بهار هستی

ولایت مداری

بهار هستی

ولایت مداری

پیام جدید خاتمی به میر حسین

 پیام جدید خاتمی به میر حسین

 

خاتمی در این پیغام ها سعی در متقاعد کردن موسوی برای پرهیز از تندروی داشته و تصریح کرده ،چه لزومی دارد که پس از گذشت بیش از یکسال و نیم از انتخابات مجددا موضوع تقلب مطرح شود.

 

به گزارش کلمه،وی با بیان اینکه در شرایط کنونی بهره گیری از منافذ قدرت باید در دستور کار قرار گیرد گفته است،ما در این شرایط نیاز به یک فضای آرام برای انتخابات آتی داریم و باید به سمت حرکت و رفتار در برخی چارچوب ها برویم.
گفتنی است این اقدام در حالی صورت می پذیرد که پیش از این سید محمد خاتمی دیداری با آیت الله هاشمی رفسنجانی داشته و رایزنی هایی را برای خارج شدن اصلاح طلبان از فضای انفعال و چگونگی حضور در عرصه سیاسی کشور انجام داده بود.

 

هماهنگی معنادار برای هجمه به دولت در زمان اجرای هدفمند کردن یارا

هماهنگی معنادار برای هجمه به دولت در زمان اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها
نگاهی اجمالی به موضوعاتی که توسط این رسانه‌ها به جنجال‌های خبری تبدیل شده‌اند، نشان از تایید مدعای کارشناسان مبنی بر مدیریت مرکزی این رسانه‌ها توسط یک جریان خاص دارد.

کلمه: فعالان سیاسی با اشاره به تبلیغات رسانه‌ای که در مقاطع مختلف علیه دولت و اقدامات آن صورت گرفته، تاکنون بار‌ها از وجود یک شبکه منسجم و هدفمند در زمینه تخریب وجهه اجتماعی و مردمی دولت در میان یک جریان خاص سیاسی خبر داده‌اند.

این مساله به ویژه در ماه‌های اخیر که همگام با اجرای طرح ملی هدفمند کردن یارانه‌ها صورت گرفته، شتاب فزاینده‌ای را به همراه داشته است؛ تا جایی که مسئولان مختلف و مراجع رسمی از تشکیل ستادهای رسمی فتنه اقتصادی خبر دادند.

نگاهی اجمالی به موضوعاتی که توسط این رسانه‌ها به جنجال‌های خبری تبدیل شده‌اند، نشان از تایید مدعای کارشناسان مبنی بر مدیریت مرکزی این رسانه‌ها توسط یک جریان خاص دارد.

از "صندوق توسعه ملی" تا "بانک مرکزی"

اخبار منتشر شده در رسانه‌ها حاکی از آن است که جنجال‌ها بر سر مدیریت نهادهای اقتصادی به عنوان پایه‌های مهم اجرای طرح تحول اقتصادی، حتی دامنگیر صندوق توسعه ملی و بانک مرکزی هم شده است.

در روزهای اخیر روش ساز و کار ریاست بانک مرکزی، محل اختلاف مجلس شورای اسلامی با شورای نگهبان بود که در ‌‌نهایت مجمع تشخیص مصلحت نظام با تصمیمی حاشیه ساز، اختیار رئیس جمهور در جهت تعیین رییس کل بانک مرکزی را سلب و آن را به تصمیم مشترک سران قوای مقننه، قضائیه و مجریه موکول کرد.

به همین دلیل است که فعالان سیاسی از فعالیت متمرکز برای محدود سازی اختیارات رئیس جمهور در رابطه با تعیین رویس کل بانک مرکزی، ابراز نگرانی کرده‌اند.

بودجه جنجالی و جنجال بودجه‌ای

دولت نهم اولین دولتی بود که در سال 85 تلاش کرد تا با طرح‌ریزی یک نظام بودجه‌نویسی نوین، زمینه را برای افزایش اعتبارات بخش عمرانی فراهم کند تا سازندگی کشور به معنای واقعی تجلی پیدا کند؛ مساله‌ای که در همان زمان با مخالفت مجلس هفتم روبرو شد.

بررسی عملکرد مجلس هشتم نیز نشان می‌دهد که سریال جنجال‌سازی بر سر ارائه بودجه به مجلس جهت بررسی و تصویب آن تا جایی که کارشناسان اقتصادی از آن به عنوان "طراحی جدید بودجه" نام بردند، ادامه دارد.

پول مترو را ندادند ولی ما بهترین هستیم!

یکی دیگر از موضوعاتی که به رویه ثابت مخالفان دولت برای تخریب رسانه‌ای و جنجال‌های تبلیغاتی علیه شخص رئیس جمهور تبدیل شده است، مساله بودجه اختصاص داده شده به متروی تهران است.

اعتراض مسئولان مترو خصوصاً "محسن هاشمی رفسنجانی" رئیس هیئت مدیره شرکت مترو تهران در ارتباط با کمبود بودجه در حالی از تریبون‌های شهرداری تهران و از زبان مسئولان آن بطور مکرر بیان می‌شود که طبق آمار رسمی مراجع مربوط، دولت‌های نهم و دهم در سال‌های اخیر بیشترین کمک و مساعدت‌ها را در ارتباط با تسریع در ساخت مترو انجام داده است.

