بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

ادعاهای مهدی هاشمی درباره احضار نشدنش به دادگاه صحت ندارد


به دنبال صدور احضاریه و حکم جلب مهدی هاشمی رفسنجانی و تاکید بخشی از فعالان دانشگاهی و سیاسی بر دستگیری وی، پسر حجت السلام هاشمی رفسنجانی در نامه ای که از لندن منتشر کرد مدعی شد که تاکنون احضاریه ای به وی ابلاغ نشده وگرنه حتما در دادگاه حضور پیدا می کرد.

دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاییه هم در پاسخ به ادعای مهدی هاشمی با ارائه احضاریه مهدی هاشمی به خبرنگاران، گفت: کپی نامه را از دادستان تهران گرفتم و ملاحظه می‌کنید که تمام جزئیات لازم از جمله اسم مهدی هاشمی، نام پدر و آدرس به درستی قید شده است.

در همین رابطه شبکه ایران روند صدور احضاریه و وظیفه متهم پس از دریافت آن را از موسی غضنفرآبادی، قاضی و عضو کمیسیون قضایی مجلس جویا شده است.

وی در گفت‌وگو با شبکه ایران با اشاره به نحوه تعیین مقصد برگ احضاریه متهمان گفت: قاضی دادگاه احضاریه را به محل کار و یا محل سکونت متهم ارسال می کند.

وی با اشاره به اینکه لزوما برگ احضاریه را نباید خود متهم دریافت کند، ادامه داد: در صورتی که متهم در خارج از کشور باشد نیز همین رویه وجود دارد.

غضنفرآبادی با بیان اینکه از زمان ابلاغ معمولا متهم سه روزفرصت دارد به دادگاه مراجعه کند، خاطر نشان کرد: در صورتی که این مراحل انجام شده باشد متهم دیگر نمی تواند بهانه ای برای عدم دریافت احضاریه داشته باشد.

این قاضی دادگستری با اشاره به اینکه این موضوع در مورد مهدی هاشمی نیز صادق است، تصریح کرد: اظهارات دادستان تهران مبنی بر ارسال احضاریه به منزل مهدی هاشمی مستند بوده و ادعاهای مهدی هاشمی در مورد عدم ابلاغ احضاریه به هیچ عنوان صحت ندارد.

عضو کمیسیون حقوقی قضایی مجلس در عین حال با تاکید بر اینکه هیچ تفاوتی میان متهمان مختلف وجود ندارد، تصریح کرد: در صورت وجود مستندات، باید بدون در نظر گرفتن جایگاه و انتسابات خانوادگی متهم تصمیم گرفته و رای نهایی صادر شود.

گفتنی است، بخشی از مستندات تخلفات مهدی هاشمی رفسنجانی در دادگاه شکایت وی از مدیر مسئول روزنامه ایران افشا شده که حاوی واقعیت های تکان دهنده ای است.


اصلاح طلبان، اربابان آمریکایی شان را ناامید کرده‌اند

موسوی نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری، لجوج است اما کاریزما و مقبولیت ندارد. مهدی کروبی جسور است اما نفوذ و پذیرش لازم را ندارد. رئیس جمهور سابق (خاتمی) محتاط و ضعیف است. رئیس جمهور اسبق (هاشمی) هم تاکتیک دان است اما پشتیبانی ندارد هر چند که استادانه برای مخالفان پول تهیه می کند...

