پیام جدید خاتمی به میر حسین
خاتمی در این پیغام ها سعی در متقاعد کردن موسوی برای پرهیز از تندروی داشته و تصریح کرده ،چه لزومی دارد که پس از گذشت بیش از یکسال و نیم از انتخابات مجددا موضوع تقلب مطرح شود.

به گزارش کلمه،وی با بیان اینکه در شرایط کنونی بهره گیری از منافذ قدرت باید در دستور کار قرار گیرد گفته است،ما در این شرایط نیاز به یک فضای آرام برای انتخابات آتی داریم و باید به سمت حرکت و رفتار در برخی چارچوب ها برویم.
گفتنی است این اقدام در حالی صورت می پذیرد که پیش از این سید محمد خاتمی دیداری با آیت الله هاشمی رفسنجانی داشته و رایزنی هایی را برای خارج شدن اصلاح طلبان از فضای انفعال و چگونگی حضور در عرصه سیاسی کشور انجام داده بود.
| هماهنگی معنادار برای هجمه به دولت در زمان اجرای هدفمند کردن یارانهها |
نگاهی اجمالی به موضوعاتی که توسط این رسانهها به جنجالهای خبری تبدیل شدهاند، نشان از تایید مدعای کارشناسان مبنی بر مدیریت مرکزی این رسانهها توسط یک جریان خاص دارد. ![]() کلمه: فعالان سیاسی با اشاره به تبلیغات رسانهای که در مقاطع مختلف علیه دولت و اقدامات آن صورت گرفته، تاکنون بارها از وجود یک شبکه منسجم و هدفمند در زمینه تخریب وجهه اجتماعی و مردمی دولت در میان یک جریان خاص سیاسی خبر دادهاند. این مساله به ویژه در ماههای اخیر که همگام با اجرای طرح ملی هدفمند کردن یارانهها صورت گرفته، شتاب فزایندهای را به همراه داشته است؛ تا جایی که مسئولان مختلف و مراجع رسمی از تشکیل ستادهای رسمی فتنه اقتصادی خبر دادند. نگاهی اجمالی به موضوعاتی که توسط این رسانهها به جنجالهای خبری تبدیل شدهاند، نشان از تایید مدعای کارشناسان مبنی بر مدیریت مرکزی این رسانهها توسط یک جریان خاص دارد. از "صندوق توسعه ملی" تا "بانک مرکزی" اخبار منتشر شده در رسانهها حاکی از آن است که جنجالها بر سر مدیریت نهادهای اقتصادی به عنوان پایههای مهم اجرای طرح تحول اقتصادی، حتی دامنگیر صندوق توسعه ملی و بانک مرکزی هم شده است. در روزهای اخیر روش ساز و کار ریاست بانک مرکزی، محل اختلاف مجلس شورای اسلامی با شورای نگهبان بود که در نهایت مجمع تشخیص مصلحت نظام با تصمیمی حاشیه ساز، اختیار رئیس جمهور در جهت تعیین رییس کل بانک مرکزی را سلب و آن را به تصمیم مشترک سران قوای مقننه، قضائیه و مجریه موکول کرد. به همین دلیل است که فعالان سیاسی از فعالیت متمرکز برای محدود سازی اختیارات رئیس جمهور در رابطه با تعیین رویس کل بانک مرکزی، ابراز نگرانی کردهاند. بودجه جنجالی و جنجال بودجهای دولت نهم اولین دولتی بود که در سال 85 تلاش کرد تا با طرحریزی یک نظام بودجهنویسی نوین، زمینه را برای افزایش اعتبارات بخش عمرانی فراهم کند تا سازندگی کشور به معنای واقعی تجلی پیدا کند؛ مسالهای که در همان زمان با مخالفت مجلس هفتم روبرو شد. بررسی عملکرد مجلس هشتم نیز نشان میدهد که سریال جنجالسازی بر سر ارائه بودجه به مجلس جهت بررسی و تصویب آن تا جایی که کارشناسان اقتصادی از آن به عنوان "طراحی جدید بودجه" نام بردند، ادامه دارد. پول مترو را ندادند ولی ما بهترین هستیم! یکی دیگر از موضوعاتی که به رویه ثابت مخالفان دولت برای تخریب رسانهای و جنجالهای تبلیغاتی علیه شخص رئیس جمهور تبدیل شده است، مساله بودجه اختصاص داده شده به متروی تهران است. اعتراض مسئولان مترو خصوصاً "محسن هاشمی رفسنجانی" رئیس هیئت مدیره شرکت مترو تهران در ارتباط با کمبود بودجه در حالی از تریبونهای شهرداری تهران و از زبان مسئولان آن بطور مکرر بیان میشود که طبق آمار رسمی مراجع مربوط، دولتهای نهم و دهم در سالهای اخیر بیشترین