بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

عصبانیت کروبی از دیدار هاشمی رفسنجانی و خاتمی

 عصبانیت کروبی از دیدار هاشمی رفسنجانی و خاتمی
 
پس از اطلاع مهدی کروبی از دیدار سید محمد خاتمی باهاشمی رفسنجانی، او ضمن برآشفته شدن تصریح کرده ‌است که خاتمی‌‌ همان کسی بود که مدام از سیاست‌های هاشمی گلایه داشت، حال چه شده این‌ها با هم می‌نشینند.

به گزارش کلمه ، چند روز پیش، رسانه‌های خبری از دیدار رئیس مجلس خبرگان با یکی از متهمان اصلی فتنه ۸۸ خبر دادند؛ خبری که در آن اشاره شده بود که «سید محمد خاتمی» اخیرا با آقای هاشمی رفسنجانی دیدار کرده است.

در همین راستا، امروز سایت «ندای انقلاب» در خبری نوشته است که پس از اطلاع مهدی کروبی از دیدار سید محمد خاتمی باهاشمی رفسنجانی، او ضمن برآشفته شدن تصریح کرده ‌است که خاتمی‌‌ همان کسی بود که مدام از سیاست‌های هاشمی گلایه داشت، حال چه شده این‌ها با هم می‌نشینند.

گفته می‌شود کروبی دیدار این دو را تلاشی برای سلسله اقداماتی برای مصادره جریان سبز عنوان کرده و گفت که باید تکلیف ما با خاتمی در بسیاری از حوزه‌ها مشخص شود.

در این زمینه برخی فعالان سیاسی بر این باورند نگرانی کروبی در این زمینه ناشی از رودست خوردن توسط خاتمی و موسوی بوده و لذا باید در موضع گیری بعدی وی شاهد برخی انتقادات از دوران سازندگی بود.

هدف دیدار خاتمی با هاشمی چه بوده است؟

رئیس مجلس خبرگان در شرایطی از آقای خاتمی میزبانی کرده که اظهارات مشابه او و رئیس بنیاد باران در روزهای اخیر موجی جدیدی از انتقادات را متوجه آقای هاشمی کرده است.

شاید دیدار اخیر هاشمی رفسنجانی با آقای خاتمی هم به حساب‌‌ همان برنامه ریزی و هماهنگی سیاسی مشترک گذاشته شود؛ اگر این دیدار پس از رسانه‌ای شدن سخنان مشابه رئیس مجلس خبرگان و رئیس بنیاد باران برگزار شده باشد، احتمالا تلاش کرده است از شدت انتقاداتی که به اظهارات مشابه آقای هاشمی و رئیس بنیاد باران شده بکاهد و در عین حال برنامه بهتری را ارائه کند.

همسو با این رویداد‌ها، درخواست‌های ناظران سیاسی هم برای پاسخگویی آقای هاشمی پیرامون اخباری که هر از چند گاهی به رسانه‌ها درز می‌کند، افزایش پیدا کرده است.

افشای جزئیات شنبه سیاه مجمع تشخیص

 افشای جزئیات شنبه سیاه مجمع تشخیص

 

به دنبال اختلاف نظرهای پیش آمده بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در خصوص برخی مواد برنامه پنجم، مسئله در روزهای سه شنبه 21 دیماه و شنبه 25 دیماه در مجمع تشخیص مصلحت مطرح شد.

به گزارش کلمه ، در خصوص این جلسه و اتفاقاتی که در آن رخ داد، سئوالات و روایت‌های مختلفی از جلسه مطرح است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. علی اصغر زارعی نماینده تهران بر اساس گفتگویی که با برخی از اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام داشته، گزارشی از این جلسه را جهت انتشار در اختیار هفته‌نامه 9 دی قرار داده است. با این حال، به‌نظر می‌رسد مسئولان امر در مجمع تشخیص مصلحت باید با ارائه گزارشی از این جلسه، به ابهامات پاسخ دهند.