صراط - دیپلمات های آمریکایی در هیچ کشور دیگر خاورمیانه همچون ایران دارای ارتباطات گسترده نبودند و با این وجود در هیچ کشور دیگری هم مانند ایران اینگونه به خطا نرفتند. پیش بینی نکردن انقلاب 1979 و حتی ممکن ندانستن آن یکی از بزرگ ترین ارزیابی های غلط سیاست خارجی آمریکاست. این ارزیابی غلط و ناگوار، همچنان تا امروز اثرگذار است.
نشریه آلمانی اشپیگل با درج این تحلیل نوشت: کاندولیزا رایس وزیر سابق امور خارجه آمریکا در ابتدای سال 2006 و چهار سال بعد از اینکه ابعاد واقعی برنامه هسته ای ایران فاش شد اعلام کرد چنین خطایی نباید یک بار دیگر رخ دهد. وی گفت «چالش ایران» بیشترین اولویت را دارد اما سال های طولانی بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران توان کارشناسی تشکیلات او را دچار فرسایش کامل کرده است. به همین دلیل هم وزارت خارجه مجموعه ای از «ایستگاه های نظارتی» دور ایران برقرار کرد. از آن زمان به بعد در سفارت خانه های آمریکا در باکو و عشق آباد و بغداد و لندن و همچنین کنسولگری های این کشور در دوبی و استانبول گروهی ویژه از «ناظران ایران» به جمهوری اسلامی می پردازند. این کارشناسان با مخالفان و طرفداران سابق حکومت و دانشجویان تجار مخالف گفتگو می کنند.
اشپیگل آنگاه گزارش داد که دیپلمات های آمریکایی، به استناد مخالفان جمهوری اسلامی، برخی عناصر معرکه گردان فتنه گران را چنین ارزیابی می کنند «میرحسین موسوی نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری، لجوج است اما کاریزما و مقبولیت ندارد. مهدی کروبی جسور است اما نفوذ و پذیرش لازم را ندارد. رئیس جمهور سابق محتاط و ضعیف است. رئیس جمهور اسبق هم تاکتیک دان است اما پشتیبانی ندارد هر چند که استادانه برای مخالفان پول تهیه می کند»!
مجله آلمانی اضافه کرده است: هیلاری کلینتون در تابستان 2009 بویژه از ایستگاه نظارتی در پایتخت ترکمنستان (عشق آباد) برای گزارش های «بسیار مفیدش» در مورد انتخابات ریاست جمهوری ستایش کرد. به گفته کلینتون «ناظران ایران» در عشق آباد به مدیران در طبقه هفتم وزارت خارجه آمریکا «اطلاعات مهمی دراین باره» دادند «که طبقه کارگر در ایران» در مورد انتخابات چه نظری دارد. نظر کارگران با نظر روشنفکران غرب گرا تفاوت بسیار دارد. یکی از مشهد به «ناظران ایران» در ترکمنستان می گوید «مردم شاید به برخی از مقامات انتقاد داشته باشند اما حکومت اسلامی را می خواهند.»
اشپیگل در پایان ضمن اشاره به نفوذ ایران در عراق و افغانستان می نویسد: ایرانی ها معتقدند آمریکا خود را در این دو کشور گیر انداخته است. آنها به آمریکایی ها پیام می دهند که شما نه می توانید بمانید و نه می توانید بروید. نیروهای شما هم در تمام منطقه هدف ما هستند. بنابراین بهتر است در سیاست های خود تجدیدنظر کنید. گفته می شود حمله به نیروهای انگلیسی در جنوب عراق هم با ایران مرتبط باشد.

قربانی:محاکمه سران فتنه نزدیک است

موسی قربانی، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی و نماینده مردم قائنات در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ملت ایران به زودی از شر سران فتنه خلاص خواهند شد، گفت: پروژه های تکراری و ناحق سران فتنه راه به جایی نخواهد برد و به زودی به خواست مردم انقلابی کشورمان شاهد محاکمه آنها در دستگاه قضایی خواهیم بود.

 

ملل نیوز، وی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینکه پروژه جدید جریان فتنه که در قالب مظلومیت نمایی و مانور روی زندانیان سیاسی کلید خورده است، اظهار داشت: قانون گریزانی که خود ارکان نظام را زیر سوال برده اند حق اظهار نظر درباره آزاد سازی اغتشاشگران ندارند.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأکید بر اینکه سران فتنه باید منتظر محاکمه خودشان باشند، تصریح کرد: ملت ایران مرگ جریان فتنه و سران این جریان را 9 دی و 22 بهمن سال گذشته رقم زدند بنابراین امکان حیات مجدد آنها با فضا سازی و دروغ پردازی نیست.

وی با اشاره به اینکه سران فتنه با راه اندازی پروژه جدید به سنگین تر شدن پرونده های قضایی خود کمک می کنند یادآور شد: قوه قضاییه و مراجع رسمی در آینده ای نه چندان دور، سران فتنه را محاکمه خواهند کرد

توصیه‌های شیخ برای شباب دانشجو

توصیه‌های شیخ برای شباب دانشجو



جارچیان و خبرچینان خبر آوردند که جماعتی از حواریون شیخ‌الحکما والادبا جهت دست‌بوسی به خدمت وی رسیده و عرضه داشتند:‌‌ ای شیخ! گر درنگ کنی و تعجیل روا مداری، قافیه را باخته‌ای؟

