
معصومه ابتکار و احمد مسجد جامعی دو عضو دوم خردادی در شورای شهر تهران با نامگذاری میدان ۹ دی و میدان بصیرت مخالفت کردند
روز چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۸ مرتضی طلایی عضو شورای شهر تهران از این شورا خواست تا میدانی در تهران را به نام بصیرت یا ۹ دی نامگذاری کنند اما معصومه ابتکار و احمد مسجد جامعی عضو کمیسیون توسعه و عمران شورای شهر، از رأی دادن به طرح نامگذاری یک خیابان یا میدان به نام نهم دی امتناع کرد و این پیشنهاد نپذیرفتند.
حماسهای که مردم ایران با حضور میلیونی خود در ۹ دی آفریدند جواب بزرگی بود به استکتبار جهانی از جمله آمریکا و اسرائیل و انگلیس جنایتکار.
ولی استکبار داخلی این حماسه و جوشش عظیم را که به انقلاب سوم هم نامگذاری شده به سخره گرفتند و حاضر به نامگذاری میدانی در تهران به نام "۹دی" نشدند. این بدین معناست که هنوز اینان فکر میکنند که مردم مسلمان که به حمایت ولی امر خود حضرت آیت الله خامنه ای به خیابانها آمدند و آن حماسه یزرگ را بوجود آوردند.
این حماسه بزرگ، بدون شک باشکوهترین و بزرگترین اجتماع و راهپیمایی سراسری مردم ایران در ۳۰ سال گذشته بود. در این مساله هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. گواه این ادعا خود مردم ایران هستند که این حماسه بزرگ را خلق کردند. در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ به ویژه تهران و قم، خود مردم شاهد هستند و تایید میکنند که تاکنون چنین اجتماع بزرگی را ندیده بودند.
اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران بدانید و هوشیار باشید. این آخرین باری بود که این مردم با وعده های پوچ شما خام شدند و به اصلاحات رای دادند که شما به شعور و شرف آنان توهین کنید. زیرا ۹دی یک شعور و شرف بود که خالق آن مردم ایران عزیز اسلامی بودند.
بسمه تعالی
متن کامل کیفرخواست سران فتنه
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ
سوره مبارکه بقره، آیات 11 و 12
انتخابات دهم ریاست جمهوری "پتک جمهوریت" بر سر دشمنان قسم خورده نظام اسلامی بود و حماسه 40 میلیونی ایرانیان در این انتخابات بیش از پیش پیوند عمیق ملت و حاکمیت را آشکار نمود اما در این میان برخی اتفاقات تلخ آن چنان بر مذاق دشمنان این مرز و بوم شیرین بود که تا ماه ها بعد از آن با ترفندهای تبلیغاتی خاص خود سعی بر تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع را داشته و با بزرگنمایی حواشی خودساخته در این میان، به قصد انتقام از ایران و ایرانی وارد عرصه شدند.
اما بدون تردید در این میان باید به جای شناسایی معلول، به سراغ علت ها رفت.
دروغ بزرگ "تقلب در انتخابات" در حالی مطرح شد که با گذشت قریب به 18 ماه از 22 خردادماه 88، همچنان سندی دال بر این ادعا ارائه نشده است و از سوی دیگر عدم همکاری کاندیداهای معترض با شورای نگهبان و حتی سر باز زدن از همکاری با شورای منتخب، بیش از پیش بر شعله های این آتش کور افزود تا جایی که به تبع حوادث بوجود آمده از این فضای احساسی، ده ها تن از هموطنانمان کشته شده و ماه ها کشور با تحمیل فشارهای غیر ضروری، از بسیاری از برنامه های بلند مدت خود بازماند.
از سوی دیگر برگزاری دادگاه های متهمان حوادث پس از انتخابات اگرچه حاکی از عزم جدی دستگاه قضا نسبت به برخورد با عوامل این فتنه بزرگ بود لکن اکتفا به برگزاری دادگاه های محاکمه عوامل دست چندم و بعضا عناصر فریب خورده جریان کودتای سبز، پیام ناخوشایندی برای ملت ایران داشت و آن هم عدم اراده دستگاه قضایی جهت برخورد با عوامل و مسببین این حوادث تلخ بود.
