| خاتمی سوژه طنز ضد انقلابها شد |
حامیان اصلاح طلبان در گروهک های معارض و رسانه های ضدانقلاب، تحلیل های جالب توجهی را درباره شرط گذاری اخیر خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس منتشر کرده اند. حسین باقرزاده عضو گروهک منافقین و از همکاران روزنامه زنجیره ای نشاط در دوران اصلاحات، درباره سخنان خاتمی در جمع اقلیت مجلس و شرط گذاری برای انتخابات نوشت: حکایت آقای خاتمی حکایت همان کسی است که به ده راهش نمی دادند او سه شرط آزادی زندانیان، پایبندی به قانون اساسی و انتخابات سالم و آزاد را مطرح کرده است این شرط ها آن قدر نامشخص و مبهم است که حاکمیت همواره می گوید آنها را محقق کرده است. علاوه بر این معلوم نیست آقای خاتمی در پاسخ به دعوت کدام مقام در جمهوری اسلامی برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات این شروط را پیش کشیده، و تضمین تحقق این شروط را از چه مقام یا مقاماتی خواسته است. آیا هنوز آقای خاتمی این پیام حاکمیت را در نیافته که دیگر جایی برای او در جمهوری اسلامی باقی نمانده است؟این منافق حامی اصلاح طلبان در روزگار حاکمیت آنان ادامه می دهد: از موفقیت های دولت و مجلس اصلاح طلبان اثری باقی نمانده است. در واقع نقش اصلاح طلبان از دولت دوم خاتمی و پس از آن ایجاد امید کاذب در مخالفان بوده در حالی که حرکت آنها از همان مجلس ششم نشان داد عقیم است و کارایی ندارد. پس از آن هم دیگر آب رفته به جوی بازنگشت، نه در دولت دوم خاتمی، نه در انتخابات مجلس هفتم با حضور اصلاح طلبان و نه در انتخابات سال 84 و .88 اکنون بسیاری از اصلاح طلبان به عقیم بودن پروژه شان پی برده اند. اکنون کسانی مانند موسوی به عقیم بودن جنبش اصلاحات پی برده اند. وی در سایت ایران امروز اضافه کرد: اقلیت اصلاح طلب در مجلس مایل است دوباره به مجلس بازگردد و حاکمیت نیز ممکن است حضور برخی از آنان را در صورتی که با جنبش سبز مرزبندی کنند، تحمل کند اما بدون توبه و فاصله گرفتن از جنبش سبز، حاکمیت دیگر هیچ اصلاح طلبی را در حاشیه امن قرار نخواهد داد... اکنون خاتمی شروط مبهمی را مطرح می کند از جمله آزادی زندانیان سیاسی، مگر خود او نبود که سال 78 در برابر شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد در دانشگاه تهران گفت که ما در ایران زندانی سیاسی نداریم. حاکمیت هم بازداشت شدگان حوادث سال گذشته را زندانی سیاسی نمی داند. شرط گذاشتن های خاتمی در حالی که رژیم او را به جنایت و خیانت متهم می کند، داستان همان کسی است که او را به ده راه نمی دادند. در همین حال «گویا نیوز» هم در تحلیل رویکرد خاتمی نوشت: سخنان خاتمی در حالی مطرح شده که هنوز افسردگی از میان اصلاح طلبان رخت برنبسته است. این سخنان از چند منظر قابل بررسی است اول اینکه آیا اساساً اصلاح طلبانی که بیشتر آنها پس از حوادث سال گذشته دارای پرونده های امنیتی شده اند می توانند برخلاف قانون انتخابات در انتخابات نامزد شوند؟ آیا شورای نگهبان چنین اجازه ای را می دهد؟ دوم اینکه بر فرض محال به آنها اجازه شرکت هم بدهند. مگر مجلس ششم در اختیار آنها نبود چه کردند؟ سوم اینکه در سال های 79 تا 83 مجلس و دولت (هر دو قوه) در اختیار اصلاح طلبان بود. پس چرا نتوانستند کاری از پیش ببرند. گویانیوز اضافه می کند: مگر نه آن که خاتمی در دوره ریاست جمهوری، خود را بی اختیار و تدارکاتچی می نامید. حال سخنان جدید او به چه معناست. «بالاترین» دیگر رسانه ضد انقلاب بود که در تحلیل گفته های خاتمی تأکید کرد: هر چه قدر هم خاتمی شرط بگذارد، به نظر نمی رسد شرایط برای رونق مجدد بازار اصلاح طلبان مناسب باشد. موسوی هم سوخت رفت. آیا اصلاح طلبان هنوز سرباز دیگری که در پس پرده نهان باشد دارند که بتوانند به میدان بفرستند؟ سایت گروهکی اخبار روز هم اگرچه در فتنه و آشوب سال گذشته از حامیان دو آتشه فتنه گران بود اما این بار نوشته است: اخیراً محمد خاتمی که نمی دانیم بگوییم خدا چه کارش بکند و می ترسیم بالاخره کاری دست جنبش بدهد، کف خواسته های خود را در مورد شرکت در انتخابات اعلام کرده است. اما کسی نیست به او بگوید که کار از کف که سهل است، از سقف هم گذشته است و حالا صحبت بازداشت موسوی و کروبی و خود خاتمی است. سایت رادیو زمانه ارگان اپوزیسیون مقیم هلند نیز خاتمی را فردی متناقض معرفی کرد و به نقل از «امین بزرگیان» (از روزنامه نگاران زنجیره ای فراری) نوشت: هیچ کس به اندازه خاتمی در میان چهره های سیاسی تا این میزان پارادوکسیکال نیست: تکلیف ما با همه چهره های سیاسی روشن است غیر از خاتمی. او از سویی سمبل موفقیت ما و از سویی دیگر سمبل شکست و ناکامی اپوزیسیون است. در واقع پروژه اصلاحات شکست خورد و از دل آن مهم ترین مخالفان دموکراسی ]!؟[ بیرون آمدند و رئیس دولت شدند. این تناقض به شخصیت خود خاتمی برمی گردد. ما نباید انتظار نابجایی از خاتمی داشته باشیم او همین است و در نظر نگرفتن تناقض های وی و انتظارات نابجا از او باعث عکس العمل های هیستریک در ما می شود. این ضد انقلاب پاریس نشین همچنین گفت: جریان و سران جنبش سبز اصولاً باید از اپوزیسیون شدن جلوگیری کنند تا بتوانند از حاکمیت یارگیری کنند و اختلاف و دو دستگی ایجاد نمایند، کاری که با اپوزیسیون شدن نمی توانند. وی در عین حال چند سطر بعد خط بطلانی بر ادعای قبلی خود کشید و گفت: این حرف من به این معنا نیست که فکر کنیم تنها راه، پروژه اصلاح طلبان و راهی است که خاتمی می رود. این حرف من نباید ما را نسبت به پروژه «پوچ» خاتمیون بی تفاوت کند. مهم ترین مشکل به نظر من در پروژه جدید خاتمی این است که او بین دوران پیش از جنبش سبز و پس از آن تمایزی قائل نمی شود. خاتمی نسبت به ماهیت جنبش سبز- هر چند که از درون جنبش اصلاحات زاده شده اما هویت مستقلی دارد- دچار کوررنگی است. اکنون تغییرات اساسی در بازی ایجاد شده و اگر خاتمی به گونه قبلی به مسئله نگاه کند، مشکلات عمده ای در نقش سیاسی او ایجاد می شود که برای همه ما فقدانی بزرگ است. یادآور می شود تدارک جریان های ضد انقلاب جهت فاتحه خوانی و گرفتن ختم خاتمی در حالی است که پریروز سایت جرس تصریح کرده بود خاتمی برای نقش آفرینی، باید نماز میت بر جنبش سبز بخواند! بدین ترتیب سؤال طنزآمیز این است که آیا مرده می تواند بر مرده نماز میت بخواند؟! و اگر می تواند، آیا این خاتمی است که باید نماز میت بر فتنه سبز و موسوی و کروبی بخواند یا کروبی و موسوی باید برای خاتمی و هم قطارانش نماز میت اقامه کنند؟! |
سرانجام نقاب حمایت از وطن و میهندوستی جریانات حامی میرحسین موسوی و ادعاهای این جریان در زمینه حمایت از حقوق مردم ایران کنار رفت و این افراد ماهیت واقعی خود را نمایان کردند. ![]() سایت اینترنتی "کلمه" که به عنوان تریبون رسمی اعلام مواضع آقای موسوی شناخته میشود، در اقدامی عجیب، دست به اجرا و تبلیغ خواستههای گروهکها تجزیهطلب "کومله" و "پژاک" در مناطق غربی کشور زده است و صریحا اعلام کرده که کردستان باید به عنوان یک منطقه "کرد محور" مدیریت شود! این سایت پا را از این هم فراتر گذاشته و به سبک این گروهکهای تروریستی تجزیهطلب، دست به تهیه و توزیع جزوات ضدایرانی آن هم با زبان کردی زده است؛ اقدامی که تاکنون تنها از سوی سایتهای تجزیهطلب و به منظور ایجاد درگیری در میان اقوام ایرانی صورت میگرفت و اکنون اصلاحطلبان هم به این جریان پیوستهاند.
