بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

نظر صفارهرندی درباره بازگشت خاتمی

وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: مردم زمانی می توانند، بازگشت سران فتنه را باور کنند که این بازگشت با تغییر در گفتار و رفتار آنها کاملاً مشهود باشد. کلمه: محمدحسین صفارهرندی در خصوص اخبار رسیده مبنی بر ورود محمدخاتمی به صحنه برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات گذشته جناح خود، بیان‌داشت: اینکه افراد بخواهند با روش‌‌های مختلف به صحنه بیایند، فرقی ندارد، مهم این است که آنها چگونه قصد بازگشت دارند.
وی با بیان اینکه ابتدا این افراد مسئله‌دار، باید گذشته خود را تبیین کنند، افزود: سران فتنه باید خیلی راحت و شفاف به مردم بگویند که خطا کرده و راه نادرست را پیموده‌اند و این اشتباهات را مرتکب شده و رودروی ملت و حق ایستاده‌اند.
صفارهرندی با تاکید بر اینکه سران فتنه باید دلیل اشتباهات خویش را برای مردم به طور شفاف بیان کنند، تصریح کرد: آنها باید اعتراف کنند که دچار توهم شده‌اند؛ مثلاً وقتی شعار تقلب در انتخابات را سر دادند و بعد معلوم شد که اشتباه کرده‌اند و اینکه سرنوشت انتخابات رابه فرض تقلب می‌توان در خیابان تعیین کرد، از اساس اشتباه بوده‌است.
وی در ادامه با بیان اینکه این افراد در نامه‌ها و بیانات خود باید به این موضوعات بپردازند، ادامه داد: حمایت کردن سران فتنه از عناصر مساله‌دار و بر توهم دامن زدن، چه اختیاری و چه غیر اختیاری یا ارادی و غیر ارادی با دشمنان انقلاب، آمریکا و اسرائیل همراه شدن، موضوعاتی است که باید آنها را جواب دهند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص نامه نوشتن برخی از افراد به محضر مقام معظم رهبری، بیان داشت: همیشه می‌توان نامه نوشت، مهم این است که طرف چه چیزی را اراده کرده باشد، اگر اراده بر بازگشت از مسیر باطل باشد ما در مقام داوری نیستیم، فقط در مقام ارزیابی صورت اجتماعی قضیه می‌توان اظهار‌نظر کرد.
وی با اشاره به اینکه مردم زمانی می‌توانند، این تغییرات را باور کنند که این تغییرات در گفتار و رفتار این شخصیت‌ها به صورت مشهود باشد، افزود: از آنجا که اقدامات قبلی آنها به صورت آشکار بوده، به طور مثال همان‌گونه که طرف بالای چهارپایه رفته و به نفع کفر شعار داده است، اکنون نیز باید بازگشت از کفر را بالای چهارپایه شعار دهد.
صفار هرندی با اذعان به اینکه در پستو نمی‌شود از اشتباهات گذشته تبری جست، خاطرنشان کرد: اگر هم می‌خواهند برگردند که در این صورت معلوم نیست مردم آمادگی دارند از گناهان انباشته این افراد بگذرند تا در نهایت در جامعه مسلمین بتوانند در گوشه‌ای، یک انزوا برای خودشان پیدا کرده تا بقیه عمرشان را بی دغدغه عذاب وجدان سپری کنند.


حضور در خیابان کافی نیست؛ مبارزه زیر زمینی باید شروع شود

همپیمان منافقین، نفاقش را آشکار کرد
حضور در خیابان کافی نیست؛ مبارزه زیر زمینی باید شروع شود
همسر میرحسین موسوی با حمله به دوران رهبری امام خمینی(ره)، مدعی شد در دو سه سال اواخرعمر شریف ایشان، نظام جمهوری اسلامی ایران روبه انحطاط رفت.

