بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

فتنه

فتنه

فتنه آن گرد وغباری است که در درون آن انسان ها چشم بسته به حرکاتی دست می زنند که خودشان نمی خواهند و نمی دانند . فتنه همین است که در یک جامعه ای ، یک جوّی ، یک فضایی به وجود می آید که چهره ها یکدیگر را نمی شناسند ؛ و دوستان شمشیر بر یکدیگر می گذارند و قتل عام می کنند، این فتنه است ...

از بیانات مقام معظم رهبری۷/۴/۶۲


بصیرت را از شریک سیاسی فتنه بیاموزید!

شامگاه چهارشنبه بیستم بهمن 89 اتفاق عجیبی رخ داد که پیچیدگی حقایق پشت پرده آن بسیاری از صاحبنظران را به خود مشغول داشته است. ماجرا مربوط به برنامه مهم و بصیرت افزای «دیروز، امروز، فردا» بود. برنامه ای که شهرتش را مدیون اتخاذ مواضع شفاف و صریح در برابر فتنه 88 است. اما اتفاق عجیبی که ملت ایران را شوکه کرد؛ حضور شخصی در این برنامه بود که بی تردید باید او را بخش غیرقابل انکاری از پازل فتنه سال گذشته دانست! کسی که با اتخاذ مواضع دوپهلو و بعضا حمایت آشکار از فتنه گران، موجبات خرسندی عناصر سازمان سیا را فراهم آورد.

آقای محسن رضایی کاندیدای شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری اخیر که در روزگار فتنه، ضمن ایراد تردید در صحت انتخابات، مطالبات فتنه گران را تامین می کرد، حالا به برنامه «دیروز، امروز، فردا» آمده بود تا بر بصیرت ملت بیافزاید! اما در این زمینه گفتنی هایی هست که در ادامه بدانها اشاره خواهد شد.

1- قبل از ورود به مباحث سوال برانگیزی که وی در این برنامه زنده تلویزیونی مطرح کرد لازم است پرونده بی بصیرتی های ایشان در ایام فتنه بازخوانی شود. آقای رضایی پیش از انتخابات اخیر در یک همنوایی آشکار با کروبی و موسوی (سران فتنه 88) ضمن طرح ادعای بحرانی شدن اوضاع کشور به دلیل ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، رسما در فیلم تبلیغاتی خود مدعی شده بود: «دیگر آن دوران دهه اول انقلاب گذشته است که بخواهیم آن قیافه های سیاسی را از خودمان در دنیا در بیاوریم و ادعا کنیم که ما یک طرحهایی برای کل عالم داریم»! این اظهارات در حالی بیان می‌شد که علیرضا نوری زاده (جاسوس سیا) در همان ایام ضمن حمایت آشکار از محسن رضایی وی را یک ناسیونالیست تمام عیار و وطن پرست واقعی خوانده و از وی به خاطر اینکه «قادر است برخلاف سیاستهای رسمی نظام جمهوری اسلامی اظهار نظر کند» تقدیر می نمود!

اما سرنوشت انتخاباتی آقای رضایی نهایتا با کسب 300 هزار رای بالاتر از آراء باطله نشان داد که مردم در اقبال به ایشان همچون مهدی کروبی سنگ تمام گذاشته اند! لکن متاسفانه فقر بصیرت در این سیاستمدار با سابقه، به جای عبرت گرفتن از عاقبت پشت کردن به راه ملت، منتهی به همگامی وی با فتنه گران در حوادث پس از انتخابات شد. رضایی با مطرح کردن ادعای تقلب در شمارش آراء، اقدام به شکایت از طریق شورای نگهبان نمود. اما با مصاحبه رسمی سخنگوی شورای نگهبان پس از بازشماری آراء وی، مشخص شد که آراء او کاهش نیز یافته است!

رضایی در گام بعدی ضمن تکرار ادعاهای فتنه گران، با هدف افزایش فشار به نظام، طی نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشت: «از رهبر معظم انقلاب اسلامی خواستارم صرف نظر از رقم اعلام شده به عنوان آراء اینجانب، نسبت به دغدغه هایی که موجب تشویش اذهان مردم فهیم ایران شده است از هر طریق که صلاح میدانند برای رفع این نگرانیها همانند گذشته فصل الخطاب شوند.» و این دقیقا همان مطالبه ای بود که فتنه گران در راستای غبارآلودتر شدن فضا، توقع آن را از محسن رضایی داشتند.

