بقایای گروهک تروریستی ریگی هم با منافقین همراهی کردند. با توجه به درگیری اخیر تعدادی از خانوادههای ایرانیهای بازداشت شده در اردوگاه اشرف با تعدادی از عوامل گروهک منافقین در کنار این اردوگاه، پایگاههای خبری جندالشیطان با انتشار خبری مستقیم از داخل پادگان اشرف از مظلومیتهای منافقین مطلب منتشر کردند!
این پایگاههای خبری گروهک با انتشار مطالبی با لینک مستقیم از پایگاه خبری منافقین از این گروه حمایت رسانهای کردند و با انتشار اخباری مدعی شدند تعداد زیادی از منافقین زخمی شدهاند. پایگاههای خبری جندالشیطان عشایر عراقی را که به کمک خانوادههای قربانی بازداشت شده در اردوگاه اشرف آمده بودند را مزدوران رژیم ایران نامیدند و برای منافقین مجروح شده ابراز نگرانی کردند.
طی دو سال اخیر ارتباط و همکاری منافقین با گروهک جندالشیطان به شدت زیاد شده و عوامل این دو گروه به صورت مرتب با هم نشستهایی داشتهاند. عبدالمالک ریگی معدوم هم با صدور بیانیهای رسمی از سازمان منافقین حمایت کرده بود.
دنبال راه حل جدیدی گشت. اکثریت مطلق حرکت های سیاسی محکوم به فنا هستند]!![ تعداد پیروزمندان بسیار کم است.| اسپانسر ساخت خانه جدید خاتمی در جماران کیست؟ |
شنیده شده،خانه جدید آقای خاتمی که در بهترین نقطه جماران درخیابان یاسر بنا شده است ، چند میلیاردی خرج روی دست اسپانسر های ایشان گذاشته است.بنابر شنیده های خبرنگار کلمه نیوز گفته می شود ، هدف خاتمی از رسانه ای کردن خبر این منزل چهارطبقه بسیار بزرگ ،شیک و مجهز به نوعی رد گم کردن و فرار از پاسخ به "از کجا وچگونه " بوده است. منابع مطلع اعتقاد دارند ، در واقع خاتمی با دعوت از عناصر مورد توجه رسانه ها و حواشی این نشست ، خبرسبز شدن این منزل چند میلیاردی را در لابلای خبرهای مربوط به میهمانان مفقود نموده و تازگی خبر و سئوالات مطرح را به این شکل عادیسازی کرده است. گفته می شود عاشقان سینه چاک آقای خاتمی در خارج از کشور ، علاوه بر هزینه ساخت این منزل اشرافی ، هزینه های جنجال آفرینی وتوطئه های پیش رو از سوی خاتمی ودیگر اصحاب فتنه را تقبل نموده اند. |
والا اگر منظورشان واقعا مردمسالاری دینی باشد، جمهوری اسلامی ایران مصداق کامل و واقعی آن است و این همه یقه درانی برای عقلانیت جمعی توحیدی معنی ندارد. عقلانیت جمعی توحیدی موسوی و باند او یا همان نسخه جدید لیبرال دموکراسی آنطور که در این جزوه توصیف کرده اند، قرار است که تمام شئون زندگی را پوشش دهد به طوری که تحقق مطالبات اساسی اجتماعی، عمل به پیمان با خدا !، تمهید تدابیر، ساماندهی جامعه، سرعتبخشی زندگی سعادتمندانه، ساختن جهانی آباد، اخلاقمدار و خدامحور، رسمیت یافتن حقوق و تکالیف فردی و اجتماعی، زنده نگه داشتن امر به معروف و نهی از منکر، منزلت واقعی شهروندان، شنیده شدن همه صداها، امکان برقراری نسبتی متعادل بین فرد و جمع، استقرار آمیزهای از اصالت فرد و جمع، ممانعت از استبداد اکثریت، تدبر و تعمق در فضای علمی و کارشناسانه، تعامل در صحنه زندگی اجتماعی، تبیین چیستی و حدود تساهل و مدارا، شکوفایی اندیشه و آزادی بیان، شکوفایی استعدادهای علمی- فنی و اقتصادی، حرمت مالکیت معنوی، شکوفایی و برپایی مکارم اخلاق، تعامل گسترده با جامعه جهانی، رفاه و تکفل اجتماعی، جامعه مبتنی بر عدالت، استقرار زیرساختهای عدالت، اساس هویت مستقل، تعیین سرنوشت فردی و اجتماعی، پاسخگو نمودن جامعه، تبدیل یک منظومه اندیشهای به نظم توحیدی، عمل صالح، میزان دخالت دولت در امور، پیشرفت و تحول، تعیین و تشخیص موقعیت جامعه، کوشش پرنشاط انسان، ساماندهی ملی، تعریف منافع و تدابیر، محکومیت متخلفان، پرهیز از رد و پذیرش مطلق سنت و تجدد، تعیین نقشهای چهارگانه دولت، سامان هنجارها- وفاق اجتماعی- رسیدن به عدالت را فقط از طریق عقلانیت جمعی توحیدی قابل تحقق میدانند ؟! یعنی این عقلانیت جمعی توحیدی چیزی است که همه این مسایل برشمرده شده از طریق آن قابل حل و دستیابی است.