زهرا رهنورد که از وی به عنوان عامل تحریک میرحسین موسوی یاد شده و وی را عنصری جهت سقوط اصلی وی می دانند در گفتگو با شبکه تلویزیونی رسا ضمن توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی نگاه سال ها پنهان مانده خود در برابر اصل انقلاب اسلامی را به نمایش گذاشت و با بیان اینکه« پیروزی‌های زودرس خیلی زود هم از بین می‌رود»،گفت: انقلاب اسلامی یکی از همان‌ها بود که خیلی کار بزرگی بود. اما خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت نتیجه داد. ولی آن پیروزی فاقد زیرساخت‌های لازم بود و به همین دلیل خیلی زود و در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت و امروز بعد از سی سال به اینجا رسیده‌ایم.
وی در حالی به بیان این مطالب پرداخت که اتفاقا حضرت امام در سال های پایانی عمر خود بارها نسبت به خطر جان گرفتن لیبرالیسم و افکار التقاطی هشدار داده و نسبت به فعال شدن نفوذی ها در جریان انقلاب به شدت نگران بود.نگرانی که 20 سال پس ار فوت ایشان میرحسین موسوی ان را به منصه ظهور رساند.
در همین حال رهنورد با تاکید بر اینکه تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داد که تنها حضور در خیابان کافی نیست” ،تلاش فتنه گران برای عملیاتی کردن شکلی کاریکاتوریزه از انقلاب را علنا از پرده برون انداخت.
وی در عین حال با توهین به نظام جمهوری اسلامی این نظام را سرکوبگر خواند و آن را حتی خشن تر از نظام پهلوی دانست.
 
 

 
این اما همه اظهارات زهرا رهنورد نیست وی در تجویزی برای فائق آمدن به انفعال در بدنه فرقه سبز کارتشکیلاتی ،نترسیدن و مبارزه های زیرزمینی را مورد تاکید قرار داده و عملا شیوه مجاهدین خلق را برای مبارزه با نظام تجویزه کرده است.شیوه ایی که عملا باعث ترور بسیاری از ملت ایران در سال های دهه 60 شد.
وی همچنین التقاطی بودن این فرقه را زمانی به نمایش گذاشت که بدون ترسیم یک ایدئولوژی مشخص گفت که حامیان سبز با هر نماد و سمبلی می توانند باهم باشند.
وی در عین حال زمانی رفتن به شیوه منافقین را به نمایش گذاشت که تصریح کرد،هرکس باید راه خودش را پیدا کند، اما آنچه مهم است این که ما نباید ساکت بمانیم.
در همین حال بنظر می رسد این اظهارات زهرا رهنورد عیان شدن گرایشات ایدئولوژیکی و التقاطی ای می باشد که برای رسیدن به هدف هر وسیله ای را مجاز و روا می شمارند.


وزیردولت‌موسوی:سران‌فتنه قابل جذب نیستند

وزیردولت‌موسوی:سران‌فتنه قابل جذب نیستند
از نگاه وزیر اسبق بهداشت، سران فتنه قابل جذب نیستند و در دامنه جذب حداکثری مد نظر رهبری هم نمی​گنجند.

علیرضا مرندی گفت: آنها اگر زودتر به فکر توبه می​افتادند ممکن بود که مردم اینگونه در مقابل آنها جبهه گیری نکنند و حداکثر اگر آنها در خیابان می دیدند به آنها کم محلی کنند و رویشان را برگردانند نه اینکه به آنها حمله ور شده و در صورتشان تف بیاندازند!

وی افزود: اگر آنها توبه کنند ممکن است که رهبری گناهانشان را ببخشد ولی آنها می​خواهند جذب کی بشوند؟ کسانی را می​توان جذب کرد که وقتی فهمیدند که رایشان را عوضی به این افراد داده​اند، از آنها رویگردان شدند، نه این​ها که حتی احساس ندامت هم نمی​کنند. اینها فقط می​توانند جذب آن طرف نظام بشوند و به اپوزیسیون بپیوندند.

نماینده تهران با بیان اینکه البته خدا بزرگ است و شاید از سر تقصیرات آنها بگذرد، ادامه داد: آقا و مردم هم ممکن است از آنها بگذرند اما این باعث تطهیر آنها نخواهد شد.آنها دیگر هیچ جایگاهی در فضای سیاسی کشور ندارند و با توبه کردنشان فقط ممکن است که از شدت جرمشان کاسته شود. اما آنها که از ابتدا جرم کمتری مرتکب شده بودند را ممکن است بتوان جذب کرد.