مخاطبان روزنامه "همشهری" ارگان رسمی شهرداری تهران همزمان با طرح ادعای کمبود بودجه حمل و نقل عمومی تهران، این خبر را در این روزنامه به طور مکرر خواندند که شهرداری تهران بر اساس تصمیم سازمان ملل، جهت دریافت جایزه‌ای در راستای توسعه حمل و نقل عمومی انتخاب شده است.

در این میان این سوال در اذهان عمومی باقی مانده است که چه ارتباطی میان عدم تخصیص بودجه به مترو و توسعه گسترده شبکه حمل و نقل عمومی در تهران وجود دارد؟!

وزرا؛ مهمان همیشگی مجلس و کارهایی که معطل مانده‌اند

براساس قانون، همه نمایندگان مجلس اجازه طرح سوال از وزرای دولت را داشته و آن‌ها نیز موظف به حضور در صحن علنی مجلس، جهت پاسخگوئی به پرسش‌های آنان هستند.

با این حال، احضار مکرر وزرا به صحن بهارستان به بهانه‌های مختلف و سوال پیرامون مسائل جزئی و غیرضرور، موضوعی بوده که بارها انتقادات گسترده مسئولان کشور را به دنبال داشته است.

فعالان سیاسی هم معتقدند که با این کار، اوقات زیادی از زمان مفید کاری وزرا گرفته می‌شود و به جای آنکه آنان به رسیدگی به امور وزارتخانه خود برسند، باید پاسخگوی سوالات نمایندگان باشند؛ سوالاتی که‌گاه از نظر تعداد، غیرعادی و شبهه برانگیز به نظر می‌رسند.

این اعتراضات تا جایی پیش رفت که "آیت‌الله جنتی" در خطبه‌های نماز جمعه هم به آن اشاره کرد و خواستار همراهی نمایندگان مجلس با دولت شد.

پاسخ مردم به هماهنگی مشکوک اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب

با این حال و با وجود هجمه گسترده تبلیغاتی علیه دولت به ویژه در زمان اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، پس از آغاز اجرای این طرح و تغییر قیمت برخی کالاهای مصرفی و خدمات عمومی، مردم با اقدامات خود نشان دادند که چه نظری نسبت به این طرح و تبعات آن در جامعه دارند.

استقبال گسترده مردم استان تازه تاسیس البرز از رئیس جمهور، آن هم تنها چند روز پس از آغاز رسمی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها و اصلاح قیمت‌ها یکی از این واکنش‌های مردمی بود که مشخص می‌کرد نظر مردم نسبت به شعارهای محمود احمدی‌نژاد چیست؛ مساله‌ای که با توجه به نزدیکی کرج به کلانشهر تهران، بسیار معنادار بود.

اما کرج تنها پاسخ مردم به این مساله نبود؛ بلکه آغازی بر سلسله استقبال‌های تاریخی از رئیس جمهور بود. سمنان، یزد و گیلان دیگر استان‌هایی بودند که با استقبال پرشور از احمدی‌نژاد نشان دادند به فواید این طرح ملی آگاه هستند و توجهی به تبلیغات تخریبی علیه دولت ندارند.

مردم می‌خواهند آقای هاشمی در صف اهل ولایت باشد اما...!

مردم می‌خواهند آقای هاشمی در صف اهل ولایت باشد اما...!
آقای هاشمی در 26 تیر 88 مواضعی را اتخاذ کرد که اگر خوشبینانه آن را تفسیر کنیم می‌توانیم آن را از روی دلسوزی بدانیم.
اما وی با حوادث تلخ 13 آبان که معترضان چراغ سبز به آمریکا دادند و در روز قدس شرم آورترین شعارها را به نفع اسرائیل سردادند و در روز 16 آذر به ساحت امام(ره) اهانت کردند و در روز عاشورا شعار علیه "اصل ولایت فقیه" دادند، چه می‌خواهد بکند و این رفتارها را چگونه توجیه می‌کند؟!

محمد کاظم انبارلوئی، سردبیر روزنامه رسالت، روز گذشته در سرمقاله این روزنامه به دیدار روز یکشنبه آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با دانشجویان گیلانی و اظهارات وی مبنی بر اینکه "همچنان بر مواضع‌ام در نماز جمعه بیست‌وششم تیرماه معتقدم" اشاره و تاکید کرد که این‌گونه اظهارات، پیش از آنکه در رسانه‌های داخل انعکاسی داشته باشد، زینت بخش تیتر رسانه‌هایی در داخل و خارج بود که بر طبل بی‌مهری با انقلاب و اسلام می‌کوبند.

انبارلوئی در ادامه یادداشت خود نوشته است:

"آقای هاشمی رفسنجانی در دیدار دانشجویی یک‌شنبه گذشته تاکید کرد؛ "همچنان بر مواضع‌ام در نماز جمعه معتقدم". این خبر پیش از آنکه در رسانه‌های داخل انعکاسی داشته باشد زینت بخش تیتر رسانه‌هایی در داخل و خارج بود که بر طبل بی‌مهری با انقلاب و اسلام می‌کوبند.

خطبه‌های 26 تیر 88 آقای هاشمی رفسنجانی به دلیل ویژگی‌های خاص آن مورد استقبال مردم بویژه نمازگزاران قرار نگرفت به همین دلیل از آن زمان تاکنون وی توفیق قرائت خطبه در جمع نمازگزاران جمعه تهران را پیدا نکرده‌اند.

