بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

برنامه اتمی رژیم باید متوقف شود توهمات از نوع اکستازی در فرقه رج

برنامه اتمی رژیم باید متوقف شود توهمات از نوع اکستازی در فرقه رجویه

در حالی سایت نفاق جمله « آنها هم‌چنین باید از مقاومت ایران حمایت کنند. یعنی از تنها نیرویی که محتمل است برنامه اتمی رژیم ایران را برای رسیدن به بمب اتمی متوقف نماید.» تعبیر بر مجاز کرده و منظور مقاله نویس آمریکایی حمل بر خود نموده است. که همه کس به خوبی می دانند که گروهک نفاق و وطن فروش رجوی سال هاست که در ایران پایگاهی ندارند.
شرمندگی رهبر فراری آن و ناپیدا بودن وی در سالهای اخیر و بالارفتن سن اعضا و عدم ارتباط با جهان آزاد ، چند نمونه از ذهنیت و عقب ماندگی جماعتی است که سه دهه از تحولات سیاسی ایران و دنیا عقب است و در 30 خرداد 60 گیرکرده است و حال می خواهد با گره پوسیده خود را به فتنه گران 30 خرداد 88 گره بزند.
البته شاید بتوان وحدت استراتژیک ما بین فتنه گران سبز و گرهک نفاق را در پس همین تحلیل ها دید، خاصه آنکه فتنه جویان هیچ کوششی در راستای جدایی صفوف خود از این جرثومه های فساد نمی نمایند.
ودر خاتمه باید متذکر شد، چکونه سردبیران واشنگتن پست این موضوع را نمی دانند . سازمانی که در برابر چند خانواده بدون اسلحه در برابر زندان اشرف د رعراق ، زمین گیر شده است ، و چونان خری در گل مانده در بازیهای جدی ، یارگیری نخواهد شد .
عین متن روزنامه واشنگتن پست در ادامه می آید.
قضاوت با شما

آبروی وطنم یوسف بازار شده؛ آشوب در عاشورا برای تولید فیلم در C.N

در کشورهای مختلف دو مقوله منافع ملی(National interests) و امنیت ملی(national security) با عنوان خط قرمز فعالیت جریان‌ها و احزاب فعال در کشورها شناخته می‌شود. همواره منازعات سیاسی و جناحی کشورهای مطرح آنگاه در چارچوب منافع ملی و امنیت ملی محصور می‌شود و فراتر از آن هرگز پیش نمی‌رود. اشاره شد که به عنوان مثال در امریکا هیچ گاه مسیحیت، صهیونیسم یا یهود مورد تعرض واقع نمی‌شود.

حتی در انتخابات پرمسئله‌ای که بوش در آن با رأی دادگاه بر ال گور فائق آمد، هیچ مشکل خاصی برای جامعه امریکا ایجاد نشد. این در حالی بود که فرماندار ایالت فلوریدا که آرای آن مورد اختلاف واقع شد، برادر بوش بود و همین می‌توانست بهانه خوبی برای مدتها تشنج و ناآرامی باشد. در ایران اما وضعیت به گونه‌ای دیگر رقم خورد. آنگونه که آبروی ایران که تنها کشور شیعی در سطح جهان بود و تا پیش از این از صدور انقلاب سخن می‌گفت، به یکباره به حراج گذاشته شد.

اغتشاشات روز عاشورا

وقایع روز تاسوعا و عاشورای ایران آنقدر اهمیت داشت که کاخ سفید را هم وادار کند برخلاف روند مسامحه گونه گذشته‌اش نسبت به اغتشاشات تهران رسماً به میدان بیاید و بیانیه رسمی صادر کند. بانیان گوانتانامو و ابوغریب که در سایه طرح شعار دروغین حقوق بشر و دموکراسی لشکرکشی به کشورهای مختلف دنیا را در کارنامه خود ثبت کرده‌اند، در جایگاه شاکی نشستند و از موضع بالا ایران را به فقدان پشتوانه مردمی، بحران داخلی و دیکتاتوری محکوم کردند.

کشوری چون امریکا که طی سال‌های بعد از تأسیس، با سیر نزولی شرکت مردمش در انتخابات مواجه بوده و در بهترین حالت 20 درصد اختلاف مشارکت عمومی در انتخابات نسبت به ایران را در کارنامه خود دارد، به خود حق داد تا ایران را فاقد پشتوانه مردمی معرفی کند و اغتشاشگرانی را که به خیابان ریخته بودند، شهروندانی(!) بنامد که در جست‌و‌جوی حقوق جهانی خود هستند!

