بیش از یک ماه است که لندن و چند شهر بزرگ انگلیس به صحنه تظاهرات گسترده و هزاران نفری دانشجویان انگلیسی معترض به طرح افزایش 300 درصدی شهریه دانشگاه ها تبدیل شده و به یکی از مهم ترین سوژه های خبری رسانه های مختلف جهان تبدیل شده است.
تحولات و حوادث بیش از یک ماه اخیر مربوط به موج گسترده اعتراض های دانشجویی انگلیس که همواره با خشونت نیروهای پلیس علیه دانشجویان معترض همراه بوده است،تقریبا از نگاه هیچ یک از رسانه های جهان حتی گمنام ترین آنها پنهان نمانده و تنها رسانه هایی که ظاهرا از دنبال کردن این رویدادهای خبرساز از دیگر رقبا جامانده اند، رسانه های انگلیسی و در راس آنها 'بنگاه سخن پراکنی بریتانیا' یا همان 'بی بی سی' معروف است!
مخاطبان بی بی سی که قدیمی ترین،با سابقه ترین و بزرگترین بنگاه سخن پراکنی در سرتاسر جهان محسوب می شود، هر چه بیشتر از طریق این رسانه حوادث و رخدادهای مربوط به تظاهرات دانشجویی انگلیس را دنبال می کنند، کمتر چیزی دستگیرشان می شود.
بی بی سی که با امکانات فراوان به صورت شبکه های مختلف تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی در تمام گوشه و کنار جهان خود را به مخاطبان تحمیل کرده و بخش خارجی این بنگاه سخن پراکنی به ویژه بخش رادیویی آن به 33 زبان مختلف جهان اخبار مربوط به رویدادها و تحولات کوچک و بزرگ در تمام نقاط جهان را 'به سبک خاص خود' پوشش می دهد، جای تعجب است که چشم به روی خشونت و ضرب و شتم گسترده پلیس برای سرکوب خونین اعتراضات مدنی دانشجویان به افزایش شهریه دانشگاه ها بسته، و اخبار محدودی هم که از این تظاهرات بی سابقه منتشر می کند، بصورت کاملا گزینشی و در راستای حمایت از دولت و پلیس بریتانیا است.
این بنگاه سخن پراکنی که در اساسنامه آن به صراحت ادعا شده که تحت هیچ گونه نفوذ تجاری و سیاسی قرار ندارد و فقط به مخاطبان خود پاسخگو است، وقتی در مقابل رویدادی مثل تظاهرات گسترده دانشجویان انگلیس قرار می گیرد، با برجسته کردن اخباری چون مجروح شدن چند نیروی پلیس،حمله دانشجویان معترض و خشمگین به خودروی حامل 'پرنس چارلز' و همسرش و همچنین محکوم کردن این حمله از سوی دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس سعی می کند روی دیگر سکه این حوادث را از نگاه مخاطب مخفی نگاه دارد.
بسیاری از شبکه های تلویزیونی جهان تصاویری از حملات خشن پلیس لندن به دانشجویان معترض پخش کردند که در این تصاویر به وضوح شاهد بودیم نیروهای پلیس در حالی که خود را به سپر و کلاهخود مجهز کرده بودند، با باتوم و میله های آهنی به دانشجویان جوان حمله می کردند و سر و روی خون آلود دانشجویانی که از سوی پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند، در این تصاویر و عکس های تهیه شده از تظاهرات کاملا مشهود بود.
فیلمی که از خشونت های پلیس در روز گذشته منتشر شد و بازتاب گسترده ای در رسانه ها یافت، نشان می دهد که ماموران پلیس در جریان تظاهرات روز پنجشنبه در لندن یک تظاهرکننده معلول به نام 'جودی مک اینتایر' را از صندلی چرخ دار خود پایین آورده و ضمن کشیدن بدن وی بر روی زمین، او را مورد ضرب و شتم و اهانت قرار می دهند.
همچنین خونریزی مغزی یک دانشجوی 20 ساله به نام 'الفی میدوز' بر اثر ضربات باتوم نیروهای پلیس از دیگر حوادث خشونت بار هفته گذشته بود که تاکنون در رسانه ها منتشر شده است. این دانشجو پنجشنبه شب به مدت سه ساعت تحت عمل جراحی اضطراری قرار گرفت.
البته گویا دوربین های بی بی سی همیشه کمی دیر به سر صحنه می رسیدند و ظاهرا هر بار که تظاهرات دانشجویی در دانشگاه ها و خیابان های شهرهای مختلف انگلیس طی یک ماه اخیر شکل می گرفت و هر بار که نیروهای پلیس دانشجویان را مورد هجوم قرار می دادند، تصویر بردارن و خبرنگارن پرتعداد و حرفه ای بی بی سی بنا به دلایلی این صحنه ها را از دست می دادند و همیشه جای این تصاویر و اخبار مربوط به آن در شبکه های خبری تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی بی بی سی خالی بوده و یا بسیار کمرنگ است.