بنا بر قاعده "العدل اساس الملک" حداقل انتظاری که از دستگاه قضا می رود رعایت عدالت در برخورد با متهمان حوادث پس از انتخابات است نه آنکه محاکمه عناصر دست چندم و فریب خورده این فتنه، مبدل به حلقه مصونیت برای سران فتنه باشد.
میرحسین موسوی؛ فرزند میر اسماعیل:
طبق بند 9 ماده 33 قانون انتخابات ریاستجمهوری، تقلب در انتخابات جرم به شمار میرود
و طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامی «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری راصریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب میشود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید... .»، خود این اقدام جرم و افترا است،
و نامبرده بحث عمل تقلب را مستقیما و صراحتاً به وزارت کشور، شورای نگهبان و دولت نسبت داده که این قطعاً افترا است و وی باید برای اثبات مدعای خود به دادگاه احضار گردد.
از سوی دیگر با توجه به رأی مشورتی قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر افترا یا توهینی نسبت به یک شخصیت حقوقی باشد، اما شواهد و قرائن دلالت به این داشته باشد، این نسبت دادن به یک شخصیت حقوقی در واقع به یک شخصیت حقیقی بر میگردد که حق شکایت با عنوان افترا برای شخصیت حقیقی موجود در شخصیت حقوقی که ناظر به اوست، ثابت است،
یعنی در مورد اخیر شواهد و قرائن موجود دلالت بر این دارد که تقلب در انتخابات را به وزیر کشور و اعضای شورای نگهبان نسبت دادهاند لذا وزیر کشور دولت نهم میتواند در این خصوص اقامه دعوا کند که البته طبق ماده 727 قانون مجازات اسلامی این جرم حتماً باید یک شاکی خصوصی داشته باشد.
هم چنین بر هم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی، تبلیغ علیه نظام موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامی و تحریک مردم به جنگ و کشتار و هشدار موضوع ماده 512 قانون مجازات اسلامی، از دیگر جرائمی است که نقش میرحسین موسوی در آنها غیرقابل انکار است و نگاهی به بیانیه های وی طی ماه های پس از انتخابات به خوبی بر این نکات صحه می گذارد.
و در نهایت اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور موضوع ماده 610 قانون مجازات اسلامی، اخلال در نظم عمومی موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامی، مزاحمت برای زنان و اطفال موضوع ماده 619 و تخریب، نهب و غارت، موضوع مواد 675، 676، 677، 683،687 و 689 قانون مجازات اسلامی است که به وفور در پرونده این مخل امنیت ملی به چشم می خورد
و طبق ادله و شواهد موجود با توجه به علم متهم به نتایج تجمعات غیرقانونی، تظاهرات و اختلال عرفی که بین علت و معلول یعنی بین تجمعات و تخریبها موجود است، موسوی با اغتشاشگران وحدت قصد داشته و این وحدت قصد محرز است.
لذا با توجه به اینکه اگر کسی به تجمع تحریک کند در واقع به تخریب تحریک کرده است، به همین دلیل وی طبق ماده 619، 618، 675، 676، 677،683، 687، 689 قانون مجازات اسلامی که این موارد غالباً با موضوع تخریب، نهب و غارت، مزاحمت برای زنان و افراد و اخلال در نظم عمومی است، معاونت در جرم محسوب می شود و بدون تردید خون های ریخته شده در این میان همچون شهدا؛ امیرحسام ذوالعلی، غلام کبیری، داوود صدری، فاطمه رجب پور، سرور برومند و... همگی حاصل علت اصلی است که همان تحریک مردم برای حضور در خیابان ها و در نهایت سو استفاده اوباش از فرصت بدست آمده و قتل و غارت و کشتار مردم بی گناه است.