کاخ سفید در بیانیه خود که ساعاتی بعد از انتشار اخبار اغتشاشات تهران منتشر شد، ضمن حمایت از آشوب طلبان تصریح کرد:«امید و تاریخ همگام با کسانی است که حقوق جهانشمول خود را با ابزار مسالمت‌آمیز مطالبه می‌کنند.»

این بیانیه ایران را حکومتی لقب داد که از آمال و آرزوهای مردم خود می‌هراسد. در این بیانیه آمده بود: «حکومت مبتنی بر هراس و خشونت هرگز عادلانه نیست و همانگونه که پرزیدنت اوباما نیز در اسلو گفت این بسیار گویاست که برخی حکومت‌ها از آرزوهای ملت خود بیش از قدرت هر کشور دیگری می‌ترسند.»

کاخ سفید پیشتر در خصوص فوت آیت‌الله منتظری هم بیانیه‌ای صادر کرده و تصریح کرده بود: «خانواده او و همه جویندگان حقوق جهانشمول و آزادی‌هایی که او پیوسته مدافع آنها بود در یادها و نیایش ما خواهند بود!»

امریکا البته به همین میزان هم بسنده نکرد. باراک اوباما نیز به میدان آمد و گفت: «مردم ایران ماه‌هاست که تنها احقاق حقوق جهانشمول خود را طلب می‌کنند و جهان هر بار، شجاعت و اراده آنها در این خصوص را تحسین کرده است.» او ضمن محکوم کردن مسائل اخیر ایران و برخورد مسئولین با حرمت شکنان روز عاشورا، تصریح کرد:«اراده رهبران ایران برای حکومت از راه ایجاد وحشت و ستمگری، قادر به از میان بردن این اشتیاق مردم نخواهد بود.»

موضعگیری سایر کشورها

فرانسه نیز به میدان آمد و از مقابله با اغتشاشات اقلیتی قانون گریز و دین ستیز در ایران با عنوان سرکوب اعتراضات مردمی یاد کرد. برنار والرو سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت:«در زمانی که شمار کشته شدگان افزایش می‌یابد، فرانسه بار دیگر نگرانی عمیق خود را ابراز می‌دارد و بازداشت‌های خودسرانه و خشونت اعمال شده علیه معترضان عادی را محکوم می‌کند.»

اظهارنظر مقامات فرانسوی در حالی بود که همین کشور سال 2008 را با آشوب‌های خیابانی آغاز کرده بود و مثلاً در نوامبر 2007 نیز مردم، کارکنان و دانشجویان در اعتراض به اصلاحات سارکوزی که سن بازنشستگی را شامل می‌شد، به اعتصاب، اعتراض و تحصن روی آورده بودند. این اعتراضات بعد از این نیز بارها در فرانسه به برخورد حکومت با معترضینی که تنها حقوق خود را مطالبه می‌کردند، انجامید. این همان فرانسه‌ای است که امروز از خدشه دار شدن حقوق بشر در ایران سخن می‌گوید.

مرکل صدراعظم آلمان هم از دیگر چهره‌هایی بود که در خصوص وقایع ایران لب به سخن گشود. او در یک بیانیه شدیداللحن درگیری‌های اخیر در ایران را بیرحمانه خواند و کشته‌های این وقایع را ناشی از اقدامات غیرقابل قبول نیروهای امنیتی دانست. مرکل ضمن محکوم کردن وقایع ایران گفت: «از ایران می‌خواهم به تعهداتش در معاهده بین المللی (سازمان ملل) درمورد حقوق مدنی و سیاسی عمل کند و بخصوص، حق آزادی بیان از طریق برپایی تظاهرات مسالمت‌آمیز نباید محدود یا با خشونت سرکوب شود.»

کانادا هم به جمع شاکیان ایران پیوست. لورنس کانون وزیر امور خارجه کانادا در بیانیه‌ای گفت‏:‏«تلاش ایران برای محدود کردن آزادی بیان و برگزاری تجمع به ویژه در روز مقدس عاشورا، تأسفبار است.» این بیانیه همچنین می‌افزود:«مردم ایران سزاوارند که صدایشان شنیده شود و از حقوقی که محق آن هستند، بدون بیم از خشونت و ارعاب، برخوردار شوند!»‏وزارت امورخارجه ایتالیا هم رسماً بیانیه صادر کرد و از ایران به خاطر مواجهه با حرمت شکنان عاشورای حسینی انتقاد کرد! در این بیانیه ایتالیا از جایگاه ناصحی دلسوز سخن راند و تصریح کرد:«حفظ جان انسان یک ارزش اساسی است که باید در هر جا و در هر شرایطی از آن دفاع کرد‏!»