یک عنصر اطلاعاتی و امنیتی میتواند از این مباحث تلویحا براندازی نرم نظام دینی را استنباط کند اما فعلا ما چنین قضاوتی نمی کنیم تا ببینیم آیا مواضع آنها شفافتر خواهد شد؟
دقیقا شش ماه بعد، یعنی در تاریخ 20/7/85 مجددا در جلسه ای با مسئولیت شخصی موسوی، موضوع براندازی نرم نظام را صریحا مطرح می کنند و می گویند: «اسقاط نظام از طریق بازتولید انقلاب 57 غیرممکن است اما پاشنه آشیل نظام ، انقلاب نرم است»!سپس برخی ویژگیهای انقلابهای رنگی را برمی شمارند، مانند گرایشات لیبرالی، دفاع از دموکراسی و حقوق بشر، شکلگیری در کریدورهای قدرت، آشکار و بزرگ کردن تقلب و ... اما وقتی به استراتژیهای و تاکتیکهای انقلابهای نرم میپردازد، ضمیر را به «ما» برمیگردانند و می گویند «تاکتیکهای ما برای براندازی نظام دینی ایران» که این تاکتیکها عبارتند از : 1. با اجتماعات گفتوگو کنیم، 2. مردم باید به علایق غیرمعمول (!) ترغیب شوند (که دکتر امیری توضیح میدهد یعنی امروزی شویم) 3. یاری همگان را بپذیریم (که دکتر مدنی توضیح میدهد ما مرزبندی با هیچ جا نداریم) 4. ماهیت رژیم مستقر را افشا کنید و رازها را بیرون بریزید، 5. باید با تخریب و تحریف، چهره رژیم منفور شود، 6. از شمایل شیعی پرستانه و تقدس آنها پرهیز شود، 7. به هراس اخلاقی دولت دامن بزنید، 8. نامی کوتاه، فانتزی و جوانپسند انتخاب کنید، 9. دختران جوان با لباسهای روشن را در صف جلو قرار دهید، 10. از آوازها و سرودهای دسته جمعی مهیج بهره بگیرید، 11. اماکن عمومی را پارلمان مردم کنید و ...
آقای شکری خب این اسناد بسیار تکان دهنده است، دیدگاه خود موسوی در این جلسات چه بوده و اظهارنظر کرده است؟
موسوی در جلسه 26/7/86، امکان ایجاد چپ جدید را مطرح می کند و میگوید: «برای تغییر، باید ایده جدید ترکیبی از چپ مارکسیستی و اسلام مطرح شود»، «شعارها باید تغییر داده شود» ، «از تجربه اول انقلاب هم (!) میتوان استفاده کرد»
همین موسوی درست شش ماه بعد یعنی در تاریخ 22/1/87 میگوید: «چپ جدید را حذف کنیم و قرائت امام خمینی بیاید»! تقریبا نوعی نفاق فرقانی را از خود بروز میدهد.