 

رضایی تا روزی که سیلی محکم ملت زیر گوش فتنه گران نواخته شد به همین مسیر ادامه داد. اما در نهم دی ماه 88 که شمشیر ملت بر در خیمه معاویه های دوران رسید، به ناگاه فتنه جدیدی عیان گشت؛ «دعوت ولایت به حکمیت»! فتنه ای که اجرای آن برعهده محسن رضایی نهاده شده بود! رضایی در شرایطی که سرکرده بدبخت فتنه گران، حرامیان عاشورای 88 را «ملت خداجو» نامیده و مردم ایران در 9دی یکصدا شعار مرگ بر او را فریاد زده بودند، بلافاصله پس از حماسه 9 دی با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبری نوشت: «عقب نشینی آقای میر حسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی نژاد [دروغ مسلّمی که هیچ سندی برای آن وجود نداشت] و پیشنهاد سازنده(!) ایشان به این‌که مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود، ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد. صدور پیامی از سوی حضرتعالی و یا رهنمودهایی در یک سخنرانی می‌تواند حرکت جدیدی که برای وحدت ، همدلی، برادری ،گذشت و ایثار در جامعه شروع شده را تقویت و استمرار بخشد تا ازشروع فعالیت افراط گرایان جلوگیری و دشمن کمین کرده را ناامید سازد.»

نامه بی ادبانه رضایی که با هدف فشار به رهبر مظلوم انقلاب، به صورت «سرگشاده» منتشر شده بود، هرچند موجبات خشم ملت رشید و بصیر ایران را فراهم آورد اما بی محلی آشکار حضرت آقا به نامه پراکنی این سیاستمدار بی بصیرت ثابت کرد که چه فاصله طولانی ای میان وی و توده های مردم حزب اللهی و ولایی ایران وجود دارد.

2- آنچه در بالا به اجمال آمد، گوشه ای از ادله غیرقابل انکاری بود که می شد در بی بصیرتی آقای رضایی و رفوزگی قطعی وی در آزمون فتنه88 اقامه کرد. با این وصف می توان میزان بهتی که پس از مشاهده تصویر محسن رضایی در برنامه «دیروز امروز فردا»، در چهره های معصوم بینندگان شبکه 3 سیما خشکیده بود را تصور کرد. اما از سوابق آقای رضایی که بگذریم، مطالبی که وی در این برنامه مهم به زبان آورد نیز درخور تامل بسیار است.

الف) نگارنده بسیار متاسف است از اینکه موظف است برنامه موثری چون «دیروز امروز فردا» را به خاطر پخش اظهارات این سیاستمدار فاقد بصیرت، در حمایت از فتنه گران ملامت کند. محسن رضایی دو شب مانده به 22 بهمن ضمن حمله به سیاست اصولی نظام در برخورد با فتنه گرانی که در اقدامی غیرقانونی به خیابان آمده و خواهان بدعت ابطال انتخابات بودند، مدعی شد: «اینها یک اعتراض اجتماعی بوده و برخورد غلط نظام، آن را تبدیل به یک اعتراض سیاسی کرد (!) باید بستر قانونی برای انجام این اعتراضات به وجود می آمد ولی چنین نشد» !

ب) رضایی در ادامه پس از حمایت از پروژه مشکوک گفتگوی تمدنها که فرح پهلوی در دهه پنجاه شمسی آن را شروع کرد و توسط خاتمی (به عنوان یکی از سران فتنه 88) در اواسط دهه هفتاد شمسی پی گرفته شد، اقدام به بزرگ نمایی قدرت نظامی آمریکا نمود! وی که گویا در سالهای اخیر، مفتون پروپاگاند رسانه ای آمریکا و صهیونیستها در ماجرای مضحک حمله به ایران شده بوده، با طرح این ادعای دروغین که «آمریکا در سالهای اخیر، سه بار آماده حمله به ایران شده بوده» تلاش کرد تا در شرایطی که آمریکا مبدل به شیری بی یال و دم و اشکم شده است، بازهم این موجود بی ارزش که امام (ره) فرمودند هیچ غلطی نمی تواند بکند را ، دو شب مانده به 22 بهمن بزرگ نمایی کند!

