این افراد که از ایران خارج و به ترکیه رفته و از انجا برای انجام امورات ورود به انگلیس اقدام کرده اند، با بی اعتنایی مسئولین انگلیسی و سفارت آن ها در ترکیه روبرو شده اند چرا که دیگر عبدالکریم سروش برای آن ها مهره ای سوخته بوده و سرویس دادن به وی و خانواده اش تاثیری در تحقق اهداف انگلیس ندارد.
خانواده سروش برای اینکه کسی از ماجرای خروج آن ها از ایران و درخواست ورودشان به انگلیس متوجه نشود، به سفارت انگلیس در تهران مراجعه نکرده و در کمال سکوت و مخفیانه دست به دامن سفارت این کشور در ترکیه شده اند که این درخواست آن ها علی رغم خوش خدمتی های سروش و همفکرانش به مخالفان نظام ایران با بی اعتنایی محض مواجه شده و مسئولین انگلیسی به آن ها اعلام کرده اند که باید چند ماهی منتظر صدور ویزا برای سفر ان ها به انگلیس باشند.
این بی اعتنایی انگلیسیها نشان از آن دارد که عبدالکریم سروش علی رغم تمام اظهارات و نشر افکار التقاطی جدید اش که صرفا برای خوش خدمتی صورت پذیرفت دیگر تاریخ مصرف وی به پایان رسیده و وجود سروش دیگر هیچ تاثیری برای رسیدن انگلیس و متحدانش به اهدافشان ندارد.
گفتنی است عبدالکریم سروش از مدتی پیش که مقیم خارج شده است پرده از ماهیت افکار التقاطی اش که ریشه در مخالفت با اسلام دارد برداشت و اظهارات هتاکانه و موهنی علیه دین اسلام، قرآن و مراجع مطرح کرد که با پاسخ محکم مراجع و عالمان دینی ایران مواجه شد.

برگوش دلم رسد صدایت مهدی
یکبار اگر دیده ببیند رویت
یک رسانه وابسته به ضدانقلاب خارج نشین، گزارش جالبی از راهپیمایی باشکوه ۲۲ بهمن منتشر کرد.
این رسانه که توسط شماری از روزنامه نگاران زنجیره ای فراری و مقیم آمریکا و اروپا مدیریت می شود، به نقل از یکی از عناصر فعال در فتنه سبز نوشت: روز جمعه ۲۲ بهمن از روی کنجکاوی به میدان آزادی رفتم.
وقتی با موسسه کرایه اتومبیل تماس گرفتم، فرد پشت خط گفت خیابان های اطراف مسیر بسته است و نمی توانیم سرویس به شما بدهیم. با قطار مترو رفتم. هر چه به ایستگاه آزادی نزدیک تر می شدیم، واگن شلوغ تر می شد. وقتی قطار به میدان توپخانه که ایستگاه مرکزی مترو تهران است رسید، جمعیت واگن ها دو برابر شد، به نحوی که احساس خفگی به آدم دست می داد. وقتی قطار به ایستگاه آزادی رسید، مسافران به طرف خروجی رفتند، اما ازدحام در حدی بود که خروج جمعیت چند دقیقه طول کشید. وقتی به خیابان رسیدم، متوجه شدم که شلوغ بودن خیابان باعث کندی حرکت مسافران در پله های ایستگاه شده بود.
گزارشگر «خودنویس» می افزاید: ازدحامی که در خیابان آزادی مشاهده می کردم، برایم یک تجربه جدید بود. تصمیم گرفتم از پل عابر پیاده عبور کنم تا از آن بالا اطراف میدان آزادی را تماشا کنم. جای خالی نبود و کله های مردم همه جا را سیاه کرده بود. به علت زیادی جمعیت حدود شش دقیقه طول کشید تا به پایین پله های آن طرف پل رسیدم. در پیاده رو یک گوشه خلوت را پیدا کردم و همان جا ایستادم. صدای سخنان احمدی نژاد از بلندگوها پخش می شد.
تلاش کردم به طرف میدان آزادی بروم، اما بقیه هم چنین قصدی داشتند و راهی به جلو پیدا نکردیم. ایستادم تا ساندیس خورها را تماشا کنم اما اشتباه فکر می کردم. مردم آمده بودند تا دلشان را راضی کنند. بسیاری از جمعیتی را که دیدم، افراد عادی بودند و با میل و اراده خودشان به آنجا آمده بودند. من تا پیش از این تصور می کردم فقط کسانی که ریش و چادر دارند یا کارمند سازمان های دولتی هستند در این مراسم ها شرکت می کنند. من فکر می کردم خیلی ها به خاطر ساندیس می آیند. من فکر می کردم همه الکی می آیند که آمده باشند، اما همه اشتباه بود.