رهبر یکی از احزاب ایتالیایی هم گفت:«جوانان ایرانی با برگزاری تظاهرات اعتراضی، یک رژیم قرون وسطایی که آماده است جهان را به یک فاجعه بکشاند، به ستیزه خواندند.» وی همچنین افزود‏:‏«رژیم لحظه‌ای در شلیک کردن به سوی زنان و مردانی که برای دموکراسی به خیابان‌ها می‌آیند، درنگ نمی‌کند. در عین حال پیئترو مارچنارو رئیس کمیسیون حقوق بشرمجلس سنای ایتالیا نیز خواستار برگزاری نشستی فوق العاده توسط نمایندگان عضواین کمیسیون درمورد وقایع اخیر و نقض حقوق بشر در ایران شد.»

اینها همه و همه گوشه‌ای از پیامدهای قانون شکنی کسانی بود که حرمت عاشورای حسینی را هم نگه نداشتند و به بهانه اعتراض به تقلبی که هیچ وقت سندی برای آن ارائه نشد به خیابان ریختند و به هیأت‌ها و مراسم عزاداری یورش بردند. قانون شکنی‌های اقلیتی که رأی اکثریت را نپذیرفتند تا با خودخواهی خود رأی اکثریت را به محاق ببرند، در سرتاسر دنیا به سوژه‌های اول خبری برای تخریب وجهه ایران تبدیل شد.

تأثیر قانون شکنی‌ها و آشوب‌ها برتحلیل‌های مرتبط با منافع ملی

تحلیلگران از اغتشاشات داخل ایران بحرانی داخلی درست می‌کردند و متزلزل شدن ایران را نتیجه می‌گرفتند. یوگنی ساتانوفسکی رئیس مرکز مطالعات خاورشناسی آکادمی علوم روسیه اعلام کرد‏:‏«بروز حوادث اخیر در ایران به انزوای بیشتر بین المللی این کشور منجر می‌شود.»

در کنار این گونه اظهارنظرها تحلیل‌هایی که مسائل هسته‌ای ایران را پیگیری می‌کرد، خواه ناخواه شرایط داخلی را نیز مورد توجه قرار می‌داد و از آن به عنوان فرصتی برای غرب به منظور تحت فشار قرار دادن ایران یاد می‌کرد. در واقع در کنار امنیت ملی، منافع ملی قربانی بزرگ این ماجراها بود.

چندی پیش بود که «چارلز کرات هامر» ستون نویس پرنفوذ و بنام روزنامه واشنگتن پست از شرایط ایران بعد از فوت آیت‌الله منتظری سخن گفت. «چارلز کرات هامر» به پیشنهادهای موجود در حوزه هسته‌ای و راهکارهایی که فراروی ایران قرار دارد اشاره کرد و توضیح داد که با توجه به مشکلات داخلی ایران و این‌که حکومت ایران قیمومیت وحیانی و آسمانی اش را از دست داده است، ضرورتی برای ارائه قرار دادن راهکاری جدید از سوی اوباما در مقابل ایران وجود ندارد.

ستـــــون نویـــس واشــنگتن پســت شعار«Obama, Obama, you are either with us or with them» یا همان «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما!» را نیز در یادداشت خود ذکر کرد و از مقامات امریکایی خواست تا در حمایت از معترضان ایران با شفافیت و صراحت بیشتری عمل کنند. این یادداشت به روزهای قبل از بیانیه کاخ سفید و نطق اوباما مربوط می‌شود.

بازتاب اغتشاشات در رسانه‌های جهانی و تخریب نهایی وجهه ایران

در کنار این نوع تحلیل‌ها و اظهارنظرها که طبیعتاً در تصمیم گیری‌ها و نسخه پیچی‌ها برای ایران تأثیری مستقیم خواهد داشت، رسانه‌های خارجی کوشیدند تا نقطه کلیدی دیپلماسی ایران یعنی همان دیپلماسی عمومی را هدف بگیرند و با انتشار اخبار متعدد گسترده نگاه عمومی نسبت به ایران را به نفع خود عوض کنند.

اگر بازتاب این اخبار در رسانه‌های امریکای لاتین، فلسطین، لبنان، افغانستان و پاکستان را در نظر بگیریم و آن را در کنار بازتاب‌های گسترده در سایر کشورها قرار دهیم خواه ناخواه به حراج گذاشته شدن حیثیت ایران را نتیجه خواهیم گرفت؛ واقعیتی که متأسفانه قابل انکار نیست.