مرندی همچنین گفت: اما کسانی که به سادگی اشتباه می کنند و جذب چنین افرادی می​شوند را نباید در مناسبی گذاشت. چون دیگر نمی​توان به سادگی به آنها اعتماد کرد بلکه باید اول آنها را آزمود و اگر سربلند بیرون آمدند به آنها منسبی را سپرد و در انتخاباتی شرکتشان داد.


چرا مجبور به افشاگری شدم

چرا مجبور به افشاگری شدم



 
دکتر علی‎رضا زاکانی یکی از افرادی است که طی سال‎‎های اخیر در موضوعات خاص دست به افشاگری‎‎هایی زده که در جامعه بازتابی وسیع پیدا کرده است، از جمله موضوعات مهمی که این نماینده مجلس در مورد آن‎‎ها مطالبی را بیان داشته، بحث دانشگاه آزاد، قاضی مرتضوی و معاون اقتصادی اسبق وزیر اطلاعات بوده که در جامعه بازتاب وسیعی پیدا کرده است، زاکانی معتقد است چون در گذشته دستگاه قضایی هیچ یک از شکایت‎‎ها را رسیدگی نکرد و همه را منع تعقیب صادر کرد؛ و بحث اعمال نفوذ مطرح بود، اطلاع‎رسانی به افکار عمومی تنها راه ما بوده است.

اولین سئوال ما این است که چرا افشاگری؟

بنده اساساً اهل سر و صدا نیستم، موضوعات مختلف را بواسطه توجه ویژه به ظرفیتهای نظارتی مجلس دنبال می‌کنم که به لطف خدا بسیاری از آن‌ها بدون انعکاس به جامعه  به نتیجه می‌رسد. در مورد رسیدگی، ابتدا به هرچه که برسم قاعده‌ام این است که با فرد خاطی، مطرح و اگر گزارشی نیز براساس اسناد تنظیم کرده باشم به وی می‌دهم تا در صورت داشتن مستنداتی که به اسناد ما خدشه وارد کند گزارشم را تصیح کنم. اگر فرد تن به قانون ندهد به مسئولان ذی‌ربط مراجعه می‌کنم و باز اگر گوش شنوایی ندیدم از طریق مجاری قانونی کار را دنبال می‌کنم و در صورت اعمال نظر توسط عناصر مختلف، راهی جز طرح با افکار عمومی، البته با وسواس و بدون افراطی‌گری نیست لذا برای طرح یک موضوع در افکار عمومی بنده همه مسیرهای فوق را می‌روم، اگر به نتیجه نرسیدم برای رفع مشکل راهی جز بازگو کردن آن با مردم در حد ضرورت، مستند و بارعایت شرع نمی‌ماند. 

 یکی از موضوعاتی که شما طی سال‎‎های گذشته پیگیر آن بودید و در مقطعی موضوع را علنی کردید مربوط به تخلفات یکی از نمایندگان مجلس و معاون وزیر اطلاعات بود، لطفا توضیح دهید که ماجرا چه بود و به چه صورت قضیه علنی شد؟

معتقدم یکی از کار‎هایی که در برخورد با فساد باید انجام گیرد، شروع مبارزه از قدرتمندترین افراد است و با ردیابی مفسدان و عوامل آن‎‎ها در ساختار قدرت باید آنان را منکوب کرد و هر دستگاهی نیز باید به پالایش از درون خود بپردازد، لذا وقتی در مجلس هفتم متوجه شدم یکی از نمایندگان مجلس با سوءاستفاده از جایگاه خود و معرفی 200 نفر به یک بانک، در سال 1384 و 1385، بیش از 290 میلیارد تومان وام برای آن‎‎ها درخواست کرده و با این وام‎ها نیز موافقت شده، از وزیر اقتصاد سئوال کردم که به چه علت این وام‎ها با معرفی یک نماینده، در اختیار چنین افرادی قرار گرفته است، در حالی‎که مردم عزیز ما برای چند میلیون تومان وام، باید مدت‌ زیادی وقت سپری کنند. همچنین سایر بانک‌‎ها نیز به افراد معرفی شده توسط ایشان وام داده بودند، به‎هرحال عین این شکایت را نیز به کمیسیون اصل 90 کردم تا از طریق کمیسیون هم بتوانم برخورد با رانت‌خواری را از درون مجلس آغاز کنم. گرچه برخی از آقایان در مجلس می‎‌گفتند این‎کار خلیفه‎کشی است و تابه‎حال کسی سراغ نمایندگان نیامده است و اگر این کار باب شود نامناسب است، ولی بنده معتقد هستم قانون چهارچوب اختیارات نمایندگان را مشخص کرده است و در صورت تخطی از چهارچوب‎‎های فوق، خود نمایندگان مجلس باید جلوی متخلفین ایستاده و به آن اعتراض کرده و از طریق مراجع قانونی نیز آن را پیگیری کنند.