در نشست روز سه شنبه موضوع اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان در دستور کار قرار گرفت. مجلس شورای اسلامی بر معرفی رییس بانک مرکزی توسط رییس جمهور و رای اعتماد نمایندگان تاکید داشت و شورای نگهبان این کار را بر خلاف قانون اساسی می دانست. قبل از طرح موضوع، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام قصد داشت نظری که از سوی دفتر رهبر انقلاب به ایشان ابلاغ شده بود را اعلام نماید که متاسفانه با بهانه‌جویی برخی از اعضای ذی نفوذ مجمع تشخیص و از جمله رییس مجمع و رییس مجلس مواجه می شود تا جایی که اعلام می کنند در این خصوص اطلاعات کافی دارند و نیازی به طرح آن نیست!

با اصرار آنها مجمع وارد بررسی موارد اختلافی بین مجلس و شورای نگهبان می‌شود و علی‌رغم اینکه یکی از اعضا در قالب تذکری نظر رهبر انقلاب را از روی برگه‌ای قرائت می‌کند، اما باز به دلیل اصرار بعضی از اعضا مبنی بر حل موضوع توسط آنها در نهایت، اعضای مجمع در جمع‌بندی به نظر سومی می‌رسد که نه نظر مجلس است و نه نظر شورای نگهبان، یعنی انتخاب رییس بانک مرکزی با رای روسای سه قوه! با خروج دو نفر از اعضا در اثنای جلسه، به هنگام رای‌گیری رسمیت جلسه به دلیل نصاب نداشتن با تردید مواجه و رای‌گیری به نشست روز شنبه بعد موکول می‌شود.

در جلسه شنبه نیز اطلاعات دقیق در اختیار اعضای مجمع قرار نمی‌گیرد و همچنان برخی از اعضای ذی نفوذ مجمع بر نظرات خود و عدم اشکال در روش جلسه تاکید می کنند! و در نهایت با 18 رأی موافق و 17 رأی مخالف انتخاب رییس بانک مرکزی به دو رای از سه رای روسای قوا سپرده می شود که البته این برخلاف نظر رهبری بوده است. با اطلاع رسانی به موقع محسن رضایی دبیر مجمع به مراجع بالاتر و تصمیم بر عدم اعلام خبر و مصاحبه دبیر با صدا و سیما، متاسفانه مصوبه مجمع در سایت‌ها و نشریات نزدیک به علی لاریجانی و هاشمی رفسنجانی رسانه‌ای می شود ولی در عین حال محسن رضایی طی مصاحبه ای اعلام می کند که نظر مجمع در این خصوص تا آخر هفته اعلام می گردد! از سوی دیگر به دنبال نامه دکتر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب که در آن مصوبه مجمع تشخیص را معضلی بر سر راه مدیریت مالی و پولی دولت معرفی می کند، رهبری انقلاب طی نامه دیگری به مجمع تشخیص مصلحت نظام، بررسی این موضوع به عنوان یک معضل را به مجمع واگذار می کند با این تفاوت که مصوبه مجمع باید بگونه ای باشد که انتخاب رییس بانک مرکزی همچنان در حوزه اختیارات رییس قوه مجریه قرارگیرد. نهایتا نیز این موضوع توسط دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام رسمی شد.

از آنجا که مشروح این مذاکرات به صورت عمومی منتشر نشده، به نظر می‌رسد که لازم است مشروح مذاکرات این دو جلسه در اختیار عموم قرار گیرد. در عین حال اکنون چند ابهام در افکار عمومی مطرح است که شاید پاسخگویی به آنها برخی از نکات را بر طرف سازد:

1. آیا طبق اصل 112 قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت نظام می تواند با کنار نهادن نظر مجلس یا شورای نگهبان، نظر سومی را مطرح کند و به عبارت دیگر قانونگذاری نماید؟ این اقدام مجمع، مجددا جایگاه و محدوده اختیارات آن را در افکار عمومی با سئوال مواجه کرده است.