در این باره سیدحسن نصرالله می‌گوید:«شعار نه غزه، نه لبنان اثر منفی زیادی داشته بویژه که رسانه‌ها و ماهواره‌های غربی این شعار را برای ایجاد ذهنیت منفی پوشش می‌دهند».

دبیرکل حزب الله لبنان همچنین تصریح می‌کند:«بعد از انتخابات در ایران اتفاقات ناگواری افتاد که موجب خون ‌دل و عزای ما شد و بسیاری افراد از سراسر جهان تماس گرفته و گریه می‌کردند چون ما هویت خودمان را با هویت نظام جمهوری اسلامی یکسان می‌دانیم.»

از همان ساعات اولیه اغتشاش در تهران و برخی شهرها اخبار مربوط به تجمعات خیابانی به شکل گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی انعکاس یافت و چندی بعد نیز در صدر اخبار رسانه‌ها و روزنامه‌های کشورهای مختلف دنیا قرار گرفت. رسانه‌های خارجی در برآورد تعداد کشته شدگان وقایع روز عاشورا با هم مسابقه گذاشتند و عکس‌ها و تصاویر مربوط به ایران را بطور گسترده‌ای منتشر کردند.

روزنامه انگلیسی تایمز نوشت:«با وجود آن‌که خبرنگاران خارجی از پوشش خبری این تظاهرات منع شده بودند، اما تصاویر مخابره شده به اتاق‌های خبر رسانه‌های غربی که توسط تلفن همراه گرفته شده بود، گوشه‌هایی از تظاهرات اعتراض‌آمیز یکشنبه مردم ایران را به تصویر می‌کشید‏.‏»

این روزنامه همچنین اخبار مربوط به اغتشاشات را پوشش داد و به نقل از علی انصاری استاد مطالعات ایران در دانشگاه سنت آندروی انگلیس نوشت: «دیگر شکی نیست که تغییر در نظام سیاسی ایران در حال وقوع است.» او همچنین از قول یکی از فعالان اپوزیسیون تصریح کرد:«رژیم اکنون در وقت اضافه بسر می‌برد‏.‏ کشور بطور یکپارچه به پا خاسته است.» این روزنامه در ادامه از قول یک فعال سیاسی نوشت: «مردم جانشان به لب رسیده و دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسند‏!»روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف با آب و تاب تمام وقایع عاشورا را منعکس کردند و در رؤیای خیال پردازانه این گونه وانمود کردند که انگار اکثریت مردم در مقابل حکومت به پا خاسته‌اند و ایران با چالشی داخلی مواجه است و بزودی از پای درخواهد آمد!

تایمز ضمن اشاره به کشته شده‌های روز عاشورا نوشت:«تظاهرات اپوزیسیون در روز یکشنبه برای اولین بار شاهد تیراندازی مأموران امنیتی به صفوف تظاهرکنندگان بود.» این روزنامه به نقل از یک شاهد عینی نوشت:«زن مسنی را دیدم که به صفوف مأموران امنیتی می‌رفت و فریاد می‌زد خجالت نمی‌کشید مردم خودتان را می‌کشید؟!» و ادامه داد:«این شاهد می‌افزاید‏:‏ دو افسر پلیس با شرمندگی گفتند که به خاطر پول این کار را می‌کنند‏!»

از این دست گزارش‌ها و داستانسرایی‌ها در رسانه‌های خارجی به کرات به چشم می‌خورد و این همه همان چیزی است که در نهایت چیزی جز آبروریزی برای ایران را به دنبال نخواهد داشت. در واقع اغتشاشگرانی که رأی اکثریت مردم را برنتافتند و جمهوریت نظام را به مسلخ هواهای نفسانی خود بردند، زمینه‌ای را فراهم کردند تا دروغ پردازی‌ها و تخریب‌ها علیه ایران بعد از انتخابات بی سابقه 40 میلیونی شدت بگیرد.

شبکه تلویزیونی الجزیره قطر هم با اشاره به اخبار ضد و نقیض از تعداد کشته شدگان تصریح کرد:«صرف نظر از درستی یا نادرستی این اطلاعات و آمار، صرف کشته شدن افرادی و اعتراف تلویزیون ایران به کشته شدن چند نفر، نشانه بسیار خطرناکی است بخصوص که مدتی بود خیابان‌های تهران آرام شده بود.»