و از همین دست است "خداجوی" خواندن اوباش روز عاشورای حسینی که با حمله به اماکن عمومی، شعار مرگ بر جمهوری اسلامی سر داده و عزاداران سالار شهیدان را با سنگ، چاقو و قمه مضروب ساختند و مضاف بر اینها، نامبرده در تاریخ 10 بهمن ماه 88 ضمن دیدار با کروبی، با محکوم کردن اعدام 2 تروریست (آرش رحمانی پور و محمد علی زمانی) علنا اعدام این 2 عضو گروهک تروریستی پادشاهی را محکوم می نماید.
مهدی کروبی، فرزند احمد:
افزون بر اتهامات متهم قبلی (میرحسین موسوی) که در مورد عملکرد مهدی کروبی نیز صدق می کند، ادعاهای شاذ و سراسر کذب نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات از جمله تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی که علیرغم گذشت بیش از 15 ماه از زمان این ادعا هنوز یک سند نیز در این رابطه ارائه نشده است، از لحاظ حقوقی میتواند توهین، افترا یا تشویش اذهان عمومی محسوب شود و به نظر میرسد این ادعاها بیشتر به افترا نسبت به دستگاههای امنیتی و قضایی کشور نزدیک باشد.
لذا با توجه به اینکه وی نتوانست این "دروغ بزرگ" را ثابت کند به نظر میرسد از نظر حقوقی قابل پیگیری ذیل جرم افترا می باشد.
بر طبق ماده 697 و 698 قانون مجازات اسلامی اگر به یک شخصیت حقوقی تلویحا اعمالی که بر خلاف حقیقت بوده و کذب محسوب میشود، نسبت دهند و قصد تشویش اذهان عمومی اثبات شود، شخص مدعی مجرم شناخته شده و دادستان با توجه به عمومی بودن جرم میتواند راسا اقدام کند.
از سوی دیگر از آنجایی که مسئولیت برگزاری هرگونه تجمع غیر قانونی با ترتیب دهندگان تجمع است، در روز دوشنبه 25 خرداد ماه سال 88 به دعوت نامبرده و دیگر بانی اصلی فتنه (میرحسین موسوی) راهپیمایی غیر قانونی و فاقد مجوزی در خیابان آزادی تهران برگزار شد که دنباله آن به بروز آشوب و اشتهار سلاح و درگیری مسلحانه و حمله به مراکز نظامی، تخریب اموال عمومی و خصوصی و تاسف بارتر از همه مرگ و جراحت تعدادی از هموطنان مان انجامید.
از آنجا که نقش نامبردگان در برپایی و حضور در این تجمع بدون مجوز و همچنین ادبیات به کار رفته در سخنرانی آنان آشکارا در ارتکاب این جرایم نقش داشته و بیانیه های پی در پی آنها در تکوین و تداوم آشوب ها و ریخته شدن خون فرزندان این کشور تاثیر فراوان داشته اند،
عناوین «تحریک و ترغیب وقوع جرم» در بند یک و «تسهیل وقوع جرم» در بند 3 ماده 43 قانون مجازات اسلامی تحقق یافته، در معاونت ایشان به صورت تعدد معنوی در ارتکاب جرایم قتل عمدی (ماده 206) جنایت عمدی نسبت به عضو (ماده 269) ، احراق و تخریب اموال غیر (ماده 675و 677) و تخریب اموال عمومی (ماده 687) مذکور در قانون مجازات اسلامی نمی توان تردیدی داشت، طبق ماده 43 قانون مذکور اقدامات ایشان بدون شک تحت عنوان معاونت در این جرایم قابل پیگیری است.
همچنین بنا بر حکم ماده 44 همان قانون، حنی اگر عاملین اصلی و مباشران جرایم فوق به هر علتی محاکمه و مجازات نشوند، معاونین جرایم فوق قطعا به صورت مستقل قابلیت محاکمه و مجازات را دارند.