2. آیا اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام از نظر رهبری انقلاب در خصوص این موضوع اطلاع داشتند و چنین تصمیم گرفته اند و اگر نداشتند، چه عواملی باعث شده تا آنها بی خبر بمانند یا به صورت جهت دار به سمت چنین تصمیمی راهنمایی شوند؟

3. موضوع ماده 80 قانون پنجم برنامه شباهت‌هایی با مصوبه مجلس مشهور به یکشنبه سیاه پیدا کرده است. در آن مصوبه جنجالی نیز علی رغم اطلاع آقای لاریجانی از نظر رهبری در خصوص وقف، مجلس به تصمیم دیگری رسانده شد. هر چند نمایندگان دو روز بعد با مصوبه دیگری اشتباه خود را جبران کردند ولی متاسفانه جایگاه مجلس با خدشه جبران ناپذیری مواجه شد و در نهایت نیز موضوع با ورود صریح رهبری و متوقف کردن وقف اموال دانشگاه آزاد حل شد. در این مورد نیز مجمع تشخیص به شکلی مدیریت می شود که در نهایت، عملکرد آن با علامت سئوال مواجه می گردد و به جایگاه آن خدشه وارد می شود.

4. رییس مجلس برای به تصویب رساندن این قانون در مجلس بارها و بارها آیین نامه داخلی مجلس را نقض کرد و چندبار مجلس را به تنش کشاند. در خصوص نحوه اداره جلسه و رفتارهای خلاف قانون رییس مجلس درباره موضوع بانک مرکزی -که حتی اکثر اعضای هیات رییسه هم با آن مخالف بودند- بیش از 30 تن از نمایندگان مجلس به کمیسیون اصل 90 شکایت کرده اند. این برای بار چندم است که رفتار غیر قانونی رییس مجلس با شکایت نمایندگان به کمیسیون اصل 90 کشیده می شود و البته رییس مجلس با مقاومت در برابر قانون تاکنون اجازه قرائت گزارش آن را نداده است.

5. رییس محترم مجلس در جلسه غیر رسمی و غیر علنی سه شنبه هفته گذشته، گزارشی از مذاکرات مجمع تشخیص ارائه داد، هر چند این گزارش جامع و کامل نبود اما انتظار می رفت که مطالب گفته شده دقیق باشد که متاسفانه چنین عنوان شد که رهبری انقلاب موضوع تعیین رییس بانک مرکزی را به عنوان یک معضل به مجمع ارائه داده اند در حالی که در مصاحبه دبیر مجمع تشخیص نظام به صراحت عنوان شده که رهبری انقلاب در خصوص نحوه تعیین رییس بانک مرکزی، تعیین تکلیف کردند و بخش های دیگر برای ارائه نظر کارشناسی و مشورتی به مجمع ارجاع شده. انتظار این است که مجموع اطلاعاتی که به نمایندگان ارائه می شود، کامل، دقیق و صحیح باشد.

6. اگر این اخبار درست باشد -که ظاهرا هست- این نکته مطرح می شود که مجمع تشخیص مصلحت نظام، شأنیت و جایگاهی غیر از قرار گرفتن در ذیل سایه ولایت فقیه ندارد. با این حساب، به چه دلیل برخی از افراد متنفذ در مجمع تشخیص علی‌رغم علم و اطلاع از نظر رهبری، بر طراحی برای به کرسی نشاندن نظر خود و خبری کردن آن اصرار داشته اند؟ آیا این رفتار با شعار قانونگرایی و تبعیت از ولایت فقیه که دائما از سوی آنها سر داده می شود، سازگار است؟ آیا این اقدام با تاخیر چند روزه احمدی نژاد در خصوص عمل به مرقومه رهبری در خصوص تغییر معاون اول -که ما نیز در آن ایام انتقاد جدی به آن داشتیم- قابل مقایسه است!

به یقین این گونه رفتارها از چشمان تیزبین مردم انقلابی و خواص با بصیرت مغفول نخواهد ماند اما آیا رفتار خواص مردود در فتنه 88 و رویگردانی مردم از آنها کافی نبود تا همه ما به این نکته مهم پی ببریم که در ایران اسلامی، عیار سنجش رفتار مسئولان با میزان عمل نسبت به اوامر ولایت فقیه سنجیده می‌شود و نه به شعارها و مصاحبه‌هایی که می‌کنند.