خبرگزاری رویترز هم گزارش داد: «این کشتارها و ابعاد این رویارویی می‌تواند نشانه‌ای از یک مرحله بی ثباتی جدید باشد که طی آن نیروهای امنیتی وفادار به آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر عالی ایران تلاش می‌کنند تا این جنبش (جریان) اصلاح طلب را سرکوب کنند‏.»

این خبرگزاری به نوشته یک تحلیلگر ساکن امریکا اشاره کرد که در آن ضمن طرح احتمال فروپاشی ایران آمده بود: «اگر این‌گونه باشد، نشانگر آن خواهد بود که حکومت مذهبی ایران در نهایت به دست خودش از میان می‌رود‏.‏.. مردم ایران شخصیت‌های اصلی دراین ماجرا هستند و از نمادهای بسیار مشابهی استفاده می‌کنند که موجب می‌گردد تا جمهوری اسلامی این فصل را در یک قرن چالش برای دموکراسی به پایان برساند.»

 

نویسنده الف خطاب به قدیانی: من هم از دست سکوت لاریجانی در فتنه 8

نویسنده الف خطاب به قدیانی: من هم از دست سکوت لاریجانی در فتنه 88 دلخورم
لیلی محسنی در الف نوشته است:

 برادر نادیده؛ جناب آقای حسین قدیانی

از اینکه شنیدم وبلاگ جالب شما مسدود و خودتان به دادستانی دعوت ‌شده‌اید ناراحت شدم. نوشته های جذاب شما در طول 8 ماه نبرد سایبری علیه فتنه گران و حامیانشان در لندن و تل آویو و واشنگتن، مایه افتخارو دلگرمی همه ما و خاری در چشم دشمنان این کشور و دشمنان مردم نجیب بود.

برادر گرامی؛ راستش مدتی بود می‌خواستم نکاتی را با شما در میان بگذارم. شاید اکنون که دچار دردسر شده‌اید وقت خوبی برای این جور حرفها نباشد اما چون به همین مسائل مربوط است میگویم و امیدوارم آنرا از روی وذکر ان الذکری تنفع المومنین، بخوانید:

 1-     بعد از 22 بهمن سال گذشته و مفتضح شدن فتنه گران، در مواردی قلم شما به توهین  نسبت به آنها آغشته شد. درست است که ما دلمان از سران فتنه خون است، اما به عنوان یک مسلمان حق نداریم به دشمن‌مان توهین کنیم. ما پیرو آن مولایی هستیم که وقتی در جنگ صفین دید یکی از یارانش به لشگریان شام فحش می‌دهد، فرمود: ‹‹من خوش ندارم شما اهل فحاشی باشید، اگر کارهای زشت و جنایات آنها را شرح می‌دادید، به سخن راست نزدیکتر بود.(نهج البلاغه فیض، خطبه 197)

برخی نوشته‌های شما در حق خیانتکاران سال گذشته حقیقتاً توهین بود. آنها و برخی از هوادارنشان آنقدر اعمال زشت و خائنانه مرتکب شده‌اند که اگر به جمع آوری و ثبت و توصیف همانها اقدام کنیم، حالا حالاها کار خواهیم داشت و عده زیادی را می توانیم از سوتفاهم نجات دهیم. انصافاً این کار موثرتر است یا توهین و تمسخر سران فتنه؟ بخصوص که خوب می‌دانید در توهین حریف آنها نیستیم. از کامنت‌هایی که گاهی برای مطالبم در الف می‌آید، چیزی نمی‌گویم چون خودتان تجربه اش را دامی‌دانید برخی‌هایشان چقدر بد زبانند...

2-     شما در نوشته اخیر، تهمت قابل ملاحظه‌ای به آقای علی لاریجانی زده‌اید. راستش من هم از ایشان بخاطر تاخیرش در موضعگیری سال گذشته دلخورم، اما تهمت‌زدن به ایشان و امثال ایشان را کار درستی نمی‌دانم. درست است که ایشان در حوادث سال 88 تاخیر داشت ولی نمیتوان علتش را طرفداری از سران فتنه دانست. شاید قصد داشته به عنوان رئیس مجلس برای جلوگیری از سقوط و نابودی سیاسی آنان تلاش کند. برادر عزیر؛ وجدان خود را قاضی کنید که از اینطور دعوای امثال ما با علی لاریجانی و قالیباف و باهنر، چه کسی خوشحال می‌شود؟ حزب‌اللهی‌ها یا سران فتنه و حامیانشان در لندن و حیفا و... ؟