. جدای از موارد مذکور می توان بیان داشت که وقتی بردن آبروی فرد در سیستم ما دارای مجازات است زیر سؤال بردن صحت عملکرد یک نظام بدون اثبات آن چیزی فراتر از افترا بوده و باید برای آن مجازاتی سنگین در نظر گرفت.
اسلام برای آبروی فردفرد انسانها احترامی بسیار قائل است (حرمه المومن کحرمه الکعبه) پس به طریق اولی، حرمت نظامی که بر آمده از خون هزاران شهید و جانفشانی مومنان بسیار است، ارزشی صدچندان دارد و لذا جای قانونی در این خصوص که حرمت شکنی نسبت به نظام را جرم تلقی نماید، خالی است.
سید محمد خاتمی؛ فرزند سید روح الله:
از جمله اظهارات وی در 19 مهر88 در دیدار با جمعی از همفکرانش، دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را که تعداد بسیار زیادی از آنها با گروهک های تروریستی پژاک و انجمن پادشاهی در ارتباط بودند "انسان های بزرگ" می نامد که می توان همین امر تبلیغی به نفع گروهک های تروریستی های مخالف نظام را به عنوان جرم مصرح در ماده 500 قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار داد.
هم چنین صدور بیانیه های تحریک آمیز (31 خرداد 88) به همراه ادعاهای کلی فاقد سند و هم چنین سخنرانی در شب عاشورای حسینی در حسینیه جماران که با بند بند صحبت های وی حضار سوت و کف می زدند و عملا با هتک حرمت مراسم عزای سالار شهیدان آن را به مراسم سوت و هلهله مبدل کردند از دیگر اقدامات نامبرده است.
بنابراین اقدام نامبرده مصداق بارز معاونت در جرم موضوع ماده 726 ناظر به ماده 498 و 500 قانون مجازات اسلامی می باشد.
رونوشت به:
آیت ا... آملی لاریجانی؛ ریاست محترم قوه قضاییه
حجت الاسلام محسنی اژه ای؛ دادستان کل کشور
دکتر جعفری دولت آبادی؛ دادستان عمومی و انقلاب تهران
بسم الله الرحمن الرحیم امام زمان عج: ولو ان اشیاعنا و فقهم الله علی اجتماع من القلوب فی الوفا بالعهد علیهم ،لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا انقلاب اسلامی ایران که با رهبری الهی امام خمینی (ره) و با عبرت گرفتن از قیام سیدالشهداء بر طاغوت زمان چیره گشت ، همواره استمرار خود را وامدار نهضت امام حسین بن علی علیهما السلام و اقامه عزا و گریه بر کشته اشکها 1 بوده است و مهمترین مقاطع حساس خویش را نیز با تکیه بر همین قدرت معنوی با سربلندی پشت سرگذاشته است . با نگاهی راهبردی به نهضت اسلامی و جهانی امام خمینی (ره) که زمینه ظهور منجی بشریت و به ثمر نشستن آن مصادف با قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است 2 ، در می یابیم این شجره طیبه مراحل مختلفی را برای سر برافراشتن در جهان مادیگرای امروز و بر دست گرفتن تعالیم و شعائر اسلام ناب ، پیموده است . اگر چه در نگاه کلان، مراحل اصلی این شکوفائی منحصر در مراحل پنجگانه تبیین شده از سوی امام راحل (ره) است 3 اما مهمترین مقاطعی که در درون این ساختار و به سمت استحکام و تعالی آن به وقوع پیوسته عبارتند از : - رأی اکثریت مطلق مردم مومن ایران به نظام جمهوری اسلامی - حفظ استقلال جهت و مبنای نظام اسلامی با کنار گذاشتن نحله ها و جریانات فکری و سیاسی