شیخ پرسید: از چه رو؟ حواریون بگفتند: مگر خبر نداری دو هفته‌ای است که آن یکی پیغامی از برای جوانکان دانشجو ارسال داشته و آنان را به سوی خود خوانده، حال آنکه همگان شاهد بودند میلیون‌ها نفر از نخبگان، اساتید و دانشجویان سال گذشته به روز گزینش فردی اصلح از برای زمامداری امورات کشور،در کوی و برزن نام تو را فریاد می‌کشیدند و می‌گفتند عالم‌تر و فاضل‌تر از شیخ در این دهر پیدا نبود و ردای ریاست ما فقط از آن اوست. کسی که به هنگام خطابه هر کلامش دری است گران از برای حکیمان و سخنوران و هر پندش را نیازمند تحریرهزاران رساله از برای تفسیرش. بر شماست که با افاضه فضل گوی سبقت از همگان بربایید تا بدانند با غصب حق شما چه خسرانی بر ساکنان بر و بحر وارد آمد. شیخ بگفت اگر اینگونه است پس من می‌گویم و شما بنگارید و هر جای کلام فزونتر از فهم این جوانکان دانشجو و اساتیدشان بود، خود به میان آنان بروید و آن را به زبان ساده ترجمه کنید چرا که نازل‌کردن کلام از بهر آنان دون شأن حکیم سخنوری چون من باشد. حواریون با ذوق تمام بگفتند سمعا و طاعتاً یا شیخ!
شیخ گفت و شاگردان کتابت کردند که متن پیامش از قرار زیر است:
فرزندان دانشجویم! بار دیگر روز دانشجو فرا رسیده و من هرگاه نام این روز را می‌شنوم به یاد دوران شباب خود می‌افتم که چگونه «جهشی» دروس دانشگاهی را پاس می‌کردم و در هر ترم دانشگاه یک مدرک دکترا از دانشگاه‌های داخله و خارجه دریافت می‌نمودم البته اینها به جز مدارک افتخاری است که از شرق و غرب عالم به نام من صادر می‌شد. حال آنکه عده‌ای حسود که چشم دیدن این همه فضل و حکمت را در یک نفر ندارند سال گذشته شعار می‌دادند «شیخ بی‌سواد عامل دست موساد». یادتان هست در ایام تبلیغات ریاست‌جمهوری هنگامی که به دانشگاه‌های شما سر می‌زدم، در هر دانشگاه صدها هزار دانشجو به استقبال ما می‌آمدند.
نوه‌های من! دیدید که در مناظرات تلویزیونی بر خلاف دیگران که فقط نفی یکدیگر می‌کردند من با استدلالات کاملاً علمی که اساتید و اقتصاددان‌های شهیر جهان نیز از درک آن عاجز بودند، همگان را از این همه علم و تجربه مملکت‌داری به بهت و حیرت واداشتم و پس از آن شاهد بودیم که ده‌ها میلیون رأی از چهارگوشه ایران و از تمامی‌استان‌ها که فکر می‌کنم تعدادشان 500 تا بود به سوی من سرازیر شد اما چشم تنگان به مقام و منزلت من حسادت ورزیدند و تمام آرای مرا به اسم دیگران خواندند و گفتند ای شیخ آرای باطله بر تو غلبه یافته‌اند! و در مرتبه پنجم ایستاده ای! من هرچه اندیشیده‌ام ندانستم این آرای باطله کیست و کی کاندیدا شد که ما نفهمیدیم.
جوانان دانشجو حیف که نتوانستم رئیس‌جمهور شوم و یکی حق ما را غصب نمود وگرنه کارهایی برایتان انجام می‌دادم که هزاران محمود نتوانند انجام دهند.
همانگونه که شما هم مطلعید این جماعت مدام از پیشرفت کشور خبر می‌دهند در صورتی من با گوش‌های خود شنیدم که اساتید شما هنوز در دانشگاه صاحب کرسی‌اند و بخاری و شوفاژ ندارند. من اگر مسئول می‌شدم همان ابتدای کار برای همه‌شان بخاری می‌خریدم تا مجبور نشوند مثل ننه‌جون من در سرمای زمستان از کرسی استفاده کنند.
دانشجویان عزیز مشکل ما آزادی بیان است همانگونه که آزادی بیان و دموکراسی باعث شد معدن‌چیان شیلی از زیر زمین بیرون بیایند. شما را نیز صاحب خانه و کار می‌کند. اصلاً اگر آزادی بیان بود شما همه‌تان یک شبه صاحب شغل و مال می‌شدید. اگر شما از خانواده‌تان دورید و در غربت درس می‌خوانید به خاطر نبود دموکراسی و آزادی بیان است.
فعلاً همین مقدار برایتان کافی است در پیام‌های بعدی راهکارهای دیگری برای حل مشکلاتتان را خواهم گفت.