فتنه مرد...
«خانه آزادی» در بیانیه ای چند سطری اعلام کرد پس از 4 سال سایت «گذار» را تعطیل می کند.
در این بیانیه اعلام شده که «گذار به دلیل مسائل مالی متاسفانه مجال ادامه فعالیت نیافته است»، اما توضیح داده نشده که منظور از مسائل مالی،فساد مالی وبالا کشیدن بودجه یا کمبود منابع مالی است. «گذار» پس از یک دوره رکود و نیمه تعطیلی، سال گذشته در بحبوحه فتنه سبز فعال شده بود اما پس از علنی شدن مرگ فتنه، گذار هم وارد گذار نهایی به مرحله تعطیلی شد.
یادآور می شود خانه آزادی زیر نظر برخی عناصر اطلاعاتی متنفذ نظیر جیمز وولسی رئیس اسبق سازمان سیا اداره می شود و دارای بودجه رسمی از سوی کنگره و وزارت خارجه آمریکا در زمینه فعالیت های براندازانه و کودتای مخملی است. برخی عناصر ضدانقلاب فرصت طلب با بوکشیدن و اطلاع از این واقعیت که بخشی از بودجه های براندازی در «خانه آزادی» جابجا می شود خود را به این مجموعه نزدیک کرده و «گذار» را راه انداخته بودند اما جمع بندی 4 سال فعالیت آنها از شهریور سال 85 سرانجام ثابت کرد که اختصاص بودجه به این محفل جز حیف و میل دلارهای سبز عایدی دیگری ندارد.
برخی چپ های مارکسیست سابق در کنار شماری از اصلاح طلبان فراری و برخی گروه های دیگر در «گذار» فعالیت می کردند که از جمله آنها می توان به هرمز حکمت، آذر نفیسی، فاطمه حقیقت جو و همسرش محمد تهوری، علی افشاری، محسن سازگارا، فرج سرکوهی، عباس موذنی، مجید محمدی، لادن برومند، سعید پیوندی و ساسان قهرمان اشاره کرد.
این پایگاه اینترنتی بدنام، در جریان حوادث سال گذشته تا مرز آموزش کودتای مخملی و دستور العمل های آشوب خیابانی پیش رفت اما پس از مرگ فتنه، همین سایت اوایل تیرماه 1389 تاکید کرد: «جنبش سبز در حال جدال با خاموشی است، نخستین نشانه خاموشی، در اوایل پاییز گذشته به هنگام بازگشایی مدارس و دانشگاه ها بود که تظاهرات خیابانی به طور ناگهانی فروکش کرد و سبب نگرانی و دلسردی شد. ماجرای روز عاشورا (6 دی) برای مقابله با این رکود بود اما دومین مهار از سوی اصلاح طلبان در روز 22 بهمن زده شد و فرصت تاریخی با یاس و ناامیدی از کف رفت. افت مبارزات خیابانی پس از این روز و لغو راهپیمایی 22 خرداد از سوی موسوی و کروبی، روشن کرد که نباید به امید اصلاح طلبان و راهبردهایشان ماند و از سوی دیگر، آشکار کرد در شرایط فعلی راهپیمایی خیابانی با وقفه های طولانی و شبکه ها و سازماندهی و تاکتیک و راهبردهای ناکارآمد و نامشخص، کارایی ندارد».
هجرت مردمدار بی هیاهو |
روزی که سید ابوالقاسم عجائبی از آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی خواست تا برای مسجدش در بالای شهرطهران، امام جماعتی معرفی کند دو شرط گذاشت. او به دستور آقای خویی به تهران آمد تا امام مسجد "سادات" باشد. وقتی "سیدعلی" به تهران می آمد، آیت الله خویی به او یک نصیحت کرد. گفت: " سید! تو را برای مسجدی به نقطه ای از طهران می فرستم که فقط با نشستن و درس گفتن و نماز خواندن نمی توانی تبلیغ دین خدا را بکنی. پس باید مردمدار باشی و برای مردم..." این نصیحت، نگین مشی و مرام آقاسید شد و از 1342 تا امروز او شد:" سید مردم و مردم شدند، زندگی سید" این تعبیرعمیق آیت الله سید رضی شیرازی درباره مرحوم آقا سیدعلی هاشمی گلپایگانی است که دیروز صبح از محله یوسف آباد تهران پرکشید. این سید، درسش درس است آغاز زندگی دنیایی او را درسال 1310 هجری شمسی نوشته اند. 80 سال پیش بود که "آقا سیدعلی" در بیت مرجع بزرگ شیعه، مرحوم آیت الله سید جمال الدین هاشمی گلپایگانی متولد شد. پدر بزرگوارشان علاوه بر علم و فقاهت دارای مراتب عالیه در سیر و سلوک و تهذیب نفس بود. بزرگ مردی که در حوزه علمیه نجف اشرف از محضر درس فقه و اصول مرحوم آیت الله خویی بهره ها برد و به دعوت آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی به تهران مهاجرت کرد و امام جماعت مسجد سادات یوسف آباد شد. جلسات فقه و اصول و تفسیرش که دو گروه بانوان وآقایان را دربر می گرفت، در خانه تشکیل می شد. خانه ساده اش در حاشیه میدان کلانتری، محل درس علم آموزان بود و مامن مردم کوچه و بازار. علامه محمد تقی جعفری روزی درباره درس ایشان گفته بود: " این سید که از نجف آمده به تهران و فقه و اصول می گوید، درسش، درس است. اصول می خواهید بروید پای درس سید علی گلپایگانی" جهان انسانیت، تو را از دست داد دیروز آیت الله سید رضی شیرازی وقتی وارد خانه سید شد، با صدای بلند گریه می کرد. وقتی بالای سر پیکر سید رسید، گفت: " سید! مردم این محله چه کنند بی تو؟ درخانه که را بزنند که کمکشان کند؟ ... دیگر اشک امانش نمی داد که روی زمین نشست و گفت چه بگویم . نمی دانم بگویم یوسف آباد، بگویم تهران، بگویم ایران تو را از دست داد. نه آقا جهان انسانیت، یکی از شریف ترین انسان های روزگار خود را از دست داد.... "
آیت الله سید رضی شیرازی استاد برجسته فلسفه حوزه در حالی که مداوم گریه می گرد، گفت: " من چه بگویم از این عالم بزرگ که زندگی اش مردم بود و مردم زندگی اش شد. آنچه در تمام این سال ها در جوار ایشان یافتم، سلامت ایمان و اعتقاد بود که تجلی اش در زندگی اجتماعی ، مردم دوستی و فداکاری برای مردم بود. مردی که خودش می خواست ناشناخته بماند ولی مردم و اهل حقیقی ایمان او را به خوبی می شناختند."