منحرف - پیروزی حماسی در دفاع غرور آفرین هشت سال جنگ تحمیلی - اثبات خدائی بودن نظام ولایت فقیه با عزل مدعی ناصالح رهبری - استقامت در برابر الگوهای لیبرالی در پیشرفتهای اقتصادی و علمی پس از جنگ (دوره سازندگی) - مقاومت در برابر نگرش سکولاریستی که به دنبال تضعیف جایگاه ولایت در ساختار حکومتی نظام اسلامی بود (دوره اصلاحات) - برداشتن بلندترین گام در راستای اجرای عدالت با انتخاب صالحترین رئیس جمهور جهان - و نهایتا این سیر که با مدیریت ولائی امام خامنه ای با سرعت و اقتدار قله های تعالی را در مینوردید در آخرین حماسه آفرینی جاودان خویش یوم الله 9 دی 1388 را خلق کرد . پیروزی مقتدرانه نظام اسلامی بر فتنه 88 نه تنها بعد از سقوط طاغوت و استقرار جمهوری اسلامی بزرگترین دستاورد اسلام ناب در عرصه حکومتداری بود، بلکه رفته رفته لایه های مختلف جامعه داخلی، منطقه ای و جهانی را با ساختار اجتماعی جدیدی روبرو ساخت . اگر تا کنون ولی فقیه در رأس هرم ، خواص و نخبگان در بدنه و در نقش واسط ، و عموم مردم تشکیل دهنده سطح زیرین ساختار نظام اسلامی بودند ، اما با فرارسیدن یوم الله 9 دی 1388 و فرونشستن غبار فتنه نقش واسطه گری خواص جامعه به دلایل مختلفی شدیدا تضعیف و در بسیاری موارد منتفی گردید و مردم با تدبیر ویژه رهبر معظم انقلاب و تحت تاثیر عواملی دیگر ، رابطه نوین و راهگشائی را با رأس هرم برقرار نمودند . اگرچه تشریح چگونگی شکل گیری این مدل نوین ، از حوزه تخصص این قلم خارج و محتاج تامل و تحقیق فراوان از سوی جامعه شناسان مومن و انقلابی ماست ، اما از آنجا که شاکله اصلی این ساختار جدید، برگرفته از عبرتهای عاشورا و از پربهاترین هدیه های خون خدا به شیعیان و منتظران منتقم آل الله است و تبیین علل و عوامل اصلی آن از یکسو ریشه در " نرفتن به راه کوفیان " دارد و از سوی دیگر نوید بخش ورود به مرحله حتمیات پیش از ظهور منجی بشریت است، لذا اجمالا به ریشه های این تجدید ساختار و لزوم بیدارباش نخبگان دینی – سیاسی ایران اسلامی و همچنین عوامل اصلی ایجاد آن اشاره میگردد . برای درک چگونگی وقوع این حادثه مبارک توجه به نکات معرفتی – راهبردی زیر ضروری و تبیین کننده بحث پیش رو خواهد بود . 1- در مدل قرآنی " امام – امت " برای جامعه اسلامی 4 ، امام جانشین خدا و صاحب اختیار امور مسلمین است 5 اما از این باب که رحمة للعالمین 6 و پدر معنوی امت 7 نیز میباشد ، همواره سعی میکند کاستیهای شخصی و اجتماعی پیروان خود را با تدبیر مرتفع نماید و اصولا " تبشیر" و تنذیر" که در سطح پائین تر " امر به معروف " و " نهی از منکر" ، و وظیفه اصلی و اوّلی امام است جز نگه داشتن امت در صراط مستقیم عبودیت و انجام تکلیف وساطت فیض الهی نیست . زیرا او خود عبد صالح و مخاطب حقیقی تعبّد 8 و مظهر تام و کامل اسماء حسنای الهیه است و با وجود ذی جود او بندگی دیگران ارزش و اثری ندارد مگر اینکه با تبعیت امت از او شخصیت ملکوتی و حقیقت وجودیه امام درقالب ساختار حکومت جهانی اسلام متجلی گردد و دیگران نیز به فیض قرب الهی نائل آیند . 