 قضیه معاون وقت وزیر اطلاعات چه بود؟

در موضوع بستنی میهن که به جرم قاچاق 4 میلیارد و 400 میلیون تومان در دادگاه بدوی محکوم شده بود، به بهانه نامه معاون اسبق اقتصادی وزارت اطلاعات و باز پس‎گیری شکایت گمرک توسط دادگاه، تبرئه شد. این درحالی بود که در شش ماهه اول سال 1384 کل کشور بسیج ‎شدند تا با قاچاق مبارزه کنند، تمام تلاش‌‎های آنها منجر به واریز شدن  1 میلیارد و 200 میلیون تومان طی شش ماه اول سال به خزانه ‎شد، اما با یک نامه 4 میلیارد و 400 میلیون تومان مورد عفو قرار ‎‌گرفت، لذا بنده از وزیر اطلاعات وقت سئوال در رابطه با نامه معاونش کردم. حدود هشت ماه توصیه می‎‌شد صلاح نیست که وزیر در صحن حاضر شود، ولی با دو دیداری که ما با ایشان داشتیم و قبول نکرد که با عنصر خاطی برخورد کند، ما این مصلحت سنجی را قبول نکردیم؛ شب قبل از حضور ایشان در مجلس، مدیرکل وی به اینجانب توصیه کرد چرا با وزیر معامله نمی‎‌کنید، مجلس ششمی‌‎ها معامله می‎‌کردند و وقتی ناراحتی بنده را دید و اعلام این‎که به‎هرحال این توصیه معادل قیمت دین و اعتقادات ما را می‎‌خواهد، با ترشرویی وی را بدرقه کردم. صبح روز سئوال، یکی از مدیران وزارت اطلاعات را که از دوستان عزیز ماست، سراغم فرستادند و ایشان در مجلس گفت، که فلان معاون وزارت می‎‌گفت ما از ایشان چیزی نداریم، اما اگر بخواهد حرف بزند دوستانش را افشاء خواهیم کرد که البته پاسخ مناسب خود را گرفت و بنده گفتم اگر پا را از این فراتر بگذارید، از تریبون مجلس همه موارد و رویه‎‎های شما را خواهم گفت. به‎هرحال قاطبه دوستان وزارت اطلاعات، برادران مؤمن و فداکار و سربازان گمنامی هستند که نباید وجود این چنین فرد خاطی در وزارتخانه باعث خدشه به زحمات آنان شود. شما این سلسله را در کنار هم تحلیل کنید، ابتدا دعوت به مصلحت سنجی می‎‌کنند، سپس به‎دنبال تطمیع هستند و نهایتا راه تهدید را پیش می‎‌گیرند، این آن چیزی است که در کشور باید با آن برخورد شود.

جالب این‎جاست که کمیسیون امنیت سئوال بنده را که با پاسخ نامناسب وزیر در صحن مواجه شد و بنده قانع نشدم طبق قانون بررسی کرد و صدق گفته و بیان این‎جانب را طی گزارشی در صحن به سمع نمایندگان و مردم رساند و ما باز این پرونده را در کمیسیون اصل 90 دنبال کردیم.

در یک مورد دیگر نیز پرونده دانشگاه آزاد را که دنبال می‎‌کردیم، واسطی پیدا شد که به دروغ وعده داده بود تا در قبال دریافت 500 میلیون تومان، بنده را منصرف سازد. ایشان ادعا کرده بود که دوست بنده است در حالی‎که وی را نمی‎‌شناختم و نتیجه این موضوع، چیزی جز دستگیری و برخورد با این فرد توسط مراجع امنیتی نبود.