د) دیگر از این می گذریم که اظهارات آقای رضایی مثل همیشه شدیدا متاثر از خوی «خودبزرگ بینی» ایشان بود. وی همچون گذشته، در این برنامه نیز تلاش کرد تا ظهور سرداران بزرگ و البته جوان دفاع مقدس را مدیون میدان دادن محسن رضایی به جوانان معرفی کند! هرچند آقای رضایی بازهم مطابق معمول، اشاره ای به سن و سال خودش در سالهای دفاع مقدس نکرد!

در پایان جای طرح یک پرسش جدی وجود دارد و آن اینکه؛ مسئول دعوت از چنین سیاستمدار فاقد بصیرتی در مهمترین میزگرد سیاسی سیما که پس از فتنه 88 وظیفه افزایش بصیرت مردم را برعهده داشته و دارد کیست؟ آیا کسی پاسخگوی این دهن کجی آشکار به ملتی که در حماسه تاریخی 9 دی 88 چشم فتنه را کور کردند، هست؟ و آیا در صورتی که حتی یک نفر از بینندگان این برنامه، به خاطر اظهارات غیرمسئولانه این سیاستمدار بی بصیرت به انحراف کشیده شود، متولیان محترم سیما حاضرند مسئولیت آن را برعهده گیرند؟

تعطیلی دفاتر منافقین در مصر و فرار عوامل فرقه رجوی به اردن

 تعطیلی دفاتر منافقین در مصر و فرار عوامل فرقه رجوی به اردن

 

(خانواده شهدای ترور کشور) بنا بر منبع خبر (یک مقام اطلاعاتی مصر که اخیراً با جدا کردن صف خود از بقایای دیکتاتور سابق به مردم پیوسته است) پایگاه نیمه علنی مجاهدین خلق در شهر قاهره به شکل موجودش رها شده و مزدوران بخاطر عجله در فرار تمام وسائل و حتی وسائل فردی خود را جا گذاشته اند.

همزمان با تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره و همزمان با در هم ریختگی چشمگیر در مراکز علنی و نیمه علنی سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای غربی در قاهره، سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) یک خانه تیمی و یک خوابگاه در شهر قاهره را رها کرده و تروریست‌های مستقر در آنها به یکی از مقرهای این سازمان تروریستی در اردن منتقل شده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) بنا بر منبع خبر (یک مقام اطلاعاتی مصر که اخیراً با جدا کردن صف خود از بقایای دیکتاتور سابق به مردم پیوسته است) پایگاه نیمه علنی مجاهدین خلق در شهر قاهره به شکل موجودش رها شده و مزدوران بخاطر عجله در فرار تمام وسائل و حتی وسائل فردی خود را جا گذاشته اند.

بر پایه این خبر با تغییرات بوجود آمده در روزهای اخیر بواسطه انقلاب مردم مصر بر علیه دیکتاتوری و سرکوب و تبعیضی که بمدت سی سال بر مردم این کشور تحمیل شده بود، سرویس‌ها و سازمان‌هایی که از این حکومت تغذیه می‌شدند نیز دچار سردرگمی شده‌اند.

این خبر می‌افزاید: مقامات کشور اردن از زیاد شدن تعداد مزدوران مجاهدین خلق در کشورشان به این شکل خشنود نبوده و خواستار توضیح و احتمالاً تاخیر در این کار بوده‌اند ولی ماموران وابسته به موساد که مسئولیت حل و فصل انتقال این پایگاه تروریستی مجاهدین از مصر به اردن را بر عهده داشته‌اند بدون توجه به نارضایتی مقامات اردن، مزدوران رجوی را به یک دفتر نیمه علنی و دو خانه تیمی مخفی در نزدیکی دفتر دختر صدام حسین (رغد حسین) منتقل کرده‌اند.

شایان ذکر است با توجه به نگرانی و مشغله مقامات دولت اردن در زمانی که تظاهرات مردم بر علیه دولت جدید این کشور بطور روزمره گسترش می‌یابد، مقامات این کشور، از تحمیل مسائلی همچون نگهداری از تعداد بیشتری از تروریست‌های تحت حمایت غرب توسط سرویس‌های مخفی اسرائیل و امریکا بشدت ناراضی و عصبانی هستند ولی کاری از دستشان ساخته نیست.

به قصاص بی حرمتی عاشورا ی88 ، لت و پارتان می کنند!