بخشی از جزوه سایت رسمی میرحسین موسوی که برای توزیع در مناطق کردنشین تهیه شده است
تبلیغ جریانهای تجزیهطلب که به دنبال تضعیف جایگاه ایران در عرصه بینالمللی هستند درحالی از سوی این سایت پیگیری شده که جمهوری اسلامی ایران همواره احترام به قومیتها و نژادهای مختلف را در رأس اهداف و برنامهریزیهای خود قرار داده است. احترام و ارزشگذاری مسئولان ایران به قومیتهای مختلف به ویژه کردهای عزیز که در دوران 8 سال جنگ تحمیلی مسئولیت پاسبانی و پاسداری از مرزهای این خاک مقدس را برعهده داشتند، تا حدی است که شبکه استانی کردستان تمامی برنامههای خود را به زبان کردی پخش میکند و گویندگان رسانه ملی با گویش محلی به اجرای برنامه میپردازند؛ موضوعی که ادعای مخالفت جمهوری اسلامی ایران با ترویج زبان و فرهنگ کردستان را به یک لطیفه تبدیل میکند تا یک واقعیت اجتماعی. همین مساله درباره شبکههای استانی آذربایجان، بلوچستان و حتی خوزستان هم صدق میکند.
سایت رسمی آقای موسوی مدعی شده که جمهور اسلامی ایران اجازه ترویج زبان کردی را نمیدهد! درصورتی که اکنون تمامی گویندگان شبکه استانی کردستان با گویش کردی به اجرای برنامه میپردازند
از سوی دیگر، این حرکت عجیب و ضدوطنی درحالی از سوی سایت رسمی میرحسین موسوی صورت گرفته که سران قومیتهای مختلف ایرانی تاکنون بارها و بارها اعلام کردهاند که با هر نژاد و زبان، خود را متعلق با خاک مقدس ایران میدانند و در مقابل گروهکهایی که ادعای تجزیهطلبی به بهانههای قومی و قبیلهای دارند، خواهند ایستاد. گفتنی است پروژه سکتاریزاسیون (تجزیه سرزمینیِ کشورها) یکی از برنامههای رسمی و علنی نظام سرمایهداری برای جلوگیری از استقلال کشورهای درحال توسعه است. در ایران عزیز هم تاکنون گروهکهای متعددی برای ایجاد اینگونه تحرکات ضدایرانی فعالیت داشتهاند که میتوان از گروهک تروریستی ریگی به عنوان معروفترین آنها نام برد که در منطقه جنوب شرقی ایران فعالیت داشت و ادعای برتری قوم بلوچ را ترویج میکرد؛ ادعایی که بارها با مخالفت رسمی سران بلوچ ایرانی روبرو شده است و آنها اعلام کردهاند که ریگی تنها به دنبال ضربه زدن به ایران است، نه برتریجویی بلوچستان. گروهکهای پانترک در آذربایجان، پانعرب در خوزستان و پان کرد در کردستان از جمله این گروهکها هستند که حتی برای ایجاد ناامنی در مناطق فوق، دست به عملیاتهای گسترده تروریستی و به شهادت رساندن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان زدهاند. مدل نوین سناریوی سکتاریزاسیون به این صورت است که پس از ایجاد درگیری قومی (مبتنی بر قاعده انگلیسی تفرقه بیانداز و حکومت کن) در یک منطقه، نیروهای شورشی و جداییطلب را تجهیز، آموزش و سپس مسلح میکنند (مانند اقدامات تروریستی گروهک ریگی در بلوچستان، گروهکهای پژاک و کومله در کردستان). طبیعی است دولت مرکزی هر کشوری هرگز اجازه درگیری مسلحانه را نمیدهد و این گروهکها را سرکوب میکند. سپس رسانهها خبری به میدان میآیند و با استفاده از الفاظی همچون "فاجعه انسانی"، "نسلکشی"، "زیرپا گذاشتن حقوق اقلیتها" و... آن را تا حد ممکن بزرگنمایی میکنند تا سازمانهای بینالمللی فعال شوند و علیه دولت مرکزی بیانیه صادر کنند. به نظر میرسد سایت "کلمه" رسما وارد پروژه تجزیهطلبی خاک ایران شده است؛ سناریویی که فعالان سیاسی وقوع ان را از همان ابتدای شکلگیری آشوبهای خیابانی سال گذشته در تهران پیشبینی کرده بودند |
نگارنده وبلاگ "باید کاری کرد" در آخرین مطلب خود به شکایت از محمود احمدی نژاد پرداخت . در صورت تمایل شما هم می توانید شکایت خود را اعلام نمائید .
