدیر نمائید و امیدوار باشید تا مکملی برای توشه‌ی اخروی او شود؟!!
هدف‌تان چه بوده از اینکه بازیگران نقش‌های موفقی چون مختار و ابن زیاد و یا آهنگ سازان و سازندگان تیتراژ ابتدایی سریال را گذاشته‌اید و روی خواننده‌ی تیتراژ پایانی تمرکز کرده‌اید؟!! چرا باید بین صدها مهره‌ی سازنده، برای تقدیر، انگشت بر کسی بگذارید که نه تنها ذره‌ای بر موفقیت سریال نیفزوده بلکه رنگ و بوی مذهبی آن را دچار اختلال کرده است!
آقای ضرغامی! پاسخگو باشید! تا کی می‌توان سهل‌انگاری‌ها و خطاهای عمدی صدا و سیما را نادیده گرفت و از آن‌ها در دایره‌ی دین و مذهب و عقیده، چشم پوشی کرد؟!! نه تنها از این عمل -که با شئونات اسلامی ما منافات دارد- جلوگیری نشده، بلکه نمایش تقدیر از آن‌ به عنوان یک افتخار در بخش‌های خبری، انعکاس یافته است!
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) خواهان پاسخی در شأن افکار مطالبه‌گر دانشجویان‌ست نه توجیهی برای شانه‌خالی کردن از خطای عمدی انجام شده توسط مسئول صدا و سیما!
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا(س)


گفتنی است محمد تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در رد این اقدام گفته بود: در برنامه پخش شده صدای خواننده زن سریال مختار نامه در حضور رئیس سازمان صداو سیما پخش شد،در حالی که از نظر فقهی خوانندگی زن در هر صورتی حرام است، این مساله دارد فتح باب می شود که خوانندگی زن عادی جلوه داده شود و هر خانمی حتی در حضور مردان بخواند و از این طریق یکی یکی خط قرمز ها را رد شود.


ما که کشف حجاب کردیم تا کی نوبت بقیه اصلاح طلبان شود!

ما که کشف حجاب کردیم تا کی نوبت بقیه اصلاح طلبان شود!

«به جای تمرکز روی اصلاح طلبان در تغییر نظام، باید روی شبکه های مجازی و اجتماعی تاکید کرد. اصلاح طلبان در مقابل نظام نه راه پس دارند و نه راه پیش».
این جملات، گفته های فریبا داودی مهاجر است که به تازگی - با ته کشیدن اعتبار و ارزشش برای سازمان های آمریکایی حامی اپوزیسیون- مجبور شد در مقابل دوربین رسانه های ضدانقلاب کشف حجاب کند و برای چند ساعت محل توجه رسانه ها باشد!
مادرزن علی افشاری در مصاحبه خود با ابراز ناامیدی نسبت به اصلاح طلبان و همچنین عناصری چون موسوی می گوید: اصلاح طلبان فاقد استراتژی و بلاتکلیف هستند. آنها اگر استراتژی هم در مقابل حکومت داشته باشند، توانایی اعمال آن را ندارند.
وی در گفت وگو با یکی از رسانه های ضدانقلاب اضافه می کند: این که آیا اصلاح طلبان راضی به تغییر اصل نظام می شوند یا نه؟ باید گفت آنها از خرداد 76 تاکنون مرتب در حال غربال شدن هستند. آیا می شود باور کرد بسیاری از آنان که روزی خود در حذف آیت ا... منتظری دست داشتند، پس از رفع حصر به ملاقات ایشان بشتابند؟ آنها نه راه پس دارند و نه راه پیش. اصلاح طلبان از نظام اخراج شده اند. معلوم نیست آنها به کلی فرصت اقدام را از دست داده اند یا نه اما به جای تمرکز روی اصلاح طلبان باید روی شبکه های مجازی و اجتماعی تاکید کرد.
داودی مهاجر درباره موسوی گفت: مهمترین ترمز جنبش بلاتکلیفی ایشان با قانون اساسی، ولایت فقیه و جمهوری اسلامی است. او رهبر سمبولیک است و اگر مخالفان ببینند کسی به هر دلیل سرمایه را هدر می دهد، تجدیدنظر می کنند.