وی همچنین نوشت: کسانی که من روز ۲۲ بهمن در خیابان آزادی تهران دیدم، مردم ایران بودند. کسانی که صبح تا شب در تاکسی و اتوبوس و مترو و مغازه ها و ادارات و دانشگاه آن ها را می بینم و از کنارشان رد می شوم. کسانی که می دیدم، ملت ایران بودند.امسال برخلاف سال گذشته جمعیت بیش تری به میدان آزادی رفته بودند. اما چطور این اتفاق افتاد؟ پرسشی را از خودم و شما می پرسم و آن اینکه «چند درصد از جمعیت میلیونی که در خیابان آزادی حضور داشتند مانند من در سال ۸۸ طرفدار جنبش سبز بودند ولی بعد در شرایطی قرار گرفتند که احساس افراد فریب خورده را داشتند؟»
کسانی که هنوز نمی خواهند قبول کنند که بازیچه قدرت نمایی گروه هایی شدند که حتی با یکدیگر اتحاد ندارند، برای روز ۲۵ بهمن برنامه ریزی می کنند. کاش آن ها روز ۲۲ بهمن ۸۹، حاضر می شدند و تعداد خودشان را با جمعیتی که می دیدند، مقایسه می کردند. آنها سال گذشته در حالی ایده «اسب تروا» را مطرح کردند که می گفتند آخرین راهپیمایی ۲۲ بهمن را رقم خواهیم زد، اما ۳۶۵ روز بعد شلوغ ترین راهپیمایی ۲۲ بهمن برگزار شد و من خودم شاهد آن بودم.»
این عنصر فعال در فتنه سال گذشته، گزارش خود را با این جملات به پایان برده است: ما فریب کسانی را خوردیم که بر سر رسیدن به قدرت با یکدیگر نیز اختلاف داشتند و مردم را سپر خودشان کردند و وقتی همه چیز خراب شد، به خانه هایشان برگشتند و به سادگی مردمی که باورشان کرده بودند، خندیدند. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال نه مشت محکم به دهان استکبار جهانی بود، نه شیطان بزرگ و نه انگلیس [!]. ۲۲ بهمن امسال (...) بزرگی بود به کسانی که تصور می کردند ملت ایران فقط کسانی بودند که فریب آن ها را خوردند و هرگز دیگران را به حساب نیاوردند. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را ساندیس خورها برگزار نکردند. آن ها مردم بودند. مردمی که تا امروز توسط مهاجرانی و نبوی و موسوی و کروبی فیلتر شده بودند تا دیده نشوند.
یادآور می شود پایگاه اینترنتی «خودنویس» یکی از رسانه های ضدانقلابی فعال در عرصه آشوب طلبی و رادیکالیزم به شمار می رود. این رسانه ضد انقلابی، در مطلب دیگری سرنگونی «مبارک» در روز ۲۲ بهمن را مورد اعتراض قرار داده و نوشته است: آقای مبارک! انصاف نداشتی، تقویم هم نداشتی؟ همه دوست داشتیم کناره گیری مبارک نه در روز ۲۲ بهمن بلکه کاش در روز پیش یا پس از آن پیش می آمد تا این موفقیت نیز همچون انقلاب ۳۲ سال پیش ایران، به سود حاکمان جمهوری اسلامی قابل مصادره نباشد. اما مبارک تقویم هم نداشت.

منوشه امیر، صهیونیست ایرانی تبار- منوچهر ساچمه چی تهرانی- و مدیر کهنه کار رادیو اسرائیل طی مقاله ای در سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی اعتراف کرد پروژه کاریکاتوری راهپیمایی 25 بهمن ریشه اسرائیلی دارد و تأکید کرد که موسوی و کروبی اگرچه ظاهراً برای حمایت از مردم مصر درخواست مجوز راهپیمایی کرده اند، اما قرار بود که در صورت صدور مجوز، شعارها علیه رژیم اسلامی ایران باشد و حمایت این رژیم از آشوب های مصر- منظورش همان خروش یکپارچه مردم است- محکوم شود! منوشه امیر در این یادداشت تأکید می کند که جمهوری اسلامی به هواداران موسوی و کروبی(!!) اجازه راهپیمایی بدهد، مردم مصر و تونس خواهند دید که رژیم اسلامی ایران هیچگونه دستاوردی برای مردم نداشته است که بتواند الگوی سایر ملت های مسلمان در منطقه باشد!
یادداشت منوشه امیر که استیصال و عصبانیت از آن می بارد، ترجمان گفتاری است که طی چند هفته اخیر، بارها از سوی مقامات بلندپایه آمریکایی و اروپایی و برخی کشورهای عربی مطرح شده و کوشیده اند با سیاه نمایی درباره جمهوری اسلامی ایران، مردم مصر و تونس و سایر ملت های مسلمان منطقه را از ادامه حرکت انقلابی خویش علیه دیکتاتورهای حاکم بازدارند و سرانجام پیروی آنان از الگوی انقلاب اسلامی را تیره و تار جلوه دهند!