به گزارش کلمه وی از زبان فرزند یکی از مسئولین نوشت: من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که با اجرای هدفمند شدن یارانه ها دیگر نانواها آرد شرکت های پدرم را نمیخرند؛ میگویند بی کیفیت است، مشتری هایمان میپرند. آخر کسی نیست بگوید پدر من چه گناهی کرده است. اصلأ پدرم هیچ، به فکر نونخشکیها و نمکیها نیستی که دیگر نان خشک گیر نمیآورند؟!
من از احمدی نژاد شکایت دارم، او به چه حقی اتومبیل خود را برای کمک به مسکن مدد جویان بهزیستی به حراج گذاشته؟ لابد مردم انتظار دارند پدر من هم، هم ماشین 60 میلیونی خود وهم ماشین 50 میلیونی من را برای کمک به مردم بفروشد؟!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که دیگر با اجرای هدفمند کردن یارانه ها من نمیتوانم آب استخر خانهمان را هر هفته عوض کنم!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که به اسم عدالت مسئولین را عوض میکند و میگوید نیاز به تغییر داشت؛ آخر فکر نمیکنید که محبوبیتتان کمتر میشود؟! میخواهی بگویی اگر حق را ببینی نمیتوانی سکوت کنی؟ میخواهی بگویی منافع ملی مهم تر از منافع شخصی و محبویت است؟ برو آقا! ما خودمون ذغال فروشیم!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که به دلیل رسوا کردن عدهای و رسوایی اخبار رسانههای غربی ،مخاطبان شبکه هایی را که پدر من سرمایه گذار آن بود کم و بی اعتبار کرد.
مثلا در برنامه ای که پدرم مدیرش بود ما میگفتیم که در ایران زن ها نمیتوانند از خانههایشان بیرون بیایند، ولی شما برای لجبازی با ما یک زن را وزیر میکنی بی انصاف!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که پرستیژ خبرنگاران حرفهای رسانههای غربی را رعایت نمیکند، سوال آنها را با سوال جواب میدهد و خبرنگار با سابقه، لالمونی میگیرد. نمیگوئید آن خبرنگار را از کار بیکار میکنید؟ او به هزاران امید و پاداش برای به چالش کشیدن تو آمده بود! فکر زن بچه اش نیستی بی رحم!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که مانند اوباما رئیس جمهور آمریکا، قانون همجنس گرایی را برای نظامیان امضا نمیکند. مگر نمیگوئید آزادی است پس کو!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که مدام به فکر آیندگان است. من هم اکنون رفاه میخواهم،آخر اگر من بچه دار نشوم، آیندگان به درد عمه ام میخورد!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که با غنی کردن شهرستانها و نقاط دور دست به آب، برق، گاز، تلفن، مدرسه، بیمارستان، ورزشگاه، اشتغال و مسکن از مهاجرت جوانان شهرستانی برای حضور در تهران جلوگیری کرد تا جمعیت تهران افزایش پیدا نکند و در این صورت دیگر پدر من به بهانه تراکم جمعیت نتواند پول بگیرد و طرح کاهش جمعیت در تهران را ارائه کند.
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که او شأن ریاست جمهوری را شکست و با مردم کوچه و بازار ، جوانان و پیران روستایی هم صحبت شده.