این اطلاعات دقیق قطعا توسط یک یا چند جاسوس درز کرده است

باید توجه داشت که بدون شک علاوه بر استفاده از پیشرفته ترین امکانات روز دنیا برای تضمین پیروزی در انجام ترورها ـ مانند ماهواره های جاسوسی برای ردیابی مسیر حرکت افراد ـ سرویس های اطلاعاتی مذکور، قطعا توسط عوامل و جاسوسانی آمار و اطلاعات سری و فوق سری از داخل این مجموعه ها داشته اند که با این ظرافت و دقت توانسته اند آنانکه باید را بزنند.
پس از گذشت حدود یک سال از فاجعه ترور ناجوانمردانه نابغه و دانشمند ایرانی، دکتر مسعود علی محمدی، متأسفانه فاجعه ای دیگر رخ داد و نابغه دیگری با همان سبک و سیاق ترور شد.

به گزارش «تابناک»، آنچه صبح روز دوشنبه هشتم آذرماه در تهران اتفاق افتاد و خون پاکی که بر زمین ریخته شد، اگرچه بنابر اعتقادات ما قطعا بار دیگر در رگ های فرزندان با غیرت این آب و خاک خواهد جوشید و موجبات برکات فراوانی را فراهم خواهد آورد، اما نکته آنجاست که نباید از این مسائل، بدون درنگ و تأمل گذشت، چه، این سرمایه های ملی میلیون ها نفر ایرانی است که تک تک ما ـ چه مسئول و چه غیر مسئول ـ باید تا پای جان از آن حراست و پاسداری کینم.

بر این اساس، ذکر چند نکته و در نهایت طرح چند سوال، شاید بتواند تا حدود زیادی فضا را روشن کرده و نقشه راهی باشد برای همه ـ اعم از مردم و مسئولین ـ برای پاسداری از سرمایه های ملی، انسانی و اجتماعی این کشور.

 ـــ اولین نکته ای که در این مسئله نباید فراموش شود اینکه، باید عمق فاجعه ـ از دست دادن چنین سرمایه هایی ـ برای مردم و البته مسئولین مربوطه به درستی تبیین گردد تا بلکه از آن عبرت گرفته و با هوشیاری و وجدان کاری بیشتر، راه بر تکرارش ببندیم.

در واقع دانستن و فهم این نکته بسیار اهمیت دارد که از یک سو بدانیم وزن علمی و اجرایی این سه استاد نابغه چقدر بوده تا با یک حساب ساده مشخص شود که چنین ضایعه هایی به این سادگی ها که برخی فکر می کنند قابل جبران نخواهد بود و از سوی دیگر، بدانیم که دشمنان این ملت تا چه حد آگاهانه، حساب شده و دقیق، می دانسته اند که چه کسانی را باید حذف کنند.

به بیان بهتر باید بدانیم که استاد علی محمدی به صرف استاد فیزیک کوانتوم دانشگاه تهران بودن ترور نشد بلکه به دلیل فعالیت های دیگری که به درستی هیچ کس نباید از آن اطلاع می یافت خون پاکش بر زمین ریخت، یا استاد شهریاری به صرف تدریس مهندسی هسته ای در دانشگاه شهید بهشتی هدف ترور قرار نگرفت، بلکه... و صد وای بر ما که همانکه نباید این اطلاعات را می دانست، البته دانست و کارش را به درستی انجام داد.

در این باره لازم به ذکر است که شهید دکتر شهریاری با لیسانس دانشگاه امیرکبیر، فوق لیسانس دانشگاه شریف و دکترای دانشگاه امیرکبیر، به همراه دکتر عباسی با لیسانس دانشگاه شیراز، فوق لیسانس دانشگاه فردوسی مشهد و دکترای دانشگاه امیرکبیر اولین کسانی بودند که با رفتن به دانشگاه شهید بهشتی، این دانشگاه را به قطب دانش هسته ای کشور تبدیل کرده و با تخصص پرتو پزشکی، برای اولین بار در کشور و از صفر اقدام به تأسیس رشته، دوره و دانشکده «کاربرد پرتوها» نموده و با تأمین تجهیزات آزمایشگاهی لازم آن را به دانشکده ای ایده آل و درجه یک تبدیل کردند و...

البته شاید اصطلاح تاسیس رشته و تشکیل دوره برای مخاطب غیر دانشگاهی زیاد مفهوم نباشد ولی مخاطب دانشگاهی به درستی می تواند این منظور را درک کرده و ارزش فوق العاده بالای آن را دریابد.

همه آنچه گفته شد البته تنها ویژگی های علمی این اساتید مبرز بود، در حالی که به شهادت تمام کسانی که کوچکترین مراوده ای با آنها داشته اند، دیانت، اخلاص، تواضع و فروتنی، خوش اخلاقی، کلان نگری، فوق العاده تلاشگر و جدی در انجام وظیفه و... از خصیصه های این عزیزان بوده است.