بازخوانی خطبه 26 تیر 88 به بهانه بیانات اخیر آقای هاشمی خالی از لطف نیست. نگارنده یک بار دیگر از اول تا آخر متن کامل خطبه‌ها را مرور کردم. لحن وی یک لحن مشفقانه و دلسوزانه و در جستجوی راه حل برای مشکلی بود که به هر حال پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به دلیل نقض عهد و پیمان ضلعی از رقابت در تعهد به اسلامیت و جمهوریت نظام پدید آمده بود.

اینکه راه حل‌ها یا بهتر بگوییم مواضع وی در خطبه‌های 26 تیر نتیجه‌ای در بر نداشت نیاز به واکاوی دارد.

1- اولین خطای آقای هاشمی نام گذاری برای مشکل پدید آمده بود.

وی نام این مشکل را "بحران" نهاد و بر آن در خطبه‌ها تاکید فرمود. وی مخالفت با نتایج انتخابات و ادعای تقلب را جدی گرفته بود. مردم در تمام ایران خوب می‌دانند به چه کسی رای دادند و معادله رای به نفع چه کسی بود.

شورش اشرافیت بر جمهوریت نظام آن هم در حالی که پایگاه‌های رای فرد حائز اکثریت در میان محرومان و مستضعفان دیده می‌شد را نمی‌توان یک بحران نامید. این مشکلی بود که در 9 دی 88 و 22 بهمن همان سال به گونه‌ای حل شد که سرمایه اجتماعی نظام را به شدت افزایش داد. بحران یاد شده دردرون ضلعی بود که رای مردم را بر نمی‌تابید.

بحران "هویت" و بحران "سازمان" این ضلع را رنج می‌داد. معترضان از یک طرف به سلطنت طلبان و منافقین وصل بودند و از طرفی به احزابی که به هر حال ریشه در انقلاب داشتند مانند مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب و...

شیفتگی به قدرت و بی‌مهری به رای مردم آنها را به یک وادی انداخت که هر روز اوباما، نتانیاهو و سارکوزی برای آنها کف می‌زدند و رادیو بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا و دیگر رسانه‌های فاسد در غرب قدرت رسانه‌ای خود را در اختیار معترضان قرار داده بودند.

باند تبهکار و فاسد مرتبط با اجانب در 13 آبان، 16 آذر، روز قدس و روز عاشورای سال گذشته با رونمایی از چهره واقعی خود نشان داد به هیچ ارزشی از ارزش‌های انقلاب و اسلام و نظام و مردم پایبند نیست بلکه فقط به رسیدن  قدرت - آن هم به هر قیمت - فکر می‌کند.

آقای هاشمی در 26 تیر 88 مواضعی را اتخاذ کرد که اگر خوشبینانه آن را تفسیر کنیم می‌توانیم آن را از روی دلسوزی بدانیم اما وی با حوادث تلخ 13 آبان که معترضان چراغ سبز به آمریکا دادند و در روز قدس شرم آورترین شعارها را به نفع اسرائیل سردادند و در روز 16 آذر به ساحت امام(ره) اهانت کردند و در روز عاشورا شعار علیه "اصل ولایت فقیه" دادند، چه می‌خواهد بکند و این رفتارها را چگونه توجیه می‌کند؟!

نمی‌شود این قطعه سیاه ازتاریخ را که هویت معترضان را به خوبی فاش می‌سازد نادیده گرفت و از صفحه تاریخ محو کرد. این نوعی توهین به شعور مردم است.

2- دومین موضعی که آقای هاشمی در خطبه 26 تیر مطرح کرد، توجه به موضوع قانون بود. وی گفت: "باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و از قانون تجاوز نکنیم." تاکید بر قانون حرف خوبی است. طرف معترض از ابتدا قانون را زیر پا له کرد و وارد رقابت شد. قرار بود آنها التزام به قانون اساسی داشته باشند. قرار بود التزام به ولایت فقیه داشته باشند. قرار بود رای مردم را گردن نهند اما به راحتی از همه اینها عبور کردند. آنها رای 6 فقیه و 6 حقوقدان را در مورد نتایج انتخابات قبول نکردند و در مهلتی که رهبری برای باز شماری صندوق‌ها مقرر فرمودند نمایندگان خود را معرفی نکردند. صندوق‌ها بازشماری شد و هیچ اثری از ادعای آنها مبنی بر تقلب دیده نشد. نتایج انتخابات تائید و رای رئیس‌جمهور تنفیذ شد. آنها نپذیرفتند و پای در راه محاربه با نظام گذاشتند و هنوز هم از این راه برنگشته‌اند. اگر آقای هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود مبنی بر احترام به قانون در 26 تیر اصرار دارد باید از این جماعت تبری بجوید.

3- آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های 26 تیر بحق به جایگاه مردم و رای مردم تاکید کرد و فرمود: "مبنای فقهی امام(ره) این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی‌شود اگر مردم راضی نباشند حکومت اسلامی نخواهد بود."

حتی رای مردم را آن قدر محترم شمرد که گفت: "روزی پیغمبر اسلام بعد از غدیر به حضرت علی(ع) گفت؛ تو ولی این امت هستی. اگر دیدی این مردم راضی بودند و تو را قبول کردند و با اجماع و اکثریت آمدند شما بپذیر و متولی امر شو، اگر دیدی اختلاف کردند ولشان کن و بگذار هر کاری که می‌خواهند بکنند".

واقعا باید به جایگاه مردم، رای آنها و حضور آنها احترام گذاشت زیرا بدون اراده آنان حکومت اسلامی تحقق نمی‌یابد.

نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نشان داد اکثریت آن هم در اندازه دو سوم آراء کدامین سو هستند. طرف مقابل با تهمت تقلب این رای را بر نتافت و به اردو کشی خیابانی روی آورد. در اردوکشی خیابانی هم شکست خورد. این اردوکشی خیابانی فقط در تهران و یکی دو شهر انجام شد.

حال باید دید اگر آقای هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود در 26 تیر پایبند است حاضر است رای و قدرت مردم در خیابان را به رسمیت بشناسد؟

همزمان با همین جلسه‌ای که ایشان با چند دانشجوی گیلانی تاکید بر مواضع 26 تیر خود داشتند، رئیس دولت بر آمده از رای مردم هشتاد و پنجمین سفر استانی خود را برگزار می‌کرد. او و هیئت همراه به مدت 3 ساعت در میان ده‌ها هزار نفر از مردم رشت تا ورزشگاه شهید عضدی مشایعت شد. رئیس جمهور در سفر دوم و سوم استانی به شهادت آمارها و نظرسنجی‌ها و عکس‌ها و تصاویر هوایی مورد استقبال کم‌نظیر و شاید هم بی‌نظیر قرار می‌گیرد. واقعا پیام مردم در این استقبال‌ها چیست؟

این "حضور" حماسی و آن "رضایت" را بدون کشف و شهود با چشم سر می‌شود دید. انکار آن به چه کسی آسیب می‌زند؟

دولت اکنون قانون هدفمندی یارانه‌ها را که دولت‌های پیشین به هر دلیل از اجرای آن شانه خالی کردند، با بهترین شکل ممکن دارد اجرا می‌کند، قیمت‌ها در برخی اقلام چند برابر شده است. دولت با اتکای به کدام سرمایه اجتماعی دارد این کار را انجام می‌دهد؟

آیا هنوز با این همه پشتیبانی و حمایت مردم، در خصوص مقبولیت و مشروعیت دولت تردید وجود دارد؟

آقای هاشمی رفسنجانی در 26 تیر 88 تصریح کرد؛ اعتماد مردم مخدوش شده است ما دچار تردید شدیم. سئوال این است پس از یک سال و اندی آیا باز هم وزن اجتماعی مخالفان را بالاتر از وزن رای مردم و اعتبار دولت می‌دانید!؟

آیا وزن چند شعار موهن در برخی اردوکشی‌های خیابانی بالاتر از شعارهای آسمان کوب و قوی مردم در سفرهای استانی رئیس‌جمهور است که هنوز این تردید در ذهن آقای هاشمی رفسنجانی خلجان دارد که تصریح فرمودند "بر همان مواضع قبلی استوارم."

من هر چه فکر کردم نتوانستم مناسبت روایتی را که آقای هاشمی رفسنجانی در پایان خطبه دوم مبنی بر توصیه پیامبر به علی(ع) در خصوص رها کردن حکومت مطرح کردند درک کنم. خواندن این روایت آن هم در شرایطی که اقتدار نظام الهی داخل در اوج است و در منطقه، ایران تعیین کننده مناسبات قدرت است و در جهان حرفی برای گفتن دارد چه معنی دارد؟ در شرایطی که فریاد، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" ذکر دائمی ملت است - چه موافق دولت چه مخالف دولت - تفوه به این سخن چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟!

اگر فرض محال بگیریم و روزگاری در کشور خدای ناکرده شاهد چنین پدیده‌ای باشیم سئوال این است که آقای هاشمی‌رفسنجانی‌ها کجا باید بایستند؟ مردم شیفته علی و ولایت دوست دارند او را در صف اهل ولایت ببینند.

اکنون که ملت بزرگ ایران رو سفید از امتحان‌های بزرگ برآمده و دست رد بر فتنه‌گران زده و در برابر دسیسه‌های جنگ نرم دشمن هوشمندانه ایستاده است و از نظام و ولایت مقتدرانه دفاع می‌کند، چرا باید تردید کرد که کجا بایستیم؟!

4- آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های 26 تیر 88 خطاب به مردم گفت؛ "شما مرا می‌شناسید هیچ وقت از این تریبون نخواستم جناحی استفاده کنم همیشه فرا جناحی حرف می‌زنم. من به هیچ طرفی تمایل ندارم. راهی پیدا کنیم متحد کشورمان را به پیش ببریم."

همان وقت خوبان روحانی مشفقانه از آقای هاشمی رفسنجانی گله کردند که تریبون نماز جمعه جای صحبت جناحی یا فراجناحی نیست. باید در آنجا مواضع حکومت و ولایت گفته شود. امام جمعه باید به بازخوانی و باز تولید پیام و مواضع نظام بپردازد آن را نباید با یک میتینگ حزبی اشتباه بگیرد. متاسفانه در خطبه‌های 26 تیر ایشان جناحی صحبت کرد و مواضع مخالفان در مورد بی‌مهری به رای ملت را تکرار کرد و راه حل‌های وی هم مشکلی را حل نکرد. بلکه معترضان را تا مرز اهانت به مقدسات نظام و محاربه با اصل نظام در روز عاشورای سال 88 پیش برد. پس تکرار حرف های جناحی و ماندن بر همان مواضع مشکلی را حل نمی کند و جایگاه و مرتبت گوینده را در نگاه مخاطبان فرو می‌کاهد. ما خود که ناقد آن سخنان هستیم این را ظلم به کسی می‌دانیم که سابقه خدمت او به امام و نظام انکار نشدنی است. نمی‌دانیم این ظلم را خود ایشان چگونه بر خود می‌پسندد؟!