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که او جامعه پزشکی را به سخره گرفته است و به جای روزی 8 ساعت استراحت مفید در روز فقط 5 ساعت استراحت میکند و مابقی را به کار مشغول است. شاید برخی خام اندیشان گمان کنند که این کار پسندیده است و جای گله نیست اما باید به آنها یادآوری کنم کسی که در مسند ریاست جمهوری است وقتی بدین گونه فعالیت کند پس از مدتی به این نتیجه میرسد که وقتی مسئولین می توانند 19 ساعت کار کند، چرا نکند؟ پس باید پدر من 19 ساعت کار کند!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که او هیچ اعتقادی به صنعت گردشگری ندارد، به خارج می رود، از این جلسه به آن جلسه سفر استانی میرود، از این شهر به آن شهر فقط سخنرانی و جلسه و دیدار و ...آیا نباید به عنوان یک مسئول حداقل در ایام نوروز به گردشگری ارج نهاده و در ویلایی در شمال یا کیش و یا ...اقامت گزیند؟
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که در مطبوعات خواندم که طبق بررسی یک مرکز تحقیقاتی، توهین مستقیم به رئیس جمهور در رسانهها در مورد دو رئیس جمهور سابق تنها به تعداد انگشتان دست اتفاق افتاده است. اما در مورد شما تا چند ماه پیش، بیش از هزارو پانصد بار. یاد بگیرید! فضا را مثل گذشتگان آزاد بگذارید تا رسانه ها حرف بزنند، اگر نگذارید حرف بزنند آنها مجبور می شوند توهین کنند!!!
(البته این آمار برای چند سال پیش است)
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که وامهایی که برای برج سازی پدرم بود را قطع کرد و وام آنها را به کشاورزان و دامداران و بیکاران داد!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که شنیدهام فرزندش را به سربازی فرستاده، او که نمی تواند برای فرزندانش کاری بکند و او را به سربازی نفرستد، چطور باید از او انتظار داشت که برای ملت ایران کاری انجام دهد؟
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که به مردم خیانت کرده، از جمله این خیانت ها بالابردن سطح توقعات مردم است. دولت، کار را به جایی رسانده که مردم آن روستای دور افتاده ، آب آشامیدنی بهداشتی می خواهند و مردم آن منطقه برای فرزندانشان شغل طلب می کنند!! آقای رییس جمهور در کجای دنیا سراغ دارید مردم بیمارستان و راه بخواهند؟!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که میخواهد رئیس جمهورهای گذشته را کنف کند. مگر قرار است همه کارهای بزرگی که نیاز کشور است در دولت شما اتفاق بیفتد؟ طرح هدفمند کردن یارانهها، طرح سهمیه بندی بنزین، طرح سهام عدالت، خود کفایی در بسیاری از محصولات، پیشرفت های علمی پزشکی نظامی و... وهزاران طرح که گذشتگان آرزوی آن را داشته اند و انجام نداده اند، به چه معناست؟ میخواهید رئیس جمهورهای گذشته را کنف کنید!حالا که چی! واقعا که!!
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که همه آمارهای شما به گونهای مشکل دارد؟ همه طرح هایی که اجرا کردهاید، حتی عددهایی که بانک جهانی در مورد رشد تولید ناخالص داخلی، افزایش میزان خصوصی سازی، افزایش رشد اقتصادی، افزایش فعالیت های عمرانی و... داده است مشکل دار است. آمارهای شما فاقد اعتبار است، خودتان را اصلاح کنید! هر چیزی که به نحوی به شما ارتباط پیدا کند فاقد ارتباط است. البته بی انصاف نیستیم ضعف ها را می بینیم و حتی آن را برجسته هم میکنیم.
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که شنیده ام زمانیکه شهردار بوده از خانه برایش ناهار میبردند و غذای شهرداری را نمی خورد، این کار نشانه چیست؟ آیا جز استثمار کردن و نادیده گرفتن حقوق زنان چیز دیگری است؟ بیچاره همسرتان که باید صبح زود بیدار میشد و غذا را آماده میکرد و لابد تا شب هم منتظر میماند تا ظرف نشسته را به خانه بازگردانید و بشوید، البته این سرنوشت غمبار و محتوم زن ایرانی است. چگونه می توان از شما انتظار دفاع از حقوق زن را داشت؟
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که از زمان ریاست جمهوری او سفرهای خارج از کشور خانواده ما کم شده است.
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که دیگر در برنامههای ماهواره به جای فیلمهای قشنگ مدام اسم احمدی نژاد را میآورند.