کارمزد را حرام می دانست پیش از انقلاب با هر چه در توان داشت برای ارسال اعلامیه های امام (ره) تلاش می کرد. با ایجاد کمیته های مردمی او سرپرست کمیته منطقه 3 شد. "سید جلال عجائبی" متولی مسجد سادات که از سال 43 در خدمت آیت الله بوده است می گوید: در آغاز انقلاب تمام دغدغه اش یک کلام بود. اینکه " مبادا کمیته ها عملی انجام دهند که موجب حق الناس شود. " اگرچه آیت الله گلپایگانی در آغاز انقلاب به مدت سه سال نماینده امام خمینی در حج بودند اما پس از آن ایشان دیگر هیچ مسئولیت سیاسی را برعهده نگرفتند.
عجائبی از ویژه گی های خاص مدیریت ایشان در مسجد می گوید:" وقتی صندوق قرض الحسنه مسجد راه افتاد، ایشان همه را جمع کردند و گفتند حق ندارید از مردم کارمزد بگیرید . کارمزد حرام است. " هرچه پول درخانه بود، انفاق کرد روحانی ای که بسیاری مواقع، مسیرخانه تا مسجدش را پیاده می رفت تا در راه به مردم برخورد کند و از حال آنان بپرسد. این را حاج علی رضا قیومی می گفت و کسبه محل شهادت می دهند که :" در سلام کردن به کوچک و بزرگ، پیش دستی می کرد. با جوان و پیر محل، خوش خلق بود و مهمتر آنکه خوش داشت تا مردم مشکلات مادی و غیر مادی شان را به او بگویند و تا رفع آن مشکل را پی جویی می کرد." سیدعبدالهادی، فرزند ارشد آیت الله می گوید: "بذل و بخشش پدر زبانزد بود. در حالی که خودش چیزی نداشت. یک بار یکی آمد خانه ما و مشکل مالی داشت. مشکل را که مطرح کرد، حاج آقا هرچه پول درخانه بود به ایشان داد. خود فرد از این کار ایشان تعجب کرد. بعد به ما گفتند اینگونه باید انفاق کرد. انفاق کنید، خدا برمی گرداند." روح پر فتوح او صبح سه شنبه 28 دی ماه بعد از مدت ها بیماری، به ملکوت اعلی پیوست و چهارشنبه صبح 29 دی در میان خیل مشتاقانش تشییع می شود. |
شده ایم سوژه طنز حسین شریعتمداری! |
در این روزها روزنامه کیهان به مدیریت حسین شریعتمداری خیلی علاقه مند است بالاترین تعطیل شود. وی چند روز یک بار مطلبی بر علیه بالاترین و اعضاء آن می نویسد.اگر دو کاربر در بالاترین مطلب بر علیه هم بزنند فردا روزنامه کیهان چاپ می کند. فارغ از اینکه حتما چند کاربر نفوذی دارد و... کلمه : کاربران بالاترین که این روزها به شدت با افت کاربر و مخاطب مواجه هستند دست به هر اقدامی می زنند تا شاید آب رفته را به جوی بالاترین برگردانند.
|
آنها از ما توصیه نمیخواهند؛ نانشان در ایجاد اختلاف است |
این میزان تأکید بر روی یک مسئله آن هم در یک دوره زمانی محدود از سوی رهبر انقلاب کمنظیر به نظر میرسد و البته این میزان بیتوجهی به فرمایشات ایشان نیز! مقام معظم رهبری بارها و بارها لب به سخن گشودند، گاه با لحنی ارشادی، گاه با لحنی هشدارآمیز و گاه با بیانی گلایهگونه باب این بحث را پیش کشیدند؛ اما گویا حتی عدهای که خود را داعیهداران ولایتمداری نیز دارند، ترجیح دادند از کنار این بیانات بهسادگی عبور کنند. ![]() به گزارش کلمه ، اکنون رهاورد این بیتوجهی، حاکم شدن گفتمانی صددرصد سلبی در فضای سیاسی کشور است که بر مبنای آن همه جریانهای سیاسی از سوی رقیب به عناوینی نظیر ضد ولایت فقیه، منحرف، فاسد، ظالم، بیبصیرت، بانی فتنه دوم و... متهم میشوند! هر جریانی در این فضا میکوشد تا با نفی رقیب، اثبات خود را نتیجه بگیرد و با مدیریت افکار عمومی، توپِ اتهام را در میدان حریف بیاندازد! در این شرایط همه مسئولین نظام فاسدند و غیر قابل اعتماد! |