5- یکی از پیشنهادات آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های 26 تیر برای خروج از بحران (بخوانید مشکل) این بود که فرمود: راه برای مناظره، مذاکره، مباحثه و استدلال باید باز باشد شاید در مدت کوتاهی به اقناع برسیم." مناظره، مذاکره، مباحثه و استدلال مربوط به 10 روز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. هر کس هر چه داشت آن موقع باید مطرح می‌کرد و می‌گفت و مردم هم در رای خود داوری می‌کردند. وقتی مردم رای خود را به عنوان داوری درباره آن مناظرات به صندوق‌ها ریختند باید صندوق‌ها را باز کرد و آرا را شمرد. پیشنهاد  مذاکره و مناظره و مباحثه بازگشت به نقطه اول است. باید به رای مردم احترام گذاشت. رای مردم هم در بازشماری آرا است نه تداوم مناظره‌ها و اردوکشی‌ خیابانی و ...

اکنون دولت نزدیک به دو سال است مستقر شده و کارهای بزرگی انجام داده است. ایستادن بر مواضع 26 تیر آن هم با راه حل مناظره برای "اقناع" آیا منطقی است؟

مردم در رفراندوم 9 دی و 22 بهمن 88 در سراسر کشور رای "نه" به فتنه‌گران دادند. سران فتنه اکنون در زندان نفرت افکار عمومی به سر می‌برند. چرا اقناع مردم را نادیده بگیریم و به عدم اقناع یک تیم کج سلیقه و لجوج که دروغ تقلب را به سفارش جرج سوروس یهودی و راسموسن در رادیو بی بی سی و رادیو آمریکا باب کردند اینقدر بها بدهیم.

6- سخن آخر اینکه اگر واقعا ایشان خواهان حل مشکل یا به قول خود بحران هستند به جای اصرار روی مواضع خطبه 26 تیر، بیایند مثل میلیون‌ها ایرانی بر مواضع رهبری تاکید کنند تا حداقل مانع دور افتادن از مردم و انزوا شوند.

تکرار آن مواضع بی‌مهری به خود و مردم است. ضمن آنکه بدخواهان و مخالفان نظام را هم راضی نمی‌کند. آنها به هیچ چیز جز جدایی آقای هاشمی از نظام و مردم رضایت نمی‌دهند.

جریان دادگاه هویدا در سال 1358 شاه که از من اطاعت نمی‌کرد

جریان دادگاه هویدا در سال 1358 شاه که از من اطاعت نمی‌کرد

پس از چند هفته تعطیلی، دادگاه‌های انقلاب اسلامی با تدوین آیین‌نامه تشکیل و رسیدگی کار خود را آغاز کرده و از نیمه دوم فروردین کار خود را تشدید کردند.

روزنامه اطلاعات در 17 فروردین 1358 با انتشار این خبر، تاکید کرده بود که پرونده‌‌های هویدا، نیک‌پی، سپهبد ربیعی، سپهبد مقدم و سپهبد برنجیان برای رسیدگی در دادگاه آماده شده است.