کمک و مساعدتها را در ارتباط با تسریع در ساخت مترو انجام داده است. مخاطبان روزنامه "همشهری" ارگان رسمی شهرداری تهران همزمان با طرح ادعای کمبود بودجه حمل و نقل عمومی تهران، این خبر را در این روزنامه به طور مکرر خواندند که شهرداری تهران بر اساس تصمیم سازمان ملل، جهت دریافت جایزهای در راستای توسعه حمل و نقل عمومی انتخاب شده است. در این میان این سوال در اذهان عمومی باقی مانده است که چه ارتباطی میان عدم تخصیص بودجه به مترو و توسعه گسترده شبکه حمل و نقل عمومی در تهران وجود دارد؟! وزرا؛ مهمان همیشگی مجلس و کارهایی که معطل ماندهاند براساس قانون، همه نمایندگان مجلس اجازه طرح سوال از وزرای دولت را داشته و آنها نیز موظف به حضور در صحن علنی مجلس، جهت پاسخگوئی به پرسشهای آنان هستند. با این حال، احضار مکرر وزرا به صحن بهارستان به بهانههای مختلف و سوال پیرامون مسائل جزئی و غیرضرور، موضوعی بوده که بارها انتقادات گسترده مسئولان کشور را به دنبال داشته است. فعالان سیاسی هم معتقدند که با این کار، اوقات زیادی از زمان مفید کاری وزرا گرفته میشود و به جای آنکه آنان به رسیدگی به امور وزارتخانه خود برسند، باید پاسخگوی سوالات نمایندگان باشند؛ سوالاتی کهگاه از نظر تعداد، غیرعادی و شبهه برانگیز به نظر میرسند. این اعتراضات تا جایی پیش رفت که "آیتالله جنتی" در خطبههای نماز جمعه هم به آن اشاره کرد و خواستار همراهی نمایندگان مجلس با دولت شد. پاسخ مردم به هماهنگی مشکوک اصلاحطلبان و ضدانقلاب با این حال و با وجود هجمه گسترده تبلیغاتی علیه دولت به ویژه در زمان اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها، پس از آغاز اجرای این طرح و تغییر قیمت برخی کالاهای مصرفی و خدمات عمومی، مردم با اقدامات خود نشان دادند که چه نظری نسبت به این طرح و تبعات آن در جامعه دارند. استقبال گسترده مردم استان تازه تاسیس البرز از رئیس جمهور، آن هم تنها چند روز پس از آغاز رسمی طرح هدفمند کردن یارانهها و اصلاح قیمتها یکی از این واکنشهای مردمی بود که مشخص میکرد نظر مردم نسبت به شعارهای محمود احمدینژاد چیست؛ مسالهای که با توجه به نزدیکی کرج به کلانشهر تهران، بسیار معنادار بود.
اما کرج تنها پاسخ مردم به این مساله نبود؛ بلکه آغازی بر سلسله استقبالهای تاریخی از رئیس جمهور بود. سمنان، یزد و گیلان دیگر استانهایی بودند که با استقبال پرشور از احمدینژاد نشان دادند به فواید این طرح ملی آگاه هستند و توجهی به تبلیغات تخریبی علیه دولت ندارند. |
| مردم میخواهند آقای هاشمی در صف اهل ولایت باشد اما...! |
آقای هاشمی در 26 تیر 88 مواضعی را اتخاذ کرد که اگر خوشبینانه آن را تفسیر کنیم میتوانیم آن را از روی دلسوزی بدانیم. ![]() محمد کاظم انبارلوئی، سردبیر روزنامه رسالت، روز گذشته در سرمقاله این روزنامه به دیدار روز یکشنبه آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با دانشجویان گیلانی و اظهارات وی مبنی بر اینکه "همچنان بر مواضعام در نماز جمعه بیستوششم تیرماه معتقدم" اشاره و تاکید کرد که اینگونه اظهارات، پیش از آنکه در رسانههای داخل انعکاسی داشته باشد، زینت بخش تیتر رسانههایی در داخل و خارج بود که بر طبل بیمهری با انقلاب و اسلام میکوبند. انبارلوئی در ادامه یادداشت خود نوشته است: "آقای هاشمی رفسنجانی در دیدار دانشجویی یکشنبه گذشته تاکید کرد؛ "همچنان بر مواضعام در نماز جمعه معتقدم". این خبر پیش از آنکه در رسانههای داخل انعکاسی داشته باشد زینت بخش تیتر رسانههایی در داخل و خارج بود که بر طبل بیمهری با انقلاب و اسلام میکوبند. خطبههای 26 تیر 88 آقای هاشمی رفسنجانی