بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

حجاب چرا؟؟؟؟؟؟

حجاب چرا؟؟؟؟؟؟

 "  حجاب در اسلام به منظور حمایت از زن و حمایت از احترام زن مطرح شد . زنان مسلمان دوست ندارند در جامعه به انها نگاه جنسی شود و معتقدند رابطه ی جنسی فقط بین زن و شوهر و مربوط به حریم خصوصی خانواده است. زن مسلمان می خواهد وقتی وارد جامعه می شود تمام توجه دیگران به انسانیت او باشد نه به جنسیت او.در بیرون ما نه زنیم ونه مرد همه انسان هستیم بنابراین نباید در بیرون به گونه ای ظاهر شویم که زن یا مرد بودن ما برجسته شود بلکه انسان بودن ما مقدم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   در جوامعی که زنان برهنه هستند و جاذبه های جنسی آنها بیشتر به چشم مردها می آید امنیت زنها کمتر وخشونت جنسی علیه آنها بیشتر است که این رفتار بیانگر این است که فرد مقابل ارزشی برای انسانیت زن قائل نیست و فقط قیافه وجنسیت اوبرایش مهم است.

   نکته ی بعدی اینست که اگر ارزش واحترام زن فقط به خاطر زیبایی ها وجاذبه های جنسی اش باشد مدت این احترام تا وقتیست که او زیباست وهمین که زیباییش کم شد احترام اوهم کم می شود در حالی که در فرهنگ اسلام زیبایی اصلی در مرد و زن زیبایی روح وشخصیت آنهاست.

   زنان مسلمان معتقدند باید با حجاب بیرون بیایند زیرا می گویند ما کالای تجاری نیستیم ونباید مصرف شویم و برای خود حرمت و احترام داریم. شاید از علت های مهم تضعیف وفروپاشی خانواده همین برهنگی است. وقتی مردی بیرون از خانه با زنان زیبا با جاذبه های متعدد زنانه روبه رو می شود،تعهد و وفاداری وحتی توجه جنسی اش به همسرش کم می شود واز طرف دیگر همسرش احساس می کند که به او توجه نمی شود و همسرش به او خیانت می کند و در نتیجه او نیز مشکل خود را جور دیگری حل می کند.

 

   حجاب در فرهنگ ما زنجیری بر دوش زن نیست بلکه انتخاب خود اوست برای حفظ احترام و امنیتش چنانچه بر خلاف اطلاعات غلطی که به مردم دنیا می دهند در مورد حجاب و حذف زنان از جامعه، امروز در ایران 64% داشجویان خانم هستند و زنان در بخش های مختلف اجتماع حضور دارند،در پارلمان ما، در هیئت دولت،در شوراهای شهر،...و دختران ما در مسابقات و المپیادها در سراسر دنیا مدال می آورند. در اسلام ما مسائل را به زنانه و مردانه تقسیم نمی کنیم و زن ومرد از نظر ارزشی پیش خدا مساوی اند از نظر وظیفه و حقوق هم در بیش از 90% موارد درست مانند هم هستند و علت متفاوت بودن وظیفه و حقوق در برخی موارد تفاوت واقعی بین زن و مرد است.مواردی وجود دارد که زن ومرد چه از نظر جسمی ،روحی ،اعصاب ،استعدادها،قوا،تمایلات و نوع لذت ها با هم متفاوتند وحتی نوع زیبایی شناسی زن ومرد با هم متفاوت است ونگاه زنانه به زندگی با نگاه مردانه به زندگی تفاوت دارد منتها زن و مرد نباید از این تفاوت ها علیه هم سوء استفاده کنند،زن و مرد رقیب ودشمن هم نیستند بلکه در فرهنگ خانواده در اسلام زن و مرد یکدیگر را کامل می کنند و این رابطه ای است که اسلام خواسته و می گوید که ملاک ایمان و عمل صالح است.

   متاسفانه یکی از توهین هایی که به زن شده و از غرب شروع و در حال گسترش در دنیاست این است که می گویند اگر حقوق و اختیارات مردانه را به زنان بدهید به زن احترام گذاشته اید یعنی ملاک و معیار برای ارزیابی ارزش زن شده است مرد! در حالی که ما این چیزها را در اسلام نداریم بلکه ارزش زن یا مرد را باید با خودش سنجید.