کشف انبار احتکار کالا متعلق به بهائیان

کشف انبار احتکار کالا متعلق به بهائیان

طرح هدف مندی یارانه که بدرستی می توان از آن به یک طرح بزرگ اقتصادی یاد کرد از پیش از اجرایی شدنش با برنامه و هجمه های مختلف خارجی و داخلی رو به رو شده است.

به گزارش کلمه ، در همین راستا در پی کشف چند انبار احتکار کالا ابعاد جدیدی از برنامه ها برای زمینگیر کردن این طرح بدست آمده است.


گفته می شود در بازرسی از تعدادی از انبارها گرچه برخی اقلام شامل مواد غذایی و محصولات نفتی کشف شد و قاعدتا عمده آنها مربوط به سود جویی های شخصی بوده اما با بررسی های دقیق صورت گرفته مشخص شده که صاحبان تعدادی از این انبارها بهائی بوده و بر اساس یک برنامه تشکیلاتی به احتکار کالا در این زمینه پرداخته اند.


در این زمینه یک آگاه به کلمه گفت : در بررسی پرونده این افراد بهائی آن ها گفته اند که این اقدامات را طبق دستور العمل تشکیلات انجام داده و هدف اصلی ایجاد نگرانی عمومی در زمینه کمبود برخی از اقلام در جامعه بوده است.

هیچ چیز تصادفی نیست

 هیچ چیز تصادفی نیست
 
رهبر از احوال جسمی خانم دکتر می‌پرسد. دویست ترکش توی بدن خانم دکتر، رهبر را هم به  
تعجب می‌اندازد. اما وقتی از ترکشی می‌گوید که در کنار قلبش جا خوش کرده، رهبر را می‌برد به 30سال پیش؛ روزی که خودش را ترور کرده ‌بودند: «توقع این که من زنده بمونم نبود. وقتی به هوش می‌آمدم، به نظرم می‌رسید دارم می‌رم. مرگ رو می‌دیدم.»

کلمه: حضرت آیت‌‌الله العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، پنج‌شنبه شب گذشته (سی‌ام دی‌ماه)، با حضور در منزل شهید دکتر مسعود علی‌محمدی و شهید دکتر مجید شهریاری، با خانواده‌های این دانشمندان شهید دیدار کردند. آنچه در پی می‌‌آید، حاشیه‌هایی است از این دیدار که پایگاه اطلاع‌رسانی معظم‌له آن را منتشر می‌کند:

فرقی نمی‌کند استاد دانشگاه باشد یا خانه‌دار؛ به هر کسی بگویند میهمانی که وارد خانه‌اش می‌شود، رهبر است، دست و پایش را گم می‌کند. با این‌که خانه را به خاطر همین میهمان‌ها تر و تمیز کرده و میوه و شیرینی را هم آماده، اما باز هم انگار حس می‌کند چیزی کم است.

همسر دکتر مجید شهریاری هم از این قاعده مستثنی نیست. هرچند چهره بسیار آرامی دارد، اما از وقتی خبر را شنیده مرتب این طرف و آن طرف می‌رود؛ با همان عصایی که به خاطر ماجرای ترور مجبور شده در دست بگیرد. اولین چیزی هم که درست می کند، قاب عکس استاد شهریاری و چند نفر از همکارانش است: «اگه قراره این فیلم رو جایی پخش کنید، بذارید این قاب رو بردارم. چون عکس یکی دیگه از دانشمندان هم توش هست.» حواسش هست که مبادا خاطره تلخ خودش، برای کس دیگری تکرار شود. اما توی قاب، دکتر دارد می‌خندد؛ مثل بقیه اطرافیانش که با او عکس یادگاری گرفته اند. گوشه قاب هم نوشته: «یاد آن روز به خیر... همه می خندیدند.» عکس برای بهار همین امسال است.