به قصاص بی حرمتی عاشورا ی88 ، لت و پارتان می کنند!بازی مجازی دو تن از دست اندرکاران فتنه با تردید و تأمل در فضای مجازی و جبهه اپوزیسیون خارج نشین مواجه شده است. کروبی و موسوی پیش از این ضمن یک بازی تبلیغاتی نخ نما، نامه درخواست مجوز راهپیمایی در حمایت از مردم مصر و تونس منتشر کرده بودند.
در واکنش به این حرکت، سایت خودنویس که توسط شماری از عناصر فراری خارج نشین مدیریت می شود، در مطلبی با امضای «دارا ایرانی» نوشت: نامه موسوی و کروبی به طور غیرتصادفی[ !] با روز والنتاین یا عشاق مصادف شده است اما پرسشی برای من بی پاسخ مانده و آن اینکه جامعه واقعی چه قدر مانند فضای مجازی فکر می کند؟ فضای مجازی با اسامی اکثر مستعار (مانند نگارنده) هزاران فرسنگ به دور از ایران (باز هم مانند نگارنده) و به دور از ترس از دستگیری و بازداشت، پشت کامپیوتر می نشیند و می نویسد و البته خوب هم می نویسد ولی اینکه بتوان افراد واقعی جامعه واقعی با اسامی و هویت های واقعی و با ترس های واقعی را نیز به خود آورد مسئله متفاوتی است.
روزنت هم که توسط سلطنت طلبان فراری اداره می شود، در مطلبی به قلم یکی از عناصر مرتبط با محافل آمریکایی نوشت: تحرکات در فضای سایبر بازتاب دهنده نیروهای اجتماعی نیستند و قطعاً نمی توان فیس بوک و تویتر و بالاترین را نماینده جامعه ایران و خیابان های تهران دانست. روزنت البته در مطلب دیگری علناً وابستگی رژیم پهلوی به آمریکا را مورد تمجید و ستایش قرار داد.
رادیو زمانه هم در تحلیلی تصریح کرد: مشکل اصلی اپوزیسیون در رفتارهای موسوی و کروبی است و اینها نمی دانند که چه می خواهند. محافل ضدانقلاب خارج نشین پیش از این در مقاطعی نظیر 22 بهمن 88، 11 و 12 اردیبهشت و 22 خرداد 89 بارها مدعی برگزاری تجمع خیابانی شده بودند اما بعدها با عناوینی نظیر درازگوش تروا مورد استهزای هم قطاران خود قرار گرفتند. با این حال و صرف نظر از نتیجه این خالی بندی های مجازی، آنچه برای سیاست بازان حرفه ای مذکور مهم است، داغ کردن فضای مجازی و ارائه بیلان کار به محافل آمریکایی و صهیونیستی و اروپایی فعال علیه ایران است تا در ازای این فاکتورها پول های هنگفتی بگیرند. برخی از عناصر ضد انقلاب بی خبر از این زد و بندها، معتقدند کسانی پای کامپیوتر در خارج و بعضاً در داخل می نشینند و پیتزا و کباب و پاپ کورن کنار خود می گذارند و از آنجا چنین القا می کنند که با جمهوری اسلامی می جنگند اما موعدهای اعلام شده که بدون هیچ اتفاقی سپری می شود این کاربران ساده دل و بی خبر از همه جا هستند که افسرده تر می شوند و آن داغ کنندگان فضای مجازی را به عنوان چوپان دروغگو می شناسند.
در همین حال، چند سایت ضدانقلاب دیگر و تعدادی از کاربران فیس بوک و توئیتر، نسبت به این درخواست موسوی و کروبی با دیده تردید نگریسته و هشدار داده اند که امروزه جمهوری اسلامی ایران به خاطر آنچه در خاورمیانه جریان دارد، از پشتوانه و اقتدار بیشتری برخوردار است و جوانان بسیجی در صورت مشاهده هواداران جنبش سبز(!) هر چه دق دلی از اسرائیل و آمریکا دارند را بر سر آنها خالی می کنند و برای کسب ثواب بعید نیست آنان را به قتل هم برسانند، لت و پار کردن که جای خود دارد. یکی از کاربران فیس بوک نیز خاتمی را به عنوان پشت صحنه این پیشنهاد معرفی کرده و معتقد است خاتمی با رژیم زد و بند کرده و قصد دارد در مقابل این خدمت که نتیجه آن قلع و قمع هواداران جنبش (!) است، جواز بازگشت به عرصه سیاسی بگیرد!