   امروزه در غرب آزادی مساوی شده است با sex  یعنی برهنه شدن زنان و پشت ویترین قرار گرفتن آنان و سوء استفاده از آنان برای فروش کالای افراد سرمایه دار و این اسمش شده آزادی، اگر این آزادی است بله اسلام با آن مخالف است زیرا این توهین به زن است و اسلام اجازه نمی دهد به زن توهین شود بلکه اسلام می گوید زن کرامت،شخصیت وحرمت دارد."  بنابراین حجاب برای زن نه تنها محدودیت ایجاد نمی کند بلکه به منزله ی سدیست برای ممانعت از استفاده ی ابزاری سودجویان از زن و حریمی است که به وسیله ی آن زنان به عنوان نیمی از افراد تشکیل دهنده ی اجتماع می توانند با آرامش و فعالانه در عرصه های مختلف حضور پیدا کرده و علاوه بر شکوفا کردن استعدادهای خود موجبات پیشرفت و اعتلای جامعه ی خویش را نیز فراهم کنند.


دانشمندان غیر مسلمان و حجاب زنان!!!

دانشمندان غیر مسلمان و حجاب زنان!!!

 

- نظر آلفرد هیچکاک:

 

«هیچکاک» فیلمساز مشهوری است. وی می‌گوید: «من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان باشد. بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد. باید زنان پیوسته برهمین شیوه رفتار کنند. یعنی کمتر ماهیت خود را معرض نمایش قرار دهند نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت بدهد. زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روی بندی که به کار می‌بردند خود به خود جذاب می‌نمودند و همین مساله، جاذبة نیرومندی بدانها می‌داد. اما بتدریج باتلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می‌دهند؛ حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود، از میان می‌رود و همراه آن از جاذبة جنسی او هم کاسته می‌شود».

 

- برتراند راسل می‌گوید:

 

« از لحاظ هنر، مایه تاسف است که بآسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد، بدون آنکه غیرممکن گردد.»

 

- ویل دورانت می‌گوید:

 

«آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می‌گردد. زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضا، ضعیف و با منع و جلوگیری، قوی می‌گردد.خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش، بهترین سلاح برای شکار مردان است. اگر اعضای نهایی انسان را در معرض عام تشریح می‌کردند، توجه ما به آن جلب می‌شد، ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می‌گردد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی‌آنکه بداند، حس می‌کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می‌دهد.»

 

- توصیه چارلی چاپلین به دخترش:

 

وی که یکی از بازیگران مشهور جهان است درنامه‌ای به دخترش می‌نویسد:

 

«برهنگی بیماری عصر ماست و من پیرم. شاید حرفهای خنده‌آور می‌زنم، اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست داری»

 

- جودیت میلر:

 

خبرنگار روزنامه نیویورگ تایمز طی مقاله‌ای با عنوان «زنان در آغوش اسلام امنیتی تازه می‌یابندی با اشاره به گرایش روز افزون زنان مسلمان به حجاب می‌نویسد: چه چیزی این بازگشت را میسر ساخته است؟ بازگشتی که به معنای واقعی در آزادیهای شخصی و سیاسی صورت گرفته است؟

 

پاسخ آن در ارمغانهاست که اصول گرایان اسلامی به روح و روان جامعه مدرن خاور میانه و به زن و مرد آن تقدیم کرده‌اند.

 

پوشش(حجاب) برای زن این امکان را فراهم ساخته که در شهرهای شلوغ بتواند براحتی فعالیت کند و از مزاحمت مردان جوان و نوجوانانی که در جستجوی کار از اطراف و اکناف کشور به پایتخت سرازیر شده‌اند درامان بماند.

 

این لباس یک پیام غیرقابل تردید به اطرافیان می‌فرستد. حجاب می‌گوید: این زن نجیب است. با او کار نداشته باشید. و به وی اجازه می‌دهد بدون اینکه مورد آزار جنسی قرار گیرد در اتوبوسهای شلوغ شهر سوار شود.


کشف حجاب اخلاقی و عقیدتی در جنبش سبز

کشف حجاب اخلاقی و عقیدتی در جنبش سبز
واقعیت آن است که کشف حجاب ظاهری نمایانگر و علامت کشف حجاب بزرگتر در اخلاقیات و باور هاست. نشان از تجدید نظرطلبی در اصل اسلام است و ارتباطی با حوادث سیاسی ندارد.