رهبر که وارد می‌شود، پسر دکتر به استقبالش می‌رود. همسر دکتر اما، کنار مادر و دختر شهید، نشسته روی مبل. نمی‌تواند جلوی رهبر بلند شود. پایش را گذاشته روی میز جلویش و پارچه‌ای انداخته روی آن. همان‌طور نشسته خیرمقدم می‌گوید. استخوان‌های پایش در اثر انفجار خُرد شده؛ اما خودش نه. صورت زخمی‌اش پر است از صلابت زینبی. انگار نمی‌خواهد کسی غم سنگین دلش را در چهره‌اش بخواند. دقیقا به همین دلیل هم پس از انفجار، در بیمارستان خواسته بود که هیچ خبرنگاری بالای سرش نرود: «آخه من زخمی بودم و داغدار. ممکن بود حرفی بزنم که دشمن سوءاستفاده کنه.»

رهبر که قبلا صحبت‌های همسر شهید را از تلویزیون دیده، تقدیری از شهید و خانواده‌اش می‌کند: «شهادت دکتر شهریاری، آبرویی داد به جامعه علمی کشور. شهادت همچنین شخصیت برجسته و مورد قبولی، به دشمن نشان داد که در محیط علمی جمهوری اسلامی، اینجور شخصیت‌ها و انگیزه‌هایی وجود دارد.»

و بعد هم از مقام شهید می‌گوید و از عنایت الهی که موجب تسلی بازماندگان است: مهم‌ترین تسلایی که انسان در اینجور حوادث به خودش می‌دهد این است که میداند خدای متعال برای این جانفشانی‌ها و این شهادت‌ها و این خون‌های به ناحق ریخته شده، ثوابهایی را معین و مدون کرده که به ذهن ما هم خطور نمی‌کند! به قدری این مقامات و درجات الهی، عالی و غیرقابل توصیف است که ما اصلا نمی‌توانیم درک کنیم؛ و مطمئن باشید ایشان الان در بهترینِ حالات است، که هر مومنی و هر انسان صالحی، اگر چنانچه اندکی از آن مراتب را با  بتواند با دیده‌ی بصیرت خودش ببیند، آرزو می‌کند که ای‌کاش ما به همین سرنوشت دچار بشویم. و  الحمدلله رب‌العالمین  ایشان (شهید شهریاری) وضعشان اینطور است؛ و بزرگترین تسلی این است.
لکن تسلای دومی هم وجود دارد و آن قدردانی مردم است. دیدید که مردم ما چه قدردانی و چه ارزش‌گذاری کردند از این شهید بزرگوار.»

خانم دکتر که در دانشگاه هم همکار دکتر شهریاری بوده، می‌‌رود سراغ خاطرات همسرش: «نماز شبش به‌راه بود. حتی شب عروسی هم سجاده نماز شبش جمع نشد.» می‌‌داند که همه می‌دانند همسرش از دانشمندان طراز اول مملکت بوده، دیگر چه اهمیتی دارد که رتبه‌2 کنکور بوده و مهندسی برق دانشگاه امیرکبیر خوانده، یا نمره درس ریاضی2 را 19.5گرفته؛ درسی که تقریبا هر مهندسی سابقه یکی‌دوبار افتادن در آن را دارد.

دوست دارد مردم از دین و ایمان همسرش هم بدانند: «سرپرستی مالی چند خانواده رو برعهده داشت. تازه، مطمئنم خیلی‌هاش رو هم ما خبر نداریم.» بعد هم از تأسیس صندوق قرض‌الحسنه مسجد و چند کار دیگر می‌گوید. مطمئن است که شهادت دکتر به خاطر این تزکیه نفس بوده، نه آن مدارج علمی. این تلقی را رهبر هم تأیید می‌کند.

رهبر از احوال جسمی خانم دکتر می‌پرسد. دویست ترکش توی بدن خانم دکتر، رهبر را هم به تعجب می‌اندازد. اما وقتی از ترکشی می‌گوید که در کنار قلبش جا خوش کرده، رهبر را می‌برد به 30سال پیش؛ روزی که خودش را ترور کرده ‌بودند: «توقع این که من زنده بمونم نبود. وقتی به هوش می‌آمدم، به نظرم می‌رسید دارم می‌رم. مرگ رو می‌دیدم.»