به دلیل ویژگیهای خاص آن مورد استقبال مردم بویژه نمازگزاران قرار نگرفت به همین دلیل از آن زمان تاکنون وی توفیق قرائت خطبه در جمع نمازگزاران جمعه تهران را پیدا نکردهاند. بازخوانی خطبه 26 تیر 88 به بهانه بیانات اخیر آقای هاشمی خالی از لطف نیست. نگارنده یک بار دیگر از اول تا آخر متن کامل خطبهها را مرور کردم. لحن وی یک لحن مشفقانه و دلسوزانه و در جستجوی راه حل برای مشکلی بود که به هر حال پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به دلیل نقض عهد و پیمان ضلعی از رقابت در تعهد به اسلامیت و جمهوریت نظام پدید آمده بود. اینکه راه حلها یا بهتر بگوییم مواضع وی در خطبههای 26 تیر نتیجهای در بر نداشت نیاز به واکاوی دارد. 1- اولین خطای آقای هاشمی نام گذاری برای مشکل پدید آمده بود. وی نام این مشکل را "بحران" نهاد و بر آن در خطبهها تاکید فرمود. وی مخالفت با نتایج انتخابات و ادعای تقلب را جدی گرفته بود. مردم در تمام ایران خوب میدانند به چه کسی رای دادند و معادله رای به نفع چه کسی بود. شورش اشرافیت بر جمهوریت نظام آن هم در حالی که پایگاههای رای فرد حائز اکثریت در میان محرومان و مستضعفان دیده میشد را نمیتوان یک بحران نامید. این مشکلی بود که در 9 دی 88 و 22 بهمن همان سال به گونهای حل شد که سرمایه اجتماعی نظام را به شدت افزایش داد. بحران یاد شده دردرون ضلعی بود که رای مردم را بر نمیتابید. بحران "هویت" و بحران "سازمان" این ضلع را رنج میداد. معترضان از یک طرف به سلطنت طلبان و منافقین وصل بودند و از طرفی به احزابی که به هر حال ریشه در انقلاب داشتند مانند مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب و... شیفتگی به قدرت و بیمهری به رای مردم آنها را به یک وادی انداخت که هر روز اوباما، نتانیاهو و سارکوزی برای آنها کف میزدند و رادیو بیبیسی و رادیو آمریکا و دیگر رسانههای فاسد در غرب قدرت رسانهای خود را در اختیار معترضان قرار داده بودند. باند تبهکار و فاسد مرتبط با اجانب در 13 آبان، 16 آذر، روز قدس و روز عاشورای سال گذشته با رونمایی از چهره واقعی خود نشان داد به هیچ ارزشی از ارزشهای انقلاب و اسلام و نظام و مردم پایبند نیست بلکه فقط به رسیدن قدرت - آن هم به هر قیمت - فکر میکند. آقای هاشمی در 26 تیر 88 مواضعی را اتخاذ کرد که اگر خوشبینانه آن را تفسیر کنیم میتوانیم آن را از روی دلسوزی بدانیم اما وی با حوادث تلخ 13 آبان که معترضان چراغ سبز به آمریکا دادند و در روز قدس شرم آورترین شعارها را به نفع اسرائیل سردادند و در روز 16 آذر به ساحت امام(ره) اهانت کردند و در روز عاشورا شعار علیه "اصل ولایت فقیه" دادند، چه میخواهد بکند و این رفتارها را چگونه توجیه میکند؟! نمیشود این قطعه سیاه ازتاریخ را که هویت معترضان را به خوبی فاش میسازد نادیده گرفت و از صفحه تاریخ محو کرد. این نوعی توهین به شعور مردم است. 2- دومین موضعی که آقای هاشمی در خطبه 26 تیر مطرح کرد، توجه به موضوع قانون بود. وی گفت: "باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و از قانون تجاوز نکنیم." تاکید بر قانون حرف خوبی است. طرف معترض از ابتدا قانون را زیر پا له کرد و وارد رقابت شد. قرار بود آنها التزام به قانون اساسی داشته باشند. قرار بود التزام به ولایت فقیه داشته باشند. قرار بود رای مردم را گردن نهند اما به راحتی از همه اینها عبور کردند. آنها رای 6 فقیه و 6 حقوقدان را در مورد نتایج انتخابات قبول نکردند و در مهلتی که رهبری برای باز شماری صندوقها مقرر فرمودند نمایندگان خود را معرفی نکردند. صندوقها بازشماری شد و هیچ اثری از ادعای آنها مبنی بر تقلب دیده نشد. نتایج انتخابات تائید و رای رئیسجمهور تنفیذ شد. آنها نپذیرفتند و پای در راه محاربه با نظام گذاشتند و هنوز هم از این راه برنگشتهاند. اگر آقای هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود مبنی بر احترام به قانون در 26 تیر اصرار دارد باید از این جماعت تبری بجوید. 