مگر حوادث بعد از انتخابات و اعتراض به تقلب چه ارتباطی با دست شستن از قیودات مذهبی آن هم از نوع فردی می تواند داشته باشد؟ حجاب و سایر قیودات مذهبی چیزی نیست که در سالهای بعد از انقلاب بوجود آمده باشد. اینها دستور صریح قرآن و مطابق با سنت نبوی است که پانزده قرن پیش مسلمانان را مکلف به آن کرده است. حال چه شده است که یک حادثه سیاسی باعث می شود افراد دست از تقیدات دینی خود بکشند؟

به نظر نگارنده، در این کشف حجاب، زنان مکشفه اندکی مظلوم واقع شده اند! مردان مقید به حجاب ظاهری نیستند. لذا ما مردی را نمی بینیم که متهم به کشف حجاب شده باشد. مردها ممکن است بسیار بریده تر از اسلام باشند، ولی ظاهر آنها چیزی را نشان نمی دهد. ولی واقعیت آن است که حجاب در اسلام معنای وسیعتری از حجاب ظاهری خانمها دارد. دکتر شریعتی در وصیتنامه خود می گوید: "شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند." در سالهای اخیر، مخملباف "توبه نصوح" ساز، بدن کاملا عریان یک زن را در فیلم فریاد مورچه ها نمایش می دهد. محسن سازگارا بدون احساس شرم، با جرج بوش برای مقابله با ایران رسما همکاری می کند.

واقعیت آن است که کشف حجاب ظاهری نمایانگر و علامت کشف حجاب بزرگتر در اخلاقیات و باور هاست. نشان از تجدید نظرطلبی در اصل اسلام است و ارتباطی با حوادث سیاسی ندارد. حوادث سیاسی فقط بهانه را برای اینگونه افراد فراهم می کند تا تناقض رفتاری خود را با گذشته رفع و رجوع کنند. آن خانم که جلوی دوربین کشف حجاب کرد در توجیه کار خود گفت که این کار را برای اعتراض به وضع موجود انجام می دهد! این چه کاری است و چه توجیهی دارد که فردی برای مسائل سیاسی، آخرت خود را خراب کند. مگر آنکه قبول کنیم اصلا اعتقادی به آخرت و روز جزا از ابتدا وجود نداشته است.

تذکر این نکته ضروری است که اصل بی حجاب بودن انسان را از جرگه انسانهای سلیم النفس خارج نمی کند. در کشورهای غربی زنان بی حجاب هستند و بعضا خانواده دارند و بدون مشکل خاصی به زندگی خود ادامه می دهند. ممکن است این اشکال به بحث وارد شود که صرف بی حجاب شدن دلیلی بر منحرف شدن نیست. حداکثر آنکه فرد تازه مکشفه کسی می شود مانند زنان دیگر در جامعه غربی. در ثانی مگر فرد مکشفه دست از عقاید دینی خود و اعتقاد به خدا کشیده است؟

در پاسخ به این اشکال، باید به نکات زیر توجه کنیم:

1. زنان بی حجاب در کشورهای غربی مطابق با فرهنگ خود زندگی می کنند. هنوز توجیه و استدلال کافی برای ضرورت حجاب ندارند. این افراد پرچم مخالفت با حجاب را هم بلند نکرده اند.

2. زن مسلمانی که در مقابل تلویزیون حجاب خود را بر می دارد، در واقع اعلام می کند من از اینکه مدتی حجاب داشته ام پشیمانم. خطر این امر برای تبلیغ بی دینی به مراتب بیشتر از زنی است که طبق فرهنگ خود عمل کرده و بی حجاب است. آن یکی به جنگ با فرهنگ خود برخاسته و این یکی مطابق فرهنگ خود عمل می کند. قرآن کریم در باره کسانی که صبح ایمان می آورند و شب کافر می شوند، می فرماید آنها برای جلوگیری از دیندار شدن مردم دیگر دست به اینکار می زنند.

3. اخیرا مراجع عظام و متدینین از رواج بدحجابی و حتی بی حجابی در جامعه نگران هستند. آیا همزمانی این مسئله با حوادث بعد از انتخابات تصادفی است؟ وقتی اشخاص ناآگاه و ضعیف الایمان آن خانم قبلا چادری را که در صدای آمریکا حجاب از سر بر می دارد را می بینند، بطور طبیعی همان ته مانده حجاب ضعیف خود را هم دور می ریزند. وقتی خانم حقیقت جوی محجبه به زنان بی حجاب افتخار می کند، آیا می توان از هواداران جنبش سبز انتظار خودنگهداری داشت؟