2- بنابر تصریح قرآن کریم، امام با اینکه از نظر علم و توان مدیریتی و ولایت مطلقه یی که دارد نیازمند شراکت دیگران در امور اجتماعی و حکومتداری نیست اما مأمور به مشورت با نخبگان میباشد9 ؛چه اینکه این مهم نشانگر سعه وجودی امام امت و از نگاه جامعه شناختی تبیین کننده ساختار نظام حکومتی اسلام می باشد که خود وسیله اجرای عدالت برای نیل مردم به توحید فردی و جمعی ست . 3- "ولایت مطلقه فقیه" 10 همان ولایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امامت ولی فقیه عهده دار پاسداری از حریم اسلام ناب و نگه دارنده مسلمین در صراط مستقیم هدایت الهی بوده و ساختار حکومتی جمهوری اسلامی، تجلیگاه امامت الهی ولی فقیه است. لذا اگر نخبگان جامعه اسلامی همچون " سلمان " و " ابوذر" و " مقداد" و " مالک " و"عمّار" حقیقتا "آمران به معروف" و " ناهیان از منکر" باشند و در جایگاه خدای خواسته " مشاوران ولی " 11 حضور یابند، شخصیت ملکوتی او که واسطه فیض حق و امام زمان با مسلمین است، متجلی گشته و نظام اسلامی به سرعت در جایگاه رفیع خویش مستقر و امکانِ عینیِ بیعت با ولی مطلق حق حضرت امام مهدی علیه السلام از سوی ولی فقیه فراهم میگردد . 4- از نگاه راهبردی- جامعه شناختی ، از یکسو بزرگترین مشکل اجتماع مسلمین در هنگامه قیام حسینی و علی الخصوص منتظران حکومت امام حسین علیه السلام و مدعیان دروغین یاوری او در کوفه ، ارتباط کلیشه ای و خشک و ریاکارنه ی امت اسلامی با امام از طریق خواص بود و از سوی دیگر معاویه که عملا عهده دار ترویج تفکرات یهودی و مسیحی در نظام حکومتی اسلام است 12 با نفوذ همه جانبه در فکر و قلب و زندگی خواص جامعه مسلمین، هریک را به نحوی ، تطمیع ، تهدید و منحرف ساخته است و مردم گرفتار دنیا و غافل از خیانت خواص ، گفته ها و افکار و اعمال آنها را منطبق بر اراده ولی الله قلمداد نموده و کورکورانه در پی خواص و نخبگانی به راه افتاده اند که به دور از بصیرت و ولایتمداری ، سخت به مال حرام گرفتار و از حق رویگردان شده اند . 5- جامعه شیعی ایران که همواره مهمل پاسداشت رشادتهای سیدالشهداء و یاوران باوفای او بوده است ، در مقاطع مختلف زمانی خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با عبرت گرفتن از عاشورای حسینی ، حماسه های ماندگاری آفرید . اما با توجه به تهاجم فرهنگی و نرم دشمنان اسلام و انقلاب و عدم بصیرت برخی از نخبگان جامعه و همچنین فراز و نشیبهای متعدد انقلاب اسلامی ، در برخی مواقع مردم بطور دقیق و شفاف به خواست و اراده رهبر خویش پی نبردند و این نه از کوتاهی آنها یا رویگردانی از ولی فقیه بلکه از آدرس دهی غلط نخبگان غفلت زده و بعضا فریب خورده بود که برای حفظ منرلت اجتماعی خویش ، آرای امام امت را تفسیر به رای نموده و به گونه یی تبیین و تبلیغ مینمودند که نه تنها دربردارنده خواست و نظر ولی فقیه نبوده است ، بلکه به تضعیف جایگاه الهی او منجر و جامعه را دچار سردرگمی و انحرافات مختلف نمود . که از جمله این مواقع : رأی به بنی صدر عدم حساسیت لازم و به موقع نسبت به نوشانیدن جام زهر از سوی منافقان به حضرت روح الله سلام الله