 یکی از موضوعات دیگری که شما درخصوص آن افشاگری‎‎هایی در جامعه انجام دادید، مربوط به تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد بود، لطفا در این خصوص نیز توضیح دهید؟

فقط موضوع دانشگاه آزاد اسلامی در ابتدا مطرح نبود، بحث تحقیق و تفحص از کل آموزش عالی کشور بود، ولی در حین کار، دانشگاه آزاد اسلامی از جریان تحقیق و تفحص ممانعت به عمل آورد و بعد از این‎که مشخص شد کارشان از نظر قانونی وجاهت ندارد و بنای برخورد قانونی با آن‎‎ها است؛ دانشگاه آزاد همکاری خود را با هیأت آغاز کرد، اما در همان ابتدا، متوجه این موضوع شدند که اطلاعاتی که به هیأت تحقیق و تفحص می‎‎رسد، اطلاعاتی است که با نشان دادن مشکلات مسئولان سطح بالای دانشگاه آزاد بویژه رئیس آن، هزینه سنگینی برای آقای جاسبی و تیم همراه وی دارد؛ لذا تصمیم به ممانعت از کار تحقیق و تفحص گرفتند و در این جهت از تمامی ظرفیت‎‎های خود در مجلس، قوه قضاییه و رسانه‎‎ها استفاده کردند؛ اما در نهایت نتیجه این شد که هیأت تحقیق و تفحص، تصمیم گرفت ارتباط خود را با دانشگاه آزاد قطع کرده و کار را نا تمام بگذارد.

 در مدتی که کار تحقیق و تفحص را انجام می‎‎دادید چه مقدار سند جمع آوری کردید؟

در آن مدت نزدیک 90 هزار برگ سند از این دانشگاه به‎دست آمد و ماحصل آن 13 جلد گزارش شد.

 گزارشات را چه‌کار کردید؟

ما ابتدا طبق رویه‎ای که داشتیم گزارشات را برای آقای جاسبی ارسال کردیم و انتظار داشتیم که ایشان اگر انتقادی دارند آن را به ما منتقل کنند تا در صورت ارایه اسنادی خلاف موارد مندرج در گزارش ما؛ مبتنی بر اسناد، گزارشات را اصلاح کنیم، اما تنها به جلد یک این گزارش، پاسخی غیررسمی دادند.

 این پاسخ غیررسمی به چه صورت بود؟

یک مکتوبی را به‎صورت غیررسمی بین برخی نمایندگان مجلس پخش کردند که در آن نکات خلاف واقع زیادی دیده می‎‎شد، لذا بعد از تحویل گزارشات به مجلس، اعمال نفوذ دانشگاه آزاد، مانع از انتشار آن شد و در رسانه‎‎ها نیز نکات نادرست و خلاف واقع مطرح کردند. در چنین شرایطی، ناگزیر و در راستای تنویر افکار عمومی، بعد از این‎که همه راه‎‎های قانونی را طی و با افراد زیادی از جمله آقای احمدی نژاد، آقای هاشمی رفسنجانی، مسئولین دانشگاه آزاد و برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزیر علوم وقت صحبت کردیم، به دستگاه قضایی شکایت کردیم که متأسفانه در آن‎جا اعمال نفوذ‎هایی که مرتضوی دادستان سابق تهران انجام داد، مانع از رسیدگی به تخلفات دانشگاه آزاد شد لذا بالاجبار با افکار عمومی موضوع را درمیان گذاشتم و بخشی از تخلفات را بیان کردم.

 در مجلس چه فرد یا افرادی مبادرت به اعمال نفوذ کردند؟

تعدادی از نمایندگان بویژه آقای عباسپور رییس کمیسیون آموزش مجلس، در این جهت مانع‎تراشی زیادی کردند.