و اما، از سوی دیگر «جو بایدن» معاون رئیس جمهور آمریکا نیز در یک کنفرانس مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی در حالی که می کوشید به اعتراض سنای آمریکا درباره چرایی غفلت کاخ سفید و سازمان سیا از انقلاب مصر توضیح دهد، به درخواست موسوی و کروبی برای راهپیمایی 14 فوریه- 25 بهمن- در ایران اشاره کرده و با ابراز امیدواری نسبت به موافقت جمهوری اسلامی ایران با انجام این راهپیمایی- بخوانید کاریکاتوری- گفت؛ «اگرچه در ظاهر، قرار است تظاهرات روز دوشنبه 14 فوریه به پشتیبانی از مردم مصر و خیزش سیاسی آنها برگزار شود ولی شما -خطاب به سنای آمریکا- می دانید که هدف واقعی آن ابراز ناخرسندی از رژیم اسلامی ایران و اعتراض به حمایت این رژیم از شورش های مصر و تونس است»!
اعتراف رسمی وزارت خارجه رژیم صهیونیستی و معاون رئیس جمهور آمریکا اگرچه لکه ننگ دیگری است که در کارنامه سیاه و نفرت انگیز سران وطن فروش فتنه 88 به ثبت می رسد ولی بدون این اعترافات صریح نیز معلوم بود که درخواست مجوز برای راهپیمایی از سوی موسوی و کروبی نمی تواند آنگونه که به ظاهر اعلام کرده اند برای حمایت از مردم مصر باشد، چرا که خیزش و انقلاب مردم مصر و تونس ماهیت ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی دارد و موسوی و خاتمی و کروبی در جریان فتنه 88 به وضوح نشان دادند که مهره های تابلودار مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل هستند و در نقش ستون پنجم این مثلث به میدان آمده بودند.
کسانی که روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان» سر می دهند، روز مبارزه با استکبار به نفع آمریکا شعار می دهند، روز عاشورا به ساحت مقدس حضرت امام حسین(ع) اهانت می کنند، وجود مبارک حضرت صاحب الزمان(عج) را انکار می کنند، از سوی نتانیاهو به لقب «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» مفتخر!! می شوند، اوباما، حمایت مالی، تبلیغاتی و تدارکاتی از آنها را وظیفه استراتژیک آمریکا می داند، با منافقین، بهایی ها، سلطنت طلب ها، کومه له، عبدالمالک ریگی، مارکسیست ها، ائتلاف می کنند، مسجد آتش می زنند، با قمه به هرکه سمت و سوی اسلامی دارد حمله می کنند و... چگونه می توانند مدافع مردم مصر باشند؟ مردمی که علیه تمامی این پلشتی ها و جرثومه های فساد و تباهی قیام کرده اند.
گفتنی است موسوی و کروبی به وضوح می دانند که مجوز راهپیمایی به آنان داده نخواهد شد. چرا که آنان اگرچه شناسنامه ایرانی دارند ولی در جریان فتنه 88- و موسوی از مدت ها قبل- نشان داده اند، هویتی نه فقط غیرایرانی بلکه غیراسلامی دارند، بنابراین بدیهی است که در هیچ کجای دنیا ستون پنجم شناخته شده دشمن را بخشی از مردم آن کشور تلقی نمی کنند.
اما، چرا سران فتنه علی رغم آن که یقین داشتند به آنها مجوزی داده نمی شود، درخواست مجوز کرده اند؟! پاسخ این سؤال پیچیده نیست، سران فتنه از این طریق قصد داشته اند که علی رغم آنهمه وطن فروشی و جنایت، کماکان خود را در شمار مردم ایران به حساب آورند و از سوی دیگر، آنگونه که منوشه امیر و جو بایدن به صراحت اعتراف کرده اند، این درخواست نیز- مانند بقیه مراحل فتنه 88- دیکته ای بوده است که به دستور آمریکا و اسرائیل نوشته اند تا به قول «جو بایدن» با سیاه نمایی درباره ایران اسلامی، مردم مصر و تونس را- به زعم خود- در پیروی از الگوی انقلاب اسلامی دچار تردید کنند!
گفتنی است که طی هفته گذشته، سایت های ضدانقلاب و حامی فتنه 88 ضمن اعتراض به درخواست سران فتنه و به تمسخر گرفتن آنها بر این نکته تاکید می ورزند که وقتی مخالفت با اسلام و انقلاب و امام و شعارهایی نظیر نه غزه، نه لبنان را در جنبش سبز(!) فریاد زده ایم، چگونه از هواداران می خواهیم برای حمایت از مردم مصر که همان دیدگاه های [امام]خمینی[ره] را دنبال می کنند، به صحنه بیایند؟!
و بالاخره، تردیدی نیست که اگر سران فتنه کمترین احتمالی مبنی بر موافقت جمهوری اسلامی ایران با درخواست خود را می دادند، هرگز چنین درخواستی را مطرح نمی کردند!
از سوی دیگر، سایت های وابسته به فتنه در خارج کشور، تاکید کرده اند که هواداران جنبش سبز(!!) از نگاه مردم ایران، عوامل اسرائیل به حساب می آیند، و در صورت حضور در خیابان به قصد ثواب از سوی مردم کتک خورده و به قول سایت بالاترین «بسیجی ها هرچه دق و دلی از آمریکا و اسرائیل دارند را بر سر هواداران موسوی و کروبی و خاتمی خالی خواهند کرد».