رهبر اینها را که می‌گوید، به دست راستش اشاره می‌کند؛ یادگار همان ترور: «وقتی خوب شدم، با خودم گفتم حتما علتی داشته؛ خدای متعال از من توقعی داشته. همون موقع به امام(ره) هم گفتم این حرف‌ها رو. البته اون موقع فکر می کردم به خاطر جبهه و جنگ و این‌جور چیزهاست. شما هم همین فرض رو بکنید. اگر ترکشی تا نزدیکی قلب می‌ره و وارد قلب نمی‌شه، اتفاقی نیست. می‌شود گفت که تصادفیه، اما همه تصادف‌ها با اراده الهی صورت می‌گیره. حتما خدا توقع دارد کاری بکنید. زمینه‌اش هم هست. هم زمینه فعالیت علمی دارید، هم دانشجویان و جوانان زیادی زیر دست شما هستند.»

خانم دکتر که فرصت را مناسب دیده نکته‌ای را برای حفاظت بهتر از دانشمندان مطرح می‌کند و می‌گوید: «من راضی‌ام به رضای خدا. مطمئنم که این شهادت، تقدیر مجیدم بود. برای خودم نمی‌گویم. اما می‌خواهم که بیشتر مواظب دانشمندان دیگر باشند.» بعد هم می‌شنود که رهبر این دستور را قبلا داده.

درددل‌ها که تمام می‌شود، رهبر به رسم همیشه، قرآنی را به همسر و مادر شهید هدیه می‌کند. اما جمله یادگاری رهبر، این بار کمی با یادگاری‌های دیگر متفاوت است؛ درحد یک کلمه: «بسم الله الرحمن الرحیم. اهدایی به خانواده‌ی دانشمند شهید عزیز؛ آقای دکتر مجید شهریاری. سیدعلی خامنه‌ای. 89/10/30» و انگار تمام ماجرا در همین یک کلمه‌ «دانشمند» بود تا برای خیلی ها ثابت شود که در باغ شهادت هنوز باز است.

رهبر با خانواده شهید شهریاری خداحافظی می‌کند و می‌رود به منزل «دانشمند شهید» بعدی؛ دکتر علی‌محمدی. این شهید هم فقط دو فرزند داشته، یک پسر و یک دختر؛ که با مادرشان به استقبال رهبر می‌آیند.

رهبر در اینجا هم تسلی خاطری به خانواده شهید می‌دهد: «شهادت یعنی کشته‌شدن در راه آرمان بلند و الهی، به‌وسیله دشمنان این آرمان. این را به هرکسی نمی‌دهند. این پاداش را فقط به کسانی می‌دهند که مستحق باشند.» این نکته اولی است که رهبر آن را مایه تسلی خاطر بازماندگان می‌داند و بعد به نکته دومی هم اشاره می‌کند: «قدردانی مردم از زحمات شهید»

بعد هم کمی از پاداش شهید می‌گوید: «به مجرد این که شهید روی زمین افتاد، قبل از آن که به آن دنیا برود، ملائکه به استقبالش می‌آیند و به او مژده می‌دهند. او همه اینها را با همین چشم مادی می‌بیند. خدا هم همه گناهانش را می‌بخشد.»

همسر شهید علی‌محمدی هم از خاطرات همسرش می‌گوید. از این که آمادگی شهادت داشت و می‌گفت خیلی از شب‌ها خواب می‌بیند که به سویش تیراندازی شده. از این که چه فضای معنوی خاصی را در سفر حج برایش ایجاد کرده بود: «توی صفا و مروه می‌گفت خودت را بگذار جای هاجر. ببین چه حسی داری و توی رمی جمرات می‌گفت فرض کن جای حضرت ابراهیم(ع) بودی و می‌خواستی فرزندت را ببری به قتلگاه. آن‌وقت شیطان وسوسه‌ات می‌کرد...» رهبر هم توصیه می‌کنند که این روحیات معنوی را حفظ و به دیگران منتقل کنید.

موقع رفتن می‌شود و جمله همیشگی رهبر در این دیدارها: «خب خانم! مرخص فرمودین؟» و همسر شهید جواب می‌دهد: «افتخار دادید به ما.» اما رهبر می‌گوید: «ما به شما افتخار میکنیم. به شما همسر صبور و دانای شهید.»