کلمه:این آیین‌نامه در 12/1/1358 توسط شورای انقلاب تصویب و برای اجرا به دادسراها ابلاغ شده بود. روز 19 فروردین ماه 1358، روزنامه یادشده « متن اظهارات هویدا در دادگاه و هنگام اعدام» را به عنوان خبر اول درج و عکس جسد او را پس از اعدام و از محل سردخانه چاپ کرده بود. روزنامه اطلاعات به نقل از رییس دادگاه نوشت: «در جلسه قبل مفاد کیفر خواستی که از طرف دادسرای انقلاب اسلامی علیه آقای امیرعباس هویدا صادر شده بود، قرائت و متهم، درباره محتویات کیفرخواست مدافعاتی کردند. «سپس نماینده دادسرای انقلاب اسلامی گفت: در جلسه گذشته آقای هویدا از خودشان دفاع کردند و فرصت پاسخگویی کامل فراهم نشد. البته به نظر من دادسرای انقلابی، لزوم پاسخگویی به یکایک اظهارات امیرعباس هویدا احساس نمی‌شد؛ اما بعد از جلسه به من مراجعه کردند و نماینده دادسرا، سپس بار دیگر مسائلی را درباره فعالیت‌های هویدا ارائه کرد و در بخش‌هایی از سخنانش تاکید کرد: در زمان صدارت ایشان آن همه منابع زیرزمینی و آن همه امکانات و آن همه انرژی و نیرو و برق صرف شد، تا آنچه که داشتیم، به اجنبی بدهیم و آینده‌مان را نیز بدهکار اجنبی کنیم. در زمان صدارت ایشان ما چیزی به نام کشاورزی را از دست دادیم. سال‌های قبل از صدارت ایشان ما ملتی بودیم به اصطلاح عقب‌مانده ولی برنج به چین صادر می‌کردیم و قالی صادر می‌کردیم. در زمان صدارت ایشان ما این توفیق را یافتیم که اگر آمریکا به ما برنج ندهد، فقط باید دعا بکنیم در اواخر صدارت ایشان، قراردادهای ظاهرالصلاح نفتی از نظر ایشان بسته شد تا سیطره کمپانی‌های نفتی و اربابانشان و رفقایشان را هر چه بیشتر استمرار دهند. در زمان صدارت ایشان، قراردادهایی درباره اورانیوم و مس بسته شد و قراردادهای همکاری با آمریکا،‌ با ممالک غرب و دیگر مستعمره‌چیان منعقد شد. بودجه‌های سرسام‌آوری که صرف ساواک و کمیته متشکل خرابکاری شد، زیر نظر نخست‌وزیر بود، مطابق قوانین موجود، قوانین مربوط به بودجه نیز زیرنظر نخست‌وزیر بود. در زمان صدارت آقای هویدا، قراردادهای نفتی و بازرگانی از نظر مردم دور بود. اقتصاد کشور را وقتی می‌شد با این پول‌هایی که یکصدم از حق ما از نفت نبود و آن یکصدم به ما داده می‌شد که بتوانیم روی پای خودمان بایستیم، با اطاعت از عوامل اربابان خارجی، از بین بردند و به جای اینکه در داخل سرمایه‌گذاری کنند، در صنایع پایه و مادر، سهام کارخانه‌‌های ورشکسته خارجی را خریدند و هنوز ما نمی‌دانیم، سهام کروپ آلمان چه شده؟ و کمپانی‌هایی که ایشان در خارج خریدند به کجا رسیده است. دلارهای نفتی را یک چیزی هم گذاشتند رویش و برگرداندند به آمریکا و سلاح‌هایی خریدند که نه تنها الان، بلکه صد سال دیگر هم به درد نمی‌‌خورد. ریال را چسباندند به دلار و هرچه اهل اقتصاد گفتند که تورمی که ما داریم تورم دلار است، فلان مملکت 22 ریال، 30 ریال و چهار تومان می‌خرد شما چرا 76 ریال، هفت تومان و هشت تومان می‌خرید، به گوش آقایان نرفت، آمریکا در ویتنام جنگ می‌کرد و تاوانش را ما پس می‌دادیم، صنایع مونتاژ را به‌عنوان نمایشی از صنعتی کردن به ملت ما قالب کردند. البته به خیال خودشان قالب کردند و ملت می‌دانست اوضاع از چه قرار است. با این کار در پایان ایشان از چهار جهت سود می‌بردند، کارگزاران ایرانی با فعالیت گمرکی، با قیمت‌های بالایی که برای کالاهای بنجل می‌گذاشتند، پولی که می‌بردند و ستمی که می‌کردند، از هر جهت سبب شد که در پایان بیشتر از آنها راضی باشند ... در پرونده ایشان گزارش شده بود که من به شاه گزارش داده بودم که چیزهایی که شما می‌خرید، آنقدر در انبارها می‌ماند که می‌پوسد، چون سفارش‌دهنده‌ها نمی‌دانند چه چیزی می‌خرند. اینها جز هدر دادن پول ملت چیست؟ ... وقتی از هویدا سوال شد، جواب شما در برابر این مسائل چیست، چطور شد که در زمان شما دامپروری ما و کشاورزی ما و صنعت ما از بین رفت، جوابشان این بود که من در داخل آن سیستم عمل کردم... ایشان قرضه ملی را با 8درصد تهیه می‌کرد و با 4درصد به مراکش وام می‌داد، با نرخ‌های بالا از آمریکا وام می‌گرفتند و بلاعوض در آفریقا شهر می‌ساختند و کمک می‌کردند... بودجه‌های محرمانه، طبق قوانینی که در زمان ایشان وضع شده بود و مجری بود، در جهت پیشرفت کار سازمان‌های زیر نظارت ایشان باید به مصرف می‌رسید...
پس از قرائت کیفر خواست،‌آنگاه هویدا به دفاع از خود پرداخت و رییس دادگاه نیز با او بحث می‌کرد.