علیه تجمل زدگی و مصرف گرائی در دوره سازندگی رأی به جریان فریبکار و سکولار اصلاحات خصوصا در خرداد 80 و برخی موارد کم اهمیت تر از جمله مصادیق اعتماد بیش از اندازه ملت به نخبگان و خواص بی بصیرت و غیر ولایتمداری بود که از اخلاص مردم مسلمان ایران اسلامی سوء استفاده کرده و در فرایندی مدیریت شده رفته رفته حاکمیت دوگانه را واقعیتی اجتناب ناپذیر ترسیم و پیگیری نمودند . البته این تمام ماجرا نبود؛ چه اینکه درچنین مقاطعی بیان هدایتگر رهبر معظم انقلاب اسلامی غبارها را فرونشانده و حق را بیان مینمود ولی پرواضح است علیرغم تلاشهای مکرر و روشنگرانه امام خامنه ای برای القای نظرات صریح خویش به بدنه جامعه و جلوگیری از منحرف سازی عوام توسط برخی از خواص مسئله دار ، اما باز هم عوامل مختلفی، مجال جولان این خواص بی بصیرت و تدارک جایگاهی نوین و مردم پسند را برایشان فراهم میآورد که اهم آنها عبارتند از الف/ عدم جریان شفاف اخبار و اطلاعات سیاسی- اجتماعی برای عموم مردم ب/ سوء استفاده برخی نخبگان و خواص از موقعیتهای ممتاز اجتماعی خصوصا در پس شعارهای دینی و انقلابی ج/ روابط یکسویه مردم و نخبگان و عدم وجود رابطه صمیمی و دائمی نخبگان با مردم اقصی نقاط کشور د/ آدرس دهی های غلط و مصادره به مطلوبهای فراوان از بیانات امام و رهبری از سوی بسیاری از خواص ه/ هزینه کردن از ولی فقیه و پنهان شدن در پس شعار ولایتمداری بدون عمل و عقیده 6- ساختار سیاسی – اجتماعی جمهوری اسلامی با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد که شیوه حکومتداری او از سوی رهبر معظم انقلاب صراحتا تایید و بلکه در اکثر موارد بنابر خواست ایشان و مطابق با اوامر ایشان عملیاتی میگردد13 ، به کلی دگرگون گشت و مدل جدیدی از شاکله سیاسی ِ اجتماع مسلیمن که دقیقا مطابق با الگوی معدود یاوران قیام حسینی در کربلای 61 قمری و همچنین منطبق بر پیش گوئیهای حضرات معصومین از جامعه منتظران حقیقی و یاوران گمنام اما توانای انقلاب جهانی امام مهدی علیه السلام است بر جامعه ی داخلی و منطقه ای و حتی جهانی عرضه گشت . گوئی در امدادی غیبی مردم مومن و حاضر در صحنه ایران اسلامی این بار صدای لبیک خویش را نه از طریق خواص ، بلکه مستقیما به گوش رهبر خویش رساندند و با حضور پر شور خود در عرصه های مختلف اجتماعی و خصوصا حضور 85 درصدی در انتخابات 88 و پس از آن حضور هوشمندانه و فداکارنه در فرونشاندن آتش فتنه 88 در ضمن نفی و طرد خواص بی بصیرت ، کسانی را به عنوان رهبران فکری اجتماع بر تافتند که مستقیما و صراحتا مورد تایید رهبری بوده و التزام عملی خویش را خصوصا در فتنه 88 نسبت به ولایت مطلقه فقیه به اثبات رساندند و این آغازی بود بر ظهور نسل نویی از خواص بصیر اما بی ادعا که همچون " مومن آل فرعون" 14 واسطه های بی نام نشان امام و امت گردیدند و همگان را به خواست و اراده واقعی رهبر معظم انقلاب رهنمون گشتند . لازم به یادآوری است : سفرهای استانی دولتهای نهم و دهم ساده زیستی دولتمدران و ارتباط بی تکلف با عموم مردم شکست حلقه مدیریتی خانوادگی - حزبی و ورود نیروهای مومن و