3-     در نوشته‌های اخیرتان تلویحاً گفته اید که اگر خائن‌ها در این عاشورا هم بخواهند ناامنی کنند و به عزاداران و پرچم های حسینی جسارت روا دارند و قوه قضائیه هم کاری به کارشان نداشته باشد، خون‌مان به جوش خواهد آمد و خودمان دست بکار خواهیم شد... راستش من در دلم هم با نظر شما موافق هستم و وقتی جنایات آن شعبه از لشکر عمرسعد در خیابانهای مرکز تهران در عاشورای88 را بخاطر می‌آورم و حمایت سران فتنه از آن اعمال پلید را مرور می کنم و می بینم آن دو خائن همچنان با نفس‌های خود، هوای شهرمان را آلوده می‌سازند، خونم به جوش می آید، اما برادر عزیز! مهمترین استدلال ما با آن نامزد متوهم این بود که چرا اعتراضت را در چارچوب قانون و از مسیر نهادهای قانونی پیگیری نکردی؟ اینکه تو به عملکرد برخی نهادهای قانونی اعتراض داشتی، دلیل نمی شود که خودت بخواهی قانون را به تفسیر خودت اجرا کنی.

قدیانی عزیز! من هم با شنیدن گستاخی جدید آن نامزد متوهم تا عمق وجود سوختم اما اگر قرار باشد من و شما به مسیرهای قانونی اعتنا نکنیم و خودمان دست بکار شویم، دیگر سنگ روی سنگ بند خواهد شد؟ آیا این استدلال، همان حرف آن خائن متوهم نیست که می گفت چون من عملکرد شورای نگهبان را قبول ندارم، پس انتخابات باید تجدید شود؟ استدلال رهبر عزیز انقلاب در خطبه تاریخی 29خرداد88 را در رد خواسته ابطال انتخابات را بخاطرتان می آورم.

برادر عزیز ...! شیعه همیشه حسینی نیست. گاهی باید حسنی باشد. گاهی باید دندان روی جگر گذاشت. وقتی ولی امر ما صلاح دیده محاکمه سران فتنه فعلاً به عقب افتاد، ما نباید از خواست ایشان جلو بزنیم.

4-    روز گذشته  وقتی خبر فیلتر شدن سایت شما را دیدم، با سردبیر الف تماس گرفته و اعتراض کردم که چرا آن خبر را منتشر نکرده است؟ ایشان توضیح داد که مدیر مسوول الف به دیدار ریاست قوه قضائیه رفته و این موضوع را هم مطرح کرده و تلاش دارند تا این موضوع با کمترین هزینه حل و فصل شود. به ایشان گفتم حداقل خبر اعتراض‌ آقای حسینیان را انعکاس دهید الان به هیچ وجه نباید سکوت کنیم و همسنگرمان را تنها بگذاریم. ایشان استدلال کرد که ما آقای حسینیان را خیرخواه میدانیم و دعوت به سعه صدرشان را نیز درست میشماریم ولی دفاع آقای حسینیان منطقی و وارد نیست چرا که ایشان  به محاکمه بچه های حزب‌اللهی اعتراض دارد. در نگاه دینی ما هر متهم، مجرم و حتی محکوم، حق دادخواهی دارد. حتی اگر از سران فتنه باشد. ما مفتخر به آن امامی هستیم که با یک شهروند اقلیت مذهبی به اختلافی خورد و شکایت به دادگاه برد و با وجودی که علم غیب داشت و مطمئن بود حق با خودش است، اما چون دلیل محکمه پسندی نداشت، محکوم شد و به حکم قاضی گردن نهاد. الگوی ما این رفتار است و به این رفتار می بالیم و می‌خواهیم به آن سطح برسیم.

جمله پایانی:

برادر عزیز؛ شما یکی از فعالترین و موثرترین همسنگران در 8 ماه نبرد سایبری بوده اید. خواهش می کنم با وجودی که تصمیم تلخ و ناگواری برای سایت‌تان گرفته شده؛ به حکم قانون تمکین کنید و حتی اگر محکوم هم شدید، حکم را بپذیرید تا با افتخار به همه نشان دهیم حزب‌اللهی‌ها و افسران جنگ نرم تابع محض قانون هستند حتی اگر به محکمه و قاضی و مجری قانون اعتراض داشته باشند.