هویدا: جناب رییس، با کمال خضوع و احترام، چند موضوعی هست که می‌خواستم به عرض دادگاه برسانم و استدعا می‌کنم با حوصله به عرایض من گوش دهید و بدیهی است من تسلیم هستم و دادگاه هر تصمیمی بگیرد من تسلیم و متکی به خدا هستم. آن شبی که جلسه تشکیل شد جناب رییس، بنده استدعا کردم از حضور مبارکتان که رونوشت کیفر خواست را به بنده مرحمت فرمایید تا اینکه بتوانم درباره آن کیفر خواست که در یک زمان کوتاه اینجا قرائت شد، خودم را آماده بکنم و پاسخ بگویم. چهار روز است که دو نفر از قضات عالی‌رتبه، از اینجانب بازپرسی می‌کنند، دیشب هم در حضور جناب آقای دادستان کل در این باره صحبت شد و به بنده اطلاع دادند که دنبال کنم و این موضوع در محکمه‌ای بعدا تعیین خواهد شد. من با تمام این مسائل، در عرض این 4 روز، از ساعت 5/7 صبح تا 5/7 شب، پاسخ خیلی از پرسش‌هایی که دادستان فرمودند دادم. بنده روشن نیستم، اگر دادگاه قربانی می‌خواهد بنده تسلیم هستم، هر تصمیمی بگیرند من عرضی ندارم. اگر در اینجا حق دفاع از خودم را دارم، اجازه می‌خواهم صحبت‌هایم را بکنم و من اطمینان دارم، افرادی که در این دادگاه تصمیم می‌گیرند، حتما هیچ‌گونه نظری نه این طرف، نه آن طرف ندارند، حتما روی عدالت اسلامی تصمیم خواهند گرفت.
رییس دادگاه: همان‌طور که استحضار دارید، کیفر خواست در اولین جلسه برای شما خوانده شد پیرامون کیفر خواست گزارش‌هایی داشتید و شروع کردید به صحبت...
هویدا: اجازه بفرمایید من عرضم را بکنم، اگر هم خدای ناکرده در جملاتی که می‌گویم یک ناراحتی ایجاد می‌کند دادگاه و اعضای دادگاه عفو کنند... بنده روشن نیستم که اینجا راجع به کدام کیفر خواست صحبت کنم. این کیفرخواستی که امروز ظهر، هنوز نصف بازجویی به عمل نیامده و بازپرسی به عمل نیامده، صحبت از کیفر خواست قبلی می‌شود.
رییس: کیفرخواست همان چیزی است که در جلسه قبلی شما در مقابل آن از خود دفاع کردید. ما باید روشن شویم و دستگاه قضایی ما باید نسبت به خیلی از مسائل که مربوط به 14 یا 15 سال که شما در کابینه‌های گوناگون چه به عنوان نخست‌وزیر و چه به عنوان وزیر شرکت داشتید، اینها باید برای ملت روشن شود. به این جهت است که اینها مرتب تا زمانی که شما در اختیار دادسرای انقلابی هستید، تحقیقات از شما ادامه دارد، ولی کیفرخواستی که برای شما صادر شده همان کیفر خواستی است که شما اطلاع دارید.
هویدا: اینطور به اطلاع من نرسیده، ولی نمی‌خواهم بیش از این صحبت کنیم باید به عرض شما برسانم آن سوالاتی که از من کردند و آن مسایلی که مطرح شد، مسایلی است که تمام فرمایش‌‌های جناب دادستان را دربر می‌گیرد. من تعجب می‌کنم ایشان از اربابان صحبت کردند و منظورشان در مواقع ادای این کلمه اربابان، آمریکاییان بودند. اگر آمریکایی‌ها اربابان من بودند، جناب آقای رییس‌ من اینجا چکار می‌کردم و الان بنده خدمتتان نبودم، جناب آقای رییس، بین تمام نخست وزیرانی که قبل از من و بعد از من بودند، کدامشان اینجا در تهران هستند و کدامشان با پای خودش به مدرسه رفاه رفت؟ اگر آنها ارباب من بودند، بنده از 17آبان توقیف نمی‌شدم... اگر تقصیری هست و من تقصیری دارم، هیچ فردی در دنیا بدون تقصیر نیست. بنده ترجیح می‌دهم جناب آقای رییس، این تقصیرهایی که انجام داده‌ام و کارهای بدی که کرده‌ام، آنها را در اینجا مورد توجه قرار دهید نه کارهایی که نکرده‌ام، صحبت از اینجا شروع می‌شود، جناب رییس که بنده عرض کردم کیفر خواست را می‌خواستم و از جناب دادستان استدعا کردم که اجازه بدهید آن اطلاعاتی را که باید به دست بیاورم را به دست بیاورم تا پاسخ ایشان را بدهم، ولی کسی به من چنین اجازه‌ای نداد، مجددا اینجا راجع به اورانیوم و مس صحبت می‌کنند. من عقل کل نیستم که تمام قراردادها را در مغزم سپرده باشم که بتوانم الان در مورد این دو موضوع صحبت کنم. مس چطور اداره می‌شد، قراردادی دارد، چرا همه را به گردن من می‌اندازید.
درباره قاچاق
جناب آقای دادستان، تصمیم‌هایی هست که دولت‌های قبل گرفته بودند و من اجرا کردم و تصمیم‌هایی هست که وزرا گرفته بودند و وزرا امضا کرده بودند، چرا همه را از چشم من می‌بینید، بنده خیال می‌کنم در یک چارچوبی که من انتظارش را دارم در این دادگاه اسلامی که واقعا و اطمینان دارم در کمال حسن نیت به متهم امکان می‌دهد که مسائل را مطرح کنم.