به عنوان مثال بخش فارسی پایگاه اینترنتی بی بی سی در روز سه شنبه هیچ خبر یا گزارشی درباره حوادث اخیر انگلیس نداشت!
اخبار گسترده و پربازتاب مربوط به انتشار تصاویر ده ها نفر از دانشجویان معترض از سوی پلیس و درخواست پلیس از مردم برای شناسایی و معرفی این افراد به عنوان عوامل اصلی ناآرامی ها و همچنین دستگیری تعدادی از دانشجویان و افراد شرکت کننده در تظاهرات اعتراض آمیز از جمله اخباری بود که بی بی سی از پرداختن مناسب به آن خودداری کرد و آن را ندید.
با توجه به اینکه بودجه سالیانه بی بی سی بالغ بر 4 میلیارد و 300 میلیوند پوند است و بخش عمده این بودجه از سوی وزارت امور خارجه انگلیس فراهم می شود، شاید روشی که بی بی سی برای پوشش حوادث و ناآرامی های اخیر این کشور در پیش گرفته، چندان هم غیرطبیعی و تعجب آور نباشد؛ پوششی خاص که در واقع با 'سرپوش گذاشتن' بر واقعیت های ناخوشایند داخلی این کشور انجام می شود.
با نگاهی به عملکرد بنگاه سخن پراکنی انگلیس در پوشش دادن اخبار و تحولات مربوط به سایر کشورها بخصوص کشورهایی نظیر ایران که دولت انگلیس اهداف خاصی را درباره آنها دنبال می کند، و نیز با مقایسه ای ساده بین عملکرد به اصطلاح حرفه ای و جهت دار این رسانه پیر در دو کشور ایران و انگلیس، درک این حقیقت که بی بی سی چه اهدافی را و به نفع چه کسانی دنبال می کند کار چندان سختی نیست.
در بسیاری از موارد بی بی سی به عنوان دست راست دولت انگلیس برای پیشبرد اهداف استعمار پیر در دخالت در امور داخلی کشورها مورد استفاده قرار می گیرد.
سال گذشته در ایران انتخاباتی باشکوه برگزار شد به گونه ای که شور و حضور مردم در این انتخابات نسبت به تمام دوره های انتخابات در سه دهه گذشته بی سابقه بود؛ حضوری که به جهانیان ثابت کرد،نظام جمهوری اسلامی ایران امروز از هر زمان دیگر در طی 30 سال اخیر، مقتدرتر و استوار تر است.
از این رو برخی دولت های غربی با بگارگیری ابزار رسانه ای،سوء استفاده از سفارت و دیپلمات های خود در ایران و تحریک کردن مشتی عوامل سست عنصر داخلی و فریب آنها اقدام به ایجاد و هدایت جریان هایی با هدف ضربه زدن به نظام کردند و بدون تردید هدف اصلی آنان پایه ریزی برای کودتا و براندازی نظام بود.
در این میان نقش بی بی سی و تلاش های این رسانه به ویژه بخش فارسی تلویزیون و پایگاه اینترنتی این آن بر کسی پوشیده نیست.
نکته جالب تر این که بخش فارسی شبکه تلویزیونی بی بی سی در شرایط بسیار حساس و در چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران راه اندازی شده و زمان راه اندازی این شبکه کاملا معنا دار بود.
با مقایسه ای ساده میان نحوه عملکرد بی بی سی در پوشش حوادث پس از انتخابات و نقش آن در هدایت، تحریک و تشدید آن حوادث تلخ از یک سو و عملکرد این رسانه مدعی بی طرفی، در پوشش خبری و تصویری اعتراض های گسترده دانشجویی انگلیس و سرپوش گذاشتن بر زد و خورد های خونین و سرکوبگرانه نیروهای دولتی علیه عدهای دانشجوی بی دفاع، به روشنی گویای سیاست 'یک بام و دو هوا'ی باسابقه ترین و بزرگترین رسانه جهان است.
حال باید بررسی کرد و دید که بی.بی.سی چرا درمورد این سوژه خبری مهم اینچنین به خواب سنگین فرو رفته و چه زمانی بیدار خواهد شد.
تعبیر بر مجاز کرده و منظور مقاله نویس آمریکایی حمل بر خود نموده است. که همه کس به خوبی می دانند که گروهک نفاق و وطن فروش رجوی سال هاست که در ایران پایگاهی ندارند.
حتی در انتخابات پرمسئلهای که بوش در آن با رأی دادگاه بر ال گور فائق آمد، هیچ مشکل خاصی برای جامعه امریکا ایجاد نشد. این در حالی بود که فرماندار ایالت فلوریدا که آرای آن مورد اختلاف واقع شد، برادر بوش بود و همین میتوانست بهانه خوبی برای مدتها تشنج و ناآرامی باشد. در ایران اما وضعیت به گونهای دیگر رقم خورد. آنگونه که آبروی ایران که تنها کشور شیعی در سطح جهان بود و تا پیش از این از صدور انقلاب سخن میگفت، به یکباره به حراج گذاشته شد.