خواب سنگین بی.بی.سی

خواب سنگین بی.بی.سی

بیش از یک ماه است که لندن و چند شهر بزرگ انگلیس به صحنه تظاهرات گسترده و هزاران نفری دانشجویان انگلیسی معترض به طرح افزایش 300 درصدی شهریه دانشگاه ها تبدیل شده و به یکی از مهم ترین سوژه های خبری رسانه های مختلف جهان تبدیل شده است.
   
تحولات و حوادث بیش از یک ماه اخیر مربوط به موج گسترده اعتراض های دانشجویی انگلیس که همواره با خشونت نیروهای پلیس علیه دانشجویان معترض همراه بوده است،تقریبا از نگاه هیچ یک از رسانه های جهان حتی گمنام ترین آنها پنهان نمانده و تنها رسانه هایی که ظاهرا از دنبال کردن این رویدادهای خبرساز از دیگر رقبا جامانده اند، رسانه های انگلیسی و در راس آنها 'بنگاه سخن پراکنی بریتانیا' یا همان 'بی بی سی' معروف است!
مخاطبان بی بی سی که قدیمی ترین،با سابقه ترین و بزرگترین بنگاه سخن پراکنی در سرتاسر جهان محسوب می شود، هر چه بیشتر از طریق این رسانه حوادث و رخدادهای مربوط به تظاهرات دانشجویی انگلیس را دنبال می کنند، کمتر چیزی دستگیرشان می شود.
بی بی سی که با امکانات فراوان به صورت شبکه های مختلف تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی در تمام گوشه و کنار جهان خود را به مخاطبان تحمیل کرده و بخش خارجی این بنگاه سخن پراکنی به ویژه بخش رادیویی آن به 33 زبان مختلف جهان اخبار مربوط به رویدادها و تحولات کوچک و بزرگ در تمام نقاط جهان را 'به سبک خاص خود' پوشش می دهد، جای تعجب است که چشم به روی خشونت و ضرب و شتم گسترده پلیس برای سرکوب خونین اعتراضات مدنی دانشجویان به افزایش شهریه دانشگاه ها بسته، و اخبار محدودی هم که از این تظاهرات بی سابقه منتشر می کند، بصورت کاملا گزینشی و در راستای حمایت از دولت و پلیس بریتانیا است.
این بنگاه سخن پراکنی که در اساسنامه آن به صراحت ادعا شده که تحت هیچ گونه نفوذ تجاری و سیاسی قرار ندارد و فقط به مخاطبان خود پاسخگو است، وقتی در مقابل رویدادی مثل تظاهرات گسترده دانشجویان انگلیس قرار می گیرد، با برجسته کردن اخباری چون مجروح شدن چند نیروی پلیس،حمله دانشجویان معترض و خشمگین به خودروی حامل 'پرنس چارلز' و همسرش و همچنین محکوم کردن این حمله از سوی دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس سعی می کند روی دیگر سکه این حوادث را از نگاه مخاطب مخفی نگاه دارد.
بسیاری از شبکه های تلویزیونی جهان تصاویری از حملات خشن پلیس لندن به دانشجویان معترض پخش کردند که در این تصاویر به وضوح شاهد بودیم نیروهای پلیس در حالی که خود را به سپر و کلاه‌خود مجهز کرده بودند، با باتوم و میله های آهنی به دانشجویان جوان حمله می کردند و سر و روی خون آلود دانشجویانی که از سوی پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند، در این تصاویر و عکس های تهیه شده از تظاهرات کاملا مشهود بود.
فیلمی که از خشونت های پلیس در روز گذشته منتشر شد و بازتاب گسترده ای در رسانه ها یافت، نشان می دهد که ماموران پلیس در جریان تظاهرات روز پنجشنبه در لندن یک تظاهرکننده معلول به نام 'جودی مک اینتایر' را از صندلی چرخ دار خود پایین آورده و ضمن کشیدن بدن وی بر روی زمین، او را مورد ضرب و شتم و اهانت قرار می دهند.
همچنین خونریزی مغزی یک دانشجوی 20 ساله به نام 'الفی میدوز' بر اثر ضربات باتوم نیروهای پلیس از دیگر حوادث خشونت بار هفته گذشته بود که تاکنون در رسانه ها منتشر شده است. این دانشجو پنجشنبه شب به مدت سه ساعت تحت عمل جراحی اضطراری قرار گرفت.