جناب آقای رییس، یک ایران قبل از آن 13 سالی که من نخست وزیر بودم موجود بود و یک ایران بعد از آن 13 سال موجود بود، بنده می‌بینم تمام فرمایشات دادستان، صحبت‌شان به سوی من سرازیر شده، استدعای من این است که هر کس که مقصر است در آن چارچوب و در آن قسمتی که مقصر است، جرمش در آنجا هست، جرم کس دیگری نیست. من به اطلاع شما می‌رسانم که وقتی قشون ایران به ظفار رفت، من یک ماه ونیم بعد مطلع شدم، آن هم به وسیله یک کشور دیگر که قشون ایران به ظفار رفته است. سیستمی که در این مملکت بود، همه آقایان آن سیستم را دیده بودند. خیلی‌ها جزو این سیستم بودند، برخی در مقام‌های بالاتر و بعضی در مقام‌های پایین‌تر. جناب آقای رییس، سیستم مثل یک بدن است. این بدن ممکن است مغزش بیشتر از قلبش اهمیت داشته باشد، اهمیت مغز از کبد آن بدن بیشتر است، اما اگر کبد مریض باشد، قلب هم مریض می‌شود.... جناب آقای رییس، جناب آقای دادستان، بنده 6 ماه است روزنامه ندیده‌ام، 6 ماه است رادیو گوش نکرده‌ام، من نمی‌دانم چه تصمیماتی در مملکت گرفته شده است، لذا چون روشن نیستم، نمی‌توانم درباره همه مسایل عرایضم را بکنم. آقای دادستان توانسته‌اند همه اطلاعات را جمع کنند، من دسترسی نداشتم که از کسی یا وکیلی اطلاعات کسب کنم.
هر چه در اینجا عرض می‌کنم به ذهنم سپرده شده و چون هوش سرشاری هم ندارم، نمی‌توانم پاسخ درستی بدهم. در چهار روزی که از من بازپرسی می‌شد، پاسخ صریحی به بعضی از مسایل که از من پرسیده می‌شد ندارم ....
بنده شاه مملکت بودم؟
حضور محترم جناب دادستان دو جلسه داشتیم، سوالاتی فرمودند که من به آن سوالات پاسخ دادم. مسلما پاسخ‌های من کلی بودند، در آن موقع مسایلی که جزییات بود بنده به یاد ندارم. جناب دادستان می‌فرمایند انگار من شاه مملکت بودم و شاه نخست وزیر مملکت بود. این طور استنباط می‌کنم که هر کاری من می‌کردم، شاه از من اطاعت می‌کرد، این طور نبود، سیستمی که من عرض می‌کنم، سیستمی نبود که در زمانی که نخست وزیر بودم تدوین شده باشد. در زمان من اینها به وجود نیامد.... اگر در اینجا از مس سوال می‌کنید، چرا از وزیر مربوطه سوال نمی‌کنید که اطلاعات بیشتری بدهد، تمام گناهان را به گردن من نیندازید.... من به یاد نمی‌آورم کیفر خواستی که در اینجا خوانده شد، در جای دیگری قرائت شده باشد، من خیال می‌کنم یک کیفر خواست را حداقل باید به دست متهم بدهند تا اگر مسائل در آن کیفر خواست باشد، جواب بدهد....
جناب رییس من دستم به پول آلوده نیست، بپرسید، تحقیق کنید، بروید ببینید که زندگی من چه بوده و زندگی من چه هست. خیلی کار آسانی بود اگر بنده می‌خواستم مثل بقیه .....
رییس: آقای هویدا راجع به اتهامات دیگر صحبت کنید. این مطالب را که فرمودید، اینها تکراری است. قبلا هم فرموده بودید....
هویدا: آن شب، آن شب که این آقایان تشریف نداشتند، عده‌ای از آقایان محترم برای اولین بار در این دادگاه حاضر شده‌اند.
رییس: آقایان در تصمیم‌گیری دادگاه شرکت نخواهند کرد. آن کسانی که در شور شرکت می‌کنند آن شب هم بودند، الان هم هستند.
هویدا: در هر صورت می‌خواهم بگویم، زندگی بنده روشن است، از لحاظ مالی روشن است و از نظر سیاسی هم روشن. در حکومتی که من اداره می‌کردم و نخست وزیرش بودم، طبق قانون اساسی و تغییری که در قانون اساسی می‌شد، قوه مجریه با شاه بود، او دستور می‌داد و دستورها اجرا می‌شد. شما که دستتان باز است می‌توانید به تمام پرونده‌ها رسیدگی کنید. شما که می‌توانید پرونده‌های مخصوص دفتر شاهنشاهی را باز کنید، می‌توانید پرونده‌های نخست وزیری و پرونده‌های ساواک را بیاورید و ببینید چگونه عمل می‌شده است، رییس ساواک از نخست‌وزیر دستور نمی‌گرفت.
رییس: شما با این منطق می‌خواهید خودتان را تبرئه کنید.
هویدا: آن طور که عرض کردم، در سیستم ما، در حکومت ما که بنده هم در آن حکومت بودم و قبل از من هم همین‌طور بوده، ساواک گزارش‌هایش را به ما نمی‌داد و من از طریق سازمان‌های بین‌المللی و گزارش‌های آنها می‌فهمیدم چه خبر است.
رییس: آقای دادستان مطالبی دارند که می‌خواهند اعلام کنند.
دادستان: در مورد مطالب کیفر خواست و مطلبی که اشاره کردند و بیان کردند، بگذریم از حکومت ایشان که هیچ قاعده‌ای نداشت، هر دادگاه یک قاعده‌ای دارد. ما اینجا بر اساس موازین استانی، انقلابی و شرعی این دادگاه را تشکیل داده‌ایم و اداره می‌کنیم. شما بر پایه این موازین و بر این مبانی محاکمه می‌شوید. فرمودند که امکان تهیه سند نبوده است، شما 13 سال بدون سند و مدرک، آنچه خواستید کردید و هیچ مدرکی هم بر جای نگذاشتید، هیچ سندی هم ارائه نکردید. ما از شما در جزئیات اینکه برنج را کیلویی چند خرید و مس را چند فروختید اصلا سوالی نداریم که شما وارد جزئیات شوید و به ما آمار بدهید، کما اینکه در جلسه گذشته هم گفتم که رشد و توسعه سرمایه‌گذاری در سال فلان، آنقدر بوده و در سال بعد اینقدر یا درآمد سرانه از فلان قدر به فلان قدر و یا تورم به صفر رسید، ما فرض می‌کنیم هر چه می‌گویید درست است، اما من دو جمله از بیانات سرکار را می‌خوانم و این تحقیقی که شده در مورد آزادی و نقض حقوق بشر و نقض آزادی مصرح در قانون اساسی.


عکس :هویدا به سخنان رییس دادگاه گوش‌ می‌دهد