جوان به مناصب مختلف حکومتی رویش برخی چهره های جوان اما مومن و روشن بین که عموما با استفاده از رسانه های نوین به تبیین و ترویج ولایتمداری اهتمام ورزیدند در کنار ظهور رسانه های غیر حزبی و ولایت محور افشای مفاسد اقتصادی، اخلاقی و فکری برخی سابقین و ریزش بسیاری از خواص مدعی و حجم بالای روشنگریهای رهبر معظم انقلاب اسلامی خصوصا در دیدارهای مکرر و مستمر با جوانان از جمله مهمترین عوامل ایجاد این رابطه نوین امت با امام است . 7- بعد از محرم سالهای 1342 و 1357 ، محرم الحرام 1388 و قیام خودجوش 9 دی 88 مهمترین برگ زرین تاریخ مردم مومن ایران اسلامی است که حجاب غفلت و خمودگی و مسامحه را کنار زده و فریب افراد و رسانه های منافق و غیر معتقد به ولایت فقیه را نخورد و نه تنها ساختارهای اجتماعی مرسوم و رایج را که الزاما خواص و نخبگان واسطه امام و امت هستند را به چالش کشید ، بلکه در گامی بلند و استوار آمادگی برای لبیک نهائی به منجی عالم بشریت حضرت امام مهدی را به اثبات رساند و عملا ساختاراجتماعی نوینی را بر جهانیان عرضه نمود که عوام نه تنها به روزمره خویش گرفتار نگشته اند ، بلکه خواص و نخبگان نیز تنها راه درک خواست واقعی امام امت نیستند و پاکباختگان اندیشمند و مومن اما بی نام نشانی نیز هستند که در عین سادگی و گمنامی نقش خواص را بر عهده گرفته و شاکله زیبای جامعه منتظر را ترسیم مینمایند و این بزرگترین عبرتی بود که از قیام سیدالشهداء و بی وفایی اهل کوفه حاصل گشته و به میدان عمل کشیده شد. این حرکت عظیم که ختم غائله فتنه 88 و در هم شکن نقشه های شوم استکبار و ایادی منافق و خود فروخته اش بود یکبار دیگر به وضوح عظم راسخ ایرانیان را برای فتح قله های پیشرفت با افق جهانی ، نمایان ساخت و از این پس عقبگردهای ذلیلانه استکبار جهانی در حوزه های مختلف علی الخصوص در زمینه انرژی هسته ای، سرعت و شدت بیشتری پیدا کرد و وفاداری و ولایتمداری مردم مومن ایران اسلامی باز هم در جامعه جهانی شهره گردید. 8- بنابر روایات علائم الظهور جوامع بزرگ و کوچکی در آستانه ظهور شکل میگیرند که امام و ماموم در کنار هم و غیر قابل تشخیص از یکدیگرند؛ جمعیتهائی که دلهایشان متحد و هدفشان جز جلب رضایت ولی خدا نیست؛ عموما جوان و با نشاط و از جان و مال گذشته اند و علیرغم اینکه بسیاری از رهبران فکری و داعیه داران هدایتگری و خردمندی در بین آنها بر طبل محافظه کاری و مصلحت اندیشی های کورکورانه می نوازند، اینان با ایمان راسخ و توکل بر خدای توانا، قلوبشان را تسلیم اوامر الهی پرچمداران بزرگ قیام امام عصر روحی فداه می نمایند؛ این عوام مشهور و خواص گمنام ، جملگی از یاوارن سید خراسانی، هواداران شعیب بن صالح و یاران سید یمانی بوده و در همین ساختار نوظهور سازماندهی میگردند و منتظر ظهور قریب الوقوع منجی عالم بشریت و آخرین وصی رسول مکرم اسلام علیهم السلام هستند تا ندای هل من ناصر او را لبیک گویند اگر خداوند به شیعیان (و پیروان) ما توفیق همدلی در وفای به عهد میداد، مبارکی دیدار ما برای ایشان به تأخیر نمیافتاد. الزام الناصب ،ج2،ص 467 * * *