البته گویا دوربین های بی بی سی همیشه کمی دیر به سر صحنه می رسیدند و ظاهرا هر بار که تظاهرات دانشجویی در دانشگاه ها و خیابان های شهرهای مختلف انگلیس طی یک ماه اخیر شکل می گرفت و هر بار که نیروهای پلیس دانشجویان را مورد هجوم قرار می دادند، تصویر بردارن و خبرنگارن پرتعداد و حرفه ای بی بی سی بنا به دلایلی این صحنه ها را از دست می دادند و همیشه جای این تصاویر و اخبار مربوط به آن در شبکه های خبری تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی بی بی سی خالی بوده و یا بسیار کمرنگ است.
به عنوان مثال بخش فارسی پایگاه اینترنتی بی بی سی در روز سه شنبه هیچ خبر یا گزارشی درباره حوادث اخیر انگلیس نداشت!
اخبار گسترده و پربازتاب مربوط به انتشار تصاویر ده ها نفر از دانشجویان معترض از سوی پلیس و درخواست پلیس از مردم برای شناسایی و معرفی این افراد به عنوان عوامل اصلی ناآرامی ها و همچنین دستگیری تعدادی از دانشجویان و افراد شرکت کننده در تظاهرات اعتراض آمیز از جمله اخباری بود که بی بی سی از پرداختن مناسب به آن خودداری کرد و آن را ندید.
با توجه به اینکه بودجه سالیانه بی بی سی بالغ بر 4 میلیارد و 300 میلیوند پوند است و بخش عمده این بودجه از سوی وزارت امور خارجه انگلیس فراهم می شود، شاید روشی که بی بی سی برای پوشش حوادث و ناآرامی های اخیر این کشور در پیش گرفته، چندان هم غیرطبیعی و تعجب آور نباشد؛ پوششی خاص که در واقع با 'سرپوش گذاشتن' بر واقعیت های ناخوشایند داخلی این کشور انجام می شود.
با نگاهی به عملکرد بنگاه سخن پراکنی انگلیس در پوشش دادن اخبار و تحولات مربوط به سایر کشورها بخصوص کشورهایی نظیر ایران که دولت انگلیس اهداف خاصی را درباره آنها دنبال می کند، و نیز با مقایسه ای ساده بین عملکرد به اصطلاح حرفه ای و جهت دار این رسانه پیر در دو کشور ایران و انگلیس، درک این حقیقت که بی بی سی چه اهدافی را و به نفع چه کسانی دنبال می کند کار چندان سختی نیست.
در بسیاری از موارد بی بی سی به عنوان دست راست دولت انگلیس برای پیشبرد اهداف استعمار پیر در دخالت در امور داخلی کشورها مورد استفاده قرار می گیرد.
سال گذشته در ایران انتخاباتی باشکوه برگزار شد به گونه ای که شور و حضور مردم در این انتخابات نسبت به تمام دوره های انتخابات در سه دهه گذشته بی سابقه بود؛ حضوری که به جهانیان ثابت کرد،نظام جمهوری اسلامی ایران امروز از هر زمان دیگر در طی 30 سال اخیر، مقتدرتر و استوار تر است.
از این رو برخی دولت های غربی با بگارگیری ابزار رسانه ای،سوء استفاده از سفارت و دیپلمات های خود در ایران و تحریک کردن مشتی عوامل سست عنصر داخلی و فریب آنها اقدام به ایجاد و هدایت جریان هایی با هدف ضربه زدن به نظام کردند و بدون تردید هدف اصلی آنان پایه ریزی برای کودتا و براندازی نظام بود.
در این میان نقش بی بی سی و تلاش های این رسانه به ویژه بخش فارسی تلویزیون و پایگاه اینترنتی این آن بر کسی پوشیده نیست.
نکته جالب تر این که بخش فارسی شبکه تلویزیونی بی بی سی در شرایط بسیار حساس و در چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران راه اندازی شده و زمان راه اندازی این شبکه کاملا معنا دار بود.
با مقایسه ای ساده میان نحوه عملکرد بی بی سی در پوشش حوادث پس از انتخابات و نقش آن در هدایت، تحریک و تشدید آن حوادث تلخ از یک سو و عملکرد این رسانه مدعی بی طرفی، در پوشش خبری و تصویری اعتراض های گسترده دانشجویی انگلیس و سرپوش گذاشتن بر زد و خورد های خونین و سرکوبگرانه نیروهای دولتی علیه عده‌ای دانشجوی بی دفاع، به روشنی گویای سیاست 'یک بام و دو هوا'ی باسابقه ترین و بزرگترین رسانه جهان است.
حال باید بررسی کرد و دید که بی.بی.سی چرا درمورد این سوژه خبری مهم اینچنین به خواب سنگین فرو رفته و چه زمانی بیدار خواهد شد.