من از احمدی نژاد شکایت دارم چرا که او نظم را به هم زده است وبرخی از برنامهها را که قرار بود در چشم انداز بیست ساله تمام شود، طی 7سال تمام کرد!
این شکایتنامه ادامه دارد...
من از احمدی نژاد شکایت دارم.البته این تنها شکایت شخص من نیست .من ترسی ندارم که خودم را معرفی کنم من پسر ......هستم.یکی از طلبکاران انقلاب
این شکایت نامه را خیلی ها امضا کرده اند.
جمعیت طلبکاران انقلاب، ستاد پیگیری فاصله طبقاتی، انجمن حمایت از سلطنت طلبان، حزب جمهوری فقط ایرانی، بنیاد حمایت از مردم مظلوم اسرائیل، سایتهای خبری سکوت نیوز،حزب باد نیوز، بیبصیرت آنلاین، فقط بکوب نیوز و اهالی روستای فتنه آباد و تفرقهشهر در استان ایرانی ایرانی نخر.
آیا این همه دلایل و امضا برای محاکمه احمدی نژاد کافی نیست؟
ما از قوه قضائیه انتظار داریم تا در اسرع وقت جلسه دادگاه احمدی نژاد را در ملأ عام برگزار کند.
وزیر صهیونیست رژیم پهلوی و قائم مقام حزب رستاخیز می گوید: جنبش سبز، سران خود را که از درون جمهوری اسلامی بودند تغییر داده و ساخته است بنابراین از نگاه ما اشکال اساسی در آنها دیده نمی شود!
کیهان نوشت :داریوش همایون مدتی سخنگوی دولت جمشید آموزگار هم بود و به اعتبار میزان سرسپردگی به رژیم دیکتاتوری و کودتای پهلوی، به قائم مقامی حزب شاه ساخته رستاخیز منصوب شد. وی که طی چند ماه اخیر چندین بار از فتنه گرانی چون موسوی و کروبی و خاتمی با ذکر نام ستایش و حمایت کرده، در مصاحبه با سایت ضدانقلابی تهران ریویو می گوید: جنبش سبز توانست سران خود را که از درون رژیم برخاستند، با این که بسیار سنتی هم بودند، تغییر دهد و بسازد. جنبش سبز در جناح به اصطلاح اصلاح طلب نفوذ کرد که توانست آن آبروریزی ها را برای رژیم راه بیندازد. البته به سران جنبش، رهبران نمی گویند، بلکه می گویند راهبران]![ حتی خود آنها هم می گویند ما رهبر جنبش سبز نیستیم. من اشکال اساسی در رفتار و گفتار سران جنبش سبز در داخل ایران نمی بینم. وقتی از بیرون به اینها نگاه می کنم می بینم که آنها نسبت به بسیاری از کسانی که در بیرون ادعای رهبری دارند یا دیگران سعی می کنند از آنها رهبر جنبش بسازند، انحرافات بسیار کمتری دارند.
سانسورچی ارشد رژیم طاغوت با بیان این که فتنه سبز «سعی کرده دو طیف مذهبی و سکولار را به هم نزدیک کند» می گوید: به نظرم گروه های اپوزیسیون فعال در خارج کشور از این مسائل دور هستند و خیلی متوجه این قضیه نیستند که ما با چه نیروهایی و چه کسانی در داخل ایران سروکار داریم. ما بیرونی ها حرف هایی می زنیم اما این حرف ها ممکن است با گفتمان درون ایران سنخیت نداشته باشد. ما باید با تفاهم بیشتر به سران جنبش در داخل نگاه کنیم تا سران جنبش سبز بتوانند هم رژیم را به چالش بکشند و هم توانایی مصالحه و سازگار شدن با عناصر مختلف را که می توانند به ما خدمت کنند، داشته باشند.
این سلطنت طلب مدعی جمهوری خواهی در عین حال درباره احتمال بازگشت سلطنت به ایران و پهلوی بودن یا نبودن آن گفت: تنها احتمالی که برای برقراری پادشاهی هست، همین پادشاهی پهلوی با سابقه ۵۷ ساله است. اگر خانواده پهلوی را کنار بگذاریم، پادشاهی تمام است دیگر. معنی ندارد ما شخص دیگری را بتراشیم به عنوان پادشاه، چون خانواده پهلوی هست.