3- آقای هاشمی رفسنجانی در خطبههای 26 تیر بحق به جایگاه مردم و رای مردم تاکید کرد و فرمود: "مبنای فقهی امام(ره) این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمیشود اگر مردم راضی نباشند حکومت اسلامی نخواهد بود." حتی رای مردم را آن قدر محترم شمرد که گفت: "روزی پیغمبر اسلام بعد از غدیر به حضرت علی(ع) گفت؛ تو ولی این امت هستی. اگر دیدی این مردم راضی بودند و تو را قبول کردند و با اجماع و اکثریت آمدند شما بپذیر و متولی امر شو، اگر دیدی اختلاف کردند ولشان کن و بگذار هر کاری که میخواهند بکنند". واقعا باید به جایگاه مردم، رای آنها و حضور آنها احترام گذاشت زیرا بدون اراده آنان حکومت اسلامی تحقق نمییابد. نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نشان داد اکثریت آن هم در اندازه دو سوم آراء کدامین سو هستند. طرف مقابل با تهمت تقلب این رای را بر نتافت و به اردو کشی خیابانی روی آورد. در اردوکشی خیابانی هم شکست خورد. این اردوکشی خیابانی فقط در تهران و یکی دو شهر انجام شد. حال باید دید اگر آقای هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود در 26 تیر پایبند است حاضر است رای و قدرت مردم در خیابان را به رسمیت بشناسد؟ همزمان با همین جلسهای که ایشان با چند دانشجوی گیلانی تاکید بر مواضع 26 تیر خود داشتند، رئیس دولت بر آمده از رای مردم هشتاد و پنجمین سفر استانی خود را برگزار میکرد. او و هیئت همراه به مدت 3 ساعت در میان دهها هزار نفر از مردم رشت تا ورزشگاه شهید عضدی مشایعت شد. رئیس جمهور در سفر دوم و سوم استانی به شهادت آمارها و نظرسنجیها و عکسها و تصاویر هوایی مورد استقبال کمنظیر و شاید هم بینظیر قرار میگیرد. واقعا پیام مردم در این استقبالها چیست؟ این "حضور" حماسی و آن "رضایت" را بدون کشف و شهود با چشم سر میشود دید. انکار آن به چه کسی آسیب میزند؟ دولت اکنون قانون هدفمندی یارانهها را که دولتهای پیشین به هر دلیل از اجرای آن شانه خالی کردند، با بهترین شکل ممکن دارد اجرا میکند، قیمتها در برخی اقلام چند برابر شده است. دولت با اتکای به کدام سرمایه اجتماعی دارد این کار را انجام میدهد؟ آیا هنوز با این همه پشتیبانی و حمایت مردم، در خصوص مقبولیت و مشروعیت دولت تردید وجود دارد؟ آقای هاشمی رفسنجانی در 26 تیر 88 تصریح کرد؛ اعتماد مردم مخدوش شده است ما دچار تردید شدیم. سئوال این است پس از یک سال و اندی آیا باز هم وزن اجتماعی مخالفان را بالاتر از وزن رای مردم و اعتبار دولت میدانید!؟ آیا وزن چند شعار موهن در برخی اردوکشیهای خیابانی بالاتر از شعارهای آسمان کوب و قوی مردم در سفرهای استانی رئیسجمهور است که هنوز این تردید در ذهن آقای هاشمی رفسنجانی خلجان دارد که تصریح فرمودند "بر همان مواضع قبلی استوارم." من هر چه فکر کردم نتوانستم مناسبت روایتی را که آقای هاشمی رفسنجانی در پایان خطبه دوم مبنی بر توصیه پیامبر به علی(ع) در خصوص رها کردن حکومت مطرح کردند درک کنم. خواندن این روایت آن هم در شرایطی که اقتدار نظام الهی داخل در اوج است و در منطقه، ایران تعیین کننده مناسبات قدرت است و در جهان حرفی برای گفتن دارد چه معنی دارد؟ در شرایطی که فریاد، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" ذکر دائمی ملت است - چه موافق دولت چه مخالف دولت - تفوه به این سخن چه مفهومی میتواند داشته باشد؟! اگر فرض محال بگیریم و روزگاری در کشور خدای ناکرده شاهد چنین پدیدهای باشیم سئوال این است که آقای هاشمیرفسنجانیها کجا باید بایستند؟ مردم شیفته علی و ولایت دوست دارند او را در صف اهل ولایت ببینند. اکنون که ملت بزرگ ایران رو سفید از امتحانهای بزرگ برآمده و دست رد بر فتنهگران زده و در برابر دسیسههای جنگ نرم دشمن هوشمندانه ایستاده است و از نظام و ولایت مقتدرانه دفاع میکند، چرا باید تردید کرد که کجا بایستیم؟! 4- آقای هاشمی رفسنجانی در خطبههای 26 تیر 88 خطاب به مردم گفت؛ "شما مرا میشناسید هیچ وقت از این تریبون نخواستم جناحی استفاده کنم همیشه فرا جناحی حرف میزنم. من به هیچ طرفی تمایل ندارم. راهی پیدا کنیم متحد کشورمان را به پیش ببریم." همان وقت خوبان روحانی مشفقانه از آقای هاشمی رفسنجانی گله کردند که تریبون نماز جمعه جای صحبت جناحی یا فراجناحی نیست. باید در آنجا مواضع حکومت و ولایت گفته شود. امام جمعه باید به بازخوانی و باز تولید پیام و مواضع نظام بپردازد آن را نباید با یک میتینگ حزبی اشتباه بگیرد. متاسفانه در خطبههای 26 تیر ایشان جناحی صحبت کرد و مواضع مخالفان در مورد بیمهری به رای ملت را تکرار کرد و راه حلهای وی هم مشکلی را حل نکرد. بلکه معترضان را تا مرز اهانت به مقدسات نظام و محاربه با اصل نظام در روز عاشورای سال 88 پیش برد. پس تکرار حرف های جناحی و ماندن بر همان مواضع مشکلی را حل نمی کند و جایگاه و مرتبت گوینده را در نگاه مخاطبان فرو میکاهد. ما خود که ناقد آن سخنان هستیم این را ظلم به کسی میدانیم که سابقه خدمت او به امام و نظام انکار نشدنی است. نمیدانیم این ظلم را خود ایشان چگونه بر خود میپسندد؟! 5- یکی از پیشنهادات آقای هاشمی رفسنجانی در خطبههای 26 تیر برای خروج از بحران (بخوانید مشکل) این بود که فرمود: راه برای مناظره، مذاکره، مباحثه و استدلال باید باز باشد شاید در مدت کوتاهی به اقناع برسیم." مناظره، مذاکره، مباحثه و استدلال مربوط به 10 روز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. هر کس هر چه داشت آن موقع باید مطرح میکرد و میگفت و مردم هم در رای خود داوری میکردند. وقتی مردم رای خود را به عنوان داوری درباره آن مناظرات به صندوقها ریختند باید صندوقها را باز کرد و آرا را شمرد. پیشنهاد مذاکره و مناظره و مباحثه بازگشت به نقطه اول است. باید به رای مردم احترام گذاشت. رای مردم هم در بازشماری آرا است نه تداوم مناظرهها و اردوکشی خیابانی و ... اکنون دولت نزدیک به دو سال است مستقر شده و کارهای بزرگی انجام داده است. ایستادن بر مواضع 26 تیر آن هم با راه حل مناظره برای "اقناع" آیا منطقی است؟ مردم در رفراندوم 9 دی و 22 بهمن 88 در سراسر کشور رای "نه" به فتنهگران دادند. سران فتنه اکنون در زندان نفرت افکار عمومی به سر میبرند. چرا اقناع مردم را نادیده بگیریم و به عدم اقناع یک تیم کج سلیقه و لجوج که دروغ تقلب را به سفارش جرج سوروس یهودی و راسموسن در رادیو بی بی سی و رادیو آمریکا باب کردند اینقدر بها بدهیم. 6- سخن آخر اینکه اگر واقعا ایشان خواهان حل مشکل یا به قول خود بحران هستند به جای اصرار روی مواضع خطبه 26 تیر، بیایند مثل میلیونها ایرانی بر مواضع رهبری تاکید کنند تا حداقل مانع دور افتادن از مردم و انزوا شوند. تکرار آن مواضع بیمهری به خود و مردم است. ضمن آنکه بدخواهان و مخالفان نظام را هم راضی نمیکند. آنها به هیچ چیز جز جدایی آقای هاشمی از نظام و مردم رضایت نمیدهند. |
| جریان دادگاه هویدا در سال 1358 شاه که از من اطاعت نمیکرد |