در فیلمهای تبلیغات انتخاباتی، خانمی که به توصیف همسرش روشنفکرترین زن ایران و قرآن پژوه است، از میان خیل عظیم زنان فرهیخته ایران؛ خانمی را به عنوان مبلغ تبلیغاتی کاندیدای مورد نظر خود استفاده می کند که علنا در جشنواره های خارجی بی حجاب است و مشکل سینمای ایران را حذف سکس و شراب و اینکه آدم در سینمای ایران اختیار تن خود را ندارد، می داند. آیا می توان باور کرد انتخاب این فرد به عنوان زن نمونه و ساختن فیلم تبلیعاتی انتخاباتی با کمک او فقط یک حادثه است؟ آیا آنها طرز فکر او را نمی شناسند. چگونه از میان میلیونها بانوی فرهیخته و دانشمند، هنرمند متعهد، متدین و روشنفکر ایران، ایشان انتخاب می شود؟

امیرالمومنین می فرماید: "فاعل الشر، شر منه. انجام دهنده کار بد، از کار بدش بدتر است." این بدان معناست که فقط مقداری از بدیهای فرد فاسد فرصت بروز پیدا می کند. وگرنه باطن او بسیار بدتر از آن چیزی است که نشان می دهد. رفتار انسان مانند تکه ای کوچک از کوه یخی شخصیت اوست که از آب بیرون آمده و قسمت اعظم آن زیر آب است و دیده نمی شود.

باید گفت عناصر تجدیدنظر طلب با کشف حجاب ایدئولوژیک در سالهای بعد از انقلاب زمینه را برای کشف حجاب اخلاقی و در نهایت کشف حجاب ظاهری فراهم کردند. مسئله و اعتراضات این گروه نه فقط تقلب در انتخابات نیست، حتی مخالفت با ولایت مطلقه فقیه هم نیست. مسئله اصلی دین و دینداری است. وگرنه کدام دینداری راضی به عدم دخالت دین در سیاست است. سیاست قرار است تمام تصمیم گیریهای کلان کشور مدیریت کند. این تصمیم گیریها دین و دنیای مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. آیا می توان این تصمیم گیریها را به عده ای سیاسیون بی تقوا و بندباز سپرد و دین را از دخالت برحذر داشت؟ آیا حذف دین از سیاست و اجتماع به معنای مخالفت با اصل دین نیست؟

تجدید نظر طلبی ایدئولوژیک باعث انحرافات و کجرویهای اخلاقی و رفتاری در جنبش اصلاح طلبی شده است. جنبش اصلاح طلبی با نظریه اصلاح در دین کار خود را شروع کرد ولی در عمل به بی بند و باری اخلاقی دچار گردید. جنبش سبز شکل استحاله شده و ضد دین همان اصلاح طلبی دهه هفتاد است. سران اصلاح طلب نه فقط کجرویهای اخلاقی را در جنبش سبز تقبیح نمی کنند بلکه با ادعای قرائت رحمانی از دین و تساهل و تسامح سعی در تزدیک کردن خود به عناصر بی دین و ضد دین دارند.

سال گذشته در لندن از نزدیک کسانی را که در تظاهرات از جنبش سبز حمایت می کردند مشاهده می کردم. متاسفانه در این تظاهرات چیزی که نایاب بود ادب و منش ایرانی بود. استفاده از کلمات رکیک و پوشش نامناسب حتی در مقایسه با افراد بومی این کشور از مشخصه های شرکت کنندگان این تظاهرات بود. روزی به شوخی به فرد صادقی که هوادار جنبش سبز بود، گفتم شنیدم شایع شده تو هماهنگ کننده این تظاهرات هستی. او که فردی متدین بود بسیار ناراحت شد و گفت اینها همه منافق هستند و دین و ایمان سرشان نمی شود.

جریان اصلاح طلبی نه فقط نتوانست اصلاحی را در دین بوجود آورد بلکه بی دینی و عدم تقید به ضروریات دین را در هواداران خود نهادینه ساخت. کشف حجاب بعضی زنان، ترک نماز؛ روزه خواری عمدی در تظاهرات روز قدس، استفاده از ماهواره های آنچنانی، از بین رفتن قبح همکاری و حقوق بگیری از سازمانهای جاسوسی بیگانه برای ضدیت با وطن از ثمرات کشف حجاب اخلاقی و عقیدتی در جنبش سبز است.

با این توصیفات آیا می توان ادعای خط امامی و مسلمان بودن آنها را باور کرد؟