 ـــ نکته بعدی اما اینکه با بررسی و تطبیق شیوه و طرز انجام این سه عملیات تروریستی می توان به راحتی به واحد بودن مرکز فرماندهی آن پی برد و اینکه علاوه بر کارشکنی در روند تعالی علمی ایران اسلامی، بیشترین بهره برداری روانی و رسانه ای نیز از اهداف آن بوده است.

در واقع سرویس های اطلاعاتی سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس که با توجه به قرائن و شواهد بسیار، با همکاری یکدیگر و با مباشرت منافقین وطن فروش، در راستای اهداف پلید خود چنین اقداماتی را طراحی و اجرا می کنند حداقل در دو سطح در پی رسیدن به چند هدف هستند:

1 ـ اگر به کمک عناصر و رسانه های ضدانقلاب، با فریب افکار عمومی و طرح مسائل سیاسی توانستند این ترورها را به حاکمیت نسبت دهند:

الف) به رخ کشیدن برتری رسانه ای در جهت دهی به افکار عمومی
ب) خرابکاری به گونه ای که در نهایت تمام هزینه های آن را حاکمیت بپردازد
ج) برداشتن گامی دیگر در راستای سلب اعتماد مردم از حاکمیت
د) و...

2 ـ اگر با توجه به چشمان بیدار ملت، نتوانستند پروژه فریب را عملیاتی کنند: 

الف) اینکه به ریزترین اطلاعات ما دسترسی داشته و آگاهانه دست به ترور می زنند
ب) القاء ناکارآمدی سیستم اطلاعاتی ـ امنیتی کشورمان به مردم و اثبات هژمونی اطلاعاتی خود
ج) دندان نشان دادن با هدف ارعاب دولت و مردم برای پا پس کشیدن از حقوق مسلم خود
د) و...

در همین راستا باید توجه داشت که بدون شک علاوه بر استفاده از پیشرفته ترین امکانات روز دنیا برای تضمین پیروزی در انجام ترورها ـ مانند ماهواره های جاسوسی برای ردیابی مسیر حرکت افراد ـ سرویس های اطلاعاتی مذکور، قطعا توسط عوامل و جاسوسانی آمار و اطلاعات سری و فوق سری از داخل این مجموعه ها داشته اند که با این ظرافت و دقت توانسته اند آنانکه باید را بزنند.

پس بر اساس آنچه گفته شد چند سوال مهم پیش می آید که باید برای آنها پاسخی درخور یافت:

1 ـ چرا با وجود حساسیت های بالای چنین پرونده هایی، پس از گذشت یک سال، همچنان پرونده ترور منجر به شهادت استاد علی محمدی به نتیجه نرسیده است، یا اگر رسیده حداقل در حد کلیات به مردم اعلام نمی شود.

2 ـ چرا اقدامات لازم برای حفاظت کامل از جان و خانواده همکاران آن استاد عزیز ـ که بنابر هر عقل سلیمی گزینه های بعدی برای حذف فیزیکی بوده اند ـ به عمل نیامده است، یا اگر آمده، پیگیری شود که چرا کافی و کارآمد نبوده است، تا دیگر شاهد تکرار آن نباشیم؟

3 ـ آیا در رابطه با شناسایی جاسوسانی که به طور قطع از داخل این مجموعه ریزترین اطلاعات را به این سرویس ها داده اند، اقدامی شده است؟

4 ـ با توجه به آنچه گفته شد چه تدابیر اطلاعاتی ـ امنیتی، انتظامی و قضایی برای جلوگیری از این فجایع در نظر گرفته شده است؟

5 ـ ...

در پایان لازم به ذکر است که بدون شک ملت سرفراز ایران اسلامی فریب داستان پردازی های عناصر معاند و ضد نظام را نخواهد خورد و با توجه به سابقه سیاه دشمنان خود، عامل اصلی را به خوبی می شناسد، اما این انتظار که تمام دستگاه های مسئول نباید دشمن را دست کم گرفته بلکه باید تمام سعی و تلاش خود را همچون همیشه برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات به کار برند، نیز خواسته به حقی است که باید به آن برسند.

تصاویر متفاوت از حامیان مهدی کروبی

 

سکولاریسم  و برهنگی فرهنگی دستاورد شیخ برای مات ایران بود تا جایگاه نظام اسلامی در جهان متزلزل کند.