 این مانع‎تراشی‎‎ها به چه صورت بود؟

ریاست کمیسیون آموزش و تعدادی از افراد عضو آن با آقای جاسبی بودند و در این راستا روی نوع فعالیت ها و نحوه ارائه گزارشات تأثیر می‎‎گذاشتند و نهایتاً با گرفتن زمان و تعیین وقت بیست دقیقه‌ای بعنوان آخرین فرصت در جلسه آخر کمیسیون در مجلس هفتم برای ارائه گزارش نهایی، از ادامه کار برای تصویب گزارش و قرائت آن در صحن جلوگیری کردند.

 پیگیری شکایت‎تان در دستگاه قضایی چه سرانجامی پیدا کرد؟

 در آن زمان آقای مرتضوی دادستان تهران بود، دستگاه قضایی هیچ‎یک از شکایت‎‎های ما را رسیدگی نکرد و همه را منع تعقیب صادر کرد؛ لذا چون بحث اعمال نفوذ مطرح بود، اطلاع‎رسانی به افکار عمومی تنها راه ما بود.

 افشاگری‎‎های شما در این خصوص آیا تأثیری هم داشت؟

در میان گذاشتن موضوع با افکارعمومی، بسیار تأثیرگذار بود و بسیاری از افرادی که حرف‌‎های نادرست دانشگاه آزاد را قبول کرده بودند، نظرشان تغییر کرد و در این جهت دوستان دیگری نیز به صحنه روشنگری آمدند و ماحصل ماجرا این شد که تحول در دانشگاه آزاد، شکلی فراگیر به‎خود گرفت.

 شما در خصوص قاضی مرتضوی نیز افشاگری‎‎هایی داشتید، بفرمایید ماجرا از چه قرار بود؟

در جریان تحقیق و تفحص از آزمون دستیاری سال 1382 به اسنادی رسیدیم که حکایت از تبانی و اعمال نظر در رسیدگی به بسیاری از پرونده‎‎ها داشت که بخش عمده آن مربوط به دانشگاه آزاد بود. پرونده هایی که حکایت از آن داشت که در آزمون سال 1382و1383 تقلب اتفاق افتاده بود؛ در این رابطه پرونده‎‎هایی را تشکیل داده بودند، اما رسیدگی درست به آن‎‎ها صورت نگرفته بود و برخی از آن‎‎ها ناپدید شده بود، در این اثنا ما وارد رسیدگی به قضیه شدیم.

 بعد از ورودتان در قضیه، کار‎ها را به چه نحوی دنبال کردید؟

بعد از این قضایا ما گزارشی را تنظیم کردیم که حکایت از تخلفات قاضی مرتضوی داشت و این گزارش را نیز بنا بر رویه‌مان قبل از پیگیری از طریق قانون به خود دادستان سابق تهران ارائه دادیم تا اگر اسنادی بر خلاف آن دارد، ارائه کند تا در صورت صحت آن، گزارش را تغییر دهیم که متأسفانه مرتضوی نه‎تنها اسنادی ارائه نکرد، بلکه طی نامه‎ای 19 صفحه‎ای نکات نادرست دیگری منعکس کرد که ما پاسخ آن را دادیم، البته در مجلس نیز گزارشات ما تأیید و رسما از تربیون مجلس در گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه قرائت شد.

 آیا از طریق دستگاه قضایی هم موضوع را پیگیری کردید؟

بعد از قرائت گزارش در مجلس، ما از طریق دستگاه قضایی موضوع را پیگیری کردیم، اما وی ادعا‎هایی را مطرح کرد که ضمن نادرست بودن آن‎‎ها، با رسانه‎ای شدن توسط خود مرتضوی، عملا راه برای افشاگری علیه وی هموار شد. البته باید به این نکته نیز اشاره کنم که قبل از افشاگری علیه وی هشت بار با خود ایشان در جلسات مختلف  موضوع را مطرح کردم، چون پاسخ قانع کننده‌ای نگرفتم ، سه بار با رییس سابق قوه قضاییه و یکبار با معاون اول قوه قضاییه دیدار داشتم و سپس به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردم که همه این کار‎ها نتیجه‎ای در پی نداشت، اما بحمدالله ماحصل افشاگری این شد که به تعویض ایشان کمک کرد و  راه را برای بررسی